مهرانی که میخواست کریتوس باشد
خانه » نقد و بررسی » نقد و بررسی بازی
باز هم قصه انتقام. اما آیا این قصه برای ما جذاب است و شاهد یک عنوان رضایتبخش ایرانی هستیم؟ با بررسی بازی Blood of Mehran همراه بخش نقد و بررسی بازی از رسانه دنیای بازی باشید.
بازی Blood of Mehran ساخته استودیویPermanent Way یا همان رسانا شکوه کویر (RSK) است. این استودیو با ساخت بازیهایی با تم مذهبی و سیاسی مثل بازی مرگ : کفر خونین، ایران ۵۷، سفیر عشق و مختار: فصل قیام نام خودش را بیش از پیش سر زبانها انداخت. این عناوین کیفیتی خیلی پایینتر از تصور داشتند و عملا سالها از بازیهای زمان عرضه خود عقبتر بودند.
بیتعارف بازیسازی در ایران سالهاست که درجا میزند. عناوین بیکیفیت همیشه در این بازار وجود داشتند و فکر نمیکنم که این رویه تغییر کند. بازیهایی که غالبا تلاش میکنند تا صرفا یک کپی از عناوین موفق غربی باشند ولی آیا کیفیت و خلاقیت بکار رفته در آنها به بازیهای مذکور در حال نزدیک شدن است؟ تجربه و مشاهدات نشان میدهد که خیر.
جدیدترین ساخته این استودیو اخیرا به نام بازی Blood of Mehran یا خون مهران منتشر شده است. من قصد دارم در این مطلب به نقد و بررسی این بازی بپردازم و تجربه خودم را از این عنوان بنویسم. با ادامه این مطلب همراه من باشید.
داستان بازی در مورد جنگجویی به نام مهران است که پس از آشنایی با همسرش، مبارزه را کنار گذاشته و مشغول کشاورزی شده است. افراد پادشاه وارد مزرعه مهران شده و همسرش را به قتل میرسانند و او را زندانی میکنند. ادامه داستان صرفا روایتگر پیشروی مهران برای انتقام از پادشاه و قاتلان همسرش است. داستان بازی داستانی کلیشهای انتقام است، اما شاخ و برگی به آن اضافه نشده تا تنها در حد یک داستان پیشپاافتاده باقی بماند.
مهران در داستان با افرادی مثل فروشنده و زنی به نام شهرزاد آشنا میشود. شهرزاد شخصیتپردازی خاصی ندارد و فروشنده یک کپی از شخصیت Stranger در Resident Evil 4 است که سلاحهای شما را در طول بازی با پرداخت سکه، ارتقا میدهد. از شروران اصلی بازی میتوان به Ugly Lord، The Witch و پادشاه اشاره کرد که در طول بازی به عنوان باسفایت حضور دارند.
بازی خون مهران در تلاش است تا گیمپلی Hack & Slash را در پیش بگیرد. ضربات معمولی در پلتفرم PC با کلیک چپ و ضربات سنگین با کلیک راست انجام میشوند. همچنین در برابر دشمنان قادر به بلاک یا Parry و جاخالی دادن هستید. با پیشروی در مراحل به استایلهای مبارزهای با سپر و دو شمشیر همزمان دسترسی پیدا کرده و همچنین یک تیر و کمان برای مبارزات دوربرد در اختیار شما قرار داده میشود.
چندین Skill Tree در بازی وجود دارند که مختص مهران و سلاحهای مختلف او هستند. با خرج کردن XP میتوانید کمبوها و ابیلیتیهای مخصوص هر سلاح را پیاده کنید. کمبوها در واقع کمبوهای سادهای هستند و اجرا کردن آنها شما را وارد حرکت آهسته میکند که در درازمدت تکراری شده و به ریتم مبارزات آسیب میزنند.
با شروع هر مبارزه، آزادی عمل شما در محیط به شدت پایین آمده و اصلا قادر به بالا رفتن از سکوها و از پای درآوردن کمانداران با شمشیر نیستید. در عوض باید در محیط مبارزه با تیر و کمان به آنها شلیک کنید. همچنین در هر مبارزه مجبور به کشتن تمامی دشمنان هستید و پیش از آن نمیتوانید وارد بخش دیگر شوید. بازی از لحاظ Enemy Type فراتر از انتظار عمل کرده و انواع زیادی از دشمنان در بازی انتظار شما را میکشند.
