مسیری نو در روگلایک با خاکستر جادوی سیاه
خانه » نقد و بررسی » نقد و بررسی بازی
در دل بسیاری از آثار که مدام در حال انتشار هستند، پیدا کردن یک جواهر درخشان نوید اتفاقات خوب را میدهد. با بررسی بازی Cinderia (نسخه ارلی اکسس) همراه بخش نقد و بررسی بازی از رسانه دنیای بازی باشید.
تصور کنید در بازاری پر از کالاهای تکراری، ناگهان با محصولی روبهرو میشوید که قواعد بازی را به نفع خودش تغییر میدهد؛ Cinderia دقیقا همان غافلگیری تازه در بازار اشباعشدهی روگلایتها است. ژانر روگلایک (Roguelike) و روگلایت (Roguelite) در دهه اخیر به حدی از آثار مختلف پر شده که عناوین متعددی با وجود ساختارهای استاندارد، خیلی زود زیر سایه بزرگان این سبک گم میشوند.
اما بازی Cinderia جدیدترین مدعی این میدان است؛ عنوانی که در مرحله دسترسی زودهنگام (Early Access) قرار دارد و توسط استودیوی MyACG Studio در حال توسعه بوده و تلاش کرده تا راه خود را از میان رقبای سرسختش باز کند. سازندگان این بازی با آگاهی کامل از کلیشههای ژانر، تمام تمرکز خود را روی خلق تجربهای متفاوت قرار دادهاند که حول محور بازیکن، تصمیمگیریهای لحظهای و مکانیکهای عمیق مبارزات میچرخد.
اولین چیزی که به محض ورود به دنیای بازی Cinderia شما را مجذوب میکند، حال و هوای تاریک و سنگین آن است. بازی تمرکز شدیدی بر روی عناصر فانتزی تاریک (Dark Fantasy) دارد؛ جهانی که در خاکستر و تاریکی فرو رفته و هیچ اثری از امید مطلق در آن دیده نمیشود. همهچیز در این دنیا بوی ویرانی، جادوی سیاه و ناامیدی میدهد.
استودیوی MyACG Studio بهخوبی توانسته این اتمسفر خفقانآور را در جایجای بازی تزریق کند. از طراحی ویرانهها و معابد فاسد شده گرفته تا شخصیتهایی که با رنج و نبرد خو گرفتهاند، همگی در خدمت ساخت روایتی بصری و اتمسفریک هستند. بازی داستان جهانِ فروپاشیدهای را روایت میکند که مرز بین نور و تاریکی در آن کاملا از بین رفته و تنها راه بقا، استفاده از همان جادوی سیاهی است که دنیا را به این روز انداخته است.
داستان Cinderia روایتی پیچیده از قهرمانان کلاسیک و سپید پوش نیست. بازی ۴ شخصیت قابل بازی دارد که در دل داستان، در واقع تنها کسانی هستند که قدرت کنترل جادوی سیاهی که دنیا را نابود کرده را دارند. آنها نه قدیس هستند و نه ناجیان پاکدست؛ بلکه مبارزانی آلوده به قدرتند که از ناچاری به قلب تاریکی زدهاند.
چیزی که طراحی این شخصیتها را ارزشمند میکند، تفاوتهای سطحی و ظاهری نیست. هرکدام از این ۴ شخصیت بهطور واضح و بنیادین متفاوت از دیگری خلق شدهاند تا دست بازیکنان برای انتخاب سبک بازی کاملا باز باشد. هر شخصیت درخت ارتقا، احساس حرکت و انیمیشنهای کاملا مجزایی دارد که باعث میشود تغییر شخصیت، رسما حس یک بازی جدید را بهشما منتقل کند.
شاید در برخورد اول و با نگاهی سطحی، بازی از لحاظ گیمپلی، زاویه دوربین و سرعت حرکات شبیه آثاری مانند Dead Cells یا Rogue Legacy به نظر برسد؛ اما کافی است چند ساعت در دنیای آن غرق شوید تا متوجه شوید Cinderia تلاش بسیار ستودنی و هوشمندانهای در خلق هویت منحصربهفرد خود میکند. بازی بههیچ عنوان یک کپیبرداری بیروح نیست، بلکه هسته مبارزات را حول محور ساختن Buildهای مختلف و گرفتن تصمیمات لحظهای قرار داده است.
در Cinderia شما نمیتوانید فقط با فشردن بیهدف دکمهها (Button Mashing) پیش بروید. هر درگیری نیاز به تحلیل دارد. سرعت مبارزات بالاست، اما این سرعت با یک سیستم مدیریت انرژی و موقعیتسنجی متعادل شده است. کنترلها بهشدت دقیق و پاسخگو هستند و اعمالی مثل جاخالی دادن (Dodge) و موقعیتگیری مجدد کاملا روان انجام میشوند. باسفایتهای بازی نیز از درخشانترین بخشهای مبارزات هستند که با الگوهای حملات چندمرحلهای، مهارت و استراتژی شما را بهچالش میکشند.
