توسط حامد محمدپور در ۲۵ مرداد ۱۳۹۸ , ۱۴:۱۴

از نکاتی که همیشه در همه امور زندگی بشر مورد توجه قرار گرفته است، ارائه ایده‌های جدید برای شروع یک حرکت یا کشف یک تئوری جدید و به کمال رساندن آن است. درواقع بشر با کنار هم قرار دادن ایده‌های هرچند کوچکی که به دست می‌آورد به دستاور‌های بزرگی می‌رسد. این موضوع در بازی‌های ویدئویی هم وجود دارد و بعضا شاهد این هستیم که عناوین بزرگ و با کیفیت ایده‌های ابتدایی خود را از بازی‌هایی گرفته‌اند که شاید نتوانسته‌اند موفق ظاهر شوند اما به واسطه ایده‌های خوبی که برای اولین بار، هرچند ناقص، در اثر خود ارائه کردند باعث بسط و گسترش یافتن ایده‌های تکمیلی دیگر شده‌اند. عنوان کلیسایی در تاریکی (The Church in the Darkness) از جمله همین عناوین است. در ادامه با آخرین مقالات بازی و نقد بازی The Church in the Darkness در دنیای بازی همراه باشید.

کلیسایی در تاریکی یک بازی ایزومتریک یا دید از بالا است که در سبک اکشن ادونچر در جریان است. بازی در دهه ۷۰ میلادی روایت می‌شود و به موضوع داغ آن زمان از تاریخ میلادی می پردازد. در دهه ۷۰ میلادی بحث‌های مذهبی و فرقه‌ای به اوج خود رسیده بود و انسان‌ها در تلاش بودند هر کدام سمت و فرقه مخصوص خود را داشته و با جمع آوری هواداران یا به اصطلاح هم کیشانی سمت خود، باعث قدرتمند کردن هر چه بیشتر خود و کیش خود بودند. داستان در منطقه‌ای از آمریکای جنوبی رخ می‌دهد و شخصیت اصلی ما که «ویک» Vic  نام دارد درصدد است ماموریتی که Collective Justice نام دارد را به انجام برساند. ویک در این مامرویت به دنبال برادر زاده خود می‌گردد که عضو یکی از همین فرقه‌های داخل بازی شده است. داستان بازی از لحاظ فرم و ماهیت کلی جالب به نظر می‌رسد و حتی دیالوگ‌های موجود در بین مردم و شخصیت‌های داخل بازی به همراه دست نوشته‌ها و روزنامه‌های مختلف که در سرتاسر بازی پخش شده است به خوبی به داستان و اشنا شدن مخاطب با محیط داخل آن کمک می‌کند. این نکته بسیار خوب و مثبت ارزیابی می ّود اما یکی از مسائل مهمی که شاید برای مخطابین امروزی و مخصوصا مخاطبینی که از نقاط دیگر دنیا هستند کمی عذاب آور باشد این است که سازندگان خیلی زیاد به مسائل محلی و تنش‌های حاصل از مسائل فرقه‌ای که مخصوص به آن منطقه است دنیا می‌باشد توجه کرده‌اند و این موضوع باعث می شود تا شاید حس همذاپنداری و احساس این حضور در این فضا برای یک مخاطب نا آشنا سخت و گنگ به نظر برسد. البته روند آشنایی با محیط و آشنایی با شخصیت‌ها به شکلی است که این امر شاید به ندرت حس شود.

اما حتی اگر از داستان این بازی بگذریم بازی در بخش گیم‌پلی وضعیت بسیار ناخوشایندی دارد. می‌توان به جرات گفت از همان ابتدا که بازی شروع می‌شود حس نافرم و بدقلق بودنی است که مستقیم به مخاطب منتقل می‌شود. با این که سبک بازی اکشن ادونچر است و البته در جای جای بازی مکان‌هایی برای جستجو و گشت و گذار برای ژیدا کردن آیتم‌ها و موارد دیگر موجود است، اما این روند فقط در همیان چند دقیقه ابتدایی بازی جالب به نظر می رسد. در برخی موارد وسط یک درگیری که مهمات کم آوردم به شکل خندهداری در داخل ساختمان‌ها و یا از داخل جیب افرادی که کشته شده‌اند به دنبال مهمات می‌گشتم در حالی که در تیر رس دشمن بده و می‌توانستم کشته شوم. بازی دو حالت مخفی کاری و اکشن دارد که بسته به روحیه خود مخاطب که انتخاب کند به کدام شکل بازی را انجام بده. خوشبتانه انتخاب هر کدام از این مسیر‌ها و البته تصمیم به کشتار و از بین بردن دشمنان هر کدام تبعات خاص خودش را دارد و به خیلی سریع در بازی و بین شخصیت‌ها دیده می‌شود. برای مثال اگر شما تعداد نفرات کمی را بکشید یا کلا از کشتن آنها صرف نظر کنید و بیشتر سعی کنید مخفی کاری به بازی ادامه بدید، در مقابل در صورتی که گرفتار شوید نحوه برخورد دشمنان با شما هم ملایم و آرام خواهد بود. در غیر این صورت اعدام خواهید شد. با هر بار کشته شدن بازی ابتدا آغاز خواهد شد و مجبور هستیم تا دوباره همان مسیر‌ را طی کنیم. نکته قابل توجه این تکرار و شروع مجدد این است که ما با خلق و خوی و البته رفتار دشمنان در دور الو اشنا شدیه‌ایم و این بار می‌توانیم با تمرکز و البته نقشه بهتری از مسر قبلی عبور کنیم. که البته این امکان هم آنچنان جذاب نیست و چنگی به دل نمی‌زند و شوقی برای مخاطب ایحاد نمی‌کند چون مدت زمان بازی کوتاه است و حتی اگر کمی دقت در مخفی کاری خود داشته باشیم می‌توانیم بازی را در کمتر از نیم ساعت به پایان برساینم.

بازی در امر گرافیک هم به واسطه ایزومتریک بودن خودش تا حدودی خوب عمل کرده است. البته با توجه به نیت سازنده و ایده‌ای که برای ساخت این عنوان در سر داشت می‌توان گفت که گرافیک بازی قابل قبول و نمره قبولی را می گیرد.

آقای Richard Rouse که کارنامه خوبی در چندین سال حضور خود در امر بازی‌سازی دارد، تلاش کرده است تا با تزریق و ارائه یک ایده ناب  اثر متفاوت را خلق کند که البته تا حدودی هم توانسته است. اما در کل بازی The Church in the Darkness با همه ایده‌های خوبی که داشت نوانسته است به شکلی ایدهآل ظاهر شود.

 

Resolution

Platform: PS4 – Score: 4 out of 10

Despite all of its good ideas, The Church in the Darkness could not present an ideal form.

(این نقد بر اساس نسخه منتقدین بازی نوشته شده که توسط  Paranoid Productions در اختیار دنیای بازی قرار گرفته است.)

 

نکات مثبت

اشنا شدن با وقایع و اتفاقات دهه 70 میلادی

نکات منفی

بازی خیلی سریع خسته کننده می شود.

شروع هر بار بازی از ابتدا جذابیت خاصی ندارد

با وجود چند پایان مختلف اما هیچ کدام چنگی به دل نمی زنند.

4
ناخوشایند
دیدگاه
۰ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید