خانه » اخبار بازی چرا برخی مطالب در «دنیای بازی» منتشر نمی شوند × توسط آرش حکیمی در 5313 روز قبل 78 برخی از دوستان از سر حسن نیت به صورت مداوم برای ما مطلب می فرستند. اما به دلیل عدم رعایت چگونگی شرایط مطالب، نوشته هایشان منتشر نمی شود. بعد از مدتی هم گلایه مندند که: «دنیای بازی مطالب عده ای خاص را به دلایل واهی قبول می کند و مطالب ما را قبول نمی کند.» با توجه به ذکری که رفت بر آن شدیم تا اندکی، فقط اندکی از مطالبی که قابل انتشار نبودند را به عنوان نمونه منتشر می کنیم تا حدود ابعاد دستتان بیاید. ۱ عنوان مطلب: https://www.google.com/imgres?q=%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4+%D8%B4%D8%AF%D9%87&hl=en&biw=1664&bih=909&gbv=2&tbm=isch&tbnid=aBj0ihSH6lBjRM:&imgrefurl=https://bedaravikhteh.blogfa.com/&docid=hhd1q0lMl40sfM&imgurl=https://sarab123.persiangig.com/%28R%29%2525200915%252520343%2525207278.jpg&w=600&h=427&ei=KLLYTu3kJM2ksgaiw8S-Bg&zoom=1&iact=rc&dur=331&sig=111103000921363313049&page=1&tbnh=137&tbnw=181&start=0&ndsp=46&ved=1t:429,r:0,s:0&tx=77&ty=65 بازی های فراموش شده متن اصلی: اگر یادتان باشد تا چند سال گذشته بسیاری از ما بازی های فانتزی چون پلنگ صورتی و همسایه های جهنمی را بازی می کردیم. این بازی ها بازی هایی بودند که شاید همیشه در یادها می ماندند و اگر الان هم فکر کنیم شاید بتوانیم مراحل آن را در ذهن خود مرور کنیم.اما پیشرفت تکنولوژی و به وجود آمدن بازی هایی که شاید حتی شباهتی به بازی های فانتزی و قدیمی ندارند باعث شده است که ما تمام آن ها را فراموش کنیم.بیایید تا با هم آن بازی های زیبا را مرور کنیم. البته امروز دو بازی را به یاد می آوریم و در قسمت های بعدی بازی های فراموش شده به بازی های قدیمی دیگر می پردازیم. پلنگ صورتی: بازی فوق العاده زیبا و خاطرانگیزی که در آن برای رسیدن به هدف هایی که داشتیم مجبور بودیم دست به هر کاری بزنیم از جمله برای باز شدن راه مان باید از یک مرد موز می دزدیدیم و به یک میمون می دادیم.در آن بازی که بعضی وقت ها بسیار سخت هم میشد از دست مردم فرار می کردیم.با اسکیت از روی قطار ها می گذشتیم با بمب گذاری روی دم های یک گل آن را از بین می بردیم و… مرحله ی آخر آن بسیار سخت بود جایی که باید یک کلید را از یک مرد می گرفتیم و این کار را با گذاشتن بمب زیر پاهای او انجام میدادیم.البته هر بار بمب گذاری باعث می شد تا خدمت کاران او بیایند و مارا با تیر بزنند.با همه این تیر اندازی ها و بمب گذاری ها این بازی به هیچ وجه خشن نبود و یک بازی محبوب برای خیلی افراد بود.ولی الان دیگر صحبتی از آن نیست و شاید اثری از آن در کامپیوترها نمانده باشد همسایه های جهنمی: بازی فانتزی که تا همین دو ساله پیش نیز طرفدارهای زیادی داشت و الان به دست فراموشی سپرده شده است.در این بازی یک فرد جوان بودید که خانه ی همسایه ی میان سال خود را به هم می ریختید و باعث عصبانیت وی میشدید از جمله گذاشتن میخ روی تخت او و گذاشتن صابون زیر پای او که باعث زمین خوردنش میشد.این بازی نیز مراحل جذاب و مختلفی داشت که البته نسبت به پلنگ صورتی گرافیک بهتری نیز داشت که در دو شماره عرضه شد و بعد از آن دیگر هیچ خبری از آن نشد. همین بازی ها بودند که مارا سرگرم خود می کردند و مانند بعضی بازی های امروز باعث عصبانیت ما نمی شدند بلکه باعث خشنودی و خوشحالی ما نیز می شدند. پلنگ صورتی،همسایه های جهنمی…واقعا به یاد آوردن آن ها اشک در چشمانمان جمع می کند. به هر حال،بیایید تا بازی های گذشته را باهم مرور کنیم و یاد آن ها را زنده نگه داریم و هیچ وقت آن ها را فراموش نکرده و در کنار بازی های امروز جایگاهی برای آنان نیز بگذاریم ایرادات: همان طور که می بینید این مطلب عنوان درستی ندارد، عکس هایش درست درج نشده، منبع ندارد و نقطه گذاری و فاصله گذاری هم در آن رعایت نشده است. در این مواقع ما دیگر به دنبال محتوی نخواهیم رفت و مطلب منتشر نمی شود. ۲ عنوان مطلب: مقاله1 متن اصلی: چگونگی به وجود آمدن مامور 47 – Hitman [تصویر: Hitman_artwork.jpg] همانند سازي: شايد شنيده باشيد چندي پيش گوسفندي توسط همين ايراني ها بوسيله قانوني كه كلون كردن ناميده ميشود، بوجود آمد و صد در صد شبيه به مادر خود شد يعني دو گوسفند با دو دي ان اي 100 در صد شبيه به هم… در كشورهاي خارجي نيز در سال 1997 اولين كلون يعني گوسفندي به نام دالي به دنيا آمد اين شروعي براي شبيه سازي است. همون موقع هم خبرهايي از همانند سازي انسان ها به وجود آمد ولي بخاطر مشكلاتي كه بوجود مي آمد از اين كار صرف نظر شد و قانوني بوجود آمد كه اين آزمايش روي انسان ها غير قانوني است. خلقت 47 يك كلون شبيه سازي شده است. او نتيجه توطئه بزرگترين جنايتكاران دنيا بود، كساني كه تصميم داشتند يك ارتش از برترين قاتلين جهان بوجود آورده و DNA خودشان را به اين پروژه بزرگ اهدا كنند. در سال 1950، پنج نفر از مليت هاي گوناگون براي آغاز اين پروژه بزرگ دور هم جمع شدند، بعد از اينكه جلسه آنها تمام شد چهار نفر آنها به ملت هاي خويش بازگشتند و هر كدام به فعاليت هاي خلافكارانه ي خود ادامه دادند. تنها بازمانده، دكتر “اوتو ارت ماير” كه قصد انجام تحقيقات روي اين پروژه را داشت، يك موسسه رواني جهت پوشش دادن بر آزمايشهاي ژنتيكي خود تاسيس كرد. او در عوض حمايت مالي همدست هايش براي انجام تحقيقات روي اين پروژه بزرگ، به آنها اعضايي از بدن هاي كلون شده اهدا كرد كه باعث افزايش طول عمر آنها شد. در بازي Hitman Codename 47 هر كدام از همدستان ارت ماير كه به قتل آنها مي پردازيم حداقل 60 – 70 سال سن دارند، در حالي كه 10 – 20 سال جوان تر به نظر مي آيند. مرداني كه DNA شان به پروژه ساخت 47 تزريق شد ( آنها به “پنج پدر” نيز مشهور هستند ) از اين قرار بودند: دكتر اوتو ارت ماير ( Dr. Otto Wolfgang Ort-Meyer ) [تصویر: 1237974895.jpg] يك دانشمند بدنام آلماني كه در روماني زندگي مي كند. تئوري هاي علمي او به نظر همتاهايش احمقانه مي آمدند. او كشف كرده بود كه تركيب ژنتيكي و كلون كردن انسان مي تواند براي بوجود آوردن يك گونه كامل و بينقص از انسان ها استفاده شود، انسان هايي كه از نظر قدرت بدني و تفكر برترين بوده و فاقد وجدان باشند. آخرين آرزوي او ساختن يك ارتش بي عيب و فرمانبردار از برترين انسان ها، بدون كمك همدستانش ممكن نبود. زماني كه همدستانش به انگيزه او مشكوك شدند، او از 47 براي حذف كردن تك تك آنها استفاده كرد. زماني كه 47 به نقشه دكتر پي برد، به آزمايشگاه او آمد تا آخرين سري كلون هاي دكتر ( كه با نام “آقاي 48” ساخته شده بودند ) را ريشه كن كرده و دكتر را به قتل برساند. لي هونگ ( Lee Hong ) [تصویر: 1237982172.jpg] لي هونگ يك خلافكار بزرگ چيني مي باشد. هونگ با نشان سر اژدهاي قرمز، بزرگترين سلطان خلافكاران در هونگ كونگ است.47 تمام اعتبار او را از بين برد و سپس جانش را گرفت. پابلو بليساريو اوچوئا ( Pablo Belisario Ochoa ) [تصویر: 1237899360.jpg] او يك دلال داروي بدنام از امريكاي لاتين بوده كه با از بين بردن رقيب هايش خود را در بازار جا انداخت. رفتار هاي وي باعث دشمن تراشي هاي بسيار شده و او سرانجام مجبور شد به يك ردوگاه در جنگلهاي مرطوب كلمبيا بگريزد. فرانچز فونچز ( Franz Fuchs ) او از نزديكان هيتلر بوده و ظاهرا از مدافعان فاشيسم است. او بعنوان يك تروريست ماموريت هاي زيادي انجام داده و با برادر و همسرش فريتز كار مي كند. اركاريدج بوريس جيجورو ( Arkadij “Boris” Jegorov ) [تصویر: 1237988133.jpg] يك ضدكومونيست ثابت قدم و دلال جهاني اسلحه كه جنگافزار گوناگوني را براي برادر بزرگترش كه يك رئيس مافياي روسي بنام سرجي زاوُروتكو است قاچاق مي كند. او در زمان مرگش قصد مبادله سلاح هاي هسته اي را نيز داشت. نتيجه تحقيقات دكتر ارت ماير كه شامل آقاي 47 نيز ميشد چندين بار ناموفق بود و رد شد، اما سرانجام او به نتيجه رسيد و موفق شد يك خط توليد از كلون ها آماده كند. 47 جزء سري چهارم كلون هاي دكتر ارت ماير بود كه چهل و هفتمين كروموزوم تركيب شده با DNA خطرناكترين جنايتكاران دنيا، او را داراي قدرت، سرعت، استقامت و هوشي بالاتر از حد ديگر