خانه » رویدادهای بازی و سرگرمی نه! اینبار گول نمیخورم!؟ | ۱۰ بازی که با اولین نمایشهایشان در E3 ما را گول زدند × توسط تارخ ترهنده در 3307 روز قبل 65 از پایان E3 سال جاری تقریبا دو هفته میگذرد و سالانه نمایشگاه E3 مجال خوب و بسیار مناسبی برای شرکتها و استودیوهای بازیسازی بوده که جدیدترین محصولات خودشان را بهنمایش عموم بگذارند. این مجال بسیار خوب، گاهی بیش از حد خوب است چون توجه مخاطبان و تعداد آنها بسیار بالاست و همگی در E3 آمدهاند تا غافلگیر و هیجانزده شوند! وقتی چنین فرصتی در دستان یک سازندهی نهچندان صادق با اهداف گول زدن و هایپ تقبلی بیفتد، خودتان حدس بزنید چه اتفاقی ممکن است بیفتد. زیاد دیدهایم از تریلرهای سینماتیک و CGI که دروغ محض بودهاند؛ حتی تریلرهایی از گیمپلی بازیها دیدهایم که اصلا واقعی نبودهاند یا روز انتشار محصول نهایی هیچ شباهتی به آن تریلر اولیه نداشتهاند. اینگونه اتفاقات و کلاهبرداریها در چند سال اخیر بهشدت افزایش یافت و مثالهای متعددی میتوانیم بزنیم که خیلی دور از ذهن نیستند و تقریبا همهی ما با آنها آشنایی داریم. در این ۱۰ برتر، قصد داریم برترین بازیهای گولزننده و کلاهبردار را مرور کنیم که نمایشهای اولیهی آنها در E3 هوش از سر همه برد؛ و حتی هنوز هم اگر دوباره آن نمایشها را ببینید ممکن است هوش از سرتان ببرند! با ۱۰ بازی که با اولین نمایشهایشان در E3 ما را گول زدند همراه دنیای بازی باشید. ۱۰. طلوع بیفروغ | Ryse: Son of Rome هنوز نمیدانم این مقاله در اصل یک ده بدتر است یا ده برتر!؟ اما در هر حال Ryse: Son of Rome شاید یکی از صادقترین کلاهبرداران این لیست ماست چون واضح بود چه چیزی در چنته دارد و این ما بودیم که تن به کلاهبرداری صادقانهاش دادیم. Ryse در E3 ۲۰۱۳ بود که برای اولین بار گیمپلی خود را در کنفرانس مایکروسافت به نمایش گذاشت. نمایش بازی در آن E3 با محصول نهایی تفاوت چندانی نداشت و راستاش را بخواهید، جو E3 و جوزدگی خود ما بود که گولمان زد. کاملا واضح بود بازی دارای جلوههای بصری فوقالعاده است و دارای گیمپلی سطحی و صحنههای سینمایی پی در پی، ولی خودمان بودیم که بیش از حد بزرگاش کردیم. درست است Ryse پتانسیل از دست رفتهی بزرگی است، ولی به ما «گیمرها» یادآوری کرد که اگر وضعیت صنعت بازی اینگونه است و با همین روال کمرنگ تر شدن گیمپلی و پررنگ تر شدن صرفا گرافیک پیش میرود، خواستهی خود ماست و «کرایتک» هم چیزی را که مخاطب میخواهد جلوی چشماش میآورد، غیر از این است؟ البته نمیخواهم از این بازی و سازنده و ناشرش دفاع کنم، به ادامهی لیست نگاهی بیندازید تا این موضوع خودگول زنی ما گیمرها برایتان روشنتر شود. ۹. کشتار تقلبی | Killzone 2 در E3 سال ۲۰۰۵ میلادی بود که Killzone 2 در کنفرانس سونی معرفی شد. ویدیوی معرفی بازی را در بالا میتوانید ببینیدو جهت اطلاعتان میگویم، این بازی با جزییات گرافیکی بالا قرار بود روی پلیاستیشن ۲ اجرا شود! ما گیمرها هم همیشه کشته مردهی این نوع دروغها هستیم و زود و بدون تردید باور میکنیم. بعدها که بازی منتشر شد، همه چیز عادی بود و مثل تریلر بالا غیرعادی و هیجانانگیز نبود! تیم سازنده بازی نیز اعلام کرد که کل تریلر بالا CGI بوده و سر کار بودهایم. جلوههای بصری، هر چه بیشتر روی این دو کلمه ریز شویم، بیشتر پی میبریم سادهترین راه گول زدن از طریق چشمهاست. چشمهایمان گرافیک فوق تصور میبینند و دیگر بقیهی کار مهم نیست! ۸. جزیرهی باگ | Dead Island تریلر بالا مربوط به معرفی دومین قسمت بازی است که در کنفرانس سونی در E3 ۲۰۱۴ پخش شد. تریلر بالا سینماتیک است ولی تریلرهای گیمپلی اولین قسمت Dead Island مثل محصول نهایی خیلی درخشان و چشمنواز نبودند. یادم میآید چقدر همهی ما منتظر این بازی بودیم و بر این باور بودیم که DI بازی انقلابی در سبک خودش میان دیگر بازیهای زامبیمحور خواهد بود، ولی نتیجه یک نسخه بازی بیکیفیتتر از نمایشهایی که پر از باگ بود شد و DI نیز میان آن همه بازی همسبک خودش گم شد و فراموش. DI 2 نیز هنوز در دست ساخت است و روند ساخت پیچیده و عجیب و غریبی داشته که معلوم نیست به سرانجام برسد یا خیر… . ۷. هالهای از گول! | Halo 2 همهی ما گیمرها «هیلو» را بهخاطر آوردن المانها نو به سبک تیراندازی اول شخص و مجموعه بازیهای محبوباش میشناسیم؛ البته «مسترچیف» هم یکی از نمادهای صنعت بازی است و هر گیمری چه خوشاش بیاید چه نیاید، هیلو را میشناسد. قسمت دوم این مجموعه بازی در E3 سال ۲۰۰۳ میلادی با تریلری از گیمپلی دموی بازی معرفی شد و اگر نگاهی به تریلر بالا بیندازید، واقعا برای سال ۲۰۰۳ میلادی حیرتآور است. Halo 2 قرار بود روی اولین اکسباکس اجرا شود و بعدها «بانجی» اعلام کرد که این ۵ دقیقه دمویی که نمایش داده شد بههیچ امکان نداشت روی اکسباکس اجرا شود! در اصل بانجی قصد داشت همان دمو را در همان حد و کیفیت بسازد، ولی چون سختافزار اکسباکس توانایی اجرا و پشتیبانی از آن محیطها با آن جزییات را نداشت، ساخت جلوههای بصری از اول آغاز شد. البته، نمی توان گفت بانجی و مایکروسافت نمیدانستند که اکسباکس نمیتواند چنین عنوانی را اجرا کند و بعد بیایند آن دمو را در E3 نمایش دهند! سیاستهای کلاهبردارانه و گیمرهای ساده، و البته گرافیک دوست! ۶. کلیشهای نوساز | The Division بازی جدید «یوبیسافت» در سال ۲۰۱۳ میلادی The Division نام داشت که با اولین نمایش گیمپلی خود در E3 همان سال معرفی شد. نمایش این بازی در تاریخ و دورهای قرار دارد که دیگر صرفا گرافیک بالا مخاطب را بهراحتی گول نمیزند، بلکه کارگردانی تریلر و نمایش بازی، استفاده از عنصر هایپ و المانهای دروغین در گیمپلی نمایشهای قبل از انتشار ترفندهایی برای کلاهبرداری بارز هستند. اولین تریلر گیمپلی این بازی هوش از سر همه برد و همه بیصبرانه منتظر انتشار این بازی بودند که بارها تاخیر خورد. اگر تریلر بالا را تماشا کنید و The Division را بازی کرده باشید، خودتان متوجه تفاوتهای ریز و درشت بازی اصلی و نمایش آن نمیشوید. کاری با گرافیک نداریم، واقعا گیمپلی بازی چیزی بود که در این نمایش دیدیم؟ ۵. اقتباسی باگین از انقلابی خونین | Assassin’s Creed Unity همین سه سال پیش بود که AC Unity در E3 در کنفرانسهای یوبیسافت و مایکروسافت خودنمایی میکرد و پس از هر تریلر این بازی، «بیش از ۵۰ جایزه و دستآورد از رویداد E3» را میدیدیم. AC Unity قرار بود بازگشت مجموعه به ریشههایش باشد و بعد از سه سال، امسال AC Origins قرار است این مجموع بازی را به ریشههایش برگرداند (خدا کند واقعا همینطور باشد)! ما گیمرها چون خیلی ساده و البته عاشق هستیم، میگویند عشق آدم را کور میکند، همان چیزی را که نشانمان میدهند را باور میکنیم و تا انتشار بازی مورد نظر لهله میزنیم و درنهایت بعد خداحافظی با پول توی جیبمان میفهمیم کلاهمان را باد هایپ برده است. AC Unity تبلیغات گسترده و واقعا باکیفیتی داشت و بسیار هوشمندانه از این حیث خود را نشان داد، در حدی که این بازی در زمان به خود بهاندازهی کل مجموعه AC فروش کرد. محصول نهایی بازی چیزی نبود جز سلسله مراتب ماموریتها و چالشهای تکراری با باگهای فراوان. با این همه تبلیغ و تریلرها و «تیوی اسپات»های باکیفیت گول خوردیم، پولمان را دادیم رفت و تازه بازی پالیش نشده تحویل گرفتیم؛ حالا بیایید پول ترافیک و حجم اینترنت بدهید و پچ اصلاحیه دانلود کنید…! ۴. دروغهای سریالی | Star Wars The Old Republic: Knight of the Fallen قبل از اینکه متن این مورد کلاهبرداری را بخوانید، اول تریلر بالا را ببینید. تریلر را دیدید؟ دوست ندارید این بازی را خریداری کنید؟ منکه بعد از دیدن این تریلر برای خرید این بازی قانع شدم! تازه تریلرهای سینماتیک Knight of the Fallen سریالی بودند و بازی Star Wars The Old Republic با همین ترفند به تبلیغات و جذب مخاطب ادامه میداد و درنهایت هم فروش خوبی داشت. من، به عنوان یک گیمر، باید اعتراف کنم که عاشق تریلرهای معرفی سینماتیک بازیها هستم؛ اما باز هم باید اعتراف کنم و بگویم که بازیها ذات متفاوتی با فیلمهای سینمایی و کتابها دارند، و بیخودی هنر هشتم نامیده نشدهاند و در طی این چند سال بیدلیل با این سرعت رشد نکردهاند. ما گیمرها عاشق معرفیهای با آب و تاب بازیهای مورد علاقهیمان هستیم، اما نباید یادمان برود تا خود اصل بازی و گیمپلی آن را ندیدهایم، نباید جوگیر بشویم. ۳. سگهای سودجو! | Watch Dogs E3 ۲۰۱۲ یادتان هست؟ در همان E3 بود که همه Watch Dogs را نقطهی عطف رویداد میدانستند. متاسفانه یوبیسافت از همان موقع بود که نام و محبوبیت خودش را لکهدار تر کرد. تریلر بالا را ببینید، با این که قبلا بیش از صد دفعه دیدهاید، ولی باز هم آن را ببینید؛ با خود نمیگویید چقدر این بازی خوب است؟ یا چقدر این بازی میتوانست خوب باشد؟ ای کاش در حد تریلر باقی نمیماند… . باز هم میگوییم گرافیک دروغین را کاری نداریم، اتمسفر خلق شده در تریلر، مخوف بودن شخصیت اصلی که از قضا یک هکر است و گیمپلی چندلایه بازی کافی نیست تا سرمان را شیر بمالد؟ کارگردانی و هدایت بازی در تریلر بالا نیز در نوع خود شاهکار است. Watch Dogs شیکترین کلاهبرداری در صنعت بازیهاست و خدانکند روزی بازی دیگری روی دست این بازی بلند شود! محصول نهایی، تنها چیزی که از این تریلر به ارث برد ظاهر شخصیت اصلی آن بود و حتی صداپیشهاش نیز تغییر کرده بود. در رابطه با این یک مورد خاص، تقصیر را بههیچ وجه نمیتوان گردن مخاطب و گیمر انداخت، زیرا این بازی و نمایشهایش کلاهبرداری محض بودند. ۲. آسمان مگر از قبل صاحب زمینی داشت؟! | No Man’s Sky عبارت «آسمان بینشان» که یکی از شیکترین و فکر شدهترین معادلهای No Man’s Sky بود، بههیچ وجه درخور بازی خود نبود. البته، باز هم بگویم که No Man’s Sky چیزی بیشتر از همان چیزی که بود نشان نمیداد و بیشتر این ما بودیم که این عنوان را در ذهنمان بزرگ و بزرگتر کردیم. نمایشهای No Man’s Sky همگی آب و تاب خاصی داشتند، مخصوصا تریلر بالا که اولین نمایش بازی و معرفی آن بود. کدام گیمر است که از جهانگردی به معنای واقعی کلمه خوشاش نیاید؟ البته ما زمینیها هم دور دنیای خودمان، زمین، را میگردیم تا از غنی بودن فرهنگ و آثار متنوع آن لذت ببریم؛ اگر قرار است کهکشانها خالی باشند و صرفا رنگ سیارههایشان با یکدیگر فرق کند، هیچکس دوست ندارد زحمت گردش در کهکشانهای توخالی را به خودش بدهد. No Man’s Sky بازی جذاب با ایدهای بلند پروازانه بود که برای تبلیغ و خودنمایی از چاشنی پیاز داغ استفاده کرد و ما گیمرها نیز با اینکه میدانستیم و حدس میزدیم این بازی کمبود بزرگی خواهد داشت، ولی باز هم گول خوردیم (در اصل میخواستیم گول بخوریم) و حسابی جیبهای سونی و سازندهاش Hello Games را پر کردیم. ۱. بیگانههای کلاهبردار بیرمق | Aliens: Colonial Marines Aliens: Colonial Marines یکی از عجیب و غریبترین پروژههای بازیسازی تاریخ این صنعت است. سازنده قرار بود Gearbox باشد و ناشر نیز «سگا»، اما بعدها که بازی منتشر شد و اصلا شبیه نمایشهای خیرهکننده و امیدوارکنندهاش نبود، خبرهایی مبنی بر اینکه Gearbox در ساخت بازی کوتاهی کرده و سگا ساخت بازی را توسط چند استودیوی مختلف پیش برده منتشر شد که هیچکدام از طرف سازنده و ناشر بازی تایید نشد و آخر نیز مشخص نشد دقیقا چه بر سر این بازی آمد. Aliens: Colonial Marines حسابی توسط مخاطبها نفرین شد و بارها پایش به دادگاه کشیده شد. تریلرهای گیمپلی بازی فوقالعاده جذاب و امیدوارکننده بودند و همگی فکر می کردیم قرار است بالاخره با یک بازی درخور نام Aliens روبرو شویم، ولی با عنوانی روبرو شدیم که Aliens را نیز بدنام کرد. تریلر بالا را ببینید و اگر خیلی مشتاق هستید بدانید چه بر سر این بازی آمد، میتوانید تحقیق کنید ولی اینها هیچکدام قصد کلاهبرداری سگا و Gearbox را رد نمیکنند که بازی ناقص خود را اینگونه در E3 ۲۰۱۱ نمایش میدادند. ۰.۵/ صرفا یک احتمال | Metro Exodus غافلگیری این لیست همین مورد است. نمایش Metro Exodus فوقالعاده بود و همگی فیض بردیم، اما بیایید کمی دقیقتر نگاه کنیم و سعی کنیم این یکبار را گول نخوریم. Metro Exodus در کنفرانس مایکروسافت و در E3 ۲۰۱۷ نمایش گیمپلی داشت؟ اگر نمایش گیمپلی بود، چرا یک بازی از مجموعه مترو «مینیمپ» و HUD ندارد؟ نحوهی حرکت دوربین و شخصیت اصلی نیز به هیچ وجه شبیه به گیمپلی معمول یک بازی تیراندازی اول شخص نبود. گرافیک فوقالعاده بود و باید هم همینطور باشد، ناسلامتی دیگر چهار سال است در نسل هشتم هستیم. آیا Metro Exodus نیز به لیست کلاهبرداران اضافه خواهد شد؟ آیا 4A Games هم قصد دارد سرمان را گول بمالد؟ نه تاریخ انتشار مشخصی، نه پلتفرمهای هدف بازی و نه اینکه این نمایش CGI است یا خیر مشخص نشدند و همهی اینها شک و تردیدها را دوچندان میکنند. امیدوارم مجموعه بازیهای مترو نیز به این لیست اضافه نشوند و ما نیز تصمیم بگیریم دقیقتر نگاه کنیم، با یک تریلر سینماتیک خیلی ذوقزده نشویم و ذات واقعی بازیها را در نظر بگیریم و قضاوت کنیم تا بهراحتی گول نخوریم. نویسنده تارخ ترهنده Once upon a time... a Gamer... E3 2017هیلو رویدادهای بازی و سرگرمی 65 دیدگاه ثبت شده است دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخبرای ارسال دیدگاه باید وارد شوید مرسی از مقاله بخش کامنتم تبدیل شده برای خود نماییه عده ای. کامنتای بلند بی محتوا ندن به ارگاسم ذهنی نمیرسن ۳۱ پاسخ علی جان بعضی ها حاظر نیستند قبول کنن اشتباه کردند و به زور بی ادبی و گستاخی می خوان حرفشونو به کرسی بنشونن ۲۰ درود! Bat براي كاربراني كه مفاهيم ديدگاهم را درك مي كنند به زور و گستاخي اعتقادي نخواهند داشت و به كرسي گرمم، مهمان ! اما براي تو Ban ! هيچ وقت كرسي واقعي را به عمرت تجربه نكرده اي چه برسد كه كرسي مرا دريابي. نقش تو برازنده براي نقش «كرست» است و جاي نشستن تو بر روي … براي خود انزالي آقاي Ben gix ! شما با ديدگاه ايشان با آن كلمه تركيبي موافق هستيد. تركيبت با ديدگاه اولت تفاوت دارد. احتمالن همپالگي يكديگر هستيد. بنابراين دو جمله بالا براي هر دو شماست. در ضمن ديدگاهتان در زير ديدگاهم در خبر ” گیگابایت کارت گرافیک GTX1080TI را با خنککننده مایع عرضه میکند ” بوي ديگري مي دهد. به آن هم پاسخ گفته ام. مطالعه فرماييد. خبري كه آقاي فخار! درج كرده اند. === Hamedgh ۰۰ @bat این فرزاده، من علیام ۰۰ صرفا از روی اسم پروفایلش گفتم اگه اشتباه بود sry ۰۰ درود! Ben Gix خود نمايي براي كسي كه از خود چيزي ندارد نمايش بيخودي است. Ben gir ! كلمه ارگاسم از انزال ذهن تان به ارگانيسم ديدگاهم تف شده است. Ben goo ! ارگانيسم ذهني ِ طولاني مدت من(ديدگاه و نظريه هاي من) به نسبت خود انزالي بسيار كوتاه مدت تان(ديدگاه چند كلمه اي شما) حكايت از قوه قوي مردانگي من(توانايي فكري و علمي) است. !Ben gid از شما مي خواهم به داروهاي تقويتي مكمل روي آورده تا هم در اندازه و هم در مدت، كمك حالتان شود. Ben gib ! (يعني به مطالعه بيشتر روي آورده تا از بار فني و علمي تان بهره مند شويم- جمله استعاري) به سر مار كوبيدم بچه مارها بيرون خزيدند. === Hamedgh پانوشت: به دنبال معني كلمه هاي بعد از كلمه Ben باش. ۰۰ @hamedgh این شروورات دیروز خنده دار بودن… امروز دیگه مسخره و ازار دهنده شدن پیشنهاد میکنم دوباره 2-3 سال از سایت غیب شی :)) الانم منتظرم بیای یه کامنت 1000 کلمه ای بدی 4 تا جمله ک.سشر بی معنی بگی اخرشم اسم کاربریمو مسخره کنی. مرسی که هستی. منتظرما. ۱۱ درود! Hamedch (حامدچ) نمي دانم نام واقعي تو اين است يا با اسم من شوخي كرده اي. در صورت شوخي، از ظرافت به دور بود. اين پيشنهادت مي تواند براي سايت ديبازي مفيد واقع شود. شايد بد نباشد تو(و دوستان معلوم الحالت) را چند سال از سايت ديبازي دور كند تا هواي سالم به به ريه هاي ديبازي ورود كند. احتمالن با نام مستعار ديدگاه نوشته اي يا اينكه نقش تو از همان افرادي مي آيد كه در بالا ديدگاه پراكني كرده اند و منفجر ديدگاهم شده اند و حالا نام مستعار ديگري برگزيده اي اما هويت شخصي تو، در پشت نام مستعارت تغييري نخواهد كرد. از خودت پنهان نمي تواني بشوي. دواي دردت اين نيست. اما دواي درد ديبازي مي تواند خورانده شود. خير! مايوست مي كنم. هزار كلمه ديدگاه مفيد براي تو خيلي زياد است. معلوم است كه ديدگاه هاي مرا خوانده اي و آنرا از زور فشار به آن برچسب ناميده اي. به همين نام نوش جانت باشد. هر چه در پندار توست همان مفهوم توست. آخرين تيرهاي خودتان را شليك كرديد؟! مي بينم كه چيز قوت داري در كله نداريد. بايد ديد مديريت مغز ديبازي چه تصميمي خواهد گرفت. نمي دانم الان چه كسي مديريت ديبازي را بر عهده دارد. === Hamedgh ۱۱ این اعتماد به نفس تورو اگه عمه من داشت الان اما واتسون بود :)) “معلوم است که دیدگاه های مرا خوانده ای و آنرا از زور فشار به آن برچسب نامیده ای” من همین کامنتتم به زور خوندم. کی حوصله داره کامنتای تورو بخونه اخه؟ من به شدت قبول دارم نویسنده های الان دیبازی شدیدا اسکل و بیخود تشریف دارن و دیبازی با اون چیزی که زمان ما (سال 91) بود و ما توش مینوشتیم فرق داره. اما این کامنتای بی نهایت ک.سشرتو جمع کن بره. حوصلتو نداریم. ۲۵ @hamedch آقای امیر جزایری عزیز، شمایی که احتمالاً مث خیلی از کاربرای دیگه با دنیای بازی سابق و به خصوص مجلش خاطره داری (!!)، نمیدونم چرا به جای این همه ایراد گرفتن از مدیریت و نویسنده ها، آستین بالا نمیزنید و دست به کار نمیشید؟! بنابراین ممنون میشم دوباره به سایت برگردید تا بتونیم با استعداد و مهارت شگرفی که شما در زمینهی نویسندگی داری (که اگه نداری چطوری داری زحمت دوستان رو زیر سوال میبری؟!)، سایت رو به دوران اوجش برگردونیم و نیازی به نویسنده های اسکل و بیخود نباشه. ۶۳ @hamedch بفرما پسر، کسی جلوی شما رو نگرفته، بیا و با هنر والای نویسندگیت حدقایی قلمزنی رو بهمون یاد بده. بیرون گود نشستی میگی لنگش کن، اشکالی هم نداره، با همین فرمون برو جلو، ولی هیچ حقی نداری که بیای و به یه عده دیگه همینطوری و از روی یه بادی «!» توهین بکنی. خیلی نگران و دلسوز و ناراحتی، غمگین روزهای پرابهت قدیمی. بفرما اقا، این گوی و این میدان. از همینجا میتونی تمامی انتقادات و پیشنهادهایت را ضمیمه کنی و از گزینه همکاری که در بالای سایت حضور دارد معنی واقعی یک نویسنده واقعی و عاری از هرگونه اقسام بیخودیت و اسگلیت که گویا شما از آنها تماما تهی هستید رو به ما و بازدیدکنندههای محترم بیاموزی. ناراحت هم هستی بفرما، کلی سایت خوب دیگه هست که نه اسگلن و نه بیخود. وقت خودت رو اینجا بیهوده هدر نده، بفرما… ۶۰ درود! Hamed ch يا امير جزايري! آن عمه اي كه از نسلش تو باشي، اما واتسون نخواهد شد. اما… دالتون خواهد شد(مادر دالتون ها در كارتون لوك خوش شانس). زشت تشريف داري. حتا آن جمله هاي ديدگاهت از زيبا نويسي بويي نبرده است. دروغ هم مي گويي. فقط با يك ديدگاه خواني به اين نتيجه گيري ها رسيده اي؟ از اين جزر و مدي كه به ديواره هاي ساحلي جزيره ات مي خورد، كمي درس بگير. حوصله ديدگاه خواني(و نويسي) نداري، مي تواني كـِـــش شعر هاي ديگرت را به دست بگيري(كــِــش از مصدر كشيدن آمده است). ديبازي موفق به دو يا چهار سال پيش اشاره ندارد. شما هم آن موقع در ديبازي فعاليت نداشتي. اما نتيجه گيري چيست؟ آن موفقيت نمي بايستي كاهش يافته و تمامي آن زحمات به باد هدر رفته و گامهاي روبه عقب برداشته مي شد. يك فرد موفق يا قهرمان موفق يا … وقتي رمز موفقيت را كشف كرده است بايستي در همان جاده رمز گام زني كند. حالا مي توانم مشخص كنم كه تغيير مديريت و مديران سايت در اين عقب گرد موثر بوده است. تنها از آن افراد، آقاي فخار باقي مانده است. البته ايشان در مجله فعاليت داشتند. براي ايشان نامه اي ارسال خواهم داشت تا تدابير ايشان را جويا شوم. === Hamedgh ۰۰ جالبه! نویسنده های سایت میان جواب ميدن و بدون صبر کردن برا دریافت پاسخ اکانت رو بن میکنن :)))) @سورنا رضایی و کامنت زیریش که اسمشو نميدونم و حوصله ندارم برم ببینم ما زورامون رو برا دیبازی اون موقع که برامون مثل خونه بود زدیم! اون زمانی که ادمين سایت آقای زعفرانی بود و جو سایت عالی بود… ولی الان خیلی وقته که دیبازی برامون مرده و اون کاربرای قدیمی و معروفش به يه گروه تو وایبر (اون موقع وایبر بود الان شده تلگرام) مهاجرت کردن. گروهمون 40 نفر هم عضو داره اگر کنجکاوید بدونيد. سایت دیبازی خیلی وقته برا ماها مرده و من انقدر دوستش داشتم که پيارسال آبان ماه تصمیم گرفتم دوباره براش بنویسم و یکی دو ماه نوشتم اما دیدم واقعا ديگه ارزششو نداره دیبازی و نوشتن توش یه جور گل به خودی محسوب ميشه :)) من و خیلی نویسنده های قدیمی ديگه کارمونو بردیم جاهای ديگه، با قراردادهای واقعی. جایی که واقعا ارزششو داشته باشه. توصیه منم به شماها اينه که دنبال همین باشید (اگر نوشتن رو دوست دارید و به فکر پیشرفت هستید.) دیبازی رو هم تو رزومتون قرار ندید چون هر با سایت یا پروژه معتبری بخوايد همکاری کنید براتون یه نکته منفی در نظر ميگيرن… این اکانتو از یکی از بچه ها قرض گرفتم که بيام بگم اينارو. دیبازی که با تموم مرده بودنش نویسنده (که شرمم مياد بهش بگم نویسنده) ای مثل گروسیان رو انقدر گنده کرده برا خودش، نه ارزش نوشتن براش رو داره و نه سودی. درمورد اینجا اومدنم باید بگم که هر چند وقت يه بار تو همون گروه قدیمی تلگرام دیبازی یکی لینک مقالات شاهکار جدید اینجا ميذاره و دورهمی بهش میخندیم. شايدم بیایم کامنت بذاريم یکی دوتا. الانم این جوگیر عقده ای (حامدقرتی یا هرچی ديگه که اسمش هست) سوژه کمدی خوبی بود :* @hamedgh خندیدیم. حالا دراز بکش. ۱۰ @farzad اول اینکه حساب کاربری شما بن نشده. در ضمن، دلیلی هم برای اینکار وجود نداشته، چون شما اولین نفری نبودید که از مدیریت و نویسنده های سایت در طول این مدت انتقاد کردید و اگه قرار بود به خاطر چنین مسئله ای کسی بن بشه، تعداد زیادی از کاربرای قدیمی بن میشدن که نشدن! نکتهی بعدی دربارهی اینکه گفتید دیگه کسی دنیای بازی رو دنبال نمیکنه. این حرفتون شاید برای کاربرای قدیمی صدق کنه اما برای کاربرای جدید، نه. همینطور شاید وضعیت کامنتا در مقایسه با گذشته بدتر شده باشه اما آمارهای الکسا نشون میده تعداد بازدید از سایت در وقت چند اخیر مسیر رو به رشدی داشته و بازدیدها در حال بیشتر شدنه. ۱۱ درود! براي ديدگاه ۱۳۹۶/۰۴/۱۲ در زمان ۱۹:۰۶:۲۹ فرزاد. اما اينكه از ديدگاه من خنديده اي و مرا به دراز كشي حكم داده اي، از اين ديدگاه من هم بهره لازم را ببر. ديدگاه من هميشه از درازي خودش اطمينان دارد و هر وقت كه بخواهي به صورت درازكش منتظر قلقلك دهي به مناطق حساس شماست. اين سطح تماس موجب ايجاد اصطكاك و توليد گرما خواهد شد. در نتيجه بعضي از نقاط حساس شما دچار سوختگي حاد خواهد شد. بد نديدم از عوارض اين نوع نگرش و ديدگاه پراني تان به آگاهي تان برسانم. ديبازي خوشحال خواهد شد كه از چند ديدگاه پوچ تان غمگين نشود. آن كانال تلگرامي مناسب حال خودت است از ساير دوستان آگاه و غيرفرزادي(غير همفكر با فرزاد) دعوت مي كنم كه به ديبازي بازگشته و محفل ديبازي از وجودشان گرما گيرد به جاي اينكه سوختگي نقاط حساس فرزاد، به آنها هم سرايت كند. در ضمن جايگاه و مرام آقاي گروسيان از شما(فرزاد) بهتر و در مرتبه بالاتر قرار دارد. آنطور كه مي گوييد نيست و آقاي گروسيان از آن احتراز خواهند كرد. به اثبات خواهد رسيد با اميد. === Hamedgh ۰۰ من اصلا تو بحث های آقای ترهنده و آقای حامد Gh وارد نمی شوم و بر خود زیاد روا نمی بینم که ایرادی بگیرم (هرچند هر انسانی نقص هایی دارد و این وطیفه ی هم نوعان اوست که به او بگوید) ولی من احترام می گذارم و انتقادی نمی کنم به امید اینکه افرادی که پیرهن بیشتری پاره کرده اند وارد بحث شوند ولی موضوع مهمی هست که خواندن آن را برای همه مثبت می بینم: « در هر زبان زنده ی دنیا تعدادی واژه از زبان های دیگر وارد شده است که به آن ها وام واژه می گویند؛ وام واژه ها لغاتی هستند که هر چند از زبان های غیر وارد زبان ها می شوند امّا چون در فرهنگ آنها نقش بسته است دیگر جزوی از آن زیبان می دانند؛ نیک است که در استفاده از این لغات برای همدیگر خط و نشان نکشیم (مثل مخالفت با واژه ی «لایک» که هر چند واژه ی «پسندیدم» را جایگزین آن کرده اند ولی دیگر وارد زبان شده است، که در بحث پیچیده ی شما بسیار بر سر این لغات درگیری بود) این واژه ها فقط در پارسی ما روا نیستند که ما آنها را به زور استفاده از کلمات یا چه بسا عبارات گاهی بی معنی، از زبان خود حذف کنیم. بگذارید کمی شفاف تر توضیح دهم: -اگر شما به یک کودک بگویید امشب «کش-لقمه» می خوریم شاید اصلا منظور شما را نیابد ولی اگر به او بگویید «پیتزا» می خوریم؛ در کثری از زمان منظور شما را درک می کند و یک تصویر کاملا واضح در ذهنش نقش می بندد. -(من زیاد فرد معتقدی نیستم ولی به این مثال که از قرآن است، کمی بیاندیشیم؛ این آیه را همیشه پدرم تعریف می کرد اگر دوستان می دانند کدارم سوره است مرا یاری کنند): وقتی پیامبر مردم را به بهشت بشارت می داد بهشت را به «فردوس» تشبیه کرد(=در فرهنگ معین: باغ های بزرگ و با شکوه پادشاهان و خشثرپاونها(حاکمان)و بزرگان ایران) و هم اکنون بهشت در زبان عربی به معنای باغ شکوفا تایید شده است. -همچنین در زیبان انگلیسی واژه Paradise یا بهشت نیز از واژه ی پردیس یا باغ های امپراطوری هخامنشی استفاده شده است و هم اکنون نیز رواج دارد. واژه Bazaar به معنی بازار استفاده می شود. واژه Pistachio به معنای پسته استفاده می شود. واژه Khaki به معنای قهوه ای، به رنگ خاک استفاده می شود. واژه Caravan یا کاروان استفاده می شود که از آن نام خودروی سواری Van گرفته شده است. واژه Magic از ریشه ی «مغ» به معنای جادویی استفاده می شود. واژه ی Pyjamas یا Pajama به معنی شلوار راحتی برگرفته از «پای جامه» (لباس روی پا) استفاده می شود. -یا واژه مامان که به اشتباه جای واژه «مادر» استفاده می شود ریشه در زبان های هندواروپایی دارد در فارسی بسیار پذیرفته است؛ هر چند که ماما(+ن) در قدیم به معنای قابله یا تقریبا همان چیزی که ما دکتر مامایی می نامیم معنی داشته است. و برای تفهیم بیشتر می تواند این واژه های فارسی را با معادل انگلیسی آنها مورد مقایسه قرار دهید:پدر Father، مادر Mother، برادر Brother، دختر Daughter، نام Name، ابرو Brow، در Door، ستاره Star، تندر Thunder، نو New، گاو Cow و … _______________________________________________ و اگر زمان بیشتری داشتم آن قدر مثال می نوشتم که دوستان راضی شوند که غلط کم ارتباط (یا چه بسا بی ارتباط) از هم دیگر نگیرند. _______________________________________________ همچنین برای آقای ترهنده و آقای «ق» من یک پیغام دارم: اوّل از جناب آقای «ق» شروع می کنم: برادر عزیز، خیلی خرسندم که نقدی به منظور افزایش کیفیت می کنید (حالا چه افزایش بدهد، چه خیر). ولّی بهتره بگویم اگر فردی مدّت زیادی با زبانی دیگر کار کند آن زبان در ذهنش نقش می بندد نه آنکه نتواند با زبان اصلی اش تکلم کند ولیکن گاهی ذهنش در رساندن مفهوم خودش(ذهن) استفاده از کلمه ی بیگانه را سریعتر می بیند و به اصطلاح عامیانه «زود تر به ذهنم آمد»؛ از آنجایی که آقای ترهنده گفتند ترجمه می خوانند من درد ایشان را درک می کنم چون من هم همین کار را انجام می دهم و با اینکه تلاشم بر آن است که با بالا نگه داشتن سطح مطالعه پارسی، پسندیده(آنگونه که در منزلت یک پارسی زبان است) سخن بگویم؛ خیلی اوقات موقع حرف زدن کلمه ی انگلیسی در ذهنم پدیدار می شود و چه بسا مدّت ها فکر می کنم که معادل فارسی آن در ذهنم پدیدار شود. همانطور که دیروز یک فرد روحانی به جای اینکه بگوید«من اهل بیت را دوست دارم» گفت «من محبّ اهل بیت هستم» (تکرار می کنم من فرد معتقدی نیستم و بعد از این حرف و اعتراض من، توضیحی بلند حاصل آن شد که در این مجال نمی گنجد.) جناب آقای ترهنده: برادر عزیز، از اینکه تلاش می کنید با کیفیت ترین مطالبی که در توانتان هست را برای ما فراهم کنید بسیار خوشحال و سپاس گذارم؛ من بسیار با شما موافقم که در بعضی اوقات بحث آقای «ق» از چهارچوب طنز خارج شد و به بی ادبی گرایید ولی معتقدم با شرایط کنونی جامعه ی ما و جوامع بین الملل، توهین، بی ادبی یا گستاخی وارد طنز ما شده است؛ همانطور که می بینیم کسی برای خنده دار کردن لطیفه اش در آن ناسزایی می گنجاند و مستمع واقعا خندان تر می شود. من موافقم که بعضی از حرف های این آقا توهینی بیش نبود(و بعضی ها هم واقعا طنز بود) امّا با این وضعیت کنونی ما؛ بایستی از کنار بسیاری از این طنز ها بگذریم و در مقابل آنها موضع های سنگین نگیریم ولکن پوچ هم ننشینیم و فقط به این و آن توهین کنیم ولی باید راه اعتدال را در پیش گرفت و زیاد عصبانی نشد همانگونه که نقل شده است: «یک گوش را در کن یکی را دروازه»؛ بعضی واقعیت ها در جامعه با آنکه سخت هستند ولی دیگر باید پذیرفتشان همانگونه دیگر فیلم های امروزی را به ندرت می توان در سینما دید، چرا که نویسندگان بدون آنکه بدانند در کشور های انگلیسی زبان مانند آمریکا چقدر استفاده از الفاظی که در فیلم هاست؛ در یک گفت و گو زشت و ناپسند طلقّی می شود (بله، اگر این عادت را دارید همین الآن کنارش بگذارید من به عینه دیدم که چقدر سخنان زشتی در جامعه به حساب می آیند.) از آنها در فیلم ها استفاده می کنند. یا مثلا هرچند که می دانم که فرهنگ بیگانه ی داشتن Girl friend\Boy friend واقعا بر فرهنگ ما تاثیراتی بسیاری (چه خوب و چه بد) گذاشته است؛ ما به عنوان یک فرد که فرهنگ ایرانی را فرهنگ خود قرار داده باید با این فرهنگ بیگانه مخالف باشیم امّا رفته رفته اگر به کسی از ما همچین گفته شود که «که آره فلانی دوست پسر یا دوست دختر دارد» ما باید بتوانیم آن را بپذیریم؛ یا همانگونه که وقتی در خیابان قدم می زنیم زنانی رو می بینیم که نه تنها هیچ بر سر ندارند و حتی پیراهنی پوشیدند که مردان نیز از پوشیدن آن شرم می کنند. ___پس آیا به این نتیجه می رسیم که نباید در خیابان ها قدم زد؟ ( یا حتی وقتی در خیابان های تهران (من از شهر های دیگر اطلاعی ندارم ولی توی تهران دیدم) مردان زن نمایی را می بینیم که احساس آدم را جریحه دار می کند پس در خیابان ها دیگر تردد نکنیم که آنها را نبینیم؟) نتیجه: می فهمم چه توهینی شده ولی دیگر رفته به رفته باید با این توهین ها زندگی کردن را، تحمّل کرد. ______________________________________________ در پایان هم دوست دارم سخنم را با جمله ای به اتمام برسانم که امیدوارم به تمام دوستان کمک کند: «با عذرخواهی کردن چیزی از تو کم نمی شود؛ به این فکر کن که با عذرخواهی نکردن چه چیزی را از دست خواهی داد.» _____________________________________________ همچنین من واقعا درک می کنم که ترجمه ی یک مقاله از انگلیسی به پارسی و یا حتی نوشتن یک مقاله پارسی چندین برابر سخت تر از خواندن آن به انگلیسی یا پارسی است، پس من واقعا از زحمتی که دوستان می کشند متشکّرم – RN ۲۰ پاسخ درود! Bat اخوي قسمت دوم ديدگاهت، براي آقاي ترهنده بود و از نظر من پوچ بود. حتا ايشان هم نبايد پوچ ِ ديدگاه تان گردند. اما پوچ از شما، اين هم گل من براي شما… براي قسمت اول ديدگاه: براي خبر نويسي،مقاله نويسي يا هر تراوشي كه به كمك كلمه ها و جمع آنها در قالب جمله ها به نگارش در مي آيد دستور زبان آن كشور به همراه فرهنگ لغات آن كشور اهميت وجودي گرفته و به كارايي دعوت مي شود. به خصوص اين اهميت در قالب نامه يا گزارش يا كتاب و موارد مشابه افزايش مي يابد. نگارش از بن نگاشتن(نگاريدن) استخراج ميشود. فعل نگاشتن به معني: [ ن ِ ت َ ] (مص ) نوشتن . (برهان قاطع) تحریر کردن . نگاریدن نگاريدن به معني: [ ن ِ دَ ] (مص ) نگاشتن . (آنندراج ). نوشتن . (ناظم الاطباء). تحریر کردن . (فرهنگ فارسی معین ). نقش کردن نگارش به معني: [ ن ِ رِ ] (اِمص ، اِ) نگاشتن . (آنندراج ). اسم و حاصل مصدر از نگاشتن . (یادداشت مؤلف ). نقش کردن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || تحریر. نوشتن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || انشاء. (یادداشت مؤلف ). || نقش و نگار. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || رسم . (ناظم الاطباء). نقاشی . (یادداشت مؤلف ). || تصویر. (یادداشت مؤلف ). || خط. تحریر. نوشته . (ناظم الاطباء). دستخط. (یادداشت مؤلف ). در آن زيبايي نهفته است اين زيبايي، از رسم الخط يا رسم النقش آراسته مي شود. هر چقدر مقاله در قالب درست نگارش قرار گيرد مقاله زيباتر مي شود. هر چقدر كلمه ها به زبان مادري نزديكتر باشند خواناتر و گويا تر جلوه خواهند كرد. اين نمايانگر قدرت نويسنده مقاله و كتاب است. با زبان پارسي، كتاب هاي نثر و نظم با شكوهي زاييده شده و پرورش يافته است. قابل فهم بوده و معاني به زيبايي منتقل شده است. به هر روي براي خود نويسنده شايسته است تا آنجاييكه ممكن است از دستور زبان مادري بهره برد. در اين ره هم خودشان تقويت مي شوند هم خواننده بهره مند. بعضي از نويسندگان سايت ها، زياده روي را در دستور كار خودشان قرار داده اند. به جاي آنكه از دستور نگارش شان حذف كنند. به هر روي يك توصيه سازنده كردم براي آنها كه از انتقاد سازنده بهره مي برند. نكه از دستور ننگارش شان حذف كنند. به علاوه عجيب نيست كه كلمه بهشت در قرآن به فردوس تشبيه شده يا از كلمه فردوس استفاده شده است. در حاليكه كلمه جنت به معني باغ يا بهشت در زبان عربي وجود دارد. شايد كلمه ها و جمله هاي قرآن تغيير يافته اند. كم و زياد شده اند. شايد… !!! و يك توضيح تكميلي در انتها يادآور مي شوم بسياري از لغات انگليسي يا زبانهاي ديگر از بن هاي پارسي بهره مند شده اند. اين به اين معني نيست كه بعضي از كلمه هاي پارسي از آن ها ساخته شده اند. در قرنهاي دور كه هنوز اروپا تشكيل نشده بود بعضي از اقوام پارسي به سرزمين هاي دور مهاجرت كردند. فرهنگ و زبان با اين مهاجرت منتقل شد و گسترش يافت. هنوز هم بعضي از مكانهاي اروپايي با همان نامهاي قديمي شناخته مي شوند. مثل: لندن يا دانوب يا موارد ديگر. اين كلمه ها بن مايه پارسي دارند. درباره اختلاف من با آقاي ترهنده بايد بگويم توصيه ها و پرسشها و انتقادهاي من در طول ديدگاه هايم(و براي مقاله ايشان) به طور واضح مشخص هستند. اختلاف بر روي بعضي از لغت ها همه ماجرا نبوده است. بنابراين ديدگاه شما همه ماجرا را پوشش نمي دهد. از تلاش شما تشكر مي كنم. نمي دانم دلسوزانه بود يا خير. از دل شما خبر ندارم. در ضمن ديدگاهتان در زير ديدگاهم در خبر ” گیگابایت کارت گرافیک GTX1080TI را با خنککننده مایع عرضه میکند ” بوي ديگري مي دهد. به آن هم پاسخ گفته ام. مطالعه فرماييد. خبري كه آقاي فخار! درج كرده اند. موفق باشيد. عذر بدتر از گناه نخواهم خواست. ايشان نويسنده حرفه اي هستند(به زعم خودشان) مناسك حرفه اي گري را به جاي آورند. === Hamedgh ۰۰ سلامت و بی گزند باشید (من Bat نیستم به پایان دیدگاه قبلی ام رجوع کنید. البته اگر دیدگاهم را سطحی نخوانده بودید الآن مشکلی نداشتید! ) برادر ارجمند، آقای «ق»، بسیار خرسند و فرحمند هستم که به عنوان یک ایرانی و پارسی زبان بسیار به استفاده از کلمه های پارسی علاقه مند هستید. امّا گویی زمانه، زمانه ی ارتباطات است؛ برای شفاف کردن موضوع بگذارید داستانی کوتاه را از زبان غیر برای شما بیان می کنم: روزی، در مهمان خانه ای در کشوری دیگر منتظر تاکسی بودم؛ کمی گذشت و تصمیم گرفتم از مسئول آنجا درخواست کنم که دوباره تاکسی بخواهد؛ حدود 15 دقیقه در فکر آن بودم که چگونه با مسئول صحبت کنم و با چه گفت و گو را آغاز کنم؛ که دیدم فردی به نظر ژاپنی وارد فضا شد و بی هیچ مقدمه ای به راحتی پرسید: Room for two? و مسئول پاسخ داد. (پند: در زمان کنونی مهم ما آن نیست که چه قدر با استفاده از ادبیات و گفتمان رسمی سخنمان را ادا کنیم؛ مهم ما آن است که چقدر سریع بتوانیم سخنمان را بیان کنیم) ______________________________ همچنین دوست دارم به شما گوشزد کنم استفاده از کلمات سهل در گفتمان رواست و استفاده از کلمات و عبارات دشوار نا آشنا (هر مقدار هم که بگوییم «خب کلمه، پارسیست») خیر. (اینهم ذره ای از مشک وجودم تا «پوچی» شما حتی ذرّه ای سیراب گرداند) ______________________________ و امّا در موردی دیگر: من کمی از منظور شما را درک نمی کنم که بسیار از استفاده از کلمات پارسی سخن می گویید (که اگر عملی شود بسیار مقبول است) ولکن در دیدگاه های شما خیلی از وقت ها کلماتی را می بینم که اصلا با پارسی سنخیتی ندارند؛ برای مثال عرض می کنم: (هر آنقدر که زیبایی در سخن بیش باشد، پسندیده است؛ امّا نمی تواند سبب آن شود که آسان فهمی را از سرشت آن نگاره برباید.) 1- تیوری یا تئوری- نمی خواهم از همزه عربی بهره ببرم شما در اینجا در شفاف سازی معنی و مفهوم «موضوع» از کلمه Theory استفاده کردید؛ اکنون بگذارید با هم نگاهی بیاندازیم به تمام انتخاب های جایگزینی که شما داشتید: نگرش، بینش، نگاه، نظر، ملاحظه، نظریه، اصول نظری، اصل کلی، فرض علمی، تحقیقات فرضی (فرهنگ جامع دهخدا) 2- اخوی شما از یک کلمه عربی – که در زبان مادری شما جا خوش کرده است – استفاده کرده اید در حالی که بیایید نگاهی به تمام گزینش های دگر شما بیاندازیم: برادر، داداش، اخوی در اصل منسوب به اخ و اخت است و عوام پارسی زبانان آنرا به معنی برادر گویند که غلط است چنانکه ابوی بمعنی پدر. (فرهنگ جامع دهخدا) 3- ” ” و اینکه شما که از نویسنده قدیمی در دنیای بازی (و نه دیبازی اگر به قول خودتان به پارسی اهمیّت می دهید) هستید و در دوران اوج خبرنامه به بیان خودتان مقالاتی بسیار پر معنی و غنی می نوشتید چجوری هنوز نمی دانید در پارسی بجای Quotation mark (” “) از گیومه («») استفاده می کنند؟ (و حالا که حرف از مقالات شد مشتاق شدم که مقالاتی از شما که در سایت قرار داده شده را بخوانم؛ می دانم که سایت مقالات را تا حدود 5 سال نگه می دارد) 4-… پس گویی قبل از اصلاح دیگران بایستی نگاهی به خود بیاندازید … ______________________________ سوم درباره ی آن که «بعید نیست که قرآن …» خیر برادر، اینگونه نیست؛ چراکه در زمان قدیم شبه جزیره عربستان سرزمینی صحرایی بوده است و بستان های آن نمی توانستند به سبزی و زیبایی بستان های سرزمین پارس باشند؛ پس پیامبر همچین مثالی را بکار بردند. (شایسته است قبل از بیان تفکرات بی اساس و دور از عقل کمی فکر و اندیشه و چه بسا تحقیق کنیم). ______________________________ و نکته ی چهارم برای شما: در اینکه بسیاری از لغات رشته زبان های هنداروپایی از پارسی می باشد، شکّی نیست؛ امّا نمی توانم با شما سر آنکه می گویید امکان ورود کلمه هایی از زبان پارسی به ایران وجود ندارد به خاطر این نکته ی کمابیش مفرح و «پوچ-بن» شما که « در قرنهای دور که هنوز اروپا تشکیل نشده بود…» متاسفانه بسی از کشور های اروپایی از سرزمین ما دیرتر بوجود نیامده اند؛ همانگونه که می خواندیم «ماد ها قومی مهاجر بودند که در مسیر مهاجرت خود سرزمین پارس را به سکنی گزیدند و کشور ما را بوجود آوردند؛ نام اوّلین پادشاه دیوکس (655-708 ه.ق.) و آخرین پادشاه آسیتاگیس (550-584 ق.م.) بود که به دست کورش کبیر برچیده شد.» که با کمی اندیشه و تأمل می توان در یافت که ریشه زبان آریایی ها و زبان های هنداروپایی از یک منبع است. پس این خیال که قرنهای قدیم سرزمین های اروپایی وجود نداشتند باوری بی اساس و «پوچ» است. ______________________________ در مورد اصل و اساس اختلاف شما با آقای ترهنده من حرف خاصی نزدم و اگر دیدگاهم را با دقت (و نه بی عمق) خوانده بودید حتما متوجّه شده اید که من رسما گفتم در بحث شما (که شباهتی کمی هم به دعوای بچه گانه نداشت چون از هر دوطرف انتظار بیشتری داشتم) دخول نمی کنم. و همچنین من بار دیگر دیدگاهم را در زیر «گیگابایت کارت گرافیک GTX1080TI را با خنککننده مایع عرضه میکند» را به شما پیشنهاد می کنم؛ آیا من حرف از که و چه زدم که موضع عجیبی می گیرید که هرچه از جمله انجمن که در سایت هست به همّت شماست؟ من فقط گفتم که آنجا جای خوبی برای این بحث ها که برای یک «دیدگاه» طولانی اند می باشد؛ به امید آنکه انجمن هم روتقی بگیرد. کمی رو اعصاب خود مسلط باشید چرا که من هم می توانم مانند یک «جدال جو» با شما صحبت کنم ولی از شأن و شخصیت یک فرد به دور است. ______________________________ همچنین در مورد مسئله ی «نویسنده حرفه ای»: من گمان می کنم که شما دیدگاه بعدی ایشان را دیده باشید که گفتند :« من نگفتم حرفهای هستم، من تازه اول راهم هستم و تا سالیان سال دانشآموز دیگران خواهم ماند، منظورم از کار حرفهای این بود که مجالی به من داده شد تا در رسانهی صنعت و هنر مورد علاقهام یاد بگیرم و کار کنم.» ولی گویا چون که به کام شما «نویسنده قدیمی» خوش نیامد این حرف او را ( که به نفع شما هم همین بود) نادیده پنداشتید. ______________________________ همچنین من از سطح فرهنگی و خانواده ای که شما در آن پرورش یافته اید بی اطلاع هستم و بی خبر؛ امّا آنچه که شما طنز می نامید در نفس و روان من (و با اطمینان خاطر گویم که در روان حداقل 1000 نفر دیگر) بی ادبی و … (دوست ندارم از کلمه دوم اسنفاده کنم چرا که برخلاف شما در دامان کودکی آموختم مسخره کردن و نسبت زشت دادن به دیگران، عملی پسندیده نمی باشد)؛ ولیکن حال که بحث بر سر بی ادبی باز شد بیافزایم که مسخره کردن دیگران کار ساده ای است همانگونه که من می توانم بسیاری کلمات ناشایست پیدا کنم که با نام شما هم آهنگ باشد. پس توصیه می کنم که در بخشی از «پوچی» خود این پند من را حداقل برای فرزندان خود نگه دارید. ______________________________ در آخر که من نمی دانم که آیا «پوچ» به اصطلاح «تکه-کلام» شما شده است یا نه ولی حرف کسی را پوچ نامیدن اصلا کار اخلاقی و درستی نیست؛ چرا که برای اثبات پوچی باید مدارک خود را نشان دهید وگرنه به خودی خود «پوچ» نامید دیدگاه شخصی اتهامی سنگین است. زین سبب، من سعی کردم در متن بالا چندین جا از کلمه پوچ بهره ببرم که شاید بو و مزه ای از سنگینی آن ببرید. (امیدوارم! ولی امید زیادی ندارم.) ______________________________ در ضمن در مورد «عذر بدتر از گناه …» و «همپالگی» و همچنین پاسخ شما در«گیگابایت کارت گرافیک GTX1080TI را با خنککننده مایع عرضه میکند» (که خود منظور خود را می فهمید؛ اگر بفهمید…) شایسته می دانم از بند سخن با بیتی از استاد ناصر خسرو آزاد شوم: (البته من به وجود خسیسه ی دوم در شما اعتقادی ندارم) گهی در بارد، گهی عذر خواهد * * * همان ابر بدخوی کافور بارش ______________________________ پی نوشت: اگر قرار است گفت و گویمان از این فراتر برود تمنی می کنم از انجمن ها و یا پیام شخصی استفاده کنید چرا که همانطور که گفتم اینجا جای این بحث های طولانی نیست. همچنین، اگر قسمت دوم برای آقای ترهنده بود شما چرا خواندید و پاسخ دادید؟ ______________________________ پا نوشت: این مقاله در پاسخ به دیدگاه آقای حامد ِ (نام فامیلی را نمی دانم!) با 1389 کلمه در تاریخ 11/04/1396 به قلم آمده است. ۲۰ درود! Bat سر اسم ديدگاهت Bat نام دارد. اگر تمايل داري به نام اصلي خودت رجوع شود بهتر است تغييرات لازم را اعمال كني. ربطي به سطحي خواني ندارد اگر اشكال از خودتان است. بعد از خوانش ديدگاهها و مطالبم مي بايستي به اين نتيجه مي رسيديد كه در غير اينصورت مي تواند ناشي از كم مغزي شما و پوچ انگاري منشعب از آن باشد. دروغ نگو! خرسند نيستي و همچنين فرحمند نيستي. روزي… آن داستان كليله و دمنه اي شما(البته نقل شما توخالي و پوچ است و به پر مغزي داستانهاي كليله و دمنه نمي رسد) ربطي به كليت ماجراي فرهنگي و گويشي ندارد. هر كهن سرزميني از قرنها فرهنگ و تمدن ناشي از آن بهره برده است. يك سال و دوسال نبوده است. يك سفر و چند روز سفر نبوده است. لازم و درست است كه از سرمايه هاي عظيم و داشته هاي گرانقيمت مان محافظت و با آنها موانست برقرار كنيم. تمامي آنها با كوشش هاي زماني و جاني همراه بوده اند. چه جانها كه صرف شان نشده است. زبانهاي ديگر نمي توانند بوستان و گلستان، شاهنامه، مثنوي معنوي، رباعيات خيام، ديوان حافظ و ساير كتابهاي نظم را به اين زيبايي به رشته تحرير در آورند. از چه نقلي، معقول ساخته اي؟ از كلمه «پوچ» بارها استفاده كرده ام تا شما با آن آشنايي كاملي يابيد. آنرا توهين نپنداريد. برزويه طبيب بعد از سفر به هند با كتاب كليله و دمنه آشنا شد و براي اينكه مردم سرزمينش آنرا مطالعه كنند به ترجمه پارسي آن اهتمام ورزيد. اگر نقل از زبان است از اين مهمات ارزشمند علمي هم بهره مند شويد. بحث ارتباطات است؟! اگر چنين است چرا همه كشورها از يك زبان واحد بهره نمي برند تا اين رنج از ماها گرفته شود. چرا؟ برو فكر و به نتيجه برس. فكر كن! اگر بحث ارتباط است فقط با كلام و زبان حاصل نمي شود. ببينيد چه كوشش هايي براي ارتباط اقوام مختلف با يكديگر صورت پذيرفته است؟ مثلن، طراحي پيراهني از نشانه هاي ارتباطي و موارد ديگر. مطالب بالا هم روزي تو! اگر مي خواهيد مشك پوچم را سيراب گردانيد بهترست از شراب علمي ديگري در من ريزيد. وجوه نوشتاري و شان نوشتاري خودم را براي سهل خوانان، آلوده نخواهم كرد. شرابم براي خماري و رعشگي شماها نيست. بهترست از همان عرق گل گاو زبانتان بنوشيد. +++ دربازه واژه تيوري: بله! بطبع از صد كلمه نوشتاري، چند كلمه غير پارسي هم نمود مي يابد. اين كه چيز غريبي نيست. كشف جديدي نكرده ايد. اما در مقاله ها و مطالب اين سايت و برخي سايت هاي ديگر، از تعداد بي شماري كلمه هاي غيرپارسي استفاده مي شود. مثلن: عنصر هايپ! يا خيلي از اين نوع كلمات. چرا اصلن عنصر به هايپ مي چسباني. بنويس: المنت هايپ. زيبا نيست. ناملموس است. در شان يك نويسنده نيست كه مي خواهد از اين راه امرار معاش كند يا به موفقيت برسد. اگر مطلب نوشتاري شما از درجه زيبايي بالايي برخودار باشد(فني و هنري) همه حرفه اي ها آنرا خواهند ستود. ممكن است خواننده هاي عادي بفهمند يا نفهمند. از ارزش مطلب كسر نخواهد شد. به آقاي ترهنده انتقال دهيد تا از اين توصيه سازنده بهره مند شود. درباره واژه اخوي: از اين نظر به شما گفتم كه حس بسيجي وار در ديدگاه هاي قبلي تان موج مي زد. اگر بسيجي ها را ديده باشيد همديگر را اخوي مي نامند. درباره خبرنامه: خير! ممكن نشد. نوع فعاليت هاي فكري و وجه زندگي فردي من بر اين سمت امتداد نمي يافت. يكي از كساني كه بر ايجاد يك خبرنامه مجازي(بعد از تعطيلي مجله دنياي بازي) به اشتياق دوستان مي افزود من بودم. بعد از دوره اي از خبر نويسي در سايت، به امر ديدگاه نويسي از روي آگاهي رساني و كمك رساني اقدام مي كردم. حرفه من گزارش نويسي و مقاله نويسي نبوده است. از اين راه امرار معاش نمي كردم. هر فردي نيازمند اصلاح فكري و رفتاري خودش است و خواستار اصلاح به همچنين. +++ درباره قرآن: خيلي حقايق است كه به گوش افراطي گراها خوش نمي آيد درك آن ذهني باز و دلي قوي مي طلبد. در كنار كتابهاي حامي يك مذهب خاص، بهترست به كتابهاي مخالف آنها، نيز رجوع نماييد. توصيه من اسين است قبل از اينكه هر چيزي را صد رد صد بپذيريد و ملكه ذهنتان سازيد. آيا حاضر هستيد رنج و درد ناشي از بطالت آنها را پذيرا شويد. +++ درباره تركيب گويش ها و زبانها: امكان ورود هست و من هم منكرش نبوده ام. اما هر دوره اي از زمان كه اهمال كاري و سهل انگاري هاي فرهنگي و زباني صورت گرفته است، راه ورود هموار شده است. دوران حال يكي از آنهاست. +++ اختلاف با آقاي ترهنده: شما به جاده خاكي زده ايد. كمي به ديدگاه اولتان رجوع كنيد. درباره ترجمه بعضي از كلمه ها اصرار ورزيده ام و همچون شما، بر روي همه كلمه هاي مقاله فشار وارد نكرده ام. عنصر هايپ يكي از معدود موارد مورد اشاره من بوده است. +++ درباره برچسب نويسنده حرفه اي: ايشان قبل از فروتني، بزرگ گويي نموده اند. در ديدگاه اولشان نوشته اند: درنهایت فقط به شما بهعنوان مخاطب و عاشق این صنعت و رسانههایش و بهعنوان کسی که چند سالی است بهعنوان نویسنده کار حرفهای در رسانهی بازیهای ویدیویی زا آغاز کرده… بعد از اينكه ديدگاه مرا مبني بر مشك آنست كه خود ببويد… خوانده اند به شكسته نفسي روي آورده اند. بهتر است بعد از فرافكني ايشان، خط نويسي ايشان، به دام منحني نويسي نيفتيد. +++ درباره بي ادبي: بهترست كمي به به ديدگاه هاي ساير دوستانتان هم رجوع كرده و ديدگاههاي مرا به آنها مقايسه فرماييد. در عين طنازي، از معناني خوبي هم برخوردار است. ضرباتم دردناك است چون به جاي درستي وارد آمده اند. سنگين است از اين نظر همذات پنداري مي كنم. مي دانم دردتان چيست. جوجه تازه از تخم بيرون آمده، نيستم. جيك جيك تان را مي شناسم. از پوچ گفتن من نهراسيد. هميشه از پوچ ماندن ترس داشته باشيد. امروز مي تواند روز تازه اي باشد. آيا مطالب و ديدگاهم پوچ است و صد در صد چنين است و اگر از روي صحت و عدالت قضاوت مي كنيد مي توانيد مطالب مرا پوچ بناميد. اما اگر دليل درستي براي آن داشته باشيد. اگر چنين نباشد از بو و مزه هاي بي طعمتان، حس پوچي نصيب خواهم برد. عرق پوچ تان، نوش ِ هيچ مان است. يك مثال از ديدگاهتان مي آورم. برداشت نادرست شما از اختلاف من با آقاي ترهنده و قسمت دوست پسر و دوست دختر در ديدگاهتان، به ناچيز نگري تان، همچنين. خير! تكه كلام من، پوچ نيست. سعي مي كنم از پوچي دوري كنم. همچنين كلمه پوچ، تكه كلام من نيست. آيا شما از ديدگاههاي دوستانتان چيزي غير از اين برداشت كرده ايد؟ +++ از شعر ناصر خسرو: اين پر مغزي از ايشان است. نه من و تو و دوستانتان! گهی در بارد، گهی عذر خواهد * * * همان ابر بدخوی کافور بارش اين هم شعر من به شما: گهي نقد كنيم و گهي سوال سازيم * * * برين مقاله هاي بي حال، تغيير حال خواهيم هان ديبازي گر بر اين حال زار مي گريي * * * وقت خانه تكاني است گر جان خواهي به علاوه… خصيصه درست است، خسيسه نيست. +++ پانوشت: پيام خصوصي براي شما در كار نخواهد بود. رازي خصوصي در ميان نيست كه ديبازي و كاربرانش از آن بي اطلاع مانند. چرا ديدگاه شما را خواندم؟ چون من مخاطبتان بودم و ديدگاهتان براي آقاي ترهنده در همان ديدگاه نوشته شده بود. من سطحي خوان نيستم(خودتان مي دانيد. و اينكه از اين فرصت استفاده برديد). هر چي خوان نيستم. وقتي به ديبازي آمدم از عوارضش مصون نماندم. بايستي پاسخ مي دادم. === Hamedgh ۰۰ سلامت و بی گرند باشید (دیدگاه من با نام دیگری امضا شده است؛ اگر کمی تأمل می کردید متوجه حرف های من می شدید. هان، وقتی اشتباه از خودتان است دنبال فرازفکنی نباشید.) اگر بخواهم کمی با شما روراست صحبت کنم؛ هر داستان و مثل پارسی از دو بخش تشکیل شده است: 1-معنایی که در عمق هر جمله گنجانیده شده است. 2-معنایی که در عمق یک متن کامل جای داده شده است. پس اگر کمی به واقعیت توجه کنیم از روش پاسخ گویی شما کاملا مشخص است که شما به معنای کلّی و اصلی یک متن توجهی ندارید. آن متن هم برای آقای ترهنده بود و آن چیزی که گفتید مثالی بر آن بود این از پوچی خیال شماست که نتوانستید درک کنید چه مثال است و چه بدنه. مانند وقتی که شما برگی از غزل حافظ را می خوانید؛ در آن مفهومی داستانی و یا عرفانی قرار دارد ولکن، معتقدند که غزل حافظ فقط برای زمان خودش آموزش نمی داده است. (و اینگونه فال حافظ را روا می دانند.) بلکه در غزلیات حافظ پندی ارزشمند نهفته است که نه هرکس آن را درک کند. ===== خیلی واقعا متاسفم که با فردی هم صحبت هستم که عقلش در چشمش است. اگر دیده بودید مرا وضعیت دیگری داشتم و اینگونه نبودم؛ ولی چه کنیم از یک شعور پوچ همان تراود که در اوست. هر چه عقل پر گشته است فهم پوچ! شما می توانید تا فردا از دانش و داستان های آموزنده بگویید ولی گویی هنوز ذهنتان به بلوغ آن نرسیده که با هم نوعان خود چگونه سخن بگویید؛ بله؛ سخن! سخن گفتن اوّلین قدم در عضوی از جامعه بودن است. با هم می خوانیم «هر فردی که بخشی از یک جامعه است؛ یک هویت اجتماعی می گیرید؛ یعنی یاد می گیرد در آن جامعه چه خوب است و چه بد؛ چه زشت است و چه پسندیده و چه مورد قبول است و چه پذیرفته نیست. پس می کوشد در آن جامعه به گونه ای رفتار کند که اعضای آن جامعه او را به عنوان یک عضو بپذیرند.» (کتب درسی رسمی کشور) ===== آن داستان من از کلیله و دمنه نبود و من هم اذعان آن نداشتم که اندازه کلیله و دمنه در آن پند است. برای همین از کژ فهمی و بی خردی شما ترسان بودم که مجبور شدم پند داستان را خودم استخراج کنم و به شما بدهم. اگر کمی اطمینان داشتم این کار را نمی کردم ولی حالا فهمیدم که از فرصت افزودن خردتان سوء استفاده بردید. ===== من هم موافقم که باید با زبان خود و فرهنگمان ارتباط برقرار کنیم و آن را پاس داریم ولی آیا خود شما اینکار را کرده اید؟ قبل از اینکه به اینجا بیایید و 7 خط در مورد فرهنگ و خویش و پاسداری از آن بگویید؛ کمی تحقیق کرده اید که زبان پارسی باستان و فرهنگ و آداب و رسومی که در آن موقع روا بوده است چه مقدار به ما انتقال داده شده است؟ اگر هم من به آداب و رسوم کهن عمل نکرده ام شما کجا بوده اید که این همه آداب و رسوم مردمان را در کتاب تاریخ نگهداری می کنیم؟ شما کجا آستین بالا زدین قدمی در حفظ آن برداشته اید؟ شما اینجا نشسته اید و از حفظ آن سخن می گویید غافل از آن که خود شما هم فقط شعار می دهید و از آن نامطلع. می توانیم همین الآن از افراد داخل سایت بپرسیم که کدام سهل-فهم تر است؟ تیوری یا بینش؟ آنگاه آنها به شما خواهند گفت کدام … اینکه شما می گویید متن نویسندگان کاملا پارسی نیست خب مگر من مخالفت کرده ام؟ ولی بگویید مگر متن شما کاملا پارسی است؟ مگر متن کسی از ما می تواند پارسی کامل باشد؟ ===== در اذعان عمومی تقریبا اکثر مردم آقار حدّاد عادل را به نام کسی می شناسند که به همه پیشنهاد استفاده از کلمات و یا حتی جایگزین های پارسی استفاده کنیم ولی به یاد دارم همین آقای حدّاد عادل در شبکه های مجازی(Twitter) چیزی درج کرده بودند و شخصی زیر آن به استفاده از حدود 30 کلمه ی بیگانه ایراد گرفته بودند. وضعیت آقای حدّاد عادل من را یاد شما و رفقای بی خردتان می اندازد: از حمایت و بسیاری از اعمال دیگه دم می زنید در حالی که خود هیچ نمی کنید. اگر به استفاده از کلمات غیر پارسی در متون دنیای بازی می نالید؛ خود آستین بالا بزنید و به بقیه دوستان تازه وارد، پیرهن پاره کردن را یاد بدهید. آنگاه با مقالات شما سطح فرهنگی سایت بسیار بالا می رود؛ آنوقت شما می توانید به نویسندگان بی تجربه ایراد وارد کنید و اگر از شما الگو بخواهند متون و مقالات خود را معرفی کنید. ===== در کمال تاسف (و با خلقی خشمگین) شما یک انسان بسیار مغرور شده اید. اگر در هیچ جایی دیگر نمی توانند مانند کتب نظم ما را بسازند؛ شاید نمی خواهند. زشتی یا زیبایی چیزی نیست که شما برای همه ی مردم جهان هجی کنید؛ مگر آنکه شما هم جزو آن پوچ-کله هایی باشید که سرزنش می کنید. اگر یک کتاب نظم برای ما بسیار زیباست دلیل آن نیست که هم نوعان ما که فرهنگ های دیگری دارند آن را زیبا بپندارند. اگر شما اشعار ویکتور هیوگو را با اشعار عاشقانه ما مقایسه کنید بی بدیل می نامید اشعار مارا؛ اگر همینگونه یک هم نوع دیگر مقایسه کند به ویکتور هیوگو لقب «از بزرگترین شاعران رمانتیک زمانه» را بدهد. مگر همین کلیله و دمنه را که به آن می نازید خود نمی گویید از زبان دیگری وارد شده است؟ یا مثلا (و نه مثلن، اگر آنقدر مغرور نبودید در مورد ریشه ی تنوین اً (ا+ ً) تحقیق می کردید و معادل پارسی آن را به استفاده می بردید؛ من معادل را نمی گویم و تا چند دیدگاه شما منتظر می مانم که ببینم غرور شما به شما اجازه تحقیق می دهد یا خیر.) همین کلیات سعدی یا دیوان اشعار حافظ شیرازی اشعار بسیاری به زبان عربی دارد. ===== در مورد زبان واحد به شما بگویم که شخصی به نام «زیمن هاف» زبانی به نام «اسپرانتو» برای کل جهان در دهه ی 1880 میلادی ساخت و تا حد امکان یادگیری آن را آسان ساخت به طوریکه هم اکنون نه تنها بیش از 2000 کودک و بیش از 1000 خانواده آن را زبان مادری می دانند؛ بلکه استفاده ی آن بین بیش از 100000 نفر رواج دارد. و این زبان در حال پیشرفت و توسعه است. ( پس فکر کردم به نتیجه رسیدم؛ شما قبل از انتشار ناراستی ها کمی تحقیق کنید!) ===== متاسفانه مطالب که روزی من کردید ارزش علمی ای ندارند. چه بهتر است افرادی که از خود نمی توانند دانشی را انتقال بدهند از مطالبی که از پرمغزی(!) دیگران است؛ استفاده کنند. ===== من از شما نخواستم «نوشته ها» یتان را برای سهل خوانان آسان گردانید بلکه خواستم سخنانی که به خودی سهل هستند را برای طنّازی دشوار نکنید. من هیچوقت تلاش نمی کنم شما را با شراب دانش و معرفت سیراب کنم؛ نمی توانم مشکی که در آن گنداب لب به لب شده است را با شراب دانش و معرفت سیراب کنم. من دوست یا همراهی ندارم و شرابی که خود ساخته ام بسی بلند آمرغ تر از آن است که استحقاق و شایستگی آن را داشته باشید؛ من در محضر هر کس مانند نادانی می نشینم و دانش آن ها را گرد می آورم و با آنچه ارزشی داشته باشد گلاب خود را دو-آتش می کنم. شما از همان گندابی که برایتان چهره شراب ناب دارد لذّت ببرید. ===== اگر که شما از روی نوشته های من «حس» من را می فهمید به شما تبریک می گویم ولی اینکه یگویید چون که فلان واژه در میان این گروه پراستفاده است پس به آنها تعلق دارد؛ اشتباهی بیش نیست. من از شما نپرسیدم حرفه شما چه و چگونه است؛ من گفتم شما که از دانش خود معاییری در نوشتن می سازید؛ خود باید نمونه ای از آن ها داشته باشید و برای هر کس که از راه معاییر شما کژ شد راهنمون باشید. به این دلیل خوشحال می شوم اخباری که در آن دوره ی کوتاه نوشته اید را ببینم. ===== از این بشر گمراه هر کاری بر می آید؛ برای مثال می گویم: حضرت ابراهیم قومش را خداپرست نکرد که بر گوسفند طواف کنند؛ حضرت مسیح از خدای واحد سخن نگفت که ما اکنون با گفتن اینکه چگونه یک فرد مرده پس از ده روز می تواند از قبر خارج شود، مسخره اش کنیم؛ و حضرت محمّد هم قومش را خدا پرست نکرد که با خواندن کتب مخالف ایمانشان سست شود. وقتی شما می گویید مسلمان هستید یعنی این دین را قبول کردید. هیچکس از بدو تولد دینی ندارد مگر اینکه بعد ها با تحقیق به وجود خدا و رستاخیز ایمان بیاورد. اگر من معتقد هستم که قرآن کامل ترین کتاب است؛ پس دیگر نیازی به ترسیدن از کتب پوچی که بر علیه آن است ندارم. فقط مطالب قرآن را عمل می کنم؛ نه مطالبی که افرادی سودجو می نویسند و نه مطالب و آدابی که در اینترنت از نماز های 10000 رکعتی نقل می کنند. وقتی شما به ایمان قلبی رسیده اید دیگر کسی نمی تواند شما را گمراه سازد؛ اگر شما از ارامنه باشید من هرگز نمی توانم توشه ی آخرت شما را عوض کنم؛ اگر مسلمان باشید من هرگز نمی توانم ایمان شما به خدا را خدشه دار کنم؛ اگر توانستم بدانید که هنوز به آنچه می گویید باور پیدا نکرده اید و آن را دانشی پوچ می دانید. ===== هر زبانی تکاملی می یابد؛ در راه تکامل ممکن است از زبان های دیگر بهره مند شود. مهم آن، آن است که آیا واژه ای که می خواهد اضافه شود قبلا در جامعه استفاده شده است؟ وقتی زبان و فرهنگ ما در علم پیشرو نباشد به طبع کلماتی که به آن اضافه می شود قبلا جای دیگری استفاده شده بود؛ شایسته است به جای نبرد با کلمات کنونی و ماندن در زمان حال و شکایت از سهل انگاری، خودمان در این راه کلنگی بزنیم و سپس، از دیگران نقد کنیم. ===== من معتقدم که در دیدگاه اوّل شما حتی ذرّه ای از منظور من را نفهمیده اید؛ سطحی نخوانید! درون مایه ی هر پند را استخراج کنید؛ من به شما گفتم که کار شما پسندیده است ولی کمی زیاده روی می کنید وقتی که در متن خود شما هم کلمه ی بیگانه وجود دارد؛ پس چرا قبل از تلاش برای اصلاح دیگران خود را اصلاح نکرده اید؟ (من با شما تا حدّی موافقم که عنصر هایپ، تماماً اشتباه است امّا متن شما هم کم مشکل نداشت.) ===== شما برای چه زنده می مانید؟ برای آنکه کینه ی افراد را در قلبتان آنقدر نگه دارید تا که قلبتان تبدیل به حفره ای سیه و پوچ شود؟ وقتی ایشان حرفشان را پس گرفته اند شما هم جولان ندهید. من که از ایشان سویفکنی ندیدم. ===== همانطور که گفتم من دوستی ندارم که بخواهم رفتارش را بت خود کنم و همان مقدار که به بی ادبی شما معترضم این رفقایتان هم از یک کرباس. شما سعی آن دارید که از پوچی بهراسید ولی نمی دانید چه کنید و چه کاری به نفع خودتان کنید. ===== اگر شخص پر مغزی به نام ناصرخسرو شعری پر بار نامیده است؛ شما مغرور آن نشوید. در هر شعر معنایی نهفته است؛ در شعر شما؟ پوچی. اگر کسی به خود اجازه ی شعر سرودن می دهد؛ از مناسک آن مطلع. شعر شما نه تنها از قافیه بویی نبرده است؛ بلکه نیم مصراع های آن هم متوازن نیست. اگر می خواهید شعری بسرایید باید به ذهنی بالغ رسیده باشید؛ در غیر این شکل؛ سرودن خطاست. حالا نوبت من است که به شما بگویم که شعر شما توخالی و پوچ است و به پرمغزی اساتید نمی رسد. همچنین دیدگاهم نیمه شب به پایان رسید و من خسته. وقت آن را نداشتم که شما و رفقایتان را منتظر نگه دارم. اگر از خودنمایی و غرور رنج نمی برید چرا بحث را در انجمن های «عمومی» ادامه نمی دهید؟ اگر شما خودتان را تعریف می کنید؛ لابد شاهدتان هم دمتان است؛ اگر مغرور نیستید در خود بنگرید و آنچه ناپاک و اهریمنی است را از آن بزدایید و در خود بگردید و بگردید تا در آیینه با کمال معرفت و دانش پر باشید. ===== همه چیز نخوانید ولی آنچه به منفعت شما نیست را چرا؛ ببینید در کجا به شما می تازد و آن عیب را برطرف کنید. اگر منقد به درستی نقد کند آنگاه هیچ پیشامدی بر او نیست؛ اگر نه، آنگاه به او یورش برده می شود. در آخر دیدگاهم را با بیتی از اشعار حافظ به اتمام می برم که به زبانی غیر از پارسی می باشد و کم به وضعیت کنونی شما بی شباهت نیست: هرچند کازمودم، از وی نبود سودم * * * من جرب المجرب حلت به الندامة RN ===== پانوشت: این مقاله در پاسخ به دیدگاه آقای حامد ِ (نام فامیلی را هنوز نمی دانم! این سوال را که قبلاً خواندید!) با 2128 کلمه در تاریخ ۱2/۰۴/۱۳۹۶ به قلم آمده است. ۱۰ ممنون مقاله جالبی بود دوست عزیز اون کیلزون یادمه خیلی سرو صدا کرد زمان خودش ۰۰ پاسخ اول تشکر میکنم از تارخ عزیز متن زیبایی بود همه رو گفتی لذت بردم. از یه چیزی نفرت دارم اونم اینه که دور گود وایسادیمو میگیم لنگش کن طرف پیداش نمیشه سال تا ماه اونوقت میاد با یه کامنت در سال فقط زحمت کشیده شده واسه مقاله رو نقش بر آب میکنه، یعنی نفرت دارم هی میگن دیبازیه سابق وای میمردم واسش! اگه واقعا دلت میسوزه حداقل تو هفته یه کامنت بزار تعداد این دوستان اونقدری هست که سایت جون بگیره چون میدونیم اینجا کاربرای بسیار فهمیده تری نسبت به دیگر سایتای گیم داره تو ایران حداقل، قرار نیست مثل سایتای بیخود دیگه حتما یه مطلب 700تا کامنت الکی و بی ربط بخوره بگیم خب حالا منم برم یه نظر بدم انگار دیبازی جون گرفته!!! من ادم متعقدی از لحاظ دینی نیستم فقط یه جمله از قران همیشه تو ذهنم مونده که مناسب با این وضع مملکتمونه نه فقط دیبازی، (معنیه کلی ش)میگه که: *** هر بلایی که سر ملتی بیاد خواسته ی خود اون ملت بوده. *** پس الکی هی حرف نزنید خواهشا انتقادی هم دارید درست بیانش کنید که از روی اصلاح باشه نه از روی تیکه پروندنو خوش مزه گی و فکر نکنیم خیلی حالیمونه چون هرچقدر هم بدونیم بازم قطره ای از یه اقیانوسه. ۴۰ پاسخ ممنون میثم جان، همیشه به من لطف داشتی چیزی ندارم بگم و حرف دلمو زدی :15: ۲۰ درود! ميثم بي… بهترست دست آقاي ترهنده رو بگيري و بري هواخوري. نمي گويم لنگش كن، مي گويم بهترش كن. براي آن هم دليل و منطق آوردم. توضيح خواستم. اين لنگي كه مي گويي از طرف تو و برخي مقاله هاي بازي است كه به سر و صورت من و بازيبازها مي خورد. بله! مدتي از سايت دور بودم(اقتضا فردي و زماني) ولي آنموقع كه لنگ تو داخل قــُـنداق بود من به كاربران و بازيبازها قــَــنداق تعارف مي كردم. خوشحال مي شوم اگر ديدگاه من از روي صحت و منطق سبب شده باشد تا مقاله هاي معيوب و بي منطق نقش بر آب شوند. حداقل آن قسمت هاي نادرست. اتفاقن مرام شما(مشابه شما) هست كه تمايلي به بازگشت روزهاي اوج ديبازي نشان نمي دهد. نمي خواهم تهمت بزنم اما اگر كاري كرده اي در جهت خلاف منافع ديبازي بوده است با شهامت آنرا ابراز كن. دايره صحبت من در بر گيرنده همه كاربران و نويسندگان است به خصوص آن دسته هاي معلوم الحال. دوستان عزيزي كه با هدف درستي گام پيش مي گذارند و براي موفقيت خودشان و ديگران تلاش مي كنند، مرا عفو كنند. منظور نظرم اين عزيزان نيستند. همينطور است… قرار نيست از تعداد لايك ها(علاقه مندي) و نظر سنجي ها به چه نتيجه اي مي رسي؟ ميثم ني! اين كم نگري شما براي تعداد ديدگاهها و مقالات و نقدهاي پربار مي تواند به خاطر دوري از پر نگري به گذشته ديبازي باشد. مي خواهي بيشتر توضيح بدهم، ميثم ني ني! بسيار خوشحال مي شويم كه اگر ديبازي جان در بدن دارد، روحيه و مغز هم داشته باشد چه من و ماها باشيم چه نباشيم. تو و شماها، همچنين. بنابراين از آن جمله پر مغز شما ولي بي راه شما، نتيجه پرباري مي گيرم. البته سو تفاهم نشود آن جمله از همنوع ديگري است. و اين پر مغزي از اوست، نه شما! هر بلايي كه بر سر ديبازي مي آيد از مديريت مغز اوست. سايت(ديبازي) ديبازي مستقل زاييده شد و به دنياي بازيهاي ويديويي تقديم گشت. آقاي حكيمي درست مي گويم. مدير مجله دنياي بازي درست است! بله! انتقاد دارم و روا مي دانم به مقاله ها و مصاحبه ها و خبرهاي داخلي و خارجي انتقاد كنم يا آنها را بستايم. اگر منطقي و درست است با حسن نيت پذيرا باشيد. اين شما هستيد كه آنرا انتقاد نمي دانيد و الكي مي دانيد. دليلش اين است كه بعضي از شماها، كاربران و نويسندگان الكي هستيد. درست است ميثم پي پي! هيچ جاي دنيا نگفته اند(حتا حيوانات- من نشنيده ام. اگر اين گفته منبعي دارد مرا مطلع كنيد) كه تيكه پراني و خوشمزگي دليلي بر آگاه بودن و حالي بودن(اين كلمه را از جمله شما قرض گرفته ام) است. شما هم نگو، ميثم كو! حالا كه آقاي ترهنده با شما موافق است و حرف دل او را زده اي، شايد حرف دلش را به تو زده است(اگر نادرست است مرا مطلع كنيد) با هم به تماشاي فيلم رسوايي بنشينيد و يك حرف دل انگيز به او بگو: اگر علاقمند است و آينده اش را در اين حرفه مي بيند تمرين بيشتري كرده و براي شايستگي مقاله ها و نقد هايش وقت بايسته اي صرف كند. === Hamedgh تيرماه 96 پانوشت: به اين مصاحبه هم دقت كنيد. ببينيد افراد موثر و مثبت در جوامع انساني به چه مي انديشند و بعد با افكار و باورهاي پوچ برخي از پوچ كله هاي(صاحب منصب) اين سرزمين مقايسه كنيد. مارک زاکربرگ در سی سی ان در مصاحبه ای اختصاصی گفت: ماموریت جدید فیس بوک این است که مردم را در سراسر جهان به هم نزدیک تر کنیم. در ده سال گذشته ما و همکارانمان در فیس بوک فهمیدیم دادن صدا به مردم خیلی مهم است، اما کافی نیست. بنابراین در ده سال آینده تلاش می کنیم مردم بتوانند جوامع خودشان را بسازند. یعنی علاوه بر ارتباط با دیگران، بتوانند جوامع خودشان را داشته باشند و از این طریق بتوانیم در کنار هم پیشرفت کنیم. زاکربرگ که اخیرا به نقاط مختلف امریکا سفر کرده است درباره تفاوت ها و شباهت های مردم گفت: من از این سفرها فهمیدم مردم ممکن است در مسایلی مانند مسایل سیاسی باهم تفاوت داشته باشند، اما شباهت های بسیاری دارند. در مسایلی که معمولا پنهان است، مثل طرفداری از یک تیم فوتبال…بنابراین می شود روی شباهت ها سرمایه گزاری کرد. ۰۰ بابا قدیمی، بابا حامد قرتی، چی میگی واسه خودت پیش خودت فکر کردی خیلی بارته نه داداشه من اون که بارشه عرعر میکنه که ازونم کمتری حیف الاغ که کنار تو بزارنش،خاک تو سر اونا که تو بهشون قنداق تعارف کردی شایدم فکر کردی کسی خودتو قنداق نکرده اینطوری هوا ورت داشته عموجون میدم میثم نی نی و قنداق پلاستیکی کنی افرین گلم برو قنداق بازیتو کن بدو. الکیم نیا بخواب زیر کامنتای من بهت فشار میاد میثم نی نی همینطوری سرش گرمه تو دیگه با وجود گرمت اتیشش نزن. Meysam.B تیرماه یک هزار و سیصدونود و شیش ۳۰ درود! از تهت براي سر خودم استفاده مي كنم. سو تفاهم نشود. منظورم اينست كه پاسخ به انتهاي ديدگاهت را براي ابتداي ديدگاهم انتخاب ميكنم. اتفاقن اينكه آتش گرفته اي مي تواند مشخص كننده بعضي چيزها باشد. سايت ديبازي عزيز! مي توانيد روشن و خاموش بفرماييد! الكي نيست. اينكه زير ديدگاهت پاسخ ميدهم از روي اشتياق نيست. خيلي شايسته بود به ادامه مطلب نويسي ام در مقالات و موضوعات مهم ديگر بپردازم. اما براي يك سايت معتبر شايسته است در كنار ساير «مهمات» به بخش كاربران و ديدگاهايشان اهميت لازم را اهدا كند. كاربران شايسته اش را شناسايي و از اين دارايي هاي غيرمنقول به شايستگي نگهداري كند. با مهماتم، آتشت نزدم… منفجرت كردم. ديبازي از بازگشت يكي از «قديمي» هايش بايد خوشحال باشد. اي بچه بد! دوباره «كهنه» ات را خيس كردي؟(در قديم بچه ها را كهنه مي كردند. در زمان جديد،كهنه همان پوشك نام گرفته است- در ضمن قديمي و كهنه را براي طنز مطلب استفاده كردم) دوباره قديمي ات را(عذر مي خواهم كهنه ات را) عوض مي كنم ايندفعه هر وقت خواستي خرابكاري كني بگو پي پي! حالا در اين ديدگاهت، آيا حرف دل آقاي ترهنده را زدي يا برخي از كاربران معلوم الحال؟! آقاي ترهنده! مشاهده بفرماييد دسته علم كشان(نوحه خوانان- به به چه چه خوان) زير مقاله هايت را! و از اين چشم گرداني باز هم «گول» لذت بخوريد. حرف دلت را نوش جان كن. آن خاكي كه مي گويي نثار شيرت مي كنم. اگر از قــَــنداق(قنداغ) بدت مي آيد «خاك شير» ميل كن. اي بچه شيطون! باز هم لــِـــنگ پرت كردي؟ كاربران عزيز و سايت ديبازي! خودتان نتيجه گيري كنيد. === Hamedgh تيرماه 96 ۰۰ جناب آقای حامد؛ بنده شدیدا به شما پیشنهاد می کنم که آن فرهنگ لغتی که بر روی گوشی نصب کرده اید را عوض کنید شما اصلا می دانید قنداق(قنداغ) به چه معناست؟ -فرهنگ جامع دهخدا: مخفف قند داغ و آن به معنی آبجوشی است که قند یا نبات را در آن حل می کنند. =پس به این نتیجه می رسیم -> قنداغ کردن به معنای حل کردن در آب به عبارتی دیگر شیرین کردن و در گویشی آسان تر دلچسب و عزیزتر کردن است _____ احتمالا در این فکر بودید که قنداغ به معنای مذاب است؛ خب متاسفم_____ ۱۰ درود! Bat قنداق به همان معني مخلوط قند و آب داغ است. منظور من همين است. پس نيازي به تعويض فرهنگ لغت نيست. اين پاسخ براي ديدگاه Bat ۱۳۹۶/۰۴/۱۰ در زمان ۱۹:۳۲:۱۴ ۰۰ مقاله جالبی بود تشکر فراوان از نگارنده :*: ۲۰ پاسخ لطف داری معراج جان ۲۰ درود! بهتر از اين مي توانستم بنويسم اما در همين حد و اندازه ديدگاه پذيرا باشيد. از شوخي ها و عيب هاي خودم عذرخواهي مي كنم. مي توانيد ديدگاهم را قبول نكنيد. اما براي نتيجه بهتر، بيشتر تحقيق كنيد. اول: تشكر از آقاي ترهنده و تلاشي كه براي اهميت دادن بخش قواعد و قوانين اصلي بازي بر بخش گرافيكي(كه در گذشته، بارها از طرف من و دوستانم ارايه شده است) انجام داده اند. البته با كمي تناقضات و اشكالات همراه است. دوم: اگر نمي داني ده برتر است يا ده بدتر… چرا مقاله را چاپ كردي؟ ديگر مقاله نيست، ملاقه است. اول به سر مقاله ات با ملاقه بزن بعد كه مقاله شد از داخل ديگ بيرون بيار و به مخاطبان عزيز، توزيع كن. سرو كن. آنوقت است كه serve him right ميشود معادل با he deserves it است. يعني شايستگي آنرا دارد. سوم: بازيباز باتجربه و عاقل از روي يك پيش نمايش دور(تريلر دور از زمان عرضه بازي) به پيش داوري از يك بازي نمي پردازد. او مي داند كه عرصه تبليغات براي تهييج و تحريك ذهن مخاطبين است. براي اينست كه آن بازي در ذهن مخاطبين باقي بماند. از صحنه هاي پر زرق و برق محصول است. درست مثل جوراب پارازين زنانه با عكسهاي زيباي زنانه. در سينما همين است. تا لاي كتاب باز نشود، خوانده نشود نمي تواني درك درستي بيابي. تا فيلم بار نشود، ديده نشود نمي تواني تحليل درستي بكني. تا بازي بارگذاري نشود، بازي نشود نمي تواني به لذت سرگرمي آن پي ببري. به خصوص كه بازي مثل سينما همان چيزي نيست كه فيلمبرداري مي شود و به صورت پيش نمايش با چند برش مهيج به كمي از محتواي هنري آن پي برد. بازي در هر ژانر مختلف، قواعد و روند بازي خودش را دارد. به علاوه اينكه موضوع وقتي سخت مي شود كه اركان ژانرها در هم آميخته شوند. چهارم: نمي خواهم از كلمه گول استفاده كنم. اما خودت گفتي. پس… نه! ديگه گول نمي خوري ها؟! در حاليكه به نظر من، بسياري از آنها به قصد نادرست گول زدن مخاطبين به عرضه پيش نمايش اقدام نمي كنند. شما كه به پيش نمايش حساس هستي(يا ساير بازيبازها) و احتمالن به درد پيش داوري دچار گشتي، از نسخه من استفاده كن. چند ماه بعد از عرضه اصلي بازيها و بعد از مطالعه نقدهاي بازيها، به خريد بازيهاي مناسب حال خودتان اقدام كنيد. آيا افاقه نمود؟! پنجم: بازي نداي وظيفه(جنگاوري مدرن يا عمليات سياه يا سري) از روايت جالب و طنزآميز براي پيش نمايش خودش استفاده كرد. آيا جرمي مرتكب شده بود؟ در حاليكه به مضامين داستاني و روند بازي مرتبط نبود. ششم: ماها(داخل ايران) ديگر از كلمه كلاه برداري استفاده نكنيم. سالهاي سال از بازيهاي كركي و كنسولهاي كركي استفاده كرده ايم كه مزاج مان به همراه مرام مان هم كركي شده اند. داش! نشخه ديگه اي نداري به ما تشويز كني! هفتم: جو اي تري؟! اشتباه نكنيد اسم و فاميل منظورم نيست. منظور اتمسفر نمايشگاه E3 است. مگر اين جو و فضا چه اشكالي داشت؟ سازماندهي آن، يا نحوه ارايه آن، يا نحوه برگزاري آن، يا نحوه گزارش هاي آن يا … ايرادي داشت؟ مگر نمايشگاههاي وطني است كه بي حس و حال برگزار مي شوند و با ميادين ميوه و تره بار، تفاوت زيادي ندارند. شما جوگير هستيد به ساير بازيبازها چه مربوط است؟ از خودپنداري ها و خودبيني ها كمي فاصله بگيريد. چند تا شركت بزرگ و كوچك بازيسازي به همراه چندين هزار بازيباز در نمايشگاه بين المللي بازيهاي ويديويي شركت مي كنند آن شركت بزرگ و كوچك به توليد بازي دست يافته اند و از فرصت هاي كوچك و بزرگشان بهره برداري كرده و بازيبازها را با روياپردازي هنري خودشان سرگرم مي كنند. سرنگ ويروس جي(از بازي شيطان مقيم يا رزيدنت اويل) به اجبار به بازيبازها تزريق نكرده اند تا آنها را زامبي كنند(يعني مجبور به استفاده از محصول خودشان نكرده اند) تا بي مغز و بي اراده رفتار كنيد. قول مي دهم حاضر هستيد چند روز آب و غذا نخوريد يا چند روز از عمرتان را حواله كنيد تا يك بار در طول عمرتان، بليط اين جشن ها را خريده و به ديدار اين نمايشگاه ها نايل شويد. هشتم: جلوه بصري! ساده ترين راه گول خوري از طريق چشمها است(در متن نوشته اي).عجب! پس گوش هايت به كجا وصل هستند؟ اين همه خرافه ها و باورهاي مذهبي و فرهنگي نادرست. شنيده اي يا ديده اي؟ در ضمن ما بازيبازها كشته و مرده اين نوع دروغ ها نيستيم. من كه نيستم. تو را مي دانم تا الان كه اينجوري بودي. زود باور هم نيستيم. من كه نيستم. اگر شركتي از عرضه بازي با گرافيك بالا در كنسول پلي اسيشن 2 حرفي زده است در همان اندازه كنسول پلي اسيتشن 2 زده است. احمق كه نيست از حد و اندازه هاي دستگاههاي قدرتمندتر بازي(كامپيوترها با سخت افزار جديد تر) براي بازي خودش ياوه سرايي كند. شما درست متوجه نشده اي. بهتر است وقتي ماشيني مي خريم از مشخصات و خصيصه هايش آگاه شويم. وقتي بدانيم كه كنسول پلي استيشن 4 در حد و اندازه هاي نسل هفتم كارت هاي گرافيكي اي ام دي قدرت دارد، درباره آن فكرهاي بيهوده نخواهيم كرد و انتظار قابليت گرافيكي در سطح نسل جديد موتورهاي گرافيكي و پردازشي كامپيوترها از ميان خواهد رفت. در حاليكه بازي اكتشاف نشده(آنچارتد 4) از غار بيرون مي آييد دهانه غار بزرگتر شده و نور گسترش مي يابد و زيبايي جزيره با درختان انبوه به همراه رقص نور در برابر چشمانتان جلوه گر مي شود. يك قاب هنري زيبا(اسكرين شات). جلوه بصري! در حاليكه آب زير پاي جزيره از كيفيت فني و حركتي بالايي بهره نمي برد. جلوه بصري محدود! اين بازي توانسته است در بين بازيبازها به محبوبيت دست يابد. در كنار معايب بصري ناچيز! نهم: آنچه كه درباره جزيره مردگان يا دد آيلند نوشتي دور از واقعيت است. اين بازي به خوبي توانسته بود در گونه ترسناك بدرخشد. تركيبي از بازي طلوع مردگان(دد رايزينگ) و بازيهاي ديگر. بازي از اشكالات فني يا باگهاي فراوان تهي بود. چيزي به خاطر نمي آورم. ساخت و ساز سلاحها، ضربات، اركان نقش آفريني به خوبي كار مي كردند. واقعن خارج از واقعيت است كه آنرا جزيره باگها ناميده ايد. دهم: بازي هاله نور(هيلو) در ژانر اكشن از چه المانهاي جديدي استفاده مي كرد؟ به جز استفاده جالب از ماشين و سفينه ها؟ يازدهم: مسلم است كه خروجي بازي به كمك موتورهاي پيشرفته بازيسازي و تجهيزات پيشرفته سخت افزاري بر روي كامپيوترهاي روز، از خروجي بر روي دستگاههاي (كنسول هاي) بازي بهتر و با كيفيت تر است(دستگاه پلي استيشن يا ايكس باكس). بنابراين آنچه كه در بعضي از پيش نمايش هاي بازي عرضه مي شود از لحاظ جلوه هاي گرافيكي در سطح بالاتري قرار دارند ولي در حين عرضه بر روي كنسول ها از آن جزييات و جلوه هاي درخشان كاسته شده است. شما بايد بپذيريد كه بازي را با پيش نمايشش مقايسه نكنيد. بايستي بازي در همان قالب اصلي كه در دستگاههاي بازي به نمايش در مي آيد، به نقد و بررسي گذاشته شود. شما نمي توانيد از گرافيك يك بازي(با يك عنوان- مثل فرقه آدمشكها) در دستگاه وي(نينتندو) در مقايسه با دستگاه پلي استيشن ايرادي بگيريد. دوازدهم: عنصر هايپ چيست؟ در جدول مندليف نبود! در درست و دقيق نويسي به خودتان بيشتر زحمت دهيد. سيزدهم: كليشه نوساز! آيا نمي شود به طور مكرر درباره عشق(كلمه اي كليشه اي) فيلم هاي سينمايي ساخت؟ مي سازند. يا درباره شهامت، كتاب نوشته مي نويسند. آيا نمي شود يك فيلم از دوباره سازي بهره مند شود؟ مي شود. اين موضوعي بود كه درباره فيلم لوگان به آن اشاره داشتم و نقدي بود كه بر نقد آقاي زعفراني روا مي دانستم. البته موضوع هاي كليشه اي(از نظر دوستان) در فيلم لوگان بسيار خوب(از نظر من) ساخته و پرداخته شدده بود. شايد بعدها به آن اشاره اي داشتم(بستگي به زمان حالم دارد). چهاردهم: درباره فرقه قاتلين… اين ريشه ها كه مي گوييد، چيست؟ مگر در بازي فوق چه مقدار از قوانين و عناصر اصلي بازي نسبت به عناوين اوليه تغيير كرده بود؟ منتقد عزيز، اصلن فهميده ايد كه اين بازي و بازيهاي مشابه چه مي خواهند بگويد؟ اصلن فهميده ايد بازي شوك زيست محيطي(بايوشاك: بيكران) از چه چيزهاي خاصي حرف ميزند(اشاره به مطلب آقاي گروسيان)؟ اين بازيسازان براي ارايه هنرشان از چه ژانر و ايده اي بايستي بهره مي بردند؟ شما بفرماييد جاي آقاي لواين(كارگردان بايوشاك) يا كارگردان بازي فرقه آدمكشها بوديد از چه ايده و ژانر بكري استفاده مي برديد و چگونه؟ كه آنرا با چوب “اكشن بازي” مي زنيد؟ منتقد حسابي! ايراد نقدي بزرگ(درست و منطقي) نمي تواني بگيري چرا با شدت ايرادات كوچك را بزرگ مي كني(نه در اندازه هاي واقعي خودش)؟ اصلن چه ايراد بزرگي وارد بود؟ شما كه از صدها سوراخ ريز و درشت اخلاقي خودتان به راحتي مي گذريد از سوراخ سنبه هاي شركت هاي بزرگ به سختي مي گذريد. حتا نمي توانيد شورت خودتان را طراحي كنيد از شورلت ديگران ايراد مي گيري(به نادرستي)؟ چرا پر مصرف است؟ اما از رابطه قدرت موتورش، سر در نمي آوري؟ يكي آمده و از تپه هاي اسكايريم( با آن زاويه شيب) با پرش بالا رفته و آنرا ايراد فيزيكي ناميده است. مي توانم صد تا جاي ديگر را نشان بدهم كه با پرش امكان بالا رفتن نخواهيد داشت. حاليكه بعضي از بازيها در همين پرش هم مشكل دارند. در بازي اسكايريم براي دستيابي به مقصد هاي متفاوت، راههاي متنوعي وجود دارد كه گاهي با دشواري پيدا مي شوند. بد هم نيست و از خصيصه هاي جهان گردي در دنياي باز در نظر بگيريد. يك بازيباز گمشده اي! دلش را به كوه زده و راهي به دشواري از ميان صخره ها پيدا كرده است، كل پيكره عظيم اسكايريم را تحت شعاع اين موارد ناچيز قرار داده اند! پانزدهم: اِ اِ اِ … واقعن! دامن يوبي سافت لكه دار شده است؟ اين لكه ها را شما مي چسبانيد. حرف هاي تان از نظر منطقي بي ارزش هستند. از ارزش هوش مصنوعي در بازي سگ هاي نگهبان نمي گويي؟ از ماموريت هاي مشابه در بازيهاي هم ژانر مي ناليد؟ اگر از ماموريت هاي يك بازي در جهت دسترسي به اهداف اصلي تعريف و تمجيد مي كرديد، بسيار دلچسب تر بود. مثلن در بازي اثر جرمي3 (مس افكت3) بيشتر ماموريتها(با درصد بالايي) براي دستيابي به قدرت بيشتر به هدف نهايي بود و بعضي از جزييات پايان بندي تحت تاثير آن قرار داشت. اين قواعد جالب و برنامه ريزي شده بازي به نسبت برخي از بازيهاي هم گونه، در مرتبه بالاتري قرار مي گيرد. قابل تمجيد است. بله! بعضي از ماموريت ها در بازيهاي مختلف به همديگر شباهت دارند اما برخي از بازيها با توجه به محيط و فضاي بازيها به همراه تنوع و تفاوت قواعد و اجزاي بازي، به تجربه متفاوتي مي انجامد. مثل تفاوت محيطي و زماني در بازي فرقه آدمكشها(اساسين كريد) با بازي فاركراي يا بازي ويچر. اين همه بازي معتبر و بزرگ از شركت يوبي سافت بيرون آمده است و اين همه بي حرمتي به اين شركت؟! هر جايتان كه باد مي پيچد بوي دردش از يوبي سافت و امثال آنها نمي آيد. شانزدهم: بازي آسمان نامكشوف يا كهكشان ناشناخته(نومن اسكاي- آسمان بي نشان) داراي برنامه ريزي فني خاص و پيچيده اي است. همانطور كه سازنده هايش گفته اند. به احتمال فراوان سبب توليد بازيهاي جديدي خواهد شد تا از توانايي توليد نابهنگام و بلادرنگ حوادث(اتفاقي و احتمالي) و عناصر محيطي بهره مند شوند. هفدهم: چرا اينقدر غر مي زنيد؟ هجدهم: همانطور كه خودت گفتي، بياييد ذات بازيهاي را در نظر بگيريم. در انتها به رستگاري نزديك شدي. بعلاوه اينكه برخي از جمله هاي شما در متن، تفاوت و تناقض دارند و از يكدستي به دور هستند. بايستي بيشتر بر روي مطالبت وقت بگذاري. در ضمن آدرس غلط به ديگران نده براي اينكار بايد خودت از غلط دور شوي. با تشكر! === Hamedgh تيرماه 96 پانوشت: به اين مصاحبه هم دقت كنيد. ببينيد افراد موثر و مثبت در جوامع انساني به چه مي انديشند و بعد با افكار و باورهاي پوچ برخي از پوچ كله هاي(صاحب منصب) اين سرزمين مقايسه كنيد. مارک زاکربرگ در سی سی ان در مصاحبه ای اختصاصی گفت: ماموریت جدید فیس بوک این است که مردم را در سراسر جهان به هم نزدیک تر کنیم. در ده سال گذشته ما و همکارانمان در فیس بوک فهمیدیم دادن صدا به مردم خیلی مهم است، اما کافی نیست. بنابراین در ده سال آینده تلاش می کنیم مردم بتوانند جوامع خودشان را بسازند. یعنی علاوه بر ارتباط با دیگران، بتوانند جوامع خودشان را داشته باشند و از این طریق بتوانیم در کنار هم پیشرفت کنیم. زاکربرگ که اخیرا به نقاط مختلف امریکا سفر کرده است درباره تفاوت ها و شباهت های مردم گفت: من از این سفرها فهمیدم مردم ممکن است در مسایلی مانند مسایل سیاسی باهم تفاوت داشته باشند، اما شباهت های بسیاری دارند. در مسایلی که معمولا پنهان است، مثل طرفداری از یک تیم فوتبال…بنابراین می شود روی شباهت ها سرمایه گزاری کرد. پانوشت: ديدگاه هاي ديگر من… 1-مصیبت الگوهای تاریخ مصرف گذشته – چرا بازیهای جدید ما را راضی نمیکنند؟ 2-هماکنون بستهی Rise of the necromancer برای Diablo III در دسترس است ۱۰ پاسخ welcome back امیدوارم یه چند تا از کاربر های خوبه دیگه مثل ژنرال امین هم برگردن شاید امیدی باشه دیبازی دوباره سرپا بشه… ۰۰ درود! از خوشامدگويي يك دوست قديمي حس خوبي دست مي دهد. از حضور امين عزيز، در اين دوره(فصل) از حضورم، استقبال مي كنم. Let’s do it. welcome back party,dude ايكاش امكانش مهيا بود. دم همه شما گرم. ۰۰ ممنون بابت توجهتون ملاقه؟ اگر نظر شما این است که این مقاله ملاقه است پس نظر شما محترم، فقط لطفا توضیح دهید ملاقه دقیقا چیست و چه سنخیتی با مقاله دارد؟ صنعت بازی دارد تماما توسط همین بازیبازهای عاقل و باتجربه میچرخد و کاملا درست است، تا هر اثری منتشر نشود نمیشود آن را قضاوت و نقد کرد و من توی مقالهام خلاف این مهم را گفتم؟ فکر نمیکنم… محوریت این ده برتر روی نمایشهای دروغین قبل از انتشار بازی ها بنا شده و چرایی این موضوع… چرا کلمهی گول را تحریم کردید؟ گول زدن درست و نادرست هم داریم؟ بیشتر توضیح دهید لطفا… من بهشخصه اگر بخواهم عنوانی را خریداری کنم، پیش خریدش میکنم و سپس نقدش میکنم که نقد آن تازهی تازه روی دیبازی قابل مطالعه باشد… شاید هر بازیبازی صبر و حوصلهی شما را نداشته باشد تا چهار ماه صبر کند و بخواهد بازی را روز انتشارش بازی کند… اصلا اینکه یک بازی را روز انتشار تجربه کنیم یا چهار ماه بعد چه فرقی میکند؟ یعنی بازی طی این چند ماه فرق میکند یا مزهاش میپرد؟؟ اصلا در این مقاله اشارهای به دروغین بودن نمایشهای بازی CoD شد؟ هر چند CoD Ghosts از این حیث یک فاجعه است… در حال حاضر بسیاری از بازیبازهای ایرانی فقط و فقط بازی اورجینال تهیه میکنند و نیازی به ادبیات «تشویزی» نیز نبود آیا من در این مقاله گفتم جو E3 مشکلی دارد یا شما فقط میخواهید از هر کلمه ایراد نامربوط بگیرید؟ اول خودتان از خودبینی و خودپنداری فاصله بگیرید تا دیگران و من نیز از شما بیاموزیم بالاتر در موارد بالایی متنتان گفتین «از نسخهی خود من استفاده کن» بعد از فاصلهگیری از خودبینی صحبت میکنید من صرفا درددلی که از نظر خودم فکر میکنم درددل مشترک بسیاری از بازیبازهاست را در این مقاله جای دادم… اگر به شما بگویند کیکی روبروی شماست که بسیار خوشمزه است راحتتر گول میخورید یا آن را با چشم ببینید؟ نمیگویند «شنیدن کی بود مانند دیدن؟»… «در ضمن ما بازیبازها کشته و مرده این نوع دروغ ها نیستیم. من که نیستم. تو را می دانم تا الان که اینجوری بودی» شما از خودپنداری و جدایی از آن حرف میزدید درست است؟ این جملهی شما آن را کاملا نقض میکند؛ در ضمن میشود بپرسم چند سال است مرا میشناسید که میدانید من جوگیر هستم در رابطه با کیلزون و حرفی که زدید هم بهتر است بیشتر تحقیق کنید، درست نیست؟ دربارهی جزیرهی مردگان هم هر چه یادم بود و تجربه و تحقیق کردم به قلم آوردم و شاید تجارب شما متفاوت بوده… شاید بعد از چهار ماه بازی را تجربه کردید و پچها را نصب شده داشتید و باگی ندیدید؛ در ضمن دربارهی DI بحث روی باگها نیست و روی بلندپروازیهای رویایی است که عملی نشدند… در رابطه با هیلو هم بهتر است بیشتر تحقیق کنید نه وقت و نه حوصله اجازهی توضیح کامل نمیدهند… شما خودتان را سازندهی یک بازی تصور کنید که بازیتان را در E3 نمایش دادهاید، ولی خودتان هم میدانید بازی بعد از انتشار حداقل از نظر گرافیکی شبیه این نمایش نخواهد بود، آیا شما دروغگو نیستید؟ چرا نباید پیشنمایش با محصول نهایی مقایسه شود؟ شما بر ترویج کلاهبرداری و دروغگویی اصرار دارید!؟ شما بستنی عروسکی را باز میکنید و میبینید شبیه جلدش نیست چه حسی پیدا میکنید؟ من در مقالهام گفتم نمیشود از کلیشهها آثار نوی باکیفیت ساخت؟ یا شما صرفا میخواهید با هر جملهای بیدلیل مخالفت کنید؟ شما AC Unity را بازی کرده بودید؟ اشکالی به آن وارد نبود یا شما طرفدار متعصب این بازی هستید؟ درست است ما نمیدانیم فلسفهی این بازیها و بازیهای مشابه چیست… شما برایمان توضیح دهید بلکه از پرسشهای پی در پیتان پاسخی درآید… شما از کجا میدانید من حتی نمیتوانم لباس زیرم را طراحی کنم؟ همکار من هستید؟ درنهایت فقط به شما بهعنوان مخاطب و عاشق این صنعت و رسانههایش و بهعنوان کسی که چند سالی است بهعنوان نویسنده کار حرفهای در رسانهی بازیهای ویدیویی زا آغاز کرده توصیه میکنم ادبیات و طرز نوشتار خود را تغییر دهید. این خیلی خوب است که بهدقت کامنت میدهید، ولی متنهایتان با نقد و انتقاد واقعی فرسخها فاصله دارند. بیشتر مطالعه، تحقیق و دقت کنید. با این ادبیات شما که گاهی بسیار توهینآمیز میشود، مخاطبتان تمایلی به بحث با شما را نخواهد داشت. ۱۰ درود! بلاخره يك مرد پيدا شد. درباره ملاقه… سنخيتي با مقاله شما ندارد. مقاله تان از نظر من ملاقه است. فرق بين ده برتر با ده بدتر را تشخيص نمي دهيد بنابراين فرق بين مقاله و ملاقه هم براي شما، نامشخص! توضيح تكميلي اينست كه اول آشي كه مي پزي را مزه مزه كن بعد در صورت شايستگي(از ديد مدير تحريريه) براي چاپ منتشر كن. براي اينكه مقاله شما و ديگران خوانده شود وقت صرف مي شود. آيا نبايد ارزشش را داشته باشد؟ از ملاقه و طبخ غذا و سرو غذا كمك گرفتم تا منظورم را به طريق طنز بنويسم. +++ درباره بازيباز و منتقد باتجربه و عاقل: نوع و شرح نوشتاري شما(از گول بازي) به بازيبازهاي كم تجربه مي خورد. از پيش داوري هاي بچه گانه تان اين طور بر مي آيد. تاكيد كردم تا پروسه نقد را به بعد از بازي محول كنيد. +++ درباره گول و پيش خريد بازي: براي نوع شخصيت شما كه از عوارض نامبرده شده، رنج مي بريد پيش خريد بازي نادرست است. بنابراين بهترست آدم از يك سوراخ دو بار گزيده نشود. سازندگان بازي كه به زور نمي گويند لطفن بيا گول بخور. آنها بازي خودشان را اماده كرده و از طريق تبليغات به فروش مي رسانند. اتفاقن توصيه من به عوارض مشابه اينست كه بازيباز حوصله به خرج داده و در زمان مناسب به خريد بازي اقدام كند. به نسخه من عمل كنيد ضرري نخواهيد كرد. بهتر از آنست كه عقل از سرتان بپرد. در اين حين مزه هاي ديگري را تجربه كنيد. اين همه مزه! در ضمن مي توانيد خود مزه را مزه مزه كنيد. شما اصرار داريد كه شركت هاي بازيسازي را به گول زني متهم كنيد. بنابراين همين كلمه را به خودتان بر مي گردانم. بله! فردي، گول فرد ديگري را مي خورد و گاهي خودش را گول مي زند(فريب مي دهد). اين بدتر است. با خودت رو راست نبودي. +++ درباره بازي نداي وظيفه: شما اشاره اي نكرديد. من با انگشت اشاره ام نشانش دادم. تا بدانيد پيش نمايش ها با اشكال مختلفي عرضه مي شوند كه مي تواند گوياي محتواي عناصر كليدي بازي نباشد. به نظر من هيچ كدام از بازيهاي نداي وظيفه(تا آن جايي كه بررسي كردم) فاجعه نبوده است. بازي روح از اين سري در بين بازيبازها موفق ظاهر شد. ممكن است در نظر شما فاجعه بار آمده است دليلش را نمي دانم اما بازيها فقط براي شما يا بازيبازان ايراني ساخته نمي شوند دايره پوشش آنها فراتر است. در ضمن در آن به واقعيت هاي مهمي پرداخته شده بود. +++ درباره بازيهاي ارجينال و تشويز نشخه به بازيبازهاي كركي: منكر خريد بازيهاي ارجينال از طرف برخي بازيبازها در ايران نيستم. به شما هم به خاطر اين پيشرفت تبريك مي گويم. اما دچار فراموشي نشده ام. شما چطور؟ درباره كنسول هاي نسل هاي قبل، چطور؟ اين واقعيت تاثير خودش را بر روي بازيبازها گذاشته است. مگر نمي دانيد حتا در حال حاضر، چند تا بازي كنسول پلي استيشن 4 را براي بازيبازهاي مشتاق با قيمت ارزانتر كپي مي كنند؟ اين آفت از دايره خريد بازيهاي كركي توسط بازيبازها فراتر رفته و به فروش هولوگرام براي بازيهاي كركي توسط بنياد بازيها(نهاد شبه دولتي و رسمي) كشيده است. از بازار كلاه برداري، سهم كلاه مي خواهند. روزگار عجيبي است. ادبيات تشويزي: نوشته هاي مرا به ديده طنز بنگريد. جنبه آگاهي را به آن اضافه كنيد. نمي خواهم كسي را آزار دهم. +++ درباره جو اي تري: از جو زدگي و خريد گول بازي سخن گفته ايد. در قسمت 10 گفته ايد: نمایش بازی در آن E3 با محصول نهایی تفاوت چندانی نداشت و راستاش را بخواهید، جو E3 و جوزدگی خود ما بود که گولمان زد… مشهود بود حتا اگر اقرار نمي كرديد. در ضمن مگر من با شما گفتگوي شفاهي دارم؟ فقط متن شما را مطالعه مي كنم. بنابراين اگر ايرادي رواست با فروتني پذيرا باشيد. +++ درباره خودبيني: بله! درست گفته ايد. دوري از خود پنداري و خودبيني براي من هم مفيد است. اما نسخه من براي عارضه شما، افاقه خواهد كرد. آقاي قرآلو را يادتان هست؟ درباره بازيهاي امروزي مطلب تندي نوشته بود و از عارضه خودش مي ناليد(در حدود يك سال پيش). قبل از اينكه از سايت دور شوم در آن دوره ديدگاهي طنزآميز(ولي بسيار آموزنده) نوشتم و نسخه مهمي را براي ايشان تجويز كردم. اميدوارم از آن عارضه خماري دور شده باشد البته اگر بچه حرف گوش كني بوده باشد. ياد آقاي طه رسولي هم به خير! و آن مصاحبه جنجالي من با ايشان(سالهاي قبل). در ضمن مقاله خودت را درد دل بازيبازها ناميده اي. شايد! اما بيشتر به رودل بازيبازها شباهت دارد. +++ درباره تيوري كيك خوشمزه: شايد هر دو. شايد از هر دو طريق شنيداري و ديداري گول بخورم. به خرافه هاي مذهبي اشاره ريزي داشتم. درباره آن كمي بيشتر فكر كنيد. در هر صورت انسان چند تا سوراخ دارد كه ممكن است از طريق همگي آنها تحريك و وسوسه شود. شايد از بيچارگي و ناداني انسانها است؟ شايد هم نه! بازي پرتال يادتان است؟ تيوري كيك و تولد. شل از كيك باخبر نبود. نديده بود. اما از آن براي آزمايش شونده ها صحبت مي كردند. شل اسير صحبت هاي گلاداس نشد(البته هدف بازي اين طور مي خواست) و در نهايت به كشف ديداري حقيقت نايل گشت. +++ درباره من كه اينطور نيستم و تو اونطور هستي: درباره جوگيري شما به چند خط بالاتر رجوع كنيد. در ضمن شما را از نزديك نمي شناسم از روي نوشته هاي تان پي بردم. بعلاوه اينكه شما از مايه خودتان براي همه نان درست كرده ايد. بعبارت ديگر، كافر همه را به كيش خود پندارد. در قسمت 9 گفته ايد: ما گیمرها هم همیشه کشته مردهی این نوع دروغها هستیم و زود و بدون تردید باور میکنیم… بهترست عارضه خودتان را براي همه بازيبازها سرايت ندهيد. يعني همه بازيبازها را در دايره پندار خودتان نگنجيد. بنابراين نوشتم، من كه نيستم. در ضمن تشكر مي كنم از اينكه مرا به تحقيق تشويق كرديد. +++ درباره جزيره مردگان: خير! بسته مكمل اشكال زدايي نصب نكرده ام. حتا به جز كامپيوتر در دستگاه ايكس باكس بازي كردم. از باگهاي فراوان خبري نبود. احتمالن حافظه شما براي ياد آوري گذشته ضعيف شده است يا شايد بازي ديگري مد نظرتان بوده است. يا شايد از نسخه كركي و ايراد دار استفاده كرده ايد. بارها اتفاق افتاده است. جزيره مردگان، بازي موفقي بود. شايد شما و برخي از بازيبازان دچار بلند پنداري شده ايد؟ +++ درباره هيلو: خير! اين دفعه اين تحقيق را به دوش شما مي اندازم. شما مدعي شده ايد. شما بايستي توضيح بدهيد اين نوآوري ها چه بوده اند؟ اگر مي دانستيد همين الان و در همين ديدگاه مي نوشتيد؟ +++ درباره پيش نمايش و دروغ گويي: چرا ندارد. چون بازي، چارچوب بازي دارد و پيش نمايش از تعريف خودش بهره مي برد. وقتي خود بازي را در اختيار داريد مي توانيد تمامي زواياي آنرا اندازه گرفته و برايش لباس نقد بدوزيد. مهمتر از اينكه مي توانيد بدون واسطه با آن بازي كنيد. چيزي مابين شما و بازي قرار ندارد. پيش نمايش از چند دقيقه نمايش پي در پي فريم ها به همراه جنبه هاي تبليغاتي است. بين شما و پيش نمايش فاصله است و عوامل مختلفي نقش دارند. تعريف تبليغات هم مشخص است. ترويج نيست تبليغ است. اگر من بستني مرد عروسكي بخرم و از داخلش بستني دختر عروسكي بيرون بيايد با لذت آنرا خواهم خورد(شوخي). اگر داخل آن بستني نباشد در خريد بعدي با دقت بيشتري آنرا خريداري مي كنم. شايد از توصيه ديگران استفاده كنم. همانند نسخه من براي شما! بطبع سليقه شما درباره بازي با سليقه و آگاهي من درباره بازي مي تواند متفاوت باشد. شايد شما درك نادرستي درباره پيش نمايش يك بازي بدست آوريد و بعد از خريد و اجراي آن از بازي لذت نبريد و با نظر من كاملن فرق داشته باشد. شايد شما درك درستي از تبليغات نداشته باشيد و از حيطه آن آگاهي نداريد. در ضمن توصيف خودم را دوباره درج مي كنم اما اينبار با دقت بيشتري مطالعه كنيد. مسلم است كه خروجي بازي به كمك موتورهاي پيشرفته بازيسازي و تجهيزات پيشرفته سخت افزاري بر روي كامپيوترهاي روز، از خروجي بر روي دستگاههاي (كنسول هاي) بازي بهتر و با كيفيت تر است(دستگاه پلي استيشن يا ايكس باكس). بنابراين آنچه كه در بعضي از پيش نمايش هاي بازي عرضه مي شود از لحاظ جلوه هاي گرافيكي در سطح بالاتري قرار دارند ولي در حين عرضه بر روي كنسول ها از آن جزييات و جلوه هاي درخشان كاسته شده است. شما بايد بپذيريد كه بازي را با پيش نمايشش مقايسه نكنيد. بايستي بازي در همان قالب اصلي كه در دستگاههاي بازي به نمايش در مي آيد، به نقد و بررسي گذاشته شود. شما نمي توانيد از گرافيك يك بازي(با يك عنوان- مثل فرقه آدمشكها) در دستگاه وي(نينتندو) در مقايسه با دستگاه پلي استيشن ايرادي بگيريد. +++ درباره كليشه نوساز: خير! در مقاله ننوشته ايد كه ” نمي شود از كليشه ها آثار نوي و با كيفيت ساخت” . در قسمت كليشه نوساز گفته ايد: ” بازی جدید «یوبیسافت» در سال ۲۰۱۳ میلادی The Division نام داشت که با اولین نمایش گیمپلی خود در E3 همان سال معرفی شد. نمایش این بازی در تاریخ و دورهای قرار دارد که دیگر صرفا گرافیک بالا مخاطب را بهراحتی گول نمیزند، بلکه کارگردانی تریلر و نمایش بازی، استفاده از عنصر هایپ و المانهای دروغین در گیمپلی نمایشهای قبل از انتشار ترفندهایی برای کلاهبرداری بارز هستند. اولین تریلر گیمپلی این بازی هوش از سر همه برد و همه بیصبرانه منتظر انتشار این بازی بودند که بارها تاخیر خورد. اگر تریلر بالا را تماشا کنید و The Division را بازی کرده باشید، خودتان متوجه تفاوتهای ریز و درشت بازی اصلی و نمایش آن نمیشوید. کاری با گرافیک نداریم، واقعا گیمپلی بازی چیزی بود که در این نمایش دیدیم؟” شايد واقعن چشمهاي شما گولتان مي زنند. اي چشم هاي پدرسوخته! در مجموع هر چقدر بازسازي كليشه ها با كيفيت هنري بهتري همراه باشند، از درجه اعتبار و موفقيت بيشتري برخوردار خواهند شد. +++ درباره فرقه آدمكشها: در كدامين قسمت از سري بازي با نواقص و اشكالات اساسي همراه بوده ايم؟ به غير از كمي ضعف در هوش مصنوعي و طراحي ضعيف بعضي از مبارزه هاي بزرگ در بعضي از عنوان ها. اگر يك بازي را درك و دريافت نكرده ايد چرا درباره آن به بدي ياد مي كنيد؟ شما اينكار را نكرده ايد از ساير منتقدين و بازيبازها پرسش دارم. +++ درباره لباس زير و شورت و شورلت: همكار شما نيستم. همخواب يكديگر هم نيستم(طنز). اما منتقد و بازيبازي كه مي داند و مي تواند يا از ديد دقيق تري بهره مي برد، ممكن است نقد بهتري از بازي بنويسد يا درباره آن حرف بزند. +++ درباره توصيه شما و ادبيات من و نويسنده حرفه اي بودن شما: همان قدر كه گفتيد با دقت ديدگاه(كامنت- بهترست فارسي نويسي را تمرين كنيد) مي نويسم خيلي چيزها را اثبات مي كند. نيازي به تعريف از خودم ندارم. مشك آنست كه خود ببويد… اين توصيه من به شماست. بنابراين از حرفه اي گري شما بهتر است ديگران صحبت كنند. با توجه به رنگ و بوي تان، فاصله زيادي با حرفه اي بودن در حيطه نويسندگي داريد. هنوز جا نيفتاديد. غل نزده ايد چه برسد به غلغل. گاهي همه اش غرغر است. در ضمن ديدگاه در پاي مقاله به آن ارزش و تشخص مي دهد. گمان مي كنم مقاله هايتان از ديدگاههاي واقعي كاربران تهي بوده است كه از چنين ديدگاه نقدي خير! توهين آميز نيست. اگر آنرا به درستي درك كرده باشيد. الان ديگر درباره شما اطمينان ندارم. مي داني چرا سايت ديبازي به اين حال و روز افتاده است؟ به خاطر اينست كه هر چه نوشتند(درست و اشتباه) در سايت درج شد. در نبود كاربران واقعي و ديدگاههاي واقعي، مقاله هاي غير ارزش واقعي در سايت شروع به رشد كردند. البته برخي از نويسندگان از اين وضع احساس رضايت خواهند كرد. شايد در ثبات اين وضعيت تلاش كرده و از دوري كاربران واقعي حمايت باطني داشته باشند. در نتيجه هر چه بنويسند فقط به به و چه چه نصيبشان خواهد شد. كم نبوده است اوقاتي كه با درج ديدگاه من و ساير دوستان، از طرف معدود افرادي مورد هجوم واقع شده ايم. بنابراين توصيه ديگرم اينست كه به نوشته هاي خودتان بهاي بيشتري بدهيد تا ارزشي درخور شانشان نصيب برند. پس حرف اولم را پس مي گيرم. زياد مرد ِ مرد هم نيستي. در ابتداي ديدگاه گفته بودم، مي توانيد ديدگاهم را قبول نكنيد. اما براي نتيجه بهتر، بيشتر تحقيق كنيد. موفق و سلامت باشيد. === Hamedgh تيرماه 96 پانوشت: به اين مصاحبه هم دقت كنيد. ببينيد افراد موثر و مثبت در جوامع انساني به چه مي انديشند و بعد با افكار و باورهاي پوچ برخي از پوچ كله هاي(صاحب منصب) اين سرزمين مقايسه كنيد. مارک زاکربرگ در سی سی ان در مصاحبه ای اختصاصی گفت: ماموریت جدید فیس بوک این است که مردم را در سراسر جهان به هم نزدیک تر کنیم. در ده سال گذشته ما و همکارانمان در فیس بوک فهمیدیم دادن صدا به مردم خیلی مهم است، اما کافی نیست. بنابراین در ده سال آینده تلاش می کنیم مردم بتوانند جوامع خودشان را بسازند. یعنی علاوه بر ارتباط با دیگران، بتوانند جوامع خودشان را داشته باشند و از این طریق بتوانیم در کنار هم پیشرفت کنیم. زاکربرگ که اخیرا به نقاط مختلف امریکا سفر کرده است درباره تفاوت ها و شباهت های مردم گفت: من از این سفرها فهمیدم مردم ممکن است در مسایلی مانند مسایل سیاسی باهم تفاوت داشته باشند، اما شباهت های بسیاری دارند. در مسایلی که معمولا پنهان است، مثل طرفداری از یک تیم فوتبال…بنابراین می شود روی شباهت ها سرمایه گزاری کرد. پانوشت: ديدگاه هاي ديگر من… 1-مصیبت الگوهای تاریخ مصرف گذشته – چرا بازیهای جدید ما را راضی نمیکنند؟ 2-هماکنون بستهی Rise of the necromancer برای Diablo III در دسترس است 3-انجام موشن کپچر روی یک خوک در قسمت دوم The Last of Us 4- موس و صفحهکلید Devastator III کولرمستر معرفی شد ۰۰ ممنون لطف دارین… طرز نگارش و ادبیاتتان در این (دیدگاه!) خیلی با دیدگاه اولتان متفاوت است ولی فقط هنوز فرق طنز و بیادبی را نمیدانید. خیلی خوب، از نظر مقالهی من مقاله نیست پس نظر شما است و محترم… اگر من گفتم نمیدانم این مقاله در اصل ده برتر است یا ده بدتر، شما فکر میکنید نمیدانستم دارم چه مینویسم یا به قول شما چه میپزم با چه مزهای؟ فقط سطحی خواندید و رد شدید؟ منظور من این بود این بازیها در اصل با این مضمون مقاله برای مخاطبان ده بدتر هستند چون دروغگو بودهاند و ده برتر است چون گولزنندههای خوبی برای سازندههایشان بودند… شما همیشه از روی یک مقاله اینگونه دربارهی نویسندهها و افراد قضاوت میکنید؟ نکند شما نیز از کسانی هستید که تر و خشک را با هم میسوزانید؟ آنوقت من پیشداوری میکنم یا شما؟ من تا کسی را نشناسم بهخودم اجازه نمیدهم اینطور او را مخاطب قرار دهم و چنین الفاظی را به وی نسبت دهم، بعد شما طنز را سپر دفاع خود میکنید؟ استفاده از جملاتی چون «شورت خود را نمیتوانید هم طراحی کنید»، «قضاوتهای بچهگانهی شما»، «شما مرد هم نیستید…» واقعا ماندهام اینها طنز هستند یا بیادبی؟ فرق این دو را میدانید؟ مقاله و پخت پزتان قبول… ولی نمیشود از هر لغت و صفتی استفاده کرد و نام آن را طنز گذاشت! یعنی شما اعتقاد دارید هیچکدام از موارد این ده برتر کلاهبرداری نکردهاند و کسی را گول نزدهاند و فقط و فقط ما مقصریم و اشتباه برداشت کردیم! و شما نیز گول نخوردهاید چون نسخهای از پیش تجویز شده برای خود دارید! دلیلی نمیبینم بیشتر از این روی این یک مورد با شما بحث کنم، کاملا واضح است فقط خودتان را میبینید، برخی جملات را سطحی می خوانید و فقط میخواهید با سوالات پی در پی «دیدگاههای!» خود را طولانی تر کنید… میتوانستم برای این مهم ضربالمثلهایی عالی بیاورم، اما میدانم حفظ حرمت و احترام در نگارش و در بحث چیست و به خودم اجازه نمیدهم حتی به شما بیاحترامی کنم. شما واقعا یادتان نیست مشکل Ghosts چه بود؟ اصلا آن موقع که بازی معرفی شده بود رسانهها را دنبال میکردید؟ فکر نکنید با مخالفت با هر موردی میتوانید برتریتان در بحث را ثابت کنید… اگر موافق هستید و یادتان هست چرا، لازم نیست مخالفت کنید! بله درست است و موافقم، وقتی بازی ۴۰ دلاری الان تا ۲۰۰۰۰۰ت در بازار بهفروش میرسد، مخاطب ایرانی با وضعیت اقتصادی فوقالعاده کشور چرا باید ۲۰۰۰۰۰ بدهد جای بازی ۴۰ دلاری؟ دربارهی جو E3، مکالمهی شفاهی داریم؟ خیر… شما فقط میخوانید از فاز Skimming یا تندخوانی خارج نمیشوید و در نتیجه ایرادهایی کاملا بیربط میگیرید… اگر کمی بادقت متن را می خواندید و تحقیق هم میکردید خیلی از این ایراداتی که گرفتید برایتان حل شده بودند و نه دربارهی هیلو و نه دربارهی کیلزون سوالی نداشتید. آخر مگر میشود شما «بازیباز باتجربه» که در تمام متنتان غیرمستقیم به آن اشاره میکنید واضحاتی چون نوآوری هیلو در زمان خودش را ندانید؟ به هر دو لینک نگاهی بیندازید، شاید از میان اطلاعات مفیدی دستگیرتان شود. دربارهی بستنی عروسکی پاسخی که دادید هیچ ربطی به سوال من نداشت! باز هم ثابت کردید فقط میخواهید بحث را بپیچانید و بیخودی مخالفت کنید مگر برنده باشید! دوست عزیز رسم بحث کردن این نیست و هیچ کس با همیشه برنده بودن پیشرفت نکرده است. می گویید چون بازیها روی رایانه (کامپیوتر کلمهای بیگانه از فارسی است ) ساخته میشوند طبیعتا با محصول نهایی تفاوت گرافیکی دارند! حرف شما درست است، ولی آن سازنده واقعا نمیداند این بازی روی کنسول اینگونه نخواهد بود؟ CoD Ghosts و AC Unity و دیگر بازیها در این لیست اکثرا بعد از انتشار روی رایانه هم افت کیفی قابل توجهی داشتند. شک کردهام که اصلا تریلرها را دنبال میکنید و اصلا توی دنیای ما زندگی میکنید یا خیر!؟ با فقط باز هم بحث روی برنده شدن به هر قیمتی است؟؟ من نگفتم حرفهای هستم، من تازه اول راهم هستم و تا سالیان سال دانشآموز دیگران خواهم ماند، منظورم از کار حرفهای این بود که مجالی به من داده شد تا در رسانهی صنعت و هنر مورد علاقهام یاد بگیرم و کار کنم. از نظر شما من پخته نشدهام و نظر شما محترم، اما اینکه توهینآمیز نیست موافق نیستم و در بالا هم گفتم. نخیر، نگران مقالههای من نباشید چون از دیدگاههای مخاطبهای عزیزی که همیشه لطف دارند و می دانند فرق انتقاد سازنده با غیرش چیست پر هستند و نیازی به توضیح این مورد برای شما ندارم… میشود بگویید شما طی این چند ماه که من و دوستان و همکارانم سعی می کنیم دنیای بازی را سر پا نگه داریم و الان داریم نتایج تلاشهایمان را بگیریم کجا بودید که از گذشته و دلیل چرایی سقوط دیبازی صحبت میکنید؟ نام میبرم: سورنا رضایی، سهیل حسینی، سینا کیارستمی، علی فتحآبادی، ماهان تیرداد و همهی اعضای تیم روز به روز تلاش می کنیم دیبازی به اوج برگردد و می گویند بهترینات را انجام بده تا بهترین بهسراغت آید و ما داریم ثمرهی تلاشهایمان را میگیریم. میدانید چرا مورد هجوم قرار میگیرید؟ به دلیل اینکه نمی دانید فرق نقد و طنز با بیاحترامی و توهین چیست و نمیدانید بحث درست و سازنده چگونه شکل میگیرد و ادامه مییابد… . ۱۰ درود! اين ديدگاه در پاسخ به ديدگاه آقاي ترهنده است. ۱۳۹۶/۰۴/۰۹ در زمان ۱۵:۴۱:۴۱ اينكه هر چرت وپرت ذهني به شركت هاي بزرگ حواله مي كني، سطحي نگري نيست؟ مقاله ات را سطحي مطالعه كرده ام؟ مــلاقه نويس! حتا در ديدگاهي كه زير ديدگاه من نوشتي، نمي دانستي(از زير زبانت در رفت) در بعضي از قسمت هاي مقاله ات چه نوشته بودي؟ به فكر ماست مالي ِ سطح آبكي مقاله ات بودي. برگرد و هر سطر ديدگاه مرا با دقت مطالعه كن. فرافكني مي كني؟ اين همه عطسه كرده اي آنوقت سرما نخورده اي؟ پس چرا آن آب دماغت روان شده است؟ معلوم است كه نميداني از كلمه ها به چه معني و آرايشي استفاده كني؟ اگر فكر مي كنيد از طرف شركت هاي بزرگ گول مالي شده ايد(اينطور مي پنداري) پس مقاله ات ده گول زني بدتر است. حالا آمده اي سفيد و سرخاب به صورت مقاله ات مي كشي. قضاوت… اين شما هستي كه به عارضه پيش داوري مبتلا گشته اي؟ و عوارض ديگر. خير! از طنز سپر بلا نساخته ام. از بلاي جهالت ها براي خودم سپري از طنز و رندي ساخته ام. هنوز نمي تواني معني آنرا به درستي درك كني، پس چگونه به حرفه اي گري خودتان مي باليد؟ چگونه بازيهاي ويديويي پيچيده را درك كرده و به فهم، نقد مي كنيد(شايد معني اين جمله را هم درك نكني)؟ از كلمه هاي تركيبي «طراحي شورت» و «قضاوت بچه گانه» و «كمبود مردي» ناراحت شده اي؟ البته شوخي كلامي «همخواب شما هم نيستم» را يادتان رفت قيد كنيد. در ضمن اين شما هستيد كه گول مالي شده ايد و آنرا در ده گول زني ب . بد نيست كمي گوش مالي هم شويد تا براي مقاله هاي بعدي، حالتان جا بيايد. الان چه فردي دبير تحريريه سايت است؟ خير! پرسش هاي متوالي من به قصد دراز نمايي ديدگاه نيست. ديدگاهم پر از مطالب پرمغز و خندان است(پسته خندان). البته هم كله مي خواهم كه آنرا به درستي فهم كند. از كله شما، مطمين نيستم. و درازيش از قدرت مردانگي اش حكايت مي كند. اين پندار شما، از عارضه پيش داوري شما مي آيد. اميدوارم رفع كج پنداري شده باشد. به علاوه منتظر ضرب المثل تان هستم. و اينكه خودتان را محترم مي پنداريد، از پندار به خود است. فرض مي گيريم كه چنين است. پس به حرفه اي گري(خاطر نشان مي كنم كه خودتان حرفه اي پنداشته ايد) خودتان احترام گذاشته و مناسك آنرا درباره مقاله تان و ديدگاه من اجرا كنيد. احتمالن نمي دانيد به چه مطلبي اشاره ميكنم. شما از طريق چشمها، راحت تر گول مي خوريد. احتمالن از طريق چشمها راحت تر مي آموزيد. و احتمالن عقل تان به چشمهايتان است و گوشهايتان. درباره بازي روح از سري نداي وظيفه… چه اشكال اساسي و غيرمنطقي بر بازي روا بود؟ باز هم پاسخ مرا نداده ايد. اين مقاله شماست. در اثبات ادعاهايش پاسخ گو باشيد. بحث بازي روح از ديدگاه من بيرون آمد و به هدف ديگري در ديدگاه نوشته بودم. اما ادعاي بد بودنش از طرف شما مطرح شد. چرا؟ مگر مخالفت با يك موضوع(تيوري يا تئوري- نمي خواهم از همزه عربي بهره ببرم) سبب برتري و اثبات آن تيوري مي شود؟ چنين فكر نمي كنم. پس پندار شما نادرست است. اسكيمينگ(skimming)! اين را كجاي دلم بگذارم. رودل گرفتم. منظورتان تندخواني نيست و سطحي خواني است. اين ترفند يكي از راههاي در رو(فرار رو به جلو) براي نويسنده اي(يا منتقد) است كه مي خواهد از پاسخگويي فرار كند. رودل نويس! در اين چند روزه، مي داني چقدر از زمان خودم را به مطلب نويسي براي خبرها و مقاله هاي ديبازي مصرف كرده ام؟ آيا ارزشش را داشت؟ براي مقاله شما، شايد خير! اين چند هزار كلمه اي كه نوشته ام در اين دوره، بيشتر از تعداد كلمات شما و ساير منتقدين است. و صرف زمان، همچنين. وقتي شير پير مي شود، شغال شير مي شود. در اين چند سال اخير چقدر مقالات و نقد هاي شما بازخورد درست و ارزشمند داشته است(حداقل از نظر ديدگاه)؟ سالهاي پر رونق ديبازي كجا بوده اي؟ اگر آن ديدگاهها را مي ديدي و مي خواندي، سرشير پس مي دادي. اسكيمينگـــــيزه ميشدي. از اسكيمينگ معني ديگري هم مي گيرند. سرشير گرفتن و شير خامه گرفته. پس اين كلمه با اين معني مناسب حال خودت است. در سرزمين كورها، مرد يك چشم پادشاه است. و اگر شما تحقيق بيشتري مي كرديد شايد به عوارض اين مقاله ها(اين نوع مقاله نويسي) گرفتار نمي شدي. خواهش مي كنم شما از «دقيق خواني» براي من پيشنهاد نياوريد. حتا در ديدگاه اولت نمي دانستي در مقاله ات چه نوشته اي. مرا به آدرس سايت ها رجوع ندهيد. درباره شما و از شما اين خواهش را قبول نمي كنم. در مقاله ات مدعي شده اي كه بازي هاله نور(هيلو 1) صاحب نوآوري بوده است. اين بازيباز باتجربه، درباره شما بسيار مصر است كه اين ادعا را به اثبات برسانيد. عجيب است! با كدام دليل به اين اكتشاف دست يافته ايد كه من به قصد برنده شدن بحث مي كنم؟ برنده شدن من به خاطر اين مقاله هاي آبكي، فقط جايزه اش «جام شلكي» است. پندار نويس! چاره دردت فرافكني نيست. خودت را جو گير نمي دانستي ولي من از مقاله ات مدرك بيرون آوردم. حتا آنرا كتمان مي كردي. در مقاله ات نوشته اي: “دربارهی جزیرهی مردگان هم هر چه یادم بود و تجربه و تحقیق کردم به قلم آوردم…” ادعا نويس! درباره اين بازي و برچسب آن، دور از واقعيت نوشته اي. اين چه جور تحقيق و تجربه اي است كه ادعا مي كني؟ آنقدر محصولات بنجل(خوراكي و باوري) وطني خورده اي كه بنجل نويسي كرده اي، براي بنجل پذيري. متاسف هستم. آنقدر دير مي فهمي كه مثال بستني من آب ِ آب شد. بستني را نخوردي بقيه را مزه مزه كن. نوشته ام: اگر من بستنی مرد عروسکی بخرم و از داخلش بستنی دختر عروسکی بیرون بیاید با لذت آنرا خواهم خورد(شوخی). اگر داخل آن بستنی نباشد در خرید بعدی با دقت بیشتری آنرا خریداری می کنم. شاید از توصیه دیگران استفاده کنم. همانند نسخه من برای شما! بطبع سلیقه شما درباره بازی با سلیقه و آگاهی من درباره بازی می تواند متفاوت باشد. شاید شما درک نادرستی درباره پیش نمایش یک بازی بدست آورید و بعد از خرید و اجرای آن از بازی لذت نبرید و با نظر من کاملن فرق داشته باشد. شاید شما درک درستی از تبلیغات نداشته باشید و از حیطه آن آگاهی ندارید. پاراگراف بالايي دوباره درج شده است. بله! در دنياي شما زندگي مي كنم اما در پندار شما نه! معني افت كيفي بعد از انتشار بازي چيست؟ معني متفاوتي مي دهد. نرخ قاب بر ثانيه اش(نرخ فريم) كاهش يافته است بطوريكه قابل بازي نيست؟ اين امر در كامپيوتر(رايانه) صورت گرفته يا دستگاههاي بازي؟ از صفر تا صد بازي لختي داشته يا در صحنه هاي پر زد و خورد؟ يا اينكه كيفيت هنري بازي، طراحي فني و هنري بازي نقصي پيدا كرده بود؟ شايد يك جا مردي در زني فرو رفته بوده است. اينكه چيز عجيبي نيست. در دنياي واقعي هم مردان و زنان در هم فرو مي روند(طنز). حواست هست! درون رويا نروي؟ از فرو رفتگي ها بيا بيرون!(طنز بود. اي نويسنده حرفه اي) يك منتقد مي تواند آنرا در حيطه گرافيك فني مورد بررسي قرار دهد. اما شايسته نيست آنرا به كل پيكره اصلي بازي(قوانين و اجزا اصلي و روند بازي) بسط و گسترش دهد. اگر كامپيوترتان(رايانه) آچار كشي نشده است بهترست قبل از انجام اين نوع بازيها، با تجهيزات و نرم افزارهاي راه انداز مناسب، پيكربندي شود. آقاي فخار! لطفن يك كامپيوتر(رايانه) قدرتمند معرفي كنيد كه با اين نوع بازيها سازگاري دارند. افت نويس! بازي مجازات يا محشر(دووم 4) در يك كامپيوتر همراه(لپ تاپ- قابل حمل) با قيمت چهار تا پنج ميليون به همراه ديسك هاي سخت پر سرعت، كارت گرافيكي دي دي آر 5 و حافظه 8 يا 12 گيگا بايت… با نرخ متغير فريم 40 تا 50 اجرا مي شود. گفته اي: اول راه نويسندگي هستي(در ديدگاه دوم- در ديدگاه اول نظر ديگري داشتي). نه بابا! تو حرفه اي هستي! الان شكسته نفسي به فرق سرت بخورد. بعلاوه اينكه بازيهاي ويديويي، هنر است. بعد وارد فاز خريد و مشتري مي شود. اين موضوع را در مقاله ” مصیبت الگوهای تاریخ مصرف گذشته ” از آقاي گروسيان، توضيح داده ام. انتقاد سازنده، مثبت است. اما براي تو افاقه نمي كند. به تعميرات اساسي نيازمند هستي. به تمرين بيشتري نياز داري. اين هم از انتقاد سازنده كه مي خواستي. اگر آن همه نقد و توصيه مرا سازنده نمي داني اين آخري را پذيرا باش. گفتم عقل تو در چشمت است و در گوش تو. از تعاريف پوچ ديگران(به به چه چه خودمان) به قله اي صعود نخواهي كرد. اين هم يك انتقاد سازنده ديگر. اما درباره چرايي ديبازي و كجايي من! اينكه من كجا بودم… بطبع در طول سالهاي اخير به دلايل متفاوتي ارتباط من با ديبازي قطع مي شد. من هم آدم هستم و زندگي شخصي خودم را دارم كه با ديبازي و دنياي بازي مترادف نبود. اما باز هم اين وصل صورت مي گرفت. مقاله و مطلب نويسي من بسيار حجيم و زمان گير است. شور و انرژي زيادي مي خواهد. مطالب و ديدگاه هاي من شاهد اين مطلب هستند. اما آن زمان كه ما بوديم شما كجا بوديد؟ دوران پر رونق سايت. گمان نمي كنم الان سايت با ديروز سايت قابل قياس باشد. همه دوستان نويسنده و مترجم سايت، در اين زمان، جا پاي ماها گذاشته اند. شما از دوستان امروزي نام بردي من هم از نويسندگان ديروزي ياد مي كنم. آقاي حكيمي،آقاي ايزدي، آقاي فخار، آقاي رسولي، آقاي عليزاده، آقاي زنون، آقاي زعفراني و ساير نويسندگان عزيز. ما هم موفقيت ديبازي و اعضاي كنوني را مي خواهيم. ديدگاه هايم به يادشان نمي آيد آرزوي ناكامي ديبازي را در سر پرورانده باشند. اما آيا ديبازي موفق است؟ با كدام مدرك چنين ادعايي داريد؟ آيا موفقيت در ارايه اين دست مقاله هاي بي ارزش و تعداد خبرهاي ترجمه اي تعبير شده است. يا موفقيت همه جانبه ديبازي مد نظر است؟! چه امتيازي به ديبازي در مقايسه با سايت هاي مشابه مي دهيد؟ در ضمن تعبيري كه از هجوم ديگران به ديدگاههاي من و ساير دوستان صورت گرفته است، نادرست است. از همان تعبير بالايي در ديدگاهم استفاده كنيد. البته اين مشكل من است و خودم رفع و رجوعش مي كنم. شما به فكر مقاله هاي واقعي و ارزشمند خودتان باشيد! اينكه از نقد مطالبت استقبال مي كني و پاسخگو هستي، پسنديده است. هر چند كه اين پاسخ با فرافكني همراه است كه مي تواند از ترس نشات گرفته باشد. مثل يك منتقد شايسته رفتار كن. از نقدي كه بر مطالبت رواست، بهره مند شو. البته از آرايه فكري و رفتاري تان به دور است. اينجوري هيچي نمي شوي. نويسنده حرفه اي! البته با ادعاي خودت به اين لقب چسبيده اي(خودت را نويسنده حرفه اي ناميده اي). چگونه است كه هنوز الف و ب حرفه اي گري را نمي داني؟ توصيه سازنده ديگر كه البته در دوره قبلي حضورم نوشته بودم: وظيفه منتقدي كه در خط مقدم مخاطبين اثر قرار گرفته است، لباس رويارويي به تن كرده، همين است تا بر اساس سطح ادراكش به نقد اثر بپردازد. همانطور كه سازنده و توليد كننده اثر در خط مقدم توليداتش ايستاده است. چطورست كه منتقد شايسته است هر گونه انتقادي به اثر داشته باشد اما اين شايستگي بر خوانندگان نقد آراسته نباشد. مگر نه اينست كه نام كالاي فكري منتقد، نقد است كه به مخاطبان نقد و نشريه نقد عرضه داشته و به فروش مي رساند. پس نقدي بر نقد منتقد شايسته است. پس منتقد از بالاي چشمش ابرو است، نمي هراسد. اينجاست كه بايستي منتقدين اثر، نگاه هوشمندانه اي به آن داشته و نقدشان متناسب با فرم و محتواي بازي باشد. فقط نگاه خلاق يا هوشمند براي اثر تعريف نشده است بلكه براي متاثر از اثر يا منتقد اثر هم تعريف شده است. اصلي كه به طور معمول رعايت نمي شود. سازنده ها دنيايي دارند، كن لواين دنيايي دارد، ميكامي، مكگي، سم ليك، هاوارد، سيدمير، مولينكس و ويل رايت و … === Hamedgh تيرماه 96 ۰۰ سلام دوست عزیز. بعد از چندین ماه میام و دوباره نظری میدم فقط بخاطر اینکه خوشحالم که هنوزم کاربران و نویسندگان فهیمی مثل شما وجود دارند. متاسفانه وضعیت نویسندگان سایت های گیمینگ شباهت های زیادی به وضعیت رو به زوال هنر موسیقی در ایران داره. این رو برای چندین بار میگم که من به دی بازی عشق داشتم و همیشه حمایتش کرده بودم بخاطر اینکه فکر میکردم نویسنده های کار بلدی درِش فعالیت میکنند. از وقتی این سایت بی زبون دست مدیریت نالایقی افتاد که حتی حاضر نشد حرکتی برای به روز کردن پوسته ی سایت انجام بده سایت روز به روز افت کرد تا جایی که به دستو پا زدن افتاد(و افتاده) و هر فرد یا نویسنده ی دوزاری رو که حس میکرد میتونه چیزی بنویسه رو استخدام کرد(دقیقا عین موسیقی که هر کسی از ننه باباش قهر میکنه خواننده میشه). با این وضعیت واقعا احساس کردم که داره بهم توهین میشه مخصوصا بعد از نقد احمقانه ی آقای زعفرانی از RE7 و بی احترامی به کاربران دیگه در بخش کامنت ها دیگه با دی بازی قهر کردم. نمیدونم فقط امیدوارم یه روز برسه که بفهمیم همین رعایت کردن جزئیات ریز در همه ی بخش ها میتونن باعث پیشرفت یه مملکت بشن. به امید پیشرفتت dbazi ۰۰ Scratcher آقا چرا اینقدر از همه چیز ایراد الکی میگیرید آخه؟ الان مقالهی این دوستمون چه مشکلی داره دقیقا؟ اومده یه سری بازی که نمایش هاشون با محصول نهایی فرق میکرد رو لیست کرده که همشون هم به جز رایز عین حقیقته. نمیدونم شاید خوشتون میاد دروغ تحویلتون میدن. سایت تو وضع خوبی نیست کاملاً درسته، ولی این مقاله مشکل خاصی نداره. کمین کنید تا یه مقاله مزخرف بیاد رو سایت اون موقع انتقاد کنید از مدیریت و هرکی که دلتون میخواد، الان دارید به زحمت این بنده خدا بیاحترامی میکنید. ۳۰ درود! الفريك عزيز! الفريك آدمي بود كه به گذشته هاي قومش و آداب نياكانش وفادار بود(منظوري نهفته است مرتبط با ديدگاهت). به ديدگاه اولم دقت كنيد. اگر از صلابت لازم براي خوانش آن برخوردار هستيد، مي توانيد مفاهيم را دريافت كنيد. اگر از حيطه(فن و بيان) تبليغات چيزي دريافت نكرده ايد، آنرا از حساب اين مقاله و دريافت تان كسر كنيد. در ضمن آن چه كه آقاي ترهنده و ساير بازيبازها درك مي كنند به حساب همه بازيبازها نگذاريد. مي تواند خلاف واقعيت باشد. درجه ادراك، درجه نگاه، درجه نوشتاري، درجه تجربه پذيري، درجه هاي ديگر. با تشكر! === Hamedgh ۰۰ مطلب فوقالعادهای بود. خسته نباشی تارخ جان ۰۰ پاسخ ممنون سینا لطف داری همیشه :15: ۰۰ جمله ی اخر شما دقیقا حرف دل من بود و اگه از من میشنوید از همین الان چند بازی E3 امسال از جمله اسسینز جدید رو هم اضافه کنید . فار کرای هم که از تریلرش هم معلومه همون بازی قبلیه با گرافیک بهتر و دشمن جدید . ( کلا به تریلر های یوبی سافت اعتماد نکنید ) . anthem هم چیزی که ما ازش دیدیم خیلی بعیده که گیم پلی باشه و گرافیک واقعی بازی در این حد باشه . Metro هم که اقای ترهنده زحمتش رو کشید . لیست هم که عالیه . Ryse: Son of Rome هم همون طور که گفتید نمیشه گفت گول زده چون واقعا بازی رو نشون داد . مشکل اصلی بازی این بود که پس از چند مرحله به شدت تکراری میشد . در طول بازی حتی سلاح شخصیت اصلی هم عوض نمی شد و از اول تا اخر هی باید همون صحنه های سینمایی تکراری رو میدیدی . کاش از این دوره تاریخی یه بازی خوب ساخته بشه . ۱۰ پاسخ لطف داری مبین جان و ممنون بابت توجهت Anthem رو فکر میکنم واقعیت باشه ولی زوده برای قضاوت AC Origins هم چون خبری از تریلرهای CGI نبود و گیمپلی هم نشون دادن نمیشه گفت دروغ باشه، ولی با پری-آلفا فوتجی که زیر تریلرها بود موافق نیستم… از نظر من نمایش های Origins اوایل فاز بتای بازی بود ۰۰ اول تشکر کنم از تارخ عزیز :15: :15: :15: . دوم، بابا پدر کرایتک بدبخت رو تو این سایت در آوردید، این برادران یرلی بگیرن ببندند درِ استودیو رو بیخیالشون میشد؟! :24: :24: :24: اون از برادر گروسیان راه به راه به کرایسیس گیر میده، حالا هم آقای ترهنده :24: . البته خود تارخ عزیز هم اشاره کردن که کرایتک واقعیت رو نشون داد ولی خب ذوق زذگی و جو زدگی کاربران باعث شد انتظارا بره بالا و در نتیجه بازی حداقل تو زمان انتشارش نقدهای منفی زیادی دریافت کنه. با این وجود، هنوزم فکر میکنم بازی رایز، عنوان خوبی بود؛ در حد متای 70. مشکلات زیادی داشت که از اونها میشه به گیم پلی و سیستم مبارزات تکراری یا همین عدم توانایی در برداشتن سلاحهای مختلف اشاره کرد. در پایان، امیدوارم کرایتک بتونه با عرضهی Hunt به دوران خوبش برگرده و گند نزنه، چون در غیر اینصورت وضعیتش زیادی قمر در عقرب میشه :23: :23: :23: ۲۰ ممنون از لطف همیشگیت سورنا :15: :15: درسته شاید Ryse جاش توی این لیست نبود، ولی این لیست بهطریقی حکم درس عبرت رو برای ما گیمرها هم داره ایشالا کرایتک هم از این اوضاع نهچندان خوبش دربیاد و من یکی دوست ندارم یه شرکت خوب دیگه از عرصه کنار بره… ۱۰ شنیدم کرایتک داره قسمت دوم رو با عنوان ryse the empire میسازه . اگه واقعیت باشه و مشکلات بازی قبل رو حل کنه قطعا یه بازی بی نظیر میشه چون من که به شخصه از سبک بازیش خیلی خوشم میاد . ۰۰ منم شایعشو شنیدم ولی خب بعید میدونم حتی ذرهای به انتشار نزدیک باشه، چون فعلا تمرکز کرایتک روی Hunt هست. با مشکلات پیش اومده هم فکر نمیکنم بتونن دو بازی رو بطور همزمان توسعه بدن. ۰۰ بعد از چند سال تحریم کردن سایت نمیدونم چطوری مجبور شدم دوباره پیام بدم. مهندس نیازی به کارآگاه بازی و حدس و گمان نبود. خود کارگردان بازی تایید کرده نمایش مترو این گیم نبوده و از گیم پلی مستقیم نبوده و حالتی اسکریپت شده داشته و گفتن سعی داریم محصول نهایی به این شکل باشه. خوبه قبل از هرچیزی و اظهار نظر در مورد اون مسئله تحقیق و مطالعه داشته باشیم. ۳۴ پاسخ درود! تحقيق… به نكته درستي اشاره كردي. با تشكر! Hamedgh ۰۰ Hamedgh عزیز، جوابت را اینجا میدهم چون سیستم اجازه نمیدهد زیر آن دیدگاه بیشتر بنویسم و ارسال کنم. حداقل می توانستی با عصبانیت کمتر بحث را ادامه دهی و احترام نصفه نیمهی کامنت قبلیات را حفظ کنی… می دانی که هنگام عصبانیت فقط و پرت و پلا از دهان و فکر فرد بیرون میزند پس چرا با عصبانیت پاسخ دادی؟ حقیقت تلخ است ولی خشم نمیآورد. فقط یک چیز، آن اینکه من نفهمیدم چرا شما اینقدر وکیل مدافع شرکتهای بزرگ هستید و بعد از آن طرف از کرک و تشویر آن صحبت میکنید؟ تناقض از این بیشتر؟ «پس منتقد از بالای چشمش ابرو است، نمی هراسد.» شما هم منتقد هستید، درست است؟ فکر میکنم هر کس دیدگاههایت را بخواند متوجه میشود هنوز با افکار و عقیدههای خودت کنار نیامدهای و این به همان موضوعاتی که قبلا اشاره کردم برمیگردد… . بله، الان من دبیر دنیای بازی هستم. با افتخار میگویم فعالهای قبل از من و غیرفعالها و جدیدهای تیم را تشویق به فعالیت کردم و بعد از ۵ ماه سایت رشد داشته و مانده تا به هدف اصلیمان برسیم. لازم نیست دیروزیها را نام ببرید خودمان میشناسیمشان اگر شما حرمت و احترام میگذاشتید، من از بحث کردن با شما خسته نمیشدم و شاید عیبهایی که میگویید دارم را متوجه میشدم… ولی انگار فایدهای ندارد… کسی که نام دیگر افراد را مسخره میکند (در دیدگاههایتان مشهود است) و فقط به برچسب زدن کفایت میکند نمیشود با او بحث سازنده کرد و از بحث کردن با چنین فردی، احساسی پوچی به فرد مقابل دست میدهد. اگر میخواهید اینطور ادامه دهید، از ادامهی بحث عاجزم چون پاسخ عیبهایتان را دادهام و توهین پس گرفتم. ۳۱ ممنون بابت وقتی که گذاشتید و مقاله رو مطالعه کردید مطمئنا تحقیقاتی صورت گرفته تا این مقاله پخته شده :24: براساس چیزی که گفتین دوباره هم تحقیق کردم و فقط مصاحبهای دیدم که این مورد ذکر نشده بود… اگر لینک خبر یا مصاحبهای دارین که کارگردان بازی چنین چیزی گفته ممنون میشم توی پاسخ همین کامنت بهاشتراک بذارین؛ در ضمن من مترجمی میخونم و طبیعتا نمیتونم مهندس باشم :24: ۱۰ سلام قسمت killzone مربوط به نسخه اول می باشد و نه نسخه دوم اتفاقا نسخه دوم حتی بهتر از تریلر های به نمایش در اومده توی E3 بود ممنون میشم اصلاح کنید ۱۰ پاسخ خير متن ايرادي نداره، نمايش مربوط به كيلزون ٢ در E3 2005 هست . بازي طبق اين تريلر قرار بود براي PS2 منتشر بشه اما پلتفورم نهايي بازي به PS3 تغيير كرد. نمايشي كه شما ميگيد بهتر از نمايش اوليش شده نمايش همون كيلزون ٢ هست ، سال 2007 تريلري تقريبا شبيه به همون تريلر سال 2005 منتشر شد كه همون كيلزون ٢ بود اما اينبار براي PS3 در نهايت كيفيت بازي نهايي كه سال ٢٠٠٩ منتشر شد از تريلر سال ٢٠٠٧ هم باكيفيتر بود كه اين يه جورايي جبران اون دروغ بزرگ سال ٢٠٠٥ شركت سوني و گوريلا شد ۲۰ ممنون فردین جان خودم هم فکر کردم اشتباه نوشتم ولی باز چک کردم و دیدم درست دیده و شنیده بودم :24: ۰۰ نمایش بیشتر
مرسی از مقاله بخش کامنتم تبدیل شده برای خود نماییه عده ای. کامنتای بلند بی محتوا ندن به ارگاسم ذهنی نمیرسن ۳۱ پاسخ
علی جان بعضی ها حاظر نیستند قبول کنن اشتباه کردند و به زور بی ادبی و گستاخی می خوان حرفشونو به کرسی بنشونن ۲۰
درود! Bat براي كاربراني كه مفاهيم ديدگاهم را درك مي كنند به زور و گستاخي اعتقادي نخواهند داشت و به كرسي گرمم، مهمان ! اما براي تو Ban ! هيچ وقت كرسي واقعي را به عمرت تجربه نكرده اي چه برسد كه كرسي مرا دريابي. نقش تو برازنده براي نقش «كرست» است و جاي نشستن تو بر روي … براي خود انزالي آقاي Ben gix ! شما با ديدگاه ايشان با آن كلمه تركيبي موافق هستيد. تركيبت با ديدگاه اولت تفاوت دارد. احتمالن همپالگي يكديگر هستيد. بنابراين دو جمله بالا براي هر دو شماست. در ضمن ديدگاهتان در زير ديدگاهم در خبر ” گیگابایت کارت گرافیک GTX1080TI را با خنککننده مایع عرضه میکند ” بوي ديگري مي دهد. به آن هم پاسخ گفته ام. مطالعه فرماييد. خبري كه آقاي فخار! درج كرده اند. === Hamedgh ۰۰
درود! Ben Gix خود نمايي براي كسي كه از خود چيزي ندارد نمايش بيخودي است. Ben gir ! كلمه ارگاسم از انزال ذهن تان به ارگانيسم ديدگاهم تف شده است. Ben goo ! ارگانيسم ذهني ِ طولاني مدت من(ديدگاه و نظريه هاي من) به نسبت خود انزالي بسيار كوتاه مدت تان(ديدگاه چند كلمه اي شما) حكايت از قوه قوي مردانگي من(توانايي فكري و علمي) است. !Ben gid از شما مي خواهم به داروهاي تقويتي مكمل روي آورده تا هم در اندازه و هم در مدت، كمك حالتان شود. Ben gib ! (يعني به مطالعه بيشتر روي آورده تا از بار فني و علمي تان بهره مند شويم- جمله استعاري) به سر مار كوبيدم بچه مارها بيرون خزيدند. === Hamedgh پانوشت: به دنبال معني كلمه هاي بعد از كلمه Ben باش. ۰۰
@hamedgh این شروورات دیروز خنده دار بودن… امروز دیگه مسخره و ازار دهنده شدن پیشنهاد میکنم دوباره 2-3 سال از سایت غیب شی :)) الانم منتظرم بیای یه کامنت 1000 کلمه ای بدی 4 تا جمله ک.سشر بی معنی بگی اخرشم اسم کاربریمو مسخره کنی. مرسی که هستی. منتظرما. ۱۱
درود! Hamedch (حامدچ) نمي دانم نام واقعي تو اين است يا با اسم من شوخي كرده اي. در صورت شوخي، از ظرافت به دور بود. اين پيشنهادت مي تواند براي سايت ديبازي مفيد واقع شود. شايد بد نباشد تو(و دوستان معلوم الحالت) را چند سال از سايت ديبازي دور كند تا هواي سالم به به ريه هاي ديبازي ورود كند. احتمالن با نام مستعار ديدگاه نوشته اي يا اينكه نقش تو از همان افرادي مي آيد كه در بالا ديدگاه پراكني كرده اند و منفجر ديدگاهم شده اند و حالا نام مستعار ديگري برگزيده اي اما هويت شخصي تو، در پشت نام مستعارت تغييري نخواهد كرد. از خودت پنهان نمي تواني بشوي. دواي دردت اين نيست. اما دواي درد ديبازي مي تواند خورانده شود. خير! مايوست مي كنم. هزار كلمه ديدگاه مفيد براي تو خيلي زياد است. معلوم است كه ديدگاه هاي مرا خوانده اي و آنرا از زور فشار به آن برچسب ناميده اي. به همين نام نوش جانت باشد. هر چه در پندار توست همان مفهوم توست. آخرين تيرهاي خودتان را شليك كرديد؟! مي بينم كه چيز قوت داري در كله نداريد. بايد ديد مديريت مغز ديبازي چه تصميمي خواهد گرفت. نمي دانم الان چه كسي مديريت ديبازي را بر عهده دارد. === Hamedgh ۱۱
این اعتماد به نفس تورو اگه عمه من داشت الان اما واتسون بود :)) “معلوم است که دیدگاه های مرا خوانده ای و آنرا از زور فشار به آن برچسب نامیده ای” من همین کامنتتم به زور خوندم. کی حوصله داره کامنتای تورو بخونه اخه؟ من به شدت قبول دارم نویسنده های الان دیبازی شدیدا اسکل و بیخود تشریف دارن و دیبازی با اون چیزی که زمان ما (سال 91) بود و ما توش مینوشتیم فرق داره. اما این کامنتای بی نهایت ک.سشرتو جمع کن بره. حوصلتو نداریم. ۲۵
@hamedch آقای امیر جزایری عزیز، شمایی که احتمالاً مث خیلی از کاربرای دیگه با دنیای بازی سابق و به خصوص مجلش خاطره داری (!!)، نمیدونم چرا به جای این همه ایراد گرفتن از مدیریت و نویسنده ها، آستین بالا نمیزنید و دست به کار نمیشید؟! بنابراین ممنون میشم دوباره به سایت برگردید تا بتونیم با استعداد و مهارت شگرفی که شما در زمینهی نویسندگی داری (که اگه نداری چطوری داری زحمت دوستان رو زیر سوال میبری؟!)، سایت رو به دوران اوجش برگردونیم و نیازی به نویسنده های اسکل و بیخود نباشه. ۶۳
@hamedch بفرما پسر، کسی جلوی شما رو نگرفته، بیا و با هنر والای نویسندگیت حدقایی قلمزنی رو بهمون یاد بده. بیرون گود نشستی میگی لنگش کن، اشکالی هم نداره، با همین فرمون برو جلو، ولی هیچ حقی نداری که بیای و به یه عده دیگه همینطوری و از روی یه بادی «!» توهین بکنی. خیلی نگران و دلسوز و ناراحتی، غمگین روزهای پرابهت قدیمی. بفرما اقا، این گوی و این میدان. از همینجا میتونی تمامی انتقادات و پیشنهادهایت را ضمیمه کنی و از گزینه همکاری که در بالای سایت حضور دارد معنی واقعی یک نویسنده واقعی و عاری از هرگونه اقسام بیخودیت و اسگلیت که گویا شما از آنها تماما تهی هستید رو به ما و بازدیدکنندههای محترم بیاموزی. ناراحت هم هستی بفرما، کلی سایت خوب دیگه هست که نه اسگلن و نه بیخود. وقت خودت رو اینجا بیهوده هدر نده، بفرما… ۶۰
درود! Hamed ch يا امير جزايري! آن عمه اي كه از نسلش تو باشي، اما واتسون نخواهد شد. اما… دالتون خواهد شد(مادر دالتون ها در كارتون لوك خوش شانس). زشت تشريف داري. حتا آن جمله هاي ديدگاهت از زيبا نويسي بويي نبرده است. دروغ هم مي گويي. فقط با يك ديدگاه خواني به اين نتيجه گيري ها رسيده اي؟ از اين جزر و مدي كه به ديواره هاي ساحلي جزيره ات مي خورد، كمي درس بگير. حوصله ديدگاه خواني(و نويسي) نداري، مي تواني كـِـــش شعر هاي ديگرت را به دست بگيري(كــِــش از مصدر كشيدن آمده است). ديبازي موفق به دو يا چهار سال پيش اشاره ندارد. شما هم آن موقع در ديبازي فعاليت نداشتي. اما نتيجه گيري چيست؟ آن موفقيت نمي بايستي كاهش يافته و تمامي آن زحمات به باد هدر رفته و گامهاي روبه عقب برداشته مي شد. يك فرد موفق يا قهرمان موفق يا … وقتي رمز موفقيت را كشف كرده است بايستي در همان جاده رمز گام زني كند. حالا مي توانم مشخص كنم كه تغيير مديريت و مديران سايت در اين عقب گرد موثر بوده است. تنها از آن افراد، آقاي فخار باقي مانده است. البته ايشان در مجله فعاليت داشتند. براي ايشان نامه اي ارسال خواهم داشت تا تدابير ايشان را جويا شوم. === Hamedgh ۰۰
جالبه! نویسنده های سایت میان جواب ميدن و بدون صبر کردن برا دریافت پاسخ اکانت رو بن میکنن :)))) @سورنا رضایی و کامنت زیریش که اسمشو نميدونم و حوصله ندارم برم ببینم ما زورامون رو برا دیبازی اون موقع که برامون مثل خونه بود زدیم! اون زمانی که ادمين سایت آقای زعفرانی بود و جو سایت عالی بود… ولی الان خیلی وقته که دیبازی برامون مرده و اون کاربرای قدیمی و معروفش به يه گروه تو وایبر (اون موقع وایبر بود الان شده تلگرام) مهاجرت کردن. گروهمون 40 نفر هم عضو داره اگر کنجکاوید بدونيد. سایت دیبازی خیلی وقته برا ماها مرده و من انقدر دوستش داشتم که پيارسال آبان ماه تصمیم گرفتم دوباره براش بنویسم و یکی دو ماه نوشتم اما دیدم واقعا ديگه ارزششو نداره دیبازی و نوشتن توش یه جور گل به خودی محسوب ميشه :)) من و خیلی نویسنده های قدیمی ديگه کارمونو بردیم جاهای ديگه، با قراردادهای واقعی. جایی که واقعا ارزششو داشته باشه. توصیه منم به شماها اينه که دنبال همین باشید (اگر نوشتن رو دوست دارید و به فکر پیشرفت هستید.) دیبازی رو هم تو رزومتون قرار ندید چون هر با سایت یا پروژه معتبری بخوايد همکاری کنید براتون یه نکته منفی در نظر ميگيرن… این اکانتو از یکی از بچه ها قرض گرفتم که بيام بگم اينارو. دیبازی که با تموم مرده بودنش نویسنده (که شرمم مياد بهش بگم نویسنده) ای مثل گروسیان رو انقدر گنده کرده برا خودش، نه ارزش نوشتن براش رو داره و نه سودی. درمورد اینجا اومدنم باید بگم که هر چند وقت يه بار تو همون گروه قدیمی تلگرام دیبازی یکی لینک مقالات شاهکار جدید اینجا ميذاره و دورهمی بهش میخندیم. شايدم بیایم کامنت بذاريم یکی دوتا. الانم این جوگیر عقده ای (حامدقرتی یا هرچی ديگه که اسمش هست) سوژه کمدی خوبی بود :* @hamedgh خندیدیم. حالا دراز بکش. ۱۰
@farzad اول اینکه حساب کاربری شما بن نشده. در ضمن، دلیلی هم برای اینکار وجود نداشته، چون شما اولین نفری نبودید که از مدیریت و نویسنده های سایت در طول این مدت انتقاد کردید و اگه قرار بود به خاطر چنین مسئله ای کسی بن بشه، تعداد زیادی از کاربرای قدیمی بن میشدن که نشدن! نکتهی بعدی دربارهی اینکه گفتید دیگه کسی دنیای بازی رو دنبال نمیکنه. این حرفتون شاید برای کاربرای قدیمی صدق کنه اما برای کاربرای جدید، نه. همینطور شاید وضعیت کامنتا در مقایسه با گذشته بدتر شده باشه اما آمارهای الکسا نشون میده تعداد بازدید از سایت در وقت چند اخیر مسیر رو به رشدی داشته و بازدیدها در حال بیشتر شدنه. ۱۱
درود! براي ديدگاه ۱۳۹۶/۰۴/۱۲ در زمان ۱۹:۰۶:۲۹ فرزاد. اما اينكه از ديدگاه من خنديده اي و مرا به دراز كشي حكم داده اي، از اين ديدگاه من هم بهره لازم را ببر. ديدگاه من هميشه از درازي خودش اطمينان دارد و هر وقت كه بخواهي به صورت درازكش منتظر قلقلك دهي به مناطق حساس شماست. اين سطح تماس موجب ايجاد اصطكاك و توليد گرما خواهد شد. در نتيجه بعضي از نقاط حساس شما دچار سوختگي حاد خواهد شد. بد نديدم از عوارض اين نوع نگرش و ديدگاه پراني تان به آگاهي تان برسانم. ديبازي خوشحال خواهد شد كه از چند ديدگاه پوچ تان غمگين نشود. آن كانال تلگرامي مناسب حال خودت است از ساير دوستان آگاه و غيرفرزادي(غير همفكر با فرزاد) دعوت مي كنم كه به ديبازي بازگشته و محفل ديبازي از وجودشان گرما گيرد به جاي اينكه سوختگي نقاط حساس فرزاد، به آنها هم سرايت كند. در ضمن جايگاه و مرام آقاي گروسيان از شما(فرزاد) بهتر و در مرتبه بالاتر قرار دارد. آنطور كه مي گوييد نيست و آقاي گروسيان از آن احتراز خواهند كرد. به اثبات خواهد رسيد با اميد. === Hamedgh ۰۰
من اصلا تو بحث های آقای ترهنده و آقای حامد Gh وارد نمی شوم و بر خود زیاد روا نمی بینم که ایرادی بگیرم (هرچند هر انسانی نقص هایی دارد و این وطیفه ی هم نوعان اوست که به او بگوید) ولی من احترام می گذارم و انتقادی نمی کنم به امید اینکه افرادی که پیرهن بیشتری پاره کرده اند وارد بحث شوند ولی موضوع مهمی هست که خواندن آن را برای همه مثبت می بینم: « در هر زبان زنده ی دنیا تعدادی واژه از زبان های دیگر وارد شده است که به آن ها وام واژه می گویند؛ وام واژه ها لغاتی هستند که هر چند از زبان های غیر وارد زبان ها می شوند امّا چون در فرهنگ آنها نقش بسته است دیگر جزوی از آن زیبان می دانند؛ نیک است که در استفاده از این لغات برای همدیگر خط و نشان نکشیم (مثل مخالفت با واژه ی «لایک» که هر چند واژه ی «پسندیدم» را جایگزین آن کرده اند ولی دیگر وارد زبان شده است، که در بحث پیچیده ی شما بسیار بر سر این لغات درگیری بود) این واژه ها فقط در پارسی ما روا نیستند که ما آنها را به زور استفاده از کلمات یا چه بسا عبارات گاهی بی معنی، از زبان خود حذف کنیم. بگذارید کمی شفاف تر توضیح دهم: -اگر شما به یک کودک بگویید امشب «کش-لقمه» می خوریم شاید اصلا منظور شما را نیابد ولی اگر به او بگویید «پیتزا» می خوریم؛ در کثری از زمان منظور شما را درک می کند و یک تصویر کاملا واضح در ذهنش نقش می بندد. -(من زیاد فرد معتقدی نیستم ولی به این مثال که از قرآن است، کمی بیاندیشیم؛ این آیه را همیشه پدرم تعریف می کرد اگر دوستان می دانند کدارم سوره است مرا یاری کنند): وقتی پیامبر مردم را به بهشت بشارت می داد بهشت را به «فردوس» تشبیه کرد(=در فرهنگ معین: باغ های بزرگ و با شکوه پادشاهان و خشثرپاونها(حاکمان)و بزرگان ایران) و هم اکنون بهشت در زبان عربی به معنای باغ شکوفا تایید شده است. -همچنین در زیبان انگلیسی واژه Paradise یا بهشت نیز از واژه ی پردیس یا باغ های امپراطوری هخامنشی استفاده شده است و هم اکنون نیز رواج دارد. واژه Bazaar به معنی بازار استفاده می شود. واژه Pistachio به معنای پسته استفاده می شود. واژه Khaki به معنای قهوه ای، به رنگ خاک استفاده می شود. واژه Caravan یا کاروان استفاده می شود که از آن نام خودروی سواری Van گرفته شده است. واژه Magic از ریشه ی «مغ» به معنای جادویی استفاده می شود. واژه ی Pyjamas یا Pajama به معنی شلوار راحتی برگرفته از «پای جامه» (لباس روی پا) استفاده می شود. -یا واژه مامان که به اشتباه جای واژه «مادر» استفاده می شود ریشه در زبان های هندواروپایی دارد در فارسی بسیار پذیرفته است؛ هر چند که ماما(+ن) در قدیم به معنای قابله یا تقریبا همان چیزی که ما دکتر مامایی می نامیم معنی داشته است. و برای تفهیم بیشتر می تواند این واژه های فارسی را با معادل انگلیسی آنها مورد مقایسه قرار دهید:پدر Father، مادر Mother، برادر Brother، دختر Daughter، نام Name، ابرو Brow، در Door، ستاره Star، تندر Thunder، نو New، گاو Cow و … _______________________________________________ و اگر زمان بیشتری داشتم آن قدر مثال می نوشتم که دوستان راضی شوند که غلط کم ارتباط (یا چه بسا بی ارتباط) از هم دیگر نگیرند. _______________________________________________ همچنین برای آقای ترهنده و آقای «ق» من یک پیغام دارم: اوّل از جناب آقای «ق» شروع می کنم: برادر عزیز، خیلی خرسندم که نقدی به منظور افزایش کیفیت می کنید (حالا چه افزایش بدهد، چه خیر). ولّی بهتره بگویم اگر فردی مدّت زیادی با زبانی دیگر کار کند آن زبان در ذهنش نقش می بندد نه آنکه نتواند با زبان اصلی اش تکلم کند ولیکن گاهی ذهنش در رساندن مفهوم خودش(ذهن) استفاده از کلمه ی بیگانه را سریعتر می بیند و به اصطلاح عامیانه «زود تر به ذهنم آمد»؛ از آنجایی که آقای ترهنده گفتند ترجمه می خوانند من درد ایشان را درک می کنم چون من هم همین کار را انجام می دهم و با اینکه تلاشم بر آن است که با بالا نگه داشتن سطح مطالعه پارسی، پسندیده(آنگونه که در منزلت یک پارسی زبان است) سخن بگویم؛ خیلی اوقات موقع حرف زدن کلمه ی انگلیسی در ذهنم پدیدار می شود و چه بسا مدّت ها فکر می کنم که معادل فارسی آن در ذهنم پدیدار شود. همانطور که دیروز یک فرد روحانی به جای اینکه بگوید«من اهل بیت را دوست دارم» گفت «من محبّ اهل بیت هستم» (تکرار می کنم من فرد معتقدی نیستم و بعد از این حرف و اعتراض من، توضیحی بلند حاصل آن شد که در این مجال نمی گنجد.) جناب آقای ترهنده: برادر عزیز، از اینکه تلاش می کنید با کیفیت ترین مطالبی که در توانتان هست را برای ما فراهم کنید بسیار خوشحال و سپاس گذارم؛ من بسیار با شما موافقم که در بعضی اوقات بحث آقای «ق» از چهارچوب طنز خارج شد و به بی ادبی گرایید ولی معتقدم با شرایط کنونی جامعه ی ما و جوامع بین الملل، توهین، بی ادبی یا گستاخی وارد طنز ما شده است؛ همانطور که می بینیم کسی برای خنده دار کردن لطیفه اش در آن ناسزایی می گنجاند و مستمع واقعا خندان تر می شود. من موافقم که بعضی از حرف های این آقا توهینی بیش نبود(و بعضی ها هم واقعا طنز بود) امّا با این وضعیت کنونی ما؛ بایستی از کنار بسیاری از این طنز ها بگذریم و در مقابل آنها موضع های سنگین نگیریم ولکن پوچ هم ننشینیم و فقط به این و آن توهین کنیم ولی باید راه اعتدال را در پیش گرفت و زیاد عصبانی نشد همانگونه که نقل شده است: «یک گوش را در کن یکی را دروازه»؛ بعضی واقعیت ها در جامعه با آنکه سخت هستند ولی دیگر باید پذیرفتشان همانگونه دیگر فیلم های امروزی را به ندرت می توان در سینما دید، چرا که نویسندگان بدون آنکه بدانند در کشور های انگلیسی زبان مانند آمریکا چقدر استفاده از الفاظی که در فیلم هاست؛ در یک گفت و گو زشت و ناپسند طلقّی می شود (بله، اگر این عادت را دارید همین الآن کنارش بگذارید من به عینه دیدم که چقدر سخنان زشتی در جامعه به حساب می آیند.) از آنها در فیلم ها استفاده می کنند. یا مثلا هرچند که می دانم که فرهنگ بیگانه ی داشتن Girl friend\Boy friend واقعا بر فرهنگ ما تاثیراتی بسیاری (چه خوب و چه بد) گذاشته است؛ ما به عنوان یک فرد که فرهنگ ایرانی را فرهنگ خود قرار داده باید با این فرهنگ بیگانه مخالف باشیم امّا رفته رفته اگر به کسی از ما همچین گفته شود که «که آره فلانی دوست پسر یا دوست دختر دارد» ما باید بتوانیم آن را بپذیریم؛ یا همانگونه که وقتی در خیابان قدم می زنیم زنانی رو می بینیم که نه تنها هیچ بر سر ندارند و حتی پیراهنی پوشیدند که مردان نیز از پوشیدن آن شرم می کنند. ___پس آیا به این نتیجه می رسیم که نباید در خیابان ها قدم زد؟ ( یا حتی وقتی در خیابان های تهران (من از شهر های دیگر اطلاعی ندارم ولی توی تهران دیدم) مردان زن نمایی را می بینیم که احساس آدم را جریحه دار می کند پس در خیابان ها دیگر تردد نکنیم که آنها را نبینیم؟) نتیجه: می فهمم چه توهینی شده ولی دیگر رفته به رفته باید با این توهین ها زندگی کردن را، تحمّل کرد. ______________________________________________ در پایان هم دوست دارم سخنم را با جمله ای به اتمام برسانم که امیدوارم به تمام دوستان کمک کند: «با عذرخواهی کردن چیزی از تو کم نمی شود؛ به این فکر کن که با عذرخواهی نکردن چه چیزی را از دست خواهی داد.» _____________________________________________ همچنین من واقعا درک می کنم که ترجمه ی یک مقاله از انگلیسی به پارسی و یا حتی نوشتن یک مقاله پارسی چندین برابر سخت تر از خواندن آن به انگلیسی یا پارسی است، پس من واقعا از زحمتی که دوستان می کشند متشکّرم – RN ۲۰ پاسخ
درود! Bat اخوي قسمت دوم ديدگاهت، براي آقاي ترهنده بود و از نظر من پوچ بود. حتا ايشان هم نبايد پوچ ِ ديدگاه تان گردند. اما پوچ از شما، اين هم گل من براي شما… براي قسمت اول ديدگاه: براي خبر نويسي،مقاله نويسي يا هر تراوشي كه به كمك كلمه ها و جمع آنها در قالب جمله ها به نگارش در مي آيد دستور زبان آن كشور به همراه فرهنگ لغات آن كشور اهميت وجودي گرفته و به كارايي دعوت مي شود. به خصوص اين اهميت در قالب نامه يا گزارش يا كتاب و موارد مشابه افزايش مي يابد. نگارش از بن نگاشتن(نگاريدن) استخراج ميشود. فعل نگاشتن به معني: [ ن ِ ت َ ] (مص ) نوشتن . (برهان قاطع) تحریر کردن . نگاریدن نگاريدن به معني: [ ن ِ دَ ] (مص ) نگاشتن . (آنندراج ). نوشتن . (ناظم الاطباء). تحریر کردن . (فرهنگ فارسی معین ). نقش کردن نگارش به معني: [ ن ِ رِ ] (اِمص ، اِ) نگاشتن . (آنندراج ). اسم و حاصل مصدر از نگاشتن . (یادداشت مؤلف ). نقش کردن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || تحریر. نوشتن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || انشاء. (یادداشت مؤلف ). || نقش و نگار. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || رسم . (ناظم الاطباء). نقاشی . (یادداشت مؤلف ). || تصویر. (یادداشت مؤلف ). || خط. تحریر. نوشته . (ناظم الاطباء). دستخط. (یادداشت مؤلف ). در آن زيبايي نهفته است اين زيبايي، از رسم الخط يا رسم النقش آراسته مي شود. هر چقدر مقاله در قالب درست نگارش قرار گيرد مقاله زيباتر مي شود. هر چقدر كلمه ها به زبان مادري نزديكتر باشند خواناتر و گويا تر جلوه خواهند كرد. اين نمايانگر قدرت نويسنده مقاله و كتاب است. با زبان پارسي، كتاب هاي نثر و نظم با شكوهي زاييده شده و پرورش يافته است. قابل فهم بوده و معاني به زيبايي منتقل شده است. به هر روي براي خود نويسنده شايسته است تا آنجاييكه ممكن است از دستور زبان مادري بهره برد. در اين ره هم خودشان تقويت مي شوند هم خواننده بهره مند. بعضي از نويسندگان سايت ها، زياده روي را در دستور كار خودشان قرار داده اند. به جاي آنكه از دستور نگارش شان حذف كنند. به هر روي يك توصيه سازنده كردم براي آنها كه از انتقاد سازنده بهره مي برند. نكه از دستور ننگارش شان حذف كنند. به علاوه عجيب نيست كه كلمه بهشت در قرآن به فردوس تشبيه شده يا از كلمه فردوس استفاده شده است. در حاليكه كلمه جنت به معني باغ يا بهشت در زبان عربي وجود دارد. شايد كلمه ها و جمله هاي قرآن تغيير يافته اند. كم و زياد شده اند. شايد… !!! و يك توضيح تكميلي در انتها يادآور مي شوم بسياري از لغات انگليسي يا زبانهاي ديگر از بن هاي پارسي بهره مند شده اند. اين به اين معني نيست كه بعضي از كلمه هاي پارسي از آن ها ساخته شده اند. در قرنهاي دور كه هنوز اروپا تشكيل نشده بود بعضي از اقوام پارسي به سرزمين هاي دور مهاجرت كردند. فرهنگ و زبان با اين مهاجرت منتقل شد و گسترش يافت. هنوز هم بعضي از مكانهاي اروپايي با همان نامهاي قديمي شناخته مي شوند. مثل: لندن يا دانوب يا موارد ديگر. اين كلمه ها بن مايه پارسي دارند. درباره اختلاف من با آقاي ترهنده بايد بگويم توصيه ها و پرسشها و انتقادهاي من در طول ديدگاه هايم(و براي مقاله ايشان) به طور واضح مشخص هستند. اختلاف بر روي بعضي از لغت ها همه ماجرا نبوده است. بنابراين ديدگاه شما همه ماجرا را پوشش نمي دهد. از تلاش شما تشكر مي كنم. نمي دانم دلسوزانه بود يا خير. از دل شما خبر ندارم. در ضمن ديدگاهتان در زير ديدگاهم در خبر ” گیگابایت کارت گرافیک GTX1080TI را با خنککننده مایع عرضه میکند ” بوي ديگري مي دهد. به آن هم پاسخ گفته ام. مطالعه فرماييد. خبري كه آقاي فخار! درج كرده اند. موفق باشيد. عذر بدتر از گناه نخواهم خواست. ايشان نويسنده حرفه اي هستند(به زعم خودشان) مناسك حرفه اي گري را به جاي آورند. === Hamedgh ۰۰
