توسط ریحانه رفیع زاده در ۲۲ فروردین ۱۳۹۹ , ۰۴:۲۹

در اولین قسمت از مجموعه مقالات نگاهی به فلسفه در بازی‌ها، قصد داریم تا به دیدگاه افلاطونی و فلسفه‌ای که او پیشتازش بود، در بازی‌های ویدیویی امروزی نگاهی بیندازیم. همه‌ی ما از عناوینی چون Bioshock Infinite یا Nier Automata لذت بردیم اما چه دیدگاهی پشت خلق اینگونه آثار و در نگاهی کلی‌تر، ذهن سازنده، وجود دارد؟ هدف از نگارش مجموعه نگاهی به فلسفه در بازی‌ها نیز پاسخ یا حداقل کنکاشی در این مبحث است. پس در ادامه با دنیای بازی و افلاطون و بازی‌های ویدیویی | نگاهی به فلسفه در بازی‌ها، قسمت اول همراه باشید.

افلاطون و بازی‌های ویدیویی | نگاهی به فلسفه در بازی‌ها، قسمت اول

مادیات یا معنویات؟

افلاطون در ورای این جهان جسمانی جهانی از ایده‌ها را می‌دید که حقیقت محض بود و این دنیای جسمانی تنها تقلیدی از آن به حساب می‌آمد. در شرایطی که اشیا و محسوسات تقلیدی از آنچه در جهان مثل است به حساب می‌آیند اوضاع برای آثار هنری بدتر هم بود.

افلاطون صناعات را به دودسته اکتسابی و تولیدی تقسیم کرد. این تولیدات می‌توانستند اشیای واقعی( ابزار و گیاهان) یا صورت‌های خیالی باشند. این صور خیالی یا ساخته خداوند بودند(رویا‌ها) یا انسانی بودند نظیر نقاشی و تصاویر. اگرچه این تقسیم بندی شامل شباهت اصیل و ظاهری در تولید تصاویر می‌شد افلاطون به هر دودسته به نگاه تردید نگاه می‌کرد. تخت‌خوابی را تصور کنید که توسط نجار ساخته شده است. این شی تقلیدی از تخت‌خواب در جهان ایده‌ها است. هنر فرد نقاشی که این شی را به تصویر می‌کشد در واقع تقلیدی از تقلید(شی ساخته شده توسط نجار) خواهد بود. بنابراین هنرها در نزد افلاطون در مرتبه دوم دوری از حقیقت قرار دارند. اگرچه اشیا و تصاویر نابود می‌شوند اما تخت‌خواب مطلق همواره زنده است.

اگرچه افلاطون به جهان محسوس نظری نداشت اما با توجه به آثار به جامانده از وی اصولی برای تعیین ارزش هنری آثار تعیین شد. به نظر می‌رسد مفیدبودن، لذت بخشی، دقت در ساخت اجزا، تناسب ریاضی، تقارن ، توازن و ایجاز ویژگی‌های مورد نظر وی برای تجلی حقیقت و بیان نظم حاکم برجهان در آثار هنری باشند. اگرچه این ویژگی‌ها نکات مهم زیبایی شناسی هستند اما هرگز خود امر زیبا نیستند و برای افلاطون زیبا یک امر دشوار است. در واقع هنرهای بصری در نظر او آیینه ای بودند که به شکل مکانیکی اشیا را نمایش میدهند.

افلاطون و بازی‌های ویدیویی | نگاهی به فلسفه در بازی‌ها، قسمت اول

بازی Talos Principle

افلاطون با هنر و هنرمندان مخالف نبود بلکه از اهمیت آثار هنری آگاهی داشت. به نظر او هنرها با تولید لذت ناشی از زیبایی در مردم، می‌توانند در شخصیت و رفتار آنها نفوذ پیدا کنند. بنابراین شعر دراماتیک به دلیل تاثیر نامطلوبش بر مردم در حد امری مذموم فروکاسته شد. افلاطون بر حذف داستانهایی که در آن خدایان و قهرمانان عمل غیر اخلاقی انجام میدهند تاکید داشت. چرا که این آثار می‌توانستند ترس، نا‌امیدی و فریبکاری را در مخاطبان خود ایجاد کنند. این مضامین می‌توانند برای مخاطب بازی‌های ویدئویی آشنا به نظر آید! اگر آنچه را که در بازیهای ویدئویی انجام می‌دهیم در جهان واقعی انجام دهیم به سرعت به زندان خواهیم افتاد. بسیاری از آنچه در این بازی‌ها دیده می‌شود از نظر افلاطون مشمول حذف و سانسور می‌شد.