انسان ها كرده بود. 47 تنها نمونه موفقيت آميز بود زيرا ديگر نمونه ها به دليل داشتن مشكلاتي مانند زالي و عمر كوتاه ( هيجده ماه ) از بين مي رفتند. تحقيقات ارت ماير ميان تعداد زيادي آزمايشگاه كلوني مخفي ادامه مي يافت اما كافي نبود؛ يك نمونه از مغز استخوان 47 براي پر كردن رخنه هاي DNA، او را تبديل به يك نمونه واقعا با ارزش كرده بود. =============== دوره تعليم [تصویر: 1238051158.jpg] او در 5 سپتامبر سال 1964 در روماني متولد و با كد شناسايي 640509-040147 پشت سرش علامت گذاري شد. 47 با ديگر كلون هاي سري 4 به دنيا آمد و زير نظر كاركنان تيمارستان رشد يافت. از همان ابتدا، دكتر ارت ماير كشف كرده بود كه 47 اميد بخش ترين نمونه هست. 47 طي دوران رشد ساكت بود و رفتار هاي معاشرتي كمي از خود نشان مي داد و تنها به گريختن از آزمايشگاه اشتياق داشت كه همين موضوع موجب نگراني ارت ماير شده بود. او با كاركنان تيمارستان هم رفتار جالبي نداشت و از معاينه هاي پزشكي پي در پي متنفر بود، تا حدي كه طي يكي از معاينه هايش بدن پزشك را با تعداد زيادي سوزن سوراخ سوراخ كرد. از اين رو ارت ماير دستور داد بر تعداد محافظان او بيفزايند. 47 نيز همراه با ديگر كلون ها ياد گرفت كه چگونه يك نفر را بدون نقص به قتل برساند. به آنها نحوهي استفاده از جنگ افزار، سلاح هاي گرم و ديگر ابزار قتل و آدمكشي تعليم داده شد به گونه اي كه بتوانند به راحتي با هر اسلحه اي كار كنند. طي تمرينات، 47 به يك تيرانداز برجسته تبديل شده و ميان ديگر نمونه ها نشانه گيري او واقعا استثنايي بود. بعد از 30 سال تمرينات سخت زير نظر ارت ماير، 47 يك رخنه در سيستم امنيتي آزمايشگاه پيدا كرد. او بعد از فرار از سلولش و كشتن يك نگهبان، موفق شد با پوشيدن لباس هاي نگهبان از محوطه آزمايشگاه بگريزد. فرار او بدون اينكه خودش بفهمد، از قبل توسط دكتر ارت ماير برنامه ريزي شده بود. در واقع فرار 47 از آزمايشگاه و پا گذاشتن به دنياي خارج، آخرين مرحله تمرينات وي بود… 47 خيلي زود توسط ICA ( International Contract Agency )، سازمان مخفي قاتلين بين الملي به كار گرفته شد. او بعد از مدت كوتاهي خلاقيت هاي خود را در اين زمينه نشان داد و خيلي زود به بهترين و برجسته ترين مامور اين سازمان تبديل شد. ديگر كلون ها: [تصویر: 1238031650.jpg] مامور 17 17 اولين كلوني بود كه به يك قاتل تبديل شد. مي توان گفت كه او جدِ 47 است! اطلاعاتي در مورد اوايل زندگي 17 در دست نيست اما اولين بار او را در افغانستان ديديم. 17 توسط يك رهبر مذهبي اجير شده و در طول داستان 47 بارها با او برخورد مي كند. آن دو در يك بيمارستان با هم مواجه ميشوند، 17 به سمت 47 شليك مي كند اما تيرش خطا رفته و مي گريزد. مدتها بعد، در يك ماموريت 17 كه قصد كشتن 47 را دارد با يك اسلحه دوربين دار به 47 شليك كرده اما بازهم تير خطا ميرود و بعدا 47 مامور 17 را به قتل رسانده و مي گويد: “يك برادر ديگر… چه كسي پشت اين ماجراست و سعي مي كند من را بوسيله يك انسان ضعيف تر بكشد” مشخصات مامور 17 خيلي شبيه 47 بود، آن دو تفاوت هاي جزئي ـي بايكديگر داشتند. 17 يك كت و شلوار آبي، با كروات نارنجي مي پوشيد و عينك دودي ـي به چشم داشت در حالي 47 يك كت و شلوار مشكي با كروات قرمز داشت. 17 يك قاتل حرفه اي بود اما به اندازه 47 ماموريت انجام نداده بود. نشانه گيري او دقيق بود اما نه به اندازه 47. او مي توانست اشخاص قوي را به قتل برساند و ماموريت هاي مهمي را انجام دهد اما شخصي با قابليت هاي 47 كم چيزي نيست! 17 و 47 يك شباهت داشتند كه مي توانست آنها را زنده نگه دارد، هردوي آنها مي توانستند به خودشان بينديشند، در حالي كه سري جديد كلون هاي دكتر ارت ماير، يعني آقايان 48، اين ويژگي را نداشتند. به همين دليل 47 توانست آنها را به راحتي بكشد. اما 17 كشته شد چون قديمي تر از 47 بود و قابليت هاي او را نداشت. كلون هاي سري 48 [تصویر: 1238019803.jpg] آنها به “آقاي 48” نيز معروفاند. اين سري از كلون هاي دكتر ارت ماير كه در آخرين مرحله Hitman Codename 47 به كشتن آنها مي پردازيم جانشين 47 