خانه » مقالات بازی
برند اکسباکس در بیش از دو دهه حضورش در بازار و رقابت مستقیم و غیرمستقیم با شرکتهای دیگر، موفق به ساخت جایگاهی محکم برای خود شد. در برخی بخشها پیشگام بود و مرزهای صنعت بازیهای ویدیویی را جلو برد و در برخی مواقع هم با تصمیمات عجیب و بحثبرانگیز مورد خشم کاربران و رسانهها قرار گرفت. ولی در نهایت موفق شد تا خودش را به عنوان یکی از سه صاحب پلتفرم و غولهای صنعت حفظ کند و با رقابت مستقیم با پلیاستیشن، به هرچه بهتر شدن این صنعت محبوب کمک کند. با مقاله نگاهی به استراتژی جدید اکس باکس همراه بخش مقالات دنیای بازی باشید.
در ماههای اخیر و پس از بازنشستگی فیل اسپنسر از سمت خود به عنوان رئیس اکس باکس و جایگزینی آشا شارما، تغییرات بزرگی در این برند رخ داده است. از تغییر استراتژیهای کوتاه و طولانی گرفته تا تغییر ساختارها و این تغییرات خبر از تغییر رویکرد این برند میدهند ولی سوال اصلی این است که آیا با این تغییرات، اکسباکس میتواند اعتبار از دست رفته خود طی سالهای اخیر را برگرداند؟
مدیر جدید برند اکسباکس مسیر متفاوتی را پیموده تا به صندلی ریاست سومین ناشر بزرگ صنعت بازیهای ویدیویی برسد. او فعالیت حرفهای خودش را از کار در حوزه مارکتینگ آغاز کرده و بعدتر به شرکتهایی از جمله Meta و Instacart رفت و بعد هم به مایکروسافت برگشت تا بخش هوش مصنوعی این شرکت را راهبری کند و میتوان گفت در تمام این فعالیتها موفق عمل کرده و حالا در ۳۷ سالگی رئیس یکی از بزرگترین شرکتهای سرگرمی جهان است. ولی آیا فعالیت در شرکتهای مختلف و تمرکز بر توسعه مدلهای هوش مصنوعی، شارما را به یک مدیر لایق برای برند اکسباکس تبدیل میکند؟
یکی از ویژگیهای فیل اسپنسر آشنایی او با بازیهای ویدیویی بود. اسپنسر که خودش را یک گیمر حرفهای میدانست و همیشه در هفته زمانی را به بازیهای ویدیویی اختصاص میداد ولی شارما چنین ویژگیای ندارد. او به این دلیل به این سمت رسیده که در موفقیت محصولاتی در شرکتهای قبلی موفق عمل کرده و به نظر میرسد به این دلیل به ریاست اکس باکس رسیده تا این برند را نیز وارد مسیر دیگری کند تا ردموندیها بتوانند همه پتانسیل خود را آزاد کنند.
با نگاهی به مسیر شغلی و کارنامه شارما میتوان دید که او توانایی خوبی در مدیریت بخشهای عملیات و توسعه محصول دارد و با توجه به تعداد زیاد استودیوهای اکسباکس، بخشهای مختلف سختافزار، توسعه و مدیریت خدمات و… فردی مثل او اتفاقا میتواند به فرد مناسبی برای این شرکت تبدیل شود.
شارما در شروع فعالیت خود دو محور اصلی برای استراتژی خود معرفی کرد. او قصد دارد که با فعالیتهایش باعث «بازگشت اکس باکس» شود و «بازیهای فوقالعاده» تولید کنند. به ظاهر اهداف واضح و سادهای هستند ولی همه میدانیم که اگر انجام این کار ساده بود، اکس باکس در وضعیت فعلی خود قرار نداشت. پس باید دید این مدیر جوان چه برنامههایی برای برگرداندن این برند به رقابت با پلیاستیشن دارد.
در سالهای اخیر، رویدادهای تابستانی اکسباکس همیشه کیفیت بالایی داشتهاند. تعداد بالای استودیوهای تحت کنترل اکسباکس و قراردادهای تجاری مرتبط با گیم پس، رویدادهای اکسباکس را به برنامههایی جذاب تبدیل میکردند و رویداد امسال آنها هم از این قاعده مستثنی نبود. مهمترین تفاوت این رویداد اما خط و نشان شارما و بازگرداندن مفهومی بود که در زمان فیل اسپنسر فراموش شده بود؛ بازیهای انحصاری!
