خانه » اخبار بازی عهدنامه ننگین، بازی شرمآور | نقد و بررسی بازی ایرانی ترکمنچای: آتشبست × توسط سورنا رضایی در 3677 روز قبل 16 ترکمنچای: آتشبست بالاخره منتشر شد، عنوانی که همانند اکثر آثار داخلی هفت خان رستم را پشت سر گذاشت تا بالاخره توسط شرکت نیوتک (هنرنمای پارسیان) در حالیکه چهار سال از اتمام ساختش میگذشت، به انتشار رسید. نکته جالب توجه نیز همین است، بهقول یکی از دوستان فعال در عرصه بازیهای داخلی، صنعت بازیسازی ایران تنها جایی است که پروسهی انتشار بازی بیشتر از ساخت و توسعه آن زمان میبرد، اتفاقی که بزرگترین ضربه را به عنوان ترکمنچای زده که جلوتر به چرایی آن میپردازیم. بنابراین برای نقد این عنوان همراه دنیای بازی باشید. همچنان محیطهای خشک و بدون جزئیات یکی از معضلات بازیهای داخلی بهلطف ناشران توانای داخلی که اهمیت بسیاری به بازیهای ایرانی میدهند، این عنوان بسیار دیر به دستم رسید، بههمین علت نیز در این زمان، در حالیکه مدت بسیاری از عرضه آن گذشته است، قصد داریم تا به بررسی این عنوان بپردازیم. ترکمنچای توسط استودیو بازیسازی «اسپریس پویانما» توسعه یافته که پیش از این عنوان «میرمهنا» را پیرامون مبارزی جنوبی بر اساس کتاب «بر جادههای آبی سرخ» ساخته بود، عنوانی که در زمان انتشار با استقبال خوب مخاطبان داخلی مواجه شده و سازندگان آن را به تولید یک عنوان دیگر واداشت. اما ترکمنچای همانند میرمهنا با انجین داخلی که توسط خود اسپریس پویانما توسعه یافته، ساخته شد و نتیجه آن نیز شباهتهای بسیار میان این دو عنوان است که در ادامه به آنها میپردازیم. داستان این عنوان پیرامون جوانی با نام آزار است که همراه بسیاری از جوانان آن زمان در کنار عباس میرزا، ولی عهد ایران، به مبارزه با نیروهای تزاری پرداخته و در کنار گذراندن مهمترین دوران زندگیاش در جنگ، بسیاری از چیزهای مهم زندگیاش را نیز از دست میدهد. ترکمنچای قصد دارد تا در قالب یک داستان به روایت دو عهدنامه ننگین در تاریخ قاجار یعنی گلستان و ترکمنچای بپردازد، اتفاقاتی که پیش از این در قالب یک سریال به شکل قابلقبولی به تصویر کشیده شده بود. اما ترکمنچای در هر دو بخش با شکست روبرو میشود. این عنوان همانند اکثر عناوین ایرانی در بخش داستان با مشکلات بسیاری از جمله عدم شخصیتپردازی و قهرمانسازی مواجه بوده و بهقول منتقدان سینما شخصیتها مقوایی بیش نیستند. سازندگان نه تنها در بخش قهرمانسازی که میتواند در داستانهایی با مضامین قومی و ملی موثر باشد، بسیار ضعیف عمل کرده، بلکه خود داستان نیز چنگی به دل نمیزند و با داستانی مواجه هستیم که هر چند تلاشهایی برای افزایش جذابیت آن شده اما عاری از هرگونه پیچش داستانی و جذابیت است. سازندگان حتی در بخش بیان واقعیات و اتفاقات پیرامون عهدنامههای گلستان و ترکمنچای نیز با شکست مواجه شدهاند. اکثر مخاطبان حداقل با این دو عهدنامه بهواسطه مطالعه کتابهای تاریخ دوران تحصیل آشنایی نسبی دارند، همچنین چند سال قبل نیز از صدا و سیما سریالی موفق و مرتبط با این موضوع به نمایش درآمد، بهخصوص سریال که به جزئیات بیشتری از این این دو عهدنامه پیرامون پرداخته است. اما سازندگان از پتانسیل بهوجود آمده بههیچ وجه استفاده نمیکند. بهطور حتم اسناد و واقعیات بسیاری پیرامون این دو عهدنامه وجود دارند که با بیان و روایت آنان در طول داستان و مواجه ساختن مخاطب با بسیاری از واقعیات پنهان و دست نخورده، میتوانستند مخاطبان را تحت تاثیر قرار داده و به ادامهی روند داستان برای پی بردن به واقعیات بیشتری سوق دهند، اما در اینجا تنها افرادی که از اتفاقات این عهدنامه بهره بردهاند، طراحان لوکشینها و مراحل هستند. بنابراین عهدنامهها در این عنوان تنها یک بهانه هستند برای پیشبرد داستان و همان جزئیاتی که عموم مردم از آنها اطلاع داشتند، تنها تکرار میشوند. یکی از مواردی که از همان اول مرا بهخودش امیدوار کرد، پیشرفت چشمگیر بخش گرافیکی بازی بود که در نهایت با یک داونگرید -تنها به بافت پوست دست و جزئیات سلاح توجه کنید!- و البته حالگیری حسابی مواجه شدم. اما نکته جالب توجه بخش گیمپلی بازی است که در هر بخش آن بهطور حتم یک نقص وجود دارد. بهنظر میرسد مرض یوبیسافت گریبان سازندگان داخلی را هم گرفته و با این تفکر که تکرار مکررات همانند کاری که یوبیسافت این روزها در اکثر عناوینش در حال انجام است -البته نباید فراموش کرد که عناوین نوآورانه و جذابی نیز در برنامههایش دارد- ، میتواند موفقیتها را بار دیگر تکرار کند. با تکیه بر این موضوع سازندگان هیچ تغییر و پیشرفت قابلتوجهی در مقایسه با عنوان قبلی خود اعمال نکرده و گیمپلی بازی شباهت بسیاری! با عنوان مذکور حتی در طراحی مراحل دارد. ترکمنچای همانند میرمهنا در ارائهی یک گانپلی جذاب ناتوان است، گانپلی که بدون کوچکترین پیشرفتی در این عنوان دوباره شاهدش هستیم و بزرگترین ضربه را به آن زده، اتفاقی که پیش از نیز برای عنوان فارکرای بدوی رخ داده بود. گانپلی بازی بهشدت کند است، بهطوری که هیجان درگیری های مسلحانه را به پایین ترین سطح خود رسانده. البته خود گانپلی تنها عامل کاهنده هیجان و لذت درگیریها نیست، بلکه موسیقی متن که پیام آزادی وظیفه ساخت آن را برعهده داشته نیز به کاهش هیجان بازی کمک شایانی کرده است. موضوع اینجاست که هنوز سازندگان عزیز به این موضوع پی نبردهاند که نمیشود برای ساخت موسیقی متن یک بازی اکشن از موسیقی سنتی ایرانی بهره برد. اتفاقی که باعث شده تا موسیقی متن که یکی از مهمترین عوامل برای افزایش جذابیت و هیجان است، اینجا بهطور کامل عکس این قضیه عمل کرده و تاثیر بسیار منفی بر روند بازی میگذارد. اما این پایان کار نیست و آخرین تیر زمانی بر بدن نیمه جان گیمپلی بازی زمان زده میشود که بخواهیم پیرامون هوش مصنوعی صحبت کنیم. به یاد دارم یکی از مهمترین نقاط ضعف عنوان گذشته استودیو اسپریس در بخش هوش مصنوعی بوده، مشکلی که در این عنوان نیز به همان شکل وجود داشته و کوچکترین پشیرفتی در آن وجود ندارد. تنها کاری که سربازهای دشمن پس از ظاهر شدن در میان درگیری -که میتوانید با قرارگیری در مکان مناسب به تماشای ظاهر شدنشان بپردازید- انجام میدهند، قرار گیری در مکانهای از پیش تایین شده و سپس شروع به شلیک کردن است. اما انتشار اولین تصاویر از این عنوان حداقل مرا به ارتقا بخش گرافیک هنری و فنی بازی امیدوار کرده بود، امیدی که با تجربه بازی به کلی ناامید شد. دقیقا همان گرافیکی که در میرمهنا شاهدش بودیم در اینجا تکرار شده، بهطوری