فیلم و سینما
14 نظر

صدای انفجار مغز‌ها | ده فیلم علمی‌ تخیلی دهه گذشته که ذهن ما را به چالش کشیدند

توسط در2 ماه پیش
 

ژانر علمی‌تخیلی یکی از محبوب‌ترین ژانر‌ها چه در ادبیات و چه در سینما است و دلیل این محبوبیت به خاطر آن است که این ژانر بر خلاف دیگر ژانر‌ها بسیار گسترده است از سفر در زمان گرفته تا کاوش سیاراتی که هزاران سال نوری با ما فاصله دارند، از پیدا کردن آدم فضایی‌ها گرفته تا رفتن به ژرفای ذهن انسان، از یک آینده بسیار شوم گرفته تا پایان دنیا؛ ژانر علمی تخیلی تلاش می‌کند تا با طرح سوالات فلسفی به آینده بشر و عصاره‌ی وجودش نگاه کند و به همین علّت است که این ‌ژانرِ به‌خصوص پیچیده‎‌ترین روایت‌های سینمایی را دارد چون با تمام زرق و برق خود عمیق‌ترین نگاه را به وجود بشر دارد و تلاش می‌کند که جواب بسیاری از سؤالات را بدهد یا حتی سؤالات جدیدی را برای ما طرح کند و نگاهی به جایگاه ما در جهان هستی بیاندازد.

با توجه به علاقه نگارنده به این ژانر و این مسئله که ژانر علمی تخیلی در ده سال گذشته یکی از بهترین دهه‌ها را داشته است، تصمیم گرفتم که لیستی از بهترین فیلم‌های علمی‌تخیلی که باعث به چالش کشیدن ذهن ما شدند را تهیه کنم. البته باید بدانید که این لیست نظرات شخصی بنده است و ممکن است فیلم‌هایی که شما به آن علاقه دارید در این لیست حضور نداشته باشند. با این‌که این لیست ده فیلم علمی‌تخیلی دهه گذشته را بررسی می‌کند اما این بدان معنا نیست که به طور مثال شماره سه با شماره هفت تفاوتی داشته باشد. نکته دیگر این است که ممکن است فیلم‌هایی در این لیست ببینید که شاید تا به‌حال اسم‌ آن‌ها را نشنیده باشید پس تا جایی که می‌توانم از اسپویل‌کردن در این لیست خودداری می‌کنم. پس در ادامه با دنیای بازی همراه باشید تا با این ده فیلم علمی‌تخیلی آشنا شویم.

صدای انفجار مغز‌ها | ده فیلم علمی‌ تخیلی دهه گذشته که ذهن ما را به چالش کشیدند - دنیای بازی

۱۰ – Arrival

فیلم Arrival جزء آن دسته فیلم‌هایی است که از همان زمان که اکران شد همه‌ی طرفداران ژانر علمی‌تخیلی می‌دانستند که این اثر به یک فیلم کلاسیک در این ژانر تبدیل خواهد شد. این اتفاق افتاد و ما یکی از بهترین فیلم‌های علمی‌تخیلی دهه گذشته را تجربه کردیم. این فیلم که توسط «دنی ولنوو» (Denis Villeneuve)، کارگردان آثاری  همچون Sicaro و Prisoners، کارگردانی شده است؛ روایتگر ورود بیگانگان به سیاره‌ی ما است اما این بار بیگانگان موجوداتی وحشی و خون‌خوار نیستند. یکی از نکات بسیار مثبت این فیلم شخصیت اصلی این فیلم یعنی دکتر «لویس بنکس» (Louis Banks) با بازی «ایمی آدامز» (Amy Adams) است که یک زبان‌شناس است و باید راهی را برای ارتباط با این بیگانگان پیدا کند. لویس یک شخصیت کاملاً چند بعدی است و تا حد زیادی نماینده بشریت است و مخاطبان را با خود در این مسیر همراه می‌کند.

