سردی فولاد و انتقام
خانه » نقد و بررسی » نقد و بررسی بازی
انتشار بازی Ghost of Yotei از جهات بسیاری مهم است. هم یکی از IPهای جدید پلیاستیشن است که به سرعت محبوب شد و عدهی زیادی منتظر این دنباله بودند و هم از این جهت که بسیاری از طرفداران بازی Ghost of Tsushima (از جمله راقم این سطور) منتظر بودند که ببینند، تیم ساکر پانچ به چه شکلی بازی سامورایی تحسینشدهاش را ادامه میدهد. سوالی که حالا میتوانیم به آن بپردازیم و ببینیم که خالقان Sly Cooper و inFamous که قبلا و با همین بازیها نشان دادهاند راه و رسم دنبالهسازی را بلد هستند، در جدیدترین دنباله خود چه کردهاند. با بررسی بازی Ghost of Yotei همراه بخش نقد و بررسی بازی از رسانه دنیای بازی باشید.
داستان بازی Ghost of Yotei دقیقا به همان شکلی که سازندگان آن گفته بودند، در مورد انتقام است. پیرنگی که در سالهای اخیر بارها و بارها در بازیهای مختلف دیده شده است و اتفاقا دوتا از بهترین روایتهای انتقام سالهای اخیر را در همین مدیوم ویدئوگیم دیدهایم. بازیهای تحسینشده و درخشان The Last of Us: Part II و Metal Gear Solid V: The Phantom Pain هم داستانهایی در مورد انتقام تعریف میکردند و به قدری خوب این مهم را به سرانجام رساندهاند که میتوانند متر و معیاری برای سنجش دیگر بازیها با پیرنگ داستانی مشابه باشند.
در همین راستا سوال مهمی در بررسی بازی Ghost of Yotei مطرح میشود. آیا بازی Ghost of Yotei میتواند ردپایی به پررنگی بازیهای نامبرده از خود به جای بگذارد؟ آیا میتواند روایتی به یاد ماندنی و تکاندهنده از انتقام برای ما روایت کند؟ پاسخ کوتاه به این پرسشها، منفی است؛ ولی آیا این بدان معنی است که با یک داستان و روایت بد طرف هستیم؟ پاسخ این پرسش هم منفی است.
در بازی Ghost of Yotei ما کنترل زن جوانی به نام آتسو را بر عهده داریم و در همان ابتدای بازی شاهد کشته شدن والدین او به دست ارباب سایتو و پنج همراه وفادار او هستیم. گروهی شش نفره که در داستان و جهان آن به Yotei Six شهره هستند. یاغیانی که میخواهند در منطقه اِزو حکومتی مستقل از استبداد شوگان بسازند. آتسو شانزده سال مبارزه کرده و آموزش دیده تا امروز به سرزمین مادری برگردد و انتقام خون ریخته شده والدین خود را با ریختن خون این شش نفر بگیرد.
اصل داستان بازی به همین سادگی است ولی آتسو در طول این سفر برای گرفتن انتقام، شخصیتهای زیادی را ملاقات میکند و تعامل با این شخصیتها تغییراتی در او ایجاد میکند ولی هرگز مانع حرکت او نمیشود.
یکی از مشکلات داستانی اینجا خودش را نشان میدهد. چه لزومی داشت که داستان این انتقام در بستر فرهنگی ژاپن روایت شود، وقتی که کوچکترین ارتباطی با بازی اصلی ندارد؟ آیا تنها قید کلمه شبح در عنوان کافیست تا داستان بازی Ghost of Yotei را به ژاپن ببریم و آن را دنباله Ghost of Tsushima بدانیم؟ ما هیچ شخصیت آشنایی در این داستان نداریم، هیچ اشارهای به شخصیتها و داستان بازی قبلی نداریم (به جز یک اشاره در حد ایستراگ به جین ساکای که آن هم کاملا اختیاری است و در جهان بازی پنهان شده). پس چه لزومی داشت که این داستان در بستر ژاپن روایت شود؟
در بازی اول، سامورایی بودن با تمام بایدها و نبایدهایش مهم بودند. داستان در مورد سامورایی بود که به دلیل دفاع از وطن خود به تمام سنتها و رسوم سامورایی بودن پشت کرد و تبدیل به شبحی شد که متجاوزان به خاک خود را شکار میکرد. اما شما میتوانید نام آتسو را به الیزابت یا هر نام دیگری از هر فرهنگ دیگری تغییر دهید و همین داستان را با همین کیفیت روایت کنید.
