خانه » مقالات بازی خر سواری سه نفره | نقد و بررسی بازی Trine 3 × توسط محمد حسین زالی در 3968 روز قبل 5 (نکته: این نقد خالی از اسپویل داستانی است.) هربازی، دنیایی دارد و هر دنیا خصوصیات منحصربفرد و جدیدی تا ما را در وضعیتهای جدیدی قرار بدهد. همانطور که هر داستان آینهی تمام نمای شرایط اجتماعی و فردی نویسنده محسوب میشود هر بازی هم تا حدودی نشان دهندهی افکار و دنیای سازندگان بازی است. دنیای بعضی بازیها، متفاوت است، خیلی متفاوتتر از بازی های دیگر و این را میشود اینطور تفسیر کرد که سازندگان آن بازی هم خیلی متفاوتتر از انسان های اطرافشان بودهاند. فکر میکنم سازندگان تراین 3، یعنی کارمندان فرازن بایت، یک مشت شاعر طنز پرداز تقریبا چرندگو، و طرفدار سروانتس اسپانیایی بوده اند که دنیای بازیشان اینچنان دنیای شاعرانه و رنگارنگی شدهاست. «تراین 3: مصنوعات قدرت»، (Trine 3: Artifacts Of Power) همانند نسخههای قبل، یک سکوبازی سه بعدی سه نفره است. البته منظور از سه نفره این نیست که حتما سه نفر همزمان بازی کنند، بلکه بازیکن میتواند برای پیشبرد بازی از این سه نفر، برای حل معماها و راهبردهای سکوبازی در زمانهای مختلف سود ببرد. علاوه بر سکوبازی، این بازی عناصر ماجراجویی اکشن را هم در خود جای داده است. دو نسخهی قبلی این بازی دوبعدی–میشود گفت دو ونیم بعدی–و با دوربین دید از کنار بوده اند و این نسخه ورود آن ها به دنیای سه بعدی محسوب میشود. این ورود برای طرفداران قدیمی بازی اصلا خوشایند نبوده و از نظر آنها باعث شده بازی خیلی از ویژگی ها و جذابیت های قبلی خودش را از دست بدهد و محدوتر شود. با ناخنک کوچکی هم که به نسخهی قبل بازی زدم، این حقیقت کاملا برایام روشن شد. بازی در محیط سه بعدی بهخوبی در نیامده است. در واقع اینکه میگوییم سهبعدی به این معنی نیست که بازی به یک سوم شخص سهبعدی کامل بدل شده است. بازی مثل قبل دید از کنار است ولی میتوان در برخی مواقع در عمق تصویر هم حرکت کرد و به لایهی دوبعدی بعدی رفت. یکی از زیباترین مراحل بازی که چندین بار تکراراش کردم؛ متاسفانه مراحل بعدی این جذابیت را حفظ نمیکنند. محوریت بازی همانطور که گفته شد، حول سه قهرمان متفاوت از سه منطقه شکل گرفته است. این قهرمانان شجاع، که هر کدام در رویای بازنشستگی هستند و در شهرها و خانههای خودشان وظایفی دارند، توسط یک موجود عجیب و غریب بهنام روح مصنوعات به اطراف یک مدرسه جادوگری آورده میشوند تا از اسراری سر در بیاورند و… توضیح در مورد داستان در همین حد کافی است و نیازی نیست چیز بیشتری از آن را بدانید. اولین قهرمانی که با آن بازی خواهید کرد یک شوالیه زمخت و بدترکیب و در عین حال شجاع است. البته شجاعتی ناشی از اعتماد بهنفس کاذب. این شوالیه چاق و بشکه مانند، مرا بهیاد دن کیشوت شوالیه خر سوار “سِروانتِس” انداخت و تیتر نقد تا حدودی به همین خاطر انتخاب شده است. اما جلوتر و با معرفی سایر شخصیت های اصلی، شما هم متوجه خواهید شد سایر قهرمانان این بازی، شباهت چندانی به پهلوان پنبهی اسپانیایی ندارند. قهرمانان بازی در گفتار، رفتار، قابلیت ها، ظاهر، لباس و غیره و غیره با یکدیگر کاملا متفاوت هستند، و این همان چیزی است که همکاری بین این سه نفر را جذاب میکند. شوالیه پنتیوس در انجام حرکات رزمی مثل سقوط های سرعتی و حملات کشنده استاد است، او همچنین با استفاده از سپر خود میتواند مسیر گلوله های آتشین را منحرف کند یا با تغییر کاربری همین سپر به یک چتر نجات، مسافت های طولانی تری در هوا بماند. قهرمان بعدی، زویایِ جیببر، یک ماجراجو و سارق است. اسلحهی اصلی او یک تیرو کمانی ساده است که به او اجازهی تیراندازی به اهداف مرتفع و معلق را میدهد. او هم چنین یک طناب قلاب