فیلم  Arrival نگاهی کاملاً غیر کلیشه‌ای به این سوال که اگر آدم فضایی‌ها به زمین بیایند ما چه می‌کنیم دارد و این باعث می‌شود که این فیلم یک فیلم‌ کاملاً منحصر به فرد باشد. نگاه این فیلم نگاهی کاملاً فلسفی و منطقی است؛ اگر آن‌ها به زمین بیایند ما اول سعی می‌کنیم با آن‌ها ارتباط زبانی پیدا کنیم. این فیلم زبان گفتاریِ بشر را از کلماتی که روزانه برای پیش‌بردن کارمان یا ارتباط با نزدیکانمان استفاده می‌کنیم، بالاتر می‌بیند و به وحدت در لسان می‌پردازد. همچنین این فیلم نگاهی بی‌نظیر نسبت به بُعد زمان و مکان دارد و زمان را نیز به عنوان یک حلقه می‌بیند که در آن گذشته و آینده مفهومی ندارند و ما فقط در زمان حال زندگی می‌کنیم. این نکته که این فیلم توانسته است داستانی را که بارها و بارها روایت شده را به شکلی کاملاً متفاوت به مخاطب عرضه کند باعث شده که این فیلم به یک فیلم کلاسیک در ژانر علمی تخیلی تبدیل شود.

۹ – Predestination

ممکن است تا به حال اسم این فیلم را هم نشنیده باشید که جای تأسف دارد چون Predestination جزو فیلم‌هایی است که باید در تمام لیست‌های سینمایی به عنوان یکی از برترین فیلم‌های علمی تخیلی شناخته شود. اما متأسفانه به علت مستقل‌بودن این فیلم و نبود ستارگان هالیوودی آن‌قدر که باید دیده نشد. این فیلم را می‌توان یک فیلم نوآر پلیسی در نظر گرفت اما با یک تفاوت بزرگ که نقش اصلی فیلم یک مأمور پلیس است که در زمان سفر می‌کند تا یک بمب‌گذارِ خطرناک را دستگیر کند، البته داستان این فیلم خیلی پیچیده‌تر از این است. یکی از نکات مثبت این فیلم حضور «ایتان هاوک» (Ethan Hawke) در نقش اصلی است اما مهم‌تر از آن بازی بی‌نظیر «سارا اسنوک» (Sarah Snook)، هنرپیشه استرالیایی، در نقش زن مرموزی است که داستان زندگی‌اش را برای «هاوک» روایت می‌کند.

این فیلم از نظر ساختار جزء یکی از خوش‌ساخت‌ترین فیلم‌‌های مستقل است هم از نظر فیلمبرداری، هم از نظر کارگردانی و می‌توان Predestination را جزء منحصر به فردترین فیلم‌هایی دانست که در مورد سفر در زمان ساخته شده است. این فیلم یکی از بهترین استفاده‌ها را از موضوع سفر در زمان دارد و با بسیاری از فیلم‌های دیگر متفاوت است. یکی دیگر از نکات مثبت این فیلم دنیا سازی فیلم است، دنیا سازی این فیلم آن‌قدر قوی است که ما از همان لحظه که فیلم آغاز می‌شود این دنیا را باور می‌کنیم. فیلم Predestination با توجه به موضوع خود می‌توانست یک فیلم بی‌مغز اکشن باشد اما این فیلم از مفهوم سفر در زمان به عنوان دریچه‌ای برای طرح سؤالاتی مانند هویت و عشق و جایی که آن‌ها در وجود انسان دارند، استفاده می‌کند. این فیلم روایت بسیار پیچیده‌ای دارد که مخاطب را با خود تا پایان فیلم همراه می‌سازد ( البته اکثر فیلم‌های این لیست داستان‌های بسیار پیچیده‌ای دارند). Predestination همچنین یک فیلم بسیار عاطفی است.

