خانه » مقالات بازی ذره بین: نکات جالب در مورد بازی Red Dead Redemption × توسط بهزاد ناصرفلاح در 3703 روز قبل 3 رستگاری سرخپوست مرده را میتوان یکی از شاهکارهای راک استار در چند سال گذشته دانست که برای کنسولهای نسل هفتمی منتشر شد. داستانی که در دوران وسترن و سوار کاران و جویندگان طلا اتفاق میافتد و در آن میتوانید یک زندگی به سبک گاوچرانها و چالشهایی که با آنها مواجه بودند را تجربه کنید. پس از انتشار این بازی موج عظیمی از نقدها و نظرات مثبت در مورد تمامی جنبههای این بازی منتشر شد و هنوز و هنوز است بسیاری منتظر اعلام خبر ساخت قسمت دوم این بازی بسیار جذاب هستند. فرصت را مناسب دیدیم تا نکاتی جالب از این بازی را برای شما آماده کنیم، پس در ادامه با دنیای بازی همراه باشید. •«جان مارستون» کمتر از هر شخصیت دیگری در بازیهای ساخته شده توسط شرکت راک استار از کلمههای رکیک استفاده میکند؛ او در کل حالت داستانی بازی فقط سه بار این کلمات را به زبان میآورد، همچنین در حالتهای غیر داستانی نیز به ندرت این قبیل کلمات را از او میشنویم. •جان مارستون تا قبل از انتشار بازی «جی تیای ۵» مسنترین بازیگری بود که نقش یکی از شخصیتهای بازیهای راک استار را ایفا کرده. •منطقه «پلینویو» که در بازی منطقهای نفت خیز است، اشاره به فیلم «خون به پا خواهد شد» محصول سال ۲۰۰۷، با بازی «دنیل دی لوئیس» دارد؛ در واقع در این منطقه یک دفتر وجود دارد که در بیرون آن مردی نشسته است، این مرد نیز در واقع همان شخصیت دی لوئیس در فیلم است. •این اولین بازی راک استار نیست که در دو بخش (منطقه) اتفاق میافتد، اما اولین بازی است که این دو بخش در دو کشور مختلف قرار دارند. •در بازی صحنههای زیادی دیده میشود که اشاراتی به فیلمهای وسترن «کلینت ایستوود» دارد؛ برای مثال دیدن سنگ قبری با نام «گاوچرانی بدون نام» و یا دستاوردی با نام «کمی بیشتر از یک مشت» که وقتی بازیکن بیشتر از ۱۰ هزار دلار در بازی بهدست آورد این دستاورد را کسب میکند. •وقتی که کسی از دشمنان میمیرد صدای «فریاد ویلهلم» به گوش میرسید. این صدای یکی از معروفترین صداهایی است که در صدها فیلم مورد استفاده قرار گرفته است. •شخصیت «رد» در این بازی با دیگر شخصیت رد با بازی «کلینت ایستود» شباهتهای زیادی دارد؛ از جمله این شباهتها میتوان به کلاه گاوچرانی شخصیتهای اشاره کرد. •علی رغم موفقیت این بازی هنوز خبر تأیید ساخت قسمت دوم آن اعلام نشده است. •«کلینت ایستوود»، «رابت ردفورد»، «راب ویتهاف» و «رابرت دوال» خواستار صداپیشگی شخصیت «جان مارستون» بودند اما در پایان «راب ویرهات» صداپیشه این شخصیت شد. از جمله نوشتههای جالب بر رو سنگهای قبر «کاش اتفاقی جالب بیافتد!» •در کل بازی جان تنها دو بار نام کوچک «به ونی مک فارل» را صدا میزند. •در کره جنوبی نام بازیهایی مانند «متال گیر سالید ۴» و این بازی به دلیل عدم تفهیم معنی کامل در ترجمه، نام بازی را توضیحاتی در مورد داستان ارائه میشد. •در عین ناباوری و با وجود تقاضاهای بیشمار مبنی بر عرضه نسخه مخصوص رایانههای شخصی، این بازی هیچگاه دریافت نسخه پی سی را تجربه نکرد. این در حالی است که تمامی بازیهای موفق راک استار در دوران کنسولهای