نقطه عطف گیمپلی Cinderia و شاهکار مهندسی استودیوی سازنده، سیستمی به نام Ember Fusion System است. این مکانیک نوآورانه به بازیکنان اجازه میدهد قابلیتهای (Skills) مختلف خودشان را بهطور کامل تغییر دهند، با هم ترکیب کنند یا آنها را به چیزی کاملا نو و غیرمنتظره تبدیل کنند.
تصور کنید یک طلسم آتشین ساده دارید؛ در بازیهای معمولی، ارتقای این طلسم به معنی افزایش درصد آسیب (Damage) است. اما در Cinderia با استفاده از Ember Fusion، میتوانید این طلسم را با جادوی یخ یا تاریکی پیوند بزنید تا شلیک آن نهتنها دشمنان را بسوزاند، بلکه آنها را منجمد کرده و سپس منفجر کند!
بازی بیشتر از ۱۰۰ عدد ترکیب و قدرت متفاوت ارائه میدهد که برای یک محصول ارلی اکسس عددی شگفتانگیز، ستودنی و عمیق است. این سطح از آزادی عمل به بازیکن اجازه میدهد که کاملا بر اساس ذوق و خلاقیت خودش Build بسازد و آزمایش کند؛ موضوعی که ارزشی فوقالعاده به نبردها بخشیده میبخشد.
یکی دیگر از مکانیکهای فوقالعاده جذاب و تاکتیکال بازی، سیستم Erosion (فرسایش/فساد) نام دارد. در Cinderia، قدرت مجانی نیست! بازیکنان با کسب کردن قدرتهای جدید، ارتقاهای سنگین و بهدست آوردن Emberهای قدرتمند، همواره مقداری Corruption (فساد) نیز کسب میکنند.
این سیستم یک تیغ دو لبه است؛ اگر مقدار این فساد از حد بخصوصی بگذرد، میتواند تاثیر بسیار بدی بر روی Run شما داشته باشد. این تاثیرات منفی میتواند شامل کم شدن حداکثر میزان سلامتی، قویتر شدن دشمنان یا حتی ایجاد نویزهای بصری و اختلال در محیط باشد. مکانیک Erosion در واقع قدرت ریسکپذیری هر بازیکن را میسنجد. آیا حاضرید برای شکست دادن یک باسفایت سخت، فساد بیشتری را به جان بخرید و ران خود را به خطر بیندازیم؟ این چالش روانی به زیبایی در بازی جاگذاری شده است.
مثل هر روگلایت استانداردی، باختن و مردن در Cinderia جزئی جدانشدنی از مسیر یادگیری است. اما شکست در این بازی هرگز به معنی تلف شدن تمام زحمات شما نیست. پس از هر بار کشته شدن، شما به یک هاب مرکزی (Central Hub) بازمیگردید.
در این هاب، میتوانید با استفاده از منابعی که در طول ران قبلی جمعآوری کردهاید، ارتقاهای دائمی (Permanent Upgrades) بخرید، قابلیتهای پایه شخصیتها را تقویت کنید و شانس خود را برای رانهای بعدی بالا ببرید. این سیستم پیشرفت ملموس باعث میشود که حتی بدترین باختها هم حس دستاورد داشته باشند و بازیکن را برای شروع یک ران جدید ترغیب کنند.
از منظر بصری، Cinderia یک اثر جذاب و متمایز است. گرافیک ۲.۵ بعدی بازی در کنار آرت استایل دستی بسیار خاص و چشمنوازش، Cinderia را بیش از پیش در میان انبوه بازیهای پیکسلی یا تماما سهبعدی متفاوت کرده است. جزئیات در این بخش واقعا بهخوبی کار شده است؛ طراحان با هوشمندی از رنگهای تند و درخشان جادوها روی زمینههای تاریک استفاده کردهاند تا چشم مخاطب را خیره کنند.
خوشبختانه بازی به عنوان یک اثر ارلی اکسس، از لحاظ اجرا بر روی کامپیوتر مشکل چندان زیادی ندارد. نرخ فریم در اکثر مواقع پایدار است، بهینهسازی پردازنده و کارت گرافیک بهخوبی انجام شده و بارگذاری مپها سریع است.
اما این زیبایی بصری یک نیمه تاریک هم دارد. در مبارزات شلوغ و به خصوص باسفایتهای اواخر بازی، وقتی دهها افکت جادویی همزمان در صفحه منفجر میشوند، شلوغی بصری (Visual Clutter) به حدی میرسد که تشخیص ضربات دشمن، تیرهای دریافتی و حتی موقعیت دقیق کاراکتر دشوار میشود. این عدم خوانایی بصری در لحظات شلوغ، گاهی باعث میشود ضرباتی بخورید که اصلا ندیدهاید. همچنین در موارد معدودی، عدم دقت در تشخیص برخورد ضربات (Hit Detection) ممکن است به تجربه روانی نبرد آسیب بزند.
