توسط مهدی هفته خانک در ۲۰ آذر ۱۳۹۹ , ۰۴:۳۷

فیلم tenet نه تنها یکی از ضعیفترین فیلم‌های کارنامه‌ی کارگردان انگلیسی محبوب هالیوود، یعنی کریستوفر نولان، بلکه بدون شک تکراری‌ترین فیلم وی نیز است. Tenet و فیلم خیلی خوب ده سال پیش نولان، یعنی «تلقین»(Inception) را می‌توان دو روایت از یک داستان به حساب آورد. حتی مدت زمان هر دو فیلم نیز با یک دیگر برابر است. در تلقین تقریبا از میانه‌ی فیلم ورود به جهان رویاها آغاز می‌شود و در Tenet تقریبا از میانه‌ی فیلم، بازگشت در جریان زمان. و قص علی هذا از این مشابهات و تطبیقات… . در ادامه با نقد و بررسی فیلم تنت دنیای بازی را همراهی کنید.

بررسی فیلم Tenet – هر آنچه نیاز است از فیلم تنت بدانید

فیلم جدید کریستوفر نولان 2020

نقد و بررسی فیلم Tenet

نقد و بررسی فیلم تنت به قلم مهدی هفته خانک

هضم این حجم از تکراری بودن فیلم tenet (انگاشته) کریستوفر نولان زمانی دشوارتر می‌شود که به یاد بیاوریم که نولان در فیلم پیشینش، یعنی «دانکرک»(Dunkirk-2017) تا حد قابل توجه و قابل قبولی موفق شده بود در حرکتی غیرمنتظره رویکرد جدیدی را در سینماتوگرافی خود تعریف کند و برای اولین بار پس از نخستین فیلم خود (Following-1998) دوباره به سینمای اکسپریمنتال نزدیک شده بود.

شاید در پاسخ بگویید که تقریبا تمام داستان‌های نوشته شده به دست بشر، درواقع بازخوانی کهن‌الگوهایی محدود است، چه برسد به دو فیلم از یک کارگردان. اتفاقا این حرف کاملا درست است، و در مورد کارگردان مورد بحث ما، کهن‌الگوی وی بدون شک «زمان» است. زمان، مفهومی که در ادبیات کلاسیک همواره بدیهی است و تازه در ادبیات مدرن و پست‌مدرن (تقریبا از قرن نوزدهم به بعد) بود که این مفهوم دستمایه‌ی نویسندگان نوین شد.

حال بیایید پیش از بررسی فیلم Tenet نگاهی به کارنامه‌ی نولان بیاندازیم. اواخر دهه‌ی نود و اوایل قرن بیست و یکم، هالیوود بر تمام سینمای جهان یکه‌تازی می‌کرد. سینمای هنری اروپا با از دست دادن بزرگان خود، یکی پس از دیگری، از پا در آمده بود. در این میان هالیوود به اشتباه رویکردی داشت که به عنوان سینمای جریان اصلی تمام جهان، این وظیفه‌ی اوست که سنت هنری اساتید پیشین هنر هفتم را ادامه دهد.
در این زمان بود که برادران نولان شروع به درخشش کردند و با ترکیب مفهوم جسورانه‌ی زمان با تخیلات و تفکرات نسبتا جدیدشان، یکی پس از دیگری پیرنگ‌هایی را آماده‌ی نمایش روی پرده‌ی نقره‌ای کردند که در عین جذاب و عامه‌پسند بودنشان، از غنای خوبی برخوردار بودند، دقیقا همان چیزی که هالیوود نیاز داشت. بدین ترتیب بود که کریستوفر نولان (اگر نگوییم معروفترین) به یکی از بزرگترین و معروفترین کارگردانان قرن بیست و یکم تبدیل شد.

با این حال، با وجود این که مفهوم زمان تقریبا همیشه عاملی حیاتی در فیلم‌های نولان بوده است، اما تا به حال وی موفق شده بود تا با خلاقیت، در هر فیلم خود جلوه‌ی جدیدی از زمان را ارائه دهد؛ چه تبلور خود مفهوم زمان در فیلم، چه زمان و مکان به عنوان دو مورد از اصول روایی و چه زمان روایت، یعنی مدت زمان فیلم.
برای مثال، در تلقین زمان در رویا مطرح بود. در Interstellar مفهوم زمان در تعامل با نظریه‌ی نسبیت و در فیلم tenet، مفهوم زمان در نظریات فیزیک کوانتوم. حال این که در فیلم‌هایی مثل دانکرک شاهد رویکردی واقع‌گرایانه‌تر نسبت به زمان بودیم. حال احتمالا این سوال مطرح می‌شود که خب عیب کار کجاست؟ می‌بینیم که مفهوم زمان در فیلم Tenet تکراری نیست، پس چرا Tenet و تلقین را دو روایت از یک داستان نام نهادم؟

تحلیل فیلم تنت

ساعت‌هایی که مختص فیلم Tenet ساخته شدند و با توجه به رنگشان میتوان فهمید که در هر یک کدام زمان را در کدام جهت نشان میدهند!

اگر خاطرتان باشد در دو بند پیش سه جلوه از زمان را در فیلم‌های نولان بیان کردم: خود مفهوم زمان در روایت، زمان و مکان به عنوان اصول روایی، و مدت زمان فیلم. خب، شاید Tenet در مورد اول فیلمی تکراری نباشد، ولی در دو مورد دیگر آشکارا وام‌دار تلقین است. در هر دو فیلم شاهد حضور در شهرهای مختلف و بازی با مفهوم زمان هستیم (مورد دوم). از طرفی تطابق پلات این دو فیلم از نظر مدت زمان، مقدمه و وقایع نیمه‌ی روایت را هم در اوایل این مطلب به اختصار بیان و بررسی کردیم (مورد سوم). می‌بینید که Tenet نسبت به تلقین هر چند در ظاهر متفاوت می‌نماید، ولی نمی‌تواند باطن یکسان خود را پنهان کند.
گفته شده که پیش از این که کریستوفر نولان نوشتن فیلم‌نامه‌ی Tenet را در ۲۰۱۷ آغاز کند، بیش از یک دهه به آن فکر می‌کرده، یعنی درست در اوج دورانی که درگیر نوشتن و ساخت تلقین بوده. چه بسیار ایده‌هایی که به ذهن هنرمندان خطور می‌کنند و هرگز رنگ شکوفایی را به خود نمی‌بینند. حال چه چیزی باعث شده که نولان فیلمی که حتی در فرم خود استقلال ندارد را تولید کند؟

شاید قصد داشته تا از شر یک ایده‌ی قدیمی خلاص شود، شاید هم برادران وارنر یک پلات پیچیده از وی طلب می‌کرده. در هر صورت، بزرگترین مشکل فیلم Tenet بدون شک تکراری بودن و خلاقیت اندک آن است. بعدها از Tenet به عنوان شروع افول نولان، یا نقطه‌ی نه چندان درخشانی در کارنامه‌ی او یاد خواهند کرد.