هستند. آنها از نظر بدني همه جوره از 47 برتر هستن، همونطور كه 47 نسبت به 17 برتري داشت. تنها مشكل اونها اين بود كه به اندازه 47 در دنياي واقعي تجربه كسب نكرده بودند و همچنين مثل 47 قدرت تفكر و تصميم گيري نداشتند. در واقع بعد از نافرماني 47، دكتر ارت ماير كلون هاي جديدش رو طوري طراحي كرد كه فقط فرمان را اطاعت كنند و ميشه گفت كه يه جور ماشين آدمكشي بودن! اونا 10 تا بودن و با لبخند مليح ـي Big Grin كه داشتند توسط 47 كشته شدند. [تصویر: 1238066849.jpg] =============== معرفي شخصيت هاي Hitman 2: Silent Assassin [تصویر: Hitman_2_artwork.jpg] سرجي زاوُروتكو سرجي يك رئيس مافياي روسي و دلال اسلحه ست. مي توان گفت كه عامل بوجود آمدن تمام ماجرا هاي Hitman 2: Silent Assassin اوست. سرجي برادر بزرگتر اركاديج جي، يكي از پدران 47 هست. تخصص او در قاچاق سلاحهاي شيميايي، ميكروبي، راديولوژيكي و هسته اي مي باشد. در شروع ماجراي Silent Assassin، سرجي با دزديدن پدر ويتوريو به دوران بازنشستگي مامور 47 پايان مي دهد، بنابراين 47 دوباره دست به كار شده و تعداد زيادي از شريك هاي تجاري سرجي را به قتل مي رساند. اما بعدا معلوم مي شود كه كشته شدن اين افراد خواست سرجي بوده و او از 47 بعنوان يك وسيله براي رسيدن به هدف اصليش يعني بدست آوردن مخفيانه قطعات يك سيستم موشكي هسته اي كه بتواند دفاع موشكي امريكا را نابود كند، برسد. در واقع سرجي قصد داشت اين سيستم را با مبلغ قابل توجهي به يك شخص ثروتمند بفروشد. اما طولي نكشيد كه اين سيستم توسط UN ( United Nations ) شناخته شد. سرجي براي كشتن 47 يكي ديگر از كلون هاي دكتر ارت ماير، بنام مامور 17 را به خدمت گرفت، اما او نيز به قتل رسيد. بعد از اين ماجرا ها 47 به گونترانو، جايي كه سرجي پدر ويتوريو را گروگان گرفته بود، رفت. در نبردي كه ميان آنها رخ داد، 47 ابتدا سرجي را زخمي كرد و بعد با يكي از اسلحه هاي معروفش Silverballers، او را به قتل رساند. جوزف جويلاني نام ديگر او دان آنجيلو جويلانيست و سردسته يكي از پرنفوذ ترين گروه هاي مافياي سيسيلي مي باشد. قرارگاه اين گروه در ويلاي جويلاني در حومه شهر پالرمو است. 47 بعد از ربوده شدن پدر ويتوريو به آنجا رفته و جويلاني را مي كشد اما در مي يابد كه ويتوريو قبلا از ويلا توسط مرداني در يونيفرم هاي روسي منتقل شده است. ماكاروو او يكي از چهار ژنرال روسيست كه با سرجي متحد شده اند. بعد از اينكه يكي از ژنرال ها، در ملاقاتي توسط 47 به قتل رسيد، ماكاروو با يكي از سردسته هاي مافياي روسي بنام ايگور كابسكو، براي خريدن محافظ از او، تماس گرفت. در نهايت هردوي آنها در ملاقاتي كه داشتند، توسط 47 كشته شدند. ميخائيل بارداچنكو يكي ديگر از چهار ژنرال روسي كه با سرجي معامله مي كرد. بعد از كشته شدن اولين ژنرال، او دچار اختلالات رواني شد و شروع كرد به دستگير كردن تمام كساني كه به آنها بدگمان بود. او تمام زنداني ها را در يك ساختمان نظامي نگاه مي داشت. وقتي كه او در حال بازجويي و شكنجه كردن “مامور اسميت” بود، 47 سر رسيد و ژنرال را به قتل رساند. ولادمير ژاپيكو آخرين ژنرال روسي كه توسط 47 به قتل رسيد. بعد از ماجراي به قتل رسيدن اولين ژنرال، ژاپيكو از ترس، به آلمان رفت تا حق پناهندگي سياسي در آنجا بگيرد. او يك سيستم هدايت موشكي را نيز با خود برد تا آن را در آلمان بفروشد. 47 بعد از كشتن ژنرال، با وجود صوء قصد يك مامور جهت گرفتن سيستم براي مافوق خود، موفق شد سيستم هدايتي را بدست آورد. ماساهيرو هاياموتو او يك دلال مشهور اسلحه در ژاپن و پايگاه مخفي او در قلعه باستاني كاتساياما مي باشد. هاياموتو هميشه توسط چند نينجا و يك سيستم امنيتي الكترونيكي، محافظت مي شود. يكي از مهمترين شريك هاي هاياموتو، سرجي است. او از زندگي اجتماعي دوري كرده و اكثر معامله هاي تجاري اش را توسط پسرش ماساهيرو هاياموتو جوان، انجام ميدهد. 