خانه » مقالات بازی
شرکت مایکروسافت سالهای زیادی است که در بازار کنسولهای بازیهای ویدیویی حضور دارد. حضوری که در نسل ششم و با انتشار کنسولی با نام XBOX آغاز شد، در نسل هفتم با XBOX 360 اوج گرفت، با XBOX ONE در خطر نابودی قرار گرفت و حالا با XBOX Series در نسل نهم ادامه پیدا کرده است. آینده مهمترین رقیب سونی و کنسول محبوبش یعنی PlayStation حالا بیشتر از همیشه در هالهای از ابهام قرار دارد. ابهامی که تنها دلیل آن، تصمیمها، رفتارها و صحبتهای این سالهای مدیران این برند است. همراه بخش مقالات رسانه دنیای بازی باشید تا نگاه دقیقتری به وضعیت کنسول خانگی ردموندیها داشته باشیم.
اولین ضربه مهلک به بدنه و وضعیت برند ایکس باکس، از سمت مدیرعامل سالهای قبل آن وارد شد. در سال ۲۰۱۳ و زمانی که همه منتظر رونمایی از کنسولهای نسل جدید بودند، فاصله امروز اکسباکس و پلیاستیشن وجود نداشت. دو کنسول نسل هفتمی اکسباکس ۳۶۰ و پلیاستیشن ۳، شانه به شانه هم فروخته بودند و سومین پلیاستیشن در آخرین سالهای نسل و به پشتوانه انحصاریهای قدرتمند خود، موفق شد با اختلاف اندکی، از اکس باکس پیشی بگیرد. همه چیز آماده بود تا شاهد یک رقابت تمام عیار در نسل هشتم باشیم. رقابتی که میتوانست به شکل دیگری رخ دهد ولی سیاستهای عجیب اکس باکس از راه رسیدند.
۲۱ ماه می سال ۲۰۱۳ بود که مایکروسافت از کنسول جدید خود رونمایی کرد. سختافزاری که با دریایی از اشتباهات مدیریتی همراه بود. قبل از رونمایی شایعاتی به گوش میرسید که مایکروسافت قصد دارد امکان استفاده از بازی دست دوم را از کاربران خود بگیرد. به این شکل که وقتی یک دیسک برای اولین بار وارد یک کنسول اکس باکس وان میشد، تنها برای همان کنسول قابل استفاده بود. همچنین شایعه شده بود که اکسباکس قصد سرشماری آنلاین بازیکنان را دارد. به این صورت که بازیکنان موظف بودند در هر ۲۴ ساعت یک بار آنلاین شوند تا وضعیتشان توسط اکسباکس بررسی شود تا مبادا کنسول کسی هک شود و بازی تقلبی روی آن اجرا شود.
سیاستهای اینچنین برای کنسول نسل هشتی مایکروسافت برنامهریزی شده بود که با اعتراض شدید بازیکنان، تعدادی از آنها قبل از عرضه رفع شدند. ولی برخی مثل نیاز به همیشه آنلاین بودند باقی ماندند. حتی ویدیویی از مصاحبه دان متریک و جف کیلی وجود دارد که مدیرعامل وقت اکسباکس در پاسخ به سوال جف کیلی که میگوید عده زیادی هستند که به اینترنت مناسبی دسترسی ندارند و نمیتوانند کنسول خود را همیشه به اینترنت متصل نگه دارند، گفت: «من به آنها توصیه میکنم که اکسباکس ۳۶۰ را تهیه کنند.»
در نهایت اکسباکس وان چند هفته زودتر از پلیاستیشن ۴ عرضه شد، آن هم با قیمت ۵۰۰ دلاری و به همراه کینکت اجباری. همه این رفتارها در کنار سختافزار ضعیفتر، بازیهای انحصاری بیکیفیت و… باعث شد تا برند ایکس باکس بدترین لانچ ممکن را تجربه کند.
سونی که از اشتباهات زمان عرضه پلیاستیشن ۳ حسابی درس گرفته بود، با یک لاین آپ جذاب از بازیهای زمان عرضه، کنسولی قویتر و قیمتی ارزانتر به سرعت گوی سبقت را از رقیب آمریکایی خود ربود و تبدیل به پرفروشترین کنسول خانگی بازار شد.
