خانه » مقالات بازی لبهی آینه، لبهی فردا | پیش نمایش Mirror’s Edge Catalyst × توسط تارخ ترهنده در 3696 روز قبل 12 در به دنیا آمدنمان اختیاری نداریم. در اینکه در کدام خانواده، در کدام شهر، در کدام کشور و در چه شرایطی بزرگ میشویم نیز اختیاری نداشته و نمیتوانیم انتخابی داشته باشیم. تقدیر ما این بوده و نمی توانیم آنرا در این سطح تغییر دهیم؛ اما از زمانی که بالغ می شویم، قدرت تجزیه و تحلیلمان بالا میرود، میتوانیم تصمیمات مهمی بگیریم و تغییراتی که در حد و توانمان است را اعمال کنیم. با تلاش و کار و ارتباطات بیشتر، قدرت تصمیم گیری ما فقط شامل حال خودمان نمیشود و تصمیماتی که میگیریم شاید تقدیر و سرنوشت بسیاری را دچار تحول یا حتی تغییر کوچکی بکند. حتی اینکه تقدیر شما چگونه رقم خورده نیز به زنجیرهای از تصمیمات و اتفاقات بسیاری برمیگردد. حال باید تصمیمات و اعمال خود را قضاوت کنید. آنها را روبروی آینهای قرار دهید، اصلا خودتان روبروی آینهای بایستید؛ چه میبینید؟ از چیزی که میبینید خوشتان میآید؟ آیا انعکاس تصمیمات شما خوشایند بوده و اکنون نتایج خوب آنها را میتوان دید؟ هیچکس، هیچ انسانی از فردایی بهتر، آیندهای روشن و شهرهای آرمانی بدش نمیآید؛ حال اینکه چطور به شهر آرمانها میرسیم و پایههای آنرا بنا میکنیم، به خودمان بستگی دارد. اگر فردی یا افرادی کاملا به کاری که میکنند و به باورها و ایدئولوژیهای خود ایمان داشته باشند، شهر آرمانی بر اساس آنها بنا میشود. این پایه و اساس آیندهی درخشان بشر، بسته به زنجیرهای از تصمیمات و انتخابهاست. اگر به آینه نگاه میکنید، به لبهی آن نیز نگاه کنید. اگر به فردا فکر میکنید، راهی را دنبال کنید که به لبهی آن نرسید. سال 2009 عنوان جدید و خلاقانهی EA و DICE منتشر شد. Mirror’s Edge یا لبهی آینه، در سبک خود واقعا تک و ناب بود و دید جدیدی نسبت به سبک پلتفرمر و اکشن/ ماجرایی ایجاد کرد. در E3 سال 2013 بود که بازی جدیدی با نام و عنوان این سری در کنفرانس EA معرفی شد. Mirror’s Edge Catalyst یا لبه ی فردا کاتالیست (سازمان دهنده) به وقایع قبل از بازی اصلی برمیگردد و برای تعریف هر چه بهتر داستان و گیم پلی و ایدههایش قرارست کمی دیگر مهمان کنسولها و PCهایمان باشد. سازنده: EA DICE ناشر: EA سبک: اکشن/ ماجرایی، پلتفرم پلتفرم: PC-PS4-Xbox One تاریخ انتشار: هفتم ژوئن/ هجدهم خرداد زیبا، درخشان، فریبنده! آیندهای درخشان؛ ولی نه چندان روشن یک شهر پر زرق و برق و کاملا درخشان؛ همه چیز میدرخشد و عالی و فوق العاده به نظر میرسد؛ اما آیا واقعا اینطور است؟! شفافیت و درخشندگی هر چیزی روشنایی آنرا ضمانت نمیکند. نسخهی اول و اصلی بازی در شهری پیشرفته و دارای نظامی سلطه گر و تمامیت خواه یا به اصطلاح Totalitarianism دنبال میشد. نظامهای تمامیت خواه، بر تمامی مردم و کارهایشان نظارت میکنند و در این نوع نظامها حریم خصوصی تقریبا معنایی ندارد؛ موضوعی که افراد بسیاری برای نسلهای آیندهی بشر پیش بینی میکنند که با پیشرفت فوق العادهی تکنولوژی اتفاق میافتد. این نظامها دارای ارتش پیشرفته و مخفی هستند و تمامی وسایل، سلاحها و ماشینهای مورد استفادهی آنها نیز انحصاری و اختصاصی ساخته شده است. در نسخهی اول بازی، شهری که داستان و اتفاقاتش در آن دنبال میشد، نام خاصی نداشت؛ ولی در نسخهی جدید این شهر Glass City یا شهر شیشهای نام دارد. شخصیت اصلی بازی Faith نام دارد و او دختری 24 ساله است که برای شورشیها و گروه های ضد نظام سلطه گر پیام جابجا میکند. گروه پارکور و پیام رسانها، اعضای متعددی دارد که یکی از آن اعضا Faith است. پدر و مادر Faith نیز علیه نظام سلطه گر فعالیتهایی داشتند و در یکی از جنبشهای اعتراضی مادر Faith کشته میشود و Faith از 16 سالگی خانه را ترک میکند و در خیابانها زندگی میکند. از همان زمان شخصیت داستان ما با دوندههای شهر و پیام رسانها آشنا میشود و توسط Mercury دوندهی سابق شورشیها آموزش میبیند. داستان نسخهی اصلی حول نجات خواهر Faith از اتهام به قتل و موضوعات و اتفاقات این راه دنبال