سمفونی تایر و آسفالت
خانه » نقد و بررسی » نقد و بررسی بازی
آخرین روزهای نسل هفتم بود که «دن گیریناولت» مسئول فرانچایز Forza (فورتزا) اعلام کرد که ساخت یک مجموعه جدید از این سری را به استودیوی بریتانیایی Playground Games (پلیگراند) سپرده است. با بررسی بازی Forza Horizon 6 همراه بخش نقد و بررسی بازی رسانه دنیای بازی باشید.
یک زیر سری جدید که برخلاف نسخههای اصلی فورتزا موتوراسپورت، مسابقات را از پیستها و فضای شبیهساز با نام هورایزن، در سال 2012 خارج کرد. یک عنوان مسابقهای دلچسب که در فضایی جهانباز دنبال میشد و مسابقات را در فضای شهری و بین شهری دنبال میکرد. یک سیستم هندلینگ جدید و دلچسب که ترکیبی از شبیهساز و آرکید بود. ساختاری بیشتر عامهپسند و لذت بخشتر برای مخاطب عام. حالا اما نسخه ششم هورایزن عرضه شده است. جایی که فستیوال ماشینبازها را به شرق آسیا و سرزمین آقتاب، ژاپن برده. آیا هنوز هم شاهد آن جادوی همیشگی هستیم؟ با دنیای بازی همراه باشید.
نزدیک به ۱۴ سال از انتشار اولین نسخه فورتزا هورایزن میگذرد. شاید در آن روزها کسی فکر را نمیکرد که در آینده، فورتزا با هورایزن معرفی شود و دیگر خبری از موتوراسپورت نباشد. اما موفقیتهای سریالی پلیگراند گیمز با ریسینگ جدیدش، باعث شد تا امروز شاهد انتشار نسخه ششم باشیم.
یکی از مهمترین مسائل برای یک بازی جهانباز، قطعا فضا و ستینگی است که در آن جریان دارد. نسخه اول ما را به منطقه کلورادو آمریکا سوق داد. بعد از آن که هورایزن به موفقیت رسید و پرونده کنسول XBOX 360 را در آخرین روزهای نسل هفتم با شایستگی بست، شاهد معرفی نسخه بعدی بودیم. با شروع نسل هشتم کنسولهای خانگی، هورایزن ۲ در سال ۲۰۱۴ ما را به اروپا و فضایی بین فرانسه و ایتالیا برد.
دیری نپایید که تنها دو سال بعد، عنوان سوم استرالیا را به عنوان محل رویداد خود معرفی کرد و نسخه چهارم، انگلستان را. پس از اینکه نسخه پنجم فستیوال هورایزن به مکزیک رفت، برای بسیاری سوال بود که هورایزن 6 در کدام نقطه از جهان جریان خواهد داشت.
در تمام این سالها، دوستداران فرانچایز فورتزا آرزو داشتند که روزی این مجموعه پای طرفداران را به ژاپن باز کند. طبیعت متفاوت، فرهنگ ماشینبازی خاص خود، فضای شهری توکیو، خودروهای محبوب ژاپنی، مسیرهای جذاب و… از این دلایل بودند. سرانجام پلیگراند درخواستهای مخاطبان را امسال و در نسخه ششم اجرا کرد. جایی که فستیوال هورایزن به توکیو و مناطق خارج شهری اطراف آن رفته است.
همانطور که گفتم، باید تاکید کنم که سالها بود که نام ژاپن مانند یک افسانه در میان طرفداران فورتزا هورایزن میچرخید؛ آرزویی که از انجمنهای اینترنتی تا شبکههای اجتماعی بارها تکرار میشد. دلیل این اشتیاق هم روشن بود؛ کمتر کشوری را میتوان پیدا کرد که فرهنگ خودرو در آن تا این اندازه با جغرافیا گره خورده باشد.
از بزرگراههای نورانی توکیو و پارکینگهای افسانهای گردهمایی خودروها گرفته تا جادههای کوهستانی که دهههاست به بخشی از اسطورههای دنیای دریفت تبدیل شدهاند و از این نظر ژاپن همیشه مقصدی ایدهآل برای هورایزن به نظر میرسید. عجیب نیست اگر در این روزها شنیده باشید که ژاپن هورایزن ۶، بهترین نقشه و طراحی سری را دارد که چندان هم حرف بیراهی نیست.