۸ – Moon

فیلم Moon هم مثل دیگر فیلم‌های این لیست آن‌قدر که باید مورد استقبال قرار نگرفت. این فیلم که اولین ساخته «دانکن جونز» است و باعث شد او به عنوان یکی از بهترین کارگردانان جوان شناخته شود. این فیلم داستان فضانوردی به نام «سم بل» (Sam Bell) با بازی «سم راک‌وِل» (Sam Rockwell) را روایت می‌کند که در شرف پایان مأموریت سه ساله‌اش روی ماه است، اما پس یک حادثه همه‌چیز برای او عوض می‌شود و او حقیقت‌هایی را کشف می‌کند که دنیای او را عوض می‌کند.

فیلم Moon یک فیلم بسیار فلسفی است و موضوع اصلی‌اش راجب به هویت و جایگاه انسان در جهان هستی است یک فیلم با این موضوع هیچ سکانس اکشنی ندارد، اما از هزاران فیلم اکشن جذاب‌تر و گیراتر است. یکی از نکاتی که این فیلم را از فیلم‌های دیگر این لیست متفاوت می‌سازد این است که بیشتر وزن این فیلم به طور کامل بر دوش «سم راک‌وِل» است که یکی از بهترین بازی‌های دوران بازیگری‌اش را در این فیلم ارائه می‌دهد. دیگر نکته مثبت این فیلم کارگردانی بی نظیر «دانکن جونز» است که با توجه به این‌که این فیلم اولین فیلم بلند این کارگردان بوده، او توانسته یک فیلم بی‌نقص را بسازد. تمام فیلم‌های این لیست فیلم‌های شخصیت محور هستند اما بدون اغراق می‌توان گفت که به خاطر طبیعت این فیلم، بیشتر وزن فیلم فقط بر روی یک شخصیت است این فیلم بهترین فیلم شخصیت محور موجود در این لیست است.

۷ – Looper

تعداد فیلم‌هایی که در مورد سفر در زمان ساخته شده‌اند بسیار زیاد هستند و می‌توان گفت فیلم‌هایی که راجب به این موضوع هستند تا حدودی کلیشه‌ای شده‌اند اما می‌توان بدون اغراق گفت که فیلم Looper یکی از متفاوت‌ترین فیلم‌ها در مورد سفر در زمان است. این فیلم که توسط «رایان جانسون» کارگردانی شده است، راجب به آینده‌ای است که در آن سفر در زمان وجود دارد اما تنها برای مافیا و هیتمن‌هایشان. ما در این فیلم «جو» (Joe) را با بازی «جوزف گوردن لویت» (Joseph Gordon-Levitt) دنبال می‌کنیم که پس از این‌که نمی‌تواند نفس آینده‌ی خود را بکشد وارد ماجرای بسیار پیچیده‌ای می‌شود.

فیلم Looper یکی از متفاوت‌ترین و اورجینال‌ترین فیلم‌های دهه گذشته است. استفاده‌ای که این فیلم از سفر در زمان کرده شاید در هیچ فیلم دیگری وجود نداشته باشد و این یکی از نکات مهم و مثبت این فیلم است. شاید بتوان گفت که ستاره‌ی اصلی این فیلم «رایان جانسون» است که توانسته تمام ایده‌های تازه و متفاوت خود را به بهترین شکل ممکن در این فیلم پیاده کند و یک فیلم کاملاً منحصر به فرد را به مخاطبان سینما ارائه دهد. گفتنی است که «رایان جانسون» کارگردان قسمت هشتم فیلم «جنگ ستارگان» نیز هست. پس باید انتظار داشته باشیم تا یکی از متفاوت‌ترین فیلم‌های سری جنگ ستارگان را ببینیم.

۶ – Source Code

فیلم Source Code دومین ساخته «دانکن جونز» و دومین فیلم او در این لیست است. این فیلم داستان یک خلبان هلیکوپتر به نام «کولتر استیونز» (Colter Stevens) با بازی «جیک جیلنهال» (Jake Gyllenhaal) را روایت می‌کند که پس از این که در بدن فرد دیگری بیدار می‌شود متوجه می‌شود که او قسمتی از پروژه‌ی دولت است که می‌خواهد بمب‌گذاری را که یک قطار را منفجر کرده قبل از این که این کار را بکند دستگیر کنند. چیزی که این داستان را پیچیده‌تر می‌کند این است که او فقط هشت دقیقه فرصت دارد که این بمب‌گذار را متوقف کند و هر بار که در انجام این کار شکست بخورد این هشت دقیقه دوباره از نو آغاز می‌شود.