نسل هفتمی مانند «مکس پین ۳»، «جی تیای ۴» و … برای رایانههای شخصی نیز منتشر شدند. •راب ویتهاف به عنوان جان مارستون در دنیای واقعی شناخته میشود چرا که صاحب یک مزرعه است و در زندگی خانواده را از همه چیز مهمتر میداند. •بر روی سنگهای قبر بسیاری از قبرها که در قبرستان مشاهده میشود جملههای جالب و گاه مسخرهای هک شده است. برای مثال سنگ قبری با نام «کلینتون آندروود» وجود دارد که به نقشهای زیاد کلینت ایستوود در فیلمهای وسترس اشاره میکند. •رستگاری سرخپوست مرده و «کابوس آندد» اولین و آخرین کار راب ویتهاف به عنوان بازیگر بودند. •تمامی سلاحهای موجود در بازی از روی نسخههای اصلی که در همان دوران استفاده میشد، الهام گرفت شدهاند. •سلاح LeMat Revolver بر اساس سلاحی بر همین نام ساخته شده است. •سلاح کمری Mauser بر پایه Mauser M712 Schnellfeuer ساخته شده است. •سلاح Winchester Repeater بر پایه سلاح Winchester Model 1892 Saddle Ring Carbine ساخته شده است. •سلاح گلنگدنی دستی موجود در بازی بر پایه سلاح Krag-Jørgensen ساخته شده است. •سلاح Henry Repeater بر پایه سلاح 1860 Henry Rifle ساخته شده است. •سلاح کمری نیمه اتوماتیک بازی بر اساس Borchardt C-93 ساخته شده است. •Double Action Revolver بر اساس Colt New Service ساخته شده است. •سلاح Repeater Carbine از روی Spencer Model 1860 Carbine ساخته شده است. •سلاح Springfield از روی 1873 Trapdoor Springfield Cavalry Carbine ساخته شده است. •سلاح Rolling Block Rifle بر اساس Remington Rolling Block Sporting ساخته شده است. •سلاح Evans Repeater بر اساس Evans Repeating ساخته شده است. سلاح Carcano Rifle از روی سلاحی با همین نام ساخته شده است. •سلاح انفجاری بازی از روی سلاح ضد تانک Mauser T-1918 Gewehr ساخته شده است. •سلاح Buffallo Rifle از روی سلاح دوربرد Sharps 1874 ساخته شده است. نویسنده بهزاد ناصرفلاح زندگی دنیایی از بازی هاست و دنیا، از بازی های زندگی مقالات بازی 3 دیدگاه ثبت شده است دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخبرای ارسال دیدگاه باید وارد شوید درووووود! به فلاح و ژانر اكشن/ وسترن! ناسزا هاي كمتر در بازي سرخ پوست مرده نسبت به ساير بازيهاي شركت راك استار و عمدتن(عمدتا) به نويسندگي هوزرها، علل اساسي دارد. بازيهاي سرقت اتومبيل(جي تي اي) در زمان حال و در فرهنگ خرده پا و متوسط آمريكايي روي مي دهد. در اين نوع زبان و فرهنگ، اصطلاحات تغيير يافته و ناسزاهاي امتداد يافته به وفور ياد مي شود. شما نمي تواني انتظار داشته باشي كه يك فرد جاماييكايي با لهجه مخصوص و گويش خاص امروزي به زبان و فرهنگ تگزاسي ها و سرخپوست هاي قرون هجده و نوزده ميلادي صحبت كند. تك سواران ششلول بند غرب، همان سوپر قهرمانان كميك استريپي آمريكايي هستند و از جست ها و گويش ها و طريقه قدم زني تعريف شده اي برخوردار بودند. به ياد ندارم جان وين يا ساير قهرمانان دنياي وسترن به سبك و سياق قهرمانان يا ضد قهرمانان بازي سرقت بزرگ اتومبيل(جي تي اي) رفتار و گفتار داشته باشند. حتا فيلمهاي هاليودي دهه هاي چهل و پنجاه ميلادي هم از ناسزاهاي فيلم هاي امروزي، به دور