بزرگ و بزدل
خانه » نقد و بررسی » نقد و بررسی بازی
بزرگترهای ما از قدیمالایام در گوش ما خواندهاند که «کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد.» و ما بیتوجه به این جملهی حکیمانه از آن گذشتهایم غافل از آنکه بیش از آنچه فکرش را بکنید با مصادیق این ضربالمثل سر و کار داریم. در حوزهی بازی و سرگرمی این سخن شاید بیشترین نمود را پیدا کند. شاید مهمترین نکته در ساخت مجموعه آثار مختلف این باشد که یک سازنده در دورهی کمبود ایده و عناوین اورجینال بداند چه زمانی دست از سر دنیایی که ساخته بردارد و با آن خداحافظی کند. با من در بخش نقد و بررسی بازی وبسایت دنیای بازی همراه شوید تا به بررسی بازی Call of Duty: Modern Warfare 4 ساختهی استودیو اینفینینی وارد بپردازیم.
داستان بازی با یک آنچه گذشت سریع شروع میشود. معرفی پرایس و لزول، تشکیل تیم Task Force 1.4.1، ماجرای شپرد و تسلیحات دزدیده شده و در آخر تعقیب ماکاروو و مرگ دلخراش سووپ. اینفینیتی وارد عادت کرده تا داستان مدرن وارفیر را بدون فوت وقت و توضیحات اضافی به جلو ببرد و در این نسخه نیز این عادت را کنار نگذاشته است.
بازی با حملهی ناگهانی کرهی شمالی به کرهی جنوبی آغاز میشود. شما در نقش سربازی به نام پارک در شهر هاجین قرار دارید و حملهی EMP و خاموشی سراسری شهر و به دنبال آن حملات موشکی کرهی شمالی به شهر را مشاهده میکنید.
پس از آن بازی به ۵ روز قبل از حمله میرود. شما در نقش پرایس قرار میگیرید که الآن تحت تعقیب سراسری قرار دارد و تبدیل به یک یاغی شده است. چرا؟ اگر شما فهمیدید به من هم بگویید. لزول اما همچنان ارتباطش را با او حفظ کرده و به او برای رسیدن به ماکاروو کمک میکند. پرایس در نیویورک ماکاروو را تعقیب میکند و برای کشتن او اقدام میکند.
پرایس حین تعقیب ماکاروو توسط نیروهای والریا «ال سی نومبره» گرفتار میشود. والریا به او یک پیشنهاد میدهد. اگر پرایس به والریا در انتقال یک محمولهی با ارزش کمک کند او نیز فرصت کشتن آرچر، رئیس ماکاروو که در پشت تمام این جریانات قرار دارد را به او میدهد. البته این ماموریت یک ماموریت انتقال ساده نیست و پرایس برای به انجام رساندن آن باید به آرمان خود، نیروها و دوستان و برادرانش پشت کند و در مقابل آنها قرار بگیرد.
Infinity Ward از تجربهی کمپین قبلی به اندازهی کافی درس گرفته و زمان آن را بیشتر کرده است. هرچند کمپین به نسبت نسخههای دوست داشتنی کلاسیک کمی کوتاه به نظر میآید. شروع بازی بسیار امیدوار کننده به نظر میرسد. جنگ میان دو کشور همسایه، یکی پیشرفته و ممتاز با مردمی خوشحال و دیگری کشوری با دیکتاتوری بیسابقهای که مردمش نمیتوانند کوچکترین ارتباطی با دنیا داشته باشند.
اما میتوان گفت که همین اصرار به کوتاه بودن بازی کار داستانسرایی را برای سازنده سخت میکند. نبردی که میان کرهی شمالی و جنوبی رخ میدهد را میتوان وسیعترین نبرد در سری ریبوت مدرن وارفیر نامید. جایی که دو جبهه کاملا واضح و بیپرده با یکدیگر وارد جنگ میشوند. باگ داستانی بازی نیز از همینجا خود را نشان میدهد.
سعی دارم بررسی بازی Call of Duty: Modern Warfare 4 را با کمترین اطلاعات ممکن و بدون اسپویل بنویسم. تهاجم کرهی شمالی در ابتدای بازی بسیار برنامهریزی شده و دقیق به نظر میآید. اما از اواسط بازی ناگهان این برنامهی دقیق و منسجم بیهیچ دلیل خاصی بهم میخورد. شهر هاجین به تصرف آنها در میآید و پیشروی آنها متوقف میشود.