مطلب مشابه ◄  شبحی از یک شاهکار | نقد فیلم «شبحی در پوسته» و بررسی دلایل شکست آن

نگاهی که این فیلم به مسئله‌ی تروریسم دارد، یک نگاه بسیار متفاوت و اورجینال است. شخصیت اصلی این فیلم یعنی «کولتر استیونز» در شرایطی قرار دارد که هیچ راه فراری برای او وجود ندارد و باید هر آنچه که دولت به او می‌گوید را انجام دهد. یکی دیگر از نکات بسیار مثبت این فیلم این است که مأموران دولت که می‌خواهند از این حمله‌ی تروریستی جلوگیری کنند خود به هیچ وجه انسان‌های بی‌نقصی نیستند و همه شخصیت‌های خاکستری‌ای دارند نکته دیگری که این فیلم را از بقیه فیلم‌ها متمایز می‌کند استفاده‌ی فوق‌العاده از نو آغاز کردن زمان است که باعث می‌شود تعلیق این فیلم هر بار بیشتر شود و هر بار که «کولتر» شکست می‌خورد تماشاگران نیز با او هم دردی کنند.

۵ – Snowpiercer

اولین فیلم انگلیسی‌زبان «بونگ‌جون‌هو» (Bong Joon-ho)، کارگردان صاحب‌نام کره‌ای، یکی از غافل‌گیری‌های سال ۲۰۱۴ بود. هیچ کس فکر نمی‌کرد این فیلم بتواند آن‌قدر فیلم متفاوت و بی‌نظیری باشد، داستان این فیلم یک داستان پساآخرالزمانی است که درباره یک قطار است که باقی‌مانده‌ی نسل بشر را در خود جا داده است اما در این قطار حقوق افراد ضعیف پایمال می‌شود و از آن‌ها به عنوان برده و کارگر استفاده می‌شود. در این حین «کورتیس» (Curtis) با بازی «کریس ایوانز» (Chris Evans) که از این وضعیت به تنگ آمده تصمیم می‌گیرد که با یک انقلاب کنترل قطار را بدست بگیرد و آینده نسل بشر را تضمین کند.

شاید فیلم‌ Snowpiercer سیاسی‌ترین و فلسفی‌ترین فیلم این لیست باشد، نگاهی که این فیلم به اختلاف‌طبقاتی و همچنین طبیعت وحشی انسان دارد شاید در هیچ فیلم دیگری دیده نشده باشد. شاید مهم‌ترین نکته که این فیلم را از سایر فیلم‌های پساآخرالزمانی متمایز می‌سازد سبک فیلم‌سازی «جون‌هو» است و این به کره‌ای بودن او بر می‌گردد. این فیلم با این که یک فیلم‌ آمریکایی است اما هیچ‌کدام از اتفاقات معمولی که در فیلم‌های هالیوودی می‌افتد را در خود ندارد و می‌توان گفت که این فیلم در واقع یک فیلم کره‌ای است. این فیلم به هیچ وجه از قوانین فیلم‌سازی سنتی پیروی نمی‌کند و هیچ‌کدام از شخصیت‌ها بی‌نقص نیستند و حتی ممکن است جای شخصیت‌های مثبت و منفی عوض شود. یکی از نکات منحصر به فرد این فیلم سفر شخصیت‌های اصلی از انتهای قطار به ابتدای آن و تفاوت هر کوپه با کوپه‌ی دیگر است که تا حدی شبیه بازی‌های ویدیویی است و مرحله به مرحله جلو می‌روند. دیگر نکته‌ای که این فیلم را متفاوت می‌سازد، شخصیت‌های عجیب و غریب این فیلم هستند که باعث می‌شوند این فیلم تبدیل به یک فیلم سورئال‌ و غیرمتعارف تبدیل شود.