حال چه در روسیه تزاری باشد و چه در امپراطوری مایاها! همین عدم اتصال داستان در لایههای زیرین خود به بستر فرهنگی که در آن روایت میشود، باعث میشود که گاه و بیگاه از خود بپرسید که «چه لزومی داشت این بازی در ژاپن باشد؟» و یا «چرا این بازی به عنوان دنباله Ghost of Tsushima معرفی شده است؟» و دیگر سوالات مشابه.
در واقع ایده و مبنای داستان بازی اول بر اساس آن چیزی شکل گرفته که به شکل خاص در فرهنگ ژاپن و ساموراییها تعریف شده بود و محلی از اعراب داشت ولی در بازی دوم با داستانی طرف هست که هرچند به خوبی نوشته شده و تا حد قابل قبولی هم مطلوب روایت میشود ولی ارتباط معنیداری با فرهنگ ژاپن ندارد. در واقع داستان انتقامی نوشته شده و متناسب برای فرهنگ ژاپن بومیسازی شده است.
موضوعی که به طور مثال در بازی بسیار خوب Prince of Persia: The Lost Crown هم دیده میشد. داستانهای عام و مستقل از هر فرهنگ و خردهفرهنگی که برای چسبیدن به تمدن یا فرهنگی از نامهای افراد آن زبان و فرهنگ و نامهای محیطهای آن سرزمین استفاده میکنند.
مشکل دیگر داستان هم رها شدن ریتم روایت در بخشهای پایانی بازی است. تقریبا زمانی که نیمی از داستان را به پایان برسانید شاهد گسستگی روند روایت داستان خواهید بود که البته به دلیل بیش از حد طولانی نبودن داستان، زیاد باعث رنجش مخاطب نمیشود.
از سوی دیگر، شخصیتهای بازی به خوبی طراحی شدهاند و دیالوگنویسی برای هر شخصیت به خوبی صورت گرفته است و تمایزهای هر کدام را به سادگی عیان میکند. از کارگزار جایزهبگیرها گرفته تا شخصیتهای داستانی که همراه یا علیه آتسو هستند. خود شخصیت منفی اصلی داستان یعنی ارباب سایتو به زیبایی نوشته شده است و صد حیف که زمان بیشتری برای دیده شدن نداشت.
یک فرمانده بیرحم و کاریزماتیک به خوبی کنترل روایتها را بلد است و با آرامشی پدرانه، نیروهایش را وفادار نگه میدارد. خود شخصیت آتسو به خوبی نوشته شده. یک شمشیرزن بسیار ماهر که تنها سوخت و محرک او، گرفتن انتقام است و انتقام.
بازی لحظات احساسی بسیار خوبی دارد و سر موقع عواطف و احساسات مخاطب خود را قلقک میدهد. لحظاتی که گاه وصال است و گاهی فراغ؛ گاهی نبرد است و گاهی هم آرامش قبل یا بعد از طوفان.
بازی از هر نظری که تصورش را کنید پیشرفت کرده است و شاید بیشتر از همه، نمود این پیشرفت را در بخش گیمپلی ببینیم. از طراحی جهان گسترده بازی و پخش کردن فعالیتهای جانبی گرفته تا طراحی مبارزات که بیشترین زمان گیمپلی به آن میگذرد.
مهمترین تغییر مبارزات در این نسخه، حذف شدن استنسها و اضافه شدن سلاحهای جدید است. در بازی اول، قهرمان داستان تنها یک کاتانا در اختیار داشت و با استفاده از چهار فرم متفاوت مبارزه، با انواع دشمنان مواجه میشد و با آنها مبارزه میکرد. در بازی Ghost of Yotei اما پنج سلاح متفاوت در اختیار بازیکن قرار میگیرد که هر کدام نقش یکی از فرمهای مبارزه بازی قبلی را ایفا میکنند. به این شکل که برای مبارزه با دشمنانی که نیزه به دست دارند باید از دو کاتانا همزمان استفاده کنید و برای شکست دادن دشمنانی که جثه بزرگی دارند، از اوداچی (یک کاتانا بسیار بزرگ) بهره ببرید.