هاجین، شهری که مورد حمله قرار میگیرد یک شهر خیالی است و در واقعیت وجود ندارد. شهری که به دریا متصل است و از طرفی در نزدیکی مرز کرهی شمالی، بزرگترین و آشکارترین دشمن کرهی جنوبی قرار دارد و دارای یک نیروگاه هستهای درون خود است. شهر خیالی اکتیویژن بیش از آنچه که به نظر برسد خیالی و پوشالی است. با موقعیت نامناسبش عجیب است که یک نیروگاه هستهای در نزدیکیش قرار دارد و آن را به یک بمب ساعتی تبدیل میکند.
به سراغ ویلنهای بازی برویم. بازی مدس میکلسن در نقش آرچر واقعا قابل تقدیر است. او به خوبی نقش یک شخصیت منفی و بیروح را بازی میکند که به هیچ اتفاقی در دنیا اهمیت نمیدهد و از هرج و مرج کنترل نشده ترسی ندارد. اما چرا؟ چرا آرچر باید در سراسر دنیا جنگ راه بیندازد؟ ما به لطف کمپین ۴ ساعتهی بازی قبلی حتی اطلاعات مناسبی از ماکاروو نداریم و این کمبود اطلاعات با ورود آرچر و نشان دادن او به عنوان یک شخصیت منفی بیشتر و بیشتر میشود.
اینفینیتی وارد تمرکز خود را بر روی پروتاگونیستهای خود گذاشته است. آنها بار احساسی داستان را به روی بازماندگان Task Force 1.4.1 گذاشتهاند. البته بازی به طرز عجیبی نیکولای را نادیده میگیرد. به طوری که بازیکن به خود و اطلاعاتش از عناوین قبلی شک میکند و میگوید «نکند نیکولای را از سری کلاسیک به یاد دارم و اصلا شخصیتی به این اسم در ریبوت وجود ندارد!!!»
نکتهی جذاب داستان بازی به تقابل میان پرایس و شاگردانش تکیه دارد. گز و گوست که در نبود پرایس هدایت 1.4.1 را به عهده گرفتهاند و مجبورند پرایس را، مرده یا زنده، متوقف کنند. وقتی این شخصیتها را از داستان بازی جدا میکنید با یک سناریوی آبکی طرف هستید. داستانی از یک جنگ میان دو کشور و حملات و دفاع احمقانهی هردو جبهه و خساستی که در استفاده از تجهیزات خود به خرج میدهند. ماجرای جوخهی سیرا نیز با اینکه جذاب است، اما ارزشش در کنار زمینهی داستانی ضعیف بازی به چشم نمیآید.
اکتیویژن داستان و اتفاقات منطقی خود را فدای جریان بسیار سریع و هیجانی بازی خود میکند. بازیکن در بازی وارد یک جنگ با پایههای ضعیف و پیشزمینهی ناکافی میشود و بدون هیچ توضیحی فقط مجبور است آدم بکشد.این کمبود اطلاعات به منطق داستان ضربهی بدی میزند و بازی خوب میکلسن را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. نتیجه، داستانی است که به مخاطب کمترین احترامی نمیگذارد و با مسخرهترین دلایل یک جنگ را در یک دنیا و شهر خیالی شروع و تمام میکند.
گویا اکتیویژن از کیفیت بازی خود اطمینان لازم را نداشته و تصمیم گرفته تا به جای یک داستان منسجم و مناسب، با کمترین ریسک و با دادن یک پایان احساسی به شخصیتهای محبوب خودش رضایت طرفداران را تضمین کند. داستان بازی مانند ساختمانی میماند که بر روی شن بنا شده است. روایت بازی با ورود به کرهی شمالی هدف بزرگی دارد اما به قدری منسجم نیست که بتواند به این هدف برسد. با مقایسهی داستان MW4 با عناوین کلاسیک، حفرههای داستانی زیاد آن مشخص میشوند. حفرههایی که قرار نیست با دیدن چند مرگ ناگهانی و جملاتی در مورد کثیف بودن دست و پاک بودن دنیا پر بشوند.
گیمپلی بازی امیدوار کنندهترین فاکتوری است که در بررسی بازی Call of Duty: Modern Warfare 4 به زیر ذرهبین میرود. نکات مثبت گیمپلی در آثار قبلی حالا پررنگتر و بهتر شدهاند. اولین چیزی که در شروع بازی توجه من را جلب کرد حس سنگینی دست و اسلحه در بازی بود. بر خلاف باقی عناوین FPS دست شما تبدیل به یک فیچر قابل لمس در بازی شده و نقشی جدا از نمایش اسلحه را بر عهده گرفته است.
