سکوت: قشنگ‌ترین حرفی که می‌شد زد؛ تکاندن خاک Half Life

در
سکوت: قشنگ‌ترین حرفی که می‌شد زد؛ تکاندن خاک Half Life

بیگانگان تمام شهر را تصرف کرده اند,بوی تلخی ظلم می آید,درد حماقت را میشود از کوچه پس کوچه های شهر چشید,سکوت در مقابل ظلم حماقت است,همیشه به چشمان اعتماد کردن حماقت است,مردمی فریب خورده,درد این است.آب آشامیدنی شهر مغزها را شستشو میدهد,هیچ بیگانه ای بد نیست این شیوه مبارزه COMBINE هاست.مردم مطیع بیگانگان شده اند,زاد و ولد امری فراموش شده تعبیر شده است,میل جنسی فروکش کرده است,مردم استثمار میشوند,هر روز شعور آنها به تاراج میرود,در این بین پدر الکس از او و گوردون نوه میخواهد!در این بین گوردون چه گورای قصه ما است یا یک دکتر روشن فکر؟الکس عاشق اوست,شاید دلیلش سکوت معنادار دکتر باشد,هیچوقت هیچکس نپرسید,گوردون سکوت تو برای چیست؟دردی داری؟چیزی شده است؟شاید تنها الکس میدانست سکوت او برای چیست.شاید گوردون خسته از این همه حرف های دروغ پوچ است,ترجیح میدهد یا کاری بکند یا اگر نمیتواند حرفش را هم نزند.همیشه همه کس با حرف قانع نمیشود,گاهی سکوت لازم است,گاهی یک نگاه,ولی آیا هیچوقت گوردون از این همه حرف نزدن منفجر نشد؟درد را ببینی و دم نزنی,عاشق بشوی و دم نزنی,مرگ ببینی و دم نزنی,بکشند تو را دم نزنی,بخورن تو را دم نزنی,بزنند تو را دم نزنی,له کنند افکار تو را,فقط و فقط ببینی,بایستی,حرف نزنی,شاید او فقط و فقط امید داشت و چیزی که دکتر میدانست و به آن ایمان داشت یک چیز بود:
همیشه عمل کردن بهتر از حرف زدن است.