نقد و بررسی فیلم تنت همین جا به پایان می‌رسید، اگر فیلم تنت یک کپی‌برداری بی نقص از تلقین بود؛ اما متاسفانه Tenet بی نقص نیست. به جای این که به تفصیل فیلم بپردازم و در انتها جمع‌بندی کنیم، اجازه دهید نقاط قوت و ضعف اثر را همین جا بیان کنم. فیلم‌برداری Tenet خوب است. معمولا حتی در شلوغترین پلان‌ها با قاب‌هایی با ثبات طرف هستیم. از طرفی اما دوربین روی دست نیز در مواقع جاسوسی، که از قضا یکی از تم‌های فیلم نیز است، به کار گرفته شده و عملکرد خوبی دارد.

فارق از این که دوربین کلاسیک باشد یا روی دست، من نمی‌دانم وسواس نولان در فیلم‌برداری تمام فیلم تنت روی فیلم‌های مکانیکی و اجتناب از استفاده از جلوه‌های ویژه را چه بنامم؟ اسراف یا ایده‌آلیسم هنری؟… به هر حال این وسواس هر چه که نام دارد، یک هواپیمای مسافربری و ده‌ها انفجار و تخریب روی دست برادران وارنر خرج گذاشت.

بررسی فیلم tenet

از طرفی با توجه به شکست فیلم tenet در باکس‌ آفیس به دلیل همه‌گیری کووید-۱۹، تهیه‌کنندگان بدون شک از این همه پر و بال دادن به نولان پشیمان هستند. به هر حال، در نتیجه این فیلم‌برداری‌های دیوانه‌وار و تکنیک‌های مختلفی که برای مفهوم زمان در فیلم‌برداری به کارگرفته شده (نظیر معکوس کردن فیلم) منجر به تدوینی شده که هوش از سر آدم می‌پراند. با این که انتخاب بازیگران کمی حاشیه برانگیز است، اما بازی آن‌ها نیز خوب است؛ یا بهتر است بگوییم که کارگردان به خوبی از بازیگران بازی گرفته است.

پیشتر گفتم که مهمترین ایراد فیلم تنت را کپی بودنش از روی تلقین می‌دانم، اما این ایراد یک ایراد فرامتنی و معطوف به کارنامه‌ی کریستوفر نولان است. اما همان طور که گفتم، فیلم تنت یک کپی بی نقص نیست، پس مشکلات آن چیستند؟ دیالوگ‌زدگی، عدم شخصیت‌پردازی و نوعی محافظه‌کاری که منجر به عدم عمق یافتن اشارات علمی تخیلی فیلم می‌شود.
همان طور که می‌بینید، مشکلات فیلم مشکلاتی روایی هستند که بار دیگر بر ضعف فیلم‌نامه تاکید می‌کنند. در ادامه به طور مفصل به توضیح این مشکلات می‌پردازم و هر جا که لازم شود، از فیلم‌نامه‌ی تلقین نمونه می‌آورم، چرا که به شخصه تلقین را یکی از بهترین فیلم‌های سینمایی قرن بیست و یکم، تا به این جای کار می‌دانم و البته دیگر نیازی نیست که به شباهتش با Tenet بپردازم، چرا که تا به این جا به طور مفصل در این مورد صحبت شد.

فیلم Tenet به مفاهیم علمی پادماده و سفر در زمان متوصل می‌شود. طبق نظریه‌ای در فیزیک کوانتوم، پوزیترون (پادالکترون) همان الکترون است که در سیر زمانی مخالفی حرکت می‌کند. فیلم این نظریه را مبنای خود قرار می‌دهد و پلات سفر در زمانش را بدین طریق می‌چیند. بررسی فیلم Tenet نشان می‌دهد که این فیلم از نظر علمی به قدری سنگین است که فرصت پرداخت‌های دراماتیک را از شخصیت‌هایش می‌دزدد.

فیلم جدید کریستوفر نولان 2020
البته که پرداخت علمی سنگین به خودی خود نقطه‌ی ضعفی به حساب نمی‌آید، اما در نتیجه آن، در فیلم Tenet دو مشکل پیش می‌آید. نخست آن که فیلم عملا از سطح سرگرمی فراتر می‌رود و به یک کلاس درس فیزیک کوانتوم تبدیل می‌شود، در نتیجه اگر کسی چیزی از فیزیک کوانتوم و ذرات زیر اتمی نداند، و در طول فیلم هم از تدریس نولان چیزی نفهمد، در فهم فیلم لنگ خواهد زد.

شاید بپرسید که چطور انتظار دارم که فردی پیش‌زمینه‌های علمی یک اثر علمی تخیلی را نمی‌داند و در عین حال بتواند با اثر ارتباط بگیرد؟ این دیگر هنر داستان (فیلم) و درامای آن است. باید توجه داشته باشیم که نولان پیش از این چنین کاری را انجام داده بود. سکانس معروف چک کردن پیام‌های تصویری بعد از بازگشت از سیاره‌ی پر جرم در فیلم Interstellar را به یاد بیاورید. آیا مخاطبی که چیزی از نسبیت و تاثیر جرم اجسام کیهانی بر گذر زمان نمی‌داند، نمی‌تواند حزن موجود در آن سکانس را درک کند؟

اما مشکل دوم که از مشکل اول نشات می‌گیرد و تاکید به‌سزایی بر خام بودن فیلم‌نامه دارد، مشکل دیالوگ‌زدگی فیلم است. فیلم در تلاش است تا تمام ساختار علمی خود را تنها با چند دیالوگ به مخاطب عرضه کند، گویی فیلم‌ساز عجله دارد که هر چه سریعتر به سکانس‌های اکشن خود برسد. به یاد بیاوریم که تلقین چگونه مخاطب را با ساختار روایی خود آشنا می‌کرد، به تدریج و در طول جمع کردن تیمی که قصد داشت ماموریت تلقین را در نیمه‌ی دوم فیلم انجام دهد. یعنی بدون این که از متن خارج شود، درس بدهد یا تمام اطلاعات را یک دفعه روی سر مخاطبش بریزد.