این سنگینی دست با حرکت دادن دوربین و مقایسهی آن با دیگر آثار مختلف کاملا مشهود است. حرکات شما در بازی واقعیتر شدهاند و اینفینیتی وارد برای این واقعیت حد و مرز مناسبی قائل شده است. به طوری که موومنت شما در بازی نزدیک به عناوین واقعگرایی مانند Ready or Not و Bodycam شده است و در عین حال در مبارزات و نشانهگیریها با لگدهای کنترل شده سریعتر عمل میکند.
سلاحها در این نسخه از بازی نیز از تنوع بالایی برخوردار هستند. داستان بازی در برخی مراحل در کرهی شمالی روایت میشود و به همین دلیل ما شاهد اسلحههای کلاسیکی مانند AK-47 و مسلسلهای PSh در بازی هستیم. از طرفی دیگر جبههی مثبت بازی از همان سلاحهای پیشرفتهی نسخههای قبل و اتچمنتهای کارآمد استفاده میکند که تاثیر آنها در مراحل مختلف، به ویژه در عملیاتهای شبانه مشخص میشود.
در نسخههای قبلی مراحل نیمهخطی را داشتیم که بازیکن در آنها در محیطی کنترل شده آزادانه حرکت میکرد و ماموریت خود را به سرانجام میرساند. حالا ما در این بازی در کنار مراحل تمام خطی یک مرحلهی آزادانهی دیگر داریم که بازیکن را در خطوط دشمن آزاد میگذارد تا با انجام ۳ ماموریت مختلف داستان بازی را ادامه بدهد.
اینکه چگونه و با چه تجهیزاتی از این مرحله عبور کنید کاملا به خودتان بستگی دارد. میتوانید با جستجو در نقشه و یافتن تدارکات مناسب و تعمیر وسایلتان با حداکثر تجهیزات به سراغ پایگاههای دشمن بروید. از طرف دیگر میتوانید با حداقل تجهیزات و استفاده از سلاحهایی که از جسد دشمنانتان برداشتهاید به پایگاهها حمله کنید و در زودترین زمان ممکن مرحله را به اتمام برسانید.
به نظرم تنوع مراحل در MW4 بالا است اما حیف است که این گیمپلی و سیستم طراحی صرفا به یک مرحله محدود بشوند. اشاره کردم که اینفینیتی وارد قصد دارد جو و جریان بازی را بسیار تند و هیجانی نشان دهد و جدا از باگهای داستانی مختلف آنها با قرار دادن ماموریتهای متفاوتی در بازی این کار را به خوبی انجام میدهند. هرچند به نظرم بهتر بود که مراحل بیشتری از نوع تعقیب و گریز، مخفیکاری و استفاده از تسلیحات نظامی را داشته باشیم.
در طراحی هوش مصنوعی با یک دو قطبی بسیار شدید در بازی طرف هستیم. از طرفی ما دشمانی را داریم که کار را در انواع ماموریتها برای شما سخت میکنند. حملات و تیراندازیهای هماهنگ آنها باعث میشود تا در پیشرویهایتان کمال احتیاط را به خرج بدهید. در سطوح سختی بالاتر از متوسط تنها چند ثانیه پیشروی بدون کاور توسط شما به کشته شدنتان ختم میشود.
از طرف دیگر اما متحدان و همرزمان شما تقریبا کمترین کارایی در میدان نبرد را دارند. تیرهایی که به سمت دشمنان شلیک میکنند بیفایده است و با فرض به هدف خوردنشان آنها را نمیکشد و شما باید تقریبا تمام نیروهای دشمن را خودتان بکشید، این نقص در مراحل با فضای بسته بیش از پیش نمود پیدا میکند و شما علاوه بر اینکه نیروهای مقابل خود را میکشید باید حواستان به پشت سرتان و نیروهای بجا مانده از هجوم ناموفق متحدانتان نیز باشد.
اینفینیتی وارد با طراحی جذاب گیمپلی و اضافه کردن حالتها و مراحل متنوع به کمپین فرمول بازی خود را به حد کمال رسانده است. هوش مصنوعی بازی همچنان نواقصی دارد. اما اصلاح موومنت و سنگینتر شدن اسلحهها و همچنین محدود شدن حرکات بازیکنان تجربهی بازی را بیش از نسخههای گذشته ملموس و واقعی میکند.