بخشهای «مخفیکاری» در بازی خون مهران وجود دارد و بارها مهران از بازیکن میخواهد که این بخش را به صورت مخفیکاری طی کند. البته که هوش مصنوعی دشمنان به قدری پایین است که با Sprint کردن مداوم شما و Execution پشت سرهم همرزمانشان، مشکلی ندارند و اصلا متوجه حضور مهران نمیشوند. البته که اگر در همان ابتدا به هر دلیلی متوجه حضور شما شوند، کار آسانی برای سلاخی کردن تمامی آنها دارید. شما میتوانید از بالای سر، پشت سر و از جلوی دشمنان، Execution را انجام دهید.
در ابتدای بازی ۲ چاکرا در اختیار شما قرار داده میشود. این چاکراها با ضربه زدن به دشمنان پر شده و با آنها قادر به اجرای ابیلیتیهای سلاح یا Heal کردن هستید. در محیط بازی صندوقچههایی قرار دارند که با یافتن و باز کردن آنها جان و تعداد چاکرای خود را افزایش میدهید.
در این بخش از بررسی بازی Blood of Mehran قصد دارم نگاهی پرجزئیاتتری به نکات قابلتوجه منفی و مثبت بازی بپردازم و خیلی دقیقتر از بخشهای قبل به نقد آن بپردازم.
بازی با موتور آنریل ۵ ساخته شده است، ولی هیچ اثری از مهمترین جنبه این موتور یعنی ویژگیهای بصری فوقالعاده، نمیبینیم. اغلب تکسچرا کیفیت لازم را ندارند و سالها از بازیهایی که با این موتور ساخته میشوند، دور هستند. طراحی محیطی در کل تعریف خاصی ندارد، اما طراحی محیط در بخش تحت تسلط The Witch به مراتب بهتر از دیگر مناطق بازی کار شده و اتمسفر را تا حدودی برقرار کرده است.
داستان به شدت کلیشهای است و اگر دنبال داستان خوب یا پیچش داستانی هستید، کاملا ناامید خواهید شد. ویس اکتینگ عملا آزاردهندهترین چیزیست که در این بازی وجود دارد؛ گویی که صداپیشگان درجه چندم مشغول خواندن یک متن بدون دانستن شرایط سکانس و بدون ذرهای تلاش برای خوب ادا کردن کلمات بسته به شرایط هستند. ترکیب این موضوع با دیالوگهای ضعیف بازی، نیازمند صبر ایوب در گیمپلی و کاتسینها است.
مبارزات مقوله واقعا عجیبی در این بازی به شمار میرود. واضحا ضربات شمشیر شما در هنگام برخورد با دشمنان، از آنها رد میشوند و حتی ذرهای حس نمیکنید که حمله شما به دشمن وارد شده است. برخی Enemy Type ها مثل قلابسنگداران و برخی کمانداران انگار ساخته شدهاند تا صرفا اعصاب شما را در هنگام مبارزه با تعداد زیادی از دشمنان بهم بریزند و مشکل اینجاست که اجرای آن اصلا به خوبی انجام نمیشود، البته که هوش مصنوعی پایین بازی و Friendly Fireهای مکرر دشمنان باعث میشود که نفسی به آرامی بکشید و روی آنها حساب کنید.
در برخی مناطق بازی، فکر میکنید که که بالاخره قرار است به تجربه جذابی برسیم و، اما انگار بازی با اسپم کردن تعداد زیادی دشمن سعی میکند تا هیجان را به بازی اضافه کند، اما خب سیستم گیمپلی و مبارزات به قدری تاریخمصرفگذشتهاند که فقط شما را عصبی میکنند و باز هم ناامید میشوید.
حالا وقت بازگو کردن یکی از نکات خوب در بررسی بازی Blood of Mehran است. در بخشی از بازی یک Ballista در برابر شما قرار داده میشود و باید با جابهجایی در ساختمانها و مکانهای مختلف از کشته شدن توسط آن، بگریزید. در این میان دشمنان مختلفی به شما حمله میکنند و با جاخالی دادن سروقت، شاهد به سیخ کشیده شدن دشمنان هستید. این بخش از بازی به معنی واقعی کلمه جذاب، لذتبخش و هیجانانگیز بود.
بازی به صورت انگشتشمار، انیمیشنهای نسبتا خوبی را پیش روی ما میگذارد، اما تعداد بالای انیمیشنهای ضعیف و قدیمی، چنین موضوعی را کاملا میپوشاند. قدیمی بودن انیمیشنهای دویدن تنها در یک لحظه قابلتشخیص است. همچنین کارگردانی و زوایای دوربین در برخی از کاتسینها بدون هیچ دقتی انجام شده و به نظر میرسد که این پروسه خیلی عجلهای صورت گرفته است.
