خانه » مقالات بازی
همانند دیگر سالها، سال ۲۰۲۵ هم به پایان رسید. ۲۰۲۵ جزو یکی از بهترین سالها برای گیمرهای نسل جدید به حساب میآید. احتمالا شما هم مانند من زیاد به بازیهای ۲۰۲۵ امیدوار نبودید. به شخصه بگویم که من فقط به DS2 و MGS Delta امید داشتم و برنامهریزی شخصیام این بود که باقی روزهای سال را با عناوین خوب و کمتر شناختهشدهی سالیان قبل بگذرانم. البته که از همین ابتدای کار به من ثابت شد که اشتباه فکر میکردم. با ما در بخش مقالات بازی دنیای بازی همراه شوید تا به معرفی بهترین بازیهای سال ۲۰۲۵ بپردازیم و چندین گزینهی مناسب را به شما معرفی کنیم.
در اواسط اسفند ماه بود که استودیوی Hazelight بازی جدید خودش را منتشر کرد. ساختهی قبلی این استودیو موفق شد به افتخار بهترین بازی سال دست پیدا کند و استانداردهای جدیدی در بازیهای کوآپ و چندنفره تعریف کند. طبیعتا انتظار داشتیم که آنها همان ترکیب برنده را حفظ کنند اما جوزف فارس باز هم توانست گیمرها را غافلگیر کند.
اسپلیت فیکشن همان ایدهی گذشته را با یک فضای علمی تخیلی و همچنین فانتزی مخلوط کرد و با اضافه کردن یک داستان احساسی از دو شخصیت بازی و فضاسازی و طراحی مراحل فوقالعاده توانست بازی خود را بر سر زبانها بیندازد. شاید اگر این بازی در سال دیگری منتشر میشد میتوانست جوایز بسیار بیشتری را کسب کند. اما ما گیمرها هستیم که یک بازی را جاودانه میکنیم نه جوایز و مراسمات. پس با کمال میل و افتخار لیست بهترین بازیهای سال ۲۰۲۵ را با همین بازی شروع میکنم.
استودیوی Warhorse هم یکی دیگر از سازندگانی بود که یک عنوان شاهکار دیگر را به عناوین امسال اضافه کرد. این سازنده دنبالهی مستقیم بازی قبلی خود یعنی Kingdom Come: Deliverance را منتشر کرد که از همان اول با استقبال شدید گیمرها مواجه شد. با وجود نقشآفرینی بودن بازی اما ما شاهد چندین مسیر و داستان بسیار متفاوت از یکدیگر نیستیم. سازنده در این عنوان به ما میگوید که به او اعتماد کنیم و بگذاریم او با دادن انتخابهای محدود به ما داستان را به صورتی خطی به پیش ببرد. اما همین انتخابها باعث میشود که این داستان خطی به چشم نیاید و ما تجربهای آزادانه از بازی داشته باشیم.
نسخهی دوم کینگدوم کام که از نظر من جزو بهترین گیمهای ۲۰۲۵ به حساب میآید توجه ویژهای روی ارائهی یک تجربهی واقعگرایانه دارد. ما در شبیهسازها شاهد چنین موضوعی هستیم که اغراق در تجربیات شبیهسازی باعث میشود که بازیکن پس از ۱ ساعت تجربه از بازی زده شود و آن را پاک کند. اما Kingdom Come: Deliverance II به دلیل جزئیات و آزادی عمل بسیار بالا در مبارزه و تعامل با دیگران به این نقص دچار نمیشود و بازیکن را مجاب میکند که با داستان حماسیاش همراه شده و در قرون وسطی به ماجراجویی بپردازد.
در نگاه اول بلو پرنس یک بازی بسیار ساده به نظر میآید. یک بازی تبلیغاتی و مناسب برای یوتیوبرها که حدود یک هفته فراگیر میشود، همه آن را در استریمهایشان بازی میکنند و پس از دو هفته هم به فراموشی سپرده میشود. ولی نه، بلو پرنس هیچکدام از چیزهایی که گفتیم نیست.