میشود. سازندگان سری، نسخهی جدید را یک بازسازی کلی از دنیای لبهی آینه و شخصیتهای آن میدانند و با این نسخه میخواهند از پتانسیل فوق العادهی این دنیا و این سری استفاده کنند. نسخهی اول بازی با نوآوریهای خود و تازگیاش توانست نظر منتقدان را جلب کند و نمرات خوبی دریافت کند؛ در حالی که در بیان داستان مشکلات بسیار زیادی داشت و با توجه به غنی بودن پیش زمینهی داستانی و شخصیتها، اصلا به خوبی به آنها پرداخته نشد و داستان طی صحنههای کامیک مانندی میان مرحلهها پیش میرفت که مخالفان و موافقان خود را داشت. به علاوهی مشکل و فقدان بیان درست داستان و معرفی شخصیتها، مدت زمان بازی بود که بسیار کوتاه بود و سریع به پایان میرسید؛ اما اکثریت منتقدان از بازی استقبال کردند و معتقد بودند که این بازی از ipهای جدید و با پتانسیل بالایی است که باید جای خود را پیدا کند و در نسخههای بعدی به تکامل برسد. Assassin’s Creed نیز در نسخهی اول خود مشکلاتی داشت ولی به دلیل تازگی و نوآوریهای زیاد، نظر منتقدین را جذب کرد و در نسخهی دوم به تکامل رسید و جای خود را پیدا کرد. حال یک نسخه از AC را در دید اول شخص، در زمان آینده و تم و فضایی خاص تصور کنید، 100% این بازی پتانسیل بالایی دارد. شخصیت سمت راست تصویر Icarus است، همکار و رقیب Faith در بازی جدید از پروژهی Icarus تا ریشههای آن در نسخهی اول بازی، پروژهی Icarus پروژهای بود که نظام و قدرتهای آن برای تربیت دوندههایی که بتوانند با دوندههای شورشی مقابله کنند تلاش میکرد. در تریلر و نمایش 18 دقیقهای از اول نسخهی جدید، با شخصیتی به نام Icarus آشنا میشوید. از آنجاکه گفته میشود داستان بازی به قبل از نسخهی اصلی نیز برمیگردد، آیا میتوان گفت که پروژهی ایکاروس به این شخصیت ارتباط دارد؟ اگر این فرضیه درست باشد، داستان پیچیدهتر و هیجان انگیزتری را تجربه خواهیم کرد. در آغاز این تریلر، چند جملهای مشاهده میکنید که میگویند دوندههای پشت بامها برای دو دهه است که فعالیت میکنند و تا زمانی که مقامات و گاردهای آنها را به چالش در نیاورند، در خطر نیستند و از فعالیت و کارهای آنها چشم پوشی میشود؛ اما بزودی همه چیز تغییر میکند. بعد از به نمایش در آمدن این جملات، Faith را میبینیم که بعد از کابوسی از خواب میپرد و قرارست از زندان آزاد شود. مامورهای زندان را می بینیم که او را مشروط آزاد میکنند و او باید در عرض 14 روز مشغول به کار شود. در کابوس، می بینیم که یک سری از اتفاقات نه چندان خوشایند و حساس افتاده است که احتمالا طی این اتفاقات Faith به شخصیتی با نام Dogen مدیون شده و باید برای او کار کند و نمیخواهد که Noah، به نظر رییس دوندههای شورشی، از این قضیه بویی ببرد. با توجه به همین 18 دقیقهی آغازین بازی میتوان گفت که از نظر داستانی با عنوانی غنی روبرو خواهیم شد؛ و البته دیگر صحنهها و Cut-Scene های ضبط شده برای دنبال کردن بهتر داستان در بازی گنجانده شدهاند. پارکور و مبارزهی تن به تن با دید اول شخص، از این بهترم می شود!؟ دوندهی پشت بامها برخلاف نسخهی اول بازی که روندی فوق العاده خطی داشت و آزادی عمل بسیار کمی در مراحل وجود داشت، این نسخه از بازی طبق گفتهی سازندگان بصورت دنیای باز یا Open-World است و در برخی از تریلرهای نسخهی بتای بازی و آنالیز گرافیک و نمرهی فریم آن، نقشهی بازی نیز مشاهده شد و به نظر میرسد که دنیای و نقشهی بازی از تنوع محیطی قابل قبولی برخوردارست. گیم پلی بازی همان فرمول موفق قبلی و نسخهی اصلی را دنبال می کند و پیشرفتهتر و بیعیب تر شده. پارکور و دوندگی هیجان انگیز و تعقیب و گریزهای هوایی، مبارزه با انواع مامورهایی که سد راهتان میشوند، مسابقههای Trial و رقابت با بازیبازان برتر و دوستان و… . از آنجاکه بازی دنیای باز کار شده، باید در دنیا و محیط بازی، ماموریتهای فرعی و انواع فعالیتهای متفرقه وجود داشته باشد تا بازی به غیر از روند اصلی و داستانی خود نیز غنی باشد. تا الان نمایشی از گیم پلی بازی در محیط باز و آزاد نمایش داده نشده و اکثر نمایشهای بازی در ماموریتهای داستانی