دار حمل میکند تا بتواند حرکاتی مشابه ایندیانا جونز را بهراحتی انجام دهد. زویا برای حرکت در مسیرهای سخت بسیار مناسب است. سومین قهرمان بازی، آمادئوس ساحر است که نسبت به قهرمانان دیگر، کم مصرفتر است و فقط میتواند یک جعبهی چوبی بزرگ احضار و آنرا جابهجا کند. ملاقات با این موجود بهتنهایی 15 دلار میارزد. شاید در اوایل این نکته مشهود نباشد اما با پیشروی در بازی، متوجه میشوید که بهدلیل طراحی نهچندان مناسب و متعادل معماهای بازی، میزان استفاده از هر کدام از شخصیتها ریتم درست و خوبی ندارد. مثلا پازل هایی که با مکانیک زویا قابل حل شدن هستند–مثل حلقه ها و جعبه های حلقه دار– خیلی زیاد و پازل هایی که باید در آنها از قابلیت های پنتیوس استفاده کرد بیش از اندازه کم هستند. این مشکل، مشکل عدیدهای است که گاهی اوقات کاری میکند که شما حتی قهرمانان دیگر را فراموش کنید. شاید اگر سازندگان، در تقسیم پازل و معما ها، کمی عدالت بیشتر به خرج میدادند میشد از همکاری سه نفره لذت بیشتری برد. خوشبختانه، از آنجایی که با انجام دادن این بازی در حالت چند نفرهی لوکال(Local Co-op) این مشکل به چشم نمیآید، تا حدودی میشود از این مشکل بیتعادلی چشم پوشی کنیم. سه مرحلهی اول بازی، یعنی مراحل آموزشی، بینهایت برای من جذاب و دوست داشتنی بودند. ولی متاسفانه با جلو رفتن در بازی، چالش ها حوصله سر بر میشوند. بنظر میرسد منابع کافی برای مدیریت جذابیت بازی در طول مراحل در دسترس سازندگان نبوده و به همین علت، نتواستهاند چالش های جذابتری بسازند. البته معماهای بازی، بهاندازهی کافی سخت و مناسب هستند. ولی در درگیری ها بازی واقعا حرفی برای گفتن ندارد و متاسفانه در این موارد بازی نسبت به نسخهی قبل پسرفت داشته است. دشمنان تقریبا مشابه هستند و همهی آنها را میتوان بهراحتی با پنتیوس کشت. نیازی به جابهجایی های مکرر و پریدن این ور و آن ور و حرکات دیگر نیست، چون آنها خیلی راحتتر قابل کشتن هستند و در باس فایت ها نیز به همین شکل هیجانی وجود ندارد. مقایسه مبارزه های این نسخه با نسخههای قبل فقط یک نتیجه شرم آور دارد. برای پیروزی در مراحل، رسیدن به نقطهی پایان مرحله کافی است، اما برای رسیدن به مرحلهی قبل شما باید بهاندازهی کافی مصنوعات قدرت، چیزی مشابه شاهزاده ها در “افسانههای ریمن”، جمع کرده باشید. این مصنوعات مثلث شکل درخشان، مهمترین واحدهای قابل جمع آوری بازی هستند که علاوه بر باز کردن مراحل جدید، بازیکن را به نقطهی پایان هدایت میکنند. قسمتی از این مصنوعات در مسیر های مرحله و قسمتی بعنوان آیتم های مخفی خارج از مسیر قرار داده شده است. در مورد این مصنوعات، میخواهم به دو مشکل اشاره کنم. اول اینکه آن قسمتی که بعنوان آیتم های مخفی هستند، اصلا مخفی نیستند و تقلایی برای پیدا کردنشان نیاز ندارید و دوم اینکه این مصنوعات به تساوی پخش نشده اند. در یک مرحلهی کوتاه و سادهی فرعی در عرض سی ثانیه 25 قطعه از آنها را بهدست میآورید در صورتی که در مرحلهی مشابه، در پنج دقیقه هم اینکار سخت است. مرحلهی هاب بازی بسیار نوآورانه طراحی شدهاست. با وجود این مشکلات، بدگویی از کل گیم پلی بازی منصفانه نیست، شاید قسمتهایی از آن درست جا نیافتاده باشند و بازی پر از باگ های مختلف و مشکلات دوربین باشد ولی اصل گیم پلی با ویژگی های دوست داشتنیای از جمله مکانیک های قهرمانان، و چیزهای دیگری که اشاره کردم جذاب است. خوب، کلمهی خوبی برای توصیف مراحل و طراحی مراحل بازی است. اولین مراحل یعنی مراحل آموزشی، فقط یک آموزش کوتاه نیست بلکه یک مرحلهی کامل و قابل بازی است که بهخوبی طراحی شده و مراحل بعدی کمی سختتر و طولانیتر هستند. تعادل در سختی خوشبختانه بهخوبی احساس میشود. ولی در هر حال معنای این