خانه » اخبار بازی ده برتر | ده نمایش برتر ۲۰۱۶ E3 × توسط حامد محمدپور در 3675 روز قبل 10 طبق روال هر سال مراسم E3 امسال هم با اجرای کنفرانسهای شرکتهای مختلف برگزار شد و به پایان رسید، همه شرکتها در صدد ارایه و نمایش جدیدترین بازیها و تکنولوژیهای خود در این مراسم گرد هم آمده و به خوبی تواناییهای خود را به رخ رقیبانشان کشاندند، حال مثل گذشته به انتخاب برترین نمایشهای این مراسم میپردازیم؛ با دنیای بازی همراه باشید. نویسندگان: حامد محمدپور صادق شجاعی فرد – پارسا برنوس Death Stranding –۱۰ اگر کوجیما نمایشی از گیمپلی بازی نشان میداد، مطمئنا آن را هر طور که شده بود در رتبه ی یک این ده برتر جا میکردیم. اما از آن جایی که تنها یک تیزر نشان داد ما هم تصمیم گرفتیم تا کمی تقلب کنیم و بر خلاف سایر سایتها که در ده نمایش برترشان حرفی از Death stranding نزدند و به آن رتبهای ندادند ما میخواهیم هم درباره آن بحث کنیم و هم به آن رتبه دهیم! زمانی که «اندرو هاوس» بر روی صحنه آمد و ورود کوجیما را اعلام کرد، شاید خیلیها شوکه شده بودند چرا که کوجیما تنها هفت ماه بود که کار در استدیو جدیدش را آغاز کرده بود و نشان دادن یک تیزر آن هم با همچین گرافیکی بسیار دور از انتظار بود. تنها چند ساعت پس از اتمام کنفرانس ساختن تئوریها و بحث دربارهی تیزر شروع شد. تیزری که میخواست اصل سوم جهان، یعنی ارتباط همه چیز با یکدیگر را یادآور شود. تیزری که درون خود گناه، پاکی، بزرگی، کوچکی و زنده بودن را جا داده است. نگاه غمگینانه و سنگین «نورمن ریداس» به دوربین تا گریهاش برای نوزادی که در آغوشاش آرام گرفته است. تنها کوجیما میتواند این همه زیبایی را آرام آرام به نمایش بگذارد. کوجیمایی که تنها یک تیزر در کنفرانس نشان داد اما اندازهی یک تریلر گیمپلی چندین ساعته دربارهی آن بحث شد؛ با اطمینان میتوان گفت که هدف کوجیما چیزی جز این نبود. تنها آرزویی که میتوانیم بکنیم این است که این تیزر نیز مانند P.T در طی سال آینده قابل بازی باشد. We Happy Few –۹ دنیایی دیوانه، شبیه به دنیای خودمان! دنیایی که در آن آدمهایش نقاب خنده به صورت میگذارند و سعی میکنند مشکلات زندگی و خودشان و اطرافشان را نادیده بگیرند ولی آن نقاب مسخره را بر صورت داشته باشند. در نگاه اول به بازی شاید خیلیها از دنیای عجیب و غریب بازی بترسند؛ دنیایی که کاملا نماد دنیای خودمان است ولی در شکل بیپردهتری دربارهاش بحث میشود. به جرئت میتوانم بگویم یکی از بهترین و قویترین نمایشهای امسال در کنفرانس مایکروسافت، We Happy Few بود. بازیای که به بنظر میرسد از گرافیک بسیار جالب و عجیب و گیمپلی تلفیقی ساخته شده است؛ شاید داستان بازی از گیمپلی آن مهمتر هم باشد. نکتهی جالب نمایش بازی، عجیب بودن آن نیست؛ بلکه ساده بودن آن است. در بازی شاهد افرادی هستیم که قرص میخورند و نقاب شادی به صورت میزنند و رفیق خود را به راحتی میفروشند آن هم تنها برای حفظ امنیت خودشان. بازی بسیار سیاه و افسرده به نظر میرسد و شاید همین موضوع را بتوان یک نوآوری جدید در خط داستانی بازی ها نامید. گیمپلیای که از بازی نشان داده شد شامل مبارزات بازی نمیشود و بیشتر در تلاش بود تا بتواند فضا و اتمسفر مریض بازی را به مخاطب منتقل کند. موسقی جالب بازی، انتخابها در بازی، مبارزات و… همه و همه نوید یک بازی سرتاسر پر از نوآوری را میدهند. تا جاییکه تحقیقهای ما نشان میدهند این اولین بازی جدی استدیو سازندهی آن است و به راحتی میتوان گفت به عنوان اولین تجربه، یکی از بهترین نمایشها را در E3 ۲۰۱۶ به ارمغان آورد. Forza Horizon ۳ –۸ چه نمایشی و چه شکوهی، هیجان و لذت بیصبرانه منتظر عاشقان سبک رانندگی است. نمایش بازی همه آن چیزی که نیاز بود را در معرض دید قرار داد. لوکیشنهای متعدد به همراه تنوع خودروها و کلاس های خاص اتومبیلرانی در کنار یک گرافیک زیبا و حیرتانگیز تحمل صبر کردن برای عاشقان این سبک را واقعا سخت و دشوار میکند. با توجه به سابقه درخشان تیم سازنده در نسخههای قبلی میتوان امیدوار شد که قسمت جدید با توجه به نمایشهای نشان داده شده مثل همیشه، به یک عنوان جذاب و منحصربهفرد تبدیل خواهد شد. Gears of War ۴ –۷ میشود گفت که تا قبل از این نمایش هیچ امیدی به قسمت جدید از این سری موفق و محبوب نداشتیم، اما نمایش بازی با شخصیتهای جدید به همراه قابلیتهای مختلفی که نشان داده شد نوید یک اثر مهیج و البته وفادار به قسمتهای قبلی را میدهد. توجه ویژه سازندگان به گرافیک بازی و همکاری شخصیتهای همراه برای عبور از موانع و کشتن دشمنان نشان از کیفیت خوب هوش مصنوعی همراهان بازی است. یک اسلحه جدید در میان نمایش معرفی شد که این امید را میدهد که سازندگان در کنار وفاداری به سری میخواهند به این فرنچایز تنوع نیز ببخشند و دل مخاطبان جدید و قدیمی را بهدست آورند. Days Gone –۶ سونی به کشف استعداد و پرورش آنها مشهور است؛ حال در E3 ۲۰۱۶ استعدادی را معرفی کرد که شاید نمایش فوقالعادهی آن تا سالها در ذهنها نقش ببندد. شاید خیلی از مخاطبان بازیها با نام استودیو SIE Bend آشنایی نداشته باشند. اما به زودی این استدیو قرار است به یکی از بهترین و بزرگترین استدیوهای سونی تبدیل شود. بازی قبلی آنها، یعنی