نقطه قوت نقشه را نباید تنها منحصر به زیباییهای بصری آن دانست که البته همیشه در فرانچایز زبان زد بوده است. تنوع ریتم رانندگی یک شاخص مهم را مطرح کرده که به نقشه ژاپن اعتبار دو چندان میبخشد. برخلاف مکزیک در نسخه پنجم که بسیاری از مسیرها حس مشابهی داشتند، اینجا هر منطقه حس و حال رانندگی و البته طراحی ظاهری خاص خود را دارد.
خیابانهای متراکم توکیو شما را به رقابتهای خیابانی با سرعتهای سرسامآور دعوت میکنند؛ جادههای باریک و پرپیچوخم کوهستانی برای دریفت و نبردهای یک به یک طراحی شدهاند؛ بزرگراههای ساحلی، جنگلهای بامبوی مهآلود، روستاهای آرام و حتی مناطق برفی، هر کدام سبک متفاوتی از رانندگی را طلب میکنند. این تنوع محیطی که در چند منقطه کلی تعریف میشود، باعث شده تا دیگر مسابقات حس تکراری قبل را نداشته باشند و هر مسابقه جدید، متقاوت و دارای چالشهای خاص خود باشد.
در این بین اما، شاید بتوان یکی دیگر از دستاورهای بزرگ پلیگراند گیمز را در درک فرهنگ خودروی ژاپن جست و جو کرد. بازی تنها از کلیشههای خیابانهای شهری خیس با بازتاب نئون و شکوفههای گیلاس روی زمین و معلق در هوا، استفاده نمیکند. اگر دقت کنیم، هورایزن ۶ به جزئیاتی میپردازد که سالها بخشی از هویت خودروبازهای ژاپنی بودهاند.
از محلهای گردهمایی خودروها و جایگاههای سوخت کنار بزرگراه گرفته تا مسیرهای مخفی، پیچهای مشهور کوهستانی و جادههایی که انگار مستقیما از دل انیمهها و مسابقات خیابانی بیرون آمدهاند. این توجه باعث شده تا جهتگیری هورایزن در ساختار نقشه ژاپن، بیش از یک تغییر لوکیشن صرف باشد. حقیقت این است که ژاپن در اینجا حس خاص خود را برای یک عنوان ریسینگ دارد و مخاطب بعد از شش نسخه، این احساس را نخواهد داشت که فقط ظاهر تغییر کرده و دچار دژاوو شود.
نباید از یاد برد که طراحی هنری و گرافیک بصری همچنان میدرخشد. همه این عوامل در کنار هم معجزهای را رقم زدهاند که بهترین لحظات تجربه بازی را صرفا به مسابقات محدود نمیکند. به شخصه بیشتر مدت تجربه ۵۰ ساعتهام از بازی را خارج از مسیر مسابقات گذارندهام.
گاهی فقط در یک نیسان جیتیآر میراندم و از غرض موتور ۳.۸ لیتری V6 آن زیر کاپوت با یک توربوی دوقلو لذت میبردم. گاهی در یک ساعت بارانی، خودرو را برای مدتی در یک جنگل مهآلود متوقف میکردم و با تماشای سقوط قطرات باران بر روی بدنه میتسوبیشی لنسر ام، آرامش میگرفتم. و هورایزن ۶ پر است از این لحظات که خارج از مسابقههای رایج بازیهای ریسینگ برای هر فرد با هر سلیقه و منشای، یک تجربه متفاوت و شخصی رقم میزند. این بزرگترین دستاورد هورایزن بوده که پس از چهارده سال و در ژاپن به اوج خود میرسد.
اگر از فورتزا هورایزن ۶ انتظار داشته باشید که قواعد این مجموعه را از نو تعریف کند، در ساعات نخست با حس آشنایی روبهرو خواهید شد. پلیگراند گیمز با آگاهی کامل بهجای ایجاد تغییرات گسترده، تصمیم گرفته همان فرمولی را که طی بیش از یک دهه به کمال رسانده، پالایش کند. تقریبا هیچ جهشی در ساختار گیمپلی بازی شاهد نیستم و بازی در این بخش همچنان بالغ و کمایراد است. تنها سعی شده بخشهایی دچار اصلاحات کوچک شوند و گیمپلی و طراحی صیقل بخورد و ماهیت اصلی خود را حفظ کند.
