ترقوّه‌ی قاچاق‌نویس همراه با منت تقدیم می‌کند | چوب لای چرخ دنده

در
ترقوّه‌ی قاچاق‌نویس همراه با منت تقدیم می‌کند | چوب لای چرخ دنده

مقدمه مثلا: این جانب ترقوّه، آدم بسیار با مزه‌ای هستم. به همین خاطر یک اکانت اینجا هک کرده و به شکل زورکی از این به بعد مطالب بامزه‌ام را به خوردتان خواهم داد. زورکی است، منت‌اش را هم می‌گذارم. نخندید هم زبان‌تان سیاه می‌شود. باید بخواهید. تمام

Marcus_Fenix_by_CameronMark
نشسته بودم روی سکوی مغازه‌ی نیمه ویرانی که چنان مورد لطف لوکاست‌ها قرار گرفته بود، معلوم نبود قبلا تویش چی می‌فروختند! دام هم کنار جدول‌های خیابان خودش را ول داده بود روی زمین و داشت با غرغر تکه‌های گوشت لوکاستی را که چند دقیقه قبل قصابی کرده بود از داخل لوله تفنگ‌اش می کشید بیرون و با توجه به اعتراض‌ها و دری وری‌هایی که ازش می‌شنیدم، معلوم بود که موفق به انجام این کار نمی شد! من یکی که اصلا عادت نداشتم اسلحه‌ام را بعد از اره کاری تمیز کنم. به همین خاطر یک مدت بعد چنان بوی گندی از آن بلند می‌شد که بچه‌های گروه به هوای نزدیک بودن لوکاست‌ها گارد می‌گرفتند و دیگر جک و دری وری نمی‌گفتند!من هم مجبور می‌شدم مخفیانه لنسرم را با یکی روی زمین عوض کنم که البته برای خودش تنوعی بود و حال می داد! توی همین اوصاف بودیم که صدای نکره کول را از کوچه‌ی پشتی شنیدم که داشت سرخوشانه با کسی که باید بیرد می‌بود درباره‌ی شیرین کاری‌اش با نارنجک حرف می‌زد. اتفاقا چاخان نمی‌کرد چون صحنه‌ای را که داشت با هیجان تعریف می‌کرد از نزدیک دیده بودم! کندن کله‌ی یک لوکاست و فرو کردن نارنجکی داخل دهان‌اش و پرتاب محشر کله به یاد روزهای خوش تراشبال وسط یک جمع چهار نفره‌ی لوکاستی تنها از دست کول بی‌شاخ و دم ما بر می‌آمد!
وقتی به ما رسیدند عمدا و از روی بدجنسی حرف‌اش را قطع کردم و با عصبانیت سرش فریاد زدم که: «تا حالا کجا بودی؟! توپ بازی می‌کردی؟!» تمیزخورد توی ذوقش! این جور موقع‌ها صدای خاصی از روی ناامیدی و حالگیری از ته گلوی‌اش بیرون می‌آمد که بی شباهت به استارت خوردن تراکتور نبود! با اینکه خیلی تابلو ناراحت شده بود خودش را جمع و جور کرد وبا همان لحن خوشحال و صدای لوله بخاری‌اش جواب داد: «توی قبرستون پشت کلیسا زمین گیر چندتا بومر شدیم، تازه بعد از اینکه ترتیبشونو دادیم یدونه بروماک از نزدیک‌مون رد شد که شانس آوردیم ندیدمون والا همینمونم نداشتی فرمانده! اون وقت معلوم نبود می‌خواستی سر کی غر بزنی!» بیرد که موقعیت مزه پرانی را مناسب می‌دید تکه‌اش را این طوری پراند که: « مارکوس تو پیدا کردن هدف مناسب استاده!» و با دو دست به خودش اشاره کرد و خنده‌ی پشت بندنش را طبق عادت هجی کرد: «هاه هاه هاه!»