بوی عشق,بوی علم,بوی انقلاب کاغذی
بالاخره برای همه یک روز غیر عادی وجود دارد، اما این روز غیر عادی برای گوردون فریمن بسیار وخیم تر بود. در حالی که همه چیز برای انجام آزمایشات درست پیش می رفت و همه به گوردون اطمینان خاطر می دادند، شکافی بین زمین و xen رخ می دهد و گوردون خودش را در میان چرخش تمام اجسام می بینید. برای لحظه ای کوتاه خودش را در دنیای مرزی xen می بیند که موجودات بیگانه به او زل زده اندو در لحظه ای بعد خودش را در اتاق آزمایش می بیند که تخریب شده است. او از اتاق آزمایش خارج شده و black mesa را در یک آشوب بی حد و حصر می بیند. موجودات بیگانه به black mesa سرازیر شده اند و شرایط بیش از پیش وخیم تر کرده اند. بعد از مدتی گوردون شایعه هایی را از نجات یافته گان می شنود که ارتش برای نجات یافته گان وارد black mesa شده اند. او راهش را برای رسیدن به سطح زمین ادامه می دهد و متوجه می شود که به راستی ارتش وارد black mesa شده است اما نه برای نجات آنها بلکه برای پاک سازی هر گونه شواهدی که به جا مانده است. در حقیقت نام این ارتش نیروهایی HECUبود. در همین حال گوردون متوجه می شود که دانشمندان موفق شده اند شکافی که بین زمین و xen به وجود آمده بود را موقتا ببندند. دوباره سفری دیگری به یکی از بخش های دیگر black mesa یعنی لامیدا. گوردون متوجه می شود که لامیدا مکانی است برای رفت و آمد دانشمندان برای رفت و آمد به xen . بنابراین گوردون سعی می کند از پورتال به xen برود تا عامل اصلی ماجرا را نابود کند و جلوی پیشروی موجودات بیگانه را بگیرد. بعد از نابودی موجودی به نامnihilanth و متوقف کردن پورتال میان زمین و xen ، جی من به او ملحق شده و به خاطر زحماتی که کشیده از او تشکر می کند اما پورتالی را روبروی باز کرده که رفتن در داخل آن به معنای اجبار از دستورات جی من است. گوردون بالاجبار قبول می کند و به خوابی مصنوعی می رود…20 سال گذشته است و گوردون از تمام اتفاقاتی که در پیرامونش در جریان بوده است هیچ اطلاعاتی ندارد. جی من او را از خواب مصنوعی بیدار می کند. او در یک قطار است و راهی شهر 17است. شهری که مردمانش برده ای بیش نیستند. گوردون توسط یکی از ماموران civil protection که در حقیقت یکی از دوستان او به نام بارنی کالهون است، فرار می کند. بارنی او را پیش دکتر کلینر می برد و تا به او به کمک کند. پس از صحبت های کلینر با گوردون تصمیم بر این گرفته می شود که گوردون به east black mesa فرستاده شود. البته نه با پای پیاده بلکه توسط پورتال هایی که توسط دکتر کلینر ساخته شده است اما حیوان دست آموز بیگانه او کار را خراب می کند و گوردون همان گزینه اول را در پیش می گیرد. او سر انجام به east black mesa می رسد و با صحبت با الی ونس متوجه می شود که بعضی از مردم گروه مقاومت تشکیل داده اند. بعد از مدتی که از سفرش می گذرد او متوجه می شود که کمباین ها به east black mesa حمله کرده اند و پدر الکس را دستگیر و به زندان nova prospekt منتقل شده است. گوردون با کمک الکس به این زندان می روند. ابتدا پدر الکس و سپس دکتر ماسمن خیانتکار را پیدا می کند که مشغول ساخت پورتالی برای کامباین ها بود. ولی دکتر ماسمن از دست آنها فرار می کند. گوردون تصمیم می گیرد به ساختمانover watch nexus محل نظامی کامباین ها که تغذیه نیرو ها برای سرکوب انقلابیون شهر 17 برود و این ساختمان را نابود کند. اما متوجه می شود دکتر برین الی و الکس را گروگان گرفته است. اما قبل از رسیدن با دکتر برین در یکی از اتاق کنترل تمام سلاح هایش گرفته می شود. گوردون توسط سربازان کامباین ها با اتاق برین برده می شود. او متوجه حضور دکتر ماسمن نیز می شود. زمانی که برین در حال سخنانی پایانی خود برای قهرمانان داستان است و قصد دارد آنها را به دنیای کامباین ها بفرستد، دکتر ماسمن عذاب وجدان می گیرد و آنها را آزاد می کند و برین پا به فرار می گذارد. زمانی که برین قصد دارد خودش را به دنیای کامباین ها تلپورت کند گوردون جلوی نیروی تغزیه را می گیرد. انفجار … ایست زمان… و دوباره جی من و یک خواب مصنوعی…حال combine ها (بیگانگان متجاوزگر) دست به ساخت ابر پورتالی(حفره) زده اند که انرژی بسیار زیادی را شامل میشود.جی من باز هم از گوردون میخواهد که مراقب الکس باشد!پس از نابودی سیتادل(مرکز فرماندهی کامباین ها) توسط گوردون حال باید او و الکس دست به راهی برای فرار مردم از شهر بزنند,پس از اتفاقات پیش آمده گوردون و الکس آن پورتال را نیز نابود میکنند ولی یکی از کامباین ها با حمله به الی(دانشمند و البته پدر الکس)حافظه او را پاک کرده و از بین میبرد,حال الکس بر سر جنازه پدر زجه میزند و اشک میریزد و با فریاد کرکننده ای میگوید:پدر,پدر…

دکترها و غیر دکترها

گوردون فریمن

قهرمانی فیزیکدان و بدون حرف، که در هر شرایطی برای نجات بشریت تلاشش را می کند.
الکس

او دختر الی ونس است. شخصیت شوخ طبعی دارد و در هک کردن استاد است. دوستی قابل اعتماد و وفادار.
جی-من

شخصیتی مرموز و تاریک. عامل اکثر اتفاقات ناگوار. او همیشه دورادور مراقب گوردون فریمن است.
دکتر والتر برین

رییس شرکت black mesa تا قبل از حادثه black mesaو رهبر انسان ها (البته از طرف کامباین ها).
سگ

یک سگ بسیار وفادار ولی از نوع فلزی اش! این سگ رباط توسط الی ونس ساخته شده تا از دخترش الکس مراقبت کند. او سگ بسیار قوی و باهوشی است و در مواقع خطرناک به گوردون و الکس کمک فراوانی کرده است. این دو به او خیلی مدیون هستند!