بودند. نويسندگان خبره راك استار از اين آگاه هستند و زمان و مكان در داستانهاي بازي آنها دخالت دارد. حتا بازي مكس پين3 از اين قاعده مستثنا(مستثني) نبود و از ان حجم ناسزاها در بازي خبري نبود. —– خردادماه 95 پانوشت: ديدگاهي در مقاله هفته “بازيهاي بي محتوا، مقصر بازيساز يا بازيباز” نوشته ام كه اميدوارم مفيد باشد. شايد ارزش داشت و قابليت، كه با مقداري تغيير و ويرايش به عنوان مقاله در ديبازي قرار گيرد. پيشنهاد هفته(به احتمال فراوان خرسند از مطالعه اين كتاب خواهيد شد): دعوت به مطالعه كتاب مزرعه حيوانات يا قلعه حيوانات اثر جورج اورول: اميدوارم ترجمه متن اصلي اين كتاب را پيدا كرده و مطالعه كنيد. در اينجا بخشي از كتاب براي آشنايي دوستان عزيزم ضميمه مي شود كه ترجمه آن از طرف آقاي آخوندي بوده است در انتهاي ترجمه، متن انگليسي گنجانده شده است. داستان درباره حيوانات مزرعه اي است كه بخاطر استثمار و استبداد كارفرماي انساني خود، دست به قيام زده و به استقلال مي رسند. قوانين حقوق حيواني طرح كرده و به اداره مزرعه مي پردازند. اما با قدرت گيري خوك هاي زيركتر به دام استبداد تازه اي افتاده و در طول زمان تن به ذلت سپرده و آرمانهايشان به يغما ميرود. قوانين شان تغيير يافته و در انتها فرقي بين كارفرماي خوكي وانساني نمي يابند. يكي از قوانينشان اين است: همه حيوانات با هم برابرند. و درانتها اين قانون تبديل با اين مي شود: همه حيوانات با هم برابرند ولي بعضي ها برابرترند. به طور حتم بعد از مطالعه به دانسته هاي شما اضافه خواهد شد. شرايط امروز جامعه را با آن مطابقت دهيد. اوقات خوبي را داشته باشيد. آقاي جونز مالك مزرعه مانر به اندازه اي مست بود كه شب وقتي در مرغداني را قفل كرد از ياد برد كه منفذ بالاي آن را هم ببندد. تلوتلو خوران با حلقه نور فانوسش كه رقص كنان تاب مي خورد سراسر حياط را پيمود،كفشش را پشت در از پا بيرون انداخت و آخرين گيلاس آبجو را از بشكه آبدارخانه پركرد و افتان وخيزان به سمت اتاق خواب كه خانم جونز در آنجا در حال خروپف بود و رفت. به محض خاموش شدن چراغ اتاق خواب ، جنب وجوشي در مزرعه افتاد.در روز دهان به دهان گشته بود كه ميجر پير، خوك نر برنده جايزه نمايشگاه حيوانات، شب گذشته خواب عجيبي ديده است و ميخواهد آن را براي ساير حيوانات نقل كند، مقرر شده بود به محض اينكه خطر آقاي جونز در ميان نباشد همگي در انبار بزرگ تجمع كنند. ميجر پير، هميشه او را به اين نام صدا مي كردند،گر چه به اسم زيباي ويلينگدن در نمايشگاه شركت كرده بود، آنقدر در مزرعه مورد احترام بود كه همه حاضر بودند ساعتي از خواب خود را وقف شنيدن حرفهاي او كنند. در يك سمت طويله بزرگ در محل مرتفع سكو مانندي ميجر در زير فانوسي كه به تير آويزان بود روي بستري از كاه لميده بود.دوازده سال از عمرش مي رفت و اخيرا كمي تنومند شده بود معهذا خوك باعظمتي بود، و با اينكه دو دندان نيشش هيچگاه كنده نشده بود ظاهري مهربان و مجرب داشت . ديري نپاييد كه ساير حيوانات به تدريج آمدند و هر دسته به شيوه خاص خود در محلي قرار گرفت . اول سگها بلوبل و جسي و پينچر آمدند و بعد خوكها كه جلو سكو روي كاه مستقر شدند.