انتقاد از دنیای بازی

در
انتقاد از دنیای بازی

یکی از خوانندگان دنیای بازی نقدی را تحت عنوان <<نقدی بر پرونده نوآر لوس آنجلس>> برای یکی از پرونده های دو هفته نامه نوشته اند که عینا آن را منتشر می‌کنیم. دنیای بازی از انتقادات شما در هر زمینه ای استقبال می‌کند؛ چه سازنده باشد، چه نباشد.

 

بدون هيچ مقدمه ای مطلب اصلي را شروع ميكنم:
من مجله‌ی 104 شما را خواندم.
ولی موضوعی من را به شدت عصبانی كرد و چيزی نبود جز پرونده‌ی آن مجله.
البته من به خيلی ديگر از پرونده های شما نقد دارم ولی اين شماره واقعا من را آشفته كرد.
وقتي نوآر لوس آنجلس را در پرونده ديدم مثل قبل ترسيدم؛ ترس از آنكه در پرونده نقد معمول گم مي شود و فقط يك عده جوان مثلا می نشينند و سر داستان (يا احيانا مسائل سياسی) حرف می زنند و می روند.
اميد داشتم از پرونده مدرن وارفير درس گرفته باشيد كه نه بدتر هم شديد.
حدود 90 درصد بحث ايراد ريشه ا‌ی دارد و 10 درصد ديگر هم ندانستن دوستان منتقد است.
لذا قبل از شروع از شما و دوستان دنيای بازی التماس از چاپ اين نقد را دارم.
از اين مطلب هيچ چيز نصيب من نمی شود ولي حداقل شما از اشتباه خود آگاه می شويد.

 

نقد 1: حقيقتي پر از دروغ
نوآر در بازي های رايانه ای: يك سوی تفاهمی در اين راستا شده كه بايد به اطلاع شما عرض كنم.
فيلم از بازی جداست. این را بارها خودتان گفته‌ايد. نه ما در فيلم ژانر اول شخص تيراندازي داريم و نه بازي ژانر عاشقانه دارد. لذا نوآري كه در بازي هاي رايانه اي داريم به طور كامل با نوآر فيلم تفاوت دارد. شما بار ها و بارها از كتاب حرف زديد و از فيلم و كادر تصوير بردازي و…
ولي آيا در بازي سازي اين حرف ها صحت دارد؟
آيا اكشن فيلم و بازي يكسان است؟ كادر بندی ها چطور؟ حتي من از اصطلاح صحنه های سينمايی كه در نقد مدرن وارفير استفاده می شود بيزارم. اين صحنه ها نشان دهنده‌ی تكامل ژانر در بازی است.
نوآر بازی فقط نشان دهنده‌ی زمان و زمينه‌ی بازی است. همين!!!
لذا اين از همان ابتداي بازی ثابت می شود. زماني كه هوا روشن و كول از خانه همراه با همسرش بيرون می آيد و كادر هم با نشان دادن مردم و زندگي آن ها بر اين مهم پافشاری می كند كه فقط زمان بازی به فيلم های نوآر مربوط می شود و نام فيلم تلميحی به زمان فيلم است و البته مكان.
در رابطه با آرمان گرايی كه دوست عزيزمان آقاي قرالو فرمودند بايد عرض كنم گمراه كننده است. او كسي است كه فهميده ماهيت جنگ فراتر از گلوله و نيزه و اسلحه است.
او ژاپنی ها را درك كرده كه وقتي بنزين نداشته باشند و از آن ها بنزين بگيرند خوب هر كسی به دفاع و جنگ بر می خيزد و اين را در ديالوگ فلش بكی كه كول به سرباز ژاپني سيلی ميزند می بينيم.
از طرفی ديگر چيزی كه مشهود است تضاد افكار و دو شخصيتی بودن كول است. دوست داشتن ژاپنی ها و ملتش و از همه مهمتر آتش زدن بيمارستان كه در آن مجروحاني قرار دارند همگی نشان از تضاد فكری دارد. با اين حال شما در تيتر از جان مارستون استفاده كرديد كه آن هم به موقعش توضيح داده خواهد شد.

 

 

2- عصر جديد ماجرايي

در رابطه با جي.تي.اي كه بايد بگم حتی فكر مقايسه نكردن آن هم جرم است آن هم براي منتقدی چون حميد عليزاده كه واقها انتظار اين كار ها را نداشتم. جي.تي.اي يك كاراكتر احمق دارد كه به خاطر پول و نفس و مال دنيا و الماس 600 تا آدم بد می كشد كه هيچ آدم هم زير می كند. پس كلا اين را بي خيال.
ولي رستگاری كه از غفلت مسلم حميد عليزاده مي گويد:
جان مارستون: يك كابوی ياغی كه توبه كرده و می خواهد برود مثل يك انسان شريف زندگی بكند. اما بعضی موانع كه می تواند از آن ها بگذرد را از پيش رو بر نمي دارد بلكه با آن ها كلنجار می رود.
در طول بازي عموما با ادب است و می تواند به راحتي هر انساني را بكشد ولي در ازاي اين‌كار مجرم شناخته می شود.در زمان مرگ می‌توانست با پسر و همسرش فرار كند و به اميد زنده ماندن سوار اسب شود. ولي اين كار را نكرد.مي توانست بعد از فرار زن و همسرش هم دفاع كند كه با توجه به گيم پلی 1 به 20 نفر بازی هم جور در مي آمد ولي نكرد. و كاري را كرد كه مي خواست خودش انجام دهد ولي نمي توانست يعني مرگ حتمی. پس انتخاب داشت. و می توانست تصميم بگيرد.
كول فلپس: يك آدم خسته از جنگ كه هزار جور اتفاق در جنگ برايش افتاده نمي تواند آدم ها بی گناه را بكشد. نمی تواند ياغی باشد. نمی تواند مردم را زير ماشين له كند. اما با ترفيع رتبه توانست كاراگاه باشد. كارآگاه ها به ندرت دست به اسلحه می  شوند.اميد وارم آقاي ايزدی اين يكي را بداند. پس آقای رسولی، يك كاراگاه نبايد در هنگام بازجويی مثل جی.تی.ای يا اسپلينتر سل مضنون را نابود يا تهديد به مرگ كند. برای همين اكشن به موقع در جای‌جای بازی قرار دارد. و ماموريت های متفرقه هم براي دلتنگی از اكشن ساخته شده اند. پس ادعای شما كاملا بی مورد است.
و از همه مهم‌تر اين‌كه اين انسان در لحظه مرگ انتخاب داشت ولی چه انتخابی؟
او در منجلابی فرو رفته بود كه سال‌ها پيش درجنگ ساخته بود. زمانی كه دستور به آتش زدن بيمارستان را داد.
حال ديد كه دنيا چقدر كوچك است و اگر زنده بماند يكي از دو نفر بي گناه كشته می شود. كدام را انتخاب كند؟
زن يا جك يا خودش را مثال مي زنم؛ اگر شما در كلاس درس با دوست خود بلند حرف بزنيد معلم عصبانی اشتباه كرده و دوست‌تان را اخراج كند شما با كمی عذاب وجدان مي گوييد من حرف مي زدم چه برسد به شخصيتي كه احساساتش در طول بازی جريحه های بيشتري بر مي‌دارد.
مطلب ديگر اينكه جان مارستون بعد از مرگ در خانه اش و با يك صليب ساده دفن شد.
ولي كول در يك مراسم رسمی نظامي به همراه خانواده و دوستان دفن شد. نكته اينجاست كه كسی براي او از شجاعتش مي گويد كه اگر كول زنده شود در جا به باد كتكش مي گيرد. لذا بازي مي‌گويد كه اگر چشمانت را براي هميشه ببندي ديگر كنترل هودت دست تو نيست.بلكه دست زندگان است.
شما در طول بازي همش به جان مارستون مي گوييد دمش گرم عجب كاري كرد ولي كول اينطور نيست.
بعضي وقت ها از دست او ناراحت مي شويد و بعضي وقت ها دلتان مي سوزد و بعضي هم شاد مي شويد.
حالال شباهتي مي بينيد؟
در مورد باخت در بازي بايد بگويم كه اين طور نيست بلكه اگر در اواخر پرونده سوالات را بد جواب دهيد هم مي بازيد.در ضمن شما بگو غير از اين مواقع ديگر چه زماني بايد شاهد باخت باشيد؟؟
جناب عليزاده پيرامون *كمبود*اكشن توضيح دادند كه من هم خدمتشان اين را پاسخ دادم.
3-***رستگاري كهنه سرباز مرده***(توضيح داده شد)
