پناه بر تو اهورا مزدا! | نقد فیلم «خشکسالی و دروغ»

در
پناه بر تو اهورا مزدا! | نقد فیلم «خشکسالی و دروغ»

آلا: …كلی وقت مي‌ذاری غذا درست می‌كنی كه نيم ساعت بعد تموم می‌شه، هيچ‌چی ازش نمی‌مونه. تازه بايد فكر كنی براي چهار پنج ساعت بعد كه دوباره بايد غذا درست كنی. زن‌هايی كه مثل مامان كارشون فقط خانه‌داریه حتمن خيلی بيش‌تر احساس بيهودگی می‌كنن. البته شايد مامان نمی‌دونست، شايد زن‌های خانه‌دار خودشون هم متوجه نباشن دليل‌ش اينه ولی همينه. اين بی‌نتيجه‌ بودن كارشون، اين موقتی بودن نتيجه‌ی كارشون رنج‌‌آوره. مثلن تو يه كتاب رو ويرايش می‌كنی، يه متنی رو ترجمه می‌كنی اون كتاب می‌مونه. هميشه توی كتاب‌خونه‌ی آدم‌ها هست، ولی درست كردن اين غذا سه ساعت وقت من رو گرفت و حالا نيم ساعت نشده تموم شد؛ تموم. اين خيلي عبثه.

آرش: با همه‌ی اين حرف‌ها دستت درد نكنه آلا؛ خيلی وقت بود كه يه غذای درست و حسابی نخورده بودم.


احساس بیهودگی

فیلم «خشکسالی و دروغ» از چند جهت حائز اهمیت و قابل بررسی است. اولی و شاید سطحی‌ترین موضوع، بازگشت ستاره‌ی روزهای نه چندان دورِ سینمای ایران، با یک فیلم کاملا جدی به پرده‌ی نقره‌ای است. «محمدرضا گلزار» که چهره‌ی کامرشال خود را در این فیلم به فراموشی سپرده و بعد از طی کردن یک دوره‌ی کاملا ضروری از تحقیق و تحصیل در مورد سینما و بازیگری در خارج از کشور، حالا می‌خواهد محبوبیت از دست رفته‌اش را باز پس گیرد. محمدرضا گلزاری که زمانی فقط و فقط بودنش در پوستر یک فیلم می‌توانست ضامن موفقیت آن فیلم در گیشه باشد، در فضای فعلی سینمای ما که «مولف» تا حد زیادی بر «ستاره» ارجحیت دارد باید حرفی برای گفتن داشته باشد تا مقبول افتد. از این‌رو باید بازی او در این فیلمِ مهم به دقت مطالعه و بررسی شود. این در حالی است که بازیگران بزرگ و شاخصی قبلا در نقش «آرش» در نمایش خشکسالی و دروغ به بازی پرداخته و خوش درخشیده‌اند. این‌که محمدرضا گلزار توانسته با معیارهای زیبایی‌شناسی و بازیگری سینما، بازی خشک، دقیق و حساب‌شده‌ی «پیمان معادی» در یکی از موفقیت‌آمیزترین اجراهای این نمایش را بگیرد و به خاک بیاندازد، محل سوال اصلی مخاطب حرفه‌ای و منتقد از این فیلم در زمینه‌ی بازیگری است.

khoshksalivadoroogh2

گلزار البته تمام تلاش خود را برای رسیدن به این حد از بازی انجام می‌دهد. اولا که بازی او کاملا قابل دفاع است و چون خوب می‌داند که نقطه ضعف‌ها و نقاط قوت خودش جلوی دوربین دقیقا چه چیزهایی هستند، به راحتی می‌تواند آن‌چه را که نباید، از نظر مخاطب پنهان نگه دارد و آن‌چه را باید به معرض نمایش بگذارد. یادم هست چند سال پیش «مانی حقیقی» در مصاحبه‌ای تلویزیونی گفت می‌خواسته در فیلم «پذیرایی ساده» از محمدرضا گلزار استفاده کند. دلیلش هم این بوده که بازیگر این نقش می‌بایست «چشم‌ها و نگاه قدرتمندی داشته باشد» و این یکی از ویژگی‌های گلزار از نظر این کارگردان در بازیگری است. در خشکسالی و دروغ گلزار با عینک آفتابی رونمایی می‌شود، بعد رفته رفته چشم‌های نافذش را برملا می‌کند و تا پایان و صحنه‌های بحرانی و حساس‌تر فیلم‌نامه همین روند را ادامه می‌دهد. ممکن است او بر روی میمیک تسلط زیادی نداشته باشد اما خوب می‌تواند با چشم‌هایش حرف بزند و همین ویژگی را مدام جلوی دوربین می‌آورد. که البته متاسفانه با کارگردانی هماهنگی اندکی دارد و اکثر مواقع هرز می‌رود.

دیگر جایی که گلزار گل می‌کند، هنگام شوخی‌ها و طنازی‌هایی است که از بهترین بازی دوران پیش از تحول او یعنی «کما» تا همین حالا او را شهره‌ی شهر کرده است. گلزار فرصت زیادی برای بروز این طنازی‌ها را در این فیلم ندارد اما از هر آن‌چه که در چنته دارد برای دلبری استفاده می‌کند. معیاری که بازی او را کاملا کامرشال می‌کند و یک درجه‌ی کیفی از آن می‌کاهد، اما به شدت دل‌نشین و جذاب است و برای مخاطب احساس نزدیکی و راحتی به ارمغان می‌آورد. همین می‌شود که وقتی آرش دارد مهم‌ترین دیالوگ‌های فیلم را به زبان می‌آورد تماشاچی با او ارتباط را برقرار می‌کند و احساس بیرون زدگی و شعار نسبت به متنِ مانیفست‌وارِ فیلم به او دست نمی‌دهد.

این دو ویژگی بارز در جای جای بازی گلزار مبرهن است و به فیلم کمک می‌کند تا در درجه‌ی اول مخاطب‌پسند باشد. آن‌هم نه به خاطر اسم و رسم و چهره‌ی گلزار، بلکه به خاطر بازی او. به خاطر لحنی که درست انتخاب کرده و اطواری که درست در می‌آورد و به خاطر این‌که کاملا به اندازه و به جا بازی می‌کند. یک شخصیت میانه‌روی امیدوار که آرش است و آرشی که گلزار ساخته و جلوی دوربین برده به آرشی که محمد یعقوبی نمایشنامه نویس خلق کرده بسیار نزدیک است و از این حیث کاملا مورد قبول است.

اگر آمار فروش فیلم را دنبال کرده باشید متوجه می‌شوید که فیلم شروع خیلی خوبی نداشت اما رفته رفته بر میزان مقبولیت آن افزوده شد و کم‌کم اوج گرفت و حالا از مرز یک میلیارد عبور کرده است. نگارنده این موضوع را این‌گونه تفسیر می‌کند که دقیقا اگر برعکس آن -یعنی مطابق با پیش‌بینی خیلی‌ها- اتفاق می‌افتاد، به معنای درجا زدنِ حداقل همین یک رکنِ مهم و فوق‌العاده‌ حیاتی فیلم یعنی حضور گلزار بود. حال که بازی و نه چهره‌ی صرف گلزار مردم را به سینماها کشانده تا این فیلم را تحمل کنند باید موضوع را به فال نیک گرفت. البته قطعا با «سلام بمبئی» همه‌ی این دست‌آوردها با خاک یکسان می‌شوند، ولی خب…

زاپاس

یکی دیگر از جنبه‌های اهمیت این فیلم، تبدیل کردن یک نمایشنامه‌ی بسیار خوب به یک فیلم نسبتا سینمایی نه چندان خوب است. این اتفاق که در سینمای دنیا خیلی هم رایج است، معمولا با تغییر استانداردهای تئاتر به استانداردهای سینما و اضافه کردن دوربین و نشاندن آن به جای تماشاگر روبروی بازیگر زنده می‌افتد و اساس کارگردانی از کنترل صحنه به کنترل دوربین تغییر می‌کند. اتفاقی که در خشکسالی و دروغ نمی‌افتد. یعنی در اکثر مواقع اهمیت دوربین کاملا نادیده گرفته شده و فراموش شده است.

khoshksalivadoroogh11

با این‌که بازیگران مشخصا می‌فهمند که در مقابل دوربین بازی می‌کنند نه تماشاگر، و این را در حرکات آن‌ها می‌توان به وضوح مشاهده کرد؛ کارگردان انگار خیلی متوجه این موضوع نیست. مگر بازی «آیدا کیخایی» -که بیشتر به بازی خودش در تئاتر طعنه می‌زد تا چیز دیگری- بازی دیگر بازیگران نشان از فهم این موضوع دارد. اما این‌که چقدر از این بازی به واسطه‌ی دوربینِ نا به جا و نادرست حیف شده و گاهی زننده و گاهی دور از چشم است دقیقا باید مورد بررسی قرار بگیرد. یک مثال نزدیک به این فیلم می‌تواند اقتباسی باشد که «رومن پولانسکی» از نمایشنامه‌ی «خدای کشتار» نوشته‌ی «یاسمینا رضا» انجام داده است. اگر فیلم «کشتار» را ببینید متوجه می‌شوید که در آن فیلم بیش از هر چیز «دوربین» حرف می‌زند. از همان حرکت آرامِ رو به عقب ابتدای فیلم که یکی یکی شخصیت‌های حاضر در بحران را به کانون توجه مخاطب اضافه می‌کند گرفته تا مثلا صحنه‌ای که «کریستوف والتز» روبروی آینه نشسته است و زاویه‌ی دوربین کاری می‌کند که ما اکشنِ این بازیگر را در یک قاب دو بار ببینیم. با این‌چنین کارگردانی فوق‌العاده هوشمندانه‌ای، نمایشنامه‌ی خارق‌العاده‌ی یاسمینا رضا به یک فیلم ماندگار و دیدنی تبدیل می‌شود. در مقابل، در خشکسالی و دروغ دوربینِ آشفته و مریض احوالِ «پدرام علی‌زاده» در اکثر صحنه‌ها تنها جای خالی مخاطب حاضر در سالنِ نمایش را پر کرده است و با ثباتی که معمولا حفظ می‌کند، همواره سعی دارد به همان شیوه‌ای که قبلا آن را از روی صندلی‌های سالن چارسوی تئاتر شهر دیده است روایت را تکرار کند. این یعنی اقتباس لنگ می‌زند و فیلم الکن می‌ماند. نمایشنامه‌ی محمد یعقوبی لیاقتِ چیزی خیلی بیشتر از کارگردانی ساده و سردستی فیلم حاضر را داشته و متاسفانه محقق نشده است.

ضمن این‌که برخی از ویژگی‌های بارزِ متن، مثل تکرارِ دیالوگ‌های واقعی تا تبدیل شدنِ آن‌ها به دروغ مختص کانسپت تئاتر است و به ناچار در اقتباس سینمایی حذف شده و به همین راحتی یکی از مهم‌ترین وجوه نمایشنامه به فراموشی سپرده شده است. اتفاقی که به نظر ضروری می‌رسد اما چون وقتی داریم به یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فرمی یک متنِ مهم و قوی دست‌درازی می‌کنیم باید حتما به فکر جایگزینی هم برای آن باشیم تا جای خالی آن احساس نشود. جایگزینی که در فیلمِ علی‌زاده یافت نمی‌شود.

آلا: اگه زندگی‌مون رو دوست داری قرارت رو باهاش به‌ هم بزن.

اميد: گفتم كه نه.

آلا: اگه زندگی‌مون رو دوست داری قرارت رو باهاش به‌ هم بزن.

اميد: همين‌طور می‌خوای تكرار كنی؟

آلا: اگه زندگی‌مون رو دوست داری قرارت رو باهاش به‌ هم بزن.

اميد: زندگی‌مون رو دوست ندارم.

آلا: داری قرارت رو باهاش بهم بزن.

اميد: يه آدم زنگ زده بهم، حتا صبر نمی‌كنی ببينی آخه شايد…

img_5514

و من ریتا را بوسیدم…

آخرین جنبه‌ی قابل بحثِ فیلم تغییر رویکردِ هرمنوتیک آن به زندگی آدم‌ها نسبت به متنِ اصلی است. خشکسالی و دروغ، یک فیلمِ ضد خانواده است. علاوه بر این‌که به پیچیدگی‌های ذهن زن و مرد در طول رابطه اصلا ورود نمی‌کند، درست بر خلافِ متنِ خوبش به مفهومِ ازدواج و زناشویی خدشه وارد می‌کند. آن‌چنان که شخصیت آرش به حرف می‌آید و می‌گوید «من شما دو تا رو می‌بینم واقعا پشیمون می‌شم بخوام ازدواج کنم.» یعنی فیلم پیامی مشابه دارد. ازدواج کنید بدبخت می‌شوید. اما رویکرد نمایش‌نامه این‌قدر هم رادیکال نبوده و نیست. در واقع، اتفاقی که در سیرِ تبدیل شدنِ یک نمایشنامه در مورد «آفتِ دروغ و پنهان‌کاری در زندگی مشترک» به یک فیلمِ در موردِ «پرهیز از زندگی مشترکِ متعهد» افتاده رادیکالیزه شدن این نگاه است. اتفاقی که نه به ضرر متن است نه به ضرر فیلم، بلکه به ضرر مخاطبی است که با یک ذهنِ آماده به سالن سینما وارد می‌شود. احتمالا بعد از تماشای فیلم، زن و مردی که با هم وارد سالن سینما شده‌اند نسبت به هم حس آن‌چنان خوبی ندارند و اگر به موضوعاتی که در فیلم روایت شده‌اند فکر می‌کنند زاویه‌ی نگاهشان منفی است. این خوب نیست. این ضرری است که فیلم به مخاطبش می‌زند. این اتفاقی است که فیلم را از چشم می‌اندازد. که باید بیاندازد. اما متاسفانه خیلی دیر. یعنی بعد از این‌که پیامش را تمام و کمال منتقل کرده و اشتباهش را مرتکب شده و تاثیرش را گذاشته است.