که تنها شاهد پیشرفتهای جزئی در میانپردهها هستیم و گرافیک خود بازی حتی در مقایسه با عناوین داخلی که بهتازگی عرضه شدند، نیز قابل مقایسه نیست. بافتهای بیکیفیت در کنار محیطهای خلوت و بدون جزئیات که این روزها دیگر برای بسیاری تبدیل به خاطره شدهاند، هنوز در بازیهای روز ایرانی وجود داشته و لذت بازی را تا حد قابل توجهی کاهش میدهند. البته این تمام ماجرا نیست، علارغم اینکه در پشت جلد این عنوان AMD 3500 بهعنوان حداقل کارت گرافیک مورد نیاز برای اجرای روان ذکر شده، هیچ بهینهسازی صورت نگرفته تا در وضوح تصویر 1080P شاهد افت فریم بسیاری در درگیریها باشیم. البته به این مشکل باید پیامهای پی در پی Stopped Working را نیز اضافه کرد که در طی دوازده مرحله، بیش از بیستبار با آن مواجه شده، و هر بار برای رفع آن مجبور شدم تا وضوح تصویر متفاوتی را انتخاب کرده و مرحلهای که دقایقی پیش آن را طی کرده بودم، دوباره تکرار کنم. این سرباز شریف تزار رونالدویی شلیک میکند، چکار میکند نمیدانم! ولی در حالیکه به سمت روبرویش یعنی دیوار نشانه رفته، گلولههایش به بنده برخورد میکند. حال اگر این عزیزان روی سقف یا ارتفاع باشند نیز همین بساط است. این مشکل در میرمهنا نیز وجود داشت. احتمالاً سازندگان عزیز یادشان رفته آن را برطرف کنند! حمایت واژهای است که باید به آن عمل کرد، بهخصوص در حال حاضر که اقتصاد کشور دچار مشکلات بسیاری بوده و تنها کسی که میتواند آن را از این منجلاب نجات دهد، خودمان هستیم. البته این بدان معنا نیست که تولید کنندگان داخلی هر چه تولید کردند ما هم بدون هیچ پرسشی و انتظاری آن را خریداری کنیم، البته انتظارات ما از آنان بسیار دور از ذهن و غیرقابل دسترس نیست، ما نمیخواهیم محصولی همتراز با برترین محصولات دنیا را به ما عرضه کنند، تنها محصولاتی میخواهیم که ارزش استفاده کردند را داشته باشند، در یک کلام استاندارد باشند! سطحی که علارغم اینکه بسیاری از سازندگان هنوز به آن نرسیده -به هر دلیلی- انتظار حمایت دارند، انتظاری که در تمامی صنایع ما بهخصوص بازیسازی وجود دارد. بحث همین است، ما بهعنوان مخاطبان داخلی انتظار نداریم پس از ساخت میرمهنا «بتلفیلد 1» را برای ما عرضه کنند، اما انتظار هم نداریم پس از کسب تجربه همان عنوان قبلیشان را بدون کوجکترین پیشرفتی آن هم بههمراه دریایی از مشکلات فنی عرضه کنند. با توجه به این شرایط اگر این عنوان با استقبال خوب که چه عرض کنم، راضیکننده مخاطبان روبرو نشود، هیچ جای تعجبی ندارد. نویسنده سورنا رضایی زمین کتابی است و ما واژههای آن که با هم داستان زندگی زمینیان را مینویسیم پی سی گیمینگ (PC Gaming) 16 دیدگاه ثبت شده است دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخبرای ارسال دیدگاه باید وارد شوید درود! از سورناي عزيز تشكر مي كنم. در ابتدا بگويم تا به اينك موفق به انجام اين بازي نشده ام اما نكاتي در نقد به چشم مي خورد كه لازم ديدم به آنها توضيحاتي الحاق سازم به اين شرح(توصيه مي كنم حتمن مطالعه كنيد هر چند از درازايش بيمناك هستيد. حداقل بخش مربوط به سينماي ايران را بخوانيد كه بعد از علامت + آمده است): در لغت نامه دهخدا و معين به دنبال معني “آتش بست” گشتم ولي به نتيجه نرسيدم. اگر كسي مي داند به من هم بگويد. اما مطلب دوم… موتور بازيسازي اين بازي توسط شركت اسپرس پويا نما توسعه داده شده است. اين تا اينجا! البته نمي دانيم اين توسعه تا چه حدي و به چه نحوي بوده است. اما اين موتور بازيسازي به نام انجين داخلي ناميده شده است؟ آيا از صفر تا صد اين موتور به توسط برنامه نويسان موتور و در ايران كد نويسي شده است؟ بعيد مي دانم. اگر هسته مركزي اين موتور از روي موتور دستي خارجي بوده است پس لفظ انجين داخلي نامناسب و زشت جلوه مي كند. گمان مي كنم اكثريت آنها كدپردازي شده اند و به عبارت بهتر، كد نويسي نشده اند. اگر غير از اين است خواستار تحقيقات بيشتر از طرف ديبازي و سورناي عزيز هستم به جهت تصيح اشتباه و ارتقا اطلاعات! بنابراين در بخش بررسي گرافيكي نوع و جنس موتور گرافيكي و بازيسازي، بايد مورد استناد قرار گيرد تا يك منتقد سخت گير بتواند خروجي هاي بازي را بر اساس قدرت واقعي موتور مورد بررسي قرار دهد. اما باز هم جاي اشكال به اين منتقدين وارد مي آيد. در كدام نقطه؟ بسياري از بازيها بوده اند كه از قدرت واقعي يك موتور بازيسازي و گرافيكي در بازيهايشان بهره كامل نبرده اند. حتا بعضي از بازيها از گرافيك فني و هنري پايين تري برخوردار بودند اما آيا مي توانيم اين مرتبه را با گرافيك و انيميشن بازيهاي ديگر به مقايسه گذاشت و از آنها امتياز كسر كرد؟ حتا بازي گرشاسب(شايد يكي از بهترين بازيهاي وطني باشد) در زمان رونمايي اش از بازيهاي روز دنيا عقب تر ايستاده بود. اما گرشاسب از چه موتور گرافيكي و بازيسازي استفاده ميبرد؟ از نظر من، آنچه كه اينجا محلي از اعراب مي گيرد بر روي عيوب و نقايص گرافيك فني و هنري در همان مرتبه و جايگاه بازيست. اينكه آيا در بازي مشكل برخورد و تصادم(كاليجن) پيش آمده است؟ اينكه گرافيك هنري بازي با محتواي بازي همخواني دارد؟ با زمان و مكان هاي واقعي مطابقت دارد؟ بافت هاي بازي از درز و پارگي به دور بوده اند و بدرستي مفروش سازي شده ند؟ بافت هاي ذرات و اشيا به درستي طراحي و رنگ آميزي شده اند؟ مديريت منابع و اجزاي گرافيكي بر پايه موتور بازيسازي و گرافيكي براي حفظ نرخ قاب بر ثانيه به درستي بهينه سازي و پياده سازي شده است؟ سايه ها و نورها و موارد ديگر. درباره اطلاعات حداقل و حداكثر نيازمنديهاي بازي به درستي اشاره رفته ايد و همينطور درباره افت نرخ قاب بر ثانيه و از كارافتادگي بازي كه گريبانگير بعضي از بازيسازها و بازيهاي وطني است. اينكارها تخصص و تجربه نياز دارد. درباره داستان بازي نمي توانم نظري بدهم. بگذاريد از ديدگاه ديگري نظر بيفكنم. براي اينكه تمامي جنبه هاي داستاني به تصوير و به بازي كشيده شوند به طراحي نقشه و مرحله سازي منتهي مي شود. اينكار زمان بر، تخصص بردار و هزينه زاست حتا در حيطه ضبط و اجراي انيميشن هاي داستاني! در ايران، به گمان من داستان بازي(اگر بازي داستانگو باشد) گفته مي شود تا فقط مراحل بازي اتفاق بيفتد. يعني اگر داستان پر مايه اي در اختيار داريم و قرار است آنرا تعريف كنيم، در بخش داستاني و يكي از ركن هاي فرعي بازي، از شخصيت پردازي و افت و فرازهاي روايي خبري نيست. در مجموع باز هم تا همين حد مناسب بود اگر اركان و قوانين اصلي بازي به درستي به سرگرمي در مي آمدند كه از نظر سورناي عزيز به نتيجه نرسيده است. در ادامه ظاهرن(ظاهرا) طبابت شده است و مرض يوبي سافت به تشخيص در آمده است. امروزه هر كسي مي خواهد رگ گردن گيمريش بيرون بزند و سرخي هاردكوريش به رخ كشيده شود آنرا به كفل هاي يوبي سافت حوالت مي زند. نمي دانم اين چه مزيتي بر منتقدين و نقدهايشان به حساب مي آيد؟ به طور مسلسل تكرار، تكرار و تكرار مي كنند اما از تكرار در بازيهاي سريالي شركت ها مي نالند. عزيزدلان برادر! به تعداد هر بازيباز، يك راهي به سوي دنياي بازيهاي ويديويي هست(جمله اي تغيير يافته است و مشابه مكالمه هاي فيلم مارمولك). ما هم از اين بازگويي هاي شما خسته شده ايم. من طرفدار سينه چاك يوبي سافت نيستم اما بعضي از حرف هاي بي دليل هم سينه آدم را چاك مي دهد. اگر شما ميدانيد از منطق خودتان ياري بجوييد و از مرض هاي يوبي سافت براي ما هم بگوييد نه طوطي وار! آنچه كه درباره طراحي يكسان مراحل ميرمهنا و عهدنامه گفته ايد اگر درست باشد يك ضعف هنري براي بازيسازهاي شركت محسوب مي شود. درباره شباهت گيم پلي دراين دو بازي ذكر كرده ايد كه ممكن است اتفاق افتاده باشد. چرا؟ هر دو باز اكشن و هر دو بازي در گذشته تاريخي رخ مي دهند. هر دو بازي از يك چارچوب مشخص و از يك گروه بازيسازي بهره مي برند. در واقع بازي عهدنامه، جلد دوم يا فصل مجزا و سريالي از بازي ميرمهنا محسوب مي شود. كه ايكاش مي توانستند با همين اجزا و قوانين، قدمهاي مثبت و رو به جلويي بردارند يا اينكه با همين مقدوريات و اجزا و عناصر بازي(كه برايشان شناخته شده و احساس در آمده است) به خوبي بازي كرده و يك بازي خوش فرم تر و جذاب تر ساخته و عرضه مي داشتند. كه با توجه به نقد سورناي عزيز، اين امر محقق نشده است. درباره بازي فاركراي و عهدنامه مقايسه اي صورت گرفته است. اول اينكه بخش گان پلي چه بخشي در بازيها شده است؟ اگر اينطور است بخش فيت پلي، شوت پلي، ماچ پلي، نايف پلي، درايو پلي، فلاي پلي و مجيك پلي و … در بازيها حضور دارند و آيا بايستي به صئرت مجزا به نقد كشيده شوند؟ بخش گان پلي از همان ژانر اكشن بازي بيرون مي آيد. اگر اكشن بازي لنگ مي زند از عيوب و نقوص بازي به شمار مي رود. بازي فاركراي يك بازي اكشن است. اما يك بازي اكشن از نوع مجازات يا محشر(دووم 3) نيست. يك بازي اكشن از نوع و جنس تيراندازي(شوتر) است. در اين بازي، اكشن تمام و كمال وجود ندارد. نه اينكه اكشن نيست بلكه سير طوفاني اكشنش قطع و وصل مي شود. تاكتيك وجود دارد. ماموريت گيري وجود دارد. بنابراين شايد به كندي در اكشن متهم شود يا آنچه كه شما به آن معتقد هستيد كندي در گان پلي! درباره هوش مصنوعي به نقد سورناي عزيز اكتفا مي كنم. به انضمام اين نكته كه، حضور ناگهاني نفرات دشمن و يا ظهورشان در پشت موانع و جايگاههاي مورد نظر بازيسازها در همه بازيهاي دنيا اتفاق مي افتد اما اين پياده سازي با زيركي و با دقت همراه است. براي من در بازي نداي وظيفه: جنگاوري مدرن(كال آف ديوتي) و در طي يكي از مراحل اتفاق افتاد. اما به همين سادگي در جريان سريع بازي، قابل ديدار و دريافت نبود. بايد تحت شرايط خاص و زمان خاص در يك محل خاص قرار مي گرفتي(بارها كشته شدم تا بفهمم از كجا آب مي خورد) و به عقب بر مي گشتي تا ببيني يك سرباز دشمن از ميان دو ديوار(با حد فاصل يك ديوار چوبي يا فلزي) و از پشت يك مانع بيرون آمده و به سمت شما شليك مي كند. ولي به احتمال زياد اين موضوع در بازي عهدنامه به وفور قابل رويت است(بنا بر اظهار سورنا). نكته ديگري كه مي خواهم از آن سر در بياورم به امتياز مربوط است. امتياز گيم پلي 2.8 شده است. اين تقريب دقيق از كجا به دست آمده است. متر و معيارتان چيست؟ اين پرسشي نيست كه فقط در اين نقد كرده باشم. در سالهاي گذشته هم نوشته بودم. در نقد دووم 4 يادآوري كردم. اركان گيم پلي چه بوده است و چه دقتي بر آن ميدارد كه امتيازهاي اعشاري از متراژ سر بلند كنند؟ آيا واقعن مي شود به چنين دقت خارق العاده اي دست يافت؟ يعني اين امتيازدهي ها از متراژ دقيق و منطقي بهره مي برند؟ در باب حمايت… حمايت كلمه اي نيست كه بايد به آن عمل كرد. يعني اجباري در آن نيست. مي شود به آن عمل نكرد و هر كسي براي آن مي تواند دليلي داشته باشد. درباره اقتصاد بحث دارم. چرا اقتصاد كشور به اين منجلاب گرفتار آمده است؟ اما چرا بايد مردم با باري كه بر دوششان افتاده و تحميل شده است و معلوم است كه از كجاها آب مي خورد، باز هم همان مردم آنرا نجات بخشند؟ اين پوسيدگي و عفونت زدگي اقتصادي و سياسي به تمامي اقشار جامعه تحميل شده و بسياري از معادلات و موازنه هاي زندگي را برهم خواهد زد. و اين بيماريي نيست كه در طي يك سال و دو سال سرايت كرده باشد بلكه از سالهاي دور به شيوع در آمده است و بوي گندش از پايه هاي بيمارش به مشام مي آيد. نمي گويم از محصول شركت اسپرس پويا نما و نيوتك و ساير شركت ها حمايت صورت نگيرد هر چند نمي دانم كه شركت نيوتك خصوصي است يا از سرمايه گذاري دولتي سود مي برد(اگر دولتي باشد بحث خودش را مي طلبد)؟ اگر كسي از حقيقت آگاه هست در همين جا عنوان كند. البته بعضي از اساسنامه هاي شركتي نادرست است و شركت هاي شبه دولتي و وابسته به بدنه سياسي و نظامي هستند. در انتها از اينكه چرا در ايران، زمان پس از توليد و عرضه بازيها از زمان توليدشان زمانبرتر است پرده برداري نكرده ايد؟ + در اين قسمت مطلبي از سايت كافه سينما در باب حمايت و پشتيباني دولتي و سياسي درج مي كنم و اميد است بخش كوچكي از واقعيات اجتماعي آشكار شود. اين مطلب مكمل همان مطالبي هست كه درباره بازار آزاد و مخاطب آزاد براي دنياي بازيهاي ويديويي در سايت ديبازي نوشته بودم. شروع مطلب”یک ماجرای واقعی: لطفا دویست تک تومانی برای “حمایت از سینمای ملی” به این شماره بپردازید!” در تاريخ ششم تيرماه: سینمای ایران کاسه گدایی به دست گرفت؟! در دورانی که سینمای جهان ابعاد تازهای در مسیر صنعتی شدن مییابد، در سینمای ایران هر روز اتفاقات تازهای رخ میدهد که نشان میدهد این حوزه در کشورمان تا چه میزان از اقتصاد جدی فاصله دارد و نیازمند کمکهای نقدی تک تک مردم ایران برای ادامه حیات است؛ کمکهایی که اگر به فقرای خیابانهای پایتخت پرداخت کنید، برخورد سختی با شما میکنند. به گزارش «تابناک»، «فقط 200 تومان»؛ این قیمتی است که شما برای «حمایت از سینمای ملی» میتوانید هر روز پرداخت کنید. البته اگر دوست داشته باشد از بازیگران بیشتری حمایت کنید با وارد کردن پیش شمارههای دیگر بازیگران، 200 