شنیدنیها
گوردون خوب برای کسی که استخدامش کرده کار میکنه,البته برای قیمت بالاتری هم کار میکنه.(breen)
بیدار شوگوردون,بیدار شو و مثل یک ستاره بدرخش!
بمن بگو دکتر فریمن اگر میتونی,تو خیلی چیزها رو نابود کردی,تو دقیقا چی رو خلق کردی؟میتونی یکی رو حداقل نام ببری؟فکر نکنم که بتونی!
شما رو انتخاب کردن یا انتخاب شدین؟(breen)
Eli:میدونم شما دو تا اگر با هم باشین از پس خیلی چیزا میتونین بربیاین.alyx :آره,ما واقعا تیم خوبی هستیم. Eli:آره,خوبه,الان ما باید هر کدوممون نقش خودمون رو داشته باشیم و خوب انجامش بدیم. Alyx:(خجالت میکشد)پدر!eli:میتونی از یه پیرمرد که نوه میخواد ازت خجالت بکشی!

نوشیدن یک فنجان علم
انسان تا کجا میتواند پیش برود؟ انسانها چقدر ناسپاس هستند,انسانها گاهی پا را در کفش خدا میکنند,همه چیز از کشف دستگاه انتقال شروع میشود,حفره ای در میان آسمان و زمین,یک پرتال از میان ابرها ولی نه به لطافت آن.همیشه پای ارتش در میان است,مردمی که حق این را ندارند بدانند که چه بر سر سرزمینشان یا حتی خودشان و فرزندانشان میاید,نیروها به سرعت پخش میشوند تا هم افراد بلک میسا را نابود کنند و هم بیگانگان را تار و مار کنند.گوردون در خواب عمیق خلا فرو رفته است,او چه میبیند در آن دوران؟سوار بر قطاری که بوی توطئه میدهد,او ناخواسته منتقل شده است به شهری که بوی نم دیوارهایش تماما برخواسته از ظلم,استثمار,سرکوب است.حال گوردون باید مدرک آکادمیک را در کوزه گذاشته و آن نیروی جسارت را در خود بجوشاند,همه جا حصار کشیده شده است,سیم خاردار بر دور افکار مردم,این آن چیز بدی است که حتی از میخ کوبیده شده بر دستان مسیح نیز دردآلود تر است.دشت ها,درختان,در و دیوار و حتی پرندگان جلوه ای از لطافت ندارند,حتی آنها نیز بوی خیانت میدهند!مردم را از حق واقعی خویش محروم نموده اند,داشتن میوه های زندگی,هرکسی حق دارد حسی نسبت به دیگران داشته باشند,ان را نیز از مردم بازستانده اند,مردم گذشته ای را به یاد نمی آورند,گوردون برای احقاق حق از کجا شروع کند؟از موسسات علمی و کشتار دانشمندان؟از فاضلابهای بدخیم شهری؟از زندان که بوی جرم سیاسی میدهد؟از دشت ها؟از شهرها با دیوارهایی از جنس خیانت؟از کوهها با صلابتی از جنس ظلم و سرکوب؟همیشه پای یک زن در میان است,اما این بار خوب,زیبا,یار و همراه و وفادار,مگر یک مرد به دنبال چیست؟الکس سکوت گوردون را دوست دارد,شجاعتش را,ایثارش را,علمش را,هر چه هست الکس او را دوست دارد,الی پدر الکس این ماجرا را میداند,در تصورات ذهن خود پدربزرگ شدن را میبیند,اما گوردون به فکر چیست؟آیا یک دانشمند در حین انجام ماموریت های علمی خویش به چیز دیگری میتواند فکر کند؟جی من گوردون را دارد و گوردون الکس را,ولی اینگار هیچیک همدیگر را ندارند.بوی چمنها در دشت بلند میشود,گردون با اسلحه خویش آنجاست,استشمام میکند,اینبار میخواهد حرفی به میان بیارد,نمیگوید,چه میخواست بگوید,میخواست بگوید بوی تعفن میدهد,وقتی مردم در بند هستند,وقتی حماقت از سر و روی شهر میریزد,وقتی بیگانگان آزادی ما را گرفته اند,دیگر بوی گل و چمن مرا خوشحال نمیکند,از زیبایی باران فقط بوی اسید داخل آن را میشود استشمام کرد,آیا گوردون تا بحال خندیده است؟شاید تنها الکس لبخند بی صدای او را دیده است,آیا گریسته است؟شاید تنها کسی که گریه او را دیده باشد خدا باشد!گوردون به یک چیز بسیار ایمان دارد و آن این است,که این نیز بگذرد,و گذشت,همه چیز خوب است,یک روز خوب آمده است,ولی الکس دیگر بجز گوردون کسی را ندارد,او پدر الی را از دست داده است,دیگر آه و ناله اثری ندارد تنها یادی از او باقی خواهد ماند…