این تغییر باعث شده تا با مبارزات بسیار متنوعتری طرف باشیم. هر کدام از پنج سلاح بازی، انیمیشنها و ویژگیهای خاص خودش را دارد و تغییر دادن وضعیت آنها به دیگری، به بازیکن انیمیشنها و فنون متفاوتی را هدیه میکند.
همچنین سلاحهای ثانویه جدیدی هم در بازی تعبیه شده است. از بمبهای آتشزا و دودزا گرفته تا انواع کمان و حتی سلاح گرم. استفاده متناوب و مکرر از این سلاحها، تنوع بسیار خوبی به بازی بخشیده و در تمام طول ۴۵ الی ۵۰ ساعت بازی (اگر بخواهید تمام تروفیهای بازی را دریافت کنید) آن را سرگرمکننده و جذاب نگه داشته است.
تغییر مهم دیگر، روند ماموریتهای بازی است. در بازی Ghost of Yotei حق انتخاب بیشتری برای بازیکن وجود دارد و بسته به نظر خود میتواند برخی ماموریتها را (چه اصلی و چه فرعی) با ترتیبهای متفاوتی انجام دهید. همین موضوع میتواند به بازیکن این اختیار را بدهد که با اختیار خودش سراغ گرفتن سلاحهای جدید برود یا بدون داشتن سلاحها به سراغ پیشروی در بازی بروید (که اصلا توصیه نمیشود) یا اصلا عمده زمان خود را به شکار مجرمان و افراد تحت تعقیب بگذرانید و بعد به سراغ داستان اصلی بروید. روندی که باعث ایجاد چرخه بسیار خوبی در بازی شده است.
همچنین سازندگان برای اینکه یقین کنند هیچکس نباشد که از بازی آنها خسته شده باشد، یک مینیگیم جذاب هم در بازی خود تعبیه کردهاند و میتواند حسابی شما را سرگرم خود کند. یک سرگرمی رقابتی که بازیکن باید تعداد مشخصی از سکهها با هل دادن سکه دیگری لمس کند، بدون اینکه سکه سومی لمس شود و یا از کنار میز پایین بیوفتد.
از آن جایی که شخصیت اصلی بازی یک شمشیرزن جایزه بگیر است، مجبور میشود شبهای زیادی را کنار اسب خود آتش روشن کرده و استراحت کند. همین موضوع پای کمپ زدن را به بازی باز میکند. شما میتوانید در اکثر محیطهای بازی کمپی برپا کنید و ضمن پر کردن منابع شخصیت اصلی، غذایی بخورید تا برای زمان محدودی برتریهایی به دست بیاورید و همچنین برای خود تجهیزات جدید بسازید و اگر خوششانس باشید، یکی از فروشندههای بازی را در کمپ خود میبینید که وسایل قابل فروش جدیدی با خود دارد و شما میتوانید برای آنها بهایی پرداخت کرده و این کالاها یا ارتقاها را به دست بیاورید.
در نهایت هم باید به اضافه شدن Stand Offهای دو نفره اشاره کرد. ویژگی Stand off یکی از مکانیکهای محبوب بازی اول بود و در بازی Ghost of Yotei هم با خاصیت جدیدی برگشته است. حالا امکان اجرای این تکنیک با یک همراه ممکن است. یعنی ممکن است آتسو این کار را به همراه گرگی که در این سفر انتقام او را همراهی میکند وارد حالت Stand off شود و ممکن است این کار را به همراه یک انسان مبارز که در حال همراهی آتسو هست به سرانجام برسد که به خودی خود بسیار جذاب است.
