بازی‌ها
Editors Choice
1دیدگاه

نمک‌زارها و بیابان‌ها روزی دریا بوده‌اند | نقد و بررسی بازی Assassin’s Creed Origins

توسط در8 ماه پیش
جزئیات
 
سازنده

یوبی‌سافت

ناشر

یوبی‌سافت

پلتفرم

اکس‌باکس وان، پلی‌استیشن ۴ و رایانه‌های شخصی

 

در نمک‌زاری نشسته بودم و ستاره‌ها را تماشا می‌کردم. آسمان آن‌قدر از این دانه‌های درخشان و چشم‌نواز پر بود که حین غرق شدن در تماشای چنین زیبایی محسورکننده‌ای، مدام از خود می‌پرسیدم چرا برخی از این ستاره‌ها چون کودکی بازیگوش و پر جنب و جوش، به‌چشم من، رنگ‌شان مدام در حال تغییر است؛ گویی بی‌تابی و شوق دوران بلوغ خود را می‌گذرانند، یا بی‌تابی و شوق رهایی را. همین‌طور که به این دانه‌های نمک می‌نگریستم، نوری نارنجی رنگ با دُمی سرخ در آسمان پدیدار شد و نسیمی صورتم را نوازش کرد. نگاهی که به سمت و سوی وزش نسیم انداختم، دیدم موجی از دانه‌های نارنجی و سفید به‌سویم می‌دود. می‌توانستم سرجایم بایستم و بگذارم مرا در آغوش خود بگیرد، می‌توانستم با تمام توانم بدوم تا باز هم سحر و جادوی آن دانه‌ها و آن موج را درک نکنم. به‌دنبال عقابم «سِنو» گشتم و صدایش زدم، دیدم که دارد حول یک عَلَم چوبین پرواز می‌کند. با تمام توانم به سمت آن علم و سنو دویدم و وقتی نزدیک شدم، یک کشتی غرق در دانه‌های نارنجی دیدم که علم چوبین آن سر به فلک کشیده بود. از آن علم بالا رفتم و تماشاگر منظره‌ای شدم که یا می‌بایست تسلیم آن می‌شدم، و یا از آن فرار می‌کردم، موج‌های سه دریا؛ یکی خشکیده، یکی دور از دسترس و دیگری کشنده.

آخرین نسخه از مجموعه محبوب و پرطرفدار «فرقه حشاشین» (Assassin’s Creed) پنجم آبان ماه ۱۳۹۶ هجری شمسی بود که راه خودش را با عنوان «ریشه‌ها» (AC Origins) به حافظه‌های داخلی و جانبی رایانه‌ها و کنسول‌هایمان باز کرد و طبق موعد مقرر، قرار بود ما را با ریشه‌های شکل‌گیری «انجمن برادری» قاتلان (The Brotherhood) آشنا کند و ما را در دریای سحر و جادوی موج‌های بی‌پایان شن غرق. در ادامه با نقد و بررسی بازی Assassin’s Creed Origins همراه دنیای بازی باشید تا ببینیم «یوبی‌سافت» (Ubisoft) در شکل دادن به ریشه‌های شکل‌گیری فرقه قاتلان‌اش، و غرق کردن ما در جادوی مصر در چه حد موفق ظاهر شده است.

 