تکسچرها عمدتا خیلی دیر لود میشوند. همچنین گاهی اوقات تکسچرها و برخی کرکترها در یک صحنه به یکباره غیب شده و دیگر اثری از آنها نمیبینید. تکسچرهای روی زمین در بخشهای داخل و بیرون شهر غالبا کیفیت پایینی دارد و در بخشهای اسبسواری چیزی شبیه به عناوین اوایل دهه ۲۰۰۰ هستند. نورپردازی بازی ضعیف است و در برخی از مواقع به قدری نزول میکند که حتی منجر به تغییر کامل رنگ مو و ریش مهران و دیگر شخصیتها میشود
موسیقیهای بازی خون مهران یکی دیگر از نقاطی بود که خیلی به چشم من آمد. کاتسینهای زیادی هستند که مشخصا موسیقی مناسبی برای آن در نظر گرفته نشده است و اصلا موسیقی به صحنه در جریان، تعلقی ندارد و بازیکن را اذیت میکند.
در بخش پرفرمنس، بازی حتی به نمره قبولی نزدیک هم نمیشود. بازی از Loading Screen در هر مرحله استفاده میکند، اما بارها بود که هنگام ورود به بخش جدید و باز کردن یک درب، فریم ریت برای چند ثانیه به ۲۰ فریم کاهش پیدا میکرد و انگار بازی دچار حمله قلبی میشد.
یکی دیگر از مواردی که من را ناامید کرد، استفاده بیش از حد از Assetهای بازیهای قبلی استودیو مثل مختار و سفیر عشق بود. بخشهای قابل توجهی از اینترو، توتوریال، بخش رویا و سکانس تعقیب و گریز با اسب در اوایل بازی، عملا هیچ تفاوتی با این ۲ بازی ندارند. همچنین طراحی برخی از کرکترها، افکتها، دشمنان و محیطها به شدت من را یاد این بازیها انداخت.
بازی خون مهران الهام زیادی از بازیهای معروف و بزرگ گرفته است. انیمیشن Heal ذرهای تفاوت با این بازی ندارد و چندین سکانس بازی کپی عین به عین از بازی God Of War 2018 است و غیرممکن است که متوجه آن نشوید مشکل کجاست؟ این است که آن اصلا به خوبی انجام نشده است. در بخشی از بازی شبیه مجبور به حفاظت از یک کارکتر شبیه به بخشهای محافظت از اشلی در RE 4 هستید و وقتی امواج دشمن روی سر مهران خراب میشوند، در هر چند ثانیه مجبور به نجات کرکتر از چنگ دشمن و تحمل صدای گوشخراش او هستید.
بگذارید مثال دیگری بزنم، در ۲ مقطع از بازی مهران در تله گیر افتاده و باید به صورت سر و ته با کمان از خودتان دفاع کنید. این سکانس به صورت عین به عین در نسخه اول Last of Us وجود دارد. مشکل اصلی این نیست که این کپی عین به عین حتی ذرهای هیجان ندارد، مشکل اینجاست که این بخشها باعث باگ Game Breaking و مانع پیشروی میشوند، تا حدی که من در هر مقطع ۳ بار بازی را از چک پوینت Load کردم تا قادر به اتمام این بخشها باشم.
علی گرامی
زمانی که برای اولین بار پا در دنیای بازی خون مهران میگذارید، حس میکنید بازی نه از سر اشتیاق، بلکه از زیر دست یک ذهن خسته و بیحوصله بیرون آمده. عنوانی که قرار بود یک هکانداسلش هیجانانگیز باشد و داستانی حماسی روایت کند، اما با سیستمی ضعیف و کمعمق، داستانی سطحی و کلیشهای روبهرو میشویم؛ جایی که دیالوگها و شخصیتها غیرطبیعی و حتی کاریکاتوری به نظر میرسند.
اما چرا چنین اتفاقی افتاده است؟ پاسخ را باید در وضعیت فعلی بازیسازی ایران جستوجو کرد. بازیسازان ایرانی همواره روی طناب باریک راه میروند؛ استودیوهایی با تیمهای کوچک و بودجه محدود که تلاش میکنند محصولاتی خلق کنند که بتوانند در بازار جهانی دیده شوند.