به نظر افلاطون تاثیر اخلاقی مهمتر از بازنمایی حقیقت است و نباید داستانهای خشونت‌آور را برای نوجوانان تعریف کرد. علاوه بر این هنرهای تقلیدی مانند تراژدی حالت افراطی عواطف را نشان می‌دهند و با پایمال کردن بخش عقلانی، نازل‌ترین لذت‌ها را تحریک می‌کنند. فردی هم که در این هنرها در قالب شخصیت دیگر به عمل تقلید از کاراکتر می‌پردازد در زندگی واقعی خود نیز میخواهد شبیه به آن فرد باشد. این مساله توجه به پیامد رسانه در زندگی فرد را روشن‌تر می‌کند.

داستان غار افلاطون از مواردی است که در توضیح اندیشه‌های افلاطون به کارگرفته می‌شود. او از مردمی ‌مثال می‌زند که دست بسته درغار و رو به دیوار در حال تماشای سایه‌‌ها بر دیوار هستند. پشت سر این افراد یک منبع نور(شبیه به آپارات سینما) و کمی‌عقب‌تر دهانه ورودی غار قرار دارد. مردمی‌که در این شرایط هستند زندگی را همین سایه‌ها می‌پندارند و با این سایه‌ها در تعامل هستند. آنها در مورد رفتار سایه‌ها پیش‌بینی می‌کنند و به خود امتیاز‌هایی هم می‌دهند! شاید افلاطون باارائه این نمایش سایه بازی در برابر مخاطبانی که با آن تعامل دارند اولین طراح بازی نیز به حساب آید!

در ادامه افلاطون شرایطی را تصویر می‌کند که در آن زنجیر از دست یکی از افراد باز شده و به پشت سرخود نظر می‌اندازد. این فرد به آهستگی با آتش پشت سرخود و دهانه غار آشنا می‌شود. او منبع سایه‌ها را می‌بیند که در حال حرکت و تکاپو هستند و در ادامه با خورشید روبرو می‌شود. این فرد در نظر افلاطون کسی جز فیلسوف نیست که به حقیقت دست یافته است. شاید به همین دلیل افلاطون فیلسوفان را مسئول ممیزی در آثار هنری در جامعه ایده آل خود قرار می‌دهد. به نظر او نظمی ‌اخلاقی بر جهان حاکم است و فیلسوف می‌تواند با عقل آن را کشف کند. به تدریج این فرد به یاد دوستان خود می‌افتد و به سوی آنها بازمی‌گردد. او برای آنها از جهان واقعی خارج از جهان سایه‌ها سخن می‌گوید اما افراد که به تماشا و تعامل با جهان سایه‌ها خوگرفته اند و به نوعی مانند بازیکنان بازی‌های ویدئویی در آن غوطه ور شده اند به آن فرد توجهی نشان نمی‌دهند. آنها همین دنیا را دوست دارند!

فناوری مورد استفاده افلاطون در استفاده از یک منبع نور در پشت سر تماشاچیان و نمایش سایه‌ها بر دیوار درآمدی بر فناوری مورد استفاده توسط سینما است. منبع نور درون غار مانند آپارات سینما ایدئولوژی یا درمعنای وسیع‌تر اخلاق را بازتولید می‌کند. اما بازی‌های ویدئویی به دلیل تعاملی بودنشان بیشتر از سینما می‌توانند مصداق این مطلب باشند. افراد درون غار به شدت با فیلسوف نجات دهنده مخالفت می‌کنند و بر حقیقی بودن سبک زندگی اصرار می‌ورزند که ناشی از  داشتن حس غوطه وری است.