۴ – Interstellar

فیلم Interstellar شاید اختلاف بر انگیزترین فیلم «کریستوفر نولان» باشد خیلی‌ها این فیلم را دوست دارند و خیلی‌ها از این فیلم متنفر هستند. داستان این فیلم که تا حدی آخرالزمانی است راجب به آینده‌ای است که سیاره زمین دیگر مکانی برای زندگی بشر نیست پس از این یک کرم‌چاله در منظومه‌ی شمسی ظاهر می‌شود، ناسا تصمیم می‌گیرد تا تیمی را به فضا بفرستد تا از این کرم‌چاله عبور کنند و سیاره جدیدی را که بتواند خانه‌ جدید بشر باشد پیدا کنند. رهبر این تیم یعنی «کوپر» (Cooper) با بازی «متیو مک‌کانهی» (Matthew McConaughey) باید از خانوده‌اش بگذرد تا بتواند این سیاره جدید را پیدا کند.

همان‌طور در بالا نیز به آن اشاره کردم شاید این فیلم اختلاف برانگیز‌ترین فیلم نولان باشد و این مسئله به این خاطر است که او در ساخت Interstellar بسیار جاه‌طلبانه عمل کرده‌است. یک نکته این فیلم که همه با آن اتفاق نظر دارند، بی‌نظیر بودن Interstellar از نظر بصری است و بدون هیچ اغراقی می‌توان گفت که این زیباترین فیلم نولان است. نکته دیگری که این فیلم نولان را از بقیه‌ فیلم‌هایش مجزا می‌کند این است که این فیلم احساسی‌ترین و عاطفی‌ترین فیلم او است و در نهایت با تمام جلوه‌های ویژه‌ی خیره کننده‌ای که این فیلم دارد در مورد رابطه‌ی یک پدر و دختر است. بزرگترین مضمون این فیلم راجب به عشق و قدرت آن است. نولان مثل فیلم‌های دیگرش ریسک بزرگی کرده اما تفاوت اصلی این ریسک او با ریسک‌های قبلی‌اش این است که همه فکر نمی‌کنند این ریسک آنقدر که باید و شاید جواب داده باشد (که البته این تفکر آن‌ها کاملاً اشتباه است).

۳ – Coherence

فیلم Coherence هم مانند فیلم Predestination جزو فیلم‌هایی است که افراد زیادی نام آن را نشنیده‌اند اما جزء یکی از بهترین فیلم‌‌ها در ژانر عملی‌تخیلی است. این فیلم داستان تعدادی دوست را تعریف می‌کند که برای یک مهمانی شام در کنار هم جمع شده‌اند اما پس از این‌که یک ستاره‌ی دنباله‌دار از بالای خانه‌ی آن‌ها عبور می‌کند، آن‌ها با اتفاقات عجیبی مواجه می‌شوند که بیشتر شبیه به یک کابوس است تا واقعیت.

این فیلم کم‌خرج‌ترین فیلم موجود در این لیست است، با این وجود فیلم Coherence یکی از بهترین و پیچیده‌ترین داستان‌های علمی‌تخیلی را دارد. این فیلم هم مانند Moon در یک لوکیشن اتفاق می‌افتد اما نکته‌ای که این فیلم را نسبت به فیلم‌های دیگر این لیست متمایز می‌سازد، این است که کل این فیلم در یک خانه و سر میز شام اتفاق می‌افتد و با این‌که یک لوکیشن کوچک دارد اما داستان بسیار  بزرگی درباره جهان‎های‌موازی دارد. داستان این فیلم ‌آنقدر پیچیده است که به هیچ وجه نمی‌شود بدون اسپویل‌کردن درباره‌ی فیلم توضیح داد. این فیلم به اندازه‌ی فیلم‌های دیگر لیست، شخصیت محور نیست و بیشترِ تمرکز خود را روی اتفاقاتی که در پیرامون این افراد اتفاق می‌افتد می‌گذارد و این باعث می‌شود تعلیق این فیلم بسیار بیشتر از آن‌چیزی که فکر می‌کنیم بشود. این فیلم همچنین نشان می‌دهد تا وقتی که فیلم‌نامه و داستان یک فیلم فوق‌العاده باشند اندازه و بودجه‌ی فیلم آن‌قدرها هم اهمیتی ندارند.