بررسی فیلم Tenet

مشکل بعدی عدم شکل‌گیری شخصیت‌های فیلم تنت است. از قهرمان فیلم شروع می‌کنیم، یک مامور بی نام و نشان که ظاهرا برای CIA کار می‌کند. قهرمان هیچ پیش‌زمینه‌ی داستانی ندارد، هیچ ویژگی شخصیتی خاصی ندارد و انگیزه‌ی کلیشه‌ای نجات جهان وی را به تنهایی به یک ماموریت می‌فرستد؛ به معنای واقعی کلمه، یک تیپ. تیپی که نه سیاه‌پوست بودنش، نه محیا بودن هر چه که لازم دارد، و نه معشوقه‌ای (؟) که در میانه‌ی داستان پیدا می‌کند نمی‌توانند وی را به شخصیت تبدیل کنند.

در تلقین اما از همان ابتدا در چندین پلان رازآلود کودکان قهرمان را می‌بینیم، صدای آن‌ها را می‌شنویم و قبل از این که خیلی دیر شود، با پیش‌زمینه‌ی داستانی قهرمان تا آن جا که نیاز است آشنا می‌شویم. در نتیجه مخاطب انگیزه‌ی قهرمان را درک می‌کند، با وی همزادپنداری کرده و شخصیت شکل می‌گیرد. در حالی که در فیلم Tenet هیچ یک از این اتفاقات نمی‌افتد.

با بررسی فیلم Tenet چنین به نظر می‌رسد که مضحکانه سعی دارد تا معشوقه‌ای را در فیلم بگنجاند تا شاید انگیزه‌ی قهرمان شود. اما حقیقتا معلوم نیست قهرمان پس از یکی دو بار دیدن او چه اتفاقی برایش می‌افتد؛ آیا دل به او می‌بازد؟ یا صرفا از روی شفقت (چرا که وی، همسر آنتاگونیست و تحت ظلم است) به او کمک می‌کند؟ به یاد بیاورید لایه‌های مختلفی را که کاب (قهرمان فیلم تلقین) برای نگه داشتن مال (همسر مرده‌اش) در ذهن خود ساخته بود… .

مشکل شخصیت‌ها گریبان ضد قهرمان فیلم تنت را هم می‌گیرد. اگر سه گانه‌ی بتمن را در نظر نگیریم، این نخستین باری است که در فیلم‌های نولان شاهد حضور یک آنتاگونیست جامع در هیبت یک شخصیت هستیم. هر چند بازی «کنت براناگ»(Kenneth Branagh) در نقش «آندری ستور» (ضدقهرمان فیلم) خوب است، اما مشخص نبودن انگیزه‌ی وی تا اواخر فیلم، مشکلی جدی در شخصیت پردازی وی به وجود آورده است. از طرفی مشکلات پرداخت علمی تخیلی فیلم، گاهی اوقات، به خصوص در صحنه‌های اکشن میانی فیلم، شخصیت ستور را گیج کننده می‌کند.

فیلم tenet 2020

یکی از مهمترین مشکلات پرداخت علمی تخیلی فیلم تنت، در این است که با بررسی فیلم Tenet در می‌یابیم که فیلم تنت برخی میستری‌ها را برای مخاطب مطرح می‌کند، اما هرگز به آن‌ها نمی‌پردازد. بار دیگر تلقین را به یاد بیاورید، دو مورد از این میستری‌های علمی تخیلی در فیلم‌نامه‌ی تلقین، «لیمبو» و «توتم» هستند. لیمبو، پس‌زمینه‌ی ناخودآگاه تعریف می‌شود که یکی از شخصیت‌ها اسیرش شده و سال‌های سال در آن می‌ماند. نمونه‌ی توتم نیز همان فرفره است که آن پایان‌بندی بحث‌برانگیز را سبب شد. در فیلم تنت این میستری را می‌توان در «پنجره‌ی ثبات» دید. در اولین باری که قهرمان قصد استفاده از ماشین معکوس‌کننده‌ی زمان را دارد، دیالوگی شنیده می‌شود که:

«اگر خودت را پنجره‌ی ثبات ندیدی، از ماشین استفاده نکن».

اما در طول فیلم هر بار که شخصیتی قصد استفاده از ماشین را دارد، تصویرش را در پنجره‌ی ثبات می‌بیند و در هیچ نقطه‌ی عطفی شاهد چیزی غیر از آن نیستیم. پس اگر قرار نیست از این راز در طول روایت استفاده شود، اصلا چرا مطرح شده است؟ این است آن محافظه‌کاری که منجر به عدم عمق یافتن داستان علمی تخیلی Tenet می‌شود، محافظه‌کاری‌ای که در تلقین، memento، following و… یا حتی Interstellar دیده نمی‌شد.

در باب موسیقی فیلم تنت نیز، هر چند جای خالی هانس زیمر حس می‌شود، ولی لودویگ گورانسون(Ludwig Göransson) کار خود را به خوبی انجام داده است. هر چند بر خلاف آثار زیمر که مستقل از فیلم نیز ارزش شنیدن داشتند، آلبوم موسیقی گورانسون صرفا فقط به خوبی در متن فیلم حل شده است.

فیلم tenet به معنی واقعی کلمه یک فیلم مین‌استریم (عام) است. موسیقی خیلی خوبی دارد، از نظر فنی به جرئت بی ایراد است و این که کارگردان از جلوه‌های ویژه‌ی رایانه‌ای استفاده نکرده، دلیل نمی‌شود که اکشن‌های آدرنالین‌داری نداشته باشد. اما، بر خلاف اغلب فیلم‌های پیشین نولان، در فیلم Tenet نه درامی شکل می‌گیرد، نه همزادپنداری. نه شخصیت‌پردازی درستی دارد و نه حتی پرداخت علمی تخیلی درستی. مشخص است که فیلم‌نامه‌اش در عین کپی بودن از یکی از بهترین آثار پیشین نولان، به جرئت خود ضعیفترین آن‌هاست. حال این که علت این ضعف چه بوده را باید از خود کارگردان خوش‌تیپ هالیوود پرسید.

اگر از طرفداران فیلم‌های پیشین نولان هستید، به نظر من به جای فیلم tenet بنشینید یک بار دیگر تلقین را تماشا کنید. اما اگر به فیزیک کوانتوم علاقه‌مندید یا صرفا به دنبال فیلم اکشنی به جز بلاک‌باستر‌های مارولی می‌گردید، نگاهی به فیلم تنت نولان بیاندازید.

