فاقد هر گونه ارزش
خانه » نقد و بررسی » نقد و بررسی بازی
بازی The Exit Project: Backstreets عنوان ترسناکیست که توسط استودیو Nostra Games ساخته شده است. سبک گیمپلی این بازی در دسته پازل و Anomaly Hunting قرار میگیرد. آیا این بازی ارزش تجربه دارد؟ با بخش نقد و بررسی بازی در وبسایت دنیای بازی همراه باشید.
بازی The Exit Project: Backstreets عنوانی اولشخص در ژانر پازل با چاشنی وحشت است. اثری که تلاش میکند با ایده سادهای موسوم به Anomaly Hunting کاربر را سرگرم کند. بازی شما را در یک کوچه باریک و بسته قرار میدهد؛ فضایی که در ظاهر کوتاه است اما در عمل به یک چرخه بیپایان تبدیل میشود. به عبارتی دیگر، بازی میخواهد صرفا با یک لوپ بیپایان در یک کوچه، حس سردرگمی و ترس ایجاد کند. مکانیک اصلی بازی چیست؟ این است که در انتهای کوچه از یک در عبور کنید و دوباره در ابتدای همان کوچه ظاهر شوید. سپس باید بین دو در پیشرو یا در پشتسر یکی را انتخاب کنید.
بگذارید بهتر توضیح بدهم. کاری که واقعا در بازی انجام میدهید، این است که تشخیص بدهید آیا کوچه عادی است یا اینکه یک آنومالی یا ناهنجاری در آن رخ داده و وضعیت عادی نیست. مثلا اگر کلاغها پرواز میکنند، صدای رادیو تغییر میکند یا صدای کوبیده شدن در میآید، یک آنومالی رخ داده است. در این موارد باید برگردید و از در پشت سر خود خارج شوید.
با هر بار گذر از در، یک شمارنده روی کرکره بسته سمت چپ شما ظاهر میشود و عدد با انتخاب مسیر درست بالا میرود، اما با یک اشتباه، صفر میشود و همه چیز دوباره از اول شروع میشود تا شخصیت اصلی باز هم غر بزند. این تمام «پازل» بازی است.
اگر تمامی آنومالیها را به درستی شناسایی کنید، تمام کردن بازی کمتر از ده دقیقه طول میکشد. بیشتر این آنومالیها به حدی واضحند که عملا جلوی صورت بازیکن داد میزنند. تنها با کمی دقت میبینید که بازی هیچ چالشی ارائه نمیکند. جزئیات هیچ کاربردی ندارند و بازی اصلا از شما نمیخواهد که مثلا تعداد جعبههای حاضر در محیط را به خاطر بسپارید. آنومالیها آنقدری مشخصند که اصلا نیازی به نگاه دقیق نیست. بنابراین تمام این جزئیات محیط فقط تزئینی هستند.
بازی عملا هیچ داستانی ندارد. کارکتر اصلی این بازی، مردی است که میخواهد به خانه خودش برگردد، اما در یک لوپ عجیب و بیپایان گیر میکند. هر بار که در خانهاش را باز میکند، دوباره در ابتدای همان کوچه باریک با همان صدای رادیویی تکراری، ظاهر میشود.
اما شاید مهمترین مسئله اصلی بازی این است که صداگذاری کاملا مصنوعی و بیروح انجام شده است. یک صدای جنریتشده توسط هوش مصنوعی که اصلا لحن خاص، احساس و شخصیت ندارد. چیزی مشابه ویدیوهای درجه چندم تبلیغاتی که بارها شاهدش بودیم و هستیم. چنین انتخابی، برای یک بازی که ظاهرا در دسته «ژانر وحشت» است، یک فاجعه محسوب میشود و مشخصا ضربه زیادی به تجربه کاربر وارد میکند. مطمئنم حتی اگر سازنده بازی یک روز از خانه خارج میشد و صدای اولین نفری که در خیابان میدید را ضبط میکرد، خروجیاش هزاران مرتبه برابر بهتر از این صدای مرده بود.
بازی تلاش میکند برای یافتن الگوی خروج، با تغییرات محیطی شما را غافلگیر کند. مثلا یک مانکن ناگهان ظاهر میشود. یک مانکن مشغول تکان خوردن و تلاش برای نوع عجیبی از رقصیدن است. اشیای روی قفسه به طور ناگهانی پرتاب میشوند و مثلا جامپاسکر ایجاد میکنند، یا اشیا تکثیر میشوند. گاهی اوقات هم چندین کلاغ با زشتترین و بیکیفیتترین تکسچرهایی که تا حالا دیدید، در کوچه ظاهر میشوند.