و محیطهای نه چندان باز بوده است. دشمنان و مامورهایی که هر از چند گاهی مجبورید از پا در آورید یا بیشتر مواقع میتوانید به راه خود ادامه دهید و فرار کنید، دارای گروهها یا کلاسهای مختلفی هستند. مامورهای ساده و دارای باتن، مامورهای تفنگدار و مسلح به سلاح گرم، مامورهای پارکورکار و… . هوش مصنوعی این مامورها نکتهی قابل توجهی را نمایش نداده و گاهی اوقات نیز Faith میان تودهای از مامورهای مسلح و غیر از آن گیر افتاده بود و براحتی فرار کرد و کمترین صدای شلیکی شنیده شد! البته از آنجا که تمرکز گیم پلی روی دوندگی و عبور از موانع است، شاید این نکته قابل توجیه باشد که شما باید روی فرار تمرکز کنید نه مبارزه؛ ولی این مهم اگر در بازی اصلی نیز به همین شکل باقی بماند، از زیر دست منتقدان براحتی رد نمیشود. مانند گذشته، فرار سریع و عبور از موانع و پارکور بسیار لذت بخش است و در بازی جدید، با حرکات جدیدتر و شکست شیشهها که بسیار بر آن در نمایشهای بازی تاکید شده، هیچ شکی نیست که بازی جدید در این بخش بی نقص خواهد بود. Catalyst دارای بخش آنلاین و مولتی پلیر یا چندنفره نیز است؛ اما در این بخش چندنفره بازیباز دیگری مستقیما وارد بازی شما نمیشود و حالت Co-op وجود ندارد و بلکه همانطورکه گفته شد، در Trialهای بازی و رقابتهای دیگری که در نظر گرفته شده میتوان شرکت کرد. سازندگان ادعا میکنند که کارها و تصمیماتی که در بازی اتفاق میافتند و شما باعث آنها هستید، در دنیای اطراف و دنیای دیگر بازیبازها تاثیر میگذارد و آنها برای این مهم عنوان Social Play یا بازی اجتماعی را در نظر گرفتهاند؛ که آخرین تاخیر تاریخ انتشار بازی برای برطرف کردن مشکلات و کار کردن بر روی همین بخش بوده. درخشندگی و زیباییهای شهر شیشهای چشمهایتان را نوازش میکند شهر شیشهای، درخشان و چشم نواز گذشته از نظام سلطه گر و دموکراسی پوشالی حاکم بر شهر، Glass City زیباییهای فراوانی دارد. تمامی آنالیزورها تا الان از گرافیک فنی و تکنیکی بازی تعریف کردهاند و شیفتهی درخشندگی شهر شیشهای شدهاند. محیطهای متنوع و استفاده از رنگهای مختلف، مسیرهای هوایی و زمینی شهر و ساختمانهای کوچک و بزرگ، همگی شهری زنده و چشم نواز را نمایش میدهند که به انقلاب و آزادی نیاز دارد! نسخهی جدید بازی با موتور Frostbite 3 ساخته شده که در نسل قبل نیز این موتور قدرت خود را به نمایش گذاشته بود. مانند گذشته، مسیرها و اهداف راهتان بیشتر مواقع قرمز شده و احتمالا این قابلیتی است که میتوانید آنرا در بازی به میل خود غیر فعال کنید. البته تقریبا تمامی شهروندان شهر شیشهای دارای Gridlink هستند که وسیلهی یاری و راهنمایی آنهاست و در اصل افسار کنترل قدرت مردان است! در تریلر 18 دقیقهای اول بازی نیز میبینیم که Faith این وسیله را روشن میکند و مانند مرد آهنی یا Iron Man اطلاعات و راهنماییهای زیادی روی صفحه و روبروی چشمهایش نمایش داده میشود که کمی بعد، آن را خاموش میکند. در آنالیزهای نمرهی فریم بازی و مقایسهی گرافیکی میان کنسولها و PC، همه چیز روی PC روان و عالی اجرا میشد و بعد از PC، کنسول PS4 در مقام دوم قرار داشت و متاسفانه بازی بر روی Xbox One دارای مشکلات اندکی در نمرهی فریم و باگهای گرافیکی بود. البته این آنالیزها بر روی نسخهی بتای بازی بوده و احتمالا بیشتر این مشکلات در نسخهی اصلی رفع میشوند. نمرهی فریم بازی حتی در صحنههای ضبط شدهی داستانی و سینمایی نیز کمی نوسان داشت و بر روی 30 فریم قفل نبود. حین بازی و در گیم پلی، نمره فریم بازی 60 است و این مهم روند بازی را بسیار روانتر و سریعتر میکند. خبری خوش برای کسانی که با تم موسیقی بازی اول خاطره دارند، آهنگساز قبلی بازی با تیم ساخت بازی همکاری کرده است و آهنگ اصلی ساخته شده برای بازی Warning Call نام دارد. در نهایت لبهی آینه، پتانسیل تبدیل شدن به یکی از محبوبترین و بزرگترین سریهای بازی در صعنت بازیهای ویدیویی را دارد. همه چیز نیز برای انتشار یک شاهکار حاضرست و موفقیت و فردایی بهتر و روشنتر، سازندگان بازی و ناشر آن را صدا میزند! آیا دوندهها و پیام رسانان شورشی موفق میشوند که نظام سلطه گر را از پا در بیاورند؟ آیا موفق به فرار از لبهی فردا میشوند یا لبههای تیز آینهها و شیشههای شکسته شدهی شهر شیشهای آنها را زخمی میکند و از پا در میآورد؟ کمتر از یک هفته تا پاسخ به این سوالات باقی مانده و 18 خرداد، دوندگی برای آزادی آغاز میشود. نویسنده تارخ ترهنده Once upon a time... a Gamer... DICEMirror`s EdgeMirror’s Edge Catalystبازی Assassin's Creedپی سی گیمینگ (PC Gaming) مقالات بازی 12 دیدگاه ثبت شده است دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخبرای ارسال دیدگاه باید وارد شوید به خدا شهرش خیلی دیگه درخشانه نه؟ ۰۰ پاسخ درووووود! به ترهنده و دوستان و جناب گاندي عزيز! مهاتما گاندي: “جهان همانند آينه است و آينه هميشه انعكاس صورت خود انسان را نشان مي دهد.” — هر تكه از آينه تصويري جهان بشريت انعكاسي از ماهيت وجودي و فكري اوست. با اتصال اين تكه ها، به تصوير كاملتري از اين آينه بشري و آفرينشي مي رسيم. هر آينه كامل به مثابه اثريست كه از هر دوره بشري در زمان باقي مي ماند. و آينه اين زماني چه اثري خواهد بود؟ — با تشكر از آقاي ترهنده و مقدمه فكر شده اش و تفكر برانگيزش! به همين جهت كمي مكمل به آن افزوده و آنرا كاملتر مي كنم. پايه و اساس اين بازي كميك استريپي است بنابراين براي تعريف داستان از ميان پرده هاي كميكي در عنوان اول استفاده شده است. به طور كلي، اين خللي براي روايت داستان يك بازي وارد نمي آورد همانطور كه در مكس پين 1و2 استفاده شده بود. آنچه كه در خلال بازي تعريف ميشود مي بايستي به كمك اين روايت آمده و داستان بازي را با كمترين نقص به انتها برساند. البته به ياد ندارم اين كاركرد كميك استريپي و در مجموع داستان بازي لبه آينه از عيب و خلل به دور بوده است يا خير؟ عنوان اول يك برش از كل وقايع مندرج در كل داستان لبه آينه بود بنابراين مي طلبيد كه به سرچشمه رفته و رشته اتفاقات اوليه به تعريف درآيد. + از آنجا كه به بازي فرقه آدمكشها يا اساسين كريد اشاره كرديد بد نيست اضافه كنم روند سريالي بازيها مي تواند موجب شود كه بازيهاي دوم و سوم و… به تكامل بيشتري دست يابند. دقت كنيد اين روند از عوامل متوعي شكل مي گيرد. اما اين دليل بر اين نيست كه بازي اول نقص و ايراد داشته است. چه ايراد و مشكلي بر بازي اول فرقه آدمكشها وارد آمده بود؟ كمي گره گشايي مي كنم. بازي اول، داستان الطاير در يك مكان مشخص زماني(بعضي ها آنجا را نطفه شكل گيري اساسين ها يا حشاشين ها مي پندارند. آنهاييكه داستان بازي را پيگيري كرده اند و به تاريخ نقب زده اند، از آن آگاهي دارند) و شروع شكل گيري و آشكار سازي جنگ ها و قدرت هاي پشت پرده براي دستيابي و خودكامي به واقعيت ميوه عدن بودند. بنابراين ايده هاي اصلي و پايه اي براي قوانين و اجزاي بازي به جهت توسعه روند بازي به اجرا در آمد. در طول بازي دوم به كشور ايتاليا و شهره هاي بزرگترش پاي مي گذاريم. حالا كه دايره مكان، زمان و افراد بزرگتر شده اند ايده ها و اجزاي بازي هم گسترش مي يابند. در اينجا ليوناردو داوينچي هست و دانش فيزيكي و مكانيكي و علم ابزار منتج از آنها پيشرفت كرده است در نتيجه وسايل مورد استفاده اساسين ها متحول مي شود. اين بازي به شدت با زمان و مكان ارتباط گرفته و از آن بهره مي برد. همين ساز و كار به عنوان هاي بعدي راه يافته است. در اين لحظه از خلاصه نويسي كمك مي گيرم و دريافت بقيه نشانه ها را به دوستان عزيز واگذار مي كنم. + درباره ايكاروس مطالعه كردم. در افسانه هاي يونان، فرزند يك ابزار ساز و صنعتگر به نام “ديادالوس” بوده ولي از دانش پدر باتجربه اش بهره نمي برد و از دست غرور و ناداني به چنگال مرگ مي رود. در زندان اسير بودند پدرش براي فرار به كمك موم، بالهايي مي سازد و در حين فرار به پسرش توصيه مي كند به سطح آب و گرماي سوزنده خورشيد نزديك نشود. ايكاروس با آن بالهاي افسانه اي به خورشيد نزديك و نزديكتر مي شود و از آنجا كه هر چيزي محدوديت و قابليت خودش را دارد موم، از غرور و ناداني