به روایت شن، خون؛ به روایت تاریخ

ریشه‌ها، داستان خود را از اولین اوج داستانی (Climax اولیه داستانی) آغاز می‌کند و شما را در نقش پدری خشمگین قرار می‌دهد که خون جلوی چشمانش را گرفته و چیزی نمی‌تواند جلوی انتقام‌جویی او را بگیرد. «بایِک» (Bayek) این‌بار شخصیت اصلی و قهرمان داستانی است که در مصر باستان رخ می‌دهد؛ البته ناگفته نماند این مصر باستانی که می‌گوییم خیلی هم باستانی نیست و وقایع داستان بازی هم‌زمان با اوج‌گیری حکومت «ژولیوس سزار» و خودنمایی «کلئوپاترا هفتم» اتفاق می‌افتد. به‌شخص از شخصیت‌پردازی بایک در اولین برخورد و رو‌به‌رویی با وی خوشم آمد و با اینکه هنوز دقیق نمی‌دانستم چرا او این‌قدر خشمگین است، اما باتوجه به هنرنمایی صداپیشه او و روایت خوب داستان، خشم او را تماما حس کردم و سپس در ادامه داستان، متوجه عمق این خشم و حس انتقام وی، یک پدر، شدم. بایک علاوه بر اینکه یک پدر خانواده‌دوست است، یک «مدجای» (Medjay) نیز است. مدجای‌ها در واقع اولین شکل از نیروی پلیس بودند که دقیقا مشخص نیست توسط کدام فرعون هویت اتخاذ کرده‌اند یا توسط کدام قوم یا قشر از مردم متولد شدند. مدجای‌ها وظیفه محافظت از مرزهای قلمرو و هر چه درون مرزها بود را داشتند. نویسندگان بازی از وجود مدجای‌ها بهره بردند و آمدند داستان یک مدجای وظیفه‌شناس و متعصب بر کشور و مردمش را نوشتند که در دوره‌ی نابودی ایدئولوژی‌های پیش از خود زندگی می‌کند و ماهیت وجود مدجای‌ها نیز از این قائله مستثنی نیست.

بایک، پدری است که از همسر خود دور مانده، پسرش را در بدترین شکل ممکن از دست داده و در دوره‌ای زندگی می‌کند که سرزمین مادری‌اش در ورط نابودی‌ست؛ خوشبختانه بایک از پتانسیل خود برای تبدیل شدن به شخصیتی ماندگار و صدالبته غیرمقوایی (یادی بکنیم از «کانر کنوی» (Connor Kenway) فقید! که کمابیش دلایل مشابه بایک را داشت و حتی رنگ پوست و چهره مشابه(!) اما مقوایی از آب درآمد) استفاده کرده و شما حین پیش‌روی در بازی و انجام ماموریت‌های داستانی اصلی و فرعی می‌توانید تمامی جنبه‌های ذکر شده را در او ببینید.

بازی Assassin's Creed Origins

اوایل بازی بود و من نیز غرق در عظمت مصر!

هدف اصلی بایک در بازی گرفتن انتقام از قاتل پسرش است که همین مهم او را در راهی قرار می‌دهد تا با فرقه‌ای به‌نام Order of The Ancient روبه‌رو کند که متشکل است از حاکمان ظالم و مزدورانی حریص و قدرت‌طلب؛ چه مصری و چه غیرمصری (اهل یونان). از آنجا که همسر بایک یعنی «آیا» (Aya) نیز یک مدجای است، این دو مدجای‌های زیادی را می‌شناسند و نیروهای شورشی و انقلابی زیادی را می‌توانند گرد هم آورند؛ پس تا الان واضح است که نویسندگان بازی در تلاش هستند چگونه ریشه‌های حشاشین‌ها را تعریف کنند: مدجای‌ها همان اساسین‌ها و The Order همان تمپلارها. نحوه روایت شکل‌گیری فرقه اساسین‌ها به زیبایی تمام در ریشه‌ها رخ می‌دهد و باید تبریکی گفت به نویسندگان بازی، اما نباید سمت مقابل آنها یعنی تمپلارها را فراموش کرد که از روایت شکل‌گیری ریشه‌ای خود در این نسخه از بازی غافل ماندند و آن‌چنان که به ریشه‌های اساسین‌ها پرداخته شد، به ریشه‌های تمپلارها پرداختی نشد؛ البته، داستان بازی خود به خود طبق دوره تاریخی که در آن پیگیری می‌شود، پیش از «حسن صباح» اتفاق می‌افتد و دست یوبی‌سافت را برای ساخت ریشه‌های دیگر و خلاصه سودآوری باز می‌گذارد؛ اما بازهم یادمان نرود، در دومین فرقه اساسین، در خانه‌ی عموی «اتزیو» اولین کسی که از «خنجر مخفی» (Hidden Blade) استفاده کرد، طبق دنیای داستانی سری، «داریوش» اولین کسی بود که از خنجر مخفی استفاده کرد (داریوش مورد بحث ما «داریوش بزرگ» شاه هخامنشی نیست و بلکه کسی است که طبق دنیای داستانی سری از خنجر مخفی استفاده کرده تا «خشایار اول» را به‌قتل برساند) و تا پیش از ریشه‌ها، در تقریبا تمامی نسخه‌های بازی اشاراتی به شخصیت‌های تاریخی و دوره‌هایی بسیار باستانی‌تر شده و اینکه الان ریشه‌ها در دوره حکومت «بطالسه» (Ptolemy) اتفاق می‌افتد و حکومت بطالسه بر یونان نیز از سال ۳۰۵ پیش از میلاد مسیح آغاز شد.