۲ – District 9

شاید فیلم District 9 به اندازه دیگر فیلم‌های این لیست داستان پیچیده‌ای نداشته باشد، اما بدون شک یکی از بهترین فیلم‌های علمی‌تخیلی دهه‌ی اَخیر محسوب می‌شود. این فیلم راجب به بیگانگانی است که نه برای کمک یا از بین بردن زمین، بلکه برای پیدا کردن مکانی برای زندگی در آن به زمین می‌آیند اما بر خلاف انتظارشان انسان‌ها به بدترین نوع ممکن با این موجودات نگون‌بخت رفتار می‌کنند. شخصیت اصلی این فیلم یک مأمور دولت آفریقای‌جنوبی با بازی «شارلتو کوپلی» (Sharlto Copley) به یکی از زاغه‌هایی که این  بیگانگان در آن زندگی می‌کنند می‌رود و با حقایقی وحشتناکی روبه‌رو می‌شود که به هیچ وجه انتظارشان را ندارد.

علّت اصلی این‌که این فیلم این‌قدر مورد استقبال قرار گرفت، شاید به این دلیل بود که فرمول همیشگی انسان‌ها خوبند و بیگانگان بدند را دور سر خود چرخاند. در این فیلم انسان‌ها هستند که نقش منفی را ایفا می‌کند و این بیگانگان را مورد آزار قرار می‌دهند. این فیلم که توسط «نیل بلومکمپ» که اهل آفریقای‌جنوبی است ساخته شده است، شباهت زیادی با اتفاقات تاریخی که در این کشور توسط رژیم آپارتاید انجام شده دارد، تبعیضی که علیه این بیگانگان قرار می‎‌گیرد شباهت زیادی به آزار سیاهپوستان در زمان رژیم آپارتاید دارد و نشان می‌دهد که طبیعت خشن انسان هیچ‌وقت عوض نمی‌شود.

۱ – Inception

هفتمین ساخته‌ی «کریستوفر نولان» یعنی Inception اورجینال‌ترین فیلم بلاک‌باستر قرن بیستم یکم و شاید بهترین فیلم علمی‌تخیلی دهه‌ی گذشته باشد. خیلی‌ها این فیلم را بهترین فیلم کریستوفر نولان می‌دانند، این فیلم روایتگر داستان «دام کاب» ( Dom Cobb) با بازی «لئوناردو دیکاپریو» ( Leonardo Dicaprio) است. او یک سارق است اما نه یک سارق معمولی، بلکه او سارق رویا‌هاست و با وارد شدن در ضمیر ناخودآگاه افراد بزرگترین اسرار آن‌ها می‌دزدد.

می‌توان گفت که این فیلم یک فیلم مستقل پر هزینه است، چون ساختارش کاملاً ساختار یک فیلم مستقل را دارد. کاری که نولان توانسته با این فیلم بکند شاید هیچ کارگردان دیگری قادر به انجام آن نباشد. همان‌طور می‌دانید نولان حدود ده سال را صرف نگارش فیلمنامه این فیلم کرده است و این مسئله خود را در تمام فیلم نشان می‌دهد. بازی‌های فوق‌العاده، کارگردانی بی‌نظیر، فیلمبرداری، تدوین و موسیقیِ متن عالی این فیلم و همچنین داستان پیچیده‌ای که از همان دقیقه اول مخاطب را با خود همراه می‌کند. این فیلم یکی از بزرگترین ریسک‌های نولان بود و در نهایت این ریسک باعث شد که ما شاهد یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینما باشیم. اما متأسفانه آکادمی اسکار آنقدر که باید به این فیلم بها نداند و نولان حتی برای یهترین کارگردانی نیز نامزد نشد که جای تعجب و تأسف دارد و چه کسی می‌تواند پایان بی نظیر این فیلم را فراموش کند که هنوز با این‌که هفت سال از اکران این فیلم می‌گذرد هنوز مورد بحث است.