Uncharted: Golden Abyss که برای کنسول دستی سونی، پلیاستیشن ویتا، منتشر شد و توانست توجه منتقدین را جلب کند و در سالهای اخیر به یکی از پرفروشترین بازیهای ویتا تبدیل شده است. Days Gone نیز اولین تجربهی آنها برای کنسول نسل هشتمی سونی است. بازیای به سبک جهان آزاد که خود را میان احساسات انسانی و هزاران زامبی گم کرده است. طبق نمایش آخر کنفرانس قرار است با یک بازی هیجانانگیز و با گرافیک بسیار عالی روبهرو باشیم. جا دارد اینجا به مطلبی دربارهی تعداد دشمنان نیز اشاره کنیم زیرا تعداد NPCها و دشمنان در بازی بر روی پردازنده کنسول پردازش میشوند و از آنجا که کنسولهای نسل هشتمی پردازنده چندان قویای ندارند عمدتا خیلی خوب پردازش نمیشوند؛ اما در نمایشی که از بازی پخش شد شاهد تعداد بسیار زیادی از زامبی ها بودیم که به نوبهی خود کمنظیر و جالب بود. در یک جمعبندی کلی نمایش Days Gone یکی از بهترین نمایشهای E3 امسال بود و شاید در آیندهی نهچندان دور این استدیو که زیر نظر «ناتیداگ» است به جمع بزرگان بپیوندد. Battlefield ۱ –۵ بازگشت به جنگ جهانی آن هم با طعم «بتلفیلد» واقعا رویایی به نظر میرسد، نمایش بازی نه تنها هایپ برانگیز بود بلکه صبر کردن برای انتشار بازی را سختتر کرد. با توجه به نمایش بازی در مراسم امسال میشود به این نکته پی برد که «دایس» در تلاش است با به کارگیری تجربیات موفق گذشته و با تزریق حس و حال جنگ جهانی اول یک میدان نبرد ویژه و منحصربهفرد را برای مخاطبین بسازد؛ در این میان طرفداران بیشمار سری نیز بیشتر از آن که منتظر خط داستانی باشند در انتظار قدم گذاشتن در نقشههای جدید بخش چند نفره هستند تا شروع به سلاخی کردن همدیگر آن هم با طعم اسلحه های نیمه اتوماتیک جنگ جهانی اول بکنند. Horizon Zero Dawn –۴ «هورایزن» امسال نیز مانند نمایش بسیار زیبا و بحث برانگیزی داشت. اگرچه سونی آنقدر بازیهای متنوع و جدید نشان داد که هورایزن به خودبهخود خیلی به چشم نیامد اما باز هم نمایشی پر قدرت و زیبا داشت. در نمایش نشان داده شده بزرگ بودن محیط بازی و المانهای نقشآفرینی به نمایش گذاشته شد. از آنجا که ایدهی کلی بازی بسیار دست نخورده است سازندگان میتوانند هر چقدر که میخواهند در بازی تنوع ایجاد کنند و از کسی شکایتی نشنوند. یکی از قابلیتهای جدید و فوق العادهای که به نمایش درآمد سوار شدن بر روی ربات بود. بازی پیشرفتهای زیادی نیز در ثابت نگه داشتن فریم داشته است؛ در نمایش پارسال متاسفانه شاهد افت فریمهای بسیار بد و زنندهای در بازی بودیم که خوشبختانه به گفتهی سایتهای خبری، نمایش امسال با فریمریت ثابت ۳۰ و حتا بالاتر اجرا میشد. طراحی محیط بازی نیز جای تحسین بسیار زیادی دارد که البته از استدیویی مانند «گوریلا گیمز» چنین موضوعی به هیچوجه بعید نیست. اگرچه در نمایش خیلی به داستان بازی اشاره نشد اما الان کاملا میتوانیم مطمئن باشیم که دخترک موقرمز بازی ما کاملا یک انسان یک دنده و لجباز است و هر کاری که خودش بخواهد میکند و از چیزی ترسی ندارد؛ انتخاب دیالوگها در بازی نیز بسیار جالب و کارآمد است که البته بازی به عنوان یک نقشآفرینی باید این قابلیت را دارا باشد. اما شیرین تر از انتخاب دیالوگ، حرفهایی است که دخترک با خود زمزه میکند؛ این موضوع میتواند تاثیر بسیار زیادی در خو گرفتن ما با کاراکتر موردنظر داشته باشد و حتا با توجه به موقعیتهای مختلف مخاطب را هدایت نیز کند. در یک برداشت کلی از نمایش امسال میتوان گفت هورایزن میتواند به یکی از شاهکار های گوریلا گیمز و حتی به یکی از شاهکار های تاریخ بازی های رایانه ایی بدل شود. Dishonored ۲ –۳ Dishonored ۲ را میتوان به عنوان نمونه کامل یک پیشرفت از قسمت اول به قسمت دوم دانست، تنها در همین نمایش مختصر میتوان به سطح گستردهای از جزییات و نکات بازی پی برد به طوری که مخاطب، مخصوصا مخاطبی که طرفدار این سری است میتواند در ذهن خود به رویاپردازی و بسط دادن بقیه مراحل، چگونگی راهها و جزییات مختلف زیادی را در ذهن خود مرور کرده و از هجوم زیاد این سطح از گستردگی به مرز جنون برسد. به این مورد در قسمت قبل نیز توجه شده بود و از قرار معلوم این اتفاق خوب قرار است با پیشرفتی چشمگیر به قسمت جدید نیز منتقل شود. The Legend of Zelda: Breath of the Wild –۲ با وجود اینکه نینتندو در نمایشگاه امسال بسیار کمفروغ ظاهر شد و کنفرانسی برگزار نکرد؛ اما موفق شد با نمایش جدیدترین بازی افسانهی زلدا به نام The Legend of Zelda: Breath of the Wild نمایشگاه E3 ۲۰۱۶ را در دست بگیرد. این بازی بهقدری توجهها را به خود جلب کرد که مردم در روز سوم نمایشگاه برای تجربهی آن با یکدیگر مسابقه گذاشته و حتی چهار ساعت در صف منتظر مانند. جدیدترین نسخهی افسانهی زلدا بزرگترین تغییرات را به خود دیده است؛ بازی بهصورت کامل جهانباز شده و دست کاربر را برای هر کاری باز میگذارد، «نبض طبیعت» تا حدی جهانباز است که مخاطب میتواند بدون به پایان رساندن داستان و حتی دیدن یک خط آن، بازی را به پایان برساند. تنوع سلاحها و تجهیزات در این نسخه به شدت بالا رفته و دست کاربر را با هر سلیقهای باز میگذارد. نقشهی بازی 12 برابر نسبت به «شاهزادهی سحر» (Twilight princess)، بزرگتر بوده و تمام آن به هم پیوسته طراحی شده است.