دوره حکومت بطالسه توسط «بطلمیوس» یکی از فرمانده‌های «اسکندر سوم مقدونی» در مصر شکل گرفت و مردم مصر به‌سختی حکمران‌های این حکومت را فرعون صدا می‌زدند و بیشتر آنها را شاه می‌خواندند که در ریشه‌ها نیز این مهم به‌خوبی مشهود است. یکی از فعالیت‌های فرعی در بازی نیز خرد و خاک‌شیر کردن مجسمه‌های شاه بطلمیوس است که در سرتاسر مصر می‌توانید آنها را ببینید، خرد کنید و XP بگیرید!

بازی Assassin's Creed Origins

ریشه‌ها برای روایت داستان خود و ماموریت‌های متعلق به آن (ماموریت‌های اصلی) سنگ تمام گذاشته و به‌شخص معتقدم دقت روایت تاریخی و وارد کردن داستان ساختگی بازی حسابی خوب درآمده و این مهم را علاوه بر روایت خوب و درست، مدیون شخصیت‌پردازی‌های خوب و روابط به‌جای شخصیت‌ها با یکدیگر است؛ چون رابطه‌ی آیا و کلئوپاترا که رابطه‌‌ی وفاداری یک‌طرفه از سوی آیاست. کلئوپاترا همان‌طور که تاریخ نوشته است در بازی نیز شخصیتی سبک‌سر و منفعت‌طلب است که در ریشه‌ها ادعا می‌کند می‌خواهد فرعونی شود که دوباره مصر را به اوج بازگرداند و همین مهم، باعث می‌شود نه‌تنها آیا، بلکه بسیاری دیگر نیز به او ملحق شوند و طبق دستورات و استراتژی‌های او پیش بروند.

با اینکه روایت داستان بازی بسیار خوب و به‌جا کار شده است، اما در اواسط کار دوباره فرمول تکراری سری AC است که به جانش می‌افتد و هم به پیشروی داستانی ضربه می‌زند و هم به تنوع در گیم‌پلی. بعد از اینکه یک به یک دور اول مزدوران The Order را از پا در می‌آورید، برای دور دوم چهار هدف دارید که با القاب «مارمولک»، «تمساح»، «کفتار» و «سوسک زمین‌کوب» شناخته می‌شوند.

در این بخش از روند بازی، داستان تقریبا از ۱۰۰ به صفر می‌رسد و اهداف جدیدی به شما داده می‌شود تا آنها را از پا دربیاورید بلکه کلئوپاترا بتواند جلوی بردارش که شاه است قد علم کند. این فرمول چیدن اهداف برای سلاخی شدن توسط شما از دومین AC وجود داشته و در AC Syndicate به اوج خود رسید. در Syndicate شما در نقش «جیکوب» و «ایوی فرای» دو قلو‌های تقصی بودید که می‌خواستید لندن را از تمپلارها پاک کنید! همین و بس! روایتی جز اینکه اهداف از پیش چیده شده را یک به یک سلاخی کنید وجود نداشت و این نکته درباره‌ی چهار هدف اشاره شده در ریشه‌ها نیز صدق می‌کند. گذشته از اینکه برای از پا درآوردن آن چهار هدف هیچ روایتی در نظر گرفته نشده، روند از پا درآوردن آنها نیز گاهی نامتوازن و گاهی مضحک است. ناسلامتی آنها همگی اعضای The Order هستند که دارند مصر و حتی یونان را به یغما می‌برند، بعد برای از پا درآوردن یکی فقط کافی‌ست خیلی راحت (بدون نیاز به مخفی‌کاری) وارد قلعه شوید، ببینید از میان کسانی که ماسک خدای «آنوبیس» (یکی از خدایان مصر باستان) را پوشیده‌اند کدام‌یک به‌صورتی زشت سرفه می‌کند و بروید پشت سرش، خنجر مخفی را در گردنش فرو کنید! او اگر شما را هم ببیند نه فرار می‌کند و نه نگهبانان را صدا می‌زند. برای از پا درآوردن دیگری نیز می‌بایست در طوفان شن، در کنار اهرام ثلاثه چندین بار بمیرید تا بتوانید او را از پا درآورید؛ هر چند این یک مورد جزو بهترین باس‌های بازی حساب می‌شود، اما با درنظر گرفتن توازن و تعادل در گیم‌پلی و پیش‌زمینه داستانی هر هدف، اوضاع می‌توانست بهتر از این نیز باشد.