سلامت و بی گزند باشید (من Bat نیستم به پایان دیدگاه قبلی ام رجوع کنید. البته اگر دیدگاهم را سطحی نخوانده بودید الآن مشکلی نداشتید! ) برادر ارجمند، آقای «ق»، بسیار خرسند و فرحمند هستم که به عنوان یک ایرانی و پارسی زبان بسیار به استفاده از کلمه های پارسی علاقه مند هستید. امّا گویی زمانه، زمانه ی ارتباطات است؛ برای شفاف کردن موضوع بگذارید داستانی کوتاه را از زبان غیر برای شما بیان می کنم: روزی، در مهمان خانه ای در کشوری دیگر منتظر تاکسی بودم؛ کمی گذشت و تصمیم گرفتم از مسئول آنجا درخواست کنم که دوباره تاکسی بخواهد؛ حدود 15 دقیقه در فکر آن بودم که چگونه با مسئول صحبت کنم و با چه گفت و گو را آغاز کنم؛ که دیدم فردی به نظر ژاپنی وارد فضا شد و بی هیچ مقدمه ای به راحتی پرسید: Room for two? و مسئول پاسخ داد. (پند: در زمان کنونی مهم ما آن نیست که چه قدر با استفاده از ادبیات و گفتمان رسمی سخنمان را ادا کنیم؛ مهم ما آن است که چقدر سریع بتوانیم سخنمان را بیان کنیم) ______________________________ همچنین دوست دارم به شما گوشزد کنم استفاده از کلمات سهل در گفتمان رواست و استفاده از کلمات و عبارات دشوار نا آشنا (هر مقدار هم که بگوییم «خب کلمه، پارسیست») خیر. (اینهم ذره ای از مشک وجودم تا «پوچی» شما حتی ذرّه ای سیراب گرداند) ______________________________ و امّا در موردی دیگر: من کمی از منظور شما را درک نمی کنم که بسیار از استفاده از کلمات پارسی سخن می گویید (که اگر عملی شود بسیار مقبول است) ولکن در دیدگاه های شما خیلی از وقت ها کلماتی را می بینم که اصلا با پارسی سنخیتی ندارند؛ برای مثال عرض می کنم: (هر آنقدر که زیبایی در سخن بیش باشد، پسندیده است؛ امّا نمی تواند سبب آن شود که آسان فهمی را از سرشت آن نگاره برباید.) 1- تیوری یا تئوری- نمی خواهم از همزه عربی بهره ببرم شما در اینجا در شفاف سازی معنی و مفهوم «موضوع» از کلمه Theory استفاده کردید؛ اکنون بگذارید با هم نگاهی بیاندازیم به تمام انتخاب های جایگزینی که شما داشتید: نگرش، بینش، نگاه، نظر، ملاحظه، نظریه، اصول نظری، اصل کلی، فرض علمی، تحقیقات فرضی (فرهنگ جامع دهخدا) 2- اخوی شما از یک کلمه عربی – که در زبان مادری شما جا خوش کرده است – استفاده کرده اید در حالی که بیایید نگاهی به تمام گزینش های دگر شما بیاندازیم: برادر، داداش، اخوی در اصل منسوب به اخ و اخت است و عوام پارسی زبانان آنرا به معنی برادر گویند که غلط است چنانکه ابوی بمعنی پدر. (فرهنگ جامع دهخدا) 3- ” ” و اینکه شما که از نویسنده قدیمی در دنیای بازی (و نه دیبازی اگر به قول خودتان به پارسی اهمیّت می دهید) هستید و در دوران اوج خبرنامه به بیان خودتان مقالاتی بسیار پر معنی و غنی می نوشتید چجوری هنوز نمی دانید در پارسی بجای Quotation mark (” “) از گیومه («») استفاده می کنند؟ (و حالا که حرف از مقالات شد مشتاق شدم که مقالاتی از شما که در سایت قرار داده شده را بخوانم؛ می دانم که سایت مقالات را تا حدود 5 سال نگه می دارد) 4-… پس گویی قبل از اصلاح دیگران بایستی نگاهی به خود بیاندازید … ______________________________ سوم درباره ی آن که «بعید نیست که قرآن …» خیر برادر، اینگونه نیست؛ چراکه در زمان قدیم شبه جزیره عربستان سرزمینی صحرایی بوده است و بستان های آن نمی توانستند به سبزی و زیبایی بستان های سرزمین پارس باشند؛ پس پیامبر همچین مثالی را بکار بردند. (شایسته است قبل از بیان تفکرات بی اساس و دور از عقل کمی فکر و اندیشه و چه بسا تحقیق کنیم). ______________________________ و نکته ی چهارم برای شما: در اینکه بسیاری از لغات رشته زبان های هنداروپایی از پارسی می باشد، شکّی نیست؛ امّا نمی توانم با شما سر آنکه می گویید امکان ورود کلمه هایی از زبان پارسی به ایران وجود ندارد به خاطر این نکته ی کمابیش مفرح و «پوچ-بن» شما که « در قرنهای دور که هنوز اروپا تشکیل نشده بود…» متاسفانه بسی از کشور های اروپایی از سرزمین ما دیرتر بوجود نیامده اند؛ همانگونه که می خواندیم «ماد ها قومی مهاجر بودند که در مسیر مهاجرت خود سرزمین پارس را به سکنی گزیدند و کشور ما را بوجود آوردند؛ نام اوّلین پادشاه دیوکس (655-708 ه.ق.) و آخرین پادشاه آسیتاگیس (550-584 ق.م.) بود که به دست کورش کبیر برچیده شد.» که با کمی اندیشه و تأمل می توان در یافت که ریشه زبان آریایی ها و زبان های هنداروپایی از یک منبع است. پس این خیال که قرنهای قدیم سرزمین های اروپایی وجود نداشتند باوری بی اساس و «پوچ» است. ______________________________ در مورد اصل و اساس اختلاف شما با آقای ترهنده من حرف خاصی نزدم و اگر دیدگاهم را با دقت (و نه بی عمق) خوانده بودید حتما متوجّه شده اید که من رسما گفتم در بحث شما (که شباهتی کمی هم به دعوای بچه گانه نداشت چون از هر دوطرف انتظار بیشتری داشتم) دخول نمی کنم. و همچنین من بار دیگر دیدگاهم را در زیر «گیگابایت کارت گرافیک GTX1080TI را با خنککننده مایع عرضه میکند» را به شما پیشنهاد می کنم؛ آیا من حرف از که و چه زدم که موضع عجیبی می گیرید که هرچه از جمله انجمن که در سایت هست به همّت شماست؟ من فقط گفتم که آنجا جای خوبی برای این بحث ها که برای یک «دیدگاه» طولانی اند می باشد؛ به امید آنکه انجمن هم روتقی بگیرد. کمی رو اعصاب خود مسلط باشید چرا که من هم می توانم مانند یک «جدال جو» با شما صحبت کنم ولی از شأن و شخصیت یک فرد به دور است. ______________________________ همچنین در مورد مسئله ی «نویسنده حرفه ای»: من گمان می کنم که شما دیدگاه بعدی ایشان را دیده باشید که گفتند :« من نگفتم حرفهای هستم، من تازه اول راهم هستم و تا سالیان سال دانشآموز دیگران خواهم ماند، منظورم از کار حرفهای این بود که مجالی به من داده شد تا در رسانهی صنعت و هنر مورد علاقهام یاد بگیرم و کار کنم.» ولی گویا چون که به کام شما «نویسنده قدیمی» خوش نیامد این حرف او را ( که به نفع شما هم همین بود) نادیده پنداشتید. ______________________________ همچنین من از سطح فرهنگی و خانواده ای که شما در آن پرورش یافته اید بی اطلاع هستم و بی خبر؛ امّا آنچه که شما طنز می نامید در نفس و روان من (و با اطمینان خاطر گویم که در روان حداقل 1000 نفر دیگر) بی ادبی و … (دوست ندارم از کلمه دوم اسنفاده کنم چرا که برخلاف شما در دامان کودکی آموختم مسخره کردن و نسبت زشت دادن به دیگران، عملی پسندیده نمی باشد)؛ ولیکن حال که بحث بر سر بی ادبی باز شد بیافزایم که مسخره کردن دیگران کار ساده ای است همانگونه که من می توانم بسیاری کلمات ناشایست پیدا کنم که با نام شما هم آهنگ باشد. پس توصیه می کنم که در بخشی از «پوچی» خود این پند من را حداقل برای فرزندان خود نگه دارید. ______________________________ در آخر که من نمی دانم که آیا «پوچ» به اصطلاح «تکه-کلام» شما شده است یا نه ولی حرف کسی را پوچ نامیدن اصلا کار اخلاقی و درستی نیست؛ چرا که برای اثبات پوچی باید مدارک خود را نشان دهید وگرنه به خودی خود «پوچ» نامید دیدگاه شخصی اتهامی سنگین است. زین سبب، من سعی کردم در متن بالا چندین جا از کلمه پوچ بهره ببرم که شاید بو و مزه ای از سنگینی آن ببرید. (امیدوارم! ولی امید زیادی ندارم.) ______________________________ در ضمن در مورد «عذر بدتر از گناه …» و «همپالگی» و همچنین پاسخ شما در«گیگابایت کارت گرافیک GTX1080TI را با خنککننده مایع عرضه میکند» (که خود منظور خود را می فهمید؛ اگر بفهمید…) شایسته می دانم از بند سخن با بیتی از استاد ناصر خسرو آزاد شوم: (البته من به وجود خسیسه ی دوم در شما اعتقادی ندارم) گهی در بارد، گهی عذر خواهد * * * همان ابر بدخوی کافور بارش ______________________________ پی نوشت: اگر قرار است گفت و گویمان از این فراتر برود تمنی می کنم از انجمن ها و یا پیام شخصی استفاده کنید چرا که همانطور که گفتم اینجا جای این بحث های طولانی نیست. همچنین، اگر قسمت دوم برای آقای ترهنده بود شما چرا خواندید و پاسخ دادید؟ ______________________________ پا نوشت: این مقاله در پاسخ به دیدگاه آقای حامد ِ (نام فامیلی را نمی دانم!) با 1389 کلمه در تاریخ 11/04/1396 به قلم آمده است. ۲۰
درود! Bat سر اسم ديدگاهت Bat نام دارد. اگر تمايل داري به نام اصلي خودت رجوع شود بهتر است تغييرات لازم را اعمال كني. ربطي به سطحي خواني ندارد اگر اشكال از خودتان است. بعد از خوانش ديدگاهها و مطالبم مي بايستي به اين نتيجه مي رسيديد كه در غير اينصورت مي تواند ناشي از كم مغزي شما و پوچ انگاري منشعب از آن باشد. دروغ نگو! خرسند نيستي و همچنين فرحمند نيستي. روزي… آن داستان كليله و دمنه اي شما(البته نقل شما توخالي و پوچ است و به پر مغزي داستانهاي كليله و دمنه نمي رسد) ربطي به كليت ماجراي فرهنگي و گويشي ندارد. هر كهن سرزميني از قرنها فرهنگ و تمدن ناشي از آن بهره برده است. يك سال و دوسال نبوده است. يك سفر و چند روز سفر نبوده است. لازم و درست است كه از سرمايه هاي عظيم و داشته هاي گرانقيمت مان محافظت و با آنها موانست برقرار كنيم. تمامي آنها با كوشش هاي زماني و جاني همراه بوده اند. چه جانها كه صرف شان نشده است. زبانهاي ديگر نمي توانند بوستان و گلستان، شاهنامه، مثنوي معنوي، رباعيات خيام، ديوان حافظ و ساير كتابهاي نظم را به اين زيبايي به رشته تحرير در آورند. از چه نقلي، معقول ساخته اي؟ از كلمه «پوچ» بارها استفاده كرده ام تا شما با آن آشنايي كاملي يابيد. آنرا توهين نپنداريد. برزويه طبيب بعد از سفر به هند با كتاب كليله و دمنه آشنا شد و براي اينكه مردم سرزمينش آنرا مطالعه كنند به ترجمه پارسي آن اهتمام ورزيد. اگر نقل از زبان است از اين مهمات ارزشمند علمي هم بهره مند شويد. بحث ارتباطات است؟! اگر چنين است چرا همه كشورها از يك زبان واحد بهره نمي برند تا اين رنج از ماها گرفته شود. چرا؟ برو فكر و به نتيجه برس. فكر كن! اگر بحث ارتباط است فقط با كلام و زبان حاصل نمي شود. ببينيد چه كوشش هايي براي ارتباط اقوام مختلف با يكديگر صورت پذيرفته است؟ مثلن، طراحي پيراهني از نشانه هاي ارتباطي و موارد ديگر. مطالب بالا هم روزي تو! اگر مي خواهيد مشك پوچم را سيراب گردانيد بهترست از شراب علمي ديگري در من ريزيد. وجوه نوشتاري و شان نوشتاري خودم را براي سهل خوانان، آلوده نخواهم كرد. شرابم براي خماري و رعشگي شماها نيست. بهترست از همان عرق گل گاو زبانتان بنوشيد. +++ دربازه واژه تيوري: بله! بطبع از صد كلمه نوشتاري، چند كلمه غير پارسي هم نمود مي يابد. اين كه چيز غريبي نيست. كشف جديدي نكرده ايد. اما در مقاله ها و مطالب اين سايت و برخي سايت هاي ديگر، از تعداد بي شماري كلمه هاي غيرپارسي استفاده مي شود. مثلن: عنصر هايپ! يا خيلي از اين نوع كلمات. چرا اصلن عنصر به هايپ مي چسباني. بنويس: المنت هايپ. زيبا نيست. ناملموس است. در شان يك نويسنده نيست كه مي خواهد از اين راه امرار معاش كند يا به موفقيت برسد. اگر مطلب نوشتاري شما از درجه زيبايي بالايي برخودار باشد(فني و هنري) همه حرفه اي ها آنرا خواهند ستود. ممكن است خواننده هاي عادي بفهمند يا نفهمند. از ارزش مطلب كسر نخواهد شد. به آقاي ترهنده انتقال دهيد تا از اين توصيه سازنده بهره مند شود. درباره واژه اخوي: از اين نظر به شما گفتم كه حس بسيجي وار در ديدگاه هاي قبلي تان موج مي زد. اگر بسيجي ها را ديده باشيد همديگر را اخوي مي نامند. درباره خبرنامه: خير! ممكن نشد. نوع فعاليت هاي فكري و وجه زندگي فردي من بر اين سمت امتداد نمي يافت. يكي از كساني كه بر ايجاد يك خبرنامه مجازي(بعد از تعطيلي مجله دنياي بازي) به اشتياق دوستان مي افزود من بودم. بعد از دوره اي از خبر نويسي در سايت، به امر ديدگاه نويسي از روي آگاهي رساني و كمك رساني اقدام مي كردم. حرفه من گزارش نويسي و مقاله نويسي نبوده است. از اين راه امرار معاش نمي كردم. هر فردي نيازمند اصلاح فكري و رفتاري خودش است و خواستار اصلاح به همچنين. +++ درباره قرآن: خيلي حقايق است كه به گوش افراطي گراها خوش نمي آيد درك آن ذهني باز و دلي قوي مي طلبد. در كنار كتابهاي حامي يك مذهب خاص، بهترست به كتابهاي مخالف آنها، نيز رجوع نماييد. توصيه من اسين است قبل از اينكه هر چيزي را صد رد صد بپذيريد و ملكه ذهنتان سازيد. آيا حاضر هستيد رنج و درد ناشي از بطالت آنها را پذيرا شويد. +++ درباره تركيب گويش ها و زبانها: امكان ورود هست و من هم منكرش نبوده ام. اما هر دوره اي از زمان كه اهمال كاري و سهل انگاري هاي فرهنگي و زباني صورت گرفته است، راه ورود هموار شده است. دوران حال يكي از آنهاست. +++ اختلاف با آقاي ترهنده: شما به جاده خاكي زده ايد. كمي به ديدگاه اولتان رجوع كنيد. درباره ترجمه بعضي از كلمه ها اصرار ورزيده ام و همچون شما، بر روي همه كلمه هاي مقاله فشار وارد نكرده ام. عنصر هايپ يكي از معدود موارد مورد اشاره من بوده است. +++ درباره برچسب نويسنده حرفه اي: ايشان قبل از فروتني، بزرگ گويي نموده اند. در ديدگاه اولشان نوشته اند: درنهایت فقط به شما بهعنوان مخاطب و عاشق این صنعت و رسانههایش و بهعنوان کسی که چند سالی است بهعنوان نویسنده کار حرفهای در رسانهی بازیهای ویدیویی زا آغاز کرده… بعد از اينكه ديدگاه مرا مبني بر مشك آنست كه خود ببويد… خوانده اند به شكسته نفسي روي آورده اند. بهتر است بعد از فرافكني ايشان، خط نويسي ايشان، به دام منحني نويسي نيفتيد. +++ درباره بي ادبي: بهترست كمي به به ديدگاه هاي ساير دوستانتان هم رجوع كرده و ديدگاههاي مرا به آنها مقايسه فرماييد. در عين طنازي، از معناني خوبي هم برخوردار است. ضرباتم دردناك است چون به جاي درستي وارد آمده اند. سنگين است از اين نظر همذات پنداري مي كنم. مي دانم دردتان چيست. جوجه تازه از تخم بيرون آمده، نيستم. جيك جيك تان را مي شناسم. از پوچ گفتن من نهراسيد. هميشه از پوچ ماندن ترس داشته باشيد. امروز مي تواند روز تازه اي باشد. آيا مطالب و ديدگاهم پوچ است و صد در صد چنين است و اگر از روي صحت و عدالت قضاوت مي كنيد مي توانيد مطالب مرا پوچ بناميد. اما اگر دليل درستي براي آن داشته باشيد. اگر چنين نباشد از بو و مزه هاي بي طعمتان، حس پوچي نصيب خواهم برد. عرق پوچ تان، نوش ِ هيچ مان است. يك مثال از ديدگاهتان مي آورم. برداشت نادرست شما از اختلاف من با آقاي ترهنده و قسمت دوست پسر و دوست دختر در ديدگاهتان، به ناچيز نگري تان، همچنين. خير! تكه كلام من، پوچ نيست. سعي مي كنم از پوچي دوري كنم. همچنين كلمه پوچ، تكه كلام من نيست. آيا شما از ديدگاههاي دوستانتان چيزي غير از اين برداشت كرده ايد؟ +++ از شعر ناصر خسرو: اين پر مغزي از ايشان است. نه من و تو و دوستانتان! گهی در بارد، گهی عذر خواهد * * * همان ابر بدخوی کافور بارش اين هم شعر من به شما: گهي نقد كنيم و گهي سوال سازيم * * * برين مقاله هاي بي حال، تغيير حال خواهيم هان ديبازي گر بر اين حال زار مي گريي * * * وقت خانه تكاني است گر جان خواهي به علاوه… خصيصه درست است، خسيسه نيست. +++ پانوشت: پيام خصوصي براي شما در كار نخواهد بود. رازي خصوصي در ميان نيست كه ديبازي و كاربرانش از آن بي اطلاع مانند. چرا ديدگاه شما را خواندم؟ چون من مخاطبتان بودم و ديدگاهتان براي آقاي ترهنده در همان ديدگاه نوشته شده بود. من سطحي خوان نيستم(خودتان مي دانيد. و اينكه از اين فرصت استفاده برديد). هر چي خوان نيستم. وقتي به ديبازي آمدم از عوارضش مصون نماندم. بايستي پاسخ مي دادم. === Hamedgh ۰۰
سلامت و بی گرند باشید (دیدگاه من با نام دیگری امضا شده است؛ اگر کمی تأمل می کردید متوجه حرف های من می شدید. هان، وقتی اشتباه از خودتان است دنبال فرازفکنی نباشید.) اگر بخواهم کمی با شما روراست صحبت کنم؛ هر داستان و مثل پارسی از دو بخش تشکیل شده است: 1-معنایی که در عمق هر جمله گنجانیده شده است. 2-معنایی که در عمق یک متن کامل جای داده شده است. پس اگر کمی به واقعیت توجه کنیم از روش پاسخ گویی شما کاملا مشخص است که شما به معنای کلّی و اصلی یک متن توجهی ندارید. آن متن هم برای آقای ترهنده بود و آن چیزی که گفتید مثالی بر آن بود این از پوچی خیال شماست که نتوانستید درک کنید چه مثال است و چه بدنه. مانند وقتی که شما برگی از غزل حافظ را می خوانید؛ در آن مفهومی داستانی و یا عرفانی قرار دارد ولکن، معتقدند که غزل حافظ فقط برای زمان خودش آموزش نمی داده است. (و اینگونه فال حافظ را روا می دانند.) بلکه در غزلیات حافظ پندی ارزشمند نهفته است که نه هرکس آن را درک کند. ===== خیلی واقعا متاسفم که با فردی هم صحبت هستم که عقلش در چشمش است. اگر دیده بودید مرا وضعیت دیگری داشتم و اینگونه نبودم؛ ولی چه کنیم از یک شعور پوچ همان تراود که در اوست. هر چه عقل پر گشته است فهم پوچ! شما می توانید تا فردا از دانش و داستان های آموزنده بگویید ولی گویی هنوز ذهنتان به بلوغ آن نرسیده که با هم نوعان خود چگونه سخن بگویید؛ بله؛ سخن! سخن گفتن اوّلین قدم در عضوی از جامعه بودن است. با هم می خوانیم «هر فردی که بخشی از یک جامعه است؛ یک هویت اجتماعی می گیرید؛ یعنی یاد می گیرد در آن جامعه چه خوب است و چه بد؛ چه زشت است و چه پسندیده و چه مورد قبول است و چه پذیرفته نیست. پس می کوشد در آن جامعه به گونه ای رفتار کند که اعضای آن جامعه او را به عنوان یک عضو بپذیرند.» (کتب درسی رسمی کشور) ===== آن داستان من از کلیله و دمنه نبود و من هم اذعان آن نداشتم که اندازه کلیله و دمنه در آن پند است. برای همین از کژ فهمی و بی خردی شما ترسان بودم که مجبور شدم پند داستان را خودم استخراج کنم و به شما بدهم. اگر کمی اطمینان داشتم این کار را نمی کردم ولی حالا فهمیدم که از فرصت افزودن خردتان سوء استفاده بردید. ===== من هم موافقم که باید با زبان خود و فرهنگمان ارتباط برقرار کنیم و آن را پاس داریم ولی آیا خود شما اینکار را کرده اید؟ قبل از اینکه به اینجا بیایید و 7 خط در مورد فرهنگ و خویش و پاسداری از آن بگویید؛ کمی تحقیق کرده اید که زبان پارسی باستان و فرهنگ و آداب و رسومی که در آن موقع روا بوده است چه مقدار به ما انتقال داده شده است؟ اگر هم من به آداب و رسوم کهن عمل نکرده ام شما کجا بوده اید که این همه آداب و رسوم مردمان را در کتاب تاریخ نگهداری می کنیم؟ شما کجا آستین بالا زدین قدمی در حفظ آن برداشته اید؟ شما اینجا نشسته اید و از حفظ آن سخن می گویید غافل از آن که خود شما هم فقط شعار می دهید و از آن نامطلع. می توانیم همین الآن از افراد داخل سایت بپرسیم که کدام سهل-فهم تر است؟ تیوری یا بینش؟ آنگاه آنها به شما خواهند گفت کدام … اینکه شما می گویید متن نویسندگان کاملا پارسی نیست خب مگر من مخالفت کرده ام؟ ولی بگویید مگر متن شما کاملا پارسی است؟ مگر متن کسی از ما می تواند پارسی کامل باشد؟ ===== در اذعان عمومی تقریبا اکثر مردم آقار حدّاد عادل را به نام کسی می شناسند که به همه پیشنهاد استفاده از کلمات و یا حتی جایگزین های پارسی استفاده کنیم ولی به یاد دارم همین آقای حدّاد عادل در شبکه های مجازی(Twitter) چیزی درج کرده بودند و شخصی زیر آن به استفاده از حدود 30 کلمه ی بیگانه ایراد گرفته بودند. وضعیت آقای حدّاد عادل من را یاد شما و رفقای بی خردتان می اندازد: از حمایت و بسیاری از اعمال دیگه دم می زنید در حالی که خود هیچ نمی کنید. اگر به استفاده از کلمات غیر پارسی در متون دنیای بازی می نالید؛ خود آستین بالا بزنید و به بقیه دوستان تازه وارد، پیرهن پاره کردن را یاد بدهید. آنگاه با مقالات شما سطح فرهنگی سایت بسیار بالا می رود؛ آنوقت شما می توانید به نویسندگان بی تجربه ایراد وارد کنید و اگر از شما الگو بخواهند متون و مقالات خود را معرفی کنید. ===== در کمال تاسف (و با خلقی خشمگین) شما یک انسان بسیار مغرور شده اید. اگر در هیچ جایی دیگر نمی توانند مانند کتب نظم ما را بسازند؛ شاید نمی خواهند. زشتی یا زیبایی چیزی نیست که شما برای همه ی مردم جهان هجی کنید؛ مگر آنکه شما هم جزو آن پوچ-کله هایی باشید که سرزنش می کنید. اگر یک کتاب نظم برای ما بسیار زیباست دلیل آن نیست که هم نوعان ما که فرهنگ های دیگری دارند آن را زیبا بپندارند. اگر شما اشعار ویکتور هیوگو را با اشعار عاشقانه ما مقایسه کنید بی بدیل می نامید اشعار مارا؛ اگر همینگونه یک هم نوع دیگر مقایسه کند به ویکتور هیوگو لقب «از بزرگترین شاعران رمانتیک زمانه» را بدهد. مگر همین کلیله و دمنه را که به آن می نازید خود نمی گویید از زبان دیگری وارد شده است؟ یا مثلا (و نه مثلن، اگر آنقدر مغرور نبودید در مورد ریشه ی تنوین اً (ا+ ً) تحقیق می کردید و معادل پارسی آن را به استفاده می بردید؛ من معادل را نمی گویم و تا چند دیدگاه شما منتظر می مانم که ببینم غرور شما به شما اجازه تحقیق می دهد یا خیر.) همین کلیات سعدی یا دیوان اشعار حافظ شیرازی اشعار بسیاری به زبان عربی دارد. ===== در مورد زبان واحد به شما بگویم که شخصی به نام «زیمن هاف» زبانی به نام «اسپرانتو» برای کل جهان در دهه ی 1880 میلادی ساخت و تا حد امکان یادگیری آن را آسان ساخت به طوریکه هم اکنون نه تنها بیش از 2000 کودک و بیش از 1000 خانواده آن را زبان مادری می دانند؛ بلکه استفاده ی آن بین بیش از 100000 نفر رواج دارد. و این زبان در حال پیشرفت و توسعه است. ( پس فکر کردم به نتیجه رسیدم؛ شما قبل از انتشار ناراستی ها کمی تحقیق کنید!) ===== متاسفانه مطالب که روزی من کردید ارزش علمی ای ندارند. چه بهتر است افرادی که از خود نمی توانند دانشی را انتقال بدهند از مطالبی که از پرمغزی(!) دیگران است؛ استفاده کنند. ===== من از شما نخواستم «نوشته ها» یتان را برای سهل خوانان آسان گردانید بلکه خواستم سخنانی که به خودی سهل هستند را برای طنّازی دشوار نکنید. من هیچوقت تلاش نمی کنم شما را با شراب دانش و معرفت سیراب کنم؛ نمی توانم مشکی که در آن گنداب لب به لب شده است را با شراب دانش و معرفت سیراب کنم. من دوست یا همراهی ندارم و شرابی که خود ساخته ام بسی بلند آمرغ تر از آن است که استحقاق و شایستگی آن را داشته باشید؛ من در محضر هر کس مانند نادانی می نشینم و دانش آن ها را گرد می آورم و با آنچه ارزشی داشته باشد گلاب خود را دو-آتش می کنم. شما از همان گندابی که برایتان چهره شراب ناب دارد لذّت ببرید. ===== اگر که شما از روی نوشته های من «حس» من را می فهمید به شما تبریک می گویم ولی اینکه یگویید چون که فلان واژه در میان این گروه پراستفاده است پس به آنها تعلق دارد؛ اشتباهی بیش نیست. من از شما نپرسیدم حرفه شما چه و چگونه است؛ من گفتم شما که از دانش خود معاییری در نوشتن می سازید؛ خود باید نمونه ای از آن ها داشته باشید و برای هر کس که از راه معاییر شما کژ شد راهنمون باشید. به این دلیل خوشحال می شوم اخباری که در آن دوره ی کوتاه نوشته اید را ببینم. ===== از این بشر گمراه هر کاری بر می آید؛ برای مثال می گویم: حضرت ابراهیم قومش را خداپرست نکرد که بر گوسفند طواف کنند؛ حضرت مسیح از خدای واحد سخن نگفت که ما اکنون با گفتن اینکه چگونه یک فرد مرده پس از ده روز می تواند از قبر خارج شود، مسخره اش کنیم؛ و حضرت محمّد هم قومش را خدا پرست نکرد که با خواندن کتب مخالف ایمانشان سست شود. وقتی شما می گویید مسلمان هستید یعنی این دین را قبول کردید. هیچکس از بدو تولد دینی ندارد مگر اینکه بعد ها با تحقیق به وجود خدا و رستاخیز ایمان بیاورد. اگر من معتقد هستم که قرآن کامل ترین کتاب است؛ پس دیگر نیازی به ترسیدن از کتب پوچی که بر علیه آن است ندارم. فقط مطالب قرآن را عمل می کنم؛ نه مطالبی که افرادی سودجو می نویسند و نه مطالب و آدابی که در اینترنت از نماز های 10000 رکعتی نقل می کنند. وقتی شما به ایمان قلبی رسیده اید دیگر کسی نمی تواند شما را گمراه سازد؛ اگر شما از ارامنه باشید من هرگز نمی توانم توشه ی آخرت شما را عوض کنم؛ اگر مسلمان باشید من هرگز نمی توانم ایمان شما به خدا را خدشه دار کنم؛ اگر توانستم بدانید که هنوز به آنچه می گویید باور پیدا نکرده اید و آن را دانشی پوچ می دانید. ===== هر زبانی تکاملی می یابد؛ در راه تکامل ممکن است از زبان های دیگر بهره مند شود. مهم آن، آن است که آیا واژه ای که می خواهد اضافه شود قبلا در جامعه استفاده شده است؟ وقتی زبان و فرهنگ ما در علم پیشرو نباشد به طبع کلماتی که به آن اضافه می شود قبلا جای دیگری استفاده شده بود؛ شایسته است به جای نبرد با کلمات کنونی و ماندن در زمان حال و شکایت از سهل انگاری، خودمان در این راه کلنگی بزنیم و سپس، از دیگران نقد کنیم. ===== من معتقدم که در دیدگاه اوّل شما حتی ذرّه ای از منظور من را نفهمیده اید؛ سطحی نخوانید! درون مایه ی هر پند را استخراج کنید؛ من به شما گفتم که کار شما پسندیده است ولی کمی زیاده روی می کنید وقتی که در متن خود شما هم کلمه ی بیگانه وجود دارد؛ پس چرا قبل از تلاش برای اصلاح دیگران خود را اصلاح نکرده اید؟ (من با شما تا حدّی موافقم که عنصر هایپ، تماماً اشتباه است امّا متن شما هم کم مشکل نداشت.) ===== شما برای چه زنده می مانید؟ برای آنکه کینه ی افراد را در قلبتان آنقدر نگه دارید تا که قلبتان تبدیل به حفره ای سیه و پوچ شود؟ وقتی ایشان حرفشان را پس گرفته اند شما هم جولان ندهید. من که از ایشان سویفکنی ندیدم. ===== همانطور که گفتم من دوستی ندارم که بخواهم رفتارش را بت خود کنم و همان مقدار که به بی ادبی شما معترضم این رفقایتان هم از یک کرباس. شما سعی آن دارید که از پوچی بهراسید ولی نمی دانید چه کنید و چه کاری به نفع خودتان کنید. ===== اگر شخص پر مغزی به نام ناصرخسرو شعری پر بار نامیده است؛ شما مغرور آن نشوید. در هر شعر معنایی نهفته است؛ در شعر شما؟ پوچی. اگر کسی به خود اجازه ی شعر سرودن می دهد؛ از مناسک آن مطلع. شعر شما نه تنها از قافیه بویی نبرده است؛ بلکه نیم مصراع های آن هم متوازن نیست. اگر می خواهید شعری بسرایید باید به ذهنی بالغ رسیده باشید؛ در غیر این شکل؛ سرودن خطاست. حالا نوبت من است که به شما بگویم که شعر شما توخالی و پوچ است و به پرمغزی اساتید نمی رسد. همچنین دیدگاهم نیمه شب به پایان رسید و من خسته. وقت آن را نداشتم که شما و رفقایتان را منتظر نگه دارم. اگر از خودنمایی و غرور رنج نمی برید چرا بحث را در انجمن های «عمومی» ادامه نمی دهید؟ اگر شما خودتان را تعریف می کنید؛ لابد شاهدتان هم دمتان است؛ اگر مغرور نیستید در خود بنگرید و آنچه ناپاک و اهریمنی است را از آن بزدایید و در خود بگردید و بگردید تا در آیینه با کمال معرفت و دانش پر باشید. ===== همه چیز نخوانید ولی آنچه به منفعت شما نیست را چرا؛ ببینید در کجا به شما می تازد و آن عیب را برطرف کنید. اگر منقد به درستی نقد کند آنگاه هیچ پیشامدی بر او نیست؛ اگر نه، آنگاه به او یورش برده می شود. در آخر دیدگاهم را با بیتی از اشعار حافظ به اتمام می برم که به زبانی غیر از پارسی می باشد و کم به وضعیت کنونی شما بی شباهت نیست: هرچند کازمودم، از وی نبود سودم * * * من جرب المجرب حلت به الندامة RN ===== پانوشت: این مقاله در پاسخ به دیدگاه آقای حامد ِ (نام فامیلی را هنوز نمی دانم! این سوال را که قبلاً خواندید!) با 2128 کلمه در تاریخ ۱2/۰۴/۱۳۹۶ به قلم آمده است. ۱۰
اول تشکر میکنم از تارخ عزیز متن زیبایی بود همه رو گفتی لذت بردم. از یه چیزی نفرت دارم اونم اینه که دور گود وایسادیمو میگیم لنگش کن طرف پیداش نمیشه سال تا ماه اونوقت میاد با یه کامنت در سال فقط زحمت کشیده شده واسه مقاله رو نقش بر آب میکنه، یعنی نفرت دارم هی میگن دیبازیه سابق وای میمردم واسش! اگه واقعا دلت میسوزه حداقل تو هفته یه کامنت بزار تعداد این دوستان اونقدری هست که سایت جون بگیره چون میدونیم اینجا کاربرای بسیار فهمیده تری نسبت به دیگر سایتای گیم داره تو ایران حداقل، قرار نیست مثل سایتای بیخود دیگه حتما یه مطلب 700تا کامنت الکی و بی ربط بخوره بگیم خب حالا منم برم یه نظر بدم انگار دیبازی جون گرفته!!! من ادم متعقدی از لحاظ دینی نیستم فقط یه جمله از قران همیشه تو ذهنم مونده که مناسب با این وضع مملکتمونه نه فقط دیبازی، (معنیه کلی ش)میگه که: *** هر بلایی که سر ملتی بیاد خواسته ی خود اون ملت بوده. *** پس الکی هی حرف نزنید خواهشا انتقادی هم دارید درست بیانش کنید که از روی اصلاح باشه نه از روی تیکه پروندنو خوش مزه گی و فکر نکنیم خیلی حالیمونه چون هرچقدر هم بدونیم بازم قطره ای از یه اقیانوسه. ۴۰ پاسخ
درود! ميثم بي… بهترست دست آقاي ترهنده رو بگيري و بري هواخوري. نمي گويم لنگش كن، مي گويم بهترش كن. براي آن هم دليل و منطق آوردم. توضيح خواستم. اين لنگي كه مي گويي از طرف تو و برخي مقاله هاي بازي است كه به سر و صورت من و بازيبازها مي خورد. بله! مدتي از سايت دور بودم(اقتضا فردي و زماني) ولي آنموقع كه لنگ تو داخل قــُـنداق بود من به كاربران و بازيبازها قــَــنداق تعارف مي كردم. خوشحال مي شوم اگر ديدگاه من از روي صحت و منطق سبب شده باشد تا مقاله هاي معيوب و بي منطق نقش بر آب شوند. حداقل آن قسمت هاي نادرست. اتفاقن مرام شما(مشابه شما) هست كه تمايلي به بازگشت روزهاي اوج ديبازي نشان نمي دهد. نمي خواهم تهمت بزنم اما اگر كاري كرده اي در جهت خلاف منافع ديبازي بوده است با شهامت آنرا ابراز كن. دايره صحبت من در بر گيرنده همه كاربران و نويسندگان است به خصوص آن دسته هاي معلوم الحال. دوستان عزيزي كه با هدف درستي گام پيش مي گذارند و براي موفقيت خودشان و ديگران تلاش مي كنند، مرا عفو كنند. منظور نظرم اين عزيزان نيستند. همينطور است… قرار نيست از تعداد لايك ها(علاقه مندي) و نظر سنجي ها به چه نتيجه اي مي رسي؟ ميثم ني! اين كم نگري شما براي تعداد ديدگاهها و مقالات و نقدهاي پربار مي تواند به خاطر دوري از پر نگري به گذشته ديبازي باشد. مي خواهي بيشتر توضيح بدهم، ميثم ني ني! بسيار خوشحال مي شويم كه اگر ديبازي جان در بدن دارد، روحيه و مغز هم داشته باشد چه من و ماها باشيم چه نباشيم. تو و شماها، همچنين. بنابراين از آن جمله پر مغز شما ولي بي راه شما، نتيجه پرباري مي گيرم. البته سو تفاهم نشود آن جمله از همنوع ديگري است. و اين پر مغزي از اوست، نه شما! هر بلايي كه بر سر ديبازي مي آيد از مديريت مغز اوست. سايت(ديبازي) ديبازي مستقل زاييده شد و به دنياي بازيهاي ويديويي تقديم گشت. آقاي حكيمي درست مي گويم. مدير مجله دنياي بازي درست است! بله! انتقاد دارم و روا مي دانم به مقاله ها و مصاحبه ها و خبرهاي داخلي و خارجي انتقاد كنم يا آنها را بستايم. اگر منطقي و درست است با حسن نيت پذيرا باشيد. اين شما هستيد كه آنرا انتقاد نمي دانيد و الكي مي دانيد. دليلش اين است كه بعضي از شماها، كاربران و نويسندگان الكي هستيد. درست است ميثم پي پي! هيچ جاي دنيا نگفته اند(حتا حيوانات- من نشنيده ام. اگر اين گفته منبعي دارد مرا مطلع كنيد) كه تيكه پراني و خوشمزگي دليلي بر آگاه بودن و حالي بودن(اين كلمه را از جمله شما قرض گرفته ام) است. شما هم نگو، ميثم كو! حالا كه آقاي ترهنده با شما موافق است و حرف دل او را زده اي، شايد حرف دلش را به تو زده است(اگر نادرست است مرا مطلع كنيد) با هم به تماشاي فيلم رسوايي بنشينيد و يك حرف دل انگيز به او بگو: اگر علاقمند است و آينده اش را در اين حرفه مي بيند تمرين بيشتري كرده و براي شايستگي مقاله ها و نقد هايش وقت بايسته اي صرف كند. === Hamedgh تيرماه 96 پانوشت: به اين مصاحبه هم دقت كنيد. ببينيد افراد موثر و مثبت در جوامع انساني به چه مي انديشند و بعد با افكار و باورهاي پوچ برخي از پوچ كله هاي(صاحب منصب) اين سرزمين مقايسه كنيد. مارک زاکربرگ در سی سی ان در مصاحبه ای اختصاصی گفت: ماموریت جدید فیس بوک این است که مردم را در سراسر جهان به هم نزدیک تر کنیم. در ده سال گذشته ما و همکارانمان در فیس بوک فهمیدیم دادن صدا به مردم خیلی مهم است، اما کافی نیست. بنابراین در ده سال آینده تلاش می کنیم مردم بتوانند جوامع خودشان را بسازند. یعنی علاوه بر ارتباط با دیگران، بتوانند جوامع خودشان را داشته باشند و از این طریق بتوانیم در کنار هم پیشرفت کنیم. زاکربرگ که اخیرا به نقاط مختلف امریکا سفر کرده است درباره تفاوت ها و شباهت های مردم گفت: من از این سفرها فهمیدم مردم ممکن است در مسایلی مانند مسایل سیاسی باهم تفاوت داشته باشند، اما شباهت های بسیاری دارند. در مسایلی که معمولا پنهان است، مثل طرفداری از یک تیم فوتبال…بنابراین می شود روی شباهت ها سرمایه گزاری کرد. ۰۰