تمام داستان بازی Ghost of Yotei در منطقه Ezo میگذرد. بخش بزرگ و پهناور شمالی ژاپن که کوه یوتی (Mount Yotei) را به عنوان نماد خود دارد. منطقهای زیبا که زیستبومهای متنوعی دارد و جذابیتهای بصری بیاندازهای را به جهان بازی هدیه داده است. جنگلهای بزرگ و دشتهای وسیع، کوههای سراسر برف و رودهای زیبا، بخشی از زیباییهای محیطی بازی Ghost of Yotei هستند.
ویژگیای که در بازی اول هم با قدرت وجود داشت و اینجا هم همچنان سلیقه و مهارت نقاشان و هنرمندان استودیو ساکرپانچ را به نمایش میگذارد. این ویژگی در کنار حضور یکی از بهترین حالتهای عکاسی ممکن در یک بازی ویدئویی باعث میشود شما زمان زیادی را صرف عکاسی در محیطهای متفاوت بازی کنید و تصاویر جذابی را برای خود به ثبت برسانید.
نکتهای که در مورد بازی اول بسیار جلب توجه میکرد، کیفیت فنی آن بود. بازی Ghost of Tsushima با ۳۰ فریم بر ثانیه اجرا میشد یکی از کوتاهترین لودینگهای ممکن برای یک بازی نسل هشتمی را داشت و در مواقعی حتی همان لودینگ بسیار کوتاه را نیز نداشت. موردی که در Ghost of Yotei نمایان است. از لحظه انتخاب بازی در محیط اصلی پلیاستیشن تا زمانی که مشغول حرکت دادن آتسو در جهان بازی هستید، فاصلهای حدودا پنج ثانیهای قرار دارد.
همچنین در بازی سه حالت گرافیکی قرار دارد. یکی نرخ فریم را اولیت قرار میدهد و آن را روی عدد ۶۰ قفل میکند و دو مورد دیگر، یکی روی بالا بودن رزولوشن تمرکز میکند و دیگری روی اجرای درست ویژگی رهیابی نور. هر دو این حالتها هم به شکل ۳۰ فریم بر ثانیه اجرا میشوند. اجرای درست و تقریبا بینقص این ویژگیهای فنی، مهارت مهندسان استودیو ساکرپانچ را نشان میدهد که موفق شدهاند بازی را بدون نیاز به زمان زیاد و حتی رجوع به منوی اصلی شروع کنند. هرچند که منوی اصلی بازی بسیار ساده و زیبا طراحی شده است.
در بخشهای صوتی هم بازی ویژگیهای مثبت زیادی دارد. از موسیقی درخشان و عالی بازی گرفته تا کیفیت کار گویندگان که در هر دو زبان انگلیسی یا ژاپنی، کار خود به بهترین نحو انجام دادهاند. حمل کردن یک ساز سنتی ژاپنی توسط آتسو این بهانه را میسازد که موسیقیهای متفاوتی را بیاموزید و از آنها لذت ببرید.
صحبت در مورد بازی Ghost of Yotei سخت است. از سویی با یک بازی جهانباز کمنقص طرف هستیم که میتواند ۴۰ الی ۵۰ ساعت مخاطب خود را سرگرم کند و به خوبی هم این کار را انجام دهد و از سوی دیگر به سختی میتوان دلیلی غیر از آماده بودن Assetها و استفاده از برند تازه محبوب شده Ghost of Tsushima پیدا کرد.
در انتها اگر (مثل بنده) از بازی اول لذت بردهاید، پس حتما از تجربه Ghost of Yotei لذت بسیار زیادی خواهید برد ولی باز هم نخواهید توانست ارتباطی بین دو بازی Ghost of Tsushima و Ghost of Yotei پیدا کنید که کلمه Ghost و محیط ژاپنی نباشد ولی بدون شک با یک بازی بسیار باکیفیت طرف هستید که نمیتوانید ویژگیهای مثبت آن را نادیده بگیرید.
این بود بررسی بازی Ghost of Yotei، ممنون از توجه شما مخاطبان حرفهای رسانه دنیای بازی.
برای اطلاع از جدیدترین اخبار، نقد و بررسیها و ویدیوهای اختصاصی، ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید. همراه شما هستیم.