پیامی از دل تاریکی
خانه » نقد و بررسی » نقد و بررسی بازی
بازی Hollow Signal یک بازی یک شوتر روگلایت مستقل است که در فضایی موسوم به Noir-fi جریان دارد. بازی Hollow Signal از آن دسته بازیهاست که تلاش میکند پیش از هر چیز، حس اضطراب و ناشناختگی را در ذهن بازیکن ایجاد کند. دنیایی تاریک، سیگنالی مرموز و دشمنانی که انگار از دل همان آشوب متولد شدهاند، فضایی را میسازند که مدام از شما میخواهد زنده بمانید. اما آیا این بازی فقط به خاطر اتمسفر متفاوتش ارزش تجربه دارد یا میتواند در گیمپلی هم حرفی برای گفتن داشته باشد؟ در ادامه با نقد و بررسی بازی Hollow Signal همراه سایت دنیای بازی باشید.
در بازی Hollow Signal همهچیز از یک سیگنال مرموز آغاز میشود؛ سیگنالی که بهتدریج دچار فرسودگی شده و هرچه بیشتر گسترش پیدا میکند، دنیای اطراف را نیز آلوده میسازد. موجوداتی که با آن روبهرو میشوید، دشمنان معمولی نیستند. آنها حاصل همین سیگنال فاسد هستند، گویی از دل امواج و پارازیتها متولد شدهاند. شما در نقش یکی از شکارچیان وارد این انتقال مخدوش میشوید تا منشأ این آلودگی را پیدا کنید. شما باید در برابر موجهای بیپایان دشمنان دوام بیاورید و در نهایت این سیگنال را خاموش یا بازنویسی کنید. داستان بازی بهصورت مستقیم روایت نمیشود، بلکه بیشتر از طریق محیط، جلوههای بصری و فضای مرموز آن به مخاطب منتقل میشود.
بازی Hollow Signal در سبک روگلایت ساخته شده است. در این سبک، هر بار که بازی را آغاز میکنید، وارد یک Run جدید میشوید. نقشه، ترتیب ارتقاها، دشمنان یا رویدادها میتوانند با دفعه قبل متفاوت باشند. اگر شکست بخورید، آن Run به پایان میرسد و باید دوباره از ابتدا شروع کنید، اما معمولاً بخشی از پیشرفت شما، مانند شخصیتهای جدید، ارتقاهای دائمی یا قابلیتهای تازه، برای دفعات بعد حفظ میشود.
در ابتدا شما میتوانید یکی از چهار شکارچی را انتخاب کنید و وارد شوید. هر کدام از این شکارچیها در ابتدا هر شکارچی ویژگی خاص خودش را دارد. این ویژگی معمولا خلاصه شده در سلاحی که با آن به دشمنان آسیب میرسانند.
بعد از اینکه توانستید تعدادی از موجودات بازی را از بین ببرید، نوار بالای سر شما پر میشود و این امکان را به شما میدهد یکی از سه گزینه پیش روی خودتان را انتخاب کنید. حال این انتخاب میتواند یک سلاح جدید باشد، ارتقا سلاح خودتان باشد، یک حفاظ در برابر حمله مهاجمان و یا افزایش سرعت کارکتر بازی باشد. همین ویژگی باعث میشود هیچ دو بار تجربه بازی کاملا یکسان نباشد و بازیکن برای ساختن ترکیبهای جدید از سلاحها و ارتقاها بارها به بازی بازگردد.
تا اینجا به نظر میرسد که خطری وجود ندارد اما بعد از گذشت پنج دقیقه، اولین باس بازی ظاهر میشود. تمام انتخابهای شما در این پنج دقیقه، شما را روبهروی این باس قرار میدهد. زمان در اینجا متوقف میشود تا شما بتوانید این هیولای چشم قرمز را شکست دهید. ما با یک چرخه روبهرو هستیم، چرخهای که هر پنج دقیقه ما را مقابل یک غول بیشاخ و دم قرار میدهد.
یکی از ویژگیهای متفاوت بازی Hollow Signal، استفاده از فضایی است که سازندگان آن را Noir-fi مینامند. این اصطلاح ترکیبی از Noir و Science Fiction است. Noir سبکی است که بر تاریکی، حس تنهایی، ابهام، ناامیدی و رازآلود بودن فضا تاکید دارد؛ در حالی که Sci-Fi یا علمیتخیلی، فناوریهای پیشرفته، سیگنالها، سیستمهای دیجیتال و مفاهیم آیندهنگر را وارد داستان میکند.