47 براي پيدا كردن هاياموتو، پسر او را به قتل رسانده و يك فرستنده در جسد او قرار مي دهد. ماموران هاياموتو جسد پسرش را به مخفيگاه او برده و 47 رد فرستنده را دنبال مي كند و سپس راه نفوذ به سيستم دفاعي قلعه را پيدا كرده و در نهايت هاياموتو را به كمك “مِي لينگ”، در اتاقش در طبقه بالايي قلعه، به قتل مي رساند. بعد از دزديدن سيستم هدايت موشكي از موزهي شخصي هاياموتو، 47 به همراه مِي لينگ توسط هليكوپتر شخصي هاياموتو از قلعه مي گريزد. چارلي سيدژان او يك تاجر وسائل الكترونيكي مالزيايي مستقر در برج پتروناس است. او يك تراشه هدايت موشك ساخته كه قادر است يك سكوي پرتاب موشك را مانند نمونه آمريكايي هدايت كند. او يك برادر دوقلو دارد كه سيستم هدايت موشكي را ساخته و سازماندهي مي كند. ICA گمان مي كرد كه برادر دوقلوي او، چارلي سيدژان است، اما هنگام كشتن قلوي او، 47 فهميد كه او چارلي سيدژان نيست و چارلي سيدژان واقعي اكنون در خانه خود در بالاي برج پتروناس بسر مي برد. 47 به آنجا رفته و به خانه او نفوذ كرد و سرانجام چارلي سيدژان واقعي كه با چند نفر ديگه در يك وان بود را به قتل رساند. =============== شخصيت هاي Hitman 3: Contracts [تصویر: Hitman_3_artwork.jpg] شخصيت هاي جديد زيادي در اين نسخه از بازي وجود ندارند، زيرا تمام ماموريت هاي اين بازي مروري بر ماموريت هاي پيشين 47 است. تنها آخرين مرحله اين نسخه، كه در آن 47 از هتل فرار مي كند، در زمان حال است. بازرس آلبرت فورناير بازرس فورناير يك افسر پليس در پاريس است. او يكي از نزديك ترين دوستان فيليپ برچيوز و ريچارد دلاهانت است، كه در اپرا توسط 47 كشته شدند. فورناير از چيزهاي زيادي در مورد 47 با خبر شده بود و او ( يا يك پليس ديگر ) هنگام فرار از اپرا به 47 شليك كرد. 47 در حالي كه بشدت مجروح شده بود به اتاقش در هتل بازگشت و در آنجا خاطرات ماموريت هاي گذشته را مرور كرد… . هنگامي كه مخفيگاه او لو رفت، هتل توسط گروهي از پليس ها به فرماندهي بازرس فورناير محاصره شد. 47 نمي توانست فورناير را با اطلاعاتي كه در موردش داشت رها كند، بنابراين هنگام گريختن از هتل او را به قتل رساند و سپس پاريس را ترك كرد. =============== سري اول شخصيت هاي Hitman: Blood Money [تصویر: Hitman_4_artwork.jpg] الكساندر ليلاند كِين، عامل اصلي بوجود اومدن ماجراي Blood Money… كِين ( Cayne ) از يه خانواده ثروتمند بود كه آخرين دوره تحصيلي شو توي دانشگاه ميسيسيپي ميگذروند، اما موفقيت هاي پي در پي اون با يه حادثه كاري مرموز كه اون رو از كمر به پايين فلج كرد، متوقف شد… زماني كه در دولت خدمت مي كرد، از فعاليت هاي 47 و همچنين پروژه كلون سازي “اورت ماير “آگاه شد و با FBI و CIA براي دستگير كردن 47 همكاري كرد. هدف اونا نابود كردن ماده ژنتيكي 47، براي جلوگيري از سوء استفاده برخي ايالات براي بدست آوردن DNA و كلون كردن سرباز هاي برتر براي خودشون بود. كِين وقايعي كه طي ماجراي Blood Money رخ داده رو براي يه خبرنگار بنام “ريك هندرسون” بازگو مي كنه. طبق روال بازي و داستاني كه كين تعريف مي كنه، كم كم مشخص ميشه كه در اكثر موارد كِين داره دروغ ميگه و چيزايي كه اون تعريف مي كنه با حوادثي كه در مراحل بازي رخ ميده مغايرت داره. در ابتدا مشخص نيست كه كين داره دروغ ميگه يا اينكه خودش هم آگاهي درستي نداره، اما نهايتا معلوم ميشه كه كِين سردسته اصلي “Franchise” ـه، سازماني كه خودش توي فعاليت هاي تروريستي شركت داره و بطور پنهاني توسط سازماني دولتي بنام “Alpha Zerox” اداره ميشه. هدف اصلي كِين بدست آوردن DNA مامور 47، براي كمك به برنامه كلوني Franchise بود. صحبتهاي كين در مصاحبش با اون خبرنگار و مقاومتش در مقابل قانوني شدن كلون كردن انسان بخاطر حس انسان دوستي يا درنظر گرفتن مسائل امنيتي نبود، بلكه سعي داشت فقط سازمان Franchise همچين امتيازي رو توي اين فناوري داشته باشه! وقتي حقيقت براي 47 روشن ميشه كه كِين پشت توطئه ي تعويض كردن يكي از مخالفان قانون كلون كردن انسان با “تام استوارد”، رئيس جمهور ايالات متحده و يكي از طرفداران قانوني شدن شبيح سازي انسان، بوده، اون رو براي مبارزه با تشكيلات Franchise مصمم تر مي كنه. اونها ابتدا رئيس مجلس سنا رو توي يه تصادف اتومبيل ساختگي به قتل رسوندن، سپس از اعضاي نفوذي