زندگی به سبک یک دکتر
بارها با خود فکر میکنم آیا من به بهشت میروم؟چه کنم که بروم,خنده ام میگیرد,بعد به پک بازی نیمه جان نگاهم میافتد,همینطور زل میزنم,خاطراتش برایم مرور میشود,آن ساعتهایی که پشت میز کامپیوتر خود مینشستم,درب اتاقم را میبستم,فارغ از دنیای درس و بحث بودم,کتابها و جزوات را داخل کمد میگذاشتم و در آن را قفل میکردم,فقط میخواستم تمرکزم روی بازی باشد,سفر به دنیای ماورا,سفر به دنیای علم,تجربه زندگی پرمخاطره یک دانشمند,اینقدر جلو میرفتم,دیدم تار میگشت,اینقدر بازی میکردم که چشمانم یارای بازماندن نداشت,اینقدر زمان برایم سریع میگذشت که گویی کلاس روز فردا تشکیل شده است و من هنوز نه خوابیدم,نه صبحانه خوردم و نه حتی درس خواندم!پدرم اندک صداهایی از اتاق من میشنید گاه گداری صدایم میکرد و من بلافاصله برق را خاموش کرده و مانیتور را خاموش,و به سرعت به سوی تخت خود میرفتم,شده بود یک لج بازی کودکانه حال که وقت همسر گزیدنم بود!باز اندک فرصتی بعد سراغ گوردون میرفتم,خیلی خوب بود,با اینکه نه خواب درست داشتم نه خوراک وزنی کم نکرده بودم,میدانید چرا؟چون واقعا با بازی کردن نیمه جان شاد بودم,راحت بودم,هیچ دغدغه ای در ذهن من نبود حتی فکر به اینکه ممکن است روزی قیمتها چندین برابر گردد,در آخر بسوی مدرسه حرکت کردم,استعداد خوبی در دروغ گفتن نداشتم,پای تخته رفتم,منفی گرفتم,تحقیر شدم,شاگرد ممتاز بودنم زیر سوال رفت,ولی چیزی که باعث میشد اصلا ناراحت نباشم یک چیز بود,فکر به اینکه مجددا پای صندلی پلتفرم خود بنشینم و دوباره با دکتر همسفر شوم.بله این خاطرات جالب به ذهنم خطور کرد و باز سوال به بهشت رفتنم در ذهنم پدیدار گشت,جوابی برایش یافتم,آن این بود:
اگر رفتم که خوب عالیه,ولی اگر تحت هر شرایطی قسمت نبود بروم خدا کند حداقل فرصتی باشد تا قسمت سوم بازی نیمه جان را تجربه کنم.


68 دیدگاه ثبت شده است

دیدگاهتان را بنویسید

  1. نقد زیبای بود
    نمیدونم چرا عاشق نیمه جان1 شدم اما با 2 کنار نمیام :-/ :-/ :-/
    امیدوارم 3 را همانند 1 زیبا بسازند B-)

    ۰۰
  2. آدم احساس غرور میکنه محضر همجین شاهکار هایی رو درک کرده و به اینجا رسیده
    بیشتر از این در بارش بگم دپرس میشم :(( :(( :((

    ۰۰
  3. همیشه در دنیا افسانه های زیبایی هست که تکرار نشدنیه.
    در دنیای گیم مخصوصا دنیای pc باز ها،نیمه جان افسانه ایست که دیگر تکرار نخواهد شد.

