چه بلایی بر سر «جلد» بازی‌ها آمده‌ است؟ (قسمت اول)
توسط Samsara در ۲۹ مهر ۱۳۹۶

علی جان من بچه ها رو دوست داشتم از جمله خودت و یکی دو نفر دیگه که خیلی هم فاز بودیم. متاسفانه همه چیز این جا و همزمان در زندگیم دچار تغییر شد. اون علیرضا اگه اشتباه نکنم چه قدر دلم برای خودش و نوشته هاش تنگ شده، ای کاش توی تلگرام دست کم به هم وصل میشدیم که ارتباط از بین نره. دوست داستی یه راه دسترسی غیر از سایت بده. گمت نکنیم مثل برخی دوستان خصوصا مهران و علیرضا و یکی دیگه بود دست به قلم بود یادمه یه بار داشتیم از آخرین ما صحبت می کردیم و می گفت من دوست داشتم فلان دیالوگ ها براشون نوشته میشد برای پایان بندی، قلم و احساسش رو دوست داشتم. یه کانال بچه ها داشتن ولی من نمی تونستم باهاشون هم کلام بشم به خاطر اختلاف نسل و .... اینه که به کل دور شدم. خارج از اون کانال ها با هم ارتباط داشته باشیم پایه هستم به خدا، آهان پارسا و اسم کاربری سایکومنتیس فکر می کنم بودن که هم کلام شدن باهاشون گاهی لذت بخش بود. من هم بهزاد هستم.

چه بلایی بر سر «جلد» بازی‌ها آمده‌ است؟ (قسمت اول)
توسط Samsara در ۲۶ مهر ۱۳۹۶

دروووود رفیق پر احساس و خوش ذوق. سپاس از مطلبت. من دیگه اون قدر درگیر زندگی شدم و همین جور دارم فرو میرم که کمتر می تونم توی این سایت ها و فضای مجازی فعالیت کنم. نمی دونم من رو یادت هست یا نه. ولی حال کردم به این موضوع چنین نگاهی داشتی که صد البته به نظر من درست هست، تغییر دادن ذایقه مردم به ساده پسندی و سطحی نگری، یادم میاد خیلی پیش ترها در مورد مقایسه گیم پلی بازی ها هم گفتگوهایی بین دوستان میشد پیرامون این که: " دشواری و چالش برانگیز بودن عناوین در گذشته به گونه ای بود که هر عنوانی مخاطبین خاص خود را داشت مهارت های فکری و ذهنی مخاطبینش رو به کار می گرفت، اما عناوین روز به گونه ای طراحی شدند که همه عناوین قابل بازی برای همه اقشار باشند. " سینمای هالیوود از " دی سی " و " مارول " انباشته شده. در هر دوی این ها به شکل بی رحمانه ای خلاقیت و نوآوری در حال کمرنگ شدن هست، و آرام آرام هنر دیگر در این آثار فاقد اهمیت میشود و فقط بحث تجارت تنها بحث موجود در این آثار خواهد بود. در این حالت، این دو تجارت نیازمند مخاطبینی سطحی، کم سواد، بی دغدغه، فاقد قدرت تحلیل، فقیر در اندیشه و نگاه هستن. پس باید ذایقه تغییر کند و در این مسیر منتقدان هم کم کم همراه این موج می شوند و کسانی که خلاف موج حرکت می کنند آن قدر انگشت شمار میشوند که نه صدایشان شنیده و نه اندیشه شان ترویج میشود.