خودشون توي كنگره استفاده كردن تا “دنيل موريس”، كه از وفاداران به Alpha Zerox بود رو جايگزين اون بكنن. يه مدت بعد وقتي مشخص شد استوارد كه ميان يه انتخابات ديگه بود، قصد داره منشي داخلي خودش، “جيمي مكلين” رو جايگزين دنيل موريس بكنه، كِين دستور قتل مك لين رو داد اما اين عمليات توسط 47، كه اجير شده بود تا قاتلين رو بكشه، متوقف شد. نهايتآ كِين مامور برترش، مارك پارچتزي ( مارك سوم ) رو فرستاد كه كار استوارد رو توي كاخ سفيد يه سره كنه، بدين ترتيب هركس كه توي انتخابات برگزيده ميشد از مخالفان قانون كلون كردن انسان مي بود ( دنيل موريس و يا فرانك مورگان، كانديد حزب مخالف ). اما باز هم 47 همونطور كه به مامور اسميت قول داده بود، اين عمليات رو خنثي كرد و مارك پارچتزي و موريس رو به قتل رسوند. توي بازي دايانا در ظاهر به 47 خيانت مي كنه و بعد از تزريق سم به بدنش، جسد اون رو به كِين تحويل ميده. اون با برگزيدن دايانا بعنوان پرستار شخصيش ازش بخاطر خيانتي كه به 47 كرد، قدرداني مي كنه. كِين سريعا ترتيب يه مراسم براي دفن47 ، با حضور اون خبرنگار توي كليساي شخصي خودش رو ميده. اما بعدا مشخص ميشه كه دايانا براي كشتن 47 از زهري استفاده كرده كه با يه پادزهر ميشه اون رو دوباره به زندگي برگردوند، دقيقا همون كاري كه 47 با مامور اسميت براي فراري دادنش انجام داد. دايانا ضدزهر رو به لب هاش مي ماله و 47 رو قبل از دفن شدنش مي بوسه و اونجارو با دوتا اسلحه مخصوص كه روي سينه ي 47 گذاشته، ترك مي كنه. سرانجام 47 به زندگي بر مي گرده و تمام كساني كه دور و برش هستن، از جمله پدر روحاني، تمام ماموران Franchise، خبرنگار و خود كِين رو مي كشه و در نهايت باز هم هويت 47 مخفي مي مونه. مارك پورايا ( مارك دوم ) مارك دوم رئيس كلاغ ها كه گروهي از قاتلين تحت نظر Franchise بودن، هست. اون دومين كلون زال ( كلون هاي زال طول عمري كوتاه، حداكثر 18 ماه داشتن )، و برتر از نوع سابق خود “مارك اول” بود. پورايا و تيمش وظيفه به قتل رسوندن منشي داخلي رئيس جمهور، يعني “جيمي مك لين” رو داشتن كه توسط رئيس جمهور بعنوان رئيس مجلس سنا پيشنهاد شده بود.47 نيز براي براي كشتن پورايا و تيمش اجير شده بود تا جلوي اين عمليات رو بگيره و موفق هم شد. پورايا نتيجه تلاش سازمان Franchise جهت ساختن يك كلون براي بار دوم بود. با اينكه زال بود شباهت زيادي به انسان هاي عادي داشت، اما داراي قدرت و آگاهي بالاتري بود كه همين باعث شد مارك اول رو بكشه. اون از نشانه گيري دقيقي هم برخورداره كه بهش كمك مي كنه تا خيلي سريع هدف رو به قتل برسونه و قبل از اينكه نگهبانان طرف بتونن جاشو تشخيص بدن، فرار كنه. مارك دوم 6 فوت قد و 172 پوند وزن داشت؛ سِنش نامشخصه ولي به نظر ميرسه 6 تا 13 ماه باشه. بدليل اينكه زال ـه عينك قرمز ميزنه؛ يه لباس يك دست سفيد مي پوشه ولي توي بازي ما فقط با لباس سياه گروه كلاغها مي بينمش. مارك پارچتزي ( مارك سوم ) مارك سوم هم مثل نمونه قبليش يه كلون زال و نقطه مقابل 47 در Franchise هست. ما توي روزنامه هاي بازي چندين بار اخباري راجع به پارچتزي ( يا يكي ديگه از كلون هاش ) رو مي بينيم كه اونم دست به ترور هاي مختلفي ميزنه از جمله كشتن رئيس قبلي مجلس سِنا كه راه رو براي Franchise باز كرد تا دست نشانده خودش، “دنيل موريس” رو سر اين پست بذاره. پارچتزي توي ليست 10 نفر تحت تعقيب شديد FBI قرار داشت، در حالي كه كسي نمي دونست قتل هاي صورت گرفته توسط چند مامور با يه قيافه انجام ميشه. پارچتزي مسئول حذف كردن تعداد زيادي از افراد سازمان ICA هم بود. اون قابليت هايي مشابه مامور اسميت داشت، مي تونست توي پس زمينه يه ماجرا كارهاي مهم پنهاني ـي رو انجام بده و مثل 47 هم علاقه زيادي به تغيير قيافه داشت. ما اونو اولين بار در شروع بازي مي بينيم در حالي كه داره اخبار مربوط به 47 رو توي روزنامه دنبال مي كنه. پارچتزي يه شخصيت تاريك و انسان گريز و ترس شديدي از طول عمر كوتاهش داشت. پارچتزي نسبت به كلون هاي قبلي يعني مارك اول و دوم برتره و توي گروه بعنوان سردسته شناخته ميشه. اون بهترين كلون يـه كه Franchise تونست توليد كنه و نزديكترين نمونه به 47 ـه گرچه كه طول عمر كوتاهي داره و يه سال بعد از رسيدن به بلوغ مي ميره. اون بعد از 47 برترين قاتل در جهان هست.