در گرماگرم روزهایی که همهی سازندگان به ساخت بازیهای اکشن و پر زد و خورد با محیطهای شلوغ و پر جزئیات مشغول هستند، بلو پرنس برخلاف جهت آب شنا میکند و با ترکیب المانهای روگلایک با ژانر معمایی و کارآگاهی نشان میدهد که یافتن سرنخ و حل معماها همچنان میتواند یک ایدهی عالی برای ساخت یک بازی باشد.
بلو پرنس در ابتدا یک بازی با داستانی ساده به نظر میرسد. شخصی به دنبال ارث پدربزرگ خود به خانهی اجدادیاش وارد میشود و با حل کردن معماهای این خانه میتواند به حق خود برسد. اما به این سادگیها که به نظر میرسد نیست. عمارت پدربزرگ ساختمانی تو در تو است که ما با هر تلاش مقشهی آن را از نو میچینیم و ترتیب اتاقها در هر تلاش با قبلیها متفاوت است. علاوه بر اتاقها، آیتمهای داخل هر اتاق هم به ما اطلاعات مهمی از وقایعی که در خانه رخ داده میدهد و با بیان داستانهای خانوادگی ما عمق بیشتری به داستان بازی میدهد.
بلو پرنس نشان میدهد که برای بهترین شدن در دنیای بازیها به منابع خفن و گرافیک واقعگرایانه احتیاجی نداریم. صرفا لازم است معنای بازی کردن را بدانیم و سعی کنیم طعم لذیذ آن را برای بازیکن به ارمغان بیاوریم.
این که کوجیما کارگردان یک بازی باشد به تنهایی برای من دلیل برای تجربهی آن بازی است. بازی Death Stranding 2: On The Beach از همان ابتدای سال جزو عناوین مورد انتظار سال ۲۰۲۵ بود و با توجه به نسخهی قبلی آن و همچنین کست بازیگری دوست داشتنیش گیمرها امید زیادی به این بازی داشتند.
خدا را شکر انتظارها هم بینتیجه نماند. بازی Death Stranding 2: On The Beach به شهادت خیلیها شاهکار از آب در آمد و استقبال فراوانی از آن شد. گرافیک نسل نهمی بسیار بالا، کارگردانی بیمثال کوجیما، داستان عمیق و روایت جالب توجهش و طراحی محیطی زیبای بازی واقعا مثال زدنی بود. درست است که جایزهی GOTY سال را به رقیب قدرش باخت اما همانند دیگر آثار کوجیما این بازی نیز به یک محصول خاص در مدیوم ویدیوگیم تبدیل شد.
قبول دارم، اگر بخواهیم نسخهی جدید دووم کنار دو نسخهی قبلی قرار دهیم واقعا به نتیجهگیری خوبی در مورد این بازی نمیرسیم. اما دووم جدید با همهی تفاوتهایش نسبت به برادران بزرگتر خود همچنان به عنوان یکی از بهترین عناوین شوتر چند سال اخیر شناخته میشود. DOOM: The Dark Ages با اضافه کردن سپر و اژدها و تم قرون وسطایی ممکن است کمی از هویت خود فاصله گرفته باشد اما همانطور که گفتیم میتواند در این لیست ما قرار بگیرد.
سری نینجا گایدن همیشه با گیمپلی هاردکور و سریعش شناخته میشد. جو موساشی باید برای نجات دنیا از دست شیاطین رده بالا با اهریمنها و افراد قبایل رقیب مبارزه کند و در آخر هم برنده شود. اما ریجباند کمی فرق دارد. بازی با وجود کمبود کمبوها گیمپلی سریع و تک ضربهای خود را حفظ میکند و در عین حال با اعزام دشمنان متفاوت شما را مجبور به چیدن استراتژیهای متنوع میکند. ریجباند با مراحل و گیمپلی آسانتر و اعتیادآورش میتواند نقطهی اتصال بازیکنان جوان با سری باشد و از همین رو در لیست برترین بازیهای سال ۲۰۲۵ ما جای میگیرد.