ترتیب این اتفاقها نیز کاملا تصادفی است. اما عملا هیچکدام از اینها اصلا کوچکترین قرابتی به ترس و وحشت ندارند؛ فقط یک سری ترفندهای چیپ و درجه چندمند که بعد از دو دقیقه کاملا قابلپیشبینی میشوند. بازی حتی زحمت نمیکشد این اتفاقها را در یک الگوی مشخص قرار دهد. همه چیز تصادفی، بیمنطق، و بدون هیچ حس پیشرفت است.
نبود هرگونه الگوی مشخص در چرخه گیمپلی، تجربه را خستهکننده و آزاردهنده میکند. ممکن است مدتها در لوپ بدوید و تصور کنید پیشرفتی حاصل شده، اما با یک انتخاب پنجاه پنجاه اشتباه، همه چیز از ابتدا آغاز میشود. در واقع، بازی چیزی بیش از یک شیر یا خط ساده نیست که در قالب یک عنوان ترسناک ارائه شده؛ ترسهایی که عمدتا به جامپاسکرهای چیپ یا دیدن مانکنها محدود میشوند. صدای هوش مصنوعی بیاحساس نیز این حس را تقویت میکند که بازی با حداقل تلاش ساخته شده است.
مشکل اصلی، سرگرمکننده نبودن بازی نیست. مشکل اصلی اینجاست که اصلا چیزی برای ارائه ندارد. اوپنینگ و پایان درست و حسابی ندارد. اصلا فان نیست و صرفا خستهکننده است و هیچوقت به چیزی بیش از هیچ تبدیل نمیشود. صرفا یک بازی ۱۰ دلاری خیلی کوتاه است که تنها به مذاق تروفیهانترها (بخوانید دوستانی که فقط عاشق جمع کردن تروفی پلنیتوم با حداقل زمان هستند) شاید خوش بیاید.
اگر این عنوان، اولین تلاش یک بازیساز آماتور بود، میشد آن را درک کرد و امیدوار بود که از اشتباهات خود درس بگیرد. اما مشکل اینجاست که استودیوی Nostra Games در طی دو سال اخیر ۹۱ بازی منتشر کرده است. بله، لیست بلندبالایی از عناوینی که به عمرم هم نشنیدم و مطمئنم شما هم نام آنها را نشنیدید، در لیست بازیهای این استودیو هستند. این حجم از انتشار به معنی واقعی کلمه فلهای، کیفیت ساختههای این استودیو را توضیح میدهد. اگر این فکت کافی نیست، بهتر است بدانید پلی استیشن اخیرا همه بازیهای این استودیو، شامل همین بازی را به خاطر کیفیت بسیار پایین از استور خود حذف کرده است.
بازی The Exit Project: Backstreets چیزی نیست جز یک پروژه فوقالعاده ساده، فاقد ارزش، تکراری و بیهدف که انگار توسط هوش مصنوعی ساخته شده و چیزی نمیتواند این واقعیت را پنهان کند. هیچ دلیل منطقی برای پرداخت ده دلار بابت این «بازی» وجود ندارد. The Exit Project: Backstreets صرفا سعی کرده با استفاده از یک ترند و بدون اینکه اصلا چیزی برای ارائه داشته باشد، درآمد راحتی کسب کند. همین و بس.
The Exit Project: Backstreets is nothing more than an extremely simple, valueless, repetitive, project that feels like a product made by ai, and nothing can hide that fact. There is no logical reason to pay ten dollars for this “game.” The Exit Project: Backstreets tried to make easy money without having anything to offer at all. and that’s the bottom line.
بررسی بازی The Exit Project: Backstreets بر اساس نسخه ارسالی ناشر یعنی استودیو Nostra Games روی پلتفرم نینتندو سوییچ ۲ به رشته تحریر درآمده است.
این بود بررسی بازی The Exit Project: Backstreets، ممنون از همراهی شما مخاطبان حرفهای رسانه دنیای بازی.
برای اطلاع از جدیدترین اخبار، نقد و بررسیها و ویدیوهای اختصاصی، ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید. همراه شما هستیم.