من با كلمه به كلمه اين نقد مخالفم.و ارز آقاي رسولي انتظار بيشتري هم نداشتمزيرا ايشان هميشه بازي ها را مي كوبند!!!من به ايشان بزرگ سياره ي كوچك يا بانجو كاززو يا ماريو را پيشنهاد مي كنم تا به قول خودشان از اين بازي هاي غرب زده ي واقع گرايانه دور باشند.
ايشان از نتيجه گفتند ما هم از نتيجه مي گوييم.
من به شما مي گويم باران شديد يك بازي ماجرايي است.و خودتان هم قبلش گفتيد كه نوآر(منظور بازي است)ماجرايي نيست.پس چگونه اين دو را مقايسه مي كنيد.مثل مقايسه سوپر ماريو گالكسي با كريتوس كه چرا انقدر ماريو از كريتوس ملايم تر رفتار مي كند و فقط با يك پريدن ساده رو لاكپشت ها آن ها را مي كشد؟
(گفتم طنز باشه يكم حال و هوا عوض شه!!)
در ضمن گيرم اين مقايسه را بكنيد ولي نتيجه را هم مي بينيد.براي مثال اگر يك پرونده را خوب به پايان برسانيد
رئيس هم با ملايمت رفتار مي كند ولي اگر نه آن چنان داد و تمسخر و كنايه و فحش و تنه اي به شما مي زند كه به فكر دوباره شروع كردن مي افتيد.
درباره ي نشان دادن تعداد سوالات صحيح و موسيقي مدارك هم بايد عرض كنم به دليل نداشتن درجه ي سختي اينموارد در بخش تنظيماتقابل دسترسي است و شما احتمالا به عنوان يك منتقد زياد به بازي دقت نكرده اي.
پس چرا اين بازي را شما نقد كرديد؟چرا بزرگ سياره كوچك را شروين روشن نقد كرد؟؟
(جناب رسولي به دل نگيريد شوخي بيش نيست!!!)
در باب اكشن نيست هم بگويم كه اگر قرار بود در هنگام بالا رفتن از آن پله ها در مراحل تعقيب و گريز اگر هم حواستان به دوربين وهم به حركت وهم به فراري باشد خود شما اولين كسي بوديد كه به گيم پلي ايراد مي گرفتيد. در ضمن غير از اين پله ها هم در بقيه تعقيب و گريز بايد زاويه ديد و…. را همگي خودتان كنترل كنيد.
در ضمن اگر حرف شما صحت داشته باشد در بخش امتياز نبايد يه سبك بازي ماجرايي اكشن نسبت داده باشد.
ماجرايي نيست:
اگر كول در صحنه ي جرم نمي نشست و با دقت بررسي نمي كرد شما نقش يك كاراكتر واقعي را نداشتيد
بلكه نقش اتزيو را داشتيد كه با ديد عقابي اشياي به درد نخور را از به درد بخور تجزيه مي كند.
شما خودتان را به جاي كول قرار بدهيد و فاكتور خريد خوك را پيدا كنيد و سوار ماشين شويد
به مقر پوليس برويد به رئيس بگوييد من فكر مي كنم خون ماشين خون خوك است
اگر رئيس بي فرهنگ باشد كه…
ولي اگر با فرهنگ باشد مي گويد شايد خوك هارا به دليل كار ديگري مي خواسته و شما بايد كل راه را به محل حادثه بر مي گشتيد و آن موقع به راك استار درود بفرستيد.
درباره ي كم بودن ماموريت ها نسبت به جي.تي.اي فرموديد كه بايد بگم در اين بازي شما يك قاتل احمق بي فرهنگ هستيد(بلا نسبت همه)كه بايد منتظر باشيد تا دوستان بگويند هي تو برو اون رو بكش و برگرد.
ولي در نوآر اين طور نيست .آيا يك كارآگاه بايد مثل يك قاتل باشد.درضمن كول در انتهاي بازي مي ميرد.
كه اين باعث مي شود ديگر قادر به انجام ماموريت هاي جانبي نباشيد.
تصادف با قهرمان شهر:
كل اين مطلب را در بالا توضيح دادم و فقط زير گرفتن مانده كه از آقاي ايزدي درخواست مي كنم كه بگويند اگر يك نفر توسط كول زير گرفته مي شد چه روي ميداد؟
مسلما پليس به پليس حمله مي كرد و كلي اشكال ديگر.
در نهايت ممنون مي شوم نامه من را در نامه بازي چاپ كنيد(هر چند اندك و بيسار خلاصه)كه متوجه شوم در تمام روز وقتم را هدر ندادم و به نشريه مورد علاقم كمك كرده ام.زيرا اين نشريه براي من خيلي چيز ها را زنده مي كند.