ميان ريتا و چشمان‌م تفنگی‌ست…


8 دیدگاه ثبت شده است

دیدگاهتان را بنویسید

  1. اجازه بدید به جای نگاه خوش بینانه نویسنده این نقد یه کمی واقع بینانه تر و تند تر به این به نظر من فاجعه بپردازیم!
    در مورد بازی آقای گلزار که در بهترین حالت یک کلیشه از بازیهای آخر ایشون رو دیدیم!خنده های تکراری که انگار قرار نیست از کارااکتر های که ایشون بازی میکنه دور شه اما همین بازی تکراری و ملا آور میتونه تنها دلیل رفتن بیننده به سینما باشه!
    از طرف دیگه تبدیل فاحعه بار یک نمایشنامه خوب به یک فیلمنامه فاجعه به شدت فیلم رو تحت شعاع قرار داده!کارگردانی بسیار ضعیف فیلم چه از منظر بازیگیری و چه از منظر کآآآآت!سکانس بحث و مستی خانم کیخایی در خونشون حداقل جا داشت چند بار دیگه گرفته بشه!!!!!!
    در کل فیلم از زاوایه های زیادی دچار مشکله که در یک کامنت مجال گفت و گو دربارش نیست!

    ۲۱
  2. چرا نگاه ضد خانواده‌ تو بخش منفی هست ؟ شما به عنوان منتقد قرار نیست تصمیم بگیری که این چیز بد یا خوبی هست.

    ۴۵
    1. چون خانواده همه جای دنیا و حتی در دیدگاه روشنفکرانه شما(:|) یک ارزشه و نگاه ضد خانواده یعنی نکته منفی!

      ۳۲
    2. جدا از اینکه محمدرضا گلزار اصلا استعداد بازیگری نداره و اصلا نقد این فیلم کاملا غیر ضروریه؛ اما بازم دم کامنت سعید زعفرانی گرم!
      دوستانی که میگن از کجا بدونیم خانواده خوبه یا نه؟ باید بدونن که خانواده یک مفهوم ذهنی، هنجار یا ارزش اجتماعی و مذهبی نیست بلکه یک سازگاری بشریه پس مسلما برای بقای جامعه مهم و ضروریه. در چندجای تاریخ هم خواستن که این مفهموم رو نابود کنن اما نشد و پایه جامعه به هم ریخت؛ نمونه اش دوران اوج گیری بورژوازی در فرانسه.
      جامعه بدون مرزبندی به آشوب کشیده میشه و از تمدن فاصله میگیره
      شاید خود من هم هیچ وقت تشکیل خانواده ندم اما یک لحظه تصور کنین که توی یک پرورشگاه یا چیزی شبیه به اون بزرگ می شدید
      با تشکر

      ۰۰

در شبکه‌های اجتماعی،
به خانواده دنیای بازی بپیوندید!

برای اطلاع از جدیدترین اخبار، نقد و بررسی‌ها و ویدیوهای اختصاصی، ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید. همراه شما هستیم.