بالاخره پس از دو سال بازی Hades II از حالت ارلی اکسس در آمد و ما توانستیم نسخهی کاملی از آن را شاهد باشیم. استودیوی سوپرجاینت گیمز با ادامه دادن مسیر موفقیت بازی قبلی خود و حفظ عناصر داستانی و گسترش گیمپلی، بازی زیبایی را برای طرفداران ژانر روگلایک عرضه کرده است. هیدز ۲ علاوه بر اینکه یک دنبالهی خارقالعاده محسوب میشود، تکامل ژانر روگلایک را به ما نشان میدهد و نام خودش را نه تنها در لیست بهترین بازیهای سال 2025 بلکه در میان برترین بازیهای تمام دوران قرار میدهد.
فرانچایز سایلنت هیل پس از مدتها سکوت و بیخبری با ریمیک نسخهی دومش زنده شد. اما بازگشت به گذشته و مرور خاطرات خوش و ترسناک برای رستاخیز سری کافی نیست. سازندگان در اقدامی شجاعانه مکان بازی را به روستایی در ژاپن در دههی ۶۰ میلادی میبرند و روایت خود را آنجا بازگو میکنند. جنس ترسی که در این بازی وجود دارد با باقی اعضای مجموعه یکی نیست و همین است که سایلنت هیل اف را خاص میکند.
شاید Silent Hill F یک سایلنت هیل دوست داشتنی نباشد، اما جهشی بزرگ برای کل مجموعه به حساب میآید. بازی خوبی که نشان میدهد سازندگان بالاخره تصمیم گرفتهاند از غار امن خود بیرون بیایند و جاهطلبی بیشتری را در بگیرند.
Ghost of Yotei، دنبالهی بازی شبح سوشیما که به قول منتقد ما به جز کلمهی گوست و فضای ژاپنی دیگر هیچ ارتباطی با این بازی ندارد. با وجود این فاصله اما بازی گوست آف یوتی موفق ظاهر میشود. بازی همچنان به فرهنگ ژاپن احترام میگذارد و این بار با هدف انتقام ما را با ساموراییهای دوست داشتنی همراه میکند. همانطور که از انحصاریهای سونی انتظار میرود در اینجا هم ما با یک اثر بسیار با کیفیت و با گرافیک بالا و ثبات و پایداری زیاد مواجه هستیم. مبارزات زیبا و لذتبخش و گیمپلی متنوع را هم به تمام چیزهایی که گفتم اضافه کنید تا این بازی به یک اثر به یاد ماندنی تبدیل شود.
بازی Donkey Kong Bananza سنگ بنای محکم نینتندو سوییچ ۲ به حساب میآید. در طراحی محیطش از دیگر عناوین موفق قبلی نینتندو وام میگیرد و با اضافه کردن تخریبپذیری بیسابقه در دنیای گیم به عنوان امضای خود، تجربهای لذتبخش را برای بازیکنان و کاربران خود به ارمغان میآورد. بازی Donkey Kong Bananza با وجود محیط زیبا و گیمپلی سادهاش نزدیک به ۵۰ ساعت شما را سرگرم نگه میدارد و این یک عدد قابل توجه است. از طرفی، مکانیزم و مراحل بازی به قدری استادانه طراحی شده است که شما متوجه زمانی که پای بازی گذاشتهاید نخواهید شد.