مصطفي پاكدل –تهران
منتقد

و من الله توفيق


11 دیدگاه ثبت شده است

دیدگاهتان را بنویسید

  1. گر چه موضع رو در برابر بزرگ سیاره کوچک خوب نگرفتم (که چون یکم شبیه بازیهای مستقله جز ده برتر منه و امیدوارم وقتی صبح شد دوزاریم نیفته که خدای نکرده بد بود!) ولی احسنت. هم منتقد هم منتقود( منتقود = اسم مفعول مورد نقد قرار گرفته, البته تقریبا )
    + چرا بچه های تحریریه این اطراف نیستن؟ (حداقل بدون استتار)
    ++ انتقاد که نباید سازنده باشنده, باید تفکربرانگیز باشه, پیشنهادات باید سازنده باشن!

    ۰۰
  2. سلام
    خوب چند نفر موافق بودند و چند نفر مخالف،ولي الحمد الله اون شخصيتي كه از دي بازي انتظار داشتم رو ديدم.خيلي بهتر بود خود دوستان منتقد پاسخ مي دادند كه اين اتفاق نيفتاد.
    من جمله ي بسيار زيبايي از دوست عزيزم ديدم:
    «بازی باید طبیعی باشد، اما در درجه ی اول باید بازی باشد!»
    به هر حال هر كسي نظر شخصي خودش را دارد.
    ولي از دلايلي كه من اين نقد را نوشتم احساسي بودن نقد هاي دوستان به ويژه آقاي رسولي است.من فراستي نيستم كه بگويم نقد هاي ايشان مقوا است.ولي مي گويم كه آن جذابييت اوليه را ندارد.اينكه در فضاي كوچك مجله فقط احساسات منتقد درج شود امري اشتباه است.احساسات بايد در بطن نوشته هاي منتقد در باب مسائل فني باشد.
    به هر حال من اين مقاله را باز بيني كرده بودم ولي متاسفانه مقاله ي اولي در سايت درج شد كه باز هم اشكالي ندارد.به هر حال از تمام كاربران عزيز تشكر ويژه اي دارم چون به زيبايي دفاع كرديد و جاي تقدير دارد.با تشكر

    ۰۰
  3. باسلام
    دوست من نقدی که نوشتی مطالب ارزنده ای درش هست.
    ولی لحن بیان مطلب حالت متکلم وحده و دانای کل داره، مثالها هم در پاره ای اوقات تناقض داره!
    درضمن نقد یک مطلب از طرف بچه های منتقد دیبازی نفی اون نیست مثلاً ال ای نوآر نفی نشده بلکه دوستان انتظار بسیار بیشتری در ذهن خودشون از بازی داشتن که برآورده نشده.
    شما هم توجه داشته باش که در خوندن و اندیشیدن هیچوقت با تعصب نگاه و برخورد نکن.
    تمام این بازیها نکات مثبت و ارزشمندی دارن که غیرقابل انکاره ولی طبعاً ایراداتی هم دارن!
    دوستان منتقدی هم که نام بردی مثل طه رسولی و متین ایزدی افراد جواب پس داده ای هستن و از روی تفنن و سرگرمی صرف نقد نمی نویسن. این نکته رو هم به یاد داشته باش که نقد اصولاً اول از فیلتر منتقد رد میشه تا برسه به من و شمای مخاطب مجله و کلاً درصد بالایی از نقد رو سلیقه تشکیل میده!
    برای همین هم هست که در دیبازی و همه جاهای دیگه، چند نفر برای بازیها نقد مینویسن.
    در آخر دوست من بدترین تخریب برای چیزی که دوستش داری، بد دفاع کردنه و شما اینکارو کردی.
    امیدوارم که جانب انصاف و اعتدال رو همیشه رعایت کنی. موفق باشی

