سولز با چاشنی هشت بیتی
خانه » نقد و بررسی » نقد و بررسی بازی
پس از تاخیرهای فراوان بالاخره بازی Mina the Hollower منتشر شد. محصول جدیدی از استودیوی Yacht Club Games که ما آن را با Shovel Knight، شاهکار دوست داشتنیش به یاد میآوریم. امروز در بخش نقد و بررسی بازی وبسایت دنیای بازی به بررسی بازی Mina the Hollower میپردازیم تا ببینیم استودیوی Yacht Club Games پس از چندین سال سکوت خبری با چه اثری نزد مخاطبان و طرفداران آمده است.
در سال ۲۰۲۲ استودیوی Yacht Club Games خبر ساخت اثر جدید خود را داد. استودیو با شروع یک کمپین Kickstarter بالای ۱ میلیون دلار برای این بازی به جذب سرمایه پرداخت و کار روی ساخت آن را با جدیت بیشتری دنبال کرد. چندی بعد، سازندگان اعلام کردند که قصد داشتند بازی را در سال ۲۰۲۳ منتشر کنند. اما به دلیل گسترش ابعاد پروژه، انتشار آن را به تاخیر میاندازند. این تاخیرها تا چند روز پیش، دقیقتر بگوییم، تا ۲۹ مه ۲۰۲۶ ادامه داشت ولی بالاخره بازی عرضه شد و تا به الان نقدها و نمرات خوبی را تصاحب کرده است.
ماجرای بازی در جزیرهای به نام اسکس «Ossex» رخ میدهد. بازیکن در نقش موشی به نام مینا قرار میگیرد. یک مخترع ماهر که در دنیای بازی یک هالوور است. توانایی هالووینگ یک توانایی مهم در دنیای بازی است که به کمک آن اشخاص میتوانند مدت زمان معینی را در زیرزمین حفاری و از مکانها و موانع مختلف عبور کنند.
ده سال قبل، مینا ۶ ژنراتور برای جزیرهی اسکس میسازد تا اهالی جزیره به کمک آن از نیروی الکتریسیتهی موجود در رعد و برق استفاده کنند. بازی با یک درخواست کمک از طرف مارشال جزیرهی اسکس شروع میشود. مشکلاتی برای ژنراتورهای اسکس پیش آمده و شهر در حالتی بحرانی قرار دارد. بارون لیونل از مینا درخواست میکند تا به جزیره آمده و دلیل از کار افتادگی ژنراتورها را پیدا کند.
داستان بازی در ابتدا ساده و تکراری به نظر میرسد. قهرمانی که فرا خوانده شده تا مردم شهر را نجات دهد و آنان را به سوی زندگی خوب و خوش خود برگرداند. تفاوتی که در بررسی بازی Mina the Hollower به چشم میآید عمق داستانها و شخصیتهای فرعی بازی است. در ساعات ابتدایی بازی شما با یک روایت کاملا خطی روبرو هستید. اما پس از رسیدن به اسکس و مبارزهی اولیه با ویلن بازی، جهان بازی برای شما باز میشود. شما همانند یک جوجهی پرنده که تازه پرواز را یاد گرفته به دنیای وسیعی پرتاب میشوید.
هر NPC که در شهر یا بیرون از آن میبینید برای خودش داستانی دارد. ۹۰ درصد آنان اشخاصی هستند که یک ماموریت فرعی برایتان دارند یا خود جزو یک ماموریت فرعی هستند. تعامل با NPCها بخش مهمی از بازی را شکل میدهد. بدون صحبت کردن با آنها حتی نمیتوانید داستان اصلی بازی را پیش ببرید.
بازی قصد دارد تا با قصهی زیبای خود اثرات ناخواستهای که انسان بر روی محیط زیست میگذارد را نشان بدهد. مینا در مقطعی از بازی متوجه میشود که اختراعاتش چه تاثیری بر اکوسیستم جزیره گذاشته و بحران و آشوب داخل جزیره صرفا به دلیل خرابی ژنراتورها نیست.