ايكاروس تاب نمي آورد و آب ِ خورشيد مي شود. ايكاروس به پهنه اقيانوس سقوط كرده و مي ميرد. پس بي دليل نيست كه سازمان آزادي خواهان شهر با نام مركوري شكل گرفته است. عطارد نام ديگر مركوري و نزديكترين سياره منظومه خورشيدي است(البته به كمك علم و تا به امروز- فردا، علم پيشرفت بيشتري خواهد داشت) اين مطلب در كنار ايكاروس و سرنوشت وي قرار گيرد به علاوه مركوري نام يكي از خدايان يا افسانه هاي يونان باستان است. سرور دزدان و پيام رسان خدايان يا پادشاهان افسانه اي بوده است. بنابراين ايكاروس مي تواند پيامي باشد كه حكومت ديكتاتوري شهر شيشه اي به گروه مركوري و ساير مردم شهر مي دهد. + درباره سيستم مبارزه و نحوه تعقيب و گريزها نكته اي اضافه مي كنم و نتيجه نهايي در زمان عرضه و اجراي بازي مشخص خواهد شد. قهرمان بازي فيس، از اسلحه و نيروهاي فرابشري بهره نمي برد. يك فرد سريع، منعطف، رزمي كار و استاد علوم حركتي است(پاركورباز حرفه اي). از بدن و قابليت هاي حركتي خودش آگاه است. شايد از نظر مرامي و اعتقادي به بتمن شبيه باشد. اما آنچه كه از بتمن در برابر دشمنان مسلح محافظت مي كند امكانات و توانايي هاي ابزاري اوست. بتمن مي تواند از شنل و بترنگ و ابزار تخصصي بهره ببرد و بنابراين اين امكان وجود دارد كه فيس در بازي لبه آينه(عنوان دوم) به لوازم ويژه اي مجهز شده باشد. مزيد بر اينكه در بازي از طراحي هاي دنياي باز استفاده شده است. البته احتمال دارد و شايسته تر است… تا چه تدارك ديده باشند و در نهايت آيا بازي در آنچه كه تدبير كرده و ارايه داده است موفق بيرون آمده است يا خير؟ + فيس به معني ايمان و عقيده و اعتقاد است. اين ايمان و اعتقاد ميتواند به هر چيز و فرد مشخصي منجمله به وفاداري، راز، اميد و امانت و … باشد. وقتيكه فيس از كنار شيشه هاي شهر شيشه اي به سرعت عبور مي كند نقش وي در آن شيشه ها منعكس… و اين يگانه چيز اميد بخشي است كه مردم شهر شيشه اي، منهاي ساير تبليغات شهري و تبليغات سياست مداران فاسد به آن چشم دوخته اند، اعتقاد و اعتماد به فيس! + با تشكر از پايان بندي مقاله. با كمي تغيير: دوندگي براي آزادي واقعي در تمامي فصول اسيري! ===== خرداد ماه 95 در خبرها و مطالب “مقاله هفته: بازي هاي بي محتوا” و “نكات جالب درباره سرخپوست مرده” و “ده برتر: شخصيت هاي سيگاري” و “”ده برتر: شخصيت ها زن و مردي كه به هم مي آيند” ” ديدگاهي نوشته ام كه از دوستانم دعوت به مطالعه مي كنم. به اميد روزهاي پر بارتر براي دوستان به خصوص شركت فن افزار شريف و بازي تيغه مخفي(يا بنا بر ترجمه سايت: شمشير تاريكي)! پانوشت: 1- بازي مكوراما اثر مارتين مگني براي پايگاه هاي تلفن همراه(پلتفرم يا كنسول موبايل) عرضه شده است. يك ربات بي خانمان براي اينكه به خانه اش برسد نيازمند عبور از موانع به كمك يكسري از قوانين است. به علاوه مي توانيد از ابزار ساخت و ساز(ابزار توسعه مراحل بازي) براي اين ربات موانع بيشتري بتراشيد و اسباب سرگرمي بيشتري فراهم كنيد. بد نيست براي چالش مغزي از باب حل معماها(نه از نوع سرعت عمل و بهره كشي آدرناليني- كه اين خودش از قوانين پايه اي ژانر بازيست و شكل دهنده بازيهاي ويديويي خاص خودش- بي دليل ننوشته ام) به اين بازي نظري بيندازيد. منتظر يك نقد از آقاي قرآلو هستيم. آن دوستان عزيزي كه از تلفن هاي هوشمند برخوردار نيستند مي توانند از نرم افزارهاي كاربردي شبيه ساز سيستم عامل تلفن همراه بهره ببرند. 2- بازي مرز تناسب(اسكيل بوند) به كارگرداني هيدكي كاميا(كارگردان رزيدنت اويل2 و دويل ماي كراي و بايونتا2 – نويسنده و كارگردان اوكامي و بايونتا- طراح سيستم رزيدنت اويل- طراح بازي ررزيدنت اويل زيرو) و طراحي يوسوكه مياتا و تهيه كنندگي آتسوشي اينابا(تهيه كننده ونكوييش و بايونتا2 و متال جير رايزينگ و بايوهازارد كد ورونيكا و دويل ماي كراي و اوكامي و گاد هند) و ناشري مايكروسافت در گونه اكشن و نقش آفريني در آينده عرضه خواهد شد. 3- بازي هسته گذاري(ري كور) به كارگرداني مارك پاچيني(كارگردان مترويد پرايم1 و 2 و 3 ) و تهيه كنندگي كيجي