    ۰۰
  4. دوست عزیز حالا که از انتقاد استقبال می کنی باید بگم که انتقادات شدیدی نسبت به انتقاد شما از دی بازی وارده، قبل از هر چیز باید عرض کنم که در مورد جان مارستون کاملا اشتباه کردی، جان انتخاب کرد اما نه بین مرگ و زندگی خودش بلکه بین زنده موندن خوانوادش کشته شدن اونها همراه او چون اگر فرار می کرد مطمئنا خانوادش فرصت کافی برای فرار کردن پیدا نمی کردند و یا اگر باهم بودند مطمئنا در راه تلاش برای حفظ جان جان(!) آسیب می دیدند(هر چند که جان می خواست تا جای ممکن از این قضیه دور باشند)، و در ثانی این چیزی بود که به هر حال باید با اون رو به رو می شد، پس چه بهتر که در خونه ی خودش به این بازی جنون آمیز پایان می داد، اما در مورد لس آنجلس، سوالی که فکر می کنم ذهن مسئولین نشریه رو مشغول کرده بود این بود که این بازی واقعا چیه؟ سوم شخص ماجرایی؟ اکشن؟ سند باکس؟ یا بدعتی نوین در بازی ها که اون جور که باید ظاهر نشد؟ وظیفه ی هر بازی از بالا تا پایین و از بزرگ تا کوچک در درجه ی اول سرگرم کردنه، مهم نیست که بازی یک ابرفیلم سینمایی باشه که هر یک ربع یک بار دکمه ای رو صفحه برای زدن ظاهر بشه و یا مثل angry birds تنها از چند پرنده و چند خوک بی مصرف تشکیل شده باشه، سوژه ی بازی سازی در ابتدا باید پتانسیل لازم برای برآورده کردن این هدف داشته باشه ، مهم نیست که زندگی یه کارگر معدن در یک بازی فرضی چقدر طبیعی و منطقی به تصویر کشیده می شه، مهم اینه که آیا توان لازم برای تبدیل شدن به بازی خوب رو داره؟ در همین بازی، به نظر شما اگه دکمه ای برای خودن قهوه و یا مثلا رفتن به توالت و یا جویدن آدامس تعبیه می شد بازی طبیعی تر نبود؟ اما نکته اینجاست که این طبیعی تر بودن به چه منظوره؟ سرگرم کردن یا سر بردن حوصله ی مخاطب؟ در مورد بازی GTA اشاره کردید که در این بازی کاراکتر اصلی یک آدم خلاف کار اوباشه که از زیر کردن ملت ابایی نداره،شاید این گفته ی شما درست باشه که نیست و نیکو گذشته ی پیچیده ای داره اما نکته ی اصلی اینه که چند نفر از مخاطبان GTA حاضر اند با یک کاراکتر با شخصیت (مثلا یک دندانپزشک) به GTA بازی کردن و گردش در شهر بپردازند در حالی که حق ندارند یک چراغ قرمز رو رد کنند؟ برای این کار و طبیعی شدن موضوع بهتر نیست سوار ماشین خود بشوند در شهر گشتی بزنند؟ اصلا چه نیازی به بازی کردن هست؟ پس نتیجه می گیریم که:«بازی باید طبیعی باشد، اما در درجه ی اول باید بازی باشد!» پس نیازی به انیمیشن های پیچیده برای دولا شدن و چرخاندن 360 درجه ی یک پودر بچه ی ساخت 1945 آمریکایی نبود،بلکه باید مکانیزم های دیگری در راه پیشرفت گیم پلی به بازی اضافه می شد. در مورد پرونده هم باید عرض کنم که اصولا هر بازی ای به بخش پرونده راه پیدا نمی کنه مگر اینکه آنقدر شناخته شده باشه که نیازی به تعریف از منوی بازی و صدا گذاری و غیره نباشه و تنها به عمق بازی پرداخته بشه، شما فکر می کنید چند درصد از کسانی که پرونده ی MW 2 در دنیای بازی خواندند واقعا mw2 رو بازی نکرده بودند؟ تحریریه ی دی بازی هم با همین پیش فرض به پرونده می پردازند و به همین دلیل بازی های مثل سرخپوست مرده علی رقم بزرگتر بودن و بهتر بودن از خیلی از بازی های پرونده به این بخش راه پیدا نمی کنند. در آخر هم باید عرض کنم که وقتی شما دوست عزیز این چنین انتقاد های تندی رو مطرح می کنید (درست یا غلط) زیبا نیست که با همه ی تحریریه شوخی کنید، هنگام انتقاد صریح شوخی کردن مثل خودن شربت سینه با نمکه، اصلا و ابدا زیبا نیست. با تشکر himsy
    ____________
    PC$ & RPG