بازی با داشتن کوئستها و ماموریتهای مختلف، قصد دارد تا تمام اتفاقات رخ داده در جزیره را پوشش دهد. با پیشروی در بازی و انجام درخواستهای مختلف NPCها شما اطلاعات بیشتری از شخصیتهای اصلی بازی «به خصوص ثورن، ویلن بازی و لیونل» به دست میآورید. همانطور که گفتم سازنده با این ماموریتها تلاش داشته تا عمق بیشتری به شخصیتها بدهد.
تجربهی بازی و سر و کله زدن با حیوانات تسخیر شده و هیولاهای جهشیافته، این سوال را برای من ایجاد کرد که یک عنوان تا چه حدی میتواند سخت باشد و این سختی چگونه باید طراحی شود تا بازی از یک محصول اعتیاد آور و جذاب به یک عنوان اعصاب خردکن تبدیل نشود.
از گذشته تا الان بخش بزرگی از دنیای ویدیوگیم از بازیهایی تشکیل شده که برای تجربهی کامل آنها به مهارت زیادی احتیاج دارد. عناوینی که در زبان تخصصی ویدیوگیم آنها را مهارت محور «athletic» مینامیم و در آنها گیمر باید مهارت و هماهنگی بالایی در کنترل دستان و چشمان خود داشته باشد. بخواهم از یک عنوان سخت اما جذاب یاد کنم به سراغ Elden Ring و Sekiro میروم. عناوینی که سختی آنها داغ عمیقی را بر دل گیمرها گذاشته و درصد بالایی از خریداران بازی اصلا نتوانستند این بازیها را تمام کنند. مینا را میتوان در دستهبندی سولزلایک جا داد، اما همانطور که در ادامه به آن اشاره میکنم این قضیه تبدیل به یک شمشیر دو لبه برای بازی میشود.
در تجربه و بررسی بازی Mina the Hollower اولین چیزی که به چشم میآید نمای ایزومتریک بازی است. شما از زاویهی بالا به دنیای بازی نظاره میکنید و این نما بازیکن را به یاد عناوین کلاسیک زلدا ، که سهم بسیار بزرگی در پیشبرد ژانر ادونچر دارند، میاندازد. از همان ابتدا بازی به شما میگوید که میتوانید از میان سه سلاح «یک شلاق، دو شمشیر کوتاه و یک چکش جنگی سنگین» یکی را انتخاب کنید و ماجراجویی خود را آغاز کنید.
برای رد شدن از موانع بازی چندین راه حل وجود دارد که جالبترین آنها هالووینگ است، با فشردن دکمهی پرش شخصیت شما برای چند ثانیه به زیر زمین رفته و با حفر تونل مسافت کوتاهی را از زیر زمین طی میکند. شما محدودیتی در انجام دفعات هاووینگ ندارید و میتوانید در نبردها از این توانایی برای جاخالی دادن و فرار و دور زدن دشمنان استفاده کنید.
مکانیزمهای بازی در کل به سه حرکت محدود میشوند. هالووینگ، پرش و ضربه زدن. اما اصلا فکر نکنید که این سه حرکت باعث میشوند که شما از تجربهی این عنوان لذت نبرید. ضربات شما صرفا می تواند در ۴ جهت اصلی به دشمنان وارد شود و از همین رو حتی سادهترین دشمنان شما میتوانند مرگبار ظاهر شوند. در دو ساعت ابتدایی بازی زجر زیادی را متحمل شدم تا توانستم به نحوهی مبارزه با دشمنان عادت کنم و پس از شکست اولین باس بازی به اسکس برسم.
بخش اعظمی از سختی بازی به خاطر سیستم حرکتی و مبارزاتی سادهی آن است. این سادگی میتواند برای گیمرهای قدیمی حس نوستالژیک و جذابی داشته باشد. اما اجازه دهید واقعبین باشیم، این نحوهی کنترل و مبارزه برای نسل جدید چندان خوشایند به نظر نمیرسد. مخصوصا وقتی که محیط مبارزه یک فضای تنگ و بسته با چالشهای بسیار سخت، مانند پرتگاههای مرگبار و موانعی باشد که باعث شود بازیکن در یک گوشه گیر کند و توسط دشمنان کشته شود.