مرغها روي لبه پنجره نشستند و كبوترها بالزنان بر تيرهاي سقف جاي گرفتند، گوسفندان و گاوها پشت سر خوكها دراز كشيدند و مشغول نشخوار شدند. دو اسب ارابه ، باكسر و كلوور با هم آهسته وارد شدند، سمهاي بزرگ پشم آلوي خود را از ترس آنكه مبادا حيوان كوچكي زير كاه پنهان باشد بااحتياط بر زمين مي گذاشتند. كلوور مادياني بود فربه و ميانسال با حالتي مادرانه كه بعد از به دنيا آمدن چهارمين كره اش هرگز تركيب و اندام اوليه اش را باز نيافته بود.باكسر حيوان بسيار درشتي بود، بلنديش هيجده دست بود و قدرتش معادل قوه دو اسب معمولي . خط سفيد رنگ پايين پوزه اش به او ظاهر احمقانه اي داده بود و حقيقت مطلب اينكه در زمره زيركهاي درجه يك نبود، ولي به دليل ثبات و نيروي فوق العاده اش در كار مورد احترام همه بود. پس از اسبها موريل بزسفيد، و بنجامين الاغ وارد شدند.بنجامين سالخورده ترين و بدخلقترين حيوان مزرعه بود. كم حرف مي زد و اگر سخني مي گفت تلخ و پركنايه بودمثلا ميگفت : خدا به من دم عطا كرده كه مگسها را برانم ولي كاش نه دمي مي داشتم و نه مگسي آفريده شده بود. بين همه حيوانات مزرعه او تنها حيواني بود كه هيچ وقت نمي خنديد و اگر علت را مي پرسيدند مي گفت :چيز خنده داري نمي بينم .معذلك بي آنكه نشان دهد به باكسر ارادتي داشت . اين دو يكشنبه ها را بي آنكه حرفي بزنند در كنار هم در چمنزار پشت باغ ميوه به چرا مي گذراندند. دو اسب تازه جابجا شده بودند كه يكدسته جوجه مرغابي ، كه مادرشان را از دست داده بودند،جيرجيركنان دنبال هم وارد شدند، واز اينسو به آنسو پي جايي گشتند كه زيرپا لگدمال نشوند.كلوور با دو پاي جلوي بزرگ خود براي آنان حصار مانندي ساخت و آنها ميان آن آشيان گرفتند و فورا به خواب رفتند. در آخرين لحظه مالي ماديان خل سفيد قشنگ كه درشكه تك اسبه آقاي جونز را مي كشيد در حاليكه حبه قندي ميجويد با نازو ادا وارد شد، در محلي نسبتا جلو نشست و مشغول وررفتن با يال سفيدش شد، به اين اميد كه به روبان قرمزي كه به آن بافته شده بود توجه شود. بعد از همه گربه آمد كه طبق معمول براي پيدا كردن گرمترين جا به اطراف نظري انداخت و بالاخره خود را با فشار ميان باكسر و كلوور جا كرد ودر آن جا با خاطري آسوده به خرخر پرداخت و يك كلمه هم از سخنراني ميجر را نشنيد. جز موزز زاغ اهلي كه بر شاخه درختي پشت در خوابيده بود همه حيوانات حاضر بودند. وقتي ميجر متوجه شد كه همه مستقر شده اند و منتظرند، سينه را صاف و چنين شروع كرد. رفقا… ۲۰ پاسخ آقا تشکر از مقاله ی خوبتون :15: فقط یه نکته ی خیلی غلط توش هست ، اونم این که Redemption نسخه ی دوم Red dead هستش نه اول. نسخه ی اول اسمش Red Dead: Revolver هستش. ۰۰ پاسخ جالب بود،به شدت منتظر دومیش هستیم ۳۰ پاسخ
درووووود! به فلاح و ژانر اكشن/ وسترن! ناسزا هاي كمتر در بازي سرخ پوست مرده نسبت به ساير بازيهاي شركت راك استار و عمدتن(عمدتا) به نويسندگي هوزرها، علل اساسي دارد. بازيهاي سرقت اتومبيل(جي تي اي) در زمان حال و در فرهنگ خرده پا و متوسط آمريكايي روي مي دهد. در اين نوع زبان و فرهنگ، اصطلاحات تغيير يافته و ناسزاهاي امتداد يافته به وفور ياد مي شود. شما نمي تواني انتظار داشته باشي كه يك فرد جاماييكايي با لهجه مخصوص و گويش