    ۰۰
  5. جالب بود با توجه به این که بازی رو بازی نکردم نمیتونم در مورد نقد نظر بدم اما با توجه به مقایسه با جی تی ای و توضیحات دوست عزیزبه نظر میرسه شخصیت کول ، کامل و مانند انسان های عادی است و بازی همانطور که گفته میشه واقعا جدید و جالبه .من شخصیت اون یارو تو جی تی ای رو بیش از دو سه مرحله نتونستم تحمل کنم و بعد بازی رو پاک کردم .

    ۰۰
  6. الان باید بگم. این نوشته از اشکالات نوشتاری و دستوری رنج می برد. بهتر بود یه بار می خوندی.بعد می فرستادی.در کل اگه ویرایش می شد خیلی بهتر می شد.

    ۰۰
  7. از حق نگذریم ایشون درست میگفتند بیشتر قسمت هارو (البته از نظر من) و شما شدیدا در حق لس انجلس نوار نامردی کردید و من زمانی که این نقد رو خوندم متوجه شدم که این گونه نقد, انصاف نبود در حق نوار

    هامون ازpc$

    ۰۰
  8. جالب بود! متاسفانه من این پرونده رو نخوندم. مصطفی یکی از نکات جالب مطلبت اشاره به پرونده MW بود که انصافا بدترین و غیربازی ترین پرونده تاریخ دی بازی بوده و هست! یه نکته دیگه، من منتظر نسخه PC هستم و تو آخرشو لو دادی! خیلی ممنون!
    —————–
    CoD Team

    ۰۰
    1. مگهقراره نسخه پی سی هم بیاد .اگه میاد تاریخ انتشارش کی هست
      خیلی دوست دارم بازیش کنم ببینم حرف کی درسته.

      ۰۰

در شبکه‌های اجتماعی،
به خانواده دنیای بازی بپیوندید!

برای اطلاع از جدیدترین اخبار، نقد و بررسی‌ها و ویدیوهای اختصاصی، ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید. همراه شما هستیم.