اينافونه(طراح و تهيه كننده مگامن ها- تهيه كننده رزيدنت اويل 1 تا 5 و انيموشا و بايونيك كماندو و دراگون دوگما و دد رايزينگ 2 و لاست پلنت 2- طراح هنري استريت فايتر) و نويسندگي جوزف استاتن(كارگردان سينمايي بازي هيلو) و ناشري مايكروسافت در گونه اكشن و ماجراجويي در آينده عرضه خواهد شد. شايد ديبازي از اين بازيها خبر كاملي تهيه نمايد. ۲۰ پاسخ با تشکر بابت نکاتی که مطرح کردید بخصوص در مورد ایکاروس و مرکوری. با مورد اول هم موافقم که روایت کمیکی توی بازی اول رو نمیشه ازش خرده گرفت. ۰۰ ممنون از توجه و دقت نظر شما به بیشتر مطالب و نکاتی که اشاره کردید توی متن اشاره ی کوتاهی کردم و شما به نوبه ی خود کامل تر شرح دادید البته پایه و اساس بازی کامیک نیست و بعد از انتشار بازی کامیک هایی با نام همین سری با همکاری DC منتشر شدند در مورد روایت داستان به نحوه ی میان پرده های کامیکی نیز مخالفان و موافقان زیادی داریم و نمی توان گفت روش خوبی نیست که در متن هم اشاره شد… ۰۰ شماره ی اول رو بسیار دوست داشتم!حتی همون نسحه اول هم ریمستر کرده باشن من با اشتیاق میخرم! :15: :15: نمره هم که کلا چند ماهیه برام هیچ ارزشی نداره!هر نمره ای میدن بدن! ۰۰ پاسخ نسخه اول نمراتش بشدت ناجوانمردانه بود. بازیی که کلی نوآوری داشت و داستان غنی و گیمپلی فوق العاده هیجانی و جذاب، بخاطر مشکلات ریز مثل گان پلی و گرافیک ، کلی درحقش کم لطفی شد. ۰۰ والا گرافیکش هم عالی بود!تنها مشکل بازی گان پلی بود و بس! ۰۰ تریلرش منو جذب نکرد.اگر همینطور روند تکراری داشته با شه متاش از 70 نباید بیشتر بشه بنظرم.البته اینو بگم چون کلا از سبکش خوشم نمیاد اینو گفتم.شاید در سبک خودش با کیفیت باشه و نمرات خوبی بگیره ۰۰ پاسخ زیاد منتظر میرورز اج نیستم ۰۰ پاسخ بشدت منتظرم. :15: میرورز اج از جمله عناوین غیر ترسناک هست که ادرنالین خون رو بشدت بالا میبره. ای کاش قابلیت مخفی کاری هم وجود داشت تا عمق گیم پلی بیشتر بشه هر چند همین گیمپلی هم عالیه. “بعد از PC، PS4 در مقام دوم قرار داشت” منظورتون چیه؟ ۰۰ پاسخ بله مخفی کاری هم میتونست اضافه بشه در برخی مراحل و ماموریت ها اون جمله هم ویرایش شد: “بعد از PC، کنسول PS4 در مقام دوم قرار داشت” توی word ترتیب دو اصطلاح درست بود ولی خوب اینجا بهم ریخت می بایست یک کلمه ی فارسی بین دو انگلیسی قرار بگیره تا ترتیب درست شه. ممنون از توجهتون ۰۰ عالیه چیز دیگه ای نمیشه گفت ۰۰ پاسخ نمایش بیشتر
درووووود! به ترهنده و دوستان و جناب گاندي عزيز! مهاتما گاندي: “جهان همانند آينه است و آينه هميشه انعكاس صورت خود انسان را نشان مي دهد.” — هر تكه از آينه تصويري جهان بشريت انعكاسي از ماهيت وجودي و فكري اوست. با اتصال اين تكه ها، به تصوير كاملتري از اين آينه بشري و آفرينشي مي رسيم. هر آينه كامل به مثابه اثريست كه از هر دوره بشري در زمان باقي مي ماند. و آينه اين زماني چه اثري خواهد بود؟ — با تشكر از آقاي ترهنده و مقدمه فكر شده اش و تفكر برانگيزش! به همين جهت كمي مكمل به آن افزوده و آنرا كاملتر مي كنم. پايه و اساس اين بازي كميك استريپي است بنابراين براي تعريف داستان از ميان پرده هاي كميكي در عنوان اول استفاده شده است. به طور كلي، اين خللي براي روايت داستان يك بازي وارد نمي آورد همانطور كه در مكس پين 1و2 استفاده شده بود. آنچه كه در خلال بازي تعريف ميشود مي بايستي به كمك اين روايت آمده و داستان بازي را با كمترين نقص به انتها برساند. البته به ياد ندارم اين كاركرد كميك استريپي و در مجموع داستان بازي لبه آينه از عيب و خلل به دور بوده است يا خير؟ عنوان اول يك برش از كل وقايع مندرج در كل داستان لبه آينه بود بنابراين مي طلبيد كه به سرچشمه رفته و رشته اتفاقات اوليه به تعريف درآيد. + از آنجا كه به بازي فرقه آدمكشها يا اساسين كريد اشاره كرديد بد نيست اضافه كنم روند سريالي بازيها مي تواند موجب شود كه بازيهاي دوم و سوم و… به تكامل بيشتري دست يابند. دقت كنيد اين روند از عوامل متوعي شكل مي گيرد. اما اين دليل بر اين نيست كه بازي اول نقص و ايراد داشته است. چه ايراد و مشكلي بر بازي اول فرقه آدمكشها وارد آمده بود؟ كمي گره گشايي مي كنم. بازي اول، داستان الطاير در يك مكان مشخص زماني(بعضي ها آنجا را نطفه شكل گيري اساسين ها يا حشاشين ها مي پندارند. آنهاييكه داستان بازي را پيگيري كرده اند و به تاريخ نقب زده اند، از آن آگاهي دارند) و شروع شكل گيري و آشكار سازي جنگ ها و قدرت هاي پشت پرده براي دستيابي و خودكامي به واقعيت ميوه عدن بودند. بنابراين ايده هاي اصلي و پايه اي براي قوانين و اجزاي بازي به جهت توسعه روند بازي به اجرا در آمد. در طول بازي دوم به كشور ايتاليا و شهره هاي بزرگترش پاي مي گذاريم. حالا كه دايره مكان، زمان و افراد بزرگتر شده اند ايده ها و اجزاي بازي هم گسترش مي يابند. در اينجا ليوناردو داوينچي هست و دانش فيزيكي و مكانيكي و علم ابزار منتج از آنها پيشرفت كرده است در نتيجه وسايل مورد استفاده اساسين ها متحول مي شود. اين بازي به شدت با زمان و مكان ارتباط گرفته و از آن بهره مي برد. همين ساز و كار به عنوان هاي بعدي راه يافته است. در اين لحظه از خلاصه نويسي كمك مي گيرم و دريافت بقيه نشانه ها را به دوستان عزيز واگذار مي كنم. + درباره ايكاروس مطالعه كردم. در افسانه هاي يونان، فرزند يك ابزار ساز و صنعتگر به نام “ديادالوس” بوده ولي از دانش پدر باتجربه اش بهره نمي برد و از دست غرور و ناداني به چنگال مرگ مي رود. در زندان اسير بودند پدرش براي فرار به كمك موم، بالهايي مي سازد و در حين فرار به پسرش توصيه مي كند به سطح آب و گرماي سوزنده خورشيد نزديك نشود. ايكاروس با آن بالهاي افسانه اي به خورشيد نزديك و نزديكتر مي شود و از آنجا كه هر چيزي محدوديت و قابليت خودش را دارد موم، از غرور و ناداني ايكاروس تاب نمي آورد و آب ِ خورشيد مي شود. ايكاروس به پهنه اقيانوس سقوط كرده و مي ميرد. پس بي دليل نيست كه سازمان آزادي خواهان شهر با نام مركوري شكل گرفته است. عطارد نام ديگر مركوري و نزديكترين سياره منظومه خورشيدي است(البته به كمك علم و تا به امروز- فردا، علم پيشرفت بيشتري خواهد داشت) اين مطلب در كنار ايكاروس و سرنوشت وي قرار گيرد به علاوه مركوري نام يكي از خدايان يا افسانه هاي يونان باستان است. سرور دزدان و پيام رسان خدايان يا پادشاهان افسانه اي بوده است. بنابراين ايكاروس مي تواند پيامي باشد كه حكومت ديكتاتوري شهر شيشه اي به گروه مركوري و ساير مردم شهر مي دهد. + درباره سيستم مبارزه و نحوه تعقيب و گريزها نكته اي اضافه مي كنم و نتيجه نهايي در زمان عرضه و اجراي بازي مشخص خواهد شد. قهرمان بازي فيس، از اسلحه و نيروهاي فرابشري بهره نمي برد. يك فرد سريع، منعطف، رزمي كار و استاد علوم حركتي است(پاركورباز حرفه اي). از بدن و قابليت هاي حركتي خودش آگاه است. شايد از نظر مرامي و اعتقادي به بتمن شبيه باشد. اما آنچه كه از بتمن در برابر دشمنان مسلح محافظت مي كند امكانات و توانايي هاي ابزاري اوست. بتمن مي تواند از شنل و بترنگ و ابزار تخصصي بهره ببرد و بنابراين اين امكان وجود دارد كه فيس در بازي لبه آينه(عنوان دوم) به لوازم ويژه اي مجهز شده باشد. مزيد بر اينكه در بازي از طراحي هاي دنياي باز استفاده شده است. البته احتمال دارد و شايسته تر است… تا چه تدارك ديده باشند و در نهايت آيا بازي در آنچه كه تدبير كرده و ارايه داده است موفق بيرون آمده است يا خير؟ + فيس به معني ايمان و عقيده و اعتقاد است. اين ايمان و اعتقاد ميتواند به هر چيز و فرد مشخصي منجمله به وفاداري، راز، اميد و امانت و … باشد. وقتيكه فيس از كنار شيشه هاي شهر شيشه اي به سرعت عبور مي كند نقش وي در آن شيشه ها منعكس… و اين يگانه چيز اميد بخشي است كه مردم شهر شيشه اي، منهاي ساير تبليغات شهري و تبليغات سياست مداران فاسد به آن چشم دوخته اند، اعتقاد و اعتماد به فيس! + با تشكر از پايان بندي مقاله. با كمي تغيير: دوندگي براي آزادي واقعي در تمامي فصول اسيري! ===== خرداد ماه 95 در خبرها و مطالب “مقاله هفته: بازي هاي بي محتوا” و “نكات جالب درباره سرخپوست مرده” و “ده برتر: شخصيت هاي سيگاري” و “”ده برتر: شخصيت ها زن و مردي كه به هم مي آيند” ” ديدگاهي نوشته ام كه از دوستانم دعوت به مطالعه مي كنم. به اميد روزهاي پر بارتر براي دوستان به خصوص شركت فن افزار شريف و بازي تيغه مخفي(يا بنا بر ترجمه سايت: شمشير تاريكي)! پانوشت: 1- بازي مكوراما اثر مارتين مگني براي پايگاه هاي تلفن همراه(پلتفرم يا كنسول موبايل) عرضه شده است. يك ربات بي خانمان براي اينكه به خانه اش برسد نيازمند عبور از موانع به كمك يكسري از قوانين است. به علاوه مي توانيد از ابزار ساخت و ساز(ابزار توسعه مراحل بازي) براي اين ربات موانع بيشتري بتراشيد و اسباب سرگرمي بيشتري فراهم كنيد. بد نيست براي چالش مغزي از باب حل معماها(نه از نوع سرعت عمل و بهره كشي آدرناليني- كه اين خودش از قوانين پايه اي ژانر بازيست و شكل دهنده بازيهاي ويديويي خاص خودش- بي دليل ننوشته ام) به اين بازي نظري بيندازيد. منتظر يك نقد از آقاي قرآلو هستيم. آن دوستان عزيزي كه از تلفن هاي هوشمند برخوردار نيستند مي توانند از نرم افزارهاي كاربردي شبيه ساز سيستم عامل تلفن همراه بهره ببرند. 2- بازي مرز تناسب(اسكيل بوند) به كارگرداني هيدكي كاميا(كارگردان رزيدنت اويل2 و دويل ماي كراي و بايونتا2 – نويسنده و كارگردان اوكامي و بايونتا- طراح سيستم رزيدنت اويل- طراح بازي ررزيدنت اويل زيرو) و طراحي يوسوكه مياتا و تهيه كنندگي آتسوشي اينابا(تهيه كننده ونكوييش و بايونتا2 و متال جير رايزينگ و بايوهازارد كد ورونيكا و دويل ماي كراي و اوكامي و گاد هند) و ناشري مايكروسافت در گونه اكشن و نقش آفريني در آينده عرضه خواهد شد. 3- بازي هسته گذاري(ري كور) به كارگرداني مارك پاچيني(كارگردان مترويد پرايم1 و 2 و 3 ) و تهيه كنندگي كيجي اينافونه(طراح و تهيه كننده مگامن ها- تهيه كننده رزيدنت اويل 1 تا 5 و انيموشا و بايونيك كماندو و دراگون دوگما و دد رايزينگ 2 و لاست پلنت 2- طراح هنري استريت فايتر) و نويسندگي جوزف استاتن(كارگردان سينمايي بازي هيلو) و ناشري مايكروسافت در گونه اكشن و ماجراجويي در آينده عرضه خواهد شد. شايد ديبازي از اين بازيها خبر كاملي تهيه نمايد. ۲۰ پاسخ
با تشکر بابت نکاتی که مطرح کردید بخصوص در مورد ایکاروس و مرکوری. با مورد اول هم موافقم که روایت کمیکی توی بازی اول رو نمیشه ازش خرده گرفت. ۰۰
ممنون از توجه و دقت نظر شما به بیشتر مطالب و نکاتی که اشاره کردید توی متن اشاره ی کوتاهی کردم و شما به نوبه ی خود کامل تر شرح دادید البته پایه و اساس بازی کامیک نیست و بعد از انتشار بازی کامیک هایی با نام همین سری با همکاری DC منتشر شدند در مورد روایت داستان به نحوه ی میان پرده های کامیکی نیز مخالفان و موافقان زیادی داریم و نمی توان گفت روش خوبی نیست که در متن هم اشاره شد… ۰۰
شماره ی اول رو بسیار دوست داشتم!حتی همون نسحه اول هم ریمستر کرده باشن من با اشتیاق میخرم! :15: :15: نمره هم که کلا چند ماهیه برام هیچ ارزشی نداره!هر نمره ای میدن بدن! ۰۰ پاسخ
نسخه اول نمراتش بشدت ناجوانمردانه بود. بازیی که کلی نوآوری داشت و داستان غنی و گیمپلی فوق العاده هیجانی و جذاب، بخاطر مشکلات ریز مثل گان پلی و گرافیک ، کلی درحقش کم لطفی شد. ۰۰
تریلرش منو جذب نکرد.اگر همینطور روند تکراری داشته با شه متاش از 70 نباید بیشتر بشه بنظرم.البته اینو بگم چون کلا از سبکش خوشم نمیاد اینو گفتم.شاید در سبک خودش با کیفیت باشه و نمرات خوبی بگیره ۰۰ پاسخ
بشدت منتظرم. :15: میرورز اج از جمله عناوین غیر ترسناک هست که ادرنالین خون رو بشدت بالا میبره. ای کاش قابلیت مخفی کاری هم وجود داشت تا عمق گیم پلی بیشتر بشه هر چند همین گیمپلی هم عالیه. “بعد از PC، PS4 در مقام دوم قرار داشت” منظورتون چیه؟ ۰۰ پاسخ
بله مخفی کاری هم میتونست اضافه بشه در برخی مراحل و ماموریت ها اون جمله هم ویرایش شد: “بعد از PC، کنسول PS4 در مقام دوم قرار داشت” توی word ترتیب دو اصطلاح درست بود ولی خوب اینجا بهم ریخت می بایست یک کلمه ی فارسی بین دو انگلیسی قرار بگیره تا ترتیب درست شه. ممنون از توجهتون ۰۰