افلاطون و بازی‌های ویدیویی | نگاهی به فلسفه در بازی‌ها، قسمت اول

بازی نور و سایه در شهر زیرآبی Rapture در بازی Bioshock

این مطلب که بازی‌های ویدئویی با اخلاق در ارتباط هستند در بازی‌هایی که فرد در قالب یک کاراکتر(خوب یا بد) بازی می‌کند بیشتر روشن می‌شود. بازی‌ها چارچوب اخلاقی خود را به بازیکن عرضه می‌کنند و بازیکن اگرچه در جزییات می‌تواند تغییرات ایجاد کند اما کلیات اخلاقی بازی در دست طراحان آن است. در یک بازی مهاجم بازیکن هرتعداد که بخواهد می‌تواند کاراکترهای غیر عامل یا هوش مصنوعی را در بازی بکشد و مکانیزمی ‌در بازی برای جلوگیری از این عمل وجود ندارد. انتخاب‌های اخلاقی بازیکن اگرچه می‌تواند پاداش‌ها و یا جریمه‌هایی برای بازیکن داشته باشند اما غالبا تصمیمات تعیین کننده یا پایان بخش برای بازی نیستند.

با اختراع جهان ایده‌ها توسط افلاطون، حقیقت به امری فراحسی تبدیل شد و هنرها که با حس سروکار داشتند بی اعتبار شدند. هنر و آفرینش زیبایی محصول الهام و از خود به در شدن هنرمند اطلاق شد و به باور افلاطون هنرمند نمیتوانست تعریفی عقلانی از کار خود ارائه دهد. افلاطون هنرها را براساس سود و زیان آنها می سنجید. آیا بازی‌های ویدئویی برای ما مفید هستند؟ معمولا بازیکنان برای فرار از واقعیت به سوی بازیهای ویدئویی می روند. این مساله آسیب پذیری آنها در برابر اعتیاد به این بازی‌ها را بالا می برد. بیشتر نوجوانان می توانند از هفته ای یک بار بازی کردن را شروع کنند و تا جایی پیش بروند که همه چیز را به مقابل صفحه نمایش منتقل کنند. اعتیاد به بازی ها با انواع دیگر اعتیادها تفاوتی ندارد و در این مسیر میان نوجوان و بزرگسال  هم تمایزی نمی‌گذارد. البته که این مساله مورد خوشایند افلاطون نخواهد بود.

درجهان معاصر با پیشرفت فناوری مرز میان واقعیت و مجاز در حال محو شدن است. بازی‌های ویدئویی قادر هستند صحنه‌هایی به بازیکنان نشان دهند که بسیار شبیه به جهان واقعی به نظر می‌رسد. اما افراد چه قدر علاقه مند هستند دنیایی شبیه به همین دنیای خود را در بازی هم تجربه کنند در حالیکه برای زندگی در این دنیا کافی است در خانه را باز کرد و بیرون رفت؟ شباهت بیش از اندازه موجودات دست ساخته انسان‌ها با خود انسان‌ها نه تنها تاثیرات مثبت ندارد بلکه فرد را دچار حالتی می‌کند که از آن به  عنوان دره وهمی ‌یاد می‌شود. این مساله می‌تواند مثل تفاوت عکاسی با نقاشی باشد؛ درحالیکه عکاسی واقعیت را با تمام جزییات نشان می‌دهد یک نقاشی خوب روح و ذات یک  شی را به تصویر می‌کشد. بنابراین با فرار از واقعگرایی، دراینجا هنرمند قادر است از فرم‌ها برای به تصویر کشیدن جهان ایده‌ها با استفاده از تخیل خود استفاده کند.

درست همانگونه که هنرمندان عصر رنسانس با تاثیر گرفتن از نظرات افلاطون فرم را در کار خود ارتقا دادند؛ در آن زمان نیز هنرمندان دیگر نمی‌خواستند جهان واقعی را تصور کنند بلکه به دنبال ایده آل کردن آن و نزدیک کردن آن به جهان ایده آل افلاطون بودند. در هنر رنسانس مسیح که پیش از این رنجور و لاغر نشان داده می‌شد ظاهر خدای یونانی آپولون را به خود گرفت، مریم شبیه به ونوس تصویر شد و کودکی مسیح ظاهر اروس یا خدای عشق را به خود گرفت. هنرمندان که دیگر نمیخواستند رنج زندگی را به تصویر کشیدند با ایده آل کردن فرم‌ها آثار هنری را از رنج رها کردند. شاید شبیه به آنچه برخی بازی‌های ویدئویی انجام داده اند.