مطلب مشابه ◄  افسانه‌ی گوزنِ شمالی | نقد و بررسی بازی Mooseman

ناگفته نماند که در کل هوش مصنوعی دشمنان در بازی نسبت به تمامی نسخه‌های گذشته جهش بسیار شگرفی داشته، اما این عدم توازن‌ها در جای‌جای بازی دیده می‌شود و پیشرفت کلی در هوش مصنوعی و تلاش برای بهبود این مهم در بازی کمی لطمه می‌بیند.

بازی Assassin's Creed Origins

ناگفته نماند، این‌جایی که از طریق Photo Mode بازی شکارش کردم، نوک فانوس دریایی شهر اسکندریه است.

چه کسی گفته بود مصر باستان جایی برای پارکور ندارد؟!

یکی از نگرانی‌های طرفداران بازی این بود که اگر روزی یک نسخه AC در مصر باستان ساخته بشود، آن‌وقت باتوجه به کمبود سازه‌های انسانی چگونه پارکور کنیم!؟ اساسین مصری هم منتشر شد و این نگرانی، هم برطرف شد و هم ساده‌سازی! یعنی الان دیگر لازم نیست (دسته اکس‌باکس را در نظر بگیرید) RT را هم حین پارکور بگیرید و گاهی اوقات بخواهید بالا و RT و A را باهم بگیرید و میان‌بر بزنید یا RT و B را بگیرید و آرام پایین بیایید؛ فقط A و بالا را می‌گیرید و بالا می‌روید و B و پایین را می‌گیرید و پایین می‌آیید. این‌که این ساده‌سازی مطلقا خوب است یا بد را هر کاربر طبق سلیقه خودش باید تصمیم بگیرد، اما من به‌شخص خیلی از این ساده‌سازی خوشم نیامد و به‌نظرم همان حداقل امکان پارکور با سبک و سیاقی خاص و گاهی با میانبر زدن را از مخاطب گرفته است.

ساده‌سازی مکانیک‌های پارکور فقط قسمتی از تغییرات و آیتم‌های جدید گیم‌پلی بازی است. ریشه‌ها اولین نسخه در سری است که رسما با گیم‌پلی و المان‌های نقش‌آفرینی ساخته شده؛ البته، نسخه‌های پیشین نیز المان‌های نقش‌آفرینی داشتند، اما نه به‌صورت رسمی! این مهم که گیم‌پلی یک بازی از ریشه و اساس نقش‌آفرینی محور باشد، به سازندگان اجازه می‌دهد مدت زمان مورد نظر برای به پایان رساندن داستان اصلی را بیشتر کنند و محتوای بیشتری برای درگیر کردن مخاطب خود در دنیای بازی جای دهند. برای به پایان رساندن داستان بازی و ماموریت‌های اصلی، شما تقریبا نزدیک به ۳۰ ساعت زمان نیاز دارید و حداقل سطح یا Levelی که با آن می‌توانید نبردی عادلانه با باس‌های پایانی بازی داشته باشید نیز سطح ۳۵ است. شما بعد از شروع بازی و بعد از به پایان رساندن چند ماموریت اصلی، برای ادامه کار نیاز دارید سطح خود را چندین پله بالاتر ببرید و برای این کار نیز باید در دنیای بازی کنکاش کنید و ماموریت‌های فرعی را پیگیر شوید.