 
  • ۱۳۹۶/۰۵/۱۸ در زمان ۲۲:۳۹:۱۷

    انتخاب های جالبی بود ;) .
    به عنوان کسی که همه ی این فیلم ها رو دیده از این که بعضی فیلم های نا شناخته تر رو در لیست قرار دادید خیلی خوشم اومد ( Snowpiercer و Predestination واقعا فیلم های خوبی هستن که دیده نشدن ).
    هر چند جای بعضی فیلم ها مثل martian و cloud atlas و چند تا دیگه خالیه .

    ۰۰

  • ۱۳۹۶/۰۵/۱۸ در زمان ۲۳:۱۴:۵۷

    چقدر با این لیست موافقید؟ چنتا از فیلمایی که شما اونارو دوست دارید تو این لیست هست؟ و لیست شما شامل چه فیلمایی میشه نظراتتون رو تو بخش کامنت‌ها بنویسید

    ۱۰

  • ۱۳۹۶/۰۵/۱۹ در زمان ۱۰:۴۹:۵۴

    سلام
    موضوع و عناوین مقاله خیلی خوب بود
    امید به مقاله ها ، بحث ها و مشارکت در این باب
    لیست خیلی خوبه و حرفی درش نیست ولی به شخصه با Predestination نتونستم ارتباط برقرار کنم
    چند عنوان از قلم افتاده جناب نصیری که می تونه تو لیست جا بشه ، بعضی از این عناوین در دو یا چند ژانر مشترکن ، فروش کمی داشتن یا امتیازات پایینی گرفتن ولی ایده فیلم خوب بوده . به جای تمر کز روی نواقص فیلم میشه فقط رو ایده مثبت فیلم تمرکز کرد و با مد نظر نگرفتن کاستی ها فقط از ایده لذت برد.
    ترتیب عناوین بر حسب اولویت نیست :
    ۱. alien prometheus: ریدلی اسکات با ایده ما (( که هستیم ؟ چه هدفی داریم و به کجا می رویم ؟ )) سری alien رو دوباره زنده کرد . کمی از ژانر ترس و بقا (فقط کمی ) فاصله گرفت و با ترکیب این ایده بنیادی فیلم آغازی خیلی خوب پیدا می کنه .
    ۲. alien covenant : ادامه پرومتوس ، با خلاقیت کمتر و بازی فوق العاده (( مایکل فاسابندر - Michael Fassbender))
    ۳. ex machina : اگر اشتباه نکنم یک مقاله به قلم دوستان در باره این فیلم در این سایت نوشته شد ه . موضوع درباره هوش مصنوعی ، تنهایی ، ارتباط و قدرت اختیاره . به مقاله حتما مراجعه کنید .
    ۴. west world : یک سریال متفاوت باز هم در باب هوش مصنوعی ( مقاله در سایت به قلم بچه ها نوشته شده ) برگرفته از فیلمی به همین نام در سال ۱۹۷۳ با بازی یول براینر :13:
    ۵. chappie : از کارهای neill blomkamp ، این هم در باب هوش مصنوعیه
    ۶. lucy : می تونست خیلی بهتر از این باشه ولی باز هم خوبه . موضوع در رابطه حد قدرت و اخنیار انسانه
    ۷. edge of tomorrow: بر گرفته از مانگا یی به همین اسم . ایده حلقه های زمانی
    ۸. trenscendence : با ایده پشت سر گذاشتن محدودیت های انسانی برای دست یافتن به تفکر بالا
    ۹. mr.nobody : با بازی Jared Leto . درباره آخرین انسان فانی و خاطراتش
    ۱۰. A.I. Artificial Intelligence : با ایده اختیار ، هوش مصنوعی و عشق از اسپیلبرگ
    ۱۱. Minority Report : با ایده پیشگیری از جرائم بوسیله پیش بینی آینده . فیلمی از اسپیلبرگ با بازی های زیبای تام کروز و کالین فارل .
    ۱۲. splice : ترکیبی از ایده فیلم alien و Predestination
    ۱۳.Equilibrium : از کار های خوبه کریستین بل
    ۱۴. ۲۸ Days Later : ایده اولیه walking dead از این فیلم گرفته شده
    ۱۵. Planet of the Apes : با ایده زیر سوال بردن برتری انسان
    توضیحات برای فیلم ها کوتاه داده شد تا لیست شلوغ نشه
    امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره

    ۱۰

  • ★★★
    ۱۳۹۶/۰۵/۲۰ در زمان ۰۲:۴۲:۴۷

    coherence و Snowpiecer اصلا و ابدا لایق بودن در چنین لیستی نیستند و جای خالی آثار فوق‌العاده‌ی دیگری نیز بسیار احساس می‌شود. دوستان نام چندتا از این آثار را در کامنت‌ها آورده‌اند.
    انسجام یه فیلم ضعیف، با بازیای بد، پلات آب‌بندی شده با پایان‌بندنی بسیار افتضاح بود.
    اسنوپیسر هم با وجود تیم سازنده بسیار قویش، بونگ جون هو کارگردان و پارک چان ووک تهیه‌کننده که هر دو از بهترین کارگردانان حال حاضر سینمای قوی کره‌جنوبی نیز هستند، اصلا و ابدا نتوانست در حد انتظارات ظاهر بشه. داستان پتانسیل‌های بالایی داشت، ولی روایت بد و مضمون‌گرایی ضعیف فیلم و پرداخت بد به موضوعات عمیقی که نویسنده و کارگردان قصد صحبت کردن از آنها را داشتند در نهایت این اثر را به فیلمی بدل ساخت که نه توانایی سرگرمی‌سازی دارد، نه توانایی بیان کردن قدرتمند و تاثیرگذار حرف‌هایی که در دل خود دارد و صرفا دو ساعت سفر از این ترن به آن ترن با کلی صحنه مثلا عمیق و مثلا هیجان‌انگیز است.

    ۰۱

  • ۱۳۹۶/۰۵/۲۰ در زمان ۱۶:۰۵:۰۷

    مرسی بابت لیستتون , بنظر من شماره یک این لیست Interstellar هست.
    و اینکه فیلم The Prestigeرو هم از قلم انداختید.

    ۰۰

  • ۱۳۹۶/۰۵/۲۰ در زمان ۱۶:۱۸:۲۱

    من به شخصه فیلمای Her و I Robot رو دوس داشتم. فیلمای چالش برانگیزی نبودن. به نظرم تو این زمینه و چالش برانگیز بودن فیلم Inception و البته District 9 معرکه بودن. البته A.I. اسپیلبرگ هم عالی بود

    ۰۰

  • ۱۳۹۶/۰۵/۲۳ در زمان ۰۰:۴۰:۳۸

    من متاسفانه با Arrival مشکل دارم. اصلا نفهمیدم این فیلم چرا اینقدر معروف شده. پایان فیلم پر از سؤال های بی پاسخه. اینا اینهمه راه آمدن تا به انسان چیزیو یاد بدن که چند هزار سال دیگه بیان از انسان ها کمک بگیرن؟ خوب تو این چند هزار سال خودتون راه حل پیدا میکردین!
    :26:
    تمام بار فیلم رو زبان بود و اینکه زبان میتونه مفهوم زمان رو تغییر بده؟ مگی الکیه؟ رو چه حسابی؟ متاسفانه ایده های مطرح شده در فیلم فقط مطرح شدن و پرداخته نشدن. به نظرم اصلا لایق چنین شهرتی نبود. البته اگر کسی میدونه، به منم بگه توجیه بشم.

    ۱۰

شما باید ورود برای ارسال نظر