افلاطون و بازی‌های ویدیویی | نگاهی به فلسفه در بازی‌ها، قسمت اول

بنیانگذاران ایالات متحده‌ی امروزی در عصر کلمبیا! – بازی Bioshock Infinite

در بازی Bioshock Infinite نسخه ای ایده آل از شهر آرمانی آمریکایی‌ها یعنی کلمبیا نشان داده می‌شود. دراینجا بنیانگذران آمریکا در هیبت پیکره‌های مذهبی نمایش داده می‌شوند و هر یک نمادی در دست دارند: جفرسون طوماری به دست دارد که نمادی از قانون است، واشنگتن، شمسیر را با نماد قدرت در دست دارد و فرانکلین کلیدی در دست دارد که نمادی از دانش است. رنگ، معماری و لباس شهروندان نیز نسخه ای ایده آل از جهان آمریکایی در شهری بر فراز آسمان‌ها را تصور می‌کند. دراین بازی دیالوگ‌ها نیز به بهترین شکل، با احساس و تیاترگونه هستند. کاراکتر اصلی یعنی الیزابت نیز با به هم ریختن تناسبات توسط طراحان کاراکتر مانند یک مدل زیبا ساخته شده است؛ همانگونه که نقاشان رمانتیسیسم درختان را بلند‌تر از اندازه واقعی آن‌ترسیم می‌کردند تا زیباتر و گویاتر به نظر آیند. تمام آنچه در به کمال رساندن فرم ها در این جهان دیده می‌شود تلاشی برای نشان دادن شهری زیبا، آرمانی و ایده آل فراتر از جهان طبیعی و محسوس واقعی است. جهانی که میتواند بر جهان ایده ها و مثال های افلاطون طعنه زند.

دیدگاه
۱۳ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:27: 
:D 
:40: 
:44: 
:-) 
:10: 
:41: 
:60: 
;) 
:59: 
:( 
:16: 
:162: 
:13: 
:\ 
:22: 
:42: 
:11: 
:111: 
:17: 
:20: 
:wow: 
:| 
:49: 
:54: 
:56: 
:45: 
:47: 
:46: 
:43: 
:57: 
:like: 
:dislike: 
:metal: 
:51: 
:52: 
:55: 
:58: 
:48: 
:spoiler: 
:53: 
:steam: 
:xbox: 
:PS: 
:n: 
:50: 
:discord: 
 

13 Replies to “افلاطون و بازی‌های ویدیویی | نگاهی به فلسفه در بازی‌ها، قسمت اول”

  1. بنظرم بازی‌های ویدئویی هیچوقت نمیتونه با فلسفه‌ای افلاطون سازگار بشه. چون هدف اصلی خیلی از بازیکن‌ها تجربه‌ کردن چیزی است که تو دنیای واقعی یا خطرناکه یا امکان‌پذیر نیست. اما بازیکن میتونه با تجربیاتی که از بازی‌های ویدئویی بدست میاره، خیلی بیشتر خوب و بد دنیا رو درک کنه و به اون نوری که افلاطون اشاره می‌کرد نزدیک باشه. بازی‌های ویدئویی نمیتونه با فلسفه‌ای افلاطون ساخته بشه، اما میتونه بازیکن رو به اون مسیری که افلاطون میخواست هدایت کنه.
    ممنون از مقاله :58:

    ۲ ۲
    1. کلا بخش عمده ای از اونچه که ما امروز اسمش رو هنر میذاریم، با فلسفه ایده آل گرایانه افلاطون در تضاده، بازی که جای خودشو داره.

      ۵ ۱
    2. ممنون از اینکه مقاله را مطالعه کردید
      همونجور که در آخر مقاله بیان شده و در نظرات هم دیده میشه صورت های جدید بازی های ویدئویی با پیشرفت در فرم و گرافیک میتونن جهانی ایده آل را تصویر کنن که این مساله بر زیبایی شناسی فرمی و ایجاد لذت در مخاطبان هم موثر هست.