خاص امروزي به زبان و فرهنگ تگزاسي ها و سرخپوست هاي قرون هجده و نوزده ميلادي صحبت كند. تك سواران ششلول بند غرب، همان سوپر قهرمانان كميك استريپي آمريكايي هستند و از جست ها و گويش ها و طريقه قدم زني تعريف شده اي برخوردار بودند. به ياد ندارم جان وين يا ساير قهرمانان دنياي وسترن به سبك و سياق قهرمانان يا ضد قهرمانان بازي سرقت بزرگ اتومبيل(جي تي اي) رفتار و گفتار داشته باشند. حتا فيلمهاي هاليودي دهه هاي چهل و پنجاه ميلادي هم از ناسزاهاي فيلم هاي امروزي، به دور بودند. نويسندگان خبره راك استار از اين آگاه هستند و زمان و مكان در داستانهاي بازي آنها دخالت دارد. حتا بازي مكس پين3 از اين قاعده مستثنا(مستثني) نبود و از ان حجم ناسزاها در بازي خبري نبود. —– خردادماه 95 پانوشت: ديدگاهي در مقاله هفته “بازيهاي بي محتوا، مقصر بازيساز يا بازيباز” نوشته ام كه اميدوارم مفيد باشد. شايد ارزش داشت و قابليت، كه با مقداري تغيير و ويرايش به عنوان مقاله در ديبازي قرار گيرد. پيشنهاد هفته(به احتمال فراوان خرسند از مطالعه اين كتاب خواهيد شد): دعوت به مطالعه كتاب مزرعه حيوانات يا قلعه حيوانات اثر جورج اورول: اميدوارم ترجمه متن اصلي اين كتاب را پيدا كرده و مطالعه كنيد. در اينجا بخشي از كتاب براي آشنايي دوستان عزيزم ضميمه مي شود كه ترجمه آن از طرف آقاي آخوندي بوده است در انتهاي ترجمه، متن انگليسي گنجانده شده است. داستان درباره حيوانات مزرعه اي است كه بخاطر استثمار و استبداد كارفرماي انساني خود، دست به قيام زده و به استقلال مي رسند. قوانين حقوق حيواني طرح كرده و به اداره مزرعه مي پردازند. اما با قدرت گيري خوك هاي زيركتر به دام استبداد تازه اي افتاده و در طول زمان تن به ذلت سپرده و آرمانهايشان به يغما ميرود. قوانين شان تغيير يافته و در انتها فرقي بين كارفرماي خوكي وانساني نمي يابند. يكي از قوانينشان اين است: همه حيوانات با هم برابرند. و درانتها اين قانون تبديل با اين مي شود: همه حيوانات با هم برابرند ولي بعضي ها برابرترند. به طور حتم بعد از مطالعه به دانسته هاي شما اضافه خواهد شد. شرايط امروز جامعه را با آن مطابقت دهيد. اوقات خوبي را داشته باشيد. آقاي جونز مالك مزرعه مانر به اندازه اي مست بود كه شب وقتي در مرغداني را قفل كرد از ياد برد كه منفذ بالاي آن را هم ببندد. تلوتلو خوران با حلقه نور فانوسش كه رقص كنان تاب مي خورد سراسر حياط را پيمود،كفشش را پشت در از پا بيرون انداخت و آخرين گيلاس آبجو را از بشكه آبدارخانه پركرد و افتان وخيزان به سمت اتاق خواب كه خانم جونز در آنجا در حال خروپف بود و رفت. به محض خاموش شدن چراغ اتاق خواب ، جنب وجوشي در مزرعه افتاد.در روز دهان به دهان گشته بود كه ميجر پير، خوك نر برنده جايزه نمايشگاه حيوانات، شب گذشته خواب عجيبي ديده است و ميخواهد آن را براي ساير حيوانات نقل كند، مقرر شده بود به محض اينكه خطر آقاي جونز در ميان نباشد همگي در انبار بزرگ تجمع كنند. ميجر پير، هميشه او را به اين نام صدا مي كردند،گر چه به اسم زيباي ويلينگدن در نمايشگاه شركت كرده بود، آنقدر در مزرعه مورد احترام بود كه همه حاضر بودند ساعتي از خواب خود را وقف شنيدن حرفهاي او كنند. در يك سمت طويله بزرگ در محل مرتفع سكو مانندي ميجر در زير فانوسي كه به تير آويزان بود روي بستري از كاه لميده بود.