برند ایکس باکس با یک بحران بزرگ روبهرو شد و در نهایت نه فقط نسل هشتم را باخت، بلکه یک بازه زمانی حیاتی را از دست داد. زمانی که خرید دیجیتالی بازیها رونق بسیار زیادی گرفته بود و بازیکنان در حال ساختن لایبرریهای دیجیتالی خود بودند.
در ابتدای نسل هشتم، هر دو شرکت سونی و مایکروسافت، مانور زیادی روی ویژگیهای آنلاین خود داده بودند. از حق اگر نگذریم، اکسباکس خدمات و ویژگیهای بسیار جذابتری را ارائه میداد ولی عقب ماندن در بازار ضربه بزرگی به او وارد کرد و باعث شد این ویژگیها دیده نشوند.
آرشیوهای دیجیتالی شکل گرفتند. این خبر بدی برای برند ایکس باکس بود. بازیکنانی که صدها و یا شاید هزاران دلار برای بازیهای مورد علاقه خود خرج کرده بودند، حاضر نبودند تا آنها را رها کنند و به کنسول دیگری بروند و از ابتدا شروع به خرید بازی کنند. آنها روی پلیاستیشن ۴ خود تعداد زیادی بازی خریده بودند، تعداد زیادی بازی از طریق پلیاستیشن پلاس به دست آورده بودند و تعداد زیادی دوست ندیده پیدا کرده بودند که هر روز با آنها به بازی مشغول میشدند. مهاجرت به یک پلتفرم دیگر برای افرادی که همه اینها را روی پلیاستیشن خود داشت و حتی هزاران تروفی رنگارنگ شکار کرده بود، کاری بسیار سخت و حتی غیرممکن بود.
این شرایط برای اکسباکس خیلی بدتر از چیزی بود که تصور میکرد. فاصلهای که اینجا بین این دو کنسول افتاد، نه تنها تا امروز جبران نشده است، بلکه باعث بروز مشکلات بیشتری هم برای ردموندیها شد.
اکسباکس در همان سالهای ابتدایی نسل هشتم دان متریک را بیرون و فیل اسپنسر را جایگزین او کرد. اسپنسر تلاش زیادی کرد تا اعتبار از دست رفته برند ایکس باکس را بازگرداند و تصمیمات جذابی هم گرفت. خدماتی مثل ویژگی بکوارد و بازیابی بازیهای نسلهای قبل که امروز جزو بدیهیات یک کنسول است، از تصمیمات و دستآوردهای مدیریت اسپنسر بود. او همچنین ایده وجود یک کنسول تماما دیجیتال و ارزانتر را با XBOX ONE S اجرا کرد و سرویس گیم پس را معرفی کرد. سرویسی که به شدت محبوب شد و باقی شرکتها را مجبور به راهاندازی سرویسهای مشابه کرد.
مایکروسافت با پول تقریبا بینهایت خود از تصمیمات اسپنسر حمایت میکرد و اسپنسر هم هر بار ایدههای جاهطلبانهتری را به مدیران مایکروسافت ارائه میکرد. جاهطلبیهایی که تبدیل به مشکل اصلی امروز اکسباکس شدند.
مایکروسافت با شروع نسل نهم میدانست که هنوز موفق نشده به رقیب سنتی خود نزدیک شود. پلیاستیشن در نسل هشتم، انبار بازیهای انحصاری خودش را بزرگتر از همیشه کرده بود. آیپیهای جدید از راه رسیده بودند و حتی بازیهای محبوب قدیمیتر هم نسخههای جدیدتری دریافت کرده بودند.
مایکروسافت برای پر کردن این فاصله شروع به خرید استودیوهای دیگر کرد. استودیوهایی مثل inXile و Double Fine از جمله همین خریدها بودند. استودیوهایی کوچک که تحت نظر اکسباکس و پول این شرکت، میتوانستند بازیهای بزرگتری بسازند.
کنسولهای XBOX Series لانچ بهتری را از پدر نسل هشتی خود تجربه کرده بودند. گیم پس هر روز محبوبتر میشد و به نظر اکسباکس به آرامی در حال برگشتن به رقابت بود ولی گویا مدیران اکسباکس عجله داشتند. در سال ۲۰۲۱ مایکروسافت اعلام کرد که شرکت زنیمکس و بتسدا را با قیمت هفت و نیم میلیارد دلار خریداری و آنها را به زیرمجموعههای برند ایکس باکس تبدیل کرده است.