تمامی ماموریت‌ها یا Questها (اصلی و فرعی) در بازی با علامت تعجب «!» روی نقشه نشان داده می‌شوند و تمامی مکان‌ها یا Locationها نیز با علامت سوال «؟». خوشبختانه بازی از حیث تنوع در انواع محیط‌ها و مکان‌ها عالی‌ست و از حیث تنوع در خطوط داستانی ماموریت‌های فرعی (ایده و بهانه برای پیگیری یک هدف و به انجام رساندن آن) نیز خوب است؛ اما ماموریت‌ها از حیث طراحی و روند پیشروی حسابی درگیر تکرار هستند. شما با یک فرد (NPC) صحبت می‌کنید، او به شما می‌گوید به جای دیگری بروید و چیزی را پیدا کنید یا فردی را بکشید، سپس برگردید و گزارش دهید یا محصول مورد نظر را تحویل و تمام! نزدیک ۹۰٪ ماموریت‌های فرعی بازی چنین روندی را روبه‌روی شما قرار می‌دهند تا آن را طی کنید؛ هر چه‌قدر هم که ایده و بهانه‌ی پیگیری یک Quest عالی باشد، مانند تصاویر زیر، روند مکانیکی توصیف شده تمام ذوق به‌وجود آمده در مخاطب را کور می‌کند.

چه چیزی می‌تواند از این جالب‌تر، غافلگیر کننده‌تر و نشان‌دهنده‌ی دنیای زنده‌ی یک بازی باشد!؟ به‌تازگی ماموریتی را به‌پایان رسانده‌اید و راه خود را به مقصد بعدی می‌روید که ناگهان دختری را می‌بینید لب پرتگاه ایستاده و می‌خواهد خودکشی کند! حال این وظیفه‌ی شماست تا جلوی خودکشی کردن او را بگیرید، با او صحبتی می‌کنید و راضی می‌شود پایین بیاید، اما در ادامه ذوق و شوق‌تان با روند مکانیکی ماموریت پرپر می‌شود که در بردن دختر به جایی و کشتن کفتارها در راه خلاصه می‌شود!

 

طبق معمول و رسم سری بازی‌های AC، به بالای Viewpoint رفته‌اید و بعد Sync کردن نقشه و Leap of Faith، یک پسربچه آن پایین ایستاده بود و پرش شما را تماشا می‌کرد، الان می‌گوید باید به من هم یاد بدهی مثل تو بپرم و به دوستانم نشان دهم! این ایده‌ها فوق‌العاده نیستند!؟ با این‌که این ماموریت یکی از متفاوت‌ترین ماموریت‌های بازی است، اما با روند مکانیکی و چیده شدن چند عمل کنار یکدیگر آن‌طور که باید و شاید به دل نمی‌نشیند… .

در کل انواع و اقسام ماموریت‌ها و مکان‌های بازی به‌شرح زیر است:

انواع ماموریت:

  • علامت تعجب با رنگ سفید: ماموریت‌های اصلی و فرعی همگی با این علامت در نقشه نشان داده می‌شوند.
  • علامت تعجب با رنگ آبی: ماموریت‌های زمان‌دار یا رویدادها (Events) که می‌بایست در مدت زمان محدودی انجام شوند با این علامت نشان داده می‌شوند.
  • علامت تعجب با رنگ سبز: ماموریت‌های ویژه (مانند ماموریت جدید اضافه شده به بازی که پاداش انجام دادن آن آیتم‌هایی از بازی «فاینال فانتزی ۱۵» است) با این رنگ نمایش داده می‌شوند که فعلا نیز مختص به ماموریت اشاره شده است تا ببینیم در به‌روز رسانی‌های بعدی چی آشی برای‌مان می‌پزند.
  • علامت تعجب با رنگ نارنجی: این ماموریت‌ها نیز ماموریت‌های تازه اضافه شده به بازی از طریق به‌روز رسانی هستند که فعلا تعداد آنها کم است و باید تا به‌روز رسانی‌های بعدی بازی منتظر ماند.
بازی Assassin's Creed Origins

سحر و جادو از این تصویر می‌بارد، درست نیست؟ چیزی که ریشه‌ها به‌عنوان یک بازی ذاتا RPG آن‌هم در مصر باستان کم دارد همین سحر، جادو، سرّ یا هر چیزی که صدایش می‌کنید، است. این تصویر نیز متعلق به رویداد یا ماموریت ویژه فاینال فانتزی است.