    ۰۰
  4. اول سلام,دوم ممنون از تمام کسانی که مقاله رو خوندن و کسانی که قرار هست بعدا بیان و بخونن,سوم اینکه من هنوز که هنوزه بازی به پختگی نیمه جان ندیدم در ژانر شوتر اول شخص,مطمئنا کسانی در آن جو همان سالهای انتشارش تجربش کردن کاملا با گفته بنده موافق هستن,گرافیکی رو عرضه کرد که انگشتها به دهان مونده بود,جلوه آبی بی نظیر,نورپردازی خوب و…داستان که اصلا صحبتش رو نکن به قدری مهیج,پیچیده و زیبا طراحی و روایت شده بود که واقعا هنوز که هنوزه من در موردش گیجم,صداگذاری و موسیقی زیبا گیم پلی بسیار جذاب معماهای جالب,استفاده از ابزار و وسایل محیطی,تمامی نامها و علامات استفاده شده در بازی نام نیمه جان خود علامت لاندا و…تماما مربط با داستان علمی بازی هست,من یه خواهشی دارم نیایم بیخودی با درک نکردن یک عنوان که نزد خیلیها بسیار بزرگ و ارزشمنده اونو بخوایم کوچیک کنیم مقصر هم نیستیم یا بازی رو درست درکش نکردیم یا الان داریم تجربش میکنیم که مثال تجربه زمان انتشارش خوب قطعا نیست.اینکه داستان ساختن سگ همراه آلکس توسط او چه بوده,اینکه فریمن رقیبی برای گرفتن پستش تو بلک میسا داشته,اینکه بیان خفقان رو مطرح کرده,اینکه جی من عاشق الکس شده بوده و الکس عاشق فریمن,اینکه برین اول اینوری بوده بعد اونوری شده با گرفتن قدرت و…به قدری بازی وسیعه که فقط خود سازنده ها میتونن بیان و نظر بدن مثل فیلم طناب هیچکاک که شاید هیچ کسی مثل خودش نتونه خوب توصیفش کنه.اما مطلب چهارم اینکه به زودی با یک تیم جدید سراغ ایده ای جدید میریم ولی انتظارمون چیز دیگریست.

    ۰۰
  5. اوه سورپرايزم كردين! راستش چند وقتيه هوس كردم يه نقد بر كل اين سري بنويسم. با اين مقاله شما بيش تر تحريك شدم! مرسي فرشيد و بقيه انجمن PC
    در مورد Half Life هر چي بگم كم گفتم! يه FPS ديوانه وار فوق العاده! ديگه نمي خوام اين جمله كليشه اي “هر كي بازيش نكرده نصف عمرش بر فناست!” رو بنويسم. چون كسي كه HL رو بازي نكرده اصلا گيمر نيست!
    ويژگي اصلي اين بازي اينه كه در همه زمينه ها در اوجه. گيم پلي، داستان، گرافيك و … همه شون فوق العاده و حداقل 5 سال از زمان خودشون جلوتر بودن. والبته نكته قوت اصلي اين بازي (اگه فيزيك بازي و اون ديلم معروف رو كنار بذاريم!) داستان پيچيده، فلسفي، علمي و اعتراضي كار هستش. پيچيده است و پر از رمز و راز. توي هر نما ده ها نكته ريز هست كه تو شماره هاي بعدي معني شون رو مي فهمي! فلسفيه نه مثل بعضي از بازي هاي الان كه اداي فلسفي بودن و در ميارن! بلكه فلسفه در پوست و خونشه. علمي هم كه بعيد مي دونم هيچ بازي تا اين حد بر اساس نظريات علمي ساخته شده باشه. هم هاف لايف هم پرتال مملو هستند از نظريات علمي. اصلا شروع HL1 با تلاش براي باز كردن بعد چهارم شروع مي شه! برخي دانشمندان معتقدند به موازات جهان ما يه جهان ديگه هم در جريانه كه براي ورود به اون بايد از بعد چهارم گذشت. و بلك مسا هم سازمانيه كه داره در اين باره تحقيق مي كنه. اعتراض هم كه اصلا بعد از هاف لايف داستان هاي اعتراضي معناي جديدي پيدا كردن. combine ها يه انسان (متاسفانه الان اسمش يادم نيست) به صورت عروسك خيمه شب بازي مسئول كنترل زمين كردن. كسي كه خودش تو بلك مسا بوده. اما فريمن و گروه هاي زيرزميني از تن به اين ذلت نمي دن و به دنبال راهي براي سرنگونيش هستن. تم اعتراضي بازي حال و هواي رمان هاي معروفي مثل 1984 و فارنهايت 451 رو داره. قرن بيستميه. رنگ بندي تيره محيط و خشونت بي حدش فضاي به شدت نااميد كننده اي رو به وجود مياره. دنيايي كه تنها اميدش گوردون فريمنه. فريمني كه بدون كلام سرشار از اعتراضه!
    تازه اينايي كه نوشتم فقط درباره تم كلي داستان بود! شخصيت پردازي، فيزيك فوق العاده بازي، گرافيك حيرت انگيز. HL يه بازي به معناي واقعي كلمه بي نقصه. بي صبرانه منتظر حتي يه خبر كوچولو از HL3 هستم. سبك FPS بدجوري به يه هاف لايف جديد نياز داره! چون بعضي بازي هاي پرادعا عرصه رو خالي ديدن و فكر مي كنن بهترين شوتر دهه هستن!
    ————————————————————————————–
    CoD Team