بررسی فیلم تنت

یادداشتی بر فیلم تنت | تمام مردان کارگردان

یادداشتی بر فیلم Tenet سپهر گلمکانی

مخاطبان سینمای کریستوفر نولان به سه دسته تقسیم می‌شوند: دسته اول افرادی هستند که شیفته محتوای فرامتنی و نگرش وی به فرضیه‌های اثبات نشده پیرامون پدیده‌های علمی تخیلی هستند و آثار «میان ستاره‌ای» (Interstellar) و «تلقین» (Inception) را می‌ستایند. دسته دوم شامل افرادی می‌شود که دیدگاه مبتنی بر قواعد رایج سینماتیک وی را می‌پرستند و سه‌گانه شوالیه تاریکی (Dark Knight Trilogy)، دانکرک (Dunkirk) و ممنتو (Momento) را اوج ذوق و اشتیاق تصویرسازی نولان قلمداد می‌کنند. دسته سوم به‌یقین کسانی خواهند بود که پس از تماشای فیلم Tenet (انگاشته) از سینمای نولان روی برمی‌گردانند. فیلم Tent دنباله معنوی تلقین است. موردی که شخص نولان نمی‌تواند تأثیرپذیری‌اش از آن اثر پرهیاهو را پنهان نماید ولی لحن و فرم قصه‌گویی‌اش شباهتی نزدیک به میان ستاره‌ای دارد. او دوباره در فیلم تنت به یک دانشمند شکست‌خورده فیزیک تبدیل می‌شود تا خودش را برای تثبیت فرضیه‌های شبه پیچیده پیرامون پدیده‌هایی اعم از سفر در زمان، رؤیا و پارادوکس به آب و آتش بزند. نولان تنت را همانند میان ستاره‌ای به کلاس درس فیزیک تبدیل می‌کند اما وجود مقداری آدرنالین در روایت فیلم Tenet، کلاسِ درس نولان را از روند کسالت بارش نجات می‌دهد. بسیاری از منتقدان از شخصیت‌پردازی تهی شکل پروتاگونیست خرده گرفتند و بزرگ‌ترین ایراد قصه قلمداد کردند. حتی مقایسه‌ای بین مأمور CIA (با بازی جان دیوید واشنگتن) با کاب (با بازی لئوناردو دی کاپریو در فیلم تلقین) انجام دادند و از برتری کاب در جهت همزادپنداری مخاطب با او سخن به عمل آوردند. خب این مقایسه از دید من مقایسه غلطی است؛ کاب با یک انگیزه شخصی محکوم به انجام یک مأموریت ناخواسته بود ولی پروتاگونیست بی‌نام فیلم Tenet انگیزه بین‌المللی دارد و دقیقاً همانند مأمورهای دولتی پا به انجام مأموریتی در راستای نجات دنیا می‌گذارد. هدف وی قابل‌درک است. مقیاس و هدف پروتاگونیست تنها به پایان رساندن مأموریتش است. نمونه‌هایی که در جیمزباندهای قرن بیست و یکم و در قهرمان قصه سریال مظنون (با نویسندگی جاناتان نولان) مشاهده می‌شود. آنتاگونیست (آندره ستور) تا قبل از آغاز پرده سوم برجسته‌ترین نقطه مثبت فیلم Tenet است. از زمان خلق شخصیت اقتباسی جوکر، آنتاگونیست جذابی پس از شوالیه تاریکی در آثار نولان ندیده بودم. او جذاب، کاریزماتیک و باهوش است و بازی کنت برانا به شخصیت کمک بسزایی کرده است. متأسفانه در پرده سوم، آندر ستور به محدودیت و مرگ از پیش تعیین شده محکوم می‌شود. سرنوشت وی به سرنوشت‌های کلیشه‌ای بدمن های روسی در سریال‌های دسته چندمی تلویزیون قابل قیاس است. هویته ون هویتما در خلق سکانس‌های اکشن نسبت به والی فیستر دست به شگفتی نمی‌زند و لودویگ گورانسون در نبود هانس زیمر، تنها محکوم به تقلید از پوسته موسیقی‌های متن زیمر است. با بررسی فیلم Tenet در می‌یابیم که فیلم تنت ضعیف‌ترین فیلم کریستوفر نولان نیست ولی می‌تواند آغازگر پشت کردن تعداد کثیری از طرفداران سینمای نولان باشد، جایی است که دانشمند سینما با بیان عبارت «نباید درکش کنی، باید آن را احساس کنی»، از جواب دادن به ایده‌های بسته خود شانه خالی می‌کند و مخاطب را با به نمایش گذاشتن تصاویر شکننده و شبه پس‌وپیش (Backward and Forward) به حال خود رها می‌کند.

فیلم انگاشته

یادداشتی بر فیلم Tenet |کار هر کس نیست خرمن کوفتن!

یادداشتی بر فیلم Tenet به قلم سعید زعفرانی

اگرچه کریستوفر نولان عادت به بخت‌آزمایی در سینما به جای خرمن کوفتن دارد، در این سال‌ها ثابت کرده که در عمل، کسی میان کس‌ها است. به ویژه در هالیوود، جایی که ظاهرا هرگز آن‌طور که باید به نولان توجه نکرده و جوایز سالانه‌اش را همواره از او دریغ کرده است. مقبولیت نولان در گیشه و نزد مخاطبین بی‌شمار فیلم‌هایش، آن‌قدر زیاد است که نه تنها او را به یکی از پول‌سازترین کارگردان‌های تاریخ سینما تبدیل کرده -در کنار امثال جیمز کامرون و اسپیلبرگ- بلکه او را فیلم به فیلم و مرحله به مرحله بلندپروازتر از پیش کرده است. روند فیلم‌سازی نولان با گرته‌برداری از فیلم «جیب‌بر» روبر برسون آغاز می‌شود، به ایده‌ای کم‌نظیر می‌رسد و بعد به هالیوود نقل مکان می‌کند. اگر آمریکا سرزمین فرصت‌ها باشد، هالیوود جایی است که رویاها به واقعیت تبدیل می‌شوند.

نولان کارگردان سینما نیست. کارگردانِ رویاهای گران قیمت خودش است. نویسنده‌ای است که برای تحقق آرزوهایی که در میان کتاب‌های ریاضی و فیزیک شکل می‌گیرند به سینما متوسل می‌شود. و به واقع چه چیزی بهتر از سینما؟ اگرچه نولان برای دست‌یابی به امکانات امروز و رسیدن به جایگاهی که فعلا در سینما دارد تلاش زیادی کرده است، اما هرگز فیلمی ساخته که او را به عنوان یک کارگردان مولف در سینما تثبیت کند؟ شاید پاسخ دقیق و درست این سوال را تاریخ مشخص کند، اما در حال، این نولان است که بر شانه‌های سینما سوار شده و از آن قدرت می‌گیرد تا به آرزوهایش برسد. اگرچه مخاطب همواره همراه نولان بوده و منتقدان هرگز از او متنفر نبوده‌اند، او تا کنون موفق نشده به سینما بیافزاید، و چیزی جز تکنیک از خود نشان نداده است. خلق موقعیت بکر سینمایی کاری نیست که نولان انجام داده باشد. همه‌ی آن‌چه در توان اوست، استفاده به هنگام و جنون‌آمیز از امکاناتی است که در اختیار سینماگران امروز است.