سری تکان دادم و از روی سکو پایین پریدم. این جور موقع‌ها اگر جلوی دهان این نره غول‌ها را نمی‌گرفتی یک ریز تا موقع خوابیدن شر و ور می‌گفتند و پدر هر موجود صاحب گوش و اعصابی را درمی‌آوردند! می‌خواستم مسیر بعدی حرکت‌مان را مشخص کنم و در عین حال سرشان داد و بیداد بکنم که بفهمند صدای‌شان اذیتم می کند که لوکاست های بی پدرو مادری که همیشه باعث دردسر هستند باز زمین را لرزاندند و چندتای‌شان درست وسط میدان و از توی خاک‌ها لولیدند بیرون! فحش و ناسزاهای رکیک بود که از دهان‌مان درمی‌آمد و در همین حال با عجله دنبال جایی برای مخفی شدن می‌گشتیم! اطراف‌مان هیچ جان پناه درست و حسابی نبود! برای همین هر چهارتای‌مان به سرعت دویدیم طرف بلوک‌های سیمانی آن ور خیابان که کاملا سالم باقی مانده بودند و فقط دوده‌ی آتش سیاه‌شان کرده بود. پس کله کردیم طرف بلوک های سیمانی .نزدیکی‌های رسیدنمان و طبق عادت مثل اینکه پشت زره من آهن باشد و بلوک سیمانی تکه بزرگی آهن‌ربا چنان با صدای مهیبی خودم را به‌پشت بهش چسپاندم که دام به تصور انفجار دست‌اش را روی سرش گذاشت و سکندری خورد و جلوی پایم افتاد زمین! علاوه بر این‌ احساس کردم بلوک کمی روی قاعده‌اش چرخید و قرچی صدا داد. البته چند ثانیه بیشتر طول نکشید که متوجه شوم صدای قرچ مال چرخیدن بلوک سیمانی نبود و با درد جانکاهی که توی کمرم پیچید ارتباط داشت! درد چنان بی‌پدر و مادر و بی‌رحم و مروت بود که باعث شد از ته گلو فریاد بزنم و دام بخت برگشته را که تازه داشت خودش را از جلوی دست و پایم جمع می کرد شوکه کنم. خواستم کمرم را خم کنم ولی مثل یک تکه چوب خشک شده بود. دام کورمال کورمال و وحشت زده چهار دست و پا خودش را رساند پیش‌ام و پشت جدول سیمانی چمباتمه زد و با نگرانی پرسید: «تیر خوردی؟ داری می‌میری؟!»
در حالی که توان حرکت نداشتم و سیخ به روبرویم نگاه می کردم گفتم: «فکر کنم کمرم قلنج کرده!»
کول از آن طرف داد زد: «قلنج نیست دیسک کمره! صداشو می‌شناسم! از موقع تراشبال!»
دام غرغر کنان گفت: «مگه با دیسک کمر استخدام ارتش شدی؟»
داد زدم: «برو به جهنم با این سوال کردنت! حالا وقت این حرفاست؟! بگو چه غلطی بکنم؟»
دام نگاهی به من انداخت و چیزی نگفت. فقط کمی خودش را پائین کشید و قیافه‌اش حسابی توی هم رفت. سیگاری درآورد و روشن کرد و شروع کرد به پک زدن. لوکاست‌ها با سر و صدا نزدیک می‌شدند و صدای گلوله و انفجار گوش‌های‌مان را پر کرده بود.
در حالی که زیر چشمی می‌پائیدمش پرسیدم: «بازم یاد ماریا افتادی؟!»
به آرامی پرسید: «مارکوس؟!……وزن تو و زره و مهماتت روی هم چند تُن می‌شه؟!!»


75 دیدگاه ثبت شده است

دیدگاهتان را بنویسید

  1. این دیسلایک بزن کیه؟! :lol: باو والا این لایک و دیسلایک تأثیری در روند کاری کسی نداره و نخواهد داشت! :23: شورشو درنیارید دیگه! :23:

    ۴۱۷
    1. برادر چرا نمیگیری ، این دیسلایکها واسه خندس… شما فرض کن مثبت گرفتی :11:

      ۸۴
  2. یکی بامزه تر از ترقوه پیدا شده داره دیس لایک می کنه. یاد بدمن های کمیک بوک های مارول افتادم بس که شخصیت کمیکی داره. دیس لایک من!