خبری بسیار بزرگ و شوکه کننده. عناوین بزرگی مثل Fallout، Elder Scrolls، DOOM و… حالا همگی تحت مالکیت اکسباکس بودند. درست یک سال بعد، اتفاقی مشابه برای شرکت اکتیویژن بلیزرد افتاد و آنها هم با قیمت ۶۹ میلیارد دلار به مالکیت برند ایکس باکس درآمدند. البته به همراه یک سال دادگاه و پرونده قضایی برای جلوگیری از این خرید که در نهایت وکلای مایکروسافت موفق شدند پرونده را به سود خود خاتمه دهند.
حالا برند ایکس باکس یکی از بزرگترین بازیکنندگان بازار بود. با در اختیار داشتن یک کنسول قدرتمند، سرویس گیم پس که حالا بسیار محبوب است و لیست بلندبالای بازیهای انحصاری و مالتیپلتفرم میتوانست یکی از موفقترین شرکتهای حاضر در بازار بازیهای ویدئویی باشد. اما چه شد؟ همه این هزار و اندی کلمه را نوشتم و خواندید تا به پاسخ همین سوال برسیم و از سرنوشت ایکس باکس با خبر بشویم.
کسب و کارها با میزان درآمدشان سنجیده میشوند و خوب یا بد بودن درآمد به نسبت هزینهای که آن کسب و کار کرده است مشخص میگردد. چرا این جمله را نوشتم؟ چون وضعیت اکسباکس تغییر کرده است. تا پیش از اینکه فیل اسپنسر و تیم تحت رهبریاش از مایکروسافت نخواسته بود تا بیش از ۷۵ میلیارد دلار هزینه کند و دو ناشر بزرگ را به همراه تمام استودیوها و بازیهایشان بخرد، میتوانست هیئت مدیره مایکروسافت را با سودهای کوچکتر هم راضی کند چون هزینههای برند کمتر بود، کارمندهای کمتر وجود داشتند و مدیریت سادهتری نیاز بود.
ولی در یکی دو سال اخیر، حتی سود خیرهکننده فروش کال آو دیوتی، رکورد زدن تعداد مشترکین و افزایش قیمت گیم پس، بالابردن قیمت سختافزار و… هم نمیتوانند مانع اخراج بیش از ۲۰۰۰ نفر از پرسنل اکسباکس شوند؛ نمیتوانند مانع بسته شدن استودیوهای آرکین و تانگو گیم ورک شوند و یا حتی مانع از کنسل شدن بازیهای استودیوهای مهم برند ایکس باکس شوند.
در تجارت، در نهایت همه چیز را پول و میزان سود مشخص میکند. اگر مدیران ارشد اکسباکس تلاش نمیکردند تا با هزینههای بسیار زیاد، سهم بیشتری از بازار به دست بیاورند، امروز مجبور نبودند تا سرشان را مقابل هیئت مدیره مایکروسافت خم کنند و سیاستهای آینده برند خود را مطابق نظر آنها تنظیم کنند. افرادی که درست مثل دان متریک و برعکس فیل اسپنسر، بویی از بازیهای ویدئویی نبردهاند و همه چیز را مطابق با اعداد و نمودارهای مالی میسنجند.
به عقیده بنده، زمانی که فیل اسپنسر روی استیج میآمد و وعده بازیهای جذاب، انحصاری و آیندهدار را میداد، اصلا قصد فریب دادن مخاطب خود را نداشت. او از برنامههای آینده صحبت میکرد. برنامههایی که توسط تیم تحت رهبریاش تنظیم شده بود و قرار بود تا در سالهای بعدی اجرا شود ولی آنها خبر نداشتند که مدیریت بالاسر آنها، یعنی مایکروسافت، برنامههای دیگری تنظیم کرده است.
این تصمیمهای عجیب و حتی گاهی احمقانه، باعث شد تا اکسباکس جایی بایستد که امروز ایستاده، جایی که طبق اخبار منتشر شده، دیگر در نظر پلیاستیشن، به عنوان رقیب شناخته نمیشوند و یکی دیگر از ناشرهایی هستند که بازیهایشان روی پلیاستیشن هم عرضه میشود.
روزی برند ایکس باکس یک پلتفرم قدرتمند بود که بازار پلیاستیشن را تهدید میکرد ولی امروز یک ناشر شخص ثالث است که سختافزاری هم برای اجرای بازیها و سرویسهایش ارائه میدهد؛ مدیرانی دارد که به تمام وعدههایشان خیانت کردهاند و وقتی رد پای آنها را ببینی، چیزی جز تعداد زیادی دروغ تبلیغاتی مشاهده نمیشود.
سرنوشت ایکس باکس به عنوان یک کنسول خانگی، هرگز تا این حد در ابهام نبوده است. گزارشهای میگویند که برند ایکس باکس در حال ساخت و توسعه کنسول نسل دهمی خودش است و قرار است با یک غول سختافزاری دیگر طرف باشیم ولی همان گزارشها هم می گویند که احتمالا، آن کنسول فرضی، آخرین اکسباکسی باشد که به خانههای طرفداران میآید.
اکسباکس هر بار که گزارشی مالی منتشر میکند، از سود صحبت می کند و میگوید که تاکنون تا این اندازه سود نکرده است ولی یک ماه بعد تعداد زیادی از کارمندان خود را اخراج میکند. تاکید میکند که قرار نیست همه بازیهایی که تولید میکند را برای پلیاستیشن هم عرضه کند ولی در نهایت، نمادهای برند ایکس باکس، مثل Forza و Gears of War سر از فروشگاه پلیاستیشن در میآورند.
اکسباکس از یک کنسول دستی رونمایی میکند ولی عملا یک نسخه گرانتر از همان ROG Ally است که دسترسی به بازیهای گیم پس را به شما میدهد. واقعیت این است که اکسباکس دیگر یک شرکت صاحب پلتفرم نیست؛ یا حداقل نه به شکلی که ما میشناسیم.
یعنی نه مثل نینتندو و پلیاستیشن که سختافزاری وجود دارد با تعدادی بازی انحصاری و تعداد بسیار زیادی از بازیهای مالتیپلتفرم که سازندگان آنها با پرداخت هزینهای، بازی خود را روی آن منتشر میکنند. اکسباکس حالا بیشتر یک بستر انتشار است. حالا ممکن است بستری برای انتشار بازیها باشد، یا بستری برای انتشار سرویسهایی مثل گیم پس یا یوبیسافت پلاس؛ بستری برای فیلم دیدن باشد یا تجربه بازیها به وسیله استریم کردن آنها.
چیزی که میدانیم این است که نام «اکسباکس» از بین نخواهد رفت ولی قطعا شکل آن تغییر خواهد کرد. حدس بنده بر این است که در سالهای آینده، برند ایکس باکس تبدیل به یک هاب میشود. ممکن است سختافزارهای بیشتری با همکاری برندهای دیگر مثل ایسوس یا لنوو تولید شوند که هر کدام هزینههای متفاوتی داشته باشند و مناسب برای قشری خاص از بازیکنان و خود مایکروسافت دیگر سمت توسعه سختافزار نرود. ممکن هم هست که همین سیاست امروز خود برای XBOX Series را ادامه دهد.
در نهایت یک چیز مشخص است؛ سران اکسباکس دروغ میگویند و ادعاهایشان قابل اتکا نیستند. بازیکنان نمیتوانند روی حرفهایشان حساب کنند و باید همیشه منتظر خلف وعده آنها باشند. امیدوارم که اکسباکس در نسل بعد، قدرتمندتر بازگردد (هرچند بسیار بعید به نظر میرسد) چرا که هیچ چیز برای بازیکنان، خطرناکتر از بی رقیب شدن شرکتهای بزرگ نیست.
کال آو دیوتی بدون بتلفیلد، فیفا بدون PES، کوکا بدون پپسی و پلیاستیشن بدون اکسباکس، تبدیل به شرکتهای خطرناکی میشوند که سیاست «همینکه هست» را پیش خواهند گرفت. شاید بخواهید نینتندو را رقیب پلیاستیشن بدانید ولی همه میدانیم که نینتندو سالهاست زمین بازی خود را تغییر داده و از هر شکل از رقابتی با پلیاستیشن و اکسباکس دوری می کند پس یقین بدانید که وارد رقابتی نمیشود که از پیش، بازنده آن است.