محیط بازی در اصل یک قبرستان است، به هر طرف که سر میزنید موجودات عجیب به شما نزدیک میشوند. هر گوشه از بازی میدانید که یکی از این قبرها آخر نصیب شما میشود. پس فرار میکنیم، به گوشهها فرار میکنیم و متوجه میشویم راهی جز جنگیدن و ادامه دادن نداریم. جهانی سرد و مرموز با رنگ و بوی علمی تخیلی شاید انتخاب مناسبی برای این سبک از بازی است.
در Hollow Signal این فضا را میتوان در افکتهای گلیچ، پارازیتهای تصویری، رابط کاربری خرابشده، نورپردازی تیره و دشمنانی دید که انگار از دل یک انتقال دیجیتالی معیوب بیرون آمدهاند. بازی به جای آنکه با جامپ اسکر یا صحنههای ترسناک شما را بترساند، تلاش میکند احساس اضطراب، ناشناختگی و حضور در محیطی ناپایدار را با این فضای ترسناک به بازیکن منتقل کند. احساسی که تا زمانی که ببازید همراه شما باقی میماند.
برخلاف بسیاری از بازیهای کلاسیک که با هر باخت، تمام پیشرفت شما از بین میرود، بازی Hollow Signal بخشی از دستاوردهای شما را حفظ میکند. منابعی که در هر Run به دست میآورید، به شما اجازه میدهند شخصیتهای جدید را آزاد کنید، قابلیتهای دائمی بخرید یا تجهیزات خود را برای دفعات بعد ارتقا دهید. به همین دلیل، هر بار شکست در واقع سرمایهگذاری برای تلاش بعدی قلمداد میشود. آماده شدن برای یک باس در عرض پنج دقیقه غیرممکن است اما این ویژگی کمک خوبی میکند تا شما را به بازی برگرداند و ناامید نکند.
تنوع شکارچیها نیز نقش مهمی در این چرخه دارد. هر شخصیت سبک مبارزه، سلاح اولیه و تواناییهای مخصوص به خود را دارد. در نتیجه، تغییر شخصیت تنها به معنای عوض کردن ظاهر نیست، بلکه استراتژی کلی بازی را نیز تغییر میدهد. بازیکنی که یک شکارچی سریع و چابک را انتخاب میکند، تجربهای کاملا متفاوت از کسی خواهد داشت که با شخصیتی کند اما قدرتمند وارد میدان میشود.
این ساختار باعث میشود ارزش تکرار بازی بسیار بالا باشد. در بسیاری از بازیها، پس از پایان داستان انگیزه چندانی برای بازگشت وجود ندارد، اما در بازی Hollow Signal هر بار آغاز یک Run جدید، فرصتی برای امتحان کردن شخصیتهای تازه، ساخت بیلدهای متفاوت و ثبت رکوردهای بهتر است. این فرمول در گذشته و در بازیهای مختلف امتحان شده و سربلند بیرون آمده است.
بازی Hollow Signal اگرچه مکانیکهای کاملا جدیدی به این فرمول اضافه نمیکند، اما با تلفیق آن با فضایی تاریک، مرموز و علمیتخیلی، تجربهای خلق میکند که میتواند ساعتها بازیکن را درگیر نگه دارد و هر بار او را برای یک تلاش دیگر وسوسه کند.
یکی دیگر از نکات مثبت سیستم پیشرفت در بازی Hollow Signal، ایجاد تعادل میان شانس و مهارت است. در هر Run، ارتقاهایی که دریافت میکنید تا حدی تصادفی هستند و همین موضوع باعث میشود هیچ استراتژی از پیش تعیینشدهای برای پیروزی وجود نداشته باشد. بازیکن باید با توجه به گزینههایی که در اختیارش قرار میگیرد، تصمیم بگیرد کدام مسیر را دنبال کند. آیا بهتر است قدرت حمله را افزایش دهد؟ سرعت حرکت را بیشتر کند؟ یا روی قابلیتهای دفاعی سرمایهگذاری کند؟ این تصمیمها به مرور اهمیت بیشتری پیدا میکنند و میتوانند سرنوشت یک Run را تغییر دهند.
تمام بازیهای مستقل نقصهایی در روز عرضه دارند و بازی Hollow Signal نیز از این قاعده مستثنا نیست. با وجود فضاسازی چشمنواز و هویت بصری منحصربهفرد، این بازی در چند بخش نتوانسته به اندازه ظاهرش متفاوت و نوآورانه عمل کند. البته این ضعفها لزوما تجربه بازی را خراب نمیکنند، اما باعث میشوند بازی Hollow Signal نتواند به یکی از آثار ماندگار این سبک تبدیل شود.