تومانهای بیشتری را در هر روز به سینمایی کمک میکنید که بلیت هر صندلیاش، 10000 تومان معادل 50 سکه 200 تومانی است. این کمپین تازه که ظاهراً همه قشرهای حاضر در آن منتفع میشوند، راه تازهای برای کسب درآمد در سینمای ایران محسوب میشود؛ سینمایی که بر خلاف دیگر نقاط دنیا قصد ندارد صرفاً از گیشه روزگار بگذراند و به جای تلاش برای تولید آثاری که مردم را به سالنها بیاورد و فروشش این حوزه را تقویت کند، حفظ سینمای ملی را در به دست گرفتن کاسه گدایی و کسب درآمد از کمکهای مردمی میجوید. تعابیر دهان پرکن «محرومیت زدایی فرهنگی و کاهش فاصله میان علاقه مندان سینما»، «طراحی و اجرای شبکه آموزش مجازی» و … نیز ارتباطی به جمع آوری کمکهای مردمی ندارد و یک صنعت پولساز باید بتواند این ظرفیتها از محل گیشه سینما تأمین کند. این موقعیت یادآور تصویری است که در روزهای اخیر سیامک انصاری از کودک پابرهنه دست فروش منتشر کرده بود، با این تفاوت که «کودک پابرهنه سینمای ایران» به دنبال فروش محصول نازل مثل یک دست فروش نیز برنیامده و مشخصاً دنبال کسب درآمد از راه تکدی گری متکی بر تکنولوژی است و لااقل شکل جمع آوری کمکهای 200 تومانی ـ آن هم به نام بازیگران محبوب سینما ـ این تصور ذهنی را برجسته میسازد که در سال پررونق سینمای ایران نیز اوضاع خراب است! نکته پراهمیت اینکه کل مبلغ حاصل از این کمک هر فرد در هر ماه به 6000 تومان میرسد که این رقم نیز بسیار اندک و قابل ترحم است و چالشی جدی برای سینماگران ایران محسوب میشود. این چالش از این منظر مطرح است که چگونه سینماگران ایران با این همه ادعا، با تجمیع توانشان نیز نمیتوانند آثاری خلق کنند که مردم ایران را ماهی یک بار -و حتی سالی یک بار- به سالنهای سینما بکشانند سینمای ایران کاسه گدایی به دست گرفت؟! سینمای ایران بر خلاف پسربچه عکس سیامک انصاری حتی محصول نازلی هم نمیفروشد حال باید پرسید، آیا میتوان امیدی به گسترش مرزهای اثرگذاری سینمایی داشت که حتی نتوانسته مردم سرزمینش را ساکن سالنهای سینما کند و با 200 تومانهای مردمی به دنبال ادامه حیات سینمای ایران است؟! آیا باید استدلالهای کهنه نظیر توسعه تکنولوژی و گسترش ماهواره، اینترنت و تفریحات نوین را به عنوان دلیل زمین خوردن سینمای ایران پذیرفت و چشم بر این حقیقت بست که سینمای ایران نتوانسته برای مخاطب عطش تماشا ایجاد کند؟ آیا حقیقت جز این است که ریل گذاری دهه شصت سینمای ایران اشتباه بود و عدم ریزش مخاطب سینمای ایران در آن دوران به دلیل فضای بستهای بود که بهشتی و همکارانش از طریق کنترل همه ابزارهای نوین از جمله ویدیو، برقرار کردند و مردم در آن دوران چارهای جز انتخابی که مدیران وقت سینمایی به آن تحمیل میکردند، نداشتند؟ آیا حقیقت جز این است که وقتی قفل ویدیو شکست و سپس به سرعت سیدی و دی وی دی به بازار ایران سرازیر و در آخر ماهواره و اینترنت فراگیر و در واقع قدرت کنترل از مدیران سینمایی سلب شد، مردم انتخابهای دیگری به جز مدل سینمای مورد حمایت آقایان (مدیران اسبق سینمای ایران) کردند و از همین مقطع سینمای ایران زمین خورد؟ آیا حقیقت جز این است که این سینما تنها در صورت عدم اکران فیلمهای خارجی میتواند ادامه حیات دهد و با همه ادعاهای مطرح درباره حسرت سینمای دنیا به سینما ایران، مردم در صورتی که انتخاب دیگری از جنس سینمای سرگرم کننده آمریکا داشته باشند، به جای خرید بلیت فیلمهای ایرانی، بلیت سانسهای نمایش فیلمهای آمریکایی را خریداری میکنند؟ آیا هنوز برخی سینماگران نمیخواهند صدای مردم را بشنوند و آثاری خلق کنند که مطلوب آنها باشد؟ مردمی که امروز شادی میخواهند و برای تماشای فیلم کمدی صف میکشند اما شمار آثار کمدی که فیلمسازان ایرانی در هر سال میسازند از شمار انگشتان دو دست تجاوز نمیکند. مردم به چه زبانی به فیلمساز ایرانی بگویند در این دوران خستهاند و نیازمند سینمایی جذابتر از آنچه اکنون عرضه میشود، هستند و سینماگر ایرانی تا کجا به همین مسیری که رفته ادامه میدهد و در آخرِ کار به کمکهای 200 تومانی میرسد؟ همچنان در تریبونها آمده و باز هم در تریبونها، برخی سینماگران ادعا خواهند کرد که سینمای ایران شاخص است اما واقعیت آن است که این سینمای شاخص مشتری ندارد و سینمایی که تماشاگر نداشته باشد، سینمای رو به زوال خواهد بود؛ اتفاقی که برای سینمای فرانسه رخ داد و چون خود را عاقل تر از تماشاگر میدانست، تماشاگر فرانسوی ترجیح داد برای سینمای سرگرمیساز آمریکا بلیت سینما بخرد. پايان مطلب. ===== تيرماه 95 پيشنهاد مي كنم: در خبرها و مطالب “مقاله هفته: بازي هاي بي محتوا” و “نكات جالب درباره سرخپوست مرده” و “ده برتر: شخصيت هاي سيگاري” و “ده برتر: شخصيت هاي زن و مردي كه به هم مي آيند” و “لبه آينه لبه فردا” و “بازيسازي در يوبي سافت چه حسي دارد؟” و “بازيسازان ايران و مغالطه استدلال از راه سنگ” و “اکسباکس وان اس از مدل معمولی قویتر است” و “پرونده اي براي اي تري/ E3 ” و “سدي براي بازيسازان در جهت جهاني شدن نيست” و “به مريخ خوش آمديد. نقد بازي دووم 4” و “ده نمايش برتر اي تري 2016” ديدگاهي نوشته ام كه از دوستانم دعوت به مطالعه مي كنم. ۲۰ پاسخ اول تشکر میکنم از اینکه وقت گذاشتید اما مواردی که اشاره کردید: کلمه آتش بست رو دوستان تحریریه هم بعد بررسی نقد به بنده گفتن که مورد درستی هم بوده، اما مشکل اینجاست کلمه ای که ناشر و سازنده روی جلد بازی ازش استفاده کرده آتش بست هست و بنده هم مجبور شدم ازش استفاده کنمف هر چند کلمه ی نادرستی هست. درمورد موتوری که برای ساخته بازی ازش استفاده کردن، هیچ اطلاعاتی عملا ازش منتشر نشده تا اونجایی که اطلاع دارم! و فقط اعلام کردن کاملا توسعه یافته داخله که حالا چقد حرفشون راسته رو خدا میدونه. البته پیگیری هم نمیشه کرد، نه خود بازی سایت داره، نه سازنده ها و حتی ایمیلی هم ندارن که بشه باهاشون تماس گرفت. ایرادی که گرفتید پیرامون اشاره ی بیش از حد به یوبی سافت تو نقدها کاملا حق با شماست و سعی میکنم بیش این قضیه دیگه کش پیدا نکنه حداقل تو مقالاتی که من اونهارو مینویسم. در ضمن درمورد نحوه ی نمره دادن، نگاه کنید حداقل روشی که بنده استفاده میکنم این نیست که مثلا در ازای یه مشکل کوچیک نیم نمره و یا مشکل بزرگ و تاثیرگذار تو روند بازی یک نمره کم کنم، بلکه بعد از تجربه بازی در مقایسه با دیگر عناوین هم سبک نمره ای رو براش در نظر میگیرم و متناسب با اون ، نمره ی هر بخش رو طوری در نظر میگیرم تا به اون نمره کلی و مد نظرم