شارما به سادگی اعلام کرد که معتقد است مهمترین دلیل افراد برای خرید یک سختافزار، بازیهایی هستند که به شکل انحصاری برای آن سختافزار توسعه داده میشوند. روشی که پلیاستیشن سالهاست از آن بهره میبرد و موفق شده تا جامعه طرفداری بزرگ و قدرتمندی بسازد.
شارما برای شروع مجدد این رویکرد با یکی از سه ستون اصلی اکسباکس قدرتنمایی کرد. در همان رویداد اعلام شد کن بازی Gears of War: E-Day تنها برای کنسولهای XBOX Series و رایانههای شخصی منتشر خواهد شد و کاربران پلیاستیشن هرگز به این بازی دسترسی نخواهند داشت. حتی بعدتر بر کلمه «هرگز» تاکید کرد تا شبههای ایجاد نشود که ممکن است این انحصار به شکل زمانی ایجاد شده باشد.
این موضوع برای بازی در حال توسعه Clockwork Revolution هم صادق است که نشان میدهد در آینده باید منتظر انحصاری شدن بازیهای بیشتری باشیم. همچنین توضیح داده شد که بازیهای Forza Horizon 6 و FABLE به این دلیل انحصاری نشدهاند که قراردادهای تجاری از پیش بسته شده بوده قابل تغییر نبودهاند.
رویکرد تهاجمی شارما دهانکجی مستقیمی به سیاستهای «برد-برد» اسپنسر است. شارما حتی از نمایش Halo: Campaign Evolved در State of Play جلوگیری کرد و میتوان این حدس را زد که اگر قراردادهای تجاری و بالا بودن هزینه خارج شدن از آن توافقها نبود، از انتشار بازی روی پلیاستیشن هم جلوگیری میکرد.
افرادی که به سراغ خرید Nintendo Switch 2 و PlayStation 5 میروند، به دنبال تجربه بازیهایی هستند که روی پلتفرم دیگری در دسترس نیستند. شارما قصد زنده کردن قدیمیترین سیاست ممکن را برای یک شرکت صاحب پلتفرم را دارد. بازیهای باکیفیت و انحصاری که تبدیل به دلیلی برای خرید آن پلتفرم باشند. سیاستی که با اجرای درست آن میتوان امیدوار بود که اکسباکس دوباره بتواند با پلیاستیشن کشتی بگیرد.
یکی دیگر از تغییرات اکسباکس تحت مدیریت شارما، کم شدن تمرکز از گیم پس است. سرویسی که از ایدههای اساسی اسپنسر برای رشد برند اکسباکس بود و شکل دسترسی بازیکنان به بازیها را تغییر داد. سرویسی که از همان زمان معرفی تا امروز موافقان و مخالفان زیادی داشته و دارد و در سالهای اخیر به محور اصلی سیاستگذاریهای اکسباکس تبدیل شده بود. به حدی که بسیاری، کنسولهای XBOX Series X|S را دستگاههای میزبان گیم پس (Game Pass Machine) میدانستند، نه کنسولهای بازی. این تمرکز هزینه زیادی برای این برند به همراه داشت و امروز که دادههای زیادی در این مورد منتشر شده است، میتوانیم بگوییم که این هزینهها، سوددهی مد نظر مایکروسافت را به همراه نداشته است.
همین موضوع باعث شد تا تمرکز کمتری روی این سرویس بماند. البته که همچنان همه بازیهای تولید شده توسط استودیوهای اکسباکس (به استثنای Call of Duty) در روز عرضه، روی این سرویس نیز در دسترس قرار میگیرند ولی دیگر قرار نیست بازیها برای حضور روی گیم پس طراحی و تولید شوند، دیگر قرار نیست قراردادهای چند ده یا صد میلیون دلاری حضور بازیهای بزرگ در روز انتشار روی گیم پس بسته شود و دیگر قرار نیست نسخههای جدید Call of Duty که یکی از بزرگترین محصولات سرگرمی هر سال هستند در روز عرضه روی این سرویس در دسترس قرار بگیرند.
همچنین گزارش دیگری نشان میداد که روند عقد قراردادهایی برای حضوری بازیهای جدید روی این سرویس برای مدتی متوقف شده است. اتفاقی که احتمالا به بازنگری و در نهایت تغییر رویکرد اکسباکس در قبال سرویس گیم پس ختم شده است.