بررسی فیلم تنت کریستوفر نولان - فیلم Tenet

همین طرز استفاده است که نولان را از دیگران جدا می‌کند. کارگردان بلندپرواز و رویاپروری که با هر فیلمنامه جدیدش، فصل جدیدی در تغییرات استفاده از دوربین، صدا و حرکت را آغاز می‌کند. بیهوده نیست که با انتشار هر فیلم نولان، بحث سینمادوستان تغییر می‌کند. موضوع بحث نیز هرگز یکسان نیست. نولان برای هر فیلم خود ایده‌ای دارد، و برای هر ایده‌اش یک نگاه جدید به ابزار سینما. دوربین به مثابه راوی، بازیگر به مثابه سوژه و تدوین به مثابه ظرف روایت. همه‌ی چیزهای دیگری که در این ظرف ریخته می‌شوند، از جمله موسیقی و صدا،‌ قصه و دیالوگ و شخصیت‌ها، اجزاء شیمی فیلم هستند. بقیه مکانیک است.

این‌که فیلم جدید کریستوفر نولان یعنی فیلم Tenet فیلم خوب یا بدی است، موضوع یک بحث مفصل است. در حال حاضر نگارنده به نتیجه مشخصی در این باره نرسیده و به زودی هم نخواهد رسید. اما چند نکته مشخص است. اول این‌که فیلم، یکی دیگر از زیاده‌روی‌های نولان در بی‌تعصبی نسبت به سینما است. سینما در نظر نولان یک بازیچه است در ابعاد وسیع. نولان برای تعیین رفتار خود پشت دوربین و تعیین رفتار بازیگرانش جلوی دوربین هیچ مرز مشخصی ندارد. تقریبا به هیچ قاعده کلاسیک روایی پایبند نیست و این عدم پایبندی او را مجبور به استفاده از دیالوگ‌های تشریحی و توجیهی به جای فضاسازی و پیشبرد داستان می‌کند. قصه‌ی فیلم Tenet در طول زمان جریان دارد (و در رفت و برگشت است) اما بیشتر در عرض گسترش می‌یابد. بهتر از میان‌ستاره‌ای، که بدترین فیلم نولان است و ضعیف‌تر از دانکرک که بهترین فیلم اوست. فیلم تنت جایی میان این دو فیلم در رفت و برگشت است. همچنین مشخص است که این فیلم سرگرمی‌آفرین است و تماشای آن لذت بخش. بخشی از این لذت، ناشی از روند درک کردن قصه و کاوش در پیچیدگی‌های آن است. فیلم نولان پیچیده است،‌ به زبانی ساده. و به همین خاطر یک بار تماشای آن کافی است، اگر مقصود تنها دریافت قصه‌ی فیلم باشد. اما تصاویر فیلم هستند که مخاطب را به دوباره دیدن و چندباره دیدن ترغیب می‌کنند. نور قرمز و آبی، دیالوگ‌های معکوس، درگیری فیزیکی یک نفر با خودش در حالتِ برعکس! حرکت خلافِ جهت قراردادی زمان. این تصاویر ذهن بیننده را فریب می‌دهند. و کریستوفر نولان شاید فریباترین کارگردان امروز سینما باشد.

بازیگران فیلم تنت - بررسی فیلم Tenet

اما بحث باید فراتر از خوب یا بد بودن فیلم Tenet باشد. درباره این‌که این فیلم چه جایگاهی در سینما می‌تواند داشته باشد؟ مشخص است که ساخت چنین اعجوبه‌ای کار دشواری بوده و تنها از یک نابغه‌ی تکنیکی برمی‌آمده است. نولان، دست و پا بسته این فیلم را نساخته و همه‌ی امکانات و پول لازم را داشته است، اما در کنار آن‌ها، توانایی و مهارت لازم را هم داشته است. اگر کسی می‌توانست چنین رویایی را به شکل فیلمنامه بنویسد، آن را به انواع سلاح‌های سینمایی مجهز کند و بعد به این صورت فیلمبرداری و تدوین کند و چنین محصولی ارائه بدهد، دیگر نمی‌شد نولان را از دیگر کارگردان‌ها تشخیص داد. اما، در حال حاضر تنها اوست که از پس چنین کاری برمی‌آید. تصور پشت صحنه‌ی برخی از سکانس‌های این فیلم برای من مشکل است. برخی از ساختارهای دکوپاژ آن را اصلا نمی‌توانم درک کنم. اما نتیجه‌ی آن‌ها را می‌بینم و می‌بینم که چقدر درخشان و مسحورکننده است. کار هر کس نیست، کار نولان است.

امیدواریم از پرونده ای که به نقد و بررسی فیلم تنت اختصاص داشت لذت برده باشید. نظر شما درباره‌ی فیلم سینمایی تنت چیست؟  تحلیل فیلم tenet خود را با ما به اشتراک بگذارید.

نکات مثبت
  • فیلم‌برداری
  • تدوین
  • موسیقی
نکات منفی
  • تکراری بودن فیلم‌نامه
  • دیالوگ‌زدگی
  • محافظه‌کاری در جنبه‌ی علمی تخیلی روایت
  • عدم شکل‌گیری شخصیت‌ها
5.5
نسبتا خوب
دیدگاه
۲۹ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:27: 
:D 
:40: 
:44: 
:-) 
:10: 
:41: 
:60: 
;) 
:59: 
:( 
:16: 
:162: 
:13: 
:\ 
:22: 
:42: 
:11: 
:111: 
:17: 
:20: 
:wow: 
:| 
:49: 
:54: 
:56: 
:45: 
:47: 
:46: 
:43: 
:57: 
:like: 
:dislike: 
:metal: 
:51: 
:52: 
:55: 
:58: 
:48: 
:spoiler: 
:53: 
:steam: 
:xbox: 
:PS: 
:n: 
:50: 
:discord: 
 

29 Replies to “بررسی فیلم Tenet – هر آنچه نیاز است از فیلم تنت بدانید”

  1. با اکثر موارد کاملا هم نظر هستم ولی به نظرم تدوین و فیلم‌برداری بسیار بد بود. حتی اینستاگرام پر شده از گاف‌های تدوین که یا عقب کات می‌زنه یا جلو. فیلم‌برداری صحنه‌های اکشن با دوربین گزارشگر و روی شونه هم که در نیومده و فقط کافیه با آثار قبلی خود صاحب اثر مقایسه کنید. ممنون :58:

    ۷ ۸
    1. امید گفت:

      موافق هستم نمیدونم چرا برای مردم سخته باور کنند که نولان یه فیلم بد ساخته

      ۴ ۴
  2. وقتی شما دانکرک رو بهترین فیلم و میان ستاره ای رو بدترین فیلم نولان میدونین تصور شما از سینما با خیلی ها فرق داره.