با این حال، اما این «آشنا بودن» را نباید با تکرار اشتباه گرفت. تفاوت بزرگ نسخه جدید فورتزا در کیفیت اجرای جزئیات است. جزئیاتی که شاید روی کاغذ کوچک به نظر برسند، اما پشت فرمان، تجربهای متفاوت خلق میکنند. هندلینگ خودروها همچنان نقطهای است که این مجموعه فاصله خود را با رقبا حفظ میکند.
نه آنقدر شبیهساز است که هر اشتباه را با مجازات پاسخ دهد و نه آنقدر آرکید که قوانین فیزیک را فراموش کند. نتیجه، تعادلی کمنظیر و یک هارمونی دوستداشتنی را خلق کرده است. جایی که دریفتزدن در پیچهای کوهستانی، عبور با سرعت از بزرگراههای خیس توکیو یا کنترل یک هایپرکار در سرعتهای بالا، همگی طبیعی، روان و در عین حال هیجانانگیز احساس میشوند. معیاری که یک شبه به دست نیامده و همچنان به عنوان بنچمارک برای رقبای ریسینگ شناخته میشود و خواهد شد.
توجه هورایزن به شبیهساز در تعادل با آرکید، همیشه موجب شده تا خودروها نیز صرفا مجموعهای از اعداد و مشخصات فنی نباشند. تفاوت صدا، توزیع وزن، شتابگیری و رفتار هر کلاس از خودرو باعث میشود جابهجا شدن از یک سدان اروپایی سبک به یک کلاسیک آمریکایی یا یک سوپراسپرت ژاپنی، صرفا تغییر سرعت نباشد؛ بلکه تغییر شخصیت رانندگی باشد.
این همان ویژگیای است که باعث میشود بیش از ۵۵۰ خودرو صرفا یک عدد تبلیغاتی نباشند، بلکه هرکدام دلیلی برای امتحان شدن داشته باشند. البته که گاهی این فلسفه زیر سوال میرود. همچنان خودروهای بستههای الحاقی پولی گاها برتریهای بیشتری دارند. در برخی خودروها هم اعداد و ارقام فنی زیر سوال میرود و دیگر نمیتوان تنها با اتکا به گشتاور، وزن و توان به خروجی یک خودرو اعتماد کرد. نمونه آن Mazda MX-5 Miata Forza Edition است که در درگ تقریبا هر خودرو با هر مشخصاتی را شکست میدهد.
تنوع فعالیتها یکی دیگر از مشخصاتی است که نباید آن را فراموش کنیم. مسابقات جادهای، خیابانی، رالی، کراسکانتری، رقابتهای Touge، تایماتکهای Horizon Rush، ماموریتهای اکتشافی و فعالیتهای آنلاین، هرکدام ریتم متفاوتی دارند و به لطف طراحی هوشمند مسیرها، کمتر پیش میآید دو مسابقه حس یکسانی ایجاد کنند.
جدای از اینکه بردهای تخریبپذیر و مسکاتها همچنان یکی از جذابترین فعالیتهای فرعی برای نگارنده به شمار میروند و ساعتها را به شخصه صرف این موراد کردم که میتوان گفت حکم کالکتیبلهای بازیهای ادونچر را دارند. در این ژاپن آن قدر فعالیتهای متنوع خارج از مسیر مسابقات وجود دارد که برای یک بازی ریسینگ گاها تعجبآور است. هورایزن ۶ میتواند به راحتی شما را برای صد ساعت بدون خستگی و تکرار، سرگرم کند.
یکی از انتقاداتی که خود بنده از نسخه سوم این سری متوجه آن شدم، سیستم پیشروی و افزایش سطح بود که تقریبا بیمعنا شده بود. یکی از مهمترین تغییرات در اینجا و خوشبختانه، سیستم پیشرفت بازی است. در نسخههای اخیر، بازی خیلی زود کلکسیون خودروهای گرانقیمت را در اختیار بازیکن قرار میداد و حس پیشرفت را از بین میبرد.