یک امتیاز مثبت نیست، بلکه میشود آن را بهعنوان یک استاندارد قبول کرد. گیم پلی را که کنار بگذاریم، در مباحث و قسمت های دیداری مراحل میتوان چشزهای هیجانانگیزی دید. هر مرحله دارای حال و هوا و پسزمینه و پیشزمینهی تقریبا متفاوتی است. با عرضه کردن چندین مرحلهی مختلف که تِمهای متفاوتی هم دارند، بازی از نظر ماجراجویی بودناش نمرهی قبولی میگیرد. بازی گرافیک خوب و چشم نوازی دارد. این در مورد انیمیشنهای بازی هم صدق میکند. صدا گذاری را هم میشود مناسب خواند. البته از نظر کیفیت نه کمیت. بازی موسیقیِ متن خوبی دارد، ولی فقط دو یا سه قطعه، که منجر به تکراری شدن بازی میشوند. فکر میکنم اگر بازی تنوع موسیقی متن داشت بازی متنوعتر و زیباتر میشد. افکت های صوتی خیلی خوب و متنوع ضبط شدهاند. گرچه دیالوگ ها در بازی بسیار کم و کوتاه هستند اما صداگذاری بازی خیلی خوب از آب درآمده و دیالوگهای مضحک بازی را شنیدنی تر میکند. من فکر میکنم همهی قسمت های بازی، از جمله گیم پلی، گرافیک و صداگذاری، و همچنین داستان اگر خیلی خوب و عالی نباشند، حداقل قابل قبول هستند. اما چیزی که اصلا قابل درک نیست کوتاهی بیش از حد بازی است. شما فقط به 4-5 ساعت زمان برای تمام کردن بازی احتیاج دارید. تِراین 3: ابزار قدرت، تصویر ناکامی یک ایدهی خوب است. این بازی گرچه سابقهی خوبی داشته اما با قدم گذاشتن در دنیای سه بعدی، خیلی چیزها را از دست داده و البته چیزهای زیادی هم بهدست آورده، اما حالا یک بازی ناقص به حساب میآید که پایانی ندارد. این بازی را پیشنهاد میکنم اما به یک شرط که قبل از رفتن به سراغ این بازی نسخههای قبلی را هم تجربه کنید تا پی ببرید که همیشه بزرگتر کردن لقمه عاقبتاش سیری بهتر نیست. من این بازی را به جهات زیادی، و حتی بیشتر از “افسانههای ریمن”، شاهکار مونترال دوست دارم و امیدوارم این گسترش بازی، منجر به غرق شدن این کشتی نشود. نویسنده محمد حسین زالی دیگر حاضر نیستم در سایتی که حاضر است من نویسنده ی آن باشم، نویسنده باشم. مقالات بازی 5 دیدگاه ثبت شده است دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخبرای ارسال دیدگاه باید وارد شوید کاری به هیچ نه به بازی نه به نمره ندارم! ولی واقعا همچین تایتلی مناسبه نقده؟ چی بگم؟ :/ ۱۰ پاسخ واقعاً حرفت درسته :25: باید میگفت الاغ سواری سه نفره ۰۰ تشکر :15: ۰۰ پاسخ ممنون بابت نقد این بازی خیلی خوب بود درسته بازی یک کم مشکل داره ولی چیزی از جذابیت بازی کم نشده ۱۰ پاسخ تشکر از اقای زالی بابت نقد زیباشون. با خوندن نقد متوجه شدم که این قسمت هم کم و بیش از مشکلات دو نسخه پیشین رنج میبره. و یک سری مشکلات تازه که با تغییر بخش هایی از بازی از جمله سه بعدی کردن و عمق دادن به بازی براش ایجاد شده. ولی با وجود همه ی این مشکلات،باز هم سومین تراین همانند دو قسمت قبلی خودش جزو بازی هاییه که مهم نیست چقدر ایراد دارن،باید بازیشون کرد و در ذهن خلاق سازنده هاشون غرق شد.و البته کلی از محیط های رنگ و وارنگ و زیبای بازی اسکرین شات گرفت!! ۰۰ پاسخ
ممنون بابت نقد این بازی خیلی خوب بود درسته بازی یک کم مشکل داره ولی چیزی از جذابیت بازی کم نشده ۱۰ پاسخ
تشکر از اقای زالی بابت نقد زیباشون. با خوندن نقد متوجه شدم که این قسمت هم کم و بیش از مشکلات دو نسخه پیشین رنج میبره. و یک سری مشکلات تازه که با تغییر بخش هایی از بازی از جمله سه بعدی کردن و عمق دادن به بازی براش ایجاد شده. ولی با وجود همه ی این مشکلات،باز هم سومین تراین همانند دو قسمت قبلی خودش جزو بازی هاییه که مهم نیست چقدر ایراد دارن،باید بازیشون کرد و در ذهن خلاق سازنده هاشون غرق شد.و البته کلی از محیط های رنگ و وارنگ و زیبای بازی اسکرین شات گرفت!! ۰۰ پاسخ