برسم. این قضیه برای ترکمنچای هم صدق میکنه، به این صورت که این عنوان حداقل قابل تحمل تر از سالهای سیاه بوده (هر چند هم سبک نیستن!! ولی خب چون تعداد بازیهای ایرانی قابل نقد تو یک سبک خاص انگشت شمار هستند، مجبورم اونهارو از لحاظ تجربه کلی مقایسه کنم) که نمره ی 3.5 رو براش در نظر گرفتم اما باز هم تفاوت چندانی نداره سطح کیفیشون و به نظرم نمره ای در حد یک یا دو هم بیشتر براش عادلانه بود. امیدوارم توضیحاتم کامل بوده باشه ۲۰ واقعا خنده داره که یگ بازی در عنوانش غلط املایی داشته باشد. من نمی دونم وقتی حمایت نیست، وقتی شرایط فراهم نیست، کپی رایت نیست، استعداد قابل رقابت نیست، چرا اصراری هست به این درجا زدن ها. یه بنده خدایی یه زمانی گفت ایرانی ها عرضه اداره یک کارخانه سیمان را هم ندارند، تاریخ ثابت کرد که متاسفانه درست می گفت. ۱۲ درود به لینک زیر بروید و برای افزوده شدن زبان پارسی به PS4 رای دهید . از مدیران میخوام که این گفتگو را جزء گفتگو های مهم کنند تا زودتر زبان پارسی به PS4 افزوده شود . اگر تونستید با چند نام کاربری PSN به این سایت برید و رای بدید . این لینک برای اضافه شدن زبان عربی بوده که سونی پس از آن زبان عربی رو به PS4 افزود . تعداد همه ی رای ها کنار دکمه ی منفی ـه و اون به معنی تعداد منفی ها نیست برای شمردن منفی ها ، رای های مثبت را از همه ی رای ها (که کنار دکمه ی منفی است) کم کنید . یک راهی برای بالا بردن مثبت ها با یک اکانت پیدا کردم . شما باید تمام کوکی های سایت ا از مرورگر خود پاک کنید و وارد همون لینک درخواست پارسی کردن بشید و به پی اِس اِن لاگین کنید . رای بدید . کسانی که مرورگر فایرفاکس دارند مراحل زیر رو طی کنند : ۱- وارد صفحه ی درخواست بشید ۲- راست کلیک کنید ۳- روی view page info کلیک کنید ۴- روی تب Security کلیک کنید ۵- روی view Cookies کلیک کنید ۶- روی Remove All کلیک کنید *******۷- از قسمتی که Search نوشته شده sony بنویسید *******۸- روی Remove All کلیک کنید . ۹-دوباره وارد صفحه درخواست بشد و لاگین کنید و رای بدید . البته مرحله ۷ و ۸ برای محکم کاریه و بعد از ۶ میتونید مرحله ۹ رو انجام بدید . تاکنون همه ی رای ها ۱۷۹۱ تا و رای های مثبت ۱۷۰۷ تا و رای های منفی ۸۴ تا است . همچنین به صفحه ی توییتر یوشیدا ، رئیس بخش سرگرمی های سوتی به آدرس زیر بروید و پیام زیر را برایش توییت کنید . Hello Mr Yoshida Please Add Persian Language for PS4 and Persian Language Subtitle for Exclusive PS4 Games.*Persian language Speakers ۰۰ پاسخ آقای رضایی شما از ملت ما انتظار دارید بیان یه بازی هیدیو کوجیمایی بسازن ؟؟؟؟ خدایی این لازی رو با بازی های دیگه یایرانی مقایسه کنید. ۰۰ پاسخ مشکل اینجاست که با بازی های دیگه ایرانی هم قابل مقایسه نیست ۰۰ چرا بهتر از خیلی هاش بود لااقل اگه به بهترین بازی ایرانی 10 بدن باید به این 8 رو بدن ۰۰ حالا تونستی این فاجعه ی تاریخی رو به پایان برسونی؟ ۰۰ پاسخ مطمئنم خود سازنده ها هم حال روز خوبی ندارند وقتی می بینن بازیشون با این همه تاخیر سر کاغذ بازی های بی مورد مواجه شده . ارتش فرازمینی که به نظرم بهترین شوتر ایرنی هست نتونست از این خوان رد بشه این بازی ک جای خود داره ۰۰ پاسخ صنعت گیم ایران باید حمایت بشه. سورنا رضایی عزیز ما ازت حمایت میکنیم بابت طاقت آوردنت توی انجام این بازی ها. ۱۰ پاسخ این وظیفه ما نیست که حمایت کنیم این وظیفه سازنده بازی که توان رقابت داشته باشه نمیشه هرچی ساخت ما بگیم حمایت کنیم بریم بخریم که ۲۱ با تشکر بنظرم اصلا در شان سایت نیست که نقد این بازیها نوشته بشه.در عوض کلی بازی عالی امدن که تو دیبازی هنوز نقد و بررسی نشدن ۱۱ پاسخ بد نيست بازياى داخلى رو نقد كنن ولى ازونجايى كه هيچ پيشرفت قابل توجهى نداشتن تو اين چند سال، بهتره كلا بيخيال صنعت گيم داخلى بشيم بجز استثناها … ۲۱ مرسی سورنا. هزاربار گفتم بازم میگم یه بازیه دوبعدی خوب واسه تلفن های همراه درست کنید خودتونم سبک نکنید با این بازی ساختنتون. بخدا من جای اینا باشم دیگه اسم بازیم دیگه نمیارم :12: ۰۰ پاسخ ممنون از سورنا جان رضایی :24: :15: یه تشکر ویژه هم من باید بکنم،که میشینی این فاجعه ها رو بازی میکنی و تجربه میکنی! مرسی بابت تحملت :lol: واقعا همین که توی متن هم اشاره شد،حمایت وظیفه ی ما گیمرهاست..خود من همیشه میگم حمایت؛ولی انجام نمیدم :23: چون باید چیزی درخور بازی کردن باشه که ما بتونیم بازی کنیم یا نه؟! نمیدونم چرا انقد بلند پروازانه فکر میکنن؛نمیتونین،نکنین! بازی های کژوالی که میسازن عالیه!بازی های موبایل هم خیلی پیشرفت خوبی داشته! ولی نمیدونم چرا دوست دارن چیزی بسازن که خودشون از پسش بر نمیان! ۱۰ پاسخ شرم و بس… ۲۲ پاسخ نمایش بیشتر
درود! از سورناي عزيز تشكر مي كنم. در ابتدا بگويم تا به اينك موفق به انجام اين بازي نشده ام اما نكاتي در نقد به چشم مي خورد كه لازم ديدم به آنها توضيحاتي الحاق سازم به اين شرح(توصيه مي كنم حتمن مطالعه كنيد هر چند از درازايش بيمناك هستيد. حداقل بخش مربوط به سينماي ايران را بخوانيد كه بعد از علامت + آمده است): در لغت نامه دهخدا و معين به دنبال معني “آتش بست” گشتم ولي به نتيجه نرسيدم. اگر كسي مي داند به من هم بگويد. اما مطلب دوم… موتور بازيسازي اين بازي توسط شركت اسپرس پويا نما توسعه داده شده است. اين تا اينجا! البته نمي دانيم اين توسعه تا چه حدي و به چه نحوي بوده است. اما اين موتور بازيسازي به نام انجين داخلي ناميده شده است؟ آيا از صفر تا صد اين موتور به توسط برنامه نويسان موتور و در ايران كد نويسي شده است؟ بعيد مي دانم. اگر هسته مركزي اين موتور از روي موتور دستي خارجي بوده است پس لفظ انجين داخلي نامناسب و زشت جلوه مي كند. گمان مي كنم اكثريت آنها كدپردازي شده اند و به عبارت بهتر، كد نويسي نشده اند. اگر غير از اين است خواستار تحقيقات بيشتر از طرف ديبازي و سورناي عزيز هستم به جهت تصيح اشتباه و ارتقا اطلاعات! بنابراين در بخش بررسي گرافيكي نوع و جنس موتور گرافيكي و بازيسازي، بايد مورد استناد قرار گيرد تا يك منتقد سخت گير بتواند خروجي هاي بازي را بر اساس قدرت واقعي موتور مورد بررسي قرار دهد. اما باز هم جاي اشكال به اين منتقدين وارد مي آيد. در كدام نقطه؟ بسياري از بازيها بوده اند كه از قدرت واقعي يك موتور بازيسازي و گرافيكي در بازيهايشان بهره كامل نبرده اند. حتا بعضي از بازيها از گرافيك فني و هنري پايين تري برخوردار بودند اما آيا مي توانيم اين مرتبه را با گرافيك و انيميشن بازيهاي ديگر به مقايسه گذاشت و از آنها امتياز كسر كرد؟ حتا بازي گرشاسب(شايد يكي از بهترين بازيهاي وطني باشد) در زمان رونمايي اش از بازيهاي روز دنيا عقب تر ايستاده بود. اما گرشاسب از چه موتور گرافيكي و بازيسازي استفاده ميبرد؟ از نظر من، آنچه كه اينجا محلي از اعراب مي گيرد بر روي عيوب و نقايص گرافيك فني و هنري در همان مرتبه و جايگاه بازيست. اينكه آيا در بازي مشكل برخورد و تصادم(كاليجن) پيش آمده است؟ اينكه گرافيك هنري بازي با محتواي بازي همخواني دارد؟ با زمان و مكان هاي واقعي مطابقت دارد؟ بافت هاي بازي از درز و پارگي به دور بوده اند و بدرستي مفروش سازي شده ند؟ بافت هاي ذرات و اشيا به درستي طراحي و رنگ آميزي شده اند؟ مديريت منابع و اجزاي گرافيكي بر پايه موتور بازيسازي و گرافيكي براي حفظ نرخ قاب بر ثانيه به درستي بهينه سازي و پياده سازي شده است؟ سايه ها و نورها و موارد ديگر. درباره اطلاعات حداقل و حداكثر نيازمنديهاي بازي به درستي اشاره رفته ايد و همينطور درباره افت نرخ قاب بر ثانيه و از كارافتادگي بازي كه گريبانگير بعضي از بازيسازها و بازيهاي وطني است. اينكارها تخصص و تجربه نياز دارد. درباره داستان بازي نمي توانم نظري بدهم. بگذاريد از ديدگاه ديگري نظر بيفكنم. براي اينكه تمامي جنبه هاي داستاني به تصوير و به بازي كشيده شوند به طراحي نقشه و مرحله سازي منتهي مي شود. اينكار زمان بر، تخصص بردار و هزينه زاست حتا در حيطه ضبط و اجراي انيميشن هاي داستاني! در ايران، به گمان من داستان بازي(اگر بازي داستانگو باشد) گفته مي شود تا فقط مراحل بازي اتفاق بيفتد. يعني اگر داستان پر مايه اي در اختيار داريم و قرار است آنرا تعريف كنيم، در بخش داستاني و يكي از ركن هاي فرعي بازي، از شخصيت پردازي و افت و فرازهاي روايي خبري نيست. در مجموع باز هم تا همين حد مناسب بود اگر اركان و قوانين اصلي بازي به درستي به سرگرمي در مي آمدند كه از نظر سورناي عزيز به نتيجه نرسيده است. در ادامه ظاهرن(ظاهرا) طبابت شده است و مرض يوبي سافت به تشخيص در آمده است. امروزه هر كسي مي خواهد رگ گردن گيمريش بيرون بزند و سرخي هاردكوريش به رخ كشيده شود آنرا به كفل هاي يوبي سافت حوالت مي زند. نمي دانم اين چه مزيتي بر منتقدين و نقدهايشان به حساب مي آيد؟ به طور مسلسل تكرار، تكرار و تكرار مي كنند اما از تكرار در بازيهاي سريالي شركت ها مي نالند. عزيزدلان برادر! به تعداد هر بازيباز، يك راهي به سوي دنياي بازيهاي ويديويي هست(جمله اي تغيير يافته است و مشابه مكالمه هاي فيلم مارمولك). ما هم از اين بازگويي هاي شما خسته شده ايم. من طرفدار سينه چاك يوبي سافت نيستم اما بعضي از حرف هاي بي دليل هم سينه آدم را چاك مي دهد. اگر شما ميدانيد از منطق خودتان ياري بجوييد و از مرض هاي يوبي سافت براي ما هم بگوييد نه طوطي وار! آنچه كه درباره طراحي يكسان مراحل ميرمهنا و عهدنامه گفته ايد اگر درست باشد يك ضعف هنري براي بازيسازهاي شركت محسوب مي شود. درباره شباهت گيم پلي دراين دو بازي ذكر كرده ايد كه ممكن است اتفاق افتاده باشد. چرا؟ هر دو باز اكشن و هر دو بازي در گذشته تاريخي رخ مي دهند. هر دو بازي از يك چارچوب مشخص و از يك گروه بازيسازي بهره مي برند. در واقع بازي عهدنامه، جلد دوم يا فصل مجزا و سريالي از بازي ميرمهنا محسوب مي شود. كه ايكاش مي توانستند با همين اجزا و قوانين، قدمهاي مثبت و رو به جلويي بردارند يا اينكه با همين مقدوريات و اجزا و عناصر بازي(كه برايشان شناخته شده و احساس در آمده است) به خوبي بازي كرده و يك بازي خوش فرم تر و جذاب تر ساخته و عرضه مي داشتند. كه با توجه به نقد سورناي عزيز، اين امر محقق نشده است. درباره بازي فاركراي و عهدنامه مقايسه اي صورت گرفته است. اول اينكه بخش گان پلي چه بخشي در بازيها شده است؟ اگر اينطور است بخش فيت پلي، شوت پلي، ماچ پلي، نايف پلي، درايو پلي، فلاي پلي و مجيك پلي و … در بازيها حضور دارند و آيا بايستي به صئرت مجزا به نقد كشيده شوند؟ بخش گان پلي از همان ژانر اكشن بازي بيرون مي آيد. اگر اكشن بازي لنگ مي زند از عيوب و نقوص بازي به شمار مي رود. بازي فاركراي يك بازي اكشن است. اما يك بازي اكشن از نوع مجازات يا محشر(دووم 3) نيست. يك بازي اكشن از نوع و جنس تيراندازي(شوتر) است. در اين بازي، اكشن تمام و كمال وجود ندارد. نه اينكه اكشن نيست بلكه سير طوفاني اكشنش قطع و وصل مي شود. تاكتيك وجود دارد. ماموريت گيري وجود دارد. بنابراين شايد به كندي در اكشن متهم شود يا آنچه كه شما به آن معتقد هستيد كندي در گان پلي! درباره هوش مصنوعي به نقد سورناي عزيز اكتفا مي كنم. به انضمام اين نكته كه، حضور ناگهاني نفرات دشمن و يا ظهورشان در پشت موانع و جايگاههاي مورد نظر بازيسازها در همه بازيهاي دنيا اتفاق مي افتد اما اين پياده سازي با زيركي و با دقت همراه است. براي من در بازي نداي وظيفه: جنگاوري مدرن(كال آف ديوتي) و در طي يكي از مراحل اتفاق افتاد. اما به همين سادگي در جريان سريع بازي، قابل ديدار و دريافت نبود. بايد تحت شرايط خاص و زمان خاص در يك محل خاص قرار مي گرفتي(بارها كشته شدم تا بفهمم از كجا آب مي خورد) و به عقب بر مي گشتي تا ببيني يك سرباز دشمن از ميان دو ديوار(با حد فاصل يك ديوار چوبي يا فلزي) و از پشت يك مانع بيرون آمده و به سمت شما شليك مي كند. ولي به احتمال زياد اين موضوع در بازي عهدنامه به وفور قابل رويت است(بنا بر اظهار سورنا). نكته ديگري كه مي خواهم از آن سر در بياورم به امتياز مربوط است. امتياز گيم پلي 2.8 شده است. اين تقريب دقيق از كجا به دست آمده است. متر و معيارتان چيست؟ اين پرسشي نيست كه فقط در اين نقد كرده باشم. در سالهاي گذشته هم نوشته بودم. در نقد دووم 4 يادآوري كردم. اركان گيم پلي چه بوده است و چه دقتي بر آن ميدارد كه امتيازهاي اعشاري از متراژ سر بلند كنند؟ آيا واقعن مي شود به چنين دقت خارق العاده اي دست يافت؟ يعني اين امتيازدهي ها از متراژ دقيق و منطقي بهره مي برند؟ در باب حمايت… حمايت كلمه اي نيست كه بايد به آن عمل كرد. يعني اجباري در آن نيست. مي شود به آن عمل نكرد و هر كسي براي آن مي تواند دليلي داشته باشد. درباره اقتصاد بحث دارم. چرا اقتصاد كشور به اين منجلاب گرفتار آمده است؟ اما چرا بايد مردم با باري كه بر دوششان افتاده و تحميل شده است و معلوم است كه از كجاها آب مي خورد، باز هم همان مردم آنرا نجات بخشند؟ اين پوسيدگي و عفونت زدگي اقتصادي و سياسي به تمامي اقشار جامعه تحميل شده و بسياري از معادلات و موازنه هاي زندگي را برهم خواهد زد. و اين بيماريي نيست كه در طي يك سال و دو سال سرايت كرده باشد بلكه از سالهاي دور به شيوع در آمده است و بوي گندش از پايه هاي بيمارش به مشام مي آيد. نمي گويم از محصول شركت اسپرس پويا نما و نيوتك و ساير شركت ها حمايت صورت نگيرد هر چند نمي دانم كه شركت نيوتك خصوصي است يا از سرمايه گذاري دولتي سود مي برد(اگر دولتي باشد بحث خودش را مي طلبد)؟ اگر كسي از حقيقت آگاه هست در همين جا عنوان كند. البته بعضي از اساسنامه هاي شركتي نادرست است و شركت هاي شبه دولتي و وابسته به بدنه سياسي و نظامي هستند. در انتها از اينكه چرا در ايران، زمان پس از توليد و عرضه بازيها از زمان توليدشان زمانبرتر است پرده برداري نكرده ايد؟ + در اين قسمت مطلبي از سايت كافه سينما در باب حمايت و پشتيباني دولتي و سياسي درج مي كنم و اميد است بخش كوچكي از واقعيات اجتماعي آشكار شود. اين مطلب مكمل همان مطالبي هست كه درباره بازار آزاد و مخاطب آزاد براي دنياي بازيهاي ويديويي در سايت ديبازي نوشته بودم. شروع مطلب”یک ماجرای واقعی: لطفا دویست تک تومانی برای “حمایت از سینمای ملی” به این شماره بپردازید!” در تاريخ ششم تيرماه: سینمای ایران کاسه گدایی به دست گرفت؟! در دورانی که سینمای جهان ابعاد تازهای در مسیر صنعتی شدن مییابد، در سینمای ایران هر روز اتفاقات تازهای رخ میدهد که نشان میدهد این حوزه در کشورمان تا چه میزان از اقتصاد جدی فاصله دارد و نیازمند کمکهای نقدی تک تک مردم ایران برای ادامه حیات است؛ کمکهایی که اگر به فقرای خیابانهای پایتخت پرداخت کنید، برخورد سختی با شما میکنند. به گزارش «تابناک»، «فقط 200 تومان»؛ این قیمتی است که شما برای «حمایت از سینمای ملی» میتوانید هر روز پرداخت کنید. البته اگر دوست داشته باشد از بازیگران بیشتری حمایت کنید با وارد کردن پیش شمارههای دیگر بازیگران، 200 تومانهای بیشتری را در هر روز به سینمایی کمک میکنید که بلیت هر صندلیاش، 10000 تومان معادل 50 سکه 200 تومانی است. این کمپین تازه که ظاهراً همه قشرهای حاضر در آن منتفع میشوند، راه تازهای برای کسب درآمد در سینمای ایران محسوب میشود؛ سینمایی که بر خلاف دیگر نقاط دنیا قصد ندارد صرفاً از گیشه روزگار بگذراند و به جای تلاش برای تولید آثاری که مردم را به سالنها بیاورد و فروشش این حوزه را تقویت کند، حفظ سینمای ملی را در به دست گرفتن کاسه گدایی و کسب درآمد از کمکهای مردمی میجوید. تعابیر دهان پرکن «محرومیت زدایی فرهنگی و کاهش فاصله میان علاقه مندان سینما»، «طراحی و اجرای شبکه آموزش مجازی» و … نیز ارتباطی به جمع آوری کمکهای مردمی ندارد و یک صنعت پولساز باید بتواند این ظرفیتها از محل گیشه سینما تأمین کند. این موقعیت یادآور تصویری است که در روزهای اخیر سیامک انصاری از کودک پابرهنه دست فروش منتشر کرده بود، با این تفاوت که «کودک پابرهنه سینمای ایران» به دنبال فروش محصول نازل مثل یک دست فروش نیز برنیامده و مشخصاً دنبال کسب درآمد از راه تکدی گری متکی بر تکنولوژی است و لااقل شکل جمع آوری کمکهای 200 تومانی ـ آن هم به نام بازیگران محبوب سینما ـ این تصور ذهنی را برجسته میسازد که در سال پررونق سینمای ایران نیز اوضاع خراب است! نکته پراهمیت اینکه کل مبلغ حاصل از این کمک هر فرد در هر ماه به 6000 تومان میرسد که این رقم نیز بسیار اندک و قابل ترحم است و چالشی جدی برای سینماگران ایران محسوب میشود. این چالش از این منظر مطرح است که چگونه سینماگران ایران با این همه ادعا، با تجمیع توانشان نیز نمیتوانند آثاری خلق کنند که مردم ایران را ماهی یک بار -و حتی سالی یک بار- به سالنهای سینما بکشانند سینمای ایران کاسه گدایی به دست گرفت؟! سینمای ایران بر خلاف پسربچه عکس سیامک انصاری حتی محصول نازلی هم نمیفروشد حال باید پرسید، آیا میتوان امیدی به گسترش مرزهای اثرگذاری سینمایی داشت که حتی نتوانسته مردم سرزمینش را ساکن سالنهای سینما کند و با 200 تومانهای مردمی به دنبال ادامه حیات سینمای ایران است؟! آیا باید استدلالهای کهنه نظیر توسعه تکنولوژی و گسترش ماهواره، اینترنت و تفریحات نوین را به عنوان دلیل زمین خوردن سینمای ایران پذیرفت و چشم بر این حقیقت بست که سینمای ایران نتوانسته برای مخاطب عطش تماشا ایجاد کند؟ آیا حقیقت جز این است که ریل گذاری دهه شصت سینمای ایران اشتباه بود و عدم ریزش مخاطب سینمای ایران در آن دوران به دلیل فضای بستهای بود که بهشتی و همکارانش از طریق کنترل همه ابزارهای نوین از جمله ویدیو، برقرار کردند و مردم در آن دوران چارهای جز انتخابی که مدیران وقت سینمایی به آن تحمیل میکردند، نداشتند؟ آیا حقیقت جز این است که وقتی قفل ویدیو شکست و سپس به سرعت سیدی و دی وی دی به بازار ایران سرازیر و در آخر ماهواره و اینترنت فراگیر و در واقع قدرت کنترل از مدیران سینمایی سلب شد، مردم انتخابهای دیگری به جز مدل سینمای مورد حمایت آقایان (مدیران اسبق سینمای ایران) کردند و از همین مقطع سینمای ایران زمین خورد؟ آیا حقیقت جز این است که این سینما تنها در صورت عدم اکران فیلمهای خارجی میتواند ادامه حیات دهد و با همه ادعاهای مطرح درباره حسرت سینمای دنیا به سینما ایران، مردم در صورتی که انتخاب دیگری از جنس سینمای سرگرم کننده آمریکا داشته باشند، به جای خرید بلیت فیلمهای ایرانی، بلیت سانسهای نمایش فیلمهای آمریکایی را خریداری میکنند؟ آیا هنوز برخی سینماگران نمیخواهند صدای مردم را بشنوند و آثاری خلق کنند که مطلوب آنها باشد؟ مردمی که امروز شادی میخواهند و برای تماشای فیلم کمدی صف میکشند اما شمار آثار کمدی که فیلمسازان ایرانی در هر سال میسازند از شمار انگشتان دو دست تجاوز نمیکند. مردم به چه زبانی به فیلمساز ایرانی بگویند در این دوران خستهاند و نیازمند سینمایی جذابتر از آنچه اکنون عرضه میشود، هستند و سینماگر ایرانی تا کجا به همین مسیری که رفته ادامه میدهد و در آخرِ کار به کمکهای 200 تومانی میرسد؟ همچنان در تریبونها آمده و باز هم در تریبونها، برخی سینماگران ادعا خواهند کرد که سینمای ایران شاخص است اما واقعیت آن است که این سینمای شاخص مشتری ندارد و سینمایی که تماشاگر نداشته باشد، سینمای رو به زوال خواهد بود؛ اتفاقی که برای سینمای فرانسه رخ داد و چون خود را عاقل تر از تماشاگر میدانست، تماشاگر فرانسوی ترجیح داد برای سینمای سرگرمیساز آمریکا بلیت سینما بخرد. پايان مطلب. ===== تيرماه 95 پيشنهاد مي كنم: در خبرها و مطالب “مقاله هفته: بازي هاي بي محتوا” و “نكات جالب درباره سرخپوست مرده” و “ده برتر: شخصيت هاي سيگاري” و “ده برتر: شخصيت هاي زن و مردي كه به هم مي آيند” و “لبه آينه لبه فردا” و “بازيسازي در يوبي سافت چه حسي دارد؟” و “بازيسازان ايران و مغالطه استدلال از راه سنگ” و “اکسباکس وان اس از مدل معمولی قویتر است” و “پرونده اي براي اي تري/ E3 ” و “سدي براي بازيسازان در جهت جهاني شدن نيست” و “به مريخ خوش آمديد. نقد بازي دووم 4” و “ده نمايش برتر اي تري 2016” ديدگاهي نوشته ام كه از دوستانم دعوت به مطالعه مي كنم. ۲۰ پاسخ