به عنوان نکتهی آخر میتوان به فیزیک و آبوهوای پویای بازی اشاره کرد که در مبارزات یا گسترش آتش بسیار مؤثر است. نبض طبیعت بهصورت همزمان برای Wii U و NX منتشر خواهد شد و تجربه کسب شده در هر دو کاملاً یکسان است؛ اما تاریخ انتشار آن دقیقه مشخص نیست. God of War –۱ پس از سال ها انتظار و سکوت و خشم، بالاخره بعد از یک موسیقی مهیب بازیای معرفی شد که کسی فکرش را هم نمیکرد؛ شاید یکی از بهترین سورپرایز های زندگیام در چند سال اخیر معرفی اینگونهی «خدای جنگ» بود. انگار تمام کنفرانس را فقط برای معرفی این بازی مزین کرده بودند، پردههای قرمز، صفحات مشکی، موسیقی فوقالعاده؛ همه و همه تنها به یک هدف دور هم آمده بودند تا بالاخره شاهد خدای جنگ نسل هشتمی باشیم. در نگاه اول تنها پسری معصوم و فرمان بردار را میبینیم که ترس در چشمان معصوماش موج میزند و با ترس عروسکهایاش را تکان میدهد و خالکوبی روی دستاش توجه هر بینندهای را جلب میکند، صورتاش زخم است و صدایاش نشانههایی از گذشتهای دردناک دارد؛ شاید تا این لحظه نمایش همهی ما فکر میکردیم قرار است تریلر جدیدی از «هورایزن» را شاهد باشیم اما ناگهان صدایی آشنا به گوش میرسد؛ آری! این کریتوس کبیر است که صدایش در سرتاسر سالن نمایش طنیناندازی میشود. بعد از سالها دور بودن از دنیای خدای جنگ بالاخره آن را در آغوش خود گرفتیم. بازی تقریبا یک ریبوت است اما اینگونه که از داستان پیداست کاملا با شمارههای قبلی سری مرتبط است. در همین گیمپلی کوتاه شاهد تغییرات بسیار زیادی در بازی بودیم؛ زاویهی دوربین تغییر کرده و از دوم شخص ثابت به سوم شخص تکمیلی عوض شده است، بازی کمی بیشتر به سوی المانهای نقشآفرینی سوق داده شده و از همه مهمتر، کریتوس کاملا عوض شده است. در چهره کریتوس پختگی و در نگاهاش مهربانی خاصی موج میزند، معلوم نیست طی این سالیان دراز چه اتفاقی برایاش افتاده که اینگونه تغییر کرده، شاید او هم یاد گرفته است که خشمگین بودن چیزی را حل نمیکند و یا شاید هم خشم انتقاماش فروکش کرده است. در یک جمعبندی کلی به جرئت میتوانم بگویم یکی از بهترین بازیهای معرفی شده در E3 چیزی جز خدای جنگ نبود و ما با افتخار تمام رتبهی اول این سری از ده برتر را به دستان کریتوس کبیر میدهیم و بر ریشهایاش دست دوستی میکشیم. نویسنده حامد محمدپور من قهرمان نیستم، نبودم و نخواهم بود، من فقط یک قاتل پیر هستم که برای انجام کارهای کثیف استخدام میشم. Days GoneDeath StrandingE3 2016Forza Horizon 3Gears of War 4Horizon Zero DawnkojimaSanta Monica StudioWe Happy Fewبازی Battlefield 1بازی خدای جنگ (God of War)شرکت اکتیویژنشرکت بتسدا (Bethesda Softworks)شرکت سونی (Sony)شرکت مایکروسافت (Microsoft)شرکت نینتندو (Nintendo)شرکت یوبی سافت (Ubisoft) 10 دیدگاه ثبت شده است دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخبرای ارسال دیدگاه باید وارد شوید فقط نمایش زلدا رو دیدم چشم بسته میگم بهترین نمایش بود ۰۰ پاسخ درود! اين دفعه اين ده برتر با اتفاقات روز همراه بوده و به روز است. اما نكته هايي كه به فكرم رسيده است در ده برتر خودم ارايه مي دهم : 1-در قسمت 9 گفته شده است: ” شاید داستان بازی از گیمپلی آن مهمتر هم باشد”. شرح: داستان به عنوان يك ركن فرعي نمي تواند مهمتر از اجزا و قوانين اصلي بازي باشد. اما در جايگاه خودش و براي يك بازي داستانگو مي تواند از چارچوب قدرتمندي برخوردار بوده و مورد بررسي يك منتقد قرار گيرد. 2- در قسمت 9 گفته شده است:” بازی بسیار سیاه و افسرده به نظر میرسد و شاید همین موضوع را بتوان یک نوآوری جدید در خط داستانی بازی ها نامید.” شرح: بازيهاي مختلفي بوده اند كه داراي كنتراست هاي روايي، سياهي و سفيدي هاي روايي هستند. بنابراين داستان آن بازي، يك نو آوري در خط داستاني بازيها تلقي نمي شود. بعنوان مثال: بازي مكس پين، آلن ويك، عذاب(سافرينگ)، كنستانتين، شوك زيست محيطي(بايوشاك)، گرد و غبار اتمي(فال آوت)، عمليات سياه يا سري(كال آف ديوتي: بلك اوپس)، پروژه جادوگر بلر و … 3-در مجموع از توضيحات قسمت 9 تشكر مي كنم. 4-در قسمت 7 گفته شده است:” و دل مخاطبان جدید و قدیمی را بهدست آورند.” شرح: سالهاي زيادي از عمر بازي چرخ دنده هاي جنگي نگذشته است و سن و سالي ندارد. بنابراين طرفداران اين بازي خيلي قديمي نشده اند و همينطور دلشان. اين خاطره را در گذشته نوشته بودم و چون دوباره صحبت از اين بازي شد بد نيست براي دوستان ديبازي و مجله دنياي بازي دوباره سازي كنم. سالهاي قبل در ايام عيد از طرف مجله مسابقه تصويري طراحي شده بود كه من هم در آن شركت كردم. در آن شماره از مجله تصويري از ماركوس فينيكس و چرخ دنده هاي جنگي 3 چاپ شده بود كه من همان مجله را براي صد سال بعد طراحي كردم. در تصوير خودم، بر روي چهره ماركوس فينيكس تغييراتي اعمال كرده و چهره فرزند وي را كشيدم و عنوان كردم كه در شماره آينده اين بازي، فرزند ماركوس فينيكس براي انتقام باز مي گردد. و از قرار معلوم، فرزند ماركوس به نام جي دي فينيكس در اين عنوان حضور دارد. اين بازي از پتانسيل سريال سازي برخوردار است. آن تصوير من، در مسابقه اول شد. در آن تصوير، عكسهاي ديگري هم طراحي شده بود و قيمت مجله براي صد سال بعد را به دلار نوشته بودم! هر چند طول عمر مجله به آنجا نكشيد و انتشارش بماند براي بازماندگان دنياي بازيها! 