آخرين هدف پارچتزي رئيس جمهور امريكا بود، هرچند كه با كشته شدن مارك سوم توسط 47، رئيس جمهور جان سالم بدر برد. ایرادات: این مطلب هم عنوان درستی ندارد و عنوان در واقع در متن اصلی درج شده. به طرز مشهودی این متن از جایی کپی و پیست شده، که حتی نویسنده زحمت پاک کردن نام فایل های وسط متن را هم به خودش نداده است. با کپی و جستجو کردن مقدار اندکی از ابتدای این متن در گوگل متوجه می شوید که از سایت های دیگر آمده است. منبع ندارد و لحن آن عامیانه و غیر رسمی است. در این مواقع باز هم ما مطلب را نخواهیم خواند و منتشر نخواهد شد. ۳ عنوان: آنگاه که بخش مجازی پردیس گیم فیلتر میشود!!! متن اصلی: همون طور که از عنوان معلومه، ظاهرا بخش های member.pardisgame.net و blog.pardisgame.net پردیس گیم فیلتر شده اند…! متاسفانه پردیس گیم خیلی کاربر هایش را کنترل نمیکند و چند باری خودم دیدم که کاربر ها از عکس های بد(!) برای والپیپر صفحه شخصی و… استفاده میکنند…. البته شاید مشکل از تعداد کاربران باشد و مدیران پردیس گیم توان کنترل این همه کاربر را نداشته باشند….. ظاهرا در این سایت بزرگ بازی یک سیستم گزارش تخلف خوب هم وجود ندارد…. به هر حال این اتفاق را به همه گیمر ها از جمله کاربران پردیس گیم تسلیت می گویم!!!!!!! این واقعه حدود ساعت 10:45 رخ داده است.. ایرادات: این متن به زبان خبری رسمی گفته نشده و مقداری عامیانه است. منبع و مرجع ندارد و ادعاهایی را کرده که برای ما محرز نیست و از علامت تعجب هم زیاد استفاده کرده. در این مواقع ما معمولاً صبر می کنیم تا شاید مطلب بهتری با همین مضمون به دستمان برسد و اگر هم نرسید و موضوع خیلی مهم بود خودمان از نو مطلب را می نویسیم و فرستنده ی مطلب ممکن است فکر کند مطلبش دچار دزدی ادبی شده است. ۴ عنوان: <a href=”https://up8.iranblog.com/viewer.php?file=p35ahp9ula73l5okf6jk.jpg”><img src=”https://up8.iranblog.com/images/p35ahp9ula73l5okf6jk_thumb.jpg” border=”0″ alt=”p35ahp9ula73l5okf6jk.jpg” /></a>ایابرنده 3ds میشوید؟ متن اصلی: وبسایت TheHut.com مسابقه ای را طرح کرده که اگر به همه ی سوالات ان جواب درست بدهید یک عدد باندل 3ds ازبازیZelda برنده خواهید شد ولی این مسابقه به طوری سخته که شما قادر به جواب انها نیستید و خود سایت هم گفته که برنده شدن در این مسابقه امکان پذیر نیست پس زیادی خوشحال نشوید منبع:gameinfromer ایرادات: این مطلب به غیر از عنوانش که یک عکس با تگ HTML در آن درج شده یک ایراد دیگر هم دارد. آن هم این که برای منبع فقط نام سایت را ذکر کرده است. حالا ما چطور از آن سایت به آن بزرگی صحت این خبر را بررسی کنیم الله اعلم. در ضمن چیدمانش هم زیاد چنگی به دل نمی زند. اما اگر همین محتوی به درستی و طبق شرایط مطلب گذاری سایت فرستاده می شد حتماً جای انتشار داشت. برخی مطالب کلاً به دلیل نداشتن منبع حذف می شوند. و برخی به دلیل این که تصحیحشان از دوباره نوشتنشان بیشتر طول می کشد. ما که بدمان نمی آید به جای روزی ۵ یا ۱۰ مطلب، ۵۰ یا ۱۰۰ تا داشته باشیم. اما وجهه ی سایت را هم باید لحاظ کرد. اگر می خواهید به جمع نویسندگان ثابت و دایم دنیای بازی بپیوندید، کار خیلی خیلی راحت است، از قسمت «سایت» در منوی بالا شرایط صحیح مطلب گذاری را بخوانید و به آن عمل کنید. اگر هم سوالی داشتید دریغ نکنید. با تشکر نویسنده آرش حکیمی There are only 10 types of people in the world: those who understand binary, and those who don't. اخبار بازی 78 دیدگاه ثبت شده است دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخبرای ارسال دیدگاه باید وارد شوید من هیچوقت با مطلب فرستادن رو سایت مشکلی نداشتم و همیشه مطالبم درج شده چون توی یک تاپیک به طور کامل اون رو توضیح داده بودید.