اما سازنده تا حدودی توانسته با این مشکل کنار بیاید. مودیفایرهای گوناگونی از همان ابتدا قابل فعالسازی هستند که بازی را برای بازیکنان آسانتر میکنند، مانند جان بینهایت و یا پرش طولانی «به لطف همین قابلیتها بود که توانستم در بازی پیشرفت کنم»، البته که برای بازیکنان مازوخیسم که سطح سختی بازی برایشان کافی نیست هم گزینههایی تعبیه شده تا بازی را بیش از پیش سخت و عذابآور کند.
در عناوین سبک مترویدوانیا، به وفور شاهد مسیرهایی هستیم که عبور از آنها به ابزار خاصی احتیاج دارد، یک طلسم، کلید و یا یک رمز عبور. در بازی با چنین موانعی روبرو میشویم. منتهی فرق بزرگی که در اینجا وجود دارد این است که نمیدانیم چگونه و با چه ابزاری از این موانع عبور کنیم. ابزارهای زیادی با نام سایدآرم «Sidearms» در بازی وجود دارند که میتوانند در موقعیتهای مختلف به مینا کمک کنند. مفیدترین آنها، چترهایی هستند که اجازه میدهند مینا مدت طولانیتری در هوا بماند و بتواند از گودالهای پهن عبور کند.
دشمنان در بازی از تنوع نسبتا بالایی برخوردار هستند. برخی از آنها در تمامی استیجها حضور دارند و برخی صرفا مخصوص یک منطقه و شهر هستند. مبارزه با هرکدام از آنها راه و روش خاص خود را دارد. میشود گفت سختترینشان دشمنانی هستند که توانایی دفع ضربات را دارند و ما باید برای صدمه زدن به آنها به پشتشان برویم.
نقشهی بازی و طراحی آن یکی از زیباترین و دوست داشتنیترین قسمتهای بازی است. از همین ابتدا باید بگویم که بازی تا مدتها نقشهی مشخصی ندارد و با انجام یک کوئست خاص میتوانید یک نقشهی کلی از بازی به دست آورید. جهان بازی از ۱۲۰۰ صفحهی مرتبط با هم تشکیل شده است. صفحاتی که اکثر آنها به روشی خطی به یکدیگر متصل هستند. موضوع جایی جالب میشود که شما با پیشروی در بازی به میانبرهایی بر میخورید که دو منطقهی بازی را به یکدیگر وصل میکنند. البته که یافتن این میانبرها آسان نیست. شما باید در هر صفحه حواستان به تک تک دیوارهای اطراف باشد تا بتوانید این میانبرها را پیدا کنید.
ذکر کردم که بازی نقشهی مشخصی ندارد. همین موضوع باعث میشود که مخاطب جوان و آماتور بیخیال تجربهی بازی شود. نبود یک ژورنال جمع و جور هم به این قضیه دامن میزند. شما ممکن است در مکامله با یک NPC سرنخی از یک ماموریت فرعی یا اصلی به دست آورید. اما این نکات و سرنخها در هیچ جایی ثبت نمیشود و نمیتوانید در هر لحظه به آن دسترسی داشته باشید. نتیجه چه میشود؟ بازیکنی که به بن بست خورده و حالا باید چندین صفحه را برگردد تا بتواند با صحبت کردن با یک NPC سرنخ مورد نظر خود را بگیرد و دوباره از مسیر پر پیچ و خم بگذرد و به نقطهی مد نظر برسد. آن هم بدون نقشه!
سازندگان واقعا دوست داشتند تمام مناطق بازی جستجو شود و چیزی از قلم انداخته نشود. به همین منظور بسیاری از کوئستهای فرعی به داستان و ماموریتهای اصلی مرتبط هستند. به عنوان مثال مسیرهای زیادی وجود دارند که توسط صندوقهای چوبی بسته شدهاند و فقط با بازکردن آنها میتوانید ازشان عبور کنید. شما باید با انجام ماموریتهای فرعی و گشت و گذار در استیجهای مختلف کلید این صندوقچهها را به دست آورید و از آنها عبور کنید.