دوازده سال از عمرش مي رفت و اخيرا كمي تنومند شده بود معهذا خوك باعظمتي بود، و با اينكه دو دندان نيشش هيچگاه كنده نشده بود ظاهري مهربان و مجرب داشت . ديري نپاييد كه ساير حيوانات به تدريج آمدند و هر دسته به شيوه خاص خود در محلي قرار گرفت . اول سگها بلوبل و جسي و پينچر آمدند و بعد خوكها كه جلو سكو روي كاه مستقر شدند.مرغها روي لبه پنجره نشستند و كبوترها بالزنان بر تيرهاي سقف جاي گرفتند، گوسفندان و گاوها پشت سر خوكها دراز كشيدند و مشغول نشخوار شدند. دو اسب ارابه ، باكسر و كلوور با هم آهسته وارد شدند، سمهاي بزرگ پشم آلوي خود را از ترس آنكه مبادا حيوان كوچكي زير كاه پنهان باشد بااحتياط بر زمين مي گذاشتند. كلوور مادياني بود فربه و ميانسال با حالتي مادرانه كه بعد از به دنيا آمدن چهارمين كره اش هرگز تركيب و اندام اوليه اش را باز نيافته بود.باكسر حيوان بسيار درشتي بود، بلنديش هيجده دست بود و قدرتش معادل قوه دو اسب معمولي . خط سفيد رنگ پايين پوزه اش به او ظاهر احمقانه اي داده بود و حقيقت مطلب اينكه در زمره زيركهاي درجه يك نبود، ولي به دليل ثبات و نيروي فوق العاده اش در كار مورد احترام همه بود. پس از اسبها موريل بزسفيد، و بنجامين الاغ وارد شدند.بنجامين سالخورده ترين و بدخلقترين حيوان مزرعه بود. كم حرف مي زد و اگر سخني مي گفت تلخ و پركنايه بودمثلا ميگفت : خدا به من دم عطا كرده كه مگسها را برانم ولي كاش نه دمي مي داشتم و نه مگسي آفريده شده بود. بين همه حيوانات مزرعه او تنها حيواني بود كه هيچ وقت نمي خنديد و اگر علت را مي پرسيدند مي گفت :چيز خنده داري نمي بينم .معذلك بي آنكه نشان دهد به باكسر ارادتي داشت . اين دو يكشنبه ها را بي آنكه حرفي بزنند در كنار هم در چمنزار پشت باغ ميوه به چرا مي گذراندند. دو اسب تازه جابجا شده بودند كه يكدسته جوجه مرغابي ، كه مادرشان را از دست داده بودند،جيرجيركنان دنبال هم وارد شدند، واز اينسو به آنسو پي جايي گشتند كه زيرپا لگدمال نشوند.كلوور با دو پاي جلوي بزرگ خود براي آنان حصار مانندي ساخت و آنها ميان آن آشيان گرفتند و فورا به خواب رفتند. در آخرين لحظه مالي ماديان خل سفيد قشنگ كه درشكه تك اسبه آقاي جونز را مي كشيد در حاليكه حبه قندي ميجويد با نازو ادا وارد شد، در محلي نسبتا جلو نشست و مشغول وررفتن با يال سفيدش شد، به اين اميد كه به روبان قرمزي كه به آن بافته شده بود توجه شود. بعد از همه گربه آمد كه طبق معمول براي پيدا كردن گرمترين جا به اطراف نظري انداخت و بالاخره خود را با فشار ميان باكسر و كلوور جا كرد ودر آن جا با خاطري آسوده به خرخر پرداخت و يك كلمه هم از سخنراني ميجر را نشنيد. جز موزز زاغ اهلي كه بر شاخه درختي پشت در خوابيده بود همه حيوانات حاضر بودند. وقتي ميجر متوجه شد كه همه مستقر شده اند و منتظرند، سينه را صاف و چنين شروع كرد. رفقا… ۲۰ پاسخ
آقا تشکر از مقاله ی خوبتون :15: فقط یه نکته ی خیلی غلط توش هست ، اونم این که Redemption نسخه ی دوم Red dead هستش نه اول. نسخه ی اول اسمش Red Dead: Revolver هستش. ۰۰ پاسخ