      ۳ ۲
  2. تیتر این مقاله منو برای خوندنش تشویق کرد؛ فکر میکردم به استفاده از عناصر و تفکرات فلسی در بازی ها میپردازه، اما حداقل تا اینجای کار فقط به تفکرات افلاطونی پرداخته؛ تفکراتی که با فلسفه و هنر مدرن فاصله زیادی داره. امیدوارم قسمت های بعدی بهتر باشه.

    ۵ ۱
    1. در تیتر به بررسی دیدگاه افلاطونی اشاره شده و آنچه که در اون وعده داده شده هم تحویل داده شده و قصد بر گمراه کردن نیست!
      نوشتن عبارت «قسمت اول» هم نشون‌دهنده‌ی دنباله‌دار بودن این مقالاته و متعاقبا پرداختن به مکاتب فلسفی و نظری بیشتر در آینده.
      موفق باشید.

      ۲ ۱
  3. البته از اونجایی که تنها یک قسمت از این مقاله رو مطالعه کردیم، هنوز کمی زوده برای اظهار نظر دقیق. اما فکر می کنم پایه بحث، بر فلسفه افلاطون و رویکردش نسبت به هنر منعکس شده (حالا در پوسته های مختلف و احتمالا از جمله ویدئوگیم) در جامعه است.
    در صورتی که هنوز بر هنر بودن ویدئوگیم در میان صاحب نظران و منتقدان مطرح، مجادله بسیار هست. از نمونه های خیلی معروفش هم می شه به مقاله راجر ایبرت فقید در همین خصوص اشاره کرد.

    ۲ ۳
    1. به نظر من نمیشه هنر بودن بازی هارو انکار کرد. بازی ها از رقص چی کمتر دارن که هنر محسوب نشن؟

      ۲ ۲
    2. این مقاله با این فرض که بازیهای ویدئویی هنر هستند نوشته شده .. بله، راجر ابرت از منتقدان هنر بودن بازی ها بود که یکی از دلایلش هم این مساله هست که ما در بازی برد و باخت داریم ولی در تجربه هنری نه..با وجود این رویکردهای مختلفی برای هنر بودن یک اثر مطرح میشه و اگر مایل هستید میتونید از نظرات دومینیک لوپز و گرانت تاوانیر استفاده کنید. شاید بازی های دراول راهشون هنر نبودن ولی مسیر اونها به این سمت رفته که تبدیل به یک نوع جدید هنری بشن

      ۴ ۲
  4. RDH13 🌵 گفت:

    عاشق افراد فیلسوف نما و فیلسوف نگار همیشگی کامنتا شدم فقط :| جز نویسنده حالا🤨🧐😂😂😂
    بذارید ادامشو دگ
    هرروز باس بیایم چک کنیم
    دمتونم گرم ک اصن ب این زاویه ام توجه کردین و اهمیت قائل شدین و نوشتین
    چون خیلی کمه مخصوصا اینجا
    این سری بعده بازیو پررنگ تر کنین
    بازم مرسی کلی🙏

    ۳ ۰
    1. مرسی که وقت گذاشتین و فیدبک دادین، این سری مقالات ادامه دار هستن و با استقبالی که شده سعی میکنیم قسمت های بعدی رو پروپیمون تر تدارک ببینیم و از دایره ی فلسفه هم فراتر بریم و به موضوعات مختلف بپردازیم. ریتم انتشار هم هفتگی خواهد بود و به محض انتشار از طریق اینستگرام، تلگرام و توییتر دنیای بازی اعلام میکنم (@dbazinews)
      درباره ی مورد اول هم با هم دوست باشیم :40:

      ۲ ۱
  5. RDH13 🌵 گفت:

    آ راسی ضمنا نیازیم نی اشاره کنیم و بگیم ک اون اثرم ک عکسشو گذاشتین افلاطون نی
    خو گناه داره
    خودشو بذارید دگ بیشتر توجه کونین
    دلش میشکنه تو این قرنطینه ای

    ۲ ۱
    1. منظورتون نقاشی هست؟ اسم نقاشی مکتب آتن هست و اون دو آدمی که وسط نقاشی هستن یکی افلاطون هست و دیگری ارسطو

      ۱ ۲
    2. RDH13 🌵 گفت:

      صحیح اما منظور من همون عکس از نقاشی “مرگ سقراط” اثر ‘ژاک لوئی داوید’ هست!😅

      ۲ ۰