بابا قدیمی، بابا حامد قرتی، چی میگی واسه خودت پیش خودت فکر کردی خیلی بارته نه داداشه من اون که بارشه عرعر میکنه که ازونم کمتری حیف الاغ که کنار تو بزارنش،خاک تو سر اونا که تو بهشون قنداق تعارف کردی شایدم فکر کردی کسی خودتو قنداق نکرده اینطوری هوا ورت داشته عموجون میدم میثم نی نی و قنداق پلاستیکی کنی افرین گلم برو قنداق بازیتو کن بدو. الکیم نیا بخواب زیر کامنتای من بهت فشار میاد میثم نی نی همینطوری سرش گرمه تو دیگه با وجود گرمت اتیشش نزن. Meysam.B تیرماه یک هزار و سیصدونود و شیش ۳۰
درود! از تهت براي سر خودم استفاده مي كنم. سو تفاهم نشود. منظورم اينست كه پاسخ به انتهاي ديدگاهت را براي ابتداي ديدگاهم انتخاب ميكنم. اتفاقن اينكه آتش گرفته اي مي تواند مشخص كننده بعضي چيزها باشد. سايت ديبازي عزيز! مي توانيد روشن و خاموش بفرماييد! الكي نيست. اينكه زير ديدگاهت پاسخ ميدهم از روي اشتياق نيست. خيلي شايسته بود به ادامه مطلب نويسي ام در مقالات و موضوعات مهم ديگر بپردازم. اما براي يك سايت معتبر شايسته است در كنار ساير «مهمات» به بخش كاربران و ديدگاهايشان اهميت لازم را اهدا كند. كاربران شايسته اش را شناسايي و از اين دارايي هاي غيرمنقول به شايستگي نگهداري كند. با مهماتم، آتشت نزدم… منفجرت كردم. ديبازي از بازگشت يكي از «قديمي» هايش بايد خوشحال باشد. اي بچه بد! دوباره «كهنه» ات را خيس كردي؟(در قديم بچه ها را كهنه مي كردند. در زمان جديد،كهنه همان پوشك نام گرفته است- در ضمن قديمي و كهنه را براي طنز مطلب استفاده كردم) دوباره قديمي ات را(عذر مي خواهم كهنه ات را) عوض مي كنم ايندفعه هر وقت خواستي خرابكاري كني بگو پي پي! حالا در اين ديدگاهت، آيا حرف دل آقاي ترهنده را زدي يا برخي از كاربران معلوم الحال؟! آقاي ترهنده! مشاهده بفرماييد دسته علم كشان(نوحه خوانان- به به چه چه خوان) زير مقاله هايت را! و از اين چشم گرداني باز هم «گول» لذت بخوريد. حرف دلت را نوش جان كن. آن خاكي كه مي گويي نثار شيرت مي كنم. اگر از قــَــنداق(قنداغ) بدت مي آيد «خاك شير» ميل كن. اي بچه شيطون! باز هم لــِـــنگ پرت كردي؟ كاربران عزيز و سايت ديبازي! خودتان نتيجه گيري كنيد. === Hamedgh تيرماه 96 ۰۰
جناب آقای حامد؛ بنده شدیدا به شما پیشنهاد می کنم که آن فرهنگ لغتی که بر روی گوشی نصب کرده اید را عوض کنید شما اصلا می دانید قنداق(قنداغ) به چه معناست؟ -فرهنگ جامع دهخدا: مخفف قند داغ و آن به معنی آبجوشی است که قند یا نبات را در آن حل می کنند. =پس به این نتیجه می رسیم -> قنداغ کردن به معنای حل کردن در آب به عبارتی دیگر شیرین کردن و در گویشی آسان تر دلچسب و عزیزتر کردن است _____ احتمالا در این فکر بودید که قنداغ به معنای مذاب است؛ خب متاسفم_____ ۱۰
درود! Bat قنداق به همان معني مخلوط قند و آب داغ است. منظور من همين است. پس نيازي به تعويض فرهنگ لغت نيست. اين پاسخ براي ديدگاه Bat ۱۳۹۶/۰۴/۱۰ در زمان ۱۹:۳۲:۱۴ ۰۰
درود! بهتر از اين مي توانستم بنويسم اما در همين حد و اندازه ديدگاه پذيرا باشيد. از شوخي ها و عيب هاي خودم عذرخواهي مي كنم. مي توانيد ديدگاهم را قبول نكنيد. اما براي نتيجه بهتر، بيشتر تحقيق كنيد. اول: تشكر از آقاي ترهنده و تلاشي كه براي اهميت دادن بخش قواعد و قوانين اصلي بازي بر بخش گرافيكي(كه در گذشته، بارها از طرف من و دوستانم ارايه شده است) انجام داده اند. البته با كمي تناقضات و اشكالات همراه است. دوم: اگر نمي داني ده برتر است يا ده بدتر… چرا مقاله را چاپ كردي؟ ديگر مقاله نيست، ملاقه است. اول به سر مقاله ات با ملاقه بزن بعد كه مقاله شد از داخل ديگ بيرون بيار و به مخاطبان عزيز، توزيع كن. سرو كن. آنوقت است كه serve him right ميشود معادل با he deserves it است. يعني شايستگي آنرا دارد. سوم: بازيباز باتجربه و عاقل از روي يك پيش نمايش دور(تريلر دور از زمان عرضه بازي) به پيش داوري از يك بازي نمي پردازد. او مي داند كه عرصه تبليغات براي تهييج و تحريك ذهن مخاطبين است. براي اينست كه آن بازي در ذهن مخاطبين باقي بماند. از صحنه هاي پر زرق و برق محصول است. درست مثل جوراب پارازين زنانه با عكسهاي زيباي زنانه. در سينما همين است. تا لاي كتاب باز نشود، خوانده نشود نمي تواني درك درستي بيابي. تا فيلم بار نشود، ديده نشود نمي تواني تحليل درستي بكني. تا بازي بارگذاري نشود، بازي نشود نمي تواني به لذت سرگرمي آن پي ببري. به خصوص كه بازي مثل سينما همان چيزي نيست كه فيلمبرداري مي شود و به صورت پيش نمايش با چند برش مهيج به كمي از محتواي هنري آن پي برد. بازي در هر ژانر مختلف، قواعد و روند بازي خودش را دارد. به علاوه اينكه موضوع وقتي سخت مي شود كه اركان ژانرها در هم آميخته شوند. چهارم: نمي خواهم از كلمه گول استفاده كنم. اما خودت گفتي. پس… نه! ديگه گول نمي خوري ها؟! در حاليكه به نظر من، بسياري از آنها به قصد نادرست گول زدن مخاطبين به عرضه پيش نمايش اقدام نمي كنند. شما كه به پيش نمايش حساس هستي(يا ساير بازيبازها) و احتمالن به درد پيش داوري دچار گشتي، از نسخه من استفاده كن. چند ماه بعد از عرضه اصلي بازيها و بعد از مطالعه نقدهاي بازيها، به خريد بازيهاي مناسب حال خودتان اقدام كنيد. آيا افاقه نمود؟! پنجم: بازي نداي وظيفه(جنگاوري مدرن يا عمليات سياه يا سري) از روايت جالب و طنزآميز براي پيش نمايش خودش استفاده كرد. آيا جرمي مرتكب شده بود؟ در حاليكه به مضامين داستاني و روند بازي مرتبط نبود. ششم: ماها(داخل ايران) ديگر از كلمه كلاه برداري استفاده نكنيم. سالهاي سال از بازيهاي كركي و كنسولهاي كركي استفاده كرده ايم كه مزاج مان به همراه مرام مان هم كركي شده اند. داش! نشخه ديگه اي نداري به ما تشويز كني! هفتم: جو اي تري؟! اشتباه نكنيد اسم و فاميل منظورم نيست. منظور اتمسفر نمايشگاه E3 است. مگر اين جو و فضا چه اشكالي داشت؟ سازماندهي آن، يا نحوه ارايه آن، يا نحوه برگزاري آن، يا نحوه گزارش هاي آن يا … ايرادي داشت؟ مگر نمايشگاههاي وطني است كه بي حس و حال برگزار مي شوند و با ميادين ميوه و تره بار، تفاوت زيادي ندارند. شما جوگير هستيد به ساير بازيبازها چه مربوط است؟ از خودپنداري ها و خودبيني ها كمي فاصله بگيريد. چند تا شركت بزرگ و كوچك بازيسازي به همراه چندين هزار بازيباز در نمايشگاه بين المللي بازيهاي ويديويي شركت مي كنند آن شركت بزرگ و كوچك به توليد بازي دست يافته اند و از فرصت هاي كوچك و بزرگشان بهره برداري كرده و بازيبازها را با روياپردازي هنري خودشان سرگرم مي كنند. سرنگ ويروس جي(از بازي شيطان مقيم يا رزيدنت اويل) به اجبار به بازيبازها تزريق نكرده اند تا آنها را زامبي كنند(يعني مجبور به استفاده از محصول خودشان نكرده اند) تا بي مغز و بي اراده رفتار كنيد. قول مي دهم حاضر هستيد چند روز آب و غذا نخوريد يا چند روز از عمرتان را حواله كنيد تا يك بار در طول عمرتان، بليط اين جشن ها را خريده و به ديدار اين نمايشگاه ها نايل شويد. هشتم: جلوه بصري! ساده ترين راه گول خوري از طريق چشمها است(در متن نوشته اي).عجب! پس گوش هايت به كجا وصل هستند؟ اين همه خرافه ها و باورهاي مذهبي و فرهنگي نادرست. شنيده اي يا ديده اي؟ در ضمن ما بازيبازها كشته و مرده اين نوع دروغ ها نيستيم. من كه نيستم. تو را مي دانم تا الان كه اينجوري بودي. زود باور هم نيستيم. من كه نيستم. اگر شركتي از عرضه بازي با گرافيك بالا در كنسول پلي اسيشن 2 حرفي زده است در همان اندازه كنسول پلي اسيتشن 2 زده است. احمق كه نيست از حد و اندازه هاي دستگاههاي قدرتمندتر بازي(كامپيوترها با سخت افزار جديد تر) براي بازي خودش ياوه سرايي كند. شما درست متوجه نشده اي. بهتر است وقتي ماشيني مي خريم از مشخصات و خصيصه هايش آگاه شويم. وقتي بدانيم كه كنسول پلي استيشن 4 در حد و اندازه هاي نسل هفتم كارت هاي گرافيكي اي ام دي قدرت دارد، درباره آن فكرهاي بيهوده نخواهيم كرد و انتظار قابليت گرافيكي در سطح نسل جديد موتورهاي گرافيكي و پردازشي كامپيوترها از ميان خواهد رفت. در حاليكه بازي اكتشاف نشده(آنچارتد 4) از غار بيرون مي آييد دهانه غار بزرگتر شده و نور گسترش مي يابد و زيبايي جزيره با درختان انبوه به همراه رقص نور در برابر چشمانتان جلوه گر مي شود. يك قاب هنري زيبا(اسكرين شات). جلوه بصري! در حاليكه آب زير پاي جزيره از كيفيت فني و حركتي بالايي بهره نمي برد. جلوه بصري محدود! اين بازي توانسته است در بين بازيبازها به محبوبيت دست يابد. در كنار معايب بصري ناچيز! نهم: آنچه كه درباره جزيره مردگان يا دد آيلند نوشتي دور از واقعيت است. اين بازي به خوبي توانسته بود در گونه ترسناك بدرخشد. تركيبي از بازي طلوع مردگان(دد رايزينگ) و بازيهاي ديگر. بازي از اشكالات فني يا باگهاي فراوان تهي بود. چيزي به خاطر نمي آورم. ساخت و ساز سلاحها، ضربات، اركان نقش آفريني به خوبي كار مي كردند. واقعن خارج از واقعيت است كه آنرا جزيره باگها ناميده ايد. دهم: بازي هاله نور(هيلو) در ژانر اكشن از چه المانهاي جديدي استفاده مي كرد؟ به جز استفاده جالب از ماشين و سفينه ها؟ يازدهم: مسلم است كه خروجي بازي به كمك موتورهاي پيشرفته بازيسازي و تجهيزات پيشرفته سخت افزاري بر روي كامپيوترهاي روز، از خروجي بر روي دستگاههاي (كنسول هاي) بازي بهتر و با كيفيت تر است(دستگاه پلي استيشن يا ايكس باكس). بنابراين آنچه كه در بعضي از پيش نمايش هاي بازي عرضه مي شود از لحاظ جلوه هاي گرافيكي در سطح بالاتري قرار دارند ولي در حين عرضه بر روي كنسول ها از آن جزييات و جلوه هاي درخشان كاسته شده است. شما بايد بپذيريد كه بازي را با پيش نمايشش مقايسه نكنيد. بايستي بازي در همان قالب اصلي كه در دستگاههاي بازي به نمايش در مي آيد، به نقد و بررسي گذاشته شود. شما نمي توانيد از گرافيك يك بازي(با يك عنوان- مثل فرقه آدمشكها) در دستگاه وي(نينتندو) در مقايسه با دستگاه پلي استيشن ايرادي بگيريد. دوازدهم: عنصر هايپ چيست؟ در جدول مندليف نبود! در درست و دقيق نويسي به خودتان بيشتر زحمت دهيد. سيزدهم: كليشه نوساز! آيا نمي شود به طور مكرر درباره عشق(كلمه اي كليشه اي) فيلم هاي سينمايي ساخت؟ مي سازند. يا درباره شهامت، كتاب نوشته مي نويسند. آيا نمي شود يك فيلم از دوباره سازي بهره مند شود؟ مي شود. اين موضوعي بود كه درباره فيلم لوگان به آن اشاره داشتم و نقدي بود كه بر نقد آقاي زعفراني روا مي دانستم. البته موضوع هاي كليشه اي(از نظر دوستان) در فيلم لوگان بسيار خوب(از نظر من) ساخته و پرداخته شدده بود. شايد بعدها به آن اشاره اي داشتم(بستگي به زمان حالم دارد). چهاردهم: درباره فرقه قاتلين… اين ريشه ها كه مي گوييد، چيست؟ مگر در بازي فوق چه مقدار از قوانين و عناصر اصلي بازي نسبت به عناوين اوليه تغيير كرده بود؟ منتقد عزيز، اصلن فهميده ايد كه اين بازي و بازيهاي مشابه چه مي خواهند بگويد؟ اصلن فهميده ايد بازي شوك زيست محيطي(بايوشاك: بيكران) از چه چيزهاي خاصي حرف ميزند(اشاره به مطلب آقاي گروسيان)؟ اين بازيسازان براي ارايه هنرشان از چه ژانر و ايده اي بايستي بهره مي بردند؟ شما بفرماييد جاي آقاي لواين(كارگردان بايوشاك) يا كارگردان بازي فرقه آدمكشها بوديد از چه ايده و ژانر بكري استفاده مي برديد و چگونه؟ كه آنرا با چوب “اكشن بازي” مي زنيد؟ منتقد حسابي! ايراد نقدي بزرگ(درست و منطقي) نمي تواني بگيري چرا با شدت ايرادات كوچك را بزرگ مي كني(نه در اندازه هاي واقعي خودش)؟ اصلن چه ايراد بزرگي وارد بود؟ شما كه از صدها سوراخ ريز و درشت اخلاقي خودتان به راحتي مي گذريد از سوراخ سنبه هاي شركت هاي بزرگ به سختي مي گذريد. حتا نمي توانيد شورت خودتان را طراحي كنيد از شورلت ديگران ايراد مي گيري(به نادرستي)؟ چرا پر مصرف است؟ اما از رابطه قدرت موتورش، سر در نمي آوري؟ يكي آمده و از تپه هاي اسكايريم( با آن زاويه شيب) با پرش بالا رفته و آنرا ايراد فيزيكي ناميده است. مي توانم صد تا جاي ديگر را نشان بدهم كه با پرش امكان بالا رفتن نخواهيد داشت. حاليكه بعضي از بازيها در همين پرش هم مشكل دارند. در بازي اسكايريم براي دستيابي به مقصد هاي متفاوت، راههاي متنوعي وجود دارد كه گاهي با دشواري پيدا مي شوند. بد هم نيست و از خصيصه هاي جهان گردي در دنياي باز در نظر بگيريد. يك بازيباز گمشده اي! دلش را به كوه زده و راهي به دشواري از ميان صخره ها پيدا كرده است، كل پيكره عظيم اسكايريم را تحت شعاع اين موارد ناچيز قرار داده اند! پانزدهم: اِ اِ اِ … واقعن! دامن يوبي سافت لكه دار شده است؟ اين لكه ها را شما مي چسبانيد. حرف هاي تان از نظر منطقي بي ارزش هستند. از ارزش هوش مصنوعي در بازي سگ هاي نگهبان نمي گويي؟ از ماموريت هاي مشابه در بازيهاي هم ژانر مي ناليد؟ اگر از ماموريت هاي يك بازي در جهت دسترسي به اهداف اصلي تعريف و تمجيد مي كرديد، بسيار دلچسب تر بود. مثلن در بازي اثر جرمي3 (مس افكت3) بيشتر ماموريتها(با درصد بالايي) براي دستيابي به قدرت بيشتر به هدف نهايي بود و بعضي از جزييات پايان بندي تحت تاثير آن قرار داشت. اين قواعد جالب و برنامه ريزي شده بازي به نسبت برخي از بازيهاي هم گونه، در مرتبه بالاتري قرار مي گيرد. قابل تمجيد است. بله! بعضي از ماموريت ها در بازيهاي مختلف به همديگر شباهت دارند اما برخي از بازيها با توجه به محيط و فضاي بازيها به همراه تنوع و تفاوت قواعد و اجزاي بازي، به تجربه متفاوتي مي انجامد. مثل تفاوت محيطي و زماني در بازي فرقه آدمكشها(اساسين كريد) با بازي فاركراي يا بازي ويچر. اين همه بازي معتبر و بزرگ از شركت يوبي سافت بيرون آمده است و اين همه بي حرمتي به اين شركت؟! هر جايتان كه باد مي پيچد بوي دردش از يوبي سافت و امثال آنها نمي آيد. شانزدهم: بازي آسمان نامكشوف يا كهكشان ناشناخته(نومن اسكاي- آسمان بي نشان) داراي برنامه ريزي فني خاص و پيچيده اي است. همانطور كه سازنده هايش گفته اند. به احتمال فراوان سبب توليد بازيهاي جديدي خواهد شد تا از توانايي توليد نابهنگام و بلادرنگ حوادث(اتفاقي و احتمالي) و عناصر محيطي بهره مند شوند. هفدهم: چرا اينقدر غر مي زنيد؟ هجدهم: همانطور كه خودت گفتي، بياييد ذات بازيهاي را در نظر بگيريم. در انتها به رستگاري نزديك شدي. بعلاوه اينكه برخي از جمله هاي شما در متن، تفاوت و تناقض دارند و از يكدستي به دور هستند. بايستي بيشتر بر روي مطالبت وقت بگذاري. در ضمن آدرس غلط به ديگران نده براي اينكار بايد خودت از غلط دور شوي. با تشكر! === Hamedgh تيرماه 96 پانوشت: به اين مصاحبه هم دقت كنيد. ببينيد افراد موثر و مثبت در جوامع انساني به چه مي انديشند و بعد با افكار و باورهاي پوچ برخي از پوچ كله هاي(صاحب منصب) اين سرزمين مقايسه كنيد. مارک زاکربرگ در سی سی ان در مصاحبه ای اختصاصی گفت: ماموریت جدید فیس بوک این است که مردم را در سراسر جهان به هم نزدیک تر کنیم. در ده سال گذشته ما و همکارانمان در فیس بوک فهمیدیم دادن صدا به مردم خیلی مهم است، اما کافی نیست. بنابراین در ده سال آینده تلاش می کنیم مردم بتوانند جوامع خودشان را بسازند. یعنی علاوه بر ارتباط با دیگران، بتوانند جوامع خودشان را داشته باشند و از این طریق بتوانیم در کنار هم پیشرفت کنیم. زاکربرگ که اخیرا به نقاط مختلف امریکا سفر کرده است درباره تفاوت ها و شباهت های مردم گفت: من از این سفرها فهمیدم مردم ممکن است در مسایلی مانند مسایل سیاسی باهم تفاوت داشته باشند، اما شباهت های بسیاری دارند. در مسایلی که معمولا پنهان است، مثل طرفداری از یک تیم فوتبال…بنابراین می شود روی شباهت ها سرمایه گزاری کرد. پانوشت: ديدگاه هاي ديگر من… 1-مصیبت الگوهای تاریخ مصرف گذشته – چرا بازیهای جدید ما را راضی نمیکنند؟ 2-هماکنون بستهی Rise of the necromancer برای Diablo III در دسترس است ۱۰ پاسخ
welcome back امیدوارم یه چند تا از کاربر های خوبه دیگه مثل ژنرال امین هم برگردن شاید امیدی باشه دیبازی دوباره سرپا بشه… ۰۰
درود! از خوشامدگويي يك دوست قديمي حس خوبي دست مي دهد. از حضور امين عزيز، در اين دوره(فصل) از حضورم، استقبال مي كنم. Let’s do it. welcome back party,dude ايكاش امكانش مهيا بود. دم همه شما گرم. ۰۰
ممنون بابت توجهتون ملاقه؟ اگر نظر شما این است که این مقاله ملاقه است پس نظر شما محترم، فقط لطفا توضیح دهید ملاقه دقیقا چیست و چه سنخیتی با مقاله دارد؟ صنعت بازی دارد تماما توسط همین بازیبازهای عاقل و باتجربه میچرخد و کاملا درست است، تا هر اثری منتشر نشود نمیشود آن را قضاوت و نقد کرد و من توی مقالهام خلاف این مهم را گفتم؟ فکر نمیکنم… محوریت این ده برتر روی نمایشهای دروغین قبل از انتشار بازی ها بنا شده و چرایی این موضوع… چرا کلمهی گول را تحریم کردید؟ گول زدن درست و نادرست هم داریم؟ بیشتر توضیح دهید لطفا… من بهشخصه اگر بخواهم عنوانی را خریداری کنم، پیش خریدش میکنم و سپس نقدش میکنم که نقد آن تازهی تازه روی دیبازی قابل مطالعه باشد… شاید هر بازیبازی صبر و حوصلهی شما را نداشته باشد تا چهار ماه صبر کند و بخواهد بازی را روز انتشارش بازی کند… اصلا اینکه یک بازی را روز انتشار تجربه کنیم یا چهار ماه بعد چه فرقی میکند؟ یعنی بازی طی این چند ماه فرق میکند یا مزهاش میپرد؟؟ اصلا در این مقاله اشارهای به دروغین بودن نمایشهای بازی CoD شد؟ هر چند CoD Ghosts از این حیث یک فاجعه است… در حال حاضر بسیاری از بازیبازهای ایرانی فقط و فقط بازی اورجینال تهیه میکنند و نیازی به ادبیات «تشویزی» نیز نبود آیا من در این مقاله گفتم جو E3 مشکلی دارد یا شما فقط میخواهید از هر کلمه ایراد نامربوط بگیرید؟ اول خودتان از خودبینی و خودپنداری فاصله بگیرید تا دیگران و من نیز از شما بیاموزیم بالاتر در موارد بالایی متنتان گفتین «از نسخهی خود من استفاده کن» بعد از فاصلهگیری از خودبینی صحبت میکنید من صرفا درددلی که از نظر خودم فکر میکنم درددل مشترک بسیاری از بازیبازهاست را در این مقاله جای دادم… اگر به شما بگویند کیکی روبروی شماست که بسیار خوشمزه است راحتتر گول میخورید یا آن را با چشم ببینید؟ نمیگویند «شنیدن کی بود مانند دیدن؟»… «در ضمن ما بازیبازها کشته و مرده این نوع دروغ ها نیستیم. من که نیستم. تو را می دانم تا الان که اینجوری بودی» شما از خودپنداری و جدایی از آن حرف میزدید درست است؟ این جملهی شما آن را کاملا نقض میکند؛ در ضمن میشود بپرسم چند سال است مرا میشناسید که میدانید من جوگیر هستم در رابطه با کیلزون و حرفی که زدید هم بهتر است بیشتر تحقیق کنید، درست نیست؟ دربارهی جزیرهی مردگان هم هر چه یادم بود و تجربه و تحقیق کردم به قلم آوردم و شاید تجارب شما متفاوت بوده… شاید بعد از چهار ماه بازی را تجربه کردید و پچها را نصب شده داشتید و باگی ندیدید؛ در ضمن دربارهی DI بحث روی باگها نیست و روی بلندپروازیهای رویایی است که عملی نشدند… در رابطه با هیلو هم بهتر است بیشتر تحقیق کنید نه وقت و نه حوصله اجازهی توضیح کامل نمیدهند… شما خودتان را سازندهی یک بازی تصور کنید که بازیتان را در E3 نمایش دادهاید، ولی خودتان هم میدانید بازی بعد از انتشار حداقل از نظر گرافیکی شبیه این نمایش نخواهد بود، آیا شما دروغگو نیستید؟ چرا نباید پیشنمایش با محصول نهایی مقایسه شود؟ شما بر ترویج کلاهبرداری و دروغگویی اصرار دارید!؟ شما بستنی عروسکی را باز میکنید و میبینید شبیه جلدش نیست چه حسی پیدا میکنید؟ من در مقالهام گفتم نمیشود از کلیشهها آثار نوی باکیفیت ساخت؟ یا شما صرفا میخواهید با هر جملهای بیدلیل مخالفت کنید؟ شما AC Unity را بازی کرده بودید؟ اشکالی به آن وارد نبود یا شما طرفدار متعصب این بازی هستید؟ درست است ما نمیدانیم فلسفهی این بازیها و بازیهای مشابه چیست… شما برایمان توضیح دهید بلکه از پرسشهای پی در پیتان پاسخی درآید… شما از کجا میدانید من حتی نمیتوانم لباس زیرم را طراحی کنم؟ همکار من هستید؟ درنهایت فقط به شما بهعنوان مخاطب و عاشق این صنعت و رسانههایش و بهعنوان کسی که چند سالی است بهعنوان نویسنده کار حرفهای در رسانهی بازیهای ویدیویی زا آغاز کرده توصیه میکنم ادبیات و طرز نوشتار خود را تغییر دهید. این خیلی خوب است که بهدقت کامنت میدهید، ولی متنهایتان با نقد و انتقاد واقعی فرسخها فاصله دارند. بیشتر مطالعه، تحقیق و دقت کنید. با این ادبیات شما که گاهی بسیار توهینآمیز میشود، مخاطبتان تمایلی به بحث با شما را نخواهد داشت. ۱۰
درود! بلاخره يك مرد پيدا شد. درباره ملاقه… سنخيتي با مقاله شما ندارد. مقاله تان از نظر من ملاقه است. فرق بين ده برتر با ده بدتر را تشخيص نمي دهيد بنابراين فرق بين مقاله و ملاقه هم براي شما، نامشخص! توضيح تكميلي اينست كه اول آشي كه مي پزي را مزه مزه كن بعد در صورت شايستگي(از ديد مدير تحريريه) براي چاپ منتشر كن. براي اينكه مقاله شما و ديگران خوانده شود وقت صرف مي شود. آيا نبايد ارزشش را داشته باشد؟ از ملاقه و طبخ غذا و سرو غذا كمك گرفتم تا منظورم را به طريق طنز بنويسم. +++ درباره بازيباز و منتقد باتجربه و عاقل: نوع و شرح نوشتاري شما(از گول بازي) به بازيبازهاي كم تجربه مي خورد. از پيش داوري هاي بچه گانه تان اين طور بر مي آيد. تاكيد كردم تا پروسه نقد را به بعد از بازي محول كنيد. +++ درباره گول و پيش خريد بازي: براي نوع شخصيت شما كه از عوارض نامبرده شده، رنج مي بريد پيش خريد بازي نادرست است. بنابراين بهترست آدم از يك سوراخ دو بار گزيده نشود. سازندگان بازي كه به زور نمي گويند لطفن بيا گول بخور. آنها بازي خودشان را اماده كرده و از طريق تبليغات به فروش مي رسانند. اتفاقن توصيه من به عوارض مشابه اينست كه بازيباز حوصله به خرج داده و در زمان مناسب به خريد بازي اقدام كند. به نسخه من عمل كنيد ضرري نخواهيد كرد. بهتر از آنست كه عقل از سرتان بپرد. در اين حين مزه هاي ديگري را تجربه كنيد. اين همه مزه! در ضمن مي توانيد خود مزه را مزه مزه كنيد. شما اصرار داريد كه شركت هاي بازيسازي را به گول زني متهم كنيد. بنابراين همين كلمه را به خودتان بر مي گردانم. بله! فردي، گول فرد ديگري را مي خورد و گاهي خودش را گول مي زند(فريب مي دهد). اين بدتر است. با خودت رو راست نبودي. +++ درباره بازي نداي وظيفه: شما اشاره اي نكرديد. من با انگشت اشاره ام نشانش دادم. تا بدانيد پيش نمايش ها با اشكال مختلفي عرضه مي شوند كه مي تواند گوياي محتواي عناصر كليدي بازي نباشد. به نظر من هيچ كدام از بازيهاي نداي وظيفه(تا آن جايي كه بررسي كردم) فاجعه نبوده است. بازي روح از اين سري در بين بازيبازها موفق ظاهر شد. ممكن است در نظر شما فاجعه بار آمده است دليلش را نمي دانم اما بازيها فقط براي شما يا بازيبازان ايراني ساخته نمي شوند دايره پوشش آنها فراتر است. در ضمن در آن به واقعيت هاي مهمي پرداخته شده بود. +++ درباره بازيهاي ارجينال و تشويز نشخه به بازيبازهاي كركي: منكر خريد بازيهاي ارجينال از طرف برخي بازيبازها در ايران نيستم. به شما هم به خاطر اين پيشرفت تبريك مي گويم. اما دچار فراموشي نشده ام. شما چطور؟ درباره كنسول هاي نسل هاي قبل، چطور؟ اين واقعيت تاثير خودش را بر روي بازيبازها گذاشته است. مگر نمي دانيد حتا در حال حاضر، چند تا بازي كنسول پلي استيشن 4 را براي بازيبازهاي مشتاق با قيمت ارزانتر كپي مي كنند؟ اين آفت از دايره خريد بازيهاي كركي توسط بازيبازها فراتر رفته و به فروش هولوگرام براي بازيهاي كركي توسط بنياد بازيها(نهاد شبه دولتي و رسمي) كشيده است. از بازار كلاه برداري، سهم كلاه مي خواهند. روزگار عجيبي است. ادبيات تشويزي: نوشته هاي مرا به ديده طنز بنگريد. جنبه آگاهي را به آن اضافه كنيد. نمي خواهم كسي را آزار دهم. +++ درباره جو اي تري: از جو زدگي و خريد گول بازي سخن گفته ايد. در قسمت 10 گفته ايد: نمایش بازی در آن E3 با محصول نهایی تفاوت چندانی نداشت و راستاش را بخواهید، جو E3 و جوزدگی خود ما بود که گولمان زد… مشهود بود حتا اگر اقرار نمي كرديد. در ضمن مگر من با شما گفتگوي شفاهي دارم؟ فقط متن شما را مطالعه مي كنم. بنابراين اگر ايرادي رواست با فروتني پذيرا باشيد. +++ درباره خودبيني: بله! درست گفته ايد. دوري از خود پنداري و خودبيني براي من هم مفيد است. اما نسخه من براي عارضه شما، افاقه خواهد كرد. آقاي قرآلو را يادتان هست؟ درباره بازيهاي امروزي مطلب تندي نوشته بود و از عارضه خودش مي ناليد(در حدود يك سال پيش). قبل از اينكه از سايت دور شوم در آن دوره ديدگاهي طنزآميز(ولي بسيار آموزنده) نوشتم و نسخه مهمي را براي ايشان تجويز كردم. اميدوارم از آن عارضه خماري دور شده باشد البته اگر بچه حرف گوش كني بوده باشد. ياد آقاي طه رسولي هم به خير! و آن مصاحبه جنجالي من با ايشان(سالهاي قبل). در ضمن مقاله خودت را درد دل بازيبازها ناميده اي. شايد! اما بيشتر به رودل بازيبازها شباهت دارد. +++ درباره تيوري كيك خوشمزه: شايد هر دو. شايد از هر دو طريق شنيداري و ديداري گول بخورم. به خرافه هاي مذهبي اشاره ريزي داشتم. درباره آن كمي بيشتر فكر كنيد. در هر صورت انسان چند تا سوراخ دارد كه ممكن است از طريق همگي آنها تحريك و وسوسه شود. شايد از بيچارگي و ناداني انسانها است؟ شايد هم نه! بازي پرتال يادتان است؟ تيوري كيك و تولد. شل از كيك باخبر نبود. نديده بود. اما از آن براي آزمايش شونده ها صحبت مي كردند. شل اسير صحبت هاي گلاداس نشد(البته هدف بازي اين طور مي خواست) و در نهايت به كشف ديداري حقيقت نايل گشت. +++ درباره من كه اينطور نيستم و تو اونطور هستي: درباره جوگيري شما به چند خط بالاتر رجوع كنيد. در ضمن شما را از نزديك نمي شناسم از روي نوشته هاي تان پي بردم. بعلاوه اينكه شما از مايه خودتان براي همه نان درست كرده ايد. بعبارت ديگر، كافر همه را به كيش خود پندارد. در قسمت 9 گفته ايد: ما گیمرها هم همیشه کشته مردهی این نوع دروغها هستیم و زود و بدون تردید باور میکنیم… بهترست عارضه خودتان را براي همه بازيبازها سرايت ندهيد. يعني همه بازيبازها را در دايره پندار خودتان نگنجيد. بنابراين نوشتم، من كه نيستم. در ضمن تشكر مي كنم از اينكه مرا به تحقيق تشويق كرديد. +++ درباره جزيره مردگان: خير! بسته مكمل اشكال زدايي نصب نكرده ام. حتا به جز كامپيوتر در دستگاه ايكس باكس بازي كردم. از باگهاي فراوان خبري نبود. احتمالن حافظه شما براي ياد آوري گذشته ضعيف شده است يا شايد بازي ديگري مد نظرتان بوده است. يا شايد از نسخه كركي و ايراد دار استفاده كرده ايد. بارها اتفاق افتاده است. جزيره مردگان، بازي موفقي بود. شايد شما و برخي از بازيبازان دچار بلند پنداري شده ايد؟ +++ درباره هيلو: خير! اين دفعه اين تحقيق را به دوش شما مي اندازم. شما مدعي شده ايد. شما بايستي توضيح بدهيد اين نوآوري ها چه بوده اند؟ اگر مي دانستيد همين الان و در همين ديدگاه مي نوشتيد؟ +++ درباره پيش نمايش و دروغ گويي: چرا ندارد. چون بازي، چارچوب بازي دارد و پيش نمايش از تعريف خودش بهره مي برد. وقتي خود بازي را در اختيار داريد مي توانيد تمامي زواياي آنرا اندازه گرفته و برايش لباس نقد بدوزيد. مهمتر از اينكه مي توانيد بدون واسطه با آن بازي كنيد. چيزي مابين شما و بازي قرار ندارد. پيش نمايش از چند دقيقه نمايش پي در پي فريم ها به همراه جنبه هاي تبليغاتي است. بين شما و پيش نمايش فاصله است و عوامل مختلفي نقش دارند. تعريف تبليغات هم مشخص است. ترويج نيست تبليغ است. اگر من بستني مرد عروسكي بخرم و از داخلش بستني دختر عروسكي بيرون بيايد با لذت آنرا خواهم خورد(شوخي). اگر داخل آن بستني نباشد در خريد بعدي با دقت بيشتري آنرا خريداري مي كنم. شايد از توصيه ديگران استفاده كنم. همانند نسخه من براي شما! بطبع سليقه شما درباره بازي با سليقه و آگاهي من درباره بازي مي تواند متفاوت باشد. شايد شما درك نادرستي درباره پيش نمايش يك بازي بدست آوريد و بعد از خريد و اجراي آن از بازي لذت نبريد و با نظر من كاملن فرق داشته باشد. شايد شما درك درستي از تبليغات نداشته باشيد و از حيطه آن آگاهي نداريد. در ضمن توصيف خودم را دوباره درج مي كنم اما اينبار با دقت بيشتري مطالعه كنيد. مسلم است كه خروجي بازي به كمك موتورهاي پيشرفته بازيسازي و تجهيزات پيشرفته سخت افزاري بر روي كامپيوترهاي روز، از خروجي بر روي دستگاههاي (كنسول هاي) بازي بهتر و با كيفيت تر است(دستگاه پلي استيشن يا ايكس باكس). بنابراين آنچه كه در بعضي از پيش نمايش هاي بازي عرضه مي شود از لحاظ جلوه هاي گرافيكي در سطح بالاتري قرار دارند ولي در حين عرضه بر روي كنسول ها از آن جزييات و جلوه هاي درخشان كاسته شده است. شما بايد بپذيريد كه بازي را با پيش نمايشش مقايسه نكنيد. بايستي بازي در همان قالب اصلي كه در دستگاههاي بازي به نمايش در مي آيد، به نقد و بررسي گذاشته شود. شما نمي توانيد از گرافيك يك بازي(با يك عنوان- مثل فرقه آدمشكها) در دستگاه وي(نينتندو) در مقايسه با دستگاه پلي استيشن ايرادي بگيريد. +++ درباره كليشه نوساز: خير! در مقاله ننوشته ايد كه ” نمي شود از كليشه ها آثار نوي و با كيفيت ساخت” . در قسمت كليشه نوساز گفته ايد: ” بازی جدید «یوبیسافت» در سال ۲۰۱۳ میلادی The Division نام داشت که با اولین نمایش گیمپلی خود در E3 همان سال معرفی شد. نمایش این بازی در تاریخ و دورهای قرار دارد که دیگر صرفا گرافیک بالا مخاطب را بهراحتی گول نمیزند، بلکه کارگردانی تریلر و نمایش بازی، استفاده از عنصر هایپ و المانهای دروغین در گیمپلی نمایشهای قبل از انتشار ترفندهایی برای کلاهبرداری بارز هستند. اولین تریلر گیمپلی این بازی هوش از سر همه برد و همه بیصبرانه منتظر انتشار این بازی بودند که بارها تاخیر خورد. اگر تریلر بالا را تماشا کنید و The Division را بازی کرده باشید، خودتان متوجه تفاوتهای ریز و درشت بازی اصلی و نمایش آن نمیشوید. کاری با گرافیک نداریم، واقعا گیمپلی بازی چیزی بود که در این نمایش دیدیم؟” شايد واقعن چشمهاي شما گولتان مي زنند. اي چشم هاي پدرسوخته! در مجموع هر چقدر بازسازي كليشه ها با كيفيت هنري بهتري همراه باشند، از درجه اعتبار و موفقيت بيشتري برخوردار خواهند شد. +++ درباره فرقه آدمكشها: در كدامين قسمت از سري بازي با نواقص و اشكالات اساسي همراه بوده ايم؟ به غير از كمي ضعف در هوش مصنوعي و طراحي ضعيف بعضي از مبارزه هاي بزرگ در بعضي از عنوان ها. اگر يك بازي را درك و دريافت نكرده ايد چرا درباره آن به بدي ياد مي كنيد؟ شما اينكار را نكرده ايد از ساير منتقدين و بازيبازها پرسش دارم. +++ درباره لباس زير و شورت و شورلت: همكار شما نيستم. همخواب يكديگر هم نيستم(طنز). اما منتقد و بازيبازي كه مي داند و مي تواند يا از ديد دقيق تري بهره مي برد، ممكن است نقد بهتري از بازي بنويسد يا درباره آن حرف بزند. +++ درباره توصيه شما و ادبيات من و نويسنده حرفه اي بودن شما: همان قدر كه گفتيد با دقت ديدگاه(كامنت- بهترست فارسي نويسي را تمرين كنيد) مي نويسم خيلي چيزها را اثبات مي كند. نيازي به تعريف از خودم ندارم. مشك آنست كه خود ببويد… اين توصيه من به شماست. بنابراين از حرفه اي گري شما بهتر است ديگران صحبت كنند. با توجه به رنگ و بوي تان، فاصله زيادي با حرفه اي بودن در حيطه نويسندگي داريد. هنوز جا نيفتاديد. غل نزده ايد چه برسد به غلغل. گاهي همه اش غرغر است. در ضمن ديدگاه در پاي مقاله به آن ارزش و تشخص مي دهد. گمان مي كنم مقاله هايتان از ديدگاههاي واقعي كاربران تهي بوده است كه از چنين ديدگاه نقدي خير! توهين آميز نيست. اگر آنرا به درستي درك كرده باشيد. الان ديگر درباره شما اطمينان ندارم. مي داني چرا سايت ديبازي به اين حال و روز افتاده است؟ به خاطر اينست كه هر چه نوشتند(درست و اشتباه) در سايت درج شد. در نبود كاربران واقعي و ديدگاههاي واقعي، مقاله هاي غير ارزش واقعي در سايت شروع به رشد كردند. البته برخي از نويسندگان از اين وضع احساس رضايت خواهند كرد. شايد در ثبات اين وضعيت تلاش كرده و از دوري كاربران واقعي حمايت باطني داشته باشند. در نتيجه هر چه بنويسند فقط به به و چه چه نصيبشان خواهد شد. كم نبوده است اوقاتي كه با درج ديدگاه من و ساير دوستان، از طرف معدود افرادي مورد هجوم واقع شده ايم. بنابراين توصيه ديگرم اينست كه به نوشته هاي خودتان بهاي بيشتري بدهيد تا ارزشي درخور شانشان نصيب برند. پس حرف اولم را پس مي گيرم. زياد مرد ِ مرد هم نيستي. در ابتداي ديدگاه گفته بودم، مي توانيد ديدگاهم را قبول نكنيد. اما براي نتيجه بهتر، بيشتر تحقيق كنيد. موفق و سلامت باشيد. === Hamedgh تيرماه 96 پانوشت: به اين مصاحبه هم دقت كنيد. ببينيد افراد موثر و مثبت در جوامع انساني به چه مي انديشند و بعد با افكار و باورهاي پوچ برخي از پوچ كله هاي(صاحب منصب) اين سرزمين مقايسه كنيد. مارک زاکربرگ در سی سی ان در مصاحبه ای اختصاصی گفت: ماموریت جدید فیس بوک این است که مردم را در سراسر جهان به هم نزدیک تر کنیم. در ده سال گذشته ما و همکارانمان در فیس بوک فهمیدیم دادن صدا به مردم خیلی مهم است، اما کافی نیست. بنابراین در ده سال آینده تلاش می کنیم مردم بتوانند جوامع خودشان را بسازند. یعنی علاوه بر ارتباط با دیگران، بتوانند جوامع خودشان را داشته باشند و از این طریق بتوانیم در کنار هم پیشرفت کنیم. زاکربرگ که اخیرا به نقاط مختلف امریکا سفر کرده است درباره تفاوت ها و شباهت های مردم گفت: من از این سفرها فهمیدم مردم ممکن است در مسایلی مانند مسایل سیاسی باهم تفاوت داشته باشند، اما شباهت های بسیاری دارند. در مسایلی که معمولا پنهان است، مثل طرفداری از یک تیم فوتبال…بنابراین می شود روی شباهت ها سرمایه گزاری کرد. پانوشت: ديدگاه هاي ديگر من… 1-مصیبت الگوهای تاریخ مصرف گذشته – چرا بازیهای جدید ما را راضی نمیکنند؟ 2-هماکنون بستهی Rise of the necromancer برای Diablo III در دسترس است 3-انجام موشن کپچر روی یک خوک در قسمت دوم The Last of Us 4- موس و صفحهکلید Devastator III کولرمستر معرفی شد ۰۰
ممنون لطف دارین… طرز نگارش و ادبیاتتان در این (دیدگاه!) خیلی با دیدگاه اولتان متفاوت است ولی فقط هنوز فرق طنز و بیادبی را نمیدانید. خیلی خوب، از نظر مقالهی من مقاله نیست پس نظر شما است و محترم… اگر من گفتم نمیدانم این مقاله در اصل ده برتر است یا ده بدتر، شما فکر میکنید نمیدانستم دارم چه مینویسم یا به قول شما چه میپزم با چه مزهای؟ فقط سطحی خواندید و رد شدید؟ منظور من این بود این بازیها در اصل با این مضمون مقاله برای مخاطبان ده بدتر هستند چون دروغگو بودهاند و ده برتر است چون گولزنندههای خوبی برای سازندههایشان بودند… شما همیشه از روی یک مقاله اینگونه دربارهی نویسندهها و افراد قضاوت میکنید؟ نکند شما نیز از کسانی هستید که تر و خشک را با هم میسوزانید؟ آنوقت من پیشداوری میکنم یا شما؟ من تا کسی را نشناسم بهخودم اجازه نمیدهم اینطور او را مخاطب قرار دهم و چنین الفاظی را به وی نسبت دهم، بعد شما طنز را سپر دفاع خود میکنید؟ استفاده از جملاتی چون «شورت خود را نمیتوانید هم طراحی کنید»، «قضاوتهای بچهگانهی شما»، «شما مرد هم نیستید…» واقعا ماندهام اینها طنز هستند یا بیادبی؟ فرق این دو را میدانید؟ مقاله و پخت پزتان قبول… ولی نمیشود از هر لغت و صفتی استفاده کرد و نام آن را طنز گذاشت! یعنی شما اعتقاد دارید هیچکدام از موارد این ده برتر کلاهبرداری نکردهاند و کسی را گول نزدهاند و فقط و فقط ما مقصریم و اشتباه برداشت کردیم! و شما نیز گول نخوردهاید چون نسخهای از پیش تجویز شده برای خود دارید! دلیلی نمیبینم بیشتر از این روی این یک مورد با شما بحث کنم، کاملا واضح است فقط خودتان را میبینید، برخی جملات را سطحی می خوانید و فقط میخواهید با سوالات پی در پی «دیدگاههای!» خود را طولانی تر کنید… میتوانستم برای این مهم ضربالمثلهایی عالی بیاورم، اما میدانم حفظ حرمت و احترام در نگارش و در بحث چیست و به خودم اجازه نمیدهم حتی به شما بیاحترامی کنم. شما واقعا یادتان نیست مشکل Ghosts چه بود؟ اصلا آن موقع که بازی معرفی شده بود رسانهها را دنبال میکردید؟ فکر نکنید با مخالفت با هر موردی میتوانید برتریتان در بحث را ثابت کنید… اگر موافق هستید و یادتان هست چرا، لازم نیست مخالفت کنید! بله درست است و موافقم، وقتی بازی ۴۰ دلاری الان تا ۲۰۰۰۰۰ت در بازار بهفروش میرسد، مخاطب ایرانی با وضعیت اقتصادی فوقالعاده کشور چرا باید ۲۰۰۰۰۰ بدهد جای بازی ۴۰ دلاری؟ دربارهی جو E3، مکالمهی شفاهی داریم؟ خیر… شما فقط میخوانید از فاز Skimming یا تندخوانی خارج نمیشوید و در نتیجه ایرادهایی کاملا بیربط میگیرید… اگر کمی بادقت متن را می خواندید و تحقیق هم میکردید خیلی از این ایراداتی که گرفتید برایتان حل شده بودند و نه دربارهی هیلو و نه دربارهی کیلزون سوالی نداشتید. آخر مگر میشود شما «بازیباز باتجربه» که در تمام متنتان غیرمستقیم به آن اشاره میکنید واضحاتی چون نوآوری هیلو در زمان خودش را ندانید؟ به هر دو لینک نگاهی بیندازید، شاید از میان اطلاعات مفیدی دستگیرتان شود. دربارهی بستنی عروسکی پاسخی که دادید هیچ ربطی به سوال من نداشت! باز هم ثابت کردید فقط میخواهید بحث را بپیچانید و بیخودی مخالفت کنید مگر برنده باشید! دوست عزیز رسم بحث کردن این نیست و هیچ کس با همیشه برنده بودن پیشرفت نکرده است. می گویید چون بازیها روی رایانه (کامپیوتر کلمهای بیگانه از فارسی است ) ساخته میشوند طبیعتا با محصول نهایی تفاوت گرافیکی دارند! حرف شما درست است، ولی آن سازنده واقعا نمیداند این بازی روی کنسول اینگونه نخواهد بود؟ CoD Ghosts و AC Unity و دیگر بازیها در این لیست اکثرا بعد از انتشار روی رایانه هم افت کیفی قابل توجهی داشتند. شک کردهام که اصلا تریلرها را دنبال میکنید و اصلا توی دنیای ما زندگی میکنید یا خیر!؟ با فقط باز هم بحث روی برنده شدن به هر قیمتی است؟؟ من نگفتم حرفهای هستم، من تازه اول راهم هستم و تا سالیان سال دانشآموز دیگران خواهم ماند، منظورم از کار حرفهای این بود که مجالی به من داده شد تا در رسانهی صنعت و هنر مورد علاقهام یاد بگیرم و کار کنم. از نظر شما من پخته نشدهام و نظر شما محترم، اما اینکه توهینآمیز نیست موافق نیستم و در بالا هم گفتم. نخیر، نگران مقالههای من نباشید چون از دیدگاههای مخاطبهای عزیزی که همیشه لطف دارند و می دانند فرق انتقاد سازنده با غیرش چیست پر هستند و نیازی به توضیح این مورد برای شما ندارم… میشود بگویید شما طی این چند ماه که من و دوستان و همکارانم سعی می کنیم دنیای بازی را سر پا نگه داریم و الان داریم نتایج تلاشهایمان را بگیریم کجا بودید که از گذشته و دلیل چرایی سقوط دیبازی صحبت میکنید؟ نام میبرم: سورنا رضایی، سهیل حسینی، سینا کیارستمی، علی فتحآبادی، ماهان تیرداد و همهی اعضای تیم روز به روز تلاش می کنیم دیبازی به اوج برگردد و می گویند بهترینات را انجام بده تا بهترین بهسراغت آید و ما داریم ثمرهی تلاشهایمان را میگیریم. میدانید چرا مورد هجوم قرار میگیرید؟ به دلیل اینکه نمی دانید فرق نقد و طنز با بیاحترامی و توهین چیست و نمیدانید بحث درست و سازنده چگونه شکل میگیرد و ادامه مییابد… . ۱۰
درود! اين ديدگاه در پاسخ به ديدگاه آقاي ترهنده است. ۱۳۹۶/۰۴/۰۹ در زمان ۱۵:۴۱:۴۱ اينكه هر چرت وپرت ذهني به شركت هاي بزرگ حواله مي كني، سطحي نگري نيست؟ مقاله ات را سطحي مطالعه كرده ام؟ مــلاقه نويس! حتا در ديدگاهي كه زير ديدگاه من نوشتي، نمي دانستي(از زير زبانت در رفت) در بعضي از قسمت هاي مقاله ات چه نوشته بودي؟ به فكر ماست مالي ِ سطح آبكي مقاله ات بودي. برگرد و هر سطر ديدگاه مرا با دقت مطالعه كن. فرافكني مي كني؟ اين همه عطسه كرده اي آنوقت سرما نخورده اي؟ پس چرا آن آب دماغت روان شده است؟ معلوم است كه نميداني از كلمه ها به چه معني و آرايشي استفاده كني؟ اگر فكر مي كنيد از طرف شركت هاي بزرگ گول مالي شده ايد(اينطور مي پنداري) پس مقاله ات ده گول زني بدتر است. حالا آمده اي سفيد و سرخاب به صورت مقاله ات مي كشي. قضاوت… اين شما هستي كه به عارضه پيش داوري مبتلا گشته اي؟ و عوارض ديگر. خير! از طنز سپر بلا نساخته ام. از بلاي جهالت ها براي خودم سپري از طنز و رندي ساخته ام. هنوز نمي تواني معني آنرا به درستي درك كني، پس چگونه به حرفه اي گري خودتان مي باليد؟ چگونه بازيهاي ويديويي پيچيده را درك كرده و به فهم، نقد مي كنيد(شايد معني اين جمله را هم درك نكني)؟ از كلمه هاي تركيبي «طراحي شورت» و «قضاوت بچه گانه» و «كمبود مردي» ناراحت شده اي؟ البته شوخي كلامي «همخواب شما هم نيستم» را يادتان رفت قيد كنيد. در ضمن اين شما هستيد كه گول مالي شده ايد و آنرا در ده گول زني ب . بد نيست كمي گوش مالي هم شويد تا براي مقاله هاي بعدي، حالتان جا بيايد. الان چه فردي دبير تحريريه سايت است؟ خير! پرسش هاي متوالي من به قصد دراز نمايي ديدگاه نيست. ديدگاهم پر از مطالب پرمغز و خندان است(پسته خندان). البته هم كله مي خواهم كه آنرا به درستي فهم كند. از كله شما، مطمين نيستم. و درازيش از قدرت مردانگي اش حكايت مي كند. اين پندار شما، از عارضه پيش داوري شما مي آيد. اميدوارم رفع كج پنداري شده باشد. به علاوه منتظر ضرب المثل تان هستم. و اينكه خودتان را محترم مي پنداريد، از پندار به خود است. فرض مي گيريم كه چنين است. پس به حرفه اي گري(خاطر نشان مي كنم كه خودتان حرفه اي پنداشته ايد) خودتان احترام گذاشته و مناسك آنرا درباره مقاله تان و ديدگاه من اجرا كنيد. احتمالن نمي دانيد به چه مطلبي اشاره ميكنم. شما از طريق چشمها، راحت تر گول مي خوريد. احتمالن از طريق چشمها راحت تر مي آموزيد. و احتمالن عقل تان به چشمهايتان است و گوشهايتان. درباره بازي روح از سري نداي وظيفه… چه اشكال اساسي و غيرمنطقي بر بازي روا بود؟ باز هم پاسخ مرا نداده ايد. اين مقاله شماست. در اثبات ادعاهايش پاسخ گو باشيد. بحث بازي روح از ديدگاه من بيرون آمد و به هدف ديگري در ديدگاه نوشته بودم. اما ادعاي بد بودنش از طرف شما مطرح شد. چرا؟ مگر مخالفت با يك موضوع(تيوري يا تئوري- نمي خواهم از همزه عربي بهره ببرم) سبب برتري و اثبات آن تيوري مي شود؟ چنين فكر نمي كنم. پس پندار شما نادرست است. اسكيمينگ(skimming)! اين را كجاي دلم بگذارم. رودل گرفتم. منظورتان تندخواني نيست و سطحي خواني است. اين ترفند يكي از راههاي در رو(فرار رو به جلو) براي نويسنده اي(يا منتقد) است كه مي خواهد از پاسخگويي فرار كند. رودل نويس! در اين چند روزه، مي داني چقدر از زمان خودم را به مطلب نويسي براي خبرها و مقاله هاي ديبازي مصرف كرده ام؟ آيا ارزشش را داشت؟ براي مقاله شما، شايد خير! اين چند هزار كلمه اي كه نوشته ام در اين دوره، بيشتر از تعداد كلمات شما و ساير منتقدين است. و صرف زمان، همچنين. وقتي شير پير مي شود، شغال شير مي شود. در اين چند سال اخير چقدر مقالات و نقد هاي شما بازخورد درست و ارزشمند داشته است(حداقل از نظر ديدگاه)؟ سالهاي پر رونق ديبازي كجا بوده اي؟ اگر آن ديدگاهها را مي ديدي و مي خواندي، سرشير پس مي دادي. اسكيمينگـــــيزه ميشدي. از اسكيمينگ معني ديگري هم مي گيرند. سرشير گرفتن و شير خامه گرفته. پس اين كلمه با اين معني مناسب حال خودت است. در سرزمين كورها، مرد يك چشم پادشاه است. و اگر شما تحقيق بيشتري مي كرديد شايد به عوارض اين مقاله ها(اين نوع مقاله نويسي) گرفتار نمي شدي. خواهش مي كنم شما از «دقيق خواني» براي من پيشنهاد نياوريد. حتا در ديدگاه اولت نمي دانستي در مقاله ات چه نوشته اي. مرا به آدرس سايت ها رجوع ندهيد. درباره شما و از شما اين خواهش را قبول نمي كنم. در مقاله ات مدعي شده اي كه بازي هاله نور(هيلو 1) صاحب نوآوري بوده است. اين بازيباز باتجربه، درباره شما بسيار مصر است كه اين ادعا را به اثبات برسانيد. عجيب است! با كدام دليل به اين اكتشاف دست يافته ايد كه من به قصد برنده شدن بحث مي كنم؟ برنده شدن من به خاطر اين مقاله هاي آبكي، فقط جايزه اش «جام شلكي» است. پندار نويس! چاره دردت فرافكني نيست. خودت را جو گير نمي دانستي ولي من از مقاله ات مدرك بيرون آوردم. حتا آنرا كتمان مي كردي. در مقاله ات نوشته اي: “دربارهی جزیرهی مردگان هم هر چه یادم بود و تجربه و تحقیق کردم به قلم آوردم…” ادعا نويس! درباره اين بازي و برچسب آن، دور از واقعيت نوشته اي. اين چه جور تحقيق و تجربه اي است كه ادعا مي كني؟ آنقدر محصولات بنجل(خوراكي و باوري) وطني خورده اي كه بنجل نويسي كرده اي، براي بنجل پذيري. متاسف هستم. آنقدر دير مي فهمي كه مثال بستني من آب ِ آب شد. بستني را نخوردي بقيه را مزه مزه كن. نوشته ام: اگر من بستنی مرد عروسکی بخرم و از داخلش بستنی دختر عروسکی بیرون بیاید با لذت آنرا خواهم خورد(شوخی). اگر داخل آن بستنی نباشد در خرید بعدی با دقت بیشتری آنرا خریداری می کنم. شاید از توصیه دیگران استفاده کنم. همانند نسخه من برای شما! بطبع سلیقه شما درباره بازی با سلیقه و آگاهی من درباره بازی می تواند متفاوت باشد. شاید شما درک نادرستی درباره پیش نمایش یک بازی بدست آورید و بعد از خرید و اجرای آن از بازی لذت نبرید و با نظر من کاملن فرق داشته باشد. شاید شما درک درستی از تبلیغات نداشته باشید و از حیطه آن آگاهی ندارید. پاراگراف بالايي دوباره درج شده است. بله! در دنياي شما زندگي مي كنم اما در پندار شما نه! معني افت كيفي بعد از انتشار بازي چيست؟ معني متفاوتي مي دهد. نرخ قاب بر ثانيه اش(نرخ فريم) كاهش يافته است بطوريكه قابل بازي نيست؟ اين امر در كامپيوتر(رايانه) صورت گرفته يا دستگاههاي بازي؟ از صفر تا صد بازي لختي داشته يا در صحنه هاي پر زد و خورد؟ يا اينكه كيفيت هنري بازي، طراحي فني و هنري بازي نقصي پيدا كرده بود؟ شايد يك جا مردي در زني فرو رفته بوده است. اينكه چيز عجيبي نيست. در دنياي واقعي هم مردان و زنان در هم فرو مي روند(طنز). حواست هست! درون رويا نروي؟ از فرو رفتگي ها بيا بيرون!(طنز بود. اي نويسنده حرفه اي) يك منتقد مي تواند آنرا در حيطه گرافيك فني مورد بررسي قرار دهد. اما شايسته نيست آنرا به كل پيكره اصلي بازي(قوانين و اجزا اصلي و روند بازي) بسط و گسترش دهد. اگر كامپيوترتان(رايانه) آچار كشي نشده است بهترست قبل از انجام اين نوع بازيها، با تجهيزات و نرم افزارهاي راه انداز مناسب، پيكربندي شود. آقاي فخار! لطفن يك كامپيوتر(رايانه) قدرتمند معرفي كنيد كه با اين نوع بازيها سازگاري دارند. افت نويس! بازي مجازات يا محشر(دووم 4) در يك كامپيوتر همراه(لپ تاپ- قابل حمل) با قيمت چهار تا پنج ميليون به همراه ديسك هاي سخت پر سرعت، كارت گرافيكي دي دي آر 5 و حافظه 8 يا 12 گيگا بايت… با نرخ متغير فريم 40 تا 50 اجرا مي شود. گفته اي: اول راه نويسندگي هستي(در ديدگاه دوم- در ديدگاه اول نظر ديگري داشتي). نه بابا! تو حرفه اي هستي! الان شكسته نفسي به فرق سرت بخورد. بعلاوه اينكه بازيهاي ويديويي، هنر است. بعد وارد فاز خريد و مشتري مي شود. اين موضوع را در مقاله ” مصیبت الگوهای تاریخ مصرف گذشته ” از آقاي گروسيان، توضيح داده ام. انتقاد سازنده، مثبت است. اما براي تو افاقه نمي كند. به تعميرات اساسي نيازمند هستي. به تمرين بيشتري نياز داري. اين هم از انتقاد سازنده كه مي خواستي. اگر آن همه نقد و توصيه مرا سازنده نمي داني اين آخري را پذيرا باش. گفتم عقل تو در چشمت است و در گوش تو. از تعاريف پوچ ديگران(به به چه چه خودمان) به قله اي صعود نخواهي كرد. اين هم يك انتقاد سازنده ديگر. اما درباره چرايي ديبازي و كجايي من! اينكه من كجا بودم… بطبع در طول سالهاي اخير به دلايل متفاوتي ارتباط من با ديبازي قطع مي شد. من هم آدم هستم و زندگي شخصي خودم را دارم كه با ديبازي و دنياي بازي مترادف نبود. اما باز هم اين وصل صورت مي گرفت. مقاله و مطلب نويسي من بسيار حجيم و زمان گير است. شور و انرژي زيادي مي خواهد. مطالب و ديدگاه هاي من شاهد اين مطلب هستند. اما آن زمان كه ما بوديم شما كجا بوديد؟ دوران پر رونق سايت. گمان نمي كنم الان سايت با ديروز سايت قابل قياس باشد. همه دوستان نويسنده و مترجم سايت، در اين زمان، جا پاي ماها گذاشته اند. شما از دوستان امروزي نام بردي من هم از نويسندگان ديروزي ياد مي كنم. آقاي حكيمي،آقاي ايزدي، آقاي فخار، آقاي رسولي، آقاي عليزاده، آقاي زنون، آقاي زعفراني و ساير نويسندگان عزيز. ما هم موفقيت ديبازي و اعضاي كنوني را مي خواهيم. ديدگاه هايم به يادشان نمي آيد آرزوي ناكامي ديبازي را در سر پرورانده باشند. اما آيا ديبازي موفق است؟ با كدام مدرك چنين ادعايي داريد؟ آيا موفقيت در ارايه اين دست مقاله هاي بي ارزش و تعداد خبرهاي ترجمه اي تعبير شده است. يا موفقيت همه جانبه ديبازي مد نظر است؟! چه امتيازي به ديبازي در مقايسه با سايت هاي مشابه مي دهيد؟ در ضمن تعبيري كه از هجوم ديگران به ديدگاههاي من و ساير دوستان صورت گرفته است، نادرست است. از همان تعبير بالايي در ديدگاهم استفاده كنيد. البته اين مشكل من است و خودم رفع و رجوعش مي كنم. شما به فكر مقاله هاي واقعي و ارزشمند خودتان باشيد! اينكه از نقد مطالبت استقبال مي كني و پاسخگو هستي، پسنديده است. هر چند كه اين پاسخ با فرافكني همراه است كه مي تواند از ترس نشات گرفته باشد. مثل يك منتقد شايسته رفتار كن. از نقدي كه بر مطالبت رواست، بهره مند شو. البته از آرايه فكري و رفتاري تان به دور است. اينجوري هيچي نمي شوي. نويسنده حرفه اي! البته با ادعاي خودت به اين لقب چسبيده اي(خودت را نويسنده حرفه اي ناميده اي). چگونه است كه هنوز الف و ب حرفه اي گري را نمي داني؟ توصيه سازنده ديگر كه البته در دوره قبلي حضورم نوشته بودم: وظيفه منتقدي كه در خط مقدم مخاطبين اثر قرار گرفته است، لباس رويارويي به تن كرده، همين است تا بر اساس سطح ادراكش به نقد اثر بپردازد. همانطور كه سازنده و توليد كننده اثر در خط مقدم توليداتش ايستاده است. چطورست كه منتقد شايسته است هر گونه انتقادي به اثر داشته باشد اما اين شايستگي بر خوانندگان نقد آراسته نباشد. مگر نه اينست كه نام كالاي فكري منتقد، نقد است كه به مخاطبان نقد و نشريه نقد عرضه داشته و به فروش مي رساند. پس نقدي بر نقد منتقد شايسته است. پس منتقد از بالاي چشمش ابرو است، نمي هراسد. اينجاست كه بايستي منتقدين اثر، نگاه هوشمندانه اي به آن داشته و نقدشان متناسب با فرم و محتواي بازي باشد. فقط نگاه خلاق يا هوشمند براي اثر تعريف نشده است بلكه براي متاثر از اثر يا منتقد اثر هم تعريف شده است. اصلي كه به طور معمول رعايت نمي شود. سازنده ها دنيايي دارند، كن لواين دنيايي دارد، ميكامي، مكگي، سم ليك، هاوارد، سيدمير، مولينكس و ويل رايت و … === Hamedgh تيرماه 96 ۰۰
سلام دوست عزیز. بعد از چندین ماه میام و دوباره نظری میدم فقط بخاطر اینکه خوشحالم که هنوزم کاربران و نویسندگان فهیمی مثل شما وجود دارند. متاسفانه وضعیت نویسندگان سایت های گیمینگ شباهت های زیادی به وضعیت رو به زوال هنر موسیقی در ایران داره. این رو برای چندین بار میگم که من به دی بازی عشق داشتم و همیشه حمایتش کرده بودم بخاطر اینکه فکر میکردم نویسنده های کار بلدی درِش فعالیت میکنند. از وقتی این سایت بی زبون دست مدیریت نالایقی افتاد که حتی حاضر نشد حرکتی برای به روز کردن پوسته ی سایت انجام بده سایت روز به روز افت کرد تا جایی که به دستو پا زدن افتاد(و افتاده) و هر فرد یا نویسنده ی دوزاری رو که حس میکرد میتونه چیزی بنویسه رو استخدام کرد(دقیقا عین موسیقی که هر کسی از ننه باباش قهر میکنه خواننده میشه). با این وضعیت واقعا احساس کردم که داره بهم توهین میشه مخصوصا بعد از نقد احمقانه ی آقای زعفرانی از RE7 و بی احترامی به کاربران دیگه در بخش کامنت ها دیگه با دی بازی قهر کردم. نمیدونم فقط امیدوارم یه روز برسه که بفهمیم همین رعایت کردن جزئیات ریز در همه ی بخش ها میتونن باعث پیشرفت یه مملکت بشن. به امید پیشرفتت dbazi ۰۰
Scratcher آقا چرا اینقدر از همه چیز ایراد الکی میگیرید آخه؟ الان مقالهی این دوستمون چه مشکلی داره دقیقا؟ اومده یه سری بازی که نمایش هاشون با محصول نهایی فرق میکرد رو لیست کرده که همشون هم به جز رایز عین حقیقته. نمیدونم شاید خوشتون میاد دروغ تحویلتون میدن. سایت تو وضع خوبی نیست کاملاً درسته، ولی این مقاله مشکل خاصی نداره. کمین کنید تا یه مقاله مزخرف بیاد رو سایت اون موقع انتقاد کنید از مدیریت و هرکی که دلتون میخواد، الان دارید به زحمت این بنده خدا بیاحترامی میکنید. ۳۰
درود! الفريك عزيز! الفريك آدمي بود كه به گذشته هاي قومش و آداب نياكانش وفادار بود(منظوري نهفته است مرتبط با ديدگاهت). به ديدگاه اولم دقت كنيد. اگر از صلابت لازم براي خوانش آن برخوردار هستيد، مي توانيد مفاهيم را دريافت كنيد. اگر از حيطه(فن و بيان) تبليغات چيزي دريافت نكرده ايد، آنرا از حساب اين مقاله و دريافت تان كسر كنيد. در ضمن آن چه كه آقاي ترهنده و ساير بازيبازها درك مي كنند به حساب همه بازيبازها نگذاريد. مي تواند خلاف واقعيت باشد. درجه ادراك، درجه نگاه، درجه نوشتاري، درجه تجربه پذيري، درجه هاي ديگر. با تشكر! === Hamedgh ۰۰
جمله ی اخر شما دقیقا حرف دل من بود و اگه از من میشنوید از همین الان چند بازی E3 امسال از جمله اسسینز جدید رو هم اضافه کنید . فار کرای هم که از تریلرش هم معلومه همون بازی قبلیه با گرافیک بهتر و دشمن جدید . ( کلا به تریلر های یوبی سافت اعتماد نکنید ) . anthem هم چیزی که ما ازش دیدیم خیلی بعیده که گیم پلی باشه و گرافیک واقعی بازی در این حد باشه . Metro هم که اقای ترهنده زحمتش رو کشید . لیست هم که عالیه . Ryse: Son of Rome هم همون طور که گفتید نمیشه گفت گول زده چون واقعا بازی رو نشون داد . مشکل اصلی بازی این بود که پس از چند مرحله به شدت تکراری میشد . در طول بازی حتی سلاح شخصیت اصلی هم عوض نمی شد و از اول تا اخر هی باید همون صحنه های سینمایی تکراری رو میدیدی . کاش از این دوره تاریخی یه بازی خوب ساخته بشه . ۱۰ پاسخ
لطف داری مبین جان و ممنون بابت توجهت Anthem رو فکر میکنم واقعیت باشه ولی زوده برای قضاوت AC Origins هم چون خبری از تریلرهای CGI نبود و گیمپلی هم نشون دادن نمیشه گفت دروغ باشه، ولی با پری-آلفا فوتجی که زیر تریلرها بود موافق نیستم… از نظر من نمایش های Origins اوایل فاز بتای بازی بود ۰۰
اول تشکر کنم از تارخ عزیز :15: :15: :15: . دوم، بابا پدر کرایتک بدبخت رو تو این سایت در آوردید، این برادران یرلی بگیرن ببندند درِ استودیو رو بیخیالشون میشد؟! :24: :24: :24: اون از برادر گروسیان راه به راه به کرایسیس گیر میده، حالا هم آقای ترهنده :24: . البته خود تارخ عزیز هم اشاره کردن که کرایتک واقعیت رو نشون داد ولی خب ذوق زذگی و جو زدگی کاربران باعث شد انتظارا بره بالا و در نتیجه بازی حداقل تو زمان انتشارش نقدهای منفی زیادی دریافت کنه. با این وجود، هنوزم فکر میکنم بازی رایز، عنوان خوبی بود؛ در حد متای 70. مشکلات زیادی داشت که از اونها میشه به گیم پلی و سیستم مبارزات تکراری یا همین عدم توانایی در برداشتن سلاحهای مختلف اشاره کرد. در پایان، امیدوارم کرایتک بتونه با عرضهی Hunt به دوران خوبش برگرده و گند نزنه، چون در غیر اینصورت وضعیتش زیادی قمر در عقرب میشه :23: :23: :23: ۲۰
ممنون از لطف همیشگیت سورنا :15: :15: درسته شاید Ryse جاش توی این لیست نبود، ولی این لیست بهطریقی حکم درس عبرت رو برای ما گیمرها هم داره ایشالا کرایتک هم از این اوضاع نهچندان خوبش دربیاد و من یکی دوست ندارم یه شرکت خوب دیگه از عرصه کنار بره… ۱۰
شنیدم کرایتک داره قسمت دوم رو با عنوان ryse the empire میسازه . اگه واقعیت باشه و مشکلات بازی قبل رو حل کنه قطعا یه بازی بی نظیر میشه چون من که به شخصه از سبک بازیش خیلی خوشم میاد . ۰۰
منم شایعشو شنیدم ولی خب بعید میدونم حتی ذرهای به انتشار نزدیک باشه، چون فعلا تمرکز کرایتک روی Hunt هست. با مشکلات پیش اومده هم فکر نمیکنم بتونن دو بازی رو بطور همزمان توسعه بدن. ۰۰
بعد از چند سال تحریم کردن سایت نمیدونم چطوری مجبور شدم دوباره پیام بدم. مهندس نیازی به کارآگاه بازی و حدس و گمان نبود. خود کارگردان بازی تایید کرده نمایش مترو این گیم نبوده و از گیم پلی مستقیم نبوده و حالتی اسکریپت شده داشته و گفتن سعی داریم محصول نهایی به این شکل باشه. خوبه قبل از هرچیزی و اظهار نظر در مورد اون مسئله تحقیق و مطالعه داشته باشیم. ۳۴ پاسخ
Hamedgh عزیز، جوابت را اینجا میدهم چون سیستم اجازه نمیدهد زیر آن دیدگاه بیشتر بنویسم و ارسال کنم. حداقل می توانستی با عصبانیت کمتر بحث را ادامه دهی و احترام نصفه نیمهی کامنت قبلیات را حفظ کنی… می دانی که هنگام عصبانیت فقط و پرت و پلا از دهان و فکر فرد بیرون میزند پس چرا با عصبانیت پاسخ دادی؟ حقیقت تلخ است ولی خشم نمیآورد. فقط یک چیز، آن اینکه من نفهمیدم چرا شما اینقدر وکیل مدافع شرکتهای بزرگ هستید و بعد از آن طرف از کرک و تشویر آن صحبت میکنید؟ تناقض از این بیشتر؟ «پس منتقد از بالای چشمش ابرو است، نمی هراسد.» شما هم منتقد هستید، درست است؟ فکر میکنم هر کس دیدگاههایت را بخواند متوجه میشود هنوز با افکار و عقیدههای خودت کنار نیامدهای و این به همان موضوعاتی که قبلا اشاره کردم برمیگردد… . بله، الان من دبیر دنیای بازی هستم. با افتخار میگویم فعالهای قبل از من و غیرفعالها و جدیدهای تیم را تشویق به فعالیت کردم و بعد از ۵ ماه سایت رشد داشته و مانده تا به هدف اصلیمان برسیم. لازم نیست دیروزیها را نام ببرید خودمان میشناسیمشان اگر شما حرمت و احترام میگذاشتید، من از بحث کردن با شما خسته نمیشدم و شاید عیبهایی که میگویید دارم را متوجه میشدم… ولی انگار فایدهای ندارد… کسی که نام دیگر افراد را مسخره میکند (در دیدگاههایتان مشهود است) و فقط به برچسب زدن کفایت میکند نمیشود با او بحث سازنده کرد و از بحث کردن با چنین فردی، احساسی پوچی به فرد مقابل دست میدهد. اگر میخواهید اینطور ادامه دهید، از ادامهی بحث عاجزم چون پاسخ عیبهایتان را دادهام و توهین پس گرفتم. ۳۱
ممنون بابت وقتی که گذاشتید و مقاله رو مطالعه کردید مطمئنا تحقیقاتی صورت گرفته تا این مقاله پخته شده :24: براساس چیزی که گفتین دوباره هم تحقیق کردم و فقط مصاحبهای دیدم که این مورد ذکر نشده بود… اگر لینک خبر یا مصاحبهای دارین که کارگردان بازی چنین چیزی گفته ممنون میشم توی پاسخ همین کامنت بهاشتراک بذارین؛ در ضمن من مترجمی میخونم و طبیعتا نمیتونم مهندس باشم :24: ۱۰
سلام قسمت killzone مربوط به نسخه اول می باشد و نه نسخه دوم اتفاقا نسخه دوم حتی بهتر از تریلر های به نمایش در اومده توی E3 بود ممنون میشم اصلاح کنید ۱۰ پاسخ
خير متن ايرادي نداره، نمايش مربوط به كيلزون ٢ در E3 2005 هست . بازي طبق اين تريلر قرار بود براي PS2 منتشر بشه اما پلتفورم نهايي بازي به PS3 تغيير كرد. نمايشي كه شما ميگيد بهتر از نمايش اوليش شده نمايش همون كيلزون ٢ هست ، سال 2007 تريلري تقريبا شبيه به همون تريلر سال 2005 منتشر شد كه همون كيلزون ٢ بود اما اينبار براي PS3 در نهايت كيفيت بازي نهايي كه سال ٢٠٠٩ منتشر شد از تريلر سال ٢٠٠٧ هم باكيفيتر بود كه اين يه جورايي جبران اون دروغ بزرگ سال ٢٠٠٥ شركت سوني و گوريلا شد ۲۰