اگر دوستان بهش مراجعه کنن انشالله مطالب اونها هم درج خواهد شد! ۰۰ پاسخ ممنون ولی مطلب من واقعا خبر خوبی بود باشه موردی نیست همین جا می گم:دوستان کالکشن HDاز سری بازی های سایلنت هیل در روز 4بهمن خواهد آمد. ۰۰ پاسخ خب اینم جواب اون دوستانی که انقدر شاکی بودن که مطلبشون رو سایت گذاشته نمیشه. همین برنامه رو پیش بگیرید ایشالا که به نتیجه برسید :roll: ۰۰ پاسخ یک ادیتور روی این وردپرس نصب کنید که لازم نباشه کاربران برای درج مطلب با کد های HTML سر و کله بزنند. ۰۰ پاسخ سلام ،به نظر من یه فایل pdf از شرایط ارسال مطلب و همچنین چند حالت خطا تهیه کنید و در ستون کناری سایت قرار دهید تا بچه ها اینقدر سردرگم نشوند. ۰۰ پاسخ Dbn داره مثل يه تيم فوتبال محلي اداره ميشه،چون جو موجود در اون مثل يه جامعه از هم گسيخته شده و با اينكه تقريبا تعداد بازديد قابل ملاحضه اي داره ولي كلاس كاريه يه سايت استاندارد رو نداره.البته اين شامل همه كاربران و اعضا و دست اندركاران سايت نميشه و فقط مختص بعضي هاست كه اين جو رو درست كرده اند. اميدوارم به كسي برنخوره. نميگم عضو،نميگم طرفدار،نميگم فن،فقط يكي از “بازديدكنندگان” قديميه سايت هستم و از روزاي اولي كه اين سايت تاسيس شد(با اون عكس پس زمينه قشنگ از دسته يكي از كنسول هاي قديمي!)دارم اونو نگاه ميكنم و وقتي با سايت هاي ديگه (چه داخلي و چه خارجي)مقايسه اش ميكنم،دلم ميسوزه.چون ميدونم ميتونه خيلي خيلي بهتر از اين باشه. به اميد روزي كه وقتي هر شخصي با هر سن و سليقه اي وارد سايت ميشه،بتونه با رضايت كامل بعد از خوندن مطالب دكمه ضرب در تب مرورگرش و بزنه و بره. ۰۰ پاسخ به نظر شما بايد مسئولين چه كارهايي رو انجام بدن تا سايت بهتر بشه؟ يا اينطوري بگم به نظر شما كجاي سايت مشكل داره؟ ميشه بيشتر توضيح بدين ۰۰ به نظر من سایت خبر نگار کم داره و معمولا خبر ها از کاربرای سایت هستند ۰۰ پاسخ خوب بود خیلی استفاده کردیم ولی چی میشود همینا رو بدونه این کسی صداش در بیاد بزارین. به هر حال خوب بود. حقوق گیران جیب بابا ۰۰ پاسخ نمایش بیشتر
من هیچوقت با مطلب فرستادن رو سایت مشکلی نداشتم و همیشه مطالبم درج شده چون توی یک تاپیک به طور کامل اون رو توضیح داده بودید.اگر دوستان بهش مراجعه کنن انشالله مطالب اونها هم درج خواهد شد! ۰۰ پاسخ
ممنون ولی مطلب من واقعا خبر خوبی بود باشه موردی نیست همین جا می گم:دوستان کالکشن HDاز سری بازی های سایلنت هیل در روز 4بهمن خواهد آمد. ۰۰ پاسخ
خب اینم جواب اون دوستانی که انقدر شاکی بودن که مطلبشون رو سایت گذاشته نمیشه. همین برنامه رو پیش بگیرید ایشالا که به نتیجه برسید :roll: ۰۰ پاسخ
یک ادیتور روی این وردپرس نصب کنید که لازم نباشه کاربران برای درج مطلب با کد های HTML سر و کله بزنند. ۰۰ پاسخ
سلام ،به نظر من یه فایل pdf از شرایط ارسال مطلب و همچنین چند حالت خطا تهیه کنید و در ستون کناری سایت قرار دهید تا بچه ها اینقدر سردرگم نشوند. ۰۰ پاسخ
Dbn داره مثل يه تيم فوتبال محلي اداره ميشه،چون جو موجود در اون مثل يه جامعه از هم گسيخته شده و با اينكه تقريبا تعداد بازديد قابل ملاحضه اي داره ولي كلاس كاريه يه سايت استاندارد رو نداره.البته اين شامل همه كاربران و اعضا و دست اندركاران سايت نميشه و فقط مختص بعضي هاست كه اين جو رو درست كرده اند. اميدوارم به كسي برنخوره. نميگم عضو،نميگم طرفدار،نميگم فن،فقط يكي از “بازديدكنندگان” قديميه سايت هستم و از روزاي اولي كه اين سايت تاسيس شد(با اون عكس پس زمينه قشنگ از دسته يكي از كنسول هاي قديمي!)دارم اونو نگاه ميكنم و وقتي با سايت هاي ديگه (چه داخلي و چه خارجي)مقايسه اش ميكنم،دلم ميسوزه.چون ميدونم ميتونه خيلي خيلي بهتر از اين باشه. به اميد روزي كه وقتي هر شخصي با هر سن و سليقه اي وارد سايت ميشه،بتونه با رضايت كامل بعد از خوندن مطالب دكمه ضرب در تب مرورگرش و بزنه و بره. ۰۰ پاسخ
به نظر شما بايد مسئولين چه كارهايي رو انجام بدن تا سايت بهتر بشه؟ يا اينطوري بگم به نظر شما كجاي سايت مشكل داره؟ ميشه بيشتر توضيح بدين ۰۰
خوب بود خیلی استفاده کردیم ولی چی میشود همینا رو بدونه این کسی صداش در بیاد بزارین. به هر حال خوب بود. حقوق گیران جیب بابا ۰۰ پاسخ