5-در قسمت 6 گفته شده است: ” زیرا تعداد NPCها و دشمنان در بازی بر روی پردازنده کنسول پردازش میشوند و از آنجا که کنسولهای نسل هشتمی پردازنده چندان قویای ندارند عمدتا خیلی خوب پردازش نمیشوند” شرح: اين افشاگري را در كدام خبر و مجله خوانده ايد؟! فكر مي كنيد درست باشد؟ درباره پردازنده پي اس 4 كمي توضيح دهيد. مي خواهم در اين باره كمي بيشتر بدانم و بر اطلاعاتم افزوده شود. اگر مطلب پردازنده را از جاي ديگري تهيه مي كنيد آدرس منبع معتبر درج شود. 6- در قسمت 5 گفته شده است: ” نمایش بازی نه تنها هایپ برانگیز بود ” شرح(با چاشني طنز): آيا كلمه “هايپ برانگيز” به معني “اعتياد آور” است يا معني ديگري مي دهد؟ براي بي سوادي مثل من، به پارسي بنويسيد. آخر با كمي تغيير به معني ماليخوليا مي شود يا حتا به معني فاصله ران و تهيگاه يا كفل. يعني نمايش بازي بتل فيلد، كفل برانگيز بود!؟ البته اين جمله را مي توانيد يك جمله مبارزه اي از طرف يك طرفدار نداي وظيفه(كال آف ديوتي) در نظر بگيريد(قصدم بي ادبي نبوده است و اميدوارم بي ادبي تلقي نگردد). 7- در قسمت 4 گفته شده است: ” انتخاب دیالوگها در بازی نیز بسیار جالب و کارآمد است که البته بازی به عنوان یک نقشآفرینی باید این قابلیت را دارا باشد.” شرح: خير. اين چنين نيست. همه بازيهاي نقش آفريني از انتخاب ديالوگ(مكالمه) بهره نمي برند و اجباري هم در بكارگيري اين قابليت ندارند. اما در مجموع بازيهاي موفقي هستند. مثل: اهريمن( ديابلو). 8- در قسمت 2 گفته شده است: ” «نبض طبیعت» تا حدی جهانباز است که مخاطب میتواند بدون به پایان رساندن داستان و حتی دیدن یک خط آن، بازی را به پایان برساند” شرح: اين جمله به چه معني است؟ گمان مي كنم اشتباه است. و ترجمه كلمه “نبض طبيعت” از ” Breath of the Wild” زيباست. اما شايد “نفس وحش” يا “نيروي وحش” مناسب تر باشد. طبيعت از گوهر، ماهيت، نهاد، حالت و سرشت مي آيد(مترادف است) و در انگليسي به “Nature” گفته مي شود در واقع محيط بيشتري را شامل مي گردد. 9- در قسمت 1 گفته شده است: ” زاویهی دوربین تغییر کرده و از دوم شخص ثابت به سوم شخص تکمیلی عوض شده است” شرح: بدون شرح! 10- در قسمت 1 گفته شده است: ” بازی کمی بیشتر به سوی المانهای نقشآفرینی سوق داده شده” شرح: اين المانهاي نقش آفريني چه بوده اند؟ ===== تيرماه 95 پيشنهاد مي كنم: در خبرها و مطالب “مقاله هفته: بازي هاي بي محتوا” و “نكات جالب درباره سرخپوست مرده” و “ده برتر: شخصيت هاي سيگاري” و “ده برتر: شخصيت هاي زن و مردي كه به هم مي آيند” و “لبه آينه لبه فردا” و “بازيسازي در يوبي سافت چه حسي دارد؟” و “بازيسازان ايران و مغالطه استدلال از راه سنگ” و “اکسباکس وان اس از مدل معمولی قویتر است” و “پرونده اي براي اي تري/ E3 ” و “سدي براي بازيسازان در جهت جهاني شدن نيست” و “به مريخ خوش آمديد. نقد بازي دووم 4” ديدگاهي نوشته ام كه از دوستانم دعوت به مطالعه مي كنم. پانوشت1: طريقه اجرا و استريمينگ بازيهاي ايكس باكس وان بر روي كامپيوتر(منبع سي نت): 1-برنامه هاي كاربردي ايكس باكس در ويندوز 10 اجرا شود(Xbox app). براي اينكار در قسمت جستجو ويندوز كلمه Xbox app نوشته و جستجو شود. 2-با حساب كاربري ايكس باكس وارد شويد و دكمه “اجازه اجراي بازي/ Let’s Play” فشرده شود. 3-ايكس باكس وان روشن شود و به شبكه متصل شويد. و در قسمت تنظيمات به بخش اولويت ها(Preferences) برويد و گزينه استريمينگ را فعال كنيد. 4-در برنامعه Xbox app دكمه اتصال را فشار دهيد. بايد ايكس باكس در صفحه نمايش ظاهر شود(بايد ايكس باكس وان را شناسايي كند). در غير اينصورت بايد بخش ورود آي پي آدرس(console’s IP address) را كليك كنيد. براي دستيابي به آي پي آدرس، از قسمت تنظيمات كنسول و بخش شبكه(Network) و بعد بخش تنظيمات پيشرفته(Advanced) آنرا بدست آورده و وارد كنيد. دسته بازي ايكس باكس را به كامپيوتر وصل كرده و استريم را كليك كنيد. بازي را اجرا كنيد. پانوشت2: دعوت به مطالعه كتاب مزرعه حيوانات يا قلعه حيوانات اثر جورج اورول: اميدوارم ترجمه متن اصلي اين كتاب را پيدا كرده و مطالعه كنيد. در اينجا بخشي از كتاب براي آشنايي دوستان عزيزم ضميمه مي شود كه ترجمه آن از طرف آقاي آخوندي بوده است. داستان درباره حيوانات مزرعه اي است كه بخاطر استثمار و استبداد كارفرماي انساني خود، دست به قيام زده و به استقلال مي رسند. قوانين حقوق حيواني طرح كرده و به اداره مزرعه مي پردازند. اما با قدرت گيري خوك هاي زيركتر به دام استبداد تازه اي افتاده و در طول زمان تن به ذلت سپرده و آرمانهايشان به يغما ميرود. قوانين شان تغيير يافته و در انتها فرقي بين كارفرماي خوكي وانساني نمي يابند. يكي از قوانينشان اين است: همه حيوانات با هم برابرند. و درانتها اين قانون تبديل با اين مي شود: همه حيوانات با هم برابرند ولي بعضي ها برابرترند. به طور حتم بعد از مطالعه به دانسته هاي شما اضافه خواهد شد. اوقات خوبي را داشته باشيد. آقاي جونز مالك مزرعه مانر به اندازه اي مست بود كه شب وقتي در مرغداني را قفل كرد از ياد برد كه منفذ بالاي آن را هم ببندد. تلوتلو خوران با حلقه نور فانوسش كه رقص كنان تاب مي خورد سراسر حياط را پيمود،كفشش را پشت در از پا بيرون انداخت و آخرين گيلاس آبجو را از بشكه آبدارخانه پركرد و افتان وخيزان به سمت اتاق خواب كه خانم جونز در آنجا در حال خروپف بود و رفت. به محض خاموش شدن چراغ اتاق خواب ، جنب وجوشي در مزرعه افتاد.