    ۰۰
    1. :-| یه من نوشتم یه فرشید بقیه دیگه کیه؟! البته این دفعه بیشترشو فرشید نوشت
      البته خیلی ممنون که نظرتون رو تحمیل می کنید

      ۰۰
    2. بعضی بازی های پرادعا عرصه رو خالی دیدن و فکر می کنن بهترین شوتر دهه هستن!
      بله سید !!! :D موافقم
      الان دنیای گیم هم یک هاف لایف جدید نیاز داره و هم یک Doom جدید
      تا دوباره کلاس درسی بگذارند این دوتا بازی برای سایر اول شخص ها .

      ۰۰
    3. امیدوارم روزبه هم اینو خونده باشه! :D
      ———————————————————–
      CoD Team

      ۰۰
    4. نخوانده !!! :D اگر خوانده بود مطمئنا الان جواب داده بود .
      یعنی منتظرم ببینم چی میگه !!! :/
      توی فیس که کل برترین های اول شخص دنیای گیم را انداخت سطل آشغال
      بعد هیلو را نوک هرم گذاشت . گفت برترین اول شخص دنیای گیم است !!! :/
      یادت هستش که !!! :/
      همین هاف لایف را گفت هیچی نیست در مقابل هیلو !!! :/

      ۰۰
  6. من خیلی دیر این شاهکارو بازی کردم ! و متسفانه نتونستم بنا به دلایلی تمامش کنم !

    :X :X :X :X :X

    فرشیدجان و بقیه دوستان هم انجمنی ممنون بابت زحماتی که کشیدید این چنو قته :*

    زود برگردید که منتظریم =D =D =D =D =D

    ۰۰
  7. ممنون از گروه pc . مثل همیشه عالی بود !
    سراغ چه بازی ای رفتید :X
    تک تک جملات را با لذت تمام خواندم …
    امیدوارم عمرم قد بده نسخه بعدی را بازی کنم !
    —————————
    SONY make.believe

    ۰۰
  8. هاف لایف بهترین بازی تاریخ و بهترین شوتر تاریخه.این از این
    هر کس غیر از این فکر دیگه ای بکنه مطمینا در زمینه گیم یه تختش کمه
    فقط هاف لایف 3 میتونه جای 2 رو بگیره و مقایسه با بازیهای دیگری مثل دیس هانرد اشتباهه.چون تقریبا از اساس با هم فرق دارن
    البته اینا همش نظرات شخصیه
    از نویسنده مقاله هم تشکر ویژه دارم

    ۰۰
  9. من همیشه نظرم این بوده اینها برا راحت کردن کار خودشون رو فریمن صدا نگذشتن و کاملا شانسی‌ با فضای بازی جور دراومده

    ۰۰

در شبکه‌های اجتماعی،
به خانواده دنیای بازی بپیوندید!

برای اطلاع از جدیدترین اخبار، نقد و بررسی‌ها و ویدیوهای اختصاصی، ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید. همراه شما هستیم.