یک دنبالهی دیگر، برای یک شاهکار دیگر. سیلکسانگ یکی از هایپترین عناوین امسال بود و موج عظیمی از بازیکنان منتظر انتشارش بودند. این اثر یک مترویدوانیای خوش ساخت است که با داستانی درگیر کننده، موسیقی جذاب، تنوع بالای دشمنان و طراحی بصری زیباش لحظات فراموش نشدنیای را برای بازیکنان به ارمغان میآورد. سیلکسانگ دارای دنیای پرجزئیاتی است که نشان میدهد تیم سازنده با عشق و علاقه کار ساخت بازی را انجام دادهاند. قیمت کم ، پشتیبانی سازندگان از بازی و انتشار بستهالحاقی رایگان همه و همه نشان دهندهی تعهد سازنده به اثر خود است.
درست در زمانی که همه در تب و تاب نمرات و تعاریف مختلف از Clair Obscur: Expedition 33 بودند، بتسدا با انتشار بازی The Elder Scrolls IV Oblivion Remastered همه را غافلگیر کرد. گیمرهای زیادی به موفقیت بازی امیدوار نبودند. اکثرا با خود میگفتند «خب این هم یک ریمستر است مثل باقی ریمسترها، آن هم از یک بازی که حدود ۲۰ سال پیش منتشر شده و مکانیزمهای آن میتواند برای نسل الان بسیار خسته کننده باشد.» اما هیچکدام از این اتفاقات رخ نداد.
The Elder Scrolls IV Oblivion Remastered با موتور آنریل انجین ۵ ساخته شد. مکانیزمهای بازی روتوش شدند و اکثر مشکلات آنها رفع شد. بتسدا باری دیگر ثابت کرد که دود از کنده بلند میشود و گیمرها همچنان عاشق داستانهای فانتزی هستند، حتی اگر این داستانها تکراری باشند. The Elder Scrolls IV Oblivion Remastered با ارائهی یک تجربهی طولانی مدت آن هم با کیفیت و گرافیکی بالا خود را در این لیست جای میدهد.
بازی Arc Riders کاری میکند تا ما سبک اکسترکشن شوتر را جدیتر دنبال کنیم. دنیایی را تصور کنید که در آن شما در قامت مزدوران جایزه بگیر وظیفه دارید تا به زمین رفته، آیتمها و منابع ارزشمند را در محیطهای مختلف پیدا کرده و با گذشتن از رباتهایی غولپیکر و باهوش از آنجا فرار کنید و پاداش خود را از تاجران دریافت کنید. این خلاصهای از بازی Arc Riders است.
آرک رایدرز با داشتن دشمنانی با هوش مصنوعی مثال زدنی شما را در این ماموریتهای استخراجی به چالش میکشد. از طرفی حضور دیگر بازیکنان و انتخاب اینکه با شما همکاری کنند یا به دشمن شما تبدیل شده و همانند دشمنان بازی راه را بر شما سد کنند باعث میشود تا بازی جذابتر از عناوین دیگر ژانر خود باشد. آرک رایدرز یک تجربهی لذتبخش است که میتواند زمان زیادی شما را سرگرم نگه دارد و مجبورتان کند که با دیگر گیمرهای جهان ارتباط برقرار کنید، حتی اگر این ارتباط محدود به یک ماموریت ۲۰ دقیقهای باشد.
دیسپچ کار بسیار مهمی در صنعت گیم انجام داد. در اواخر سالی که بازیهایی با گیمپلیهای اعتیادآور و جذاب بر مسند قدرت نشسته بودند، Dispatch با داستان سریالی خود که تصویری از زندگی ابرقهرمانان و مسائل شخصی و اخلاقی آنها نشان میداد، وارد میدان شد. با یک گیمپلی ساده که شامل انتخاب دیالوگ و کمی حالت استراتژی و مدیریت میشد، نشان داد همچنان بازیهای اپیزودیک میتوانند سرگرم کننده و محبوب باشند. آن هم درست در زمانی که دیگر امیدی به بازیهای اینچنینی نداشتیم و فکر میکردیم باید حسرت بازیهایی مثل Life is Strange یا The Walking Dead را همیشه در خودمان نگهداریم.
هم اکنون که این متن نوشته میشود دیسپچ به آمار فوقالعادهی فروش ۳ ملیون نسخه رسیده و با توجه به پایانبندی آن میتوانیم امیدوار باشیم که شاهد انتشار فصلهای جدیدی از آن در سالیان آینده باشیم. اگر مقدار خوشبینیمان را کمی بیشتر کنیم، میتوانیم امیدوار باشیم که بازیهای اپیزودیک دوباره به این جهان خارقالعاده بازگردند. همهی این اتفاقات را مدیون Dispatch هستیم.
همگی قبول داریم که بخش داستانی بتلفیلد همچنان در سراشیبی سقوط قرار دارد، اما از آن طرف اتفاق نظر داریم که بخش آنلاین بتلفیلد بهترین دوران خود را سپری میکند. بتلفیلد از درجا زدن رقیب خودش بهترین نحو استفاده را کرد و با اضافه کردن کلاسهای مختلف، خودروها، انواع مختلف سلاحهای جنگی و سیستم تخریبپذیری شاهکارش به بخش بتل رویال گوی رقابت را از وارزون میرباید. از زمان انتشار ردسک شاهد کوچ بزرگی از بازیکنان وارزون به این بازی بودیم.
در این سال که عناوین داستانی شاهکار و دوست داشتنی برای حضور در بهترینها قد علم کردند، بخش آنلاین بتلفیلد به عنوان نمایندهی بازیهای آنلاین محور عالی ظاهر میشود و نام خود را در فهرست برترین بازیهای سال ۲۰۲۵ ثبت میکند.
آخرین اسم لیست را برای بهترین بازی سال نگه داشتم. بازیای که همچنان از نظر خیلی از بازیکنان، همینطور در ایران، بیشتر از چیزی که باید دیده شده و به قول گفتنی برچسب اورریتد را روی آن قرار دادند. اما بگذارید در همین ابتدای توضیحاتم به شما بگویم که نه دوستان عزیز، بازی به قدری خوب است که لایق این همه تعریف و تمجید هست.
درست است که سبک و سیاقش به مذاق همه خوش نمیآید، استراتژی نوبتی آن هم در دورهای که بازیهای اکشن پر زد و خورد محبوبیت بسیاری دارند، اما اوج هنر Clair Obscur: Expedition 33 در همین مقوله خلاصه میشود.
Clair Obscur: Expedition 33 با اضافه کردن چند مکانیک ساده و ابتدایی به یک عنوان JRPG توانست آن گیمپلی خستهکننده را تبدیل به یک گیمپلی جذاب کند. تیم نویسندگان با خلق یک جهان عجیب و سحرآمیز و ساخت شخصیتهای به یاد ماندنی و خاص توانستند معنای خاصی به عدد ۳۳ در دنیای بازیها ببخشند.
سال ۲۰۲۵ برای ما گیمرها یک سال فوقالعاده محسوب میشود. برخی بازیها در این سال توانستند معنای جدیدی به سبک خاص خود ببخشند. برخی دیگر در همهی زمینهها سنگ تمام گذاشته بودند و برخی استودیوها هم به عنوان اولین بازی استودیوی خود یک شاهکار تمام عیار را به ما تحویل دادند. شاید در آینده خاطرات خودمان از این سال را برای فرزندان و نوههایمان تعریف کنیم و آنها را از حجم بازیهای خوبی که در یک سال منتشر شد به تعجب وا داریم. امیدوارم باز هم شاهد چنین سال پر باری در دنیای بازیهای ویدیویی باشیم.
این بود از بهترین بازیهای سال ۲۰۲۵. نظر شما همراهان دنیای بازی در مورد بهترین بازی های 2025 چیست؟ نظرتان را با ما در میان بگذارید.
یه معلم گیمر، دیگه چی از این بهتر!!!
برای اطلاع از جدیدترین اخبار، نقد و بررسیها و ویدیوهای اختصاصی، ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید. همراه شما هستیم.