توسط مبین محمدی در ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ , ۱۹:۰۰

شیطان‌کش (Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba) انیمه‌ای به کارگردانی هارئو سوتوزاکی و با نویسندگی هیکارو کوندو بوده که در استودیو Ufotable بر اساس مانگایی با همین نام از کویوهارو گوتوگه، ساخته شده است. در ادامه با دنیای بازی همراه باشید تا به معرفی/ نقد انیمه Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba بپردازیم.

 

ژانر:  اکشن٬ شیطان٬ تاریخی٬ شونن٬ ماورالطبیعه

کارگردان: هارئو سوتوزاکی Haruo Sotozaki

نویسنده: هیکارو کوندو Hikaro Kondo

استودیو: Ufotable

پخش‌کننده: Aniplex,Shueisha

سال پخش:  اولین پخش ۶ آوریل ۲۰۱۹

تعداد قسمت‌ها: ۲۶

درجه‌بندی سنی: R بزرگتر از ۱۷ سال

تانجیرو

از دیرباز شایعاتی در مورد شیاطینی که شب ها در جنگل پرسه می‌زنند و به گوشت و خون انسان تشنه اند وجود داشت. گفته می‌شود هر کس که شب ها در این مکان پا بگذارد از خود طعمه ای لذیذ و آماده برای این شیاطین ساخته است. در این بین اما انسان ها بیکار نمانده و جنبشی به نام سپاه شیطان‌کش را به وجود آورده اند که از انسان ها در مقابل این مخلوقات بد طینت محافظت کند…

داستان کلی انیمه شاید کلیشه‌ای به نظر برسد اما چیزی که آن را از دیگر کلیشه هایی که دیده و شنیده ایم متمایز میکند این است که ژاپنی ها آن را برای ما بازگو می‌کنند

در کلبه چوبی کوچکی در کوهستان، تانجیرو کامادو، پسرکی ذغال فروش، به همراه خانواده اش زندگی می‌کنند. تانجیرو برای گذران زندگی هر روز به شهری در پایین کوهستان رفته و ذغال‌هایی را که در کوهستان مشغول به جمع‌آوری چوب‌های آن بوده می‌پردازد. داستان از یک روز معمولی شروع می‌شود، روزی که تانجیرو به قصد خرید خوراکی و فروش ذغال‌هایش به سمت شهر عزیمت میکند اما چون فروش ذغال‌ها تا شب طول می‌کشد و از آنجایی که در راه بازگشت به خانه جنگل بزرگی وجود دارد که شیاطین در آن لانه کرده‌اند به توصیه یکی از آشنایان تصمیم می‌گیرد که شب را در شهر بماند. تانجیرو که از بدو تولد دارای قدرت بویایی بسیار قوی بوده و حتی می‌تواند متوجه احساسات افراد هم بشود، صبح روز بعد هنگامی که به خانه نزدیک می‌شود بوی خون به مشامش می‌رسد و این یعنی اتفاقی افتاده است. وقتی به خانه می‌رسد تمام خانواده اش را غرق در خون می‌بیند، یک نفر تمام افراد خانواده او را سلاخی کرده است. آیا یک شیطان این کار را کرده است؟

تصویر بو هایی که تانجیرو می تواند احساس کند

تانجیرو که عاجزانه به دنبال نشانه‌ای از حیات بود متوجه می‌شود. بدن خواهرش یعنی نزوکو هنوز گرم است پس تصمیم می‌گیرد قبل از این که دیر شود، خواهرش را به پزشک در شهر برساند. اما در راه شهر نزوکو به شیطان تبدیل می‌شود و قصد جان تانجیرو را می