در روز دهان به دهان گشته بود كه ميجر پير، خوك نر برنده جايزه نمايشگاه حيوانات، شب گذشته خواب عجيبي ديده است و ميخواهد آن را براي ساير حيوانات نقل كند، مقرر شده بود به محض اينكه خطر آقاي جونز در ميان نباشد همگي در انبار بزرگ تجمع كنند. ميجر پير، هميشه او را به اين نام صدا مي كردند،گر چه به اسم زيباي ويلينگدن در نمايشگاه شركت كرده بود، آنقدر در مزرعه مورد احترام بود كه همه حاضر بودند ساعتي از خواب خود را وقف شنيدن حرفهاي او كنند. در يك سمت طويله بزرگ در محل مرتفع سكو مانندي ميجر در زير فانوسي كه به تير آويزان بود روي بستري از كاه لميده بود.دوازده سال از عمرش مي رفت و اخيرا كمي تنومند شده بود معهذا خوك باعظمتي بود، و با اينكه دو دندان نيشش هيچگاه كنده نشده بود ظاهري مهربان و مجرب داشت . ديري نپاييد كه ساير حيوانات به تدريج آمدند و هر دسته به شيوه خاص خود در محلي قرار گرفت . اول سگها بلوبل و جسي و پينچر آمدند و بعد خوكها كه جلو سكو روي كاه مستقر شدند.مرغها روي لبه پنجره نشستند و كبوترها بالزنان بر تيرهاي سقف جاي گرفتند، گوسفندان و گاوها پشت سر خوكها دراز كشيدند و مشغول نشخوار شدند. دو اسب ارابه ، باكسر و كلوور با هم آهسته وارد شدند، سمهاي بزرگ پشم آلوي خود را از ترس آنكه مبادا حيوان كوچكي زير كاه پنهان باشد بااحتياط بر زمين مي گذاشتند. كلوور مادياني بود فربه و ميانسال با حالتي مادرانه كه بعد از به دنيا آمدن چهارمين كره اش هرگز تركيب و اندام اوليه اش را باز نيافته بود.باكسر حيوان بسيار درشتي بود، بلنديش هيجده دست بود و قدرتش معادل قوه دو اسب معمولي . خط سفيد رنگ پايين پوزه اش به او ظاهر احمقانه اي داده بود و حقيقت مطلب اينكه در زمره زيركهاي درجه يك نبود، ولي به دليل ثبات و نيروي فوق العاده اش در كار مورد احترام همه بود. پس از اسبها موريل بزسفيد، و بنجامين الاغ وارد شدند.بنجامين سالخورده ترين و بدخلقترين حيوان مزرعه بود. كم حرف مي زد و اگر سخني مي گفت تلخ و پركنايه بودمثلا ميگفت : خدا به من دم عطا كرده كه مگسها را برانم ولي كاش نه دمي مي داشتم و نه مگسي آفريده شده بود. بين همه حيوانات مزرعه او تنها حيواني بود كه هيچ وقت نمي خنديد و اگر علت را مي پرسيدند مي گفت :چيز خنده داري نمي بينم .معذلك بي آنكه نشان دهد به باكسر ارادتي داشت . اين دو يكشنبه ها را بي آنكه حرفي بزنند در كنار هم در چمنزار پشت باغ ميوه به چرا مي گذراندند. دو اسب تازه جابجا شده بودند كه يكدسته جوجه مرغابي ، كه مادرشان را از دست داده بودند،جيرجيركنان دنبال هم وارد شدند، واز اينسو به آنسو پي جايي گشتند كه زيرپا لگدمال نشوند.كلوور با دو پاي جلوي بزرگ خود براي آنان حصار مانندي ساخت و آنها ميان آن آشيان گرفتند و فورا به خواب رفتند. در آخرين لحظه مالي ماديان خل سفيد قشنگ كه درشكه تك اسبه آقاي جونز را مي كشيد در حاليكه حبه قندي ميجويد با نازو ادا وارد شد، در محلي نسبتا جلو نشست و مشغول وررفتن با يال سفيدش شد، به اين اميد كه به روبان قرمزي كه به آن بافته شده بود توجه شود. بعد از همه گربه آمد كه طبق معمول براي پيدا كردن گرمترين جا به اطراف نظري انداخت و بالاخره خود را با فشار ميان باكسر و كلوور جا كرد ودر آن جا با خاطري آسوده به خرخر پرداخت و يك كلمه هم از سخنراني ميجر را نشنيد. جز موزز زاغ اهلي كه بر شاخه درختي پشت در خوابيده بود همه حيوانات حاضر بودند. وقتي ميجر متوجه شد كه همه مستقر شده اند و منتظرند، سينه را صاف و چنين شروع كرد. رفقا… باقي داستان در كتاب. ۴۱ پاسخ چیز های بهتر/جالب تر : 1-Mass Effect Andromeda 2-Halo Wars 2 3-Call of Duty:Infinite Warfare 4-Resident Evil VII 5-Sea Of Thieves با تشکر از نمایش های خوب Prey Gears of War 4 The Legend of Zelda:Breath of the Wild Batman Arkham VR Death Stranding Tekken 7 و البته استدیوی دیوانه ی سانتا مونیکا و God of War ……………………….. نمایش های Dishonored II و Gravity Rush II رو هنوز ندیدم ……………………….. بدترین نمایش هم بدون شک بازی کردن فاینال فنسی 15 در کنفرانس مایکروسافت بود. ۰۰ پاسخ ببین عشق کوجیما چه میکنه :23: پارتی بازی تا کجا؟ :23: For Honor نمایش خیلی خوبی داشت حقش بود باشه ScaleBound هم همینطور واقعا متعجبم چرا Detroit رو نذاشتین :23: دیگه یه نمایش باید چیکار کنه تابیاد تو این لیست Days Gone هم اون چنان منو به وجد نیاورد.. به جای Forza Horizon میتونست فیفا هم باشه جای Horizon Zero Dawn هم باید با DisHonored عوض شه :24: با تشکر ____________________ خطاب به دوست عزیزمون scratcher: نمیدونم تریلر Horizon رو دیدی یا نه! این سوار شدن با اون سوار شدنا فرق داره :lol: اونا یه جورایی لباس روبات گونه بود!این حیوون روباتیه مثل اسب و گاو که سوارش شد :lol: ۰۰ پاسخ ببخشید سوار شدن بر روی ربات اولین باره توی تاریخ بازی های ویدئویی اجرا میشه؟ از نویسنده ی دی بازی بعیده… دوست من پس فانتوم پین چی بود؟ پس لاست پلنت چی بود؟ منظورتون شاید اولین بار در تاریخ معرفی بازی باشه آره؟ ۱۳ پاسخ رزیدنت اویل کو؟ ۰۲ پاسخ lمرسی بابت مقاله. با بعضی از موارد مشکل دارم. کامنت داده بودیم انگار سرور عوض شده کامنتای ما هم پرونده. عب نداره دوباره میدیم. Death Stranding –۱۰ نمایش چند ثانیه ای و گنگ این بازی اصلا نباید تو لیست میبود. خوده تریلر جذاب بود موزیک خوبیم داشت ولی اصلا نباید جزو بهترینا میبود. جدا ایم بک گفتن یه نقر انقد جیغ جیغ داشت؟ اور ریتد AF Days Gone –۶- نمایش اونقدم خوب نبود. بنظرم دیترویت و سی اف تیفز میتون رتبه 6 رو داشته باشن. Horizon Zero Dawn –۴ اینم به همون دلیل بالا اسکیل باوند میتونست جایگزینش باشه. رتبه اول و دوم هر دو بهترین نمیایشارو داشتن. هرچند بنظر زلدا بهترین نمیاشه کله E3 بود. ۱۰ پاسخ هیچ وقت فکر نمی کردم اینو بگم ولی بهترین نمایش مربوط به زلدا بود! بعد از اون For Honer GOW Battlefield 1 Sea of Thieves Days Gone بقیه بازی ها هم مکانشون تو جدول مهم نیست! در هر حال خیلی جالب هست اثری از See of thieves نبود ولی اثر کوجیما که کلا چند ثانیه بود و اطلاعات زیادی نداشت تو لیست هست! دیس آنرد هم شایسته اون رتبه نیست آنچنان که باید و شاید خوب نبود! در هر حال مرسی! ۱۰ پاسخ “دوم شخص ثابت به سوم شخص تکمیلی” بحث سنگینه :14: ۱۰ پاسخ انتخابهای بنده Battlefield ۱ The Legend of Zelda: Breath of the Wild God of War با تشکر ۲۰ پاسخ نمایش بیشتر
درود! اين دفعه اين ده برتر با اتفاقات روز همراه بوده و به روز است. اما نكته هايي كه به فكرم رسيده است در ده برتر خودم ارايه مي دهم : 1-در قسمت 9 گفته شده است: ” شاید داستان بازی از گیمپلی آن مهمتر هم باشد”. شرح: داستان به عنوان يك ركن فرعي نمي تواند مهمتر از اجزا و قوانين اصلي بازي باشد. اما در جايگاه خودش و براي يك بازي داستانگو مي تواند از چارچوب قدرتمندي برخوردار بوده و مورد بررسي يك منتقد قرار گيرد. 2- در قسمت 9 گفته شده است:” بازی بسیار سیاه و افسرده به نظر میرسد و شاید همین موضوع را بتوان یک نوآوری جدید در خط داستانی بازی ها نامید.” شرح: بازيهاي مختلفي بوده اند كه داراي كنتراست هاي روايي، سياهي و سفيدي هاي روايي هستند. بنابراين داستان آن بازي، يك نو آوري در خط داستاني بازيها تلقي نمي شود. بعنوان مثال: بازي مكس پين، آلن ويك، عذاب(سافرينگ)، كنستانتين، شوك زيست محيطي(بايوشاك)، گرد و غبار اتمي(فال آوت)، عمليات سياه يا سري(كال آف ديوتي: بلك اوپس)، پروژه جادوگر بلر و … 3-در مجموع از توضيحات قسمت 9 تشكر مي كنم. 4-در قسمت 7 گفته شده است:” و دل مخاطبان جدید و قدیمی را بهدست آورند.” شرح: سالهاي زيادي از عمر بازي چرخ دنده هاي جنگي نگذشته است و سن و سالي ندارد. بنابراين طرفداران اين بازي خيلي قديمي نشده اند و همينطور دلشان. اين خاطره را در گذشته نوشته بودم و چون دوباره صحبت از اين بازي شد بد نيست براي دوستان ديبازي و مجله دنياي بازي دوباره سازي كنم. سالهاي قبل در ايام عيد از طرف مجله مسابقه تصويري طراحي شده بود كه من هم در آن شركت كردم. در آن شماره از مجله تصويري از ماركوس فينيكس و چرخ دنده هاي جنگي 3 چاپ شده بود كه من همان مجله را براي صد سال بعد طراحي كردم. در تصوير خودم، بر روي چهره ماركوس فينيكس تغييراتي اعمال كرده و چهره فرزند وي را كشيدم و عنوان كردم كه در شماره آينده اين بازي، فرزند ماركوس فينيكس براي انتقام باز مي گردد. و از قرار معلوم، فرزند ماركوس به نام جي دي فينيكس در اين عنوان حضور دارد. اين بازي از پتانسيل سريال سازي برخوردار است. آن تصوير من، در مسابقه اول شد. در آن تصوير، عكسهاي ديگري هم طراحي شده بود و قيمت مجله براي صد سال بعد را به دلار نوشته بودم! هر چند طول عمر مجله به آنجا نكشيد و انتشارش بماند براي بازماندگان دنياي بازيها! 5-در قسمت 6 گفته شده است: ” زیرا تعداد NPCها و دشمنان در بازی بر روی پردازنده کنسول پردازش میشوند و از آنجا که کنسولهای نسل هشتمی پردازنده چندان قویای ندارند عمدتا خیلی خوب پردازش نمیشوند” شرح: اين افشاگري را در كدام خبر و مجله خوانده ايد؟! فكر مي كنيد درست باشد؟ درباره پردازنده پي اس 4 كمي توضيح دهيد. مي خواهم در اين باره كمي بيشتر بدانم و بر اطلاعاتم افزوده شود. اگر مطلب پردازنده را از جاي ديگري تهيه مي كنيد آدرس منبع معتبر درج شود. 6- در قسمت 5 گفته شده است: ” نمایش بازی نه تنها هایپ برانگیز بود ” شرح(با چاشني طنز): آيا كلمه “هايپ برانگيز” به معني “اعتياد آور” است يا معني ديگري مي دهد؟ براي بي سوادي مثل من، به پارسي بنويسيد. آخر با كمي تغيير به معني ماليخوليا مي شود يا حتا به معني فاصله ران و تهيگاه يا كفل. يعني نمايش بازي بتل فيلد، كفل برانگيز بود!؟ البته اين جمله را مي توانيد يك جمله مبارزه اي از طرف يك طرفدار نداي وظيفه(كال آف ديوتي) در نظر بگيريد(قصدم بي ادبي نبوده است و اميدوارم بي ادبي تلقي نگردد). 