    ۶۱۵
  3. خیلی عالی بود اصلا جر خوردم از خنده اصلا اووووووف !
    ———————————————————————————-
    ببینم چندتا دیسلایک می خورم ! :|

    ۷۳۱
    1. بدویید دیگه الان ده دقیقه هست کامنت دادم فقظ 5تاتون دیس لایک زدین بقیتون چی پس ؟!
      منتظرما بدویید …
      :| :| :|

      ۶۳۰
  4. با سپاس
    جالب بود
    به هوای آناتومی اومدیم تو این پست اما داستان طنز نصیبمون شد
    خیر ببینی ترقوه
    :24: :24: :24:

    ۴۱۲
    1. این بهترین پستی هست که کلا تو عمرم دیدم…. دمت آتشفشان ترقوه … بترکی…
      بده اون دیسلایک های لامصبو به من……….. من دیسلایک میخوام ….
      100 تا بهم منفی بده بخندیم
      :26: :26: :26: :26: :26:

      ۳۹
  5. تشکر!
    از اینشکل دست نوشته ها حسابی لذت می برم!
    فقط اینکه مقدمه بیشتر ذهنیت یک طنز رو فراهم می کرد!( هرچند که طنز نسبی درون متن موجوده! )
    چه نام کاربری باحالی… :24:
    تشکر

    ۹۱۶
    1. اون کاربرو دیدی الان زبونش سیاه شده. تو برو تو آینه ببین مال تو هنوز سفیده. برچاناه بالام. :15:

      ۱۳۱۶
    1. فرض کن کتابی رو خوندی که اصن خوشت نیومده ازش… شما میری از نویسنده اش تشکر میکنی خدایی؟ :23:
      (در ضمن خودت چرا تشکر نکردی؟)

      ۲۳۱۰
    2. بخوای از همین شروع کار اینجوری با مخالفات تعامل کنی به نفعته. :23:

      ۷۱۸
    3. فقط به اونی که کامنت منو ویرایش کرده باید بگم خیلی ماه هستی شما. :23:

      ۱۱۳
    4. “فقط به اونی که کامنت منو ویرایش کرده باید بگم خیلی ماه هستی شما”
      جر خوردم از خنده! :26: :lol:
      کلا همچین ویرایشی در تاریخ دیبازی صورت نگرفته :25:
      دیسلایکها رو هم که لایک کردی :25:

      ۱۲۳

در شبکه‌های اجتماعی،
به خانواده دنیای بازی بپیوندید!

برای اطلاع از جدیدترین اخبار، نقد و بررسی‌ها و ویدیوهای اختصاصی، ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید. همراه شما هستیم.