حالا بازی Forza Horizon 6 تلاش کرده این روند را اصلاح کند. شروع با خودروهای معمولی، باز شدن تدریجی رویدادها و سیستم دوگانه پیشرفت میان مسابقات و اکتشاف، باعث شده مسیر رسیدن به خودروهای قدرتمندتر معنا پیدا کند. برای رسیدن به این هدف سیستم دستبندهای نسخه اول و دوم برگشته و با پیشرفت، رنگ دستبند راننده شما تغییر میکند و به سطحهای بالاتری دست پیدا میکنید.
مورد دیگری که در نسخههای اخیر چندان باب میل طرفداران نبود، گردونههای شانس بودند که در زمان بسیار کوتاهی جایزههای زیادی را به بازیکن میدادند. حالا این گردونهها نیز دچار تعادل شدهاند و تعداد دریافت آنها نیز کمتر شده که از اصلاحاتی است که پیشتر، اشاره کردم.
از نظر فنی نیز فورتزا هورایزن 6 یکی از شاخصترین آثار نسل حاضر به شمار میرود. موتور ForzaTech بار دیگر نشان میدهد که چرا همچنان یکی از پیشرفتهترین موتورهای گرافیکی صنعت بازی محسوب میشود. فاصله دید بسیار بالا، مدلسازی دقیق خودروها، بازتابهای واقعگرایانه روی بدنه، سیستم نورپردازی پویا، تغییرات آبوهوایی و نرخ فریم پایدار، همگی تجربهای خلق میکنند که بهندرت دچار افت کیفیت میشود.
مهمتر از همه، این دستاوردها تنها برای ثبت چند اسکرینشات زیبا نیستند؛ بلکه مستقیما بر حس رانندگی تاثیر میگذارند. نقطه عطف این بخش برای من تغییر فصول است که به طور کلی نقشه را دچار تحول میکند. موضوعی که در هواریزن ۴ هم شاهد آن بودیم ولی نسخه پنجم با توجه به محیط مکزیک دچار محدودیتهایی شد.
با تمام این تفاسیر البته، این بازی نیز از نقد مصون نیست. ساختار ماموریتهای داستانی همچنان بیش از اندازه به نسخه پنجم شباهت دارد، روایت داستانی هنوز در حد یک بهانه برای پیشبرد مسابقات باقی مانده و بسیاری از مکانیکهای اصلی، بیش از آنکه نو باشند، تکاملیافتهاند.
شاید اگر پلیگراند جسارت بیشتری به خرج میداد الان هورایزن ۶ تنها لقب بهترین نسخه سری را یدک نمیکشید و میتوانستیم قویا از آن به عنوان بهترین ریسینگ تاریخ یاد کنیم. اما حالا که این اتفاق رخ نداده است، هورایزن جدید نمیخواهد شبیه به سفر به زمان برای آینده ریسینگ باشد. این اثر شایسته میخواهد نشان دهد اگر تمام تجربه، فناوری و شناخت یک استودیو از مخاطبانش در کنار هم قرار بگیرند، نتیجه تا چه اندازه میتواند صیقلخورده و دلنشین باشد.
سری هورایزن آن قدری موفق بوده طی این سالها که سازنده تغییرات گسترده در آن را مشابه دست زدن به ترکیب برنده دانسته. این بازی تلاش نمیکند هویت خود را از نو تعریف کند؛ بلکه میخواهد همان هویتی را که طی بیش از یک دهه شکل گرفته، به کاملترین نسخه ممکن میرساند. شاید برای برخی، این محافظهکاری نقطه ضعف باشد، اما واقعیت این است که رسیدن به چنین سطحی از بلوغ، به همان اندازه دشوار است که خلق یک ایده کاملا جدید.
بار دیگر پلیگراند در این نسخه ثابت میکند که کیفیت، همیشه از دل نوآوریهای پر سر و صدا بیرون نمیآید و حاصل هزاران تصمیم کوچک است. همه چیز با وسواسی مثالزدنی کنار هم قرار گرفته. این همان جزئیاتی به شمار میرود که شاید در تریلرها دیده نشوند، اما پس از دهها ساعت رانندگی، کیفیت واقعی بازی را آشکار میکنند.
این بود بررسی بازی Forza Horizon 6، ممنون از همراهی شما مخاطبان حرفهای رسانه دنیای بازی.
برای اطلاع از جدیدترین اخبار، نقد و بررسیها و ویدیوهای اختصاصی، ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید. همراه شما هستیم.