گیمپلی Mina the Hollower به خودی خود جذاب و گیراست، حتی میتوان از سختی بالای بازی چشم پوشی کرد، اما نبود نقشه و یک ژورنال که اتفاقات و شخصیتهای بازی را برای ما ثبت کند کار را خراب میکند. البته که این قضیه عیب بزرگی محسوب نمیشود. بازیکنان همچنان میتوانند با راهنماییهای اینترنتی از بازی لذت ببرند. اما گیمر با عنوانی که برایش گنگ نباشد و بتواند تنهایی در دنیا و ماجراهایش غرق شود ارتباط بیشتری میگیرد تا محصولی که برای تجربهاش به واکتروهای یوتیوب مراجعه کند.
محصولات زیادی در این چندساله توانستهاند ثابت کنند که گرافیک و آرت یک بازی میتواند زیبا باشد اما واقعگرایانه و امروزی نباشد. Stardew Valley ، Coffee Talk و حتی ساختهی قبلی استودیو، Shovel Knight همه از گرافیک پیکسلی برخوردار بودند اما زیبایی خاص خود را داشتند و بازیکن را مجذوب صفحه نمایش میکردند. مینا هم در همین گروه قرار میگیرد.
با وجود گرافیک ۸ بیتی بازی که من را به یاد بازیهای دهه ۸۰ و ۷۰ میاندازد اثر خسته کننده ظاهر نمیشود. مناطق بازی هر کدام طراحی ویژه و خاص خود را دارا هستند. تم خاکستری بر اسکس، که به عنوان یک شهر مدرن با خیابانهای سنگفرش شده به تصویر کشیده میشود اعمال شده، اما Nox’s Bayou که یک مرداب آلودهشده در جهان بازی است با یک تم بنفش و صورتی به تصویر کشیده میشود.
با وجود گرافیک ۸ بیت و صفحات رنگارنگ و متنوعی که در بازی با آنها طرف هستیم، تم و حال و هوای بازی به آثار گوتیک و ترسناک شبیه است. بخشهایی از داستان هم با یک آرت شات زیبا به تصویر کشیده میشود. این هماهنگی نشان دهندهی این است که استودیو درک کاملی از داستان و فضای بازی خود داشته و دیزاینرهای هنرمند بازی توانستهاند پل محکمی میان داستان، گیمپلی و طراحی بصریی بازی برقرار کنند.
موسیقی بازی با تم پیکسل آرت آن هماهنگی کاملی دارد، همچنین دارای تنوع و خلاقیتهای بسیاری است که باعث میشود اکتشاف شما در سراسر بازی با هیجان و جذابیت خاصی دنبال شود.
استودیوی Yacht Club Games که با مشکلات مالی و چالشهای زیادی سر و کله میزند توانسته تا یک اثر درخور توجه و تحسین به مخاطبان ارائه کند. بازی Mina the Hollower بیشک یکی از برترین عناوین امسال به حساب میآید، اما همچنان در ارائه و اثبات خودش به قشر بزرگی از گیمرها به مشکل بر میخورد. Mina the Hollower همانند استاد و معلمی است که از بار علمی بالایی برخوردار است اما نمیتواند دانشش را به دانشجویان خود منتقل کند. اشخاص زیادی به شاهکار بودنش رای میدهند، اما آن را برای تجربه کردن و لذت بردن انتخاب نمیکنند.
این بود از بررسی بازی Mina the Hollower، در وبسایت دنیای بازی نظر شما همراهان دنیای بازی در مورد این بازی ایندی جذاب چیست؟
یه معلم گیمر، دیگه چی از این بهتر!!!
برای اطلاع از جدیدترین اخبار، نقد و بررسیها و ویدیوهای اختصاصی، ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید. همراه شما هستیم.