انواع مکان:

  • مکان‌های محافظت شده: این مکان‌ها کمپ‌ها و دژهایی مملو از نگهبان، راهزن و فرمانده‌های نظامی هستند که با از پا درآوردن فرمانده‌های این مکان‌ها و پیدا کردن گنج و غنیمت قرار داده شده، این مکان‌ها را به‌قولی فتح کرده و XP مورد نظر را دریافت می‌کنید.
  • محل گنج: در محل‌ها گنج‌هایی یا مخفی شده یا در اتاقی که ورود به آن ممنوع است و محافظت می‌شود قرار داده شده و انتظار اضافه شدن به Inventory شما را می‌کشد.
  • محل استقرار حیوانات: در محل‌ها حیوانات خاصی زندگی می‌کنند که معمولا یک رهبر دارند و با از پا در آوردن رهبرشان، XP مربوط به به انجام رساندن مکان مورد نظر را دریافت می‌کنید.
  • دایره‌های سنگی: از این مورد به بعد، اگر این مکان‌ها را کشف نکرده باشید با علامت سوال طلایی رنگ روی نقشه نمایان می‌شوند. دایره‌های سنگی یکی از Questهایی است که از اول بازی همراه شماست و شما با پیدا کردن آنها، قولی که به پسر خود داده‌اید را عملی می‌کنید و آن نیز جستجوی ستاره‌ها و افلاک است و جمع‌آوری سنگ‌های خاص در این دایره‌های سنگی.
  • مقبره‌ها: اگر Tomb Raiderهای جدید را بازی کرده باشید، مقبره‌ها در ریشه‌ها عملکردی شبیه به مقبره‌های دنیای «لارا کرافت» دارند. شما وارد مقبره‌ها می‌شوید، گنج و Lootها را به غارت می‌برید و با خواندن متن و حکاکی روی مقبره، یک امتیاز برای ارتقا قابلیت (Ability Point) به‌دست می‌آورید.
  • کمپ فیل‌ها: این کمپ‌ها که در بازی انگشت‌شمار هستند، شما را در زمینی بزرگ به جان فیل‌هایی که توسط انسان کنترل می‌شوند می‌اندازند و از پا در آوردن آنها Loot و XP حسابی برای‌تان خواهد داشت؛ البته ناگفته نماند که با بالاترین سطح در بازی که ۴۰ است نیز به نبرد با این فیل‌ها بروید، باز هم شکست دادن‌شان واقعا سخت و نفس‌گیر است.
  • محل‌های استراحت: این نوع مکان که در بازی Hermit Location نامیده می‌شود، محل‌های انتخاب شده توسط شخصیت‌های بزرگ و شناخته‌ شده‌ای است که آنها در این محل‌ها خلوط می‌کردند و از دیگران و شلوغی دور می‌شدند. با پیدا کردن و استراحتی کوتاه در این محل‌ها، یک Ability Point به‌راحتی تقدیم شما می‌شود؛ البته فقط یک بار می‌توانید Ability Point از این نوع Location بگیرید!

میزان XP دریافتی شما از هر مکان، بستگی به سطح و سرسختی نگهبانان یا دشمنان شما دارد.

 

ادامه در صفحه بعد

نکات مثبت

روایت داستانی عالی ریشه‌های فرقه اساسین با حضور به‌جای شخصیت‌های تاریخی
تنوع بسیار زیاد در انواع فعالیت (ماموریت، مکان، مسابقه و...)
نورپردازی و سایه‌زنی عالی
موسیقی متن و صداگذاری فوق‌العاده

نکات منفی

فرمول تکراری سلاخی یک به یک مزدوران
بلاتکلیفی سیستم مبارزه
کمبود تنوع در آیتم‌های Loot
کیفیت بافت بد و نامتوزان در اکثر مکان‌ها و طیف رنگی خاکستری غالب بر بازی

امتیاز کلی
 
گیم‌پلی
7.5

 
گرافیک
8.0

 
داستان
8.0

 
موسیقی و صداگذاری
9.0

امتیاز کلی
8.1

رای دهید
امتیاز کاربران
 
گیم‌پلی
7.3

 
گرافیک
7.9

 
داستان
8.1

 
موسیقی و صداگذاری
8.3

امتیاز کاربران
68تعداد رای
7.9

شما قبلا رای داده اید!

 

شما باید ورود برای ارسال نظر