اول تشکر میکنم از اینکه وقت گذاشتید اما مواردی که اشاره کردید: کلمه آتش بست رو دوستان تحریریه هم بعد بررسی نقد به بنده گفتن که مورد درستی هم بوده، اما مشکل اینجاست کلمه ای که ناشر و سازنده روی جلد بازی ازش استفاده کرده آتش بست هست و بنده هم مجبور شدم ازش استفاده کنمف هر چند کلمه ی نادرستی هست. درمورد موتوری که برای ساخته بازی ازش استفاده کردن، هیچ اطلاعاتی عملا ازش منتشر نشده تا اونجایی که اطلاع دارم! و فقط اعلام کردن کاملا توسعه یافته داخله که حالا چقد حرفشون راسته رو خدا میدونه. البته پیگیری هم نمیشه کرد، نه خود بازی سایت داره، نه سازنده ها و حتی ایمیلی هم ندارن که بشه باهاشون تماس گرفت. ایرادی که گرفتید پیرامون اشاره ی بیش از حد به یوبی سافت تو نقدها کاملا حق با شماست و سعی میکنم بیش این قضیه دیگه کش پیدا نکنه حداقل تو مقالاتی که من اونهارو مینویسم. در ضمن درمورد نحوه ی نمره دادن، نگاه کنید حداقل روشی که بنده استفاده میکنم این نیست که مثلا در ازای یه مشکل کوچیک نیم نمره و یا مشکل بزرگ و تاثیرگذار تو روند بازی یک نمره کم کنم، بلکه بعد از تجربه بازی در مقایسه با دیگر عناوین هم سبک نمره ای رو براش در نظر میگیرم و متناسب با اون ، نمره ی هر بخش رو طوری در نظر میگیرم تا به اون نمره کلی و مد نظرم برسم. این قضیه برای ترکمنچای هم صدق میکنه، به این صورت که این عنوان حداقل قابل تحمل تر از سالهای سیاه بوده (هر چند هم سبک نیستن!! ولی خب چون تعداد بازیهای ایرانی قابل نقد تو یک سبک خاص انگشت شمار هستند، مجبورم اونهارو از لحاظ تجربه کلی مقایسه کنم) که نمره ی 3.5 رو براش در نظر گرفتم اما باز هم تفاوت چندانی نداره سطح کیفیشون و به نظرم نمره ای در حد یک یا دو هم بیشتر براش عادلانه بود. امیدوارم توضیحاتم کامل بوده باشه ۲۰
واقعا خنده داره که یگ بازی در عنوانش غلط املایی داشته باشد. من نمی دونم وقتی حمایت نیست، وقتی شرایط فراهم نیست، کپی رایت نیست، استعداد قابل رقابت نیست، چرا اصراری هست به این درجا زدن ها. یه بنده خدایی یه زمانی گفت ایرانی ها عرضه اداره یک کارخانه سیمان را هم ندارند، تاریخ ثابت کرد که متاسفانه درست می گفت. ۱۲
درود به لینک زیر بروید و برای افزوده شدن زبان پارسی به PS4 رای دهید . از مدیران میخوام که این گفتگو را جزء گفتگو های مهم کنند تا زودتر زبان پارسی به PS4 افزوده شود . اگر تونستید با چند نام کاربری PSN به این سایت برید و رای بدید . این لینک برای اضافه شدن زبان عربی بوده که سونی پس از آن زبان عربی رو به PS4 افزود . تعداد همه ی رای ها کنار دکمه ی منفی ـه و اون به معنی تعداد منفی ها نیست برای شمردن منفی ها ، رای های مثبت را از همه ی رای ها (که کنار دکمه ی منفی است) کم کنید . یک راهی برای بالا بردن مثبت ها با یک اکانت پیدا کردم . شما باید تمام کوکی های سایت ا از مرورگر خود پاک کنید و وارد همون لینک درخواست پارسی کردن بشید و به پی اِس اِن لاگین کنید . رای بدید . کسانی که مرورگر فایرفاکس دارند مراحل زیر رو طی کنند : ۱- وارد صفحه ی درخواست بشید ۲- راست کلیک کنید ۳- روی view page info کلیک کنید ۴- روی تب Security کلیک کنید ۵- روی view Cookies کلیک کنید ۶- روی Remove All کلیک کنید *******۷- از قسمتی که Search نوشته شده sony بنویسید *******۸- روی Remove All کلیک کنید . ۹-دوباره وارد صفحه درخواست بشد و لاگین کنید و رای بدید . البته مرحله ۷ و ۸ برای محکم کاریه و بعد از ۶ میتونید مرحله ۹ رو انجام بدید . تاکنون همه ی رای ها ۱۷۹۱ تا و رای های مثبت ۱۷۰۷ تا و رای های منفی ۸۴ تا است . همچنین به صفحه ی توییتر یوشیدا ، رئیس بخش سرگرمی های سوتی به آدرس زیر بروید و پیام زیر را برایش توییت کنید . Hello Mr Yoshida Please Add Persian Language for PS4 and Persian Language Subtitle for Exclusive PS4 Games.*Persian language Speakers ۰۰ پاسخ
آقای رضایی شما از ملت ما انتظار دارید بیان یه بازی هیدیو کوجیمایی بسازن ؟؟؟؟ خدایی این لازی رو با بازی های دیگه یایرانی مقایسه کنید. ۰۰ پاسخ
مطمئنم خود سازنده ها هم حال روز خوبی ندارند وقتی می بینن بازیشون با این همه تاخیر سر کاغذ بازی های بی مورد مواجه شده . ارتش فرازمینی که به نظرم بهترین شوتر ایرنی هست نتونست از این خوان رد بشه این بازی ک جای خود داره ۰۰ پاسخ
صنعت گیم ایران باید حمایت بشه. سورنا رضایی عزیز ما ازت حمایت میکنیم بابت طاقت آوردنت توی انجام این بازی ها. ۱۰ پاسخ
این وظیفه ما نیست که حمایت کنیم این وظیفه سازنده بازی که توان رقابت داشته باشه نمیشه هرچی ساخت ما بگیم حمایت کنیم بریم بخریم که ۲۱
با تشکر بنظرم اصلا در شان سایت نیست که نقد این بازیها نوشته بشه.در عوض کلی بازی عالی امدن که تو دیبازی هنوز نقد و بررسی نشدن ۱۱ پاسخ
بد نيست بازياى داخلى رو نقد كنن ولى ازونجايى كه هيچ پيشرفت قابل توجهى نداشتن تو اين چند سال، بهتره كلا بيخيال صنعت گيم داخلى بشيم بجز استثناها … ۲۱
مرسی سورنا. هزاربار گفتم بازم میگم یه بازیه دوبعدی خوب واسه تلفن های همراه درست کنید خودتونم سبک نکنید با این بازی ساختنتون. بخدا من جای اینا باشم دیگه اسم بازیم دیگه نمیارم :12: ۰۰ پاسخ
ممنون از سورنا جان رضایی :24: :15: یه تشکر ویژه هم من باید بکنم،که میشینی این فاجعه ها رو بازی میکنی و تجربه میکنی! مرسی بابت تحملت :lol: واقعا همین که توی متن هم اشاره شد،حمایت وظیفه ی ما گیمرهاست..خود من همیشه میگم حمایت؛ولی انجام نمیدم :23: چون باید چیزی درخور بازی کردن باشه که ما بتونیم بازی کنیم یا نه؟! نمیدونم چرا انقد بلند پروازانه فکر میکنن؛نمیتونین،نکنین! بازی های کژوالی که میسازن عالیه!بازی های موبایل هم خیلی پیشرفت خوبی داشته! ولی نمیدونم چرا دوست دارن چیزی بسازن که خودشون از پسش بر نمیان! ۱۰ پاسخ