Dbazi Social Media

مقالات بازی

تاریخچه استودیو Giant Squid تاریخچه استودیو Giant Squid (+ویدیو)
توسط علی علی‌پور
0
داستان بازی Clair Obscur Expedition 33 داستان بازی Clair Obscur Expedition 33
توسط علی علی‌پور
0
داستان سری جنگ جهانی بازی Call of Duty داستان سری جنگ جهانی بازی Call of Duty
توسط حسین کریمی
0
تاریخچه شرکت راک استار گیمز تاریخچه شرکت راک استار گیمز
توسط سام حقیقی
0
سری بازی زلدا را چگونه بازی کنیم؟ سری بازی زلدا را چگونه بازی کنیم؟
توسط حسین کریمی
0
تاریخچه استودیو Team Cherry تاریخچه استودیو Team Cherry
توسط علی علی‌پور
0
تاریخچه استودیو Sandfall Interactive تاریخچه استودیو Sandfall Interactive
توسط میلاد طاهرنژاد
0
Mafia داستان سری بازی Mafia
توسط حسین کریمی
0
داستان سری بازی Halo داستان سری بازی Halo
توسط حسین کریمی
0
تاریخچه استودیو سی دی پراجکت رد تاریخچه استودیو سی دی پراجکت رد
توسط علی علی‌پور
0
بیوگرافی وینس زامپلا
توسط سام حقیقی
0
بیوگرافی تام کلنسی بیوگرافی تام کلنسی
توسط حامد محمدپور
0
بیوگرافی فومیتو اوئدا بیوگرافی فومیتو اوئدا
توسط مهدی یوسفی
0
بیوگرافی سم لیک بیوگرافی سم لیک
توسط مهدی یوسفی
0
بیوگرافی جوزف فارس بیوگرافی جوزف فارس
توسط محمدصدرا باقری
0
بیوگرافی هیدئو‌ کوجیما بیوگرافی هیدئو‌ کوجیما
توسط محسن کشاورز
0
بیوگرافی جف کیلی بیوگرافی جف کیلی
توسط محمدصدرا باقری
0
زندگی‌نامه نیتن دریک پهلوانان نمی‌میرند | زندگی‌نامه نیتن دریک
توسط فرشید عبدالله پور
8
بیوگرافی ساتورو ایواتا (Satoru Iwata)؛ من یک گیمر هستم
توسط صادق شجاعی‌فرد
11
Neil Druckmann, The Last of Us, Uncharted بیوگرافی نیل دراکمن – جاه طلبی در پی کمال در هنر
توسط افراسیاب
1

چند رسانه ای

معرفی بازی Metro 2039 در جریان مراسم شوکیس ایکس‌باکس معرفی بازی Metro 2039 در جریان مراسم شوکیس ایکس‌باکس؛ تاریک‌ترین روایت مجموعه در سال ۲۰۲۷ از راه می‌رسد
توسط محمدصدرا باقری
0
بازگشت مستر چیف با بازی Halo: Campaign Evolved بازگشت مستر چیف با بازی Halo: Campaign Evolved؛ نمایش تریلر جدید از بازی
توسط محمدصدرا باقری
0
نمایش تریلر جدید بازی Fable در مراسم ایکس‌باکس نمایش تریلر جدید بازی Fable در مراسم ایکس‌باکس؛ عرضه همزمان برای کنوسل‌های PC، پلی‌استیشن ۵ و ایکس‌باکس
توسط محمدصدرا باقری
0
نمایش اولین گیم‌پلی بازی Gears of War: E-Day نمایش اولین گیم‌پلی بازی Gears of War: E-Day در مراسم شوکیس ایکس‌باکس؛ انتشار بازی در ماه اکتبر 2026
توسط محمدصدرا باقری
0
رونمایی رسمی از بازی Rayman Legends: Retold رونمایی رسمی از بازی Rayman Legends: Retold در مراسم State of Play سونی
توسط پارسا بیرانوند
0
تاریخ انتشار بازی Onimusha: Way of the Sword تاریخ انتشار بازی Onimusha: Way of the Sword اعلام شد
توسط پارسا بیرانوند
0
رونمایی از تاریخ انتشار بازی Control Resonant رونمایی از تاریخ انتشار بازی Control Resonant در رویداد State of Play
توسط پارسا بیرانوند
0
نمایش تازه بازی Marvel’s Wolverine نمایش تازه بازی Marvel’s Wolverine، گیم‌پلی خشن و خونین بازی را به نمایش گذاشت
توسط پارسا بیرانوند
0
غافلگیری طرفداران با اعلام تاریخ انتشار Silent Hill: Townfall توسط شرکت کونامی غافلگیری طرفداران با اعلام تاریخ انتشار بازی Silent Hill: Townfall توسط شرکت کونامی [تماشا کنید]
توسط ایلیا حسامی
0
رونمایی رسمی از بازی Call of Duty: Modern Warfare 4 رونمایی رسمی از بازی Call of Duty: Modern Warfare 4 همراه با تاریخ عرضه
توسط پارسا بیرانوند
0