اکسباکس پتانسیل زیادی دارد؛ حتی با اینکه از بد روزگار، زمان طلایی شکل گرفتن آرشیوهای دیجیتالی را از دست داده است، با این حال بهترین مهندسین جهان را در اختیار دارد. محبوبترین سیستم عامل رایانههای شخصی را تحت مالکیت و تعداد بسیار بسیار زیادی از استودیوها و آیپیها را در کنترل خودش دارد. اکسباکس هنوز میتواند با تولید بازیهای باکیفیت، صداقت در ارتباط با مخاطب خود و مدیریت بهتر این منابع، فاصله را مقداری کم کند، ولی از سوی دیگر، تنها یه گام با شکست کامل بخش سختافزار خود فاصله دارد.
نسل دهم، شاید آخرین نبرد دو کنسول اصلی بازار باشد. یا برند ایکس باکس به بازی برمیگردد و دوباره پنجه در پنجه پلیاستیشن میاندازد و با ساموراییها کشتی میگیرد و یا اینکه بعد از سگا، تبدیل به دومین صاحب پلتفرمی میشود که توسط پلیاستیشن شکست میخورد و بخش سختافزار خود را تعطیل میکند و تبدیل به یک ناشر شخص ثالث قدرتمند و حتی شاید موفق میشود. حد وسطی وجود نخواهد داشت.
میلاد طاهرنژاد
مایکروسافت و برند ایکسباکس در سالهای اخیر شاهد تغییراتی بنیادین بودهاند. تغییراتی که باعث شده بسیاری از تحلیلگران و حتی طرفداران قدیمی این پرسش را مطرح کنند که آیا ایکسباکس هنوز یک «کنسول» است یا تنها بخشی از یک اکوسیستم وسیعتر بازی؟
یکی از مهمترین نشانههای این تغییر، کمرنگ شدن بازیهای انحصاری کنسولیست. بازیهایی مانند Gears of War و Age of Empires IV برای نخستین بار به پلیاستیشن راه یافتهاند و حتی عناوینی چون Minecraft و Forza Horizon 5 تحت لوای ایکس باکس گیم استودیوز امروز در فهرست پرفروشهای پلیاستیشن 5 قرار دارند. این رویکرد نشان میدهد که مایکروسافت در حال فاصله گرفتن از مدل سنتی «نرم افزار انحصاری = فروش سخت افزاری» است.
پیشتر «جز کوردن» از رسانه نزدیک به مایکروسافت یعنی «ویندوز سنترال» طی یک تحلیل گفته بود که مایکروسافت در حال دوری از انحصارگرایی در بازار کنسولهای خانگی است.
دیگر تحلیلگران صنعت بازی نسبت به این تغییر رویکرد هشدار دادهاند. برای مثال «شاو لیدن» رئیس پیشین پلیاستیشن، اذعان داشته که مسیر فعلی برند ایکس باکس شباهت خطرناکی به دوران افول Sega پس از Dreamcast دارد. اما حقیقتی که باید در نظر گرفت این است که صنعت بازیهای ویدیویی در مقایسه با دهههای قبل بسیار دچار تغییرات شده است.
به شخصه معتقدم که رویکرد و عملکرد فعلی بخش گیمینگ مایکروسافت تحت برند ایکس باکس را میتوان در سه اصل کلی ریشهیابی کرد. پیشبینی و استراتژیهایی که از زمان خود سالها جلوتر هستند، فشار سهامداران و مدیران ارشد و سو مدیریت بخش بازیهای ویدئویی.
زمانی که در ماه مه 2013 ایکس باکس وان به عنوان یک کنسول همیشه آنلاین با قابلیت اشتراک بازیها تا 10 نفر معرفی شد، بازخوردهای بسیاری تندی دریافت کرد. در ادامه با ورود «فیل اسپنسر» در جایگاه رئیس جدید ایکس باکس، مایکروسافت از بسیاری از سیاستهای خود در قبال این کنسول عقب نشینی کرد. شاید بخش گستردهای از این سیاستها اشتباه و گاها احمقانه بودند، ولی موارد چون آنلاین بودن کنسول حالا تقریبا به یک روتین مهم برای بازی تبدیل شده. اثبات این حرف استفاده مستمر از اشتراک گیمپس است.
مضاف بر اینکه حالا با عناوینی روبرو هستیم که حتی تجربه کمپین تکنفره آنها هم منوط به آنلاین بودن کنسول شماست. (مانند Call of Duty: Black Ops 7) به طور کلی با وجود ویژگیهای آنلاین پررنگ حتی در بخش داستانی عناوینی که Shared World هستند یا لیدربوردهای آنچنانی دارند، محال است بازیکنی به اینترنت دسترسی داشته باشد و ترجیح دهد کنسولش آفلاین باشد!