7- در قسمت 4 گفته شده است: ” انتخاب دیالوگها در بازی نیز بسیار جالب و کارآمد است که البته بازی به عنوان یک نقشآفرینی باید این قابلیت را دارا باشد.” شرح: خير. اين چنين نيست. همه بازيهاي نقش آفريني از انتخاب ديالوگ(مكالمه) بهره نمي برند و اجباري هم در بكارگيري اين قابليت ندارند. اما در مجموع بازيهاي موفقي هستند. مثل: اهريمن( ديابلو). 8- در قسمت 2 گفته شده است: ” «نبض طبیعت» تا حدی جهانباز است که مخاطب میتواند بدون به پایان رساندن داستان و حتی دیدن یک خط آن، بازی را به پایان برساند” شرح: اين جمله به چه معني است؟ گمان مي كنم اشتباه است. و ترجمه كلمه “نبض طبيعت” از ” Breath of the Wild” زيباست. اما شايد “نفس وحش” يا “نيروي وحش” مناسب تر باشد. طبيعت از گوهر، ماهيت، نهاد، حالت و سرشت مي آيد(مترادف است) و در انگليسي به “Nature” گفته مي شود در واقع محيط بيشتري را شامل مي گردد. 9- در قسمت 1 گفته شده است: ” زاویهی دوربین تغییر کرده و از دوم شخص ثابت به سوم شخص تکمیلی عوض شده است” شرح: بدون شرح! 10- در قسمت 1 گفته شده است: ” بازی کمی بیشتر به سوی المانهای نقشآفرینی سوق داده شده” شرح: اين المانهاي نقش آفريني چه بوده اند؟ ===== تيرماه 95 پيشنهاد مي كنم: در خبرها و مطالب “مقاله هفته: بازي هاي بي محتوا” و “نكات جالب درباره سرخپوست مرده” و “ده برتر: شخصيت هاي سيگاري” و “ده برتر: شخصيت هاي زن و مردي كه به هم مي آيند” و “لبه آينه لبه فردا” و “بازيسازي در يوبي سافت چه حسي دارد؟” و “بازيسازان ايران و مغالطه استدلال از راه سنگ” و “اکسباکس وان اس از مدل معمولی قویتر است” و “پرونده اي براي اي تري/ E3 ” و “سدي براي بازيسازان در جهت جهاني شدن نيست” و “به مريخ خوش آمديد. نقد بازي دووم 4” ديدگاهي نوشته ام كه از دوستانم دعوت به مطالعه مي كنم. پانوشت1: طريقه اجرا و استريمينگ بازيهاي ايكس باكس وان بر روي كامپيوتر(منبع سي نت): 1-برنامه هاي كاربردي ايكس باكس در ويندوز 10 اجرا شود(Xbox app). براي اينكار در قسمت جستجو ويندوز كلمه Xbox app نوشته و جستجو شود. 2-با حساب كاربري ايكس باكس وارد شويد و دكمه “اجازه اجراي بازي/ Let’s Play” فشرده شود. 3-ايكس باكس وان روشن شود و به شبكه متصل شويد. و در قسمت تنظيمات به بخش اولويت ها(Preferences) برويد و گزينه استريمينگ را فعال كنيد. 4-در برنامعه Xbox app دكمه اتصال را فشار دهيد. بايد ايكس باكس در صفحه نمايش ظاهر شود(بايد ايكس باكس وان را شناسايي كند). در غير اينصورت بايد بخش ورود آي پي آدرس(console’s IP address) را كليك كنيد. براي دستيابي به آي پي آدرس، از قسمت تنظيمات كنسول و بخش شبكه(Network) و بعد بخش تنظيمات پيشرفته(Advanced) آنرا بدست آورده و وارد كنيد. دسته بازي ايكس باكس را به كامپيوتر وصل كرده و استريم را كليك كنيد. بازي را اجرا كنيد. پانوشت2: دعوت به مطالعه كتاب مزرعه حيوانات يا قلعه حيوانات اثر جورج اورول: اميدوارم ترجمه متن اصلي اين كتاب را پيدا كرده و مطالعه كنيد. در اينجا بخشي از كتاب براي آشنايي دوستان عزيزم ضميمه مي شود كه ترجمه آن از طرف آقاي آخوندي بوده است. داستان درباره حيوانات مزرعه اي است كه بخاطر استثمار و استبداد كارفرماي انساني خود، دست به قيام زده و به استقلال مي رسند. قوانين حقوق حيواني طرح كرده و به اداره مزرعه مي پردازند. اما با قدرت گيري خوك هاي زيركتر به دام استبداد تازه اي افتاده و در طول زمان تن به ذلت سپرده و آرمانهايشان به يغما ميرود. قوانين شان تغيير يافته و در انتها فرقي بين كارفرماي خوكي وانساني نمي يابند. يكي از قوانينشان اين است: همه حيوانات با هم برابرند. و درانتها اين قانون تبديل با اين مي شود: همه حيوانات با هم برابرند ولي بعضي ها برابرترند. به طور حتم بعد از مطالعه به دانسته هاي شما اضافه خواهد شد. اوقات خوبي را داشته باشيد. آقاي جونز مالك مزرعه مانر به اندازه اي مست بود كه شب وقتي در مرغداني را قفل كرد از ياد برد كه منفذ بالاي آن را هم ببندد. تلوتلو خوران با حلقه نور فانوسش كه رقص كنان تاب مي خورد سراسر حياط را پيمود،كفشش را پشت در از پا بيرون انداخت و آخرين گيلاس آبجو را از بشكه آبدارخانه پركرد و افتان وخيزان به سمت اتاق خواب كه خانم جونز در آنجا در حال خروپف بود و رفت. به محض خاموش شدن چراغ اتاق خواب ، جنب وجوشي در مزرعه افتاد.در روز دهان به دهان گشته بود كه ميجر پير، خوك نر برنده جايزه نمايشگاه حيوانات، شب گذشته خواب عجيبي ديده است و ميخواهد آن را براي ساير حيوانات نقل كند، مقرر شده بود به محض اينكه خطر آقاي جونز در ميان نباشد همگي در انبار بزرگ تجمع كنند. ميجر پير، هميشه او را به اين نام صدا مي كردند،گر چه به اسم زيباي ويلينگدن در نمايشگاه شركت كرده بود، آنقدر در مزرعه مورد احترام بود كه همه حاضر بودند ساعتي از خواب خود را وقف شنيدن حرفهاي او كنند. در يك سمت طويله بزرگ در محل مرتفع سكو مانندي ميجر در زير فانوسي كه به تير آويزان بود روي بستري از كاه لميده بود.دوازده سال از عمرش مي رفت و اخيرا كمي تنومند شده بود معهذا خوك باعظمتي بود، و با اينكه دو دندان نيشش هيچگاه كنده نشده بود ظاهري مهربان و مجرب داشت . ديري نپاييد كه ساير حيوانات به تدريج آمدند و هر دسته به شيوه خاص خود در محلي قرار گرفت . اول سگها بلوبل و جسي و پينچر آمدند و بعد خوكها كه جلو سكو روي كاه مستقر شدند.