با توجه به رویکرد تیم جدید مدیریت اکسباکس و اینکه گیم پس در سالهای موجودیت خود موفق نشده تا به اهداف تعیین شده برسد، بعید نیست که ابعاد این خدمات کوچکتر شود. خروج Call of Duty و پایین آمدن هزینه استفاده از این خدمات و احتمالا کمتر شدن حضور بازیهای شرکتهای شخص ثالث در روز عرضه روی این سرویس، گیم پس به یک ویژگی جانبی و همچنان جذاب در پلتفرم اکسباکس تبدیل میشود که شاید دیگر کسی به خاطر این سرویس به سراغ کنسولهای اکسباکس نرود، ولی همچنان یک ارزش افزوده دوستداشتنی برای کاربران خواهد بود.
یکی دیگر از ویژگیهای سیستم مدیریت شارما، رویکرد استارت آپی است. تصمیمهای سریع و دقیقه نودی، تیمهای تصمیمگیری کوچک، کوتاه کردن مسیرهای بروکراسی و… این روشی است که در شرکتهای قبلی برای شارما نتایج خوبی به همراه داشته و به همین دلیل هم هست که به تازگی قرار بر این شده است که تیم Mojang به عنوان توسعهدهنده پرسودترین محصول اکسباکس یعنی بازی Minecraft به شکل مستقیم به خود شارما گزارش دهد.
این روشهای مدیریت معمولا در شرکتهای کوچکتر که تعداد نیروها بسیار کمتر از مجموعه اکسباکس است، شدنی و قابل اجراست ولی آیا این روش در یک شرکت چند ملیتی و چند ده هزار نفری مثل اکسباکس هم نتیجه خواهد داد؟ این سوالی است که فقط زمان پاسخش را در اختیار دارد.
البته این احتمال هم وجود دارد که این سیستم مدیریتی تنها برای مدتی محدود و برای تسریع روند انتقال پروسههای کاری اتخاذ شده باشد. به این صورت که شارما میخواهد در سریعترین زمان ممکن روندهای کاری شرکت را به صورت مطلوب خودش برساند و سپس پروسههای مناسبتری که زمان بیشتری برای اجرا طلب میکنند را جایگزین کند. این هم موضوعی است که زمان مشخص میکند.
چیزی که این روزها مشخص است، این است که مدیریت جدید اکسباکس اصلا دل خوشی از سیستمهای مدیریتی قبلی ندارد و در تلاش است تا هرچه سریعتر روند کاری مطلوب خودش را اجرا کند تا بتواند کارها را مطابق ایدهها و استراتژیهای خودش جلو ببرد.
در نهایت و زمانی که به عنوان مخاطب به وضعیت برند اکسباکس نگاه میکنیم، تفاوت زیادی را در جایگاه این برند نمیبینیم. هنوز اکسباکس همان برند غیر قابل اعتماد است که هر سال با نمایشی خیرهکننده در ماه مه هوش از سر بازیکنان میبرد و در نهایت بازار را به رقیب قدیمی خود واگذار میکند. وعدههای حیرتانگیز میدهد و در نهایت به دلایل مالی و فشار مدیریت بالاسری مجبور به عقبنشینی میشود. شعار حمایت از بازیسازان و بازیکنان را میدهد ولی در نهایت پروژهها را کنسل و استودیوها را تعطیل میکند.
آشا شارما باید سختترین تصمیمها را بگیرد و برند تحت مدیریت خود را از یک مسیر ویرانشده عبور دهد. او عمارت بزرگ و باشکوهی را تحویل گرفته که سالها در آتش سوخته؛ درست است که عمارت هنوز بسیار بزرگ است و منابع زیادی در خود دارد ولی بازسازی آن زمان و دقت زیادی طلب میکند. باید صبر کرد و دید که شارما مسئول کامل کردن پروژه نابودی اکسباکس به عنوان یک پلتفرم ویدئو گیمی است یا همان ناجی که بالاخره این غول زخمی و گیج را از جای خود بلند میکند و آتش مورد نیاز برای رقابت غولهای ویدیو گیمینگ را داغ میکند.
این چیزی است که به زودی همه ما با هم پاسخ آن را خواهیم فهمید.
این بود مقاله نگاهی به استراتژی جدید اکس باکس، ممنون از همراهی شما مخاطبان حرفهای دنیای بازی.
برای اطلاع از جدیدترین اخبار، نقد و بررسیها و ویدیوهای اختصاصی، ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید. همراه شما هستیم.