رسیدن به تاج و تخت بهایی دارد | پرونده‌ای بر فصل هفتم سریال Game of Thrones
توسط Samsara در ۲۱ شهریور ۱۳۹۶

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما چند نفر گرامی. خیلی سریع و خلاصه نظراتم رو بیان می کنم: ۱- شما هیچ کدام نقد به معنای درست نمی کنید ولی در نقاطی به آن استاندارد نزدیک میشوید، موضوعی که همکار عزیزتون جناب گروسیان در نوشته های خود به آن حتی نزدیک هم نمیشود و قبول هم نمی کند که اشتباه می کند. ۲- جناب گروسیان شما که نویسنده ها را بی عرضه می دانید، آثار فاخر خود در مقیاس بین المللی رو لطف کنید معرفی کنید که با استاندارد نویسندگی آشنا شویم و تفاوت نویسنده با عرضه و بی عرضه رو درک کنیم، شما که توان نوشتن نقد هم ندارید چطور توان نویسنده های سریال را زیر سوال میبرید؟!!! ۳- با اشاره همگی شما نسبت به فرمول غافلگیری سریال موافقم تا حدی. ۴- جناب گروسیان اچ بی او بازی را تعریف کنید تا از سطح بالای دانش شما بهره مند شویم، تا به حال ندیده بودم در محفل های حرفه ای، شخصی این قدر تخصصی از واژه ها استفاده کند.

آزمون و خطای آقای خاص | نقد و بررسی فیلم ساعت پنج عصر
توسط Samsara در ۱۴ شهریور ۱۳۹۶

با سلام خدمت شما. فیلم به نظرم فیلم خوبی هست و تکامل و حرکت مدیری از سریال های تلویزیونی به سینما کاملا مشخص هست چه در شکل کارگردانی و چه در فرم شوخی ها و طنزی که از اون شکل عامه پسند به فرمی شیک و تمیزتر رسیده... پایان بندی رو دوست داشتم. سیامک انصاری بازیگری که هیچ وقت بازیگر نبوده و نیست. در تمام فیلم فکر می کردم اگر مدیری فلان صحنه رو بازی می کرد چه قدر بهتر بود، سیامک انصاری یک تقلید خام از بازی های مدیری هست چون بزرگ شده مدیری هست. به جرات می گم اصلا فیلم کمدی در این حد در ایران ساخته نمیشه یا اگر میشه به زور به انگشت های یه دست میرسن.

ضدنقد این بار برای اسکاری که به صفر میل می‌کند
توسط Samsara در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶

دوست من، من با شما وارد بحث هم شدم،، اون هم به شکل جزء به جزء. متاسفانه فراموش کارید. به دلیل شکل پاسخ دادن شما متوجه شدم که متعصب و یک دنده در شکل نگاه و تفکر خود هستید. قضاوت من بر اساس تمام مطالبی هست که تا امروز روی سایت گذاشتید. موفق باشید.

ضدنقد این بار برای اسکاری که به صفر میل می‌کند
توسط Samsara در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

یاشار جان شما به تشویق دوستان یا شاید دشمنانتان زود دست به قلم شدید. چندین بار مستقیم و غیر مستقیم به این موضوع اشاره کردم. با اطمینان می گم که شما تحلیل و شیوه تحلیل درستی بر آثار هنری و دیگر مسایل ندارید که حتی بشود از این منظر به نوشته های شما اعتبار داد که این هم می تواند یک نگاه باشد. اصولا منتقد یا تحلیل گر بر اساس یک علمی، اندیشه ای عمل می کند و نه همین جور شکمی. به استناد این که چند نفری شما رو تایید می کنن هیچ وقت اعتبار پیدا نمی کنی. که هر آدمی توی دنیا بین جمعیت خاصی که پایین تر از او هستند اعتبار پیدا می کند فقط به دلیل فقر فهم و اندیشه اون ها. اگر فراستی هایی در ایران به وجود می آیند به دلیل تنبلی های مردم در کسب علم و آگاهیست که توان مقابله با یاوه گویی های روشن فکر نماهای امروزی را ندارند، کسانی که به واسطه علم کلام، همه چیز را وارونه به خورد مردم می دهند و نادانی را ترویج می کنند. من با خیلی مسایل در اسکار مخالفم و میدونم در کجاها چه کوتاهی ها و چه جهت دهی هایی میشود اما شیوه انتقاد من به این جریان زمین تا آسمان با شما فرق دارد. همان اندازه که فرق هست بین صحبت کردن از سر اندیشه و مطالعه و تجربه با صحبت کردن از سر نادانی و غرور و...

موردی پیدا نشد.
x