برای این تیمها، چالش بزرگ نه صرفا خلق بازی، بلکه نزدیک شدن به تجربهای است که مطابق سلیقه و استانداردهای بازیکنان جهانی باشد و در این مسیر قدم برمیدارند. در همچین مسیری، ردپای استودیوهای بزرگ و موفق دیده میشود، اما سایز پای استودیوهای ایرانی روی آن ردپا، به وضوح کوچکتر است. آنها سعی میکنند روی همان مسیر قدم بگذارند، اما منابع و تجربه محدود، اجازه نمیدهد به همان سطح برسند.
شاید به این موضوع خرده گرفته شود که چرا همچنان این فرمول تقلید از بازیهای بزرگ جهانی روی صنعت بازیسازی ایران سایه انداخته؛ مگر نمیتوان در مدیومی که یکی از مهمترین عناصر آن خلاقیت است، روی همچین عنصری مانور داد؟ مسئله اصلی همینجا مطرح میشود که پروژههای اخیر استودیوهای ایرانی نشان میدهد که این مدیوم در ایران همچنان در حال پیدا کردن صدای خودش است و نمیخواهد جاهطلب باشد. با این حال، الهام گرفتن و تقلید راه و چاره استودیوهای ما است که میتواند یک شتابدهنده یادگیری و پروژههایی برای آزمون و خطا باشد.
الهام گرفتن از بازیهای بزرگ مثل God of War، وسوسهکننده است. طبیعی است که تیمی که هنوز سبک خود را پیدا نکرده، بخواهد مسیر موفقیت را تقلید کند. اما این تقلید، اگر بدون امضای شخصی باشد، تنها راه را به نقدهای منفی و مقایسههای بیرحمانه میکشاند.
تیمی با بودجه ۴۰۰ هزار دلاری (طبق شنیدهها) سعی میکند جهانی بسازد که هزاران برابر بزرگتر از منابعش است، باید به پشت صحنه آن نگاه کنیم. تلاش، یادگیری و جسارت، همان چیزی است که در آینده میتواند به استاندارد جهانی تبدیل شود.
اما با این وجود، با استودیویی طرف هستیم که عناوین متعددی در گذشته منتشر کرده است و در برابر هجمه انتقادات بیدفاع است که چرا هنوز نتوانسته امضای کار خودش را شکل بدهد و دیگر دست از تقلید دیگر آثار ویدیو گیمی بردارد. نکته اینجاست که با چنین بودجهای، شاید ساخت یک عنوان کوچکتر اما با کیفیتتر، منطقیتر و موثرتر بود. اثری جمعوجور که میتوانست پایهی یک سبک شخصی شود و به مرور گسترش پیدا کند. اما تیم ترجیح داد بلندپروازی کند و سراغ مدلی برود که پیشتر غولهایی با بودجههای چند میلیون دلاری در آن درخشیدهاند. نتیجه، پروژهای شد که نه بهخوبی الهام گرفته، نه توانسته مرزهای خودش را مشخص کند.
خون مهران نمونه بارز قربانی شدن در برابر بلندپروازی بیش از حد است. «برداشتن سنگ بزرگ» یا «لقمه بزرگتر از دهان»، اسم آن را هرچه که میخواهید بگذارید. خودمان را گول نزنیم، سالهاست که میبینیم تقلید کردن صرف از بازیهای بزرگ اصلا جواب نمیدهد. من فکر میکنم توسعهدهنگان استودیو RSK بهتر است روی پروژههایی با مقیاس کوچکتری کار کنند و بازی خودشان را بسازند. کم نداشتیم توسعهدهندگان Indieای که با بازیهای پیکسل آرت و دوبعدی توانستند عناوین قابلتوجهی تولید کنند و به موفقیت بینالمللی برسند.
Blood of Mehran is a textbook example of what happens when ambition outgrows reality. Call it biting off more than you can chew or aiming too high — the result is the same. Let’s be honest: we’ve seen time and again that blindly imitating blockbuster titles simply doesn’t work. In my view, the developers at RSK Studio would be far better off focusing on smaller-scale projects and creating something truly their own. After all, the indie scene is full of success stories — developers who built remarkable, internationally recognized games using nothing more than pixel art and 2D design
بررسی بازی Blood of Mehran بر اساس نسخه منتقدین پی سی بازی نوشته شده که توسط توسعه دهندگان بازی در اختیار دنیای بازی قرار گرفته است.
این بود بررسی بازی Blood of Mehran، ممنون از توجه شما مخاطبان حرفهای رسانه دنیای بازی.
برای اطلاع از جدیدترین اخبار، نقد و بررسیها و ویدیوهای اختصاصی، ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید. همراه شما هستیم.