اگر بخواهیم عناوین COD را بر اساس گرافیک خود بسنجیم نتایج یکسانی را دریافت میکنیم. تقریبا تمامی آنها در سالهای انتشار خود گرافیک خاص و پیشتازانهای را ارائه دادند و MW4 نیز از این قائده مستثنی نیست. بازی پیشرفتهای ملموسی داشته است. حالا تقریبا تمام اشیای موجود در نقشههای بازی قابل تخریب هستند و انیمیشن خاصی برای هرکدام طراحی شده است. ردپاهای شما در مسیرهای گلی باقی میماند و شلیکهای شما بسته به نوع اسلحه آثار متفاوتی بر روی دیوار باقی میگذارد.
اما هنر اینفینیتی وارد در بهینهسازی بازی مشخص میشود. تنظیمات گرافیکی بازی در نسخهی کامپیوترهای شخصی طیف وسیعی از شخصیسازیها را شامل میشود که باعث میشود بازی حتی روی سیستمهای ضعیف نیز قابل اجرا باشد. در بدترین حالت و با استفاده از کم کیفیتترین شیدرهای بازی «که اگر کاتسینهایی که بر روی صورتها زوم میشود را نادیده بگیریم» بازی کمتر از ۴ گیگابایت حافظهی گرافیکی را اشغال میکند. همچنین با استفاده از تکنولوژی ASD شیدرهای از پیش کامپایل شده را دانلود میکند تا بازی با کمترین لگ ممکن اجرا شود.
در Call of Duty: Modern Warfare 4 ما با یک سیستم صداگذاری بسیار واقعگرایانه طرف هستیم. محیط اطراف شما بر روی صدای سلاحتان اثر میگذارد. در مراحل کرهی جنوبی که وسعت میدان نبرد بیشتر است و حجم آتش و انفجار نیز بیشتر است شما با حجم بالایی از صداهای مختلف طرف هستید که با ترکیب شدن با گرافیک واقعگرایانهی بازی شما را به عمق میدان نبرد میبرد. از طرفی در فضاهای بسته و مراحل مخفیکاری بازی تاکید زیادی بر استفاده از صدا در رهگیری دشمنان دارد و این سیستم به نحو خوبی در بازی پیاده شده است.
به بار احساسی داستان اشاره کردیم. مسلما این بار احساسی بدون وجود موسیقی متن مناسب سنگینی و دلنشینی زیادی ندارد. استفن بارتون و جیسون گریوز، آهنگ سازان نام آشنایی که عناوین زیادی را در کارنامهی خود دارند قطعات بازی را ساختهاند و این کار را به بهترین وجه ممکن انجام دادهاند. مبارزات میدانی در کره و مراحلی که با پرایس میگذرد، همگی از قطعات باکیفیتی بهره میبرند که حس حماسی و احساسی صحنههای مختلف را به نمایش میگذارند.
بله، یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بیپایان است. گفته شده که MW4 آخرین شماره از سری مدرن وارفیر است و اکتیویژن با این بازی قرار است با این سری خداحافظی کند. به نظرم ممکن است که دیگر مدرن وارفیری منتشر نشود، اما قرار نیست اکتیویژن بیخیال قهرمانهایش شود و این گاو نه من شیرده را کنار بگذارد.
Call of Duty: Modern Warfare 4 شروع بسیار خوبی دارد. اما در اواسط داستان نشان میدهد که ذاتش عوض نشدنی است و قرار نیست در حد سهگانهی کلاسیک ظاهر شود. بازی سوالات زیادی را برای بازیکن مطرح میکند ولی در اواسط داستان با ارائهی مراحل جذاب با ریتم بالا سعی میکند تا از این سوالات فرار کند. چون خودش هم در پاسخ به آنها ناتوان است. مدرن وارفیر ۴ در زمینهی گیمپلی فوقالعاده عمل میکند، اما در زمینهی داستان خشت خود را کج میگذارد و این دیوار تا بالا بالاها کج میرود.
بررسی بازی Call of Duty: Modern Warfare 4 روی پلتفرم PC صورت گرفته است.
این بود از بررسی بازی Call of Duty: Modern Warfare 4 در وبسایت دنیای بازی. نظر خود را در مورد این اثر با ما به اشتراک بگذارید
یه معلم گیمر، دیگه چی از این بهتر!!!
برای اطلاع از جدیدترین اخبار، نقد و بررسیها و ویدیوهای اختصاصی، ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید. همراه شما هستیم.