همینطور مشکلات کوچکی در بخش رابط کاربری (UI) و همینطور افت فریمهای لحظهای هنگام انفجارهای بسیار بزرگ بهچشم میخورند. اما با توجه به ذات ارلی اکسس بازی و روند سریع آپدیتهای استودیو، این ایرادات جزئی کاملا قابل چشمپوشی هستند و بدون شک در نسخه ۱.۰ برطرف خواهند شد.
اما در بررسی بازی Cinderia (نسخه ارلی اکسس) به بزرگترین نقطه ضعف این اثر بپردازیم. یکی از بزرگترین آفتهای بازیهای ارلی اکسس، احساس تکراری شدن سریع محتواست. Cinderia از نظر تنوع ساختار Buildها معجزه میکند و عملا غیرممکن است دو ران از نظر قدرتها شبیه هم باشند. اما بازی در بخشهای دیگر دچار محدودیت محتوایی است.
بعد از دهها ساعت تجربه، تنوع محیطها و انواع دشمنان (Enemy Types) کمی تکراری میشود و نشان میدهد که بازی هنوز در ارلی اکسس است. از طرفی دیگر، سیستم تصادفی بودن (RNG) گاهی اوقات بیپرحم عمل میکند؛ طوری که ممکن است در یک ران، شانس با شما یار نباشد و ارتقاهایی که دریافت میکنید هیچ هماهنگی با هم نداشته باشند. این عدم تعادل باعث میشود برخی رانها بدون تقصیر شما بیش از حد سخت و ناامیدکننده شوند.
در بخش صداگذاری، Cinderia یک عملکرد استاندارد و قابل قبول ارائه میدهد. صدای ضربات، افکت شلیک جادوها و برخورد اسلحهها به دشمنان سنگین و باکیفیت کار شده و بازخورد صوتی خوبی به بازیکن میدهد.
اما موسیقی بازی رویکردی کاملا آرام و اتمسفریک (Ambient) را پیش گرفته است. قطعات موسیقی بیشتر در پسزمینه جریان دارند تا حسی از تنهایی و تاریکی دنیای بازی را منتقل کنند. با اینکه این موسیقی به فضاسازی کمک کرده، اما در لحظات اوج بازی و باسفایتهای نفسگیر، موسیقی حماسی یا هیجانانگیزی که آدرنالین خون شما را بالا ببرد به گوش نمیرسد و قطعات موسیقی خیلی زود از یاد میروند.
داستان و فضاسازی بازی تا حد بسیار زیادی درگیرکننده است و پا را از یک پسزمینه ساده فراتر میگذارد. لور (Lore) دنیای Cinderia از طریق کتیبهها، طراحی محیطی و دیالوگهای کوتاه اما پرمفهوم با NPCها منتقل میشود. خوشبختانه سازندگان نشان دادهاند که برای نسخه نهایی برنامه مفصلی دارند و با اتمام ساخت بازی، داستان به آنچیزی که مدنظرشان بوده خواهد رسید. احساس کاوش در یک جهان رو به نابودی و کشف رازهای جادوی سیاه، انگیزه متفاوتی برای ادامه دادن بازی ایجاد میکند.
بازی Cinderia یک غافلگیری شیرین در میان آثار انبوه و تکراری سبک روگلایت است. استودیوی MyACG Studio با دست گذاشتن روی سیستمهای عمیق مبارزه، مکانیکهای ریسکپذیری مثل Erosion و از همه مهمتر، سیستم بینظیر Ember Fusion، توانسته اثری بسازد که شخصیتی کاملا مستقل و جذاب دارد.
اگر از علاقهمندان به عناوین دارک فانتزی، آثار روگلایت چالشبرانگیز و ساخت Buildهای بینهایت و خلاقانه هستید، Cinderia حتی در همین مرحله دسترسی زودهنگام نیز یکی از بهترین گزینهها برای اضافه شدن به بازیهای شما است. این بازی نهتنها یک تجربه لذتبخش و نفسگیر است، بلکه آینده بسیار درخشانی را برای نسخه نهایی خود وعده میدهد.
Cinderia is a delightful surprise in a genre crowded with repetitive roguelites. By focusing on deep combat systems, high-risk mechanics like Erosion, and, above all, the outstanding Ember Fusion system, MyACG Studio has crafted a game with a truly unique and compelling identity.
بررسی بازی Cinderia (نسخه ارلی اکسس) بر اساس نسخهی ارسالی ناشر یعنی NPC Entertainment به رشته تحریر درآمده است.
این بود بررسی بازی Cinderia (نسخه ارلی اکسس)، ممنون از همراهی شما مخاطبان حرفهای رسانه دنیای بازی.
زاده زمستان.
برای اطلاع از جدیدترین اخبار، نقد و بررسیها و ویدیوهای اختصاصی، ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید. همراه شما هستیم.