به هر روی شاید چک شدن هر 24 ساعت یک بار ایکس باکس وان برای آنلاین بودن یک تصمیم توهین آمیز بود، ولی قابلیت اشتراک بازی با 10 نفر و آنلاین بودن همیشگی کنسول که به یک اصل تبدیل شده، نشان میدهد که مایکروسافت ایدههای خوبی نیز داشت که با سو مدیریت، عدم شناخت درست مخاطبان بازار و ارائه بد، آن را به ورطه شکست کشاند.
دیدگاه برخی درباره «بازیهای انحصاری» نیز همین است. با یک واقعیت روبرو هستیم و آن این است که حضور بازیهای انحصاری روز به روز کمرنگتر میشود. شاید برای فن بویهای عاشق کنسول وار این اصل ناراحت کننده باشد. شاید برخی معتقد باشند که این موضوع جذابیت رقابت را کمرنگ میکند. اما حقیقت این است که احتمالا تا چند سال دیگر مقوله انحصاری به شکل نسل هفتم و قبل از آن دیگر وجود خارجی نداشته باشد.
در حال حاضر خود کمپانی سونی که همیشه تاکید زیادی بر عناوین انحصاری داشته (سال 2011 را به یاد بیاورید) حالا در حال عرضه بازیهای پلی استیشن برای رایانههای شخصی است. جالبتر اینکه حتی سونی اخیرا Helldivers II محبوب را نیز برای ایکس باکس عرضه کرد. شایعاتی شنیده میشود که این روند به دیگر بازیهای خانواده پلی استیشن نیز گسترش پیدا خواهد کرد.
دلیل این امر هم تا حد زیادی واضح است: ساخت و عرضه بازی در این موقعیت پرهزینه، ریسک انتشار تنها برای یک پلتفرم را نمیپذیرد. کافی است که گزارشات مربوط به هزینههای سرسامآور ساخت اسپایدرمن پلی استیشن رجوع کنید. قطعا مخاطبان حدودا 50 میلیونی پلی استیشن 5 نمیتوانند به تنهایی اسپایدرمن 2 با هزینه 300 تا 500 میلیون دلاری را چندان سودآور کنند. پس انتشار حداقل برای استیم با چند ده میلیون کاربر، ضروری خواهد بود.
در مقایسه مایکروسافت شرایط بدتری دارد. با توجه به اینستال بیس کمتر ایکس باکس، انتشار همزمان برای PC ناگزیر است و البته که یک ناشر نمیتواند پتاسنیل بالقوه فروش روی یک پلتفرم را نادیده بگیرد، حتی اگر خود ناشر، پلتفرم هولدر باشد.
پس جدای اینکه آیا خروج بازیها از انحصار یک پلتفرم کاری درست هست یا نه، به امری ناگزیر و حتمی مخصوصا در آینده تبدیل خواهد شد. مطمئنا سونی نیز به شکل محدودتر این کار را خواهد کرد، مخصوصا حالا که شایعات میگویند نسل بعدی ایکس باکس توانایی اجرای استیم را دارد. مطمئنا سونی ترجیح خواهد داد تا خود بازی را روی ایکس باکس نشر دهد تا اینکه مخاطبان کنسول ردموندی از طریق استیم به آنها دسترسی پیدا کنند.
در نهایت موضع نینتندو با توجه به بازار هدف و مخاطبان متفاوت، جدا خواهد بود. وگرنه با شرایط فعلی که آینده را برای ما ترسیم میکند، احتمالا در نسل دهم و بعد از آن، اگر سخت افزار به شکل رایج کنسول خانگی فعلی وجود داشته باشد، قطعا بازیهای انحصاری به شکل امروزی وجود نخواهند داشت. پس در آینده اگر هیلو را روی پلی استیشن دیدید اصلا تعجب نکنید و اگر God of War را روی ایکس باکس دیدید، تنها کمی تعجب کنید!
این بود پرونده «آیا ایکس باکس به آخر راه خود رسیده است؟». ممنون از توجه شما مخاطبان حرفهای رسانه دنیای بازی.
برای اطلاع از جدیدترین اخبار، نقد و بررسیها و ویدیوهای اختصاصی، ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید. همراه شما هستیم.