مرغها روي لبه پنجره نشستند و كبوترها بالزنان بر تيرهاي سقف جاي گرفتند، گوسفندان و گاوها پشت سر خوكها دراز كشيدند و مشغول نشخوار شدند. دو اسب ارابه ، باكسر و كلوور با هم آهسته وارد شدند، سمهاي بزرگ پشم آلوي خود را از ترس آنكه مبادا حيوان كوچكي زير كاه پنهان باشد بااحتياط بر زمين مي گذاشتند. كلوور مادياني بود فربه و ميانسال با حالتي مادرانه كه بعد از به دنيا آمدن چهارمين كره اش هرگز تركيب و اندام اوليه اش را باز نيافته بود.باكسر حيوان بسيار درشتي بود، بلنديش هيجده دست بود و قدرتش معادل قوه دو اسب معمولي . خط سفيد رنگ پايين پوزه اش به او ظاهر احمقانه اي داده بود و حقيقت مطلب اينكه در زمره زيركهاي درجه يك نبود، ولي به دليل ثبات و نيروي فوق العاده اش در كار مورد احترام همه بود. پس از اسبها موريل بزسفيد، و بنجامين الاغ وارد شدند.بنجامين سالخورده ترين و بدخلقترين حيوان مزرعه بود. كم حرف مي زد و اگر سخني مي گفت تلخ و پركنايه بودمثلا ميگفت : خدا به من دم عطا كرده كه مگسها را برانم ولي كاش نه دمي مي داشتم و نه مگسي آفريده شده بود. بين همه حيوانات مزرعه او تنها حيواني بود كه هيچ وقت نمي خنديد و اگر علت را مي پرسيدند مي گفت :چيز خنده داري نمي بينم .معذلك بي آنكه نشان دهد به باكسر ارادتي داشت . اين دو يكشنبه ها را بي آنكه حرفي بزنند در كنار هم در چمنزار پشت باغ ميوه به چرا مي گذراندند. دو اسب تازه جابجا شده بودند كه يكدسته جوجه مرغابي ، كه مادرشان را از دست داده بودند،جيرجيركنان دنبال هم وارد شدند، واز اينسو به آنسو پي جايي گشتند كه زيرپا لگدمال نشوند.كلوور با دو پاي جلوي بزرگ خود براي آنان حصار مانندي ساخت و آنها ميان آن آشيان گرفتند و فورا به خواب رفتند. در آخرين لحظه مالي ماديان خل سفيد قشنگ كه درشكه تك اسبه آقاي جونز را مي كشيد در حاليكه حبه قندي ميجويد با نازو ادا وارد شد، در محلي نسبتا جلو نشست و مشغول وررفتن با يال سفيدش شد، به اين اميد كه به روبان قرمزي كه به آن بافته شده بود توجه شود. بعد از همه گربه آمد كه طبق معمول براي پيدا كردن گرمترين جا به اطراف نظري انداخت و بالاخره خود را با فشار ميان باكسر و كلوور جا كرد ودر آن جا با خاطري آسوده به خرخر پرداخت و يك كلمه هم از سخنراني ميجر را نشنيد. جز موزز زاغ اهلي كه بر شاخه درختي پشت در خوابيده بود همه حيوانات حاضر بودند. وقتي ميجر متوجه شد كه همه مستقر شده اند و منتظرند، سينه را صاف و چنين شروع كرد. رفقا… باقي داستان در كتاب. ۴۱ پاسخ
چیز های بهتر/جالب تر : 1-Mass Effect Andromeda 2-Halo Wars 2 3-Call of Duty:Infinite Warfare 4-Resident Evil VII 5-Sea Of Thieves با تشکر از نمایش های خوب Prey Gears of War 4 The Legend of Zelda:Breath of the Wild Batman Arkham VR Death Stranding Tekken 7 و البته استدیوی دیوانه ی سانتا مونیکا و God of War ……………………….. نمایش های Dishonored II و Gravity Rush II رو هنوز ندیدم ……………………….. بدترین نمایش هم بدون شک بازی کردن فاینال فنسی 15 در کنفرانس مایکروسافت بود. ۰۰ پاسخ
ببین عشق کوجیما چه میکنه :23: پارتی بازی تا کجا؟ :23: For Honor نمایش خیلی خوبی داشت حقش بود باشه ScaleBound هم همینطور واقعا متعجبم چرا Detroit رو نذاشتین :23: دیگه یه نمایش باید چیکار کنه تابیاد تو این لیست Days Gone هم اون چنان منو به وجد نیاورد.. به جای Forza Horizon میتونست فیفا هم باشه جای Horizon Zero Dawn هم باید با DisHonored عوض شه :24: با تشکر ____________________ خطاب به دوست عزیزمون scratcher: نمیدونم تریلر Horizon رو دیدی یا نه! این سوار شدن با اون سوار شدنا فرق داره :lol: اونا یه جورایی لباس روبات گونه بود!این حیوون روباتیه مثل اسب و گاو که سوارش شد :lol: ۰۰ پاسخ
ببخشید سوار شدن بر روی ربات اولین باره توی تاریخ بازی های ویدئویی اجرا میشه؟ از نویسنده ی دی بازی بعیده… دوست من پس فانتوم پین چی بود؟ پس لاست پلنت چی بود؟ منظورتون شاید اولین بار در تاریخ معرفی بازی باشه آره؟ ۱۳ پاسخ
lمرسی بابت مقاله. با بعضی از موارد مشکل دارم. کامنت داده بودیم انگار سرور عوض شده کامنتای ما هم پرونده. عب نداره دوباره میدیم. Death Stranding –۱۰ نمایش چند ثانیه ای و گنگ این بازی اصلا نباید تو لیست میبود. خوده تریلر جذاب بود موزیک خوبیم داشت ولی اصلا نباید جزو بهترینا میبود. جدا ایم بک گفتن یه نقر انقد جیغ جیغ داشت؟ اور ریتد AF Days Gone –۶- نمایش اونقدم خوب نبود. بنظرم دیترویت و سی اف تیفز میتون رتبه 6 رو داشته باشن. Horizon Zero Dawn –۴ اینم به همون دلیل بالا اسکیل باوند میتونست جایگزینش باشه. رتبه اول و دوم هر دو بهترین نمیایشارو داشتن. هرچند بنظر زلدا بهترین نمیاشه کله E3 بود. ۱۰ پاسخ
هیچ وقت فکر نمی کردم اینو بگم ولی بهترین نمایش مربوط به زلدا بود! بعد از اون For Honer GOW Battlefield 1 Sea of Thieves Days Gone بقیه بازی ها هم مکانشون تو جدول مهم نیست! در هر حال خیلی جالب هست اثری از See of thieves نبود ولی اثر کوجیما که کلا چند ثانیه بود و اطلاعات زیادی نداشت تو لیست هست! دیس آنرد هم شایسته اون رتبه نیست آنچنان که باید و شاید خوب نبود! در هر حال مرسی! ۱۰ پاسخ