Dbazi Social Media

مقالات بازی

داستان کامل سری بازی اسپلینتر سل داستان کامل سری بازی اسپلینتر سل [پرونده]
توسط نریمان هروی
52
تاریخچه استودیو Giant Squid تاریخچه استودیو Giant Squid (+ویدیو)
توسط علی علی‌پور
0
داستان بازی Clair Obscur Expedition 33 داستان بازی Clair Obscur Expedition 33
توسط علی علی‌پور
0
داستان سری جنگ جهانی بازی Call of Duty داستان سری جنگ جهانی بازی Call of Duty
توسط حسین کریمی
0
تاریخچه شرکت راک استار گیمز تاریخچه شرکت راک استار گیمز
توسط سام حقیقی
0
سری بازی زلدا را چگونه بازی کنیم؟ سری بازی زلدا را چگونه بازی کنیم؟
توسط حسین کریمی
0
تاریخچه استودیو Team Cherry تاریخچه استودیو Team Cherry
توسط علی علی‌پور
0
تاریخچه استودیو Sandfall Interactive تاریخچه استودیو Sandfall Interactive
توسط میلاد طاهرنژاد
0
Mafia داستان سری بازی Mafia
توسط حسین کریمی
0
داستان سری بازی Halo داستان سری بازی Halo
توسط حسین کریمی
0
بیوگرافی وینس زامپلا
توسط سام حقیقی
0
بیوگرافی تام کلنسی بیوگرافی تام کلنسی
توسط حامد محمدپور
0
بیوگرافی فومیتو اوئدا بیوگرافی فومیتو اوئدا
توسط مهدی یوسفی
0
بیوگرافی سم لیک بیوگرافی سم لیک
توسط مهدی یوسفی
0
بیوگرافی جوزف فارس بیوگرافی جوزف فارس
توسط محمدصدرا باقری
0
بیوگرافی هیدئو‌ کوجیما بیوگرافی هیدئو‌ کوجیما
توسط محسن کشاورز
0
بیوگرافی جف کیلی بیوگرافی جف کیلی
توسط محمدصدرا باقری
0
زندگی‌نامه نیتن دریک پهلوانان نمی‌میرند | زندگی‌نامه نیتن دریک
توسط فرشید عبدالله پور
8
بیوگرافی ساتورو ایواتا (Satoru Iwata)؛ من یک گیمر هستم
توسط صادق شجاعی‌فرد
11
Neil Druckmann, The Last of Us, Uncharted بیوگرافی نیل دراکمن – جاه طلبی در پی کمال در هنر
توسط افراسیاب
1

چند رسانه ای

بخش مولتی‌پلیر عنوان Crazy Taxi: World Tour از بخش مولتی‌پلیر بازی Crazy Taxi: World Tour رونمایی شد (تماشا کنید)
توسط حسین کریمی
0
تریلر جدید بازی The Blood of Dawnwalker قبل از عرضه منتشر شد تریلر جدید بازی The Blood of Dawnwalker قبل از عرضه منتشر شد
توسط حسین کریمی
0
بازی Aliens: Fireteam Elite 2 منتشر شد انتشار بازی Aliens: Fireteam Elite 2 در رویداد ONL [تماشا کنید]
توسط حسین کریمی
0
نسخه‌ی Early Access عنوان 1666: Amsterdam منتشر شد انتشار نسخه‌ی Early Access بازی 1666: Amsterdam در رویداد ONL [تماشا کنید]
توسط حسین کریمی
0
تاریخ انتشار بازی Path of Exile 2 مشخص شد تاریخ انتشار بازی Path of Exile 2 مشخص شد (تماشا کنید)
توسط حسین کریمی
0
تریلر جدید بازی Silent Hill: Townfall تریلر جدید بازی Silent Hill: Townfall از جزئیات داستانی تازه و صداپیشگان بازی رونمایی می‌کند
توسط علی گرامی
0
تریلر جدید بازی The Witcher 3: Songs of the Past تریلر جدید بازی The Witcher 3: Songs of the Past از منطقه‌ای تازه، هیولاهای جدید و سلاحی آشنا برای طرفداران رونمایی می‌کند
توسط علی گرامی
0
تریلر جدید بازی Metro 2039 تریلر جدید بازی Metro 2039 از دنیایی تاریک، مبارزات نفس‌گیر و شخصی‌سازی سلاح‌ها پرده برمی‌دارد [تماشا کنید]
توسط علی گرامی
0
تریلر جدید بازی Final Fantasy 7 Revelation تریلر جدید بازی Final Fantasy 7 Revelation از نبردهای نفس‌گیر با WEAPONها و مبارزات گسترده بازی رونمایی می‌کند [تماشا کنید]
توسط علی گرامی
0
تریلر جدید بازی Control Resonant تریلر جدید بازی Control Resonant با موسیقی The Prodigy، نگاهی تازه به مبارزات و جهان رازآلود بازی دارد [تماشا کنید]
توسط علی گرامی
0