Dbazi Social Media

مقالات بازی

تاریخچه استودیو Giant Squid تاریخچه استودیو Giant Squid (+ویدیو)
توسط علی علی‌پور
0
داستان بازی Clair Obscur Expedition 33 داستان بازی Clair Obscur Expedition 33
توسط علی علی‌پور
0
داستان سری جنگ جهانی بازی Call of Duty داستان سری جنگ جهانی بازی Call of Duty
توسط حسین کریمی
0
تاریخچه شرکت راک استار گیمز تاریخچه شرکت راک استار گیمز
توسط سام حقیقی
0
سری بازی زلدا را چگونه بازی کنیم؟ سری بازی زلدا را چگونه بازی کنیم؟
توسط حسین کریمی
0
تاریخچه استودیو Team Cherry تاریخچه استودیو Team Cherry
توسط علی علی‌پور
0
تاریخچه استودیو Sandfall Interactive تاریخچه استودیو Sandfall Interactive
توسط میلاد طاهرنژاد
0
Mafia داستان سری بازی Mafia
توسط حسین کریمی
0
داستان سری بازی Halo داستان سری بازی Halo
توسط حسین کریمی
0
تاریخچه استودیو سی دی پراجکت رد تاریخچه استودیو سی دی پراجکت رد
توسط علی علی‌پور
0
بیوگرافی وینس زامپلا
توسط سام حقیقی
0
بیوگرافی تام کلنسی بیوگرافی تام کلنسی
توسط حامد محمدپور
0
بیوگرافی فومیتو اوئدا بیوگرافی فومیتو اوئدا
توسط مهدی یوسفی
0
بیوگرافی سم لیک بیوگرافی سم لیک
توسط مهدی یوسفی
0
بیوگرافی جوزف فارس بیوگرافی جوزف فارس
توسط محمدصدرا باقری
0
بیوگرافی هیدئو‌ کوجیما بیوگرافی هیدئو‌ کوجیما
توسط محسن کشاورز
0
بیوگرافی جف کیلی بیوگرافی جف کیلی
توسط محمدصدرا باقری
0
زندگی‌نامه نیتن دریک پهلوانان نمی‌میرند | زندگی‌نامه نیتن دریک
توسط فرشید عبدالله پور
8
بیوگرافی ساتورو ایواتا (Satoru Iwata)؛ من یک گیمر هستم
توسط صادق شجاعی‌فرد
11
Neil Druckmann, The Last of Us, Uncharted بیوگرافی نیل دراکمن – جاه طلبی در پی کمال در هنر
توسط افراسیاب
1

چند رسانه ای

معرفی بازی Metro 2039 در جریان مراسم شوکیس ایکس‌باکس معرفی بازی Metro 2039 در جریان مراسم شوکیس ایکس‌باکس؛ تاریک‌ترین روایت مجموعه در سال ۲۰۲۷ از راه می‌رسد
توسط محمدصدرا باقری
0
بازگشت مستر چیف با بازی Halo: Campaign Evolved بازگشت مستر چیف با بازی Halo: Campaign Evolved؛ نمایش تریلر جدید از بازی
توسط محمدصدرا باقری
0
نمایش تریلر جدید بازی Fable در مراسم ایکس‌باکس نمایش تریلر جدید بازی Fable در مراسم ایکس‌باکس؛ عرضه همزمان برای کنوسل‌های PC، پلی‌استیشن ۵ و ایکس‌باکس
توسط محمدصدرا باقری
0
نمایش اولین گیم‌پلی بازی Gears of War: E-Day نمایش اولین گیم‌پلی بازی Gears of War: E-Day در مراسم شوکیس ایکس‌باکس؛ انتشار بازی در ماه اکتبر 2026
توسط محمدصدرا باقری
0
رونمایی رسمی از بازی Rayman Legends: Retold رونمایی رسمی از بازی Rayman Legends: Retold در مراسم State of Play سونی
توسط پارسا بیرانوند
0
تاریخ انتشار بازی Onimusha: Way of the Sword تاریخ انتشار بازی Onimusha: Way of the Sword اعلام شد
توسط پارسا بیرانوند
0
رونمایی از تاریخ انتشار بازی Control Resonant رونمایی از تاریخ انتشار بازی Control Resonant در رویداد State of Play
توسط پارسا بیرانوند
0
نمایش تازه بازی Marvel’s Wolverine نمایش تازه بازی Marvel’s Wolverine، گیم‌پلی خشن و خونین بازی را به نمایش گذاشت
توسط پارسا بیرانوند
0
غافلگیری طرفداران با اعلام تاریخ انتشار Silent Hill: Townfall توسط شرکت کونامی غافلگیری طرفداران با اعلام تاریخ انتشار بازی Silent Hill: Townfall توسط شرکت کونامی [تماشا کنید]
توسط ایلیا حسامی
0
رونمایی رسمی از بازی Call of Duty: Modern Warfare 4 رونمایی رسمی از بازی Call of Duty: Modern Warfare 4 همراه با تاریخ عرضه
توسط پارسا بیرانوند
0