شاید بزرگترین نقطه ضعف بازی Hollow Signal این باشد که در زمینه گیمپلی، چیز کاملا جدیدی ارائه نمیدهد. ساختار کلی بازی بر پایه زنده ماندن در برابر موجهای بیپایان دشمنان، جمعآوری منابع، انتخاب ارتقاها و ساخت ترکیبهای قدرتمند برای ادامه مسیر شکل گرفته است؛ فرمولی که در سالهای اخیر بارها توسط بازیهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته و امتحان خود را پس داده است.
این موضوع لزوما یک ایراد بزرگ محسوب نمیشود، زیرا بسیاری از بازیهای موفق نیز از ایدههای پیشین الهام میگیرند. اما تفاوت زمانی ایجاد میشود که یک بازی بتواند مکانیکی تازه یا سیستم نوآورانهای به این فرمول اضافه کند. در بازی Hollow Signal، این نوآوری بیشتر در طراحی هنری، جلوههای بصری و اتمسفر دیده میشود. به همین دلیل، ما از همان دقایق ابتدایی، احساس آشنایی با روند بازی خواهیم داشت و کمتر با مکانیکی روبهرو میشویم که ما را غافلگیر کند.
سازندگان بازی Hollow Signal تلاش کردهاند دنیایی مرموز و رازآلود خلق کنند. دنیایی که در آن یک سیگنال ناشناخته همه چیز را دچار فساد کرده و موجوداتی عجیب از دل این آشوب پدید آمدهاند. این ایده در نگاه اول بسیار جذاب به نظر میرسد و ظرفیت بالایی برای روایت یک داستان عمیق و چندلایه دارد.
با این حال، بازی تمرکز اصلی خود را روی مبارزات و گیمپلی قرار داده و داستان بیشتر در نقش یک پسزمینه برای اتفاقات عمل میکند. اطلاعات مربوط به جهان بازی، شخصیتها و منشأ سیگنال بهصورت محدود ارائه میشود و روایت بیشتر از طریق توضیحات کوتاه یا فضای محیط شکل میگیرد. اگر از آن دسته بازیکنانی باشید که به دنبال داستانی پرجزئیات، شخصیتپردازی قوی یا روایت سینمایی هستند، احتمال دارد بازی Hollow Signal نتواند انتظارات شما را برآورده کند.
البته این رویکرد کاملاً آگاهانه است و بسیاری از بازیهای روگلایت نیز تمرکز خود را روی گیمپلی میگذارند. اما با توجه به فضای اسرارآمیز بازی Hollow Signal، انتظار میرفت داستان نقش پررنگتری در تجربه بازی داشته باشد.
در مجموع بازی Hollow Signal بازی ضعیفی نیست، بلکه اثری است که پایههای محکمی دارد اما هنوز به تمام ظرفیتهای خود نرسیده است. اگر سازندگان در بهروزرسانیهای آینده بتوانند محتوای بیشتری به بازی اضافه کنند و برخی از مکانیکهای گیمپلی را گسترش دهند، این عنوان میتواند جایگاه بهتری در میان بازیهای مستقل سبک روگلایت به دست آورد.
بازی Hollow Signal هنوز فاصلهای با بهترینهای این سبک دارد. اگرچه ظاهر بازی هویت مستقلی دارد، اما در بخش گیمپلی کمتر میتوان ایدهای کاملاً تازه پیدا کرد. بسیاری از مکانیکهای اصلی، یادآور آثار موفقی هستند که پیش از آن منتشر شدهاند و همین موضوع باعث میشود بازی در برخی لحظات، بیش از آنکه نوآور باشد، آشنا به نظر برسد. همچنین روایت داستانی بازی، با وجود دنیای جذاب و پر رمز و رازش، چندان عمیق نمیشود و بیشتر در پسزمینه باقی میماند. با وجود این کاستیها، نباید فراموش کرد که Hollow Signal یک بازی مستقل است و باید آن را در همین چارچوب ارزیابی کرد.
Hollow Signal is still some distance away from standing among the best games in its genre. While the game has a distinct visual identity, its gameplay offers little in the way of genuinely fresh ideas. Many of its core mechanics are reminiscent of successful titles that came before it, making the experience feel familiar at times rather than truly innovative.
The game’s narrative also falls somewhat short of its potential. Despite its intriguing and mysterious world, the story rarely develops into something particularly deep, instead remaining largely in the background. Even so, it is important to remember that Hollow Signal is an independent title and should ultimately be judged within that context.
بررسی بازی Hollow Signal بر اساس نسخه ارسالی ناشر یعنی Deadline Interactive روی پلتفرم PC به رشته تحریر درآمده است.
این بود بررسی بازی Hollow Signal، ممنون از همراهی شما مخاطبان حرفهای رسانه دنیای بازی.
برای اطلاع از جدیدترین اخبار، نقد و بررسیها و ویدیوهای اختصاصی، ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید. همراه شما هستیم.