Dbazi Social Media

مقالات بازی

تاریخچه استودیو Giant Squid تاریخچه استودیو Giant Squid (+ویدیو)
توسط علی علی‌پور
0
داستان بازی Clair Obscur Expedition 33 داستان بازی Clair Obscur Expedition 33
توسط علی علی‌پور
0
داستان سری جنگ جهانی بازی Call of Duty داستان سری جنگ جهانی بازی Call of Duty
توسط حسین کریمی
0
تاریخچه شرکت راک استار گیمز تاریخچه شرکت راک استار گیمز
توسط سام حقیقی
0
سری بازی زلدا را چگونه بازی کنیم؟ سری بازی زلدا را چگونه بازی کنیم؟
توسط حسین کریمی
0
تاریخچه استودیو Team Cherry تاریخچه استودیو Team Cherry
توسط علی علی‌پور
0
تاریخچه استودیو Sandfall Interactive تاریخچه استودیو Sandfall Interactive
توسط میلاد طاهرنژاد
0
Mafia داستان سری بازی Mafia
توسط حسین کریمی
0
داستان سری بازی Halo داستان سری بازی Halo
توسط حسین کریمی
0
تاریخچه استودیو سی دی پراجکت رد تاریخچه استودیو سی دی پراجکت رد
توسط علی علی‌پور
0
بیوگرافی وینس زامپلا
توسط سام حقیقی
0
بیوگرافی تام کلنسی بیوگرافی تام کلنسی
توسط حامد محمدپور
0
بیوگرافی فومیتو اوئدا بیوگرافی فومیتو اوئدا
توسط مهدی یوسفی
0
بیوگرافی سم لیک بیوگرافی سم لیک
توسط مهدی یوسفی
0
بیوگرافی جوزف فارس بیوگرافی جوزف فارس
توسط محمدصدرا باقری
0
بیوگرافی هیدئو‌ کوجیما بیوگرافی هیدئو‌ کوجیما
توسط محسن کشاورز
0
بیوگرافی جف کیلی بیوگرافی جف کیلی
توسط محمدصدرا باقری
0
زندگی‌نامه نیتن دریک پهلوانان نمی‌میرند | زندگی‌نامه نیتن دریک
توسط فرشید عبدالله پور
8
بیوگرافی ساتورو ایواتا (Satoru Iwata)؛ من یک گیمر هستم
توسط صادق شجاعی‌فرد
11
Neil Druckmann, The Last of Us, Uncharted بیوگرافی نیل دراکمن – جاه طلبی در پی کمال در هنر
توسط افراسیاب
1

چند رسانه ای

معرفی بازی Metro 2039 در جریان مراسم شوکیس ایکس‌باکس معرفی بازی Metro 2039 در جریان مراسم شوکیس ایکس‌باکس؛ تاریک‌ترین روایت مجموعه در سال ۲۰۲۷ از راه می‌رسد
توسط محمدصدرا باقری
0
بازگشت مستر چیف با بازی Halo: Campaign Evolved بازگشت مستر چیف با بازی Halo: Campaign Evolved؛ نمایش تریلر جدید از بازی
توسط محمدصدرا باقری
0
نمایش تریلر جدید بازی Fable در مراسم ایکس‌باکس نمایش تریلر جدید بازی Fable در مراسم ایکس‌باکس؛ عرضه همزمان برای کنوسل‌های PC، پلی‌استیشن ۵ و ایکس‌باکس
توسط محمدصدرا باقری
0
نمایش اولین گیم‌پلی بازی Gears of War: E-Day نمایش اولین گیم‌پلی بازی Gears of War: E-Day در مراسم شوکیس ایکس‌باکس؛ انتشار بازی در ماه اکتبر 2026
توسط محمدصدرا باقری
0
رونمایی رسمی از بازی Rayman Legends: Retold رونمایی رسمی از بازی Rayman Legends: Retold در مراسم State of Play سونی
توسط پارسا بیرانوند
0
تاریخ انتشار بازی Onimusha: Way of the Sword تاریخ انتشار بازی Onimusha: Way of the Sword اعلام شد
توسط پارسا بیرانوند
0
رونمایی از تاریخ انتشار بازی Control Resonant رونمایی از تاریخ انتشار بازی Control Resonant در رویداد State of Play
توسط پارسا بیرانوند
0
نمایش تازه بازی Marvel’s Wolverine نمایش تازه بازی Marvel’s Wolverine، گیم‌پلی خشن و خونین بازی را به نمایش گذاشت
توسط پارسا بیرانوند
0
غافلگیری طرفداران با اعلام تاریخ انتشار Silent Hill: Townfall توسط شرکت کونامی غافلگیری طرفداران با اعلام تاریخ انتشار بازی Silent Hill: Townfall توسط شرکت کونامی [تماشا کنید]
توسط ایلیا حسامی
0
رونمایی رسمی از بازی Call of Duty: Modern Warfare 4 رونمایی رسمی از بازی Call of Duty: Modern Warfare 4 همراه با تاریخ عرضه
توسط پارسا بیرانوند
0