    ۲۰ ۶
    1. ali.ya گفت:

      حق با شماست…. این جمله ی دوستان گاف واقعا بزرگی بود و کاملا سلیقه ای

      ۰ ۰
  3. چنتا پیش فرض شما در نظر گرفتین و طبق اونها تفسیر خودتون رو ارائه دادین که به نظرم بهتر بود اینجور نمی بود.
    اول اینکه ایده فیلم ارتباطی به الکترون و پوزیترون نداره علاوه بر اینکه شما گفتین پوزیترون پاد ذره الکترون هست که در سیر زمانی مخالف حرکت میکنه که کاملا اشتباهه پوزیترون پاد ذره الکترون هست اما با این تفاوت که تحت تاثیر میدان مغناطیسی مثه ی ذره باردار مثبت عمل میکنه و مخالف الکترون منحرف میشه نه اینکه در سیر زمانی مخالف باشه در ضمن معکوس سازی اینجا مربوط به آنتروپی میشه که از نظر علمی بعد از بیگ بنگ با افزایش آنتروپی و انبساط جهان تا به امروز روبرو بودیم، اصولا در بردار زمان افزایش آنتروپی به معنای پیشروی به سمت آینده اس و عکس اون به معنی بازگشت به عقب حالا این دستگاه میاد و آنتروپی جهان پیرامونی و افراد رو معکوس میکنه در نتیجه برای افرادی که آنتروپی برای اونها معکوس شده زمان هم انگار در حال معکوس شدنه این از مبحث علمی که ممکنه شما پیش فرض درستی انتخاب نکرده باشین.
    مورد دوم: اینکه شما از همون ابتدا شروع به مقایسه این فیلم با تلقین کردین که بازم به نظرم باعث مقداری انحراف از اصل ماجرا شده
    مورد سوم: قبول دارم درام فیلم آنچنان درام قابل بحثی نیس اما به شخصه واقعا نیازی به درام آنچنانی نمیبینم تو این فیلم و همینکه نشون میده این پروتاگونیست احساسات و ادراکات انسانی داره کافیه
    در مجموع من این اثر رو کاملا قابل قبول میدونم و بعد از دانکرک فک میکنم قابل قبول ترین اثر این کارگردان برای من باشه
    ممنون از به اشتراک گذاشتن ذهنیات و تفکراتتون🖒

    ۱۷ ۲
    1. متشکرم از نظرتان.
      در مورد قسمت اول: من نظریه‌ی فیزیک اراپه ندادم، صرفا نظریه‌ای که در خود فیلم مطرح شده و ساختار علمی تخیلی فیلم بر آن بنا می‌شود را منتقل ساختم. شکی نیست که آنتروپی معکوس بودن پوزیترون صرفا در حد یک نظریه است نه چیزی بیشتر.
      در مورد قسمت دوم: علت مقایسه‌ی این فیلم با تلقین یکسان بودن ساختار روایی‌شان است که در طول نقد به تفصیل توضیح داده شد.
      در مورد قسمت سوم: اتفاقا من هم با شما موافق بودم که فیلم نیازی به درام ندارد، اما در ادامه با شکل گرفتن رابطه‌ی عاطفی بین شخصیت‌ها و روابط بین ضدقهرمان و همسرش، فیلم به نوعی قصد دارد درام را به زور در متن خود بگنجاند، مشکل درام فیلم از همین جا شروع می شود.
      .
      از این که مطلب رو مطالعه کردین و نظرتان را به اشتراک گذاشتید سپاس گذارم.

      ۲ ۰
  4. Amir گفت:

    بدترین فیلم نولان بود
    مسخره ما رو با این همه هایپ واسه هیچی بازی داد

    ۵ ۱۴
  5. Phantom گفت:

    به قول فراستی در نیومده بود آقا در نیووووومده این فیلم
    اگه می خواست خوب درش بیاره باید تریلوژیش می‌کرد تو سه قسمت درست حسابی داستان رو تعریف می کرد
    کاراکترها چقدر ضعیف بودن و بک گراند مسخره ای داشتن.

    ۸ ۶
  6. ونداد گفت:

    من نمیدونم چرا خیلی از سایت ها میان می نویسن برسی و نقد فیلم تنت نولان و بعد بجای نقد شروع به بیان نظر شخصی می کنن.
    اونهایی هم که فیلم رو با دقت نگاه نکردن میان میگن فیلم ضعیف و بد بود. یعنی با ۱ یا ۲ بار دیدن این فیلم شما تشخیص دادید فیلم ضعیفه ! بخصوص کسایی که در مورد آنتروپی و پارادوکس ها اطلاعات کامل ندارن و میان نظر میدن.این فیلم رو باید ۳ یا ۴ بار نگاه کرد تا کلیت فیلم به همراه یسری جزئیات دست آدم بیاد. قابل توجه کسایی که گفتن کاراکتر ها ضعیف بودن. کاراکتر های فیلم هم شاید خیلی معروف نبوده باشن ولی دلیل بر بد بازی کردنشون نبوده. بازیگرا تو این فیلم نمایش خوبی رو به جا گذاشتن. و شاید این فیلم نولان شبیه به اینسپشن بوده باشه ولی درک اتفاقات توی اینسپشن خیلی راحت تر بود ولی اینجا یک مقدار پیچیده تره و فکر می کنم به همین خاطر خیلی ها تا حدودی فیلم براشون مبهمه برای همین چون کامل متوجه نشدن میگن فیلم ضعیف بوده در صورتی که فیلم قوی بوده به خصوص تو تنظیم زمان ها.

    ۱۵ ۴
    1. اساس نقد نظر شخصی است. اگر قرار باشد منتقد نظرش را نگوید پس چه چیزی باید بگوید؟
      اساس تعامل با سینما این است که از ابتدا تا زمانی که تیتراژ پخش می‌شود فیلم را تماشا کنیم، چه اصراری است که یک نفر چندین بار باید یک فیلم را ببیند تا متوجه آن شود؟ اگر منظورتان جزئیات اشارات علمی فیلم است، که خب من ترجیح می‌دهم به جای این که چندین بار یک فیلم علمی تخیلی را ببینم، بلکه چیزی از فیزیک کوانتوم بفهمم، راست و پوست کنده بروم نظریات، مقالات و درس‌های این علم را مطالعه کنم.
      در ادامه نیز به نظر می‌رسد شما مفهوم «کاراکتر» و «بازیگر» را خلط کرده‌اید.
      موفق باشید :57:

      ۲ ۰
  7. سیا گفت:

    الان این نقد و بررسی بود یا کلا طرف رو نابود کردی.خب یکی از اونایی که میان نولان رو نقد میکنن.خودشون یه فیلم در این حد بسازن نه بالاتر.
    همین که ذهن رو ب چالش میکشه یعنی روش فکر شده.
    وقتی کل دنیا درموردش حرف میزنن.یعنی بازدید داشته.
    شمام جای این حرفا واقعا نقد کنید.اگه واقعا خودتون رو در حدی میدونید که درمورد بهترین کارگردان نظر بدید.پس بگید فیلم چی میگه

    ۱۲ ۳
    1. با این استدلال کسی که آشپزی بلد نیست، حق ندارد بگوید غذایی که جلویش است خوش‌مزه است یا بد‌مزه!
      در ضمن کریستوفر نولان حتی نزدیک به بهترین کارگردان بودن هم نیست.

      ۵ ۳
  8. سعید گفت:

    فیلمی که با روح و روان و ذهن آدم بازی کنه خیلی هم خوبه!هرچند که به نظرم نولان درجا زده تو این فیلم غیر از صحنه های اکشنش که با فیلمای قبلیش فرق میکنه فیلم رو الکی گیجش کردن از اینتراستلر و تلقین ساده تره که البته بهترین فیلم نولان تلقینه! برا همین همش با اونا مقایسه میشه و این خیلی بده برای نولان! در کل تو این آشفته بازار فیلمای درپیت هالیوودی بهترین فیلمی که الان میشه دید و دربارش حرف زد TeNeT هست!

    ۱ ۵
  9. واقعا متاسفم براتون شما از فیلم و فیلمنامه نویسی چی میفهمید شما بهتر نظریه دنیای موازی، قانون آنتروپی رو بهتر از نولانی که اینتراستلار و اینسپشن رو به تصویر کشید؟ شما چه مدرکی دارید که درباره این شخصیت حرف میزنید من که ارشد فیزیک کوآنتوم دارم همچین جراتی به خودم نمیدم شمام معلوم نیست برای بازدید مطلبتون از کدوم قبرستونی این متن رو کپی کردید که امیدوارم همین باشه تا اینکه زاده فکرتون بوده باشه…
    درهرصورت براتون متاسفم…

    ۶ ۴
    1. متن کپی نیست.

      ۲ ۰
  10. رامین گفت:

    صدسال دیگه متوجه میشی نولان چی ساخته نه الان

    ۵ ۲
  11. ali.ya گفت:

    با سلام خدمت همه دوستان .
    اول از همه باید بگم که تازه واردها و یا کسانی که با آی دی نامشخص میان و کامنت میذارن بدونن که نویسندگان این سایت اکثرا از کاربرای قدیمی این سایت هستن و برای همه ی ما از احترام کامل برخوردارن. ما وظیفه داریم که نظر مخالف خودمون رو با احترام بیان کنیم و هیچگونه توهینی تو این سایت موجه نیست.
    و اما در مورد نقد ها . اول خسته نباشید میگم به دوستان بابت زحماتشون برای نقد فیلم. از بین سه نقد موجود به نظرم نقد آقا سپهر بهتر و کم جانبدارانه تر از بقیه بود . اما آقا مهدی با این که سعی کرده بسیار موشکافانه فیلم رو نقد کنه,در عوض بسیار جانبدارانه و سلیقه ای این کار رو کرده .خب این مشخصه که وقتی الگوی شما برای مقایسه شاهکارهایی مثل تلقین و میان ستاره ای باشه اون کارگردان نگون بخت حتی اگه خود نولان باشه به سختی بتونه اثرهایی بهتر و فاخرتر از اون ها بسازه , اصلا شاید خود نولان تا آخر عمرش هم نتونه از اون آثار فاخرتر بسازه ( که بعید میدونم ) .ولی وقتی یه اثر هنری به پای شاهکار قبل تر از خودش نمیرسه دلیل بر بد بودن اون اثر نیست.به نظر من این اثر شاید نتونه به پای تلقین یا میان ستاره ای برسه ولی هنوز هم میتونه در لول یه شاهکار باشه. من خودم به شخصه نتونستم با شخصیت نقش اول فیلم ارتباط برقرار کنم چون بسیار گنگ و نامفهوم بود و به قول آقا مهدی کاراکتر حداقل باید یه پیش زمینه ی جزئی ای از خودش داشته باشه . در مورد درام فیلم هم حق با شماست که اصلا نگرفته ولی سوال اینجاست آیا نولان میخواسته که درام شکل بگیره و نگرفته یا نه خودش عامدانه به این سطح از درام بسنده کرده ؟
    باز هم تشکر میکنم از دوستان. تا بعد…

    ۷ ۱
    1. سلام
      به نظرم اتفاقا نقطه عطف پرداخت شخصیت اصلی همین بود اینکه کاملا گنگ باقی بمونه چون حتی خودش هم نمیدونست دقیقا چی شده و کی هس تو این جریانات و به نظرم انتهای داستان خیلی خوب این موضوع نشون داده میشه و من بار دوم که فیلمو دیدم تازه متوجه شدم این نارسایی ها نه بخاطر بازی بازیگره نه بخاطر ناقص بودن فیلمنامه بلکه بخاطر اینه که گیج شدن شخصیت اصلی بتونه نمود پیدا کنه. این نظر شخصیه منه.
      در مورد درامم باید بگم آخه این شخصیت به مسئولیت و ماموریتاش
      به شدت اهمیت میداد واقعا یکم با خودمون رو راست باشیم میبینیم تو اون زمان (درگیری برای جلوگیری از شروع جنگ جهانی و ماموریتای حساس و دوبرو شدن با ی سری مفاهیم عجیب غریب که تازگی داره و…) و تو اون مدت کم (تقریبا بین یک یا دو هفته) قرار نیس بین دو‌تا آدم کاملا غریبه که چندین بار بیشتر مجال نیس همو ببینن اتفاق خاصی بیوفته. به نظرم این قسمتم ی مقدار به واقعیت نزدیکتر شد با این کار کارگردان

      ۳ ۰
    2. و ی مورد دیگه رو هم بگم به نظرم درام سیتور و کتی اتفاقا بدون گزافه گویی شکل خوبی گرفته بود. من این حجم از انتقال احساسات و اطلاعات دراماتیک و گاهی تراژیک رو تو چنتا سکانس جم و جور دوس داشتم.

      ۳ ۰
    3. دم شما گرم و ممنون که میخونید و به اشتراک میذارید. بحث کردن مترادف با توهین و دعوا کردن نیست بلکه دو طرف آزادن منظور خودشون رو بیان کنن و لزومی نداره حتما یک طرف متقاعد بشه.
      دنیای بازی همیشه به داشتن کاربرای خوش اخلاق و مشتی که با حوصله بحث میکنن افتخار میکنه :metal:

      ۳ ۰
    4. متشکرم علی عزیز بابت نظر خوبت.
      بزرگترین مشکلی که یک کارگردان خلاق نظیر نولان می‌تونه باهاش رو به رو بشه، دور شدن از همین خلاقیت و افتادن روی دور تکراره. با این حال همون طور که خودت گفتی، در حد شاهکار نبودن دلیل بر بد بودن نیست؛ اما تنت واقعا مشکلاتی داره که معطوف به فیلم‌نامه‌اش هستند و در متن، تلاش کردم این مشکلات رو توضیح بدم که امیدوارم موفق بوده باشم.
      در مورد درام فیلم هم کاملا حق با شماست، نظرم در این مورد رو کمی بالاتر در پاسخ به یکی از کاربران عزیز سایت مطرح کردم.
      سلامت و پیروز باشید :57:

      ۰ ۰
    5. ali.ya گفت:

      مهدی جان باهات موافقم , همچنین به نظرم اگه فقط و فقط یه خرده بیشتر به شخصیت های قهرمان داستان و کت پرداخته میشد درام خیلی به مراتب سطح بالاتری رو شاهدش بودیم که به ارتقای سطح کیفی فیلم از لحاظ مظمون و در کل ارتقای کل اثر کمک خیلی شایانی میکرد, هر چند بازی کاراکتر کت به خاطر نقش آفرینی طبیعی و حرفه ای خانم الیزابت دبیکی برای من بسیار قابل قبول تر بود تا کاراکتر قهرمان فیلم که در طول فیلم اگه فقط یه علامت سوال جای اون نقش آفرینی میکرد هیچ اتفاق خاصی نمی افتاد, حتی به نظرم عامدانه سیه چرده انتخاب کردن نقش قهرمان فیلم به خاطر سیاست های صد من یه غاز هالیوودی هم نقطه منفی ای بر فیلم بود . منفی نه به خاطر دلایل نژادپرستانه بلکه بخاطر اینکه این حرکت دیگه بسیار تابلو و نخ نما شده و از نولان انتظار نمیرفت همچین حرکت نخ نما شده ای بزنه

      ۱ ۰
    6. ali.ya گفت:

      @نوید غلامی
      قربونت برم نوید جان خیلی آقایی :57:

      ۲ ۰
    7. رویا گفت:

      موافقم. انتظارات از نولان بالاست. اینو هر کارگردان سطح متوسطی می ساخت میشد فیلم تراز اول اما چون نولان ساخت ازش معجزه سینما می خوان

      ۰ ۰
  12. مهرداد گفت:

    بعضی ها انقدر از نولان بت ساختن که آدم میترسه دیگه نظر بده. ولی من با این نقد کاملا موافقم.
    حتی فیلم در آن حد هم عمق نداشت که شما بخواید فیزیک کوانتوم رو مطالعه کنید. تنها چیزی که لازم بود بدونید این بود که دستگاهی اختراع شده که زمان اشیائی که از آن عبور میکنند رو برعکس میکنه! و مثل بیشمار فیلم های تخیلی دیگه فقط باید ببینیم و سوال نپرسیم

    ولی به هر صورت نباید فکر کنیم که بزرگان اشتباه نمیکنند و اگه اشتباه کردن یعنی دوران افولشون آغاز شده، نولان کارگردان جوان و با استعدادیه که درست مثل هر آدم دیگه ای ممکنه بعضی موقع ها ایده هاش خوب از آب در نیاد، و این دلیل بر افول نیست. هرچند امیدوارم خودشم از این شکست درس بگیره و اینو دلیل بر عدم درک مخاطبانش نذاره!

    ۵ ۱
  13. WHITE SOULS گفت:

    اسلا فیلم جذابی نبود تکرار تکرار نولان خیلی تلاش کرد صنحه های اکشن خاص با تم زمان بسازه متاسفانه موفق نبوده هر کس از این فیلم دفاع کنه و بگه واقعا خوب بوده رو درک نمیکنم :dislike: :11: :xbox:

    ۲ ۲
  14. S.h.mousavie گفت:

    ” قهرمان اصلی منم ”

    ۱- همین تک جمله، نیت ناخوداگاه آمریکایی رو فاش میکنه، این جیمز باند یانکی، هم میخواد پوز اکشن انگلیسی رو بزنه، چون تام کروز با ماموریت‌های غیرممکنش نتونس، و هم اینکه فلسفه هندی (عرفان شرقی) رو با سلاح تخیل علمی پست مدرنی از میدان بدر کنه، و هم اینکه ایدولوژی توهمی روسی رو به بهانه اتمی نابود بکنه، انگار که روح خودشیفته و هیستریک در آمریکا جدید میخواد همه رقیبان را در همه زمینه ها جاه طلبانه، مصادره و مطیع سازد.

    ۲- چرخ گوشت رو جلوی بچه بذاری واضحه که چند دقیقه دیگه باید ببریش بیمارستان تا پیوند عضو بخیه کنی، برای پیشگویی این پدیده لازم نیست که با زمان بازی کنی، اما برای عوامفریبی باید آسمان و زمین رو بهم ببافی، باید به زنان خوشگل اروپایی ثابت کنی که شوهر خوش تیپ ترشان مخفیانه نیات خطرناکی دارند تا به اغوای شمای قهرمان دل بندند.

    نولان ایندفعه قدمش رو بقدری بزرگ ورداشته که نه تنها نیت اصلی خودشان رو لو داده، بلکه واقعا هم باید در زمان سفر کند تا خشتک هم پاره نشود. چراکه تک نژاد برتر نداریم، تنوع لازمه خلقته.

    ۲ ۳
    1. ali.ya گفت:

      فکر کنم از نوشته های رافئی پور کپی کردی… این دیگه چه نوشته ی مالیخولیایی ای بود نوشتی…سم خالص بود :dislike:

      ۳ ۱
  15. میلاد گفت:

    با احترام
    ی مشت چرند مینویسید تحت عنوان نقد!
    چیه تاخه این خزعبلات
    من ک یکبار فیلمو دیدم از این نقدهای ابکی که سراسر نت فارسیو پر کرده بیشتر فهمیدم.
    اقا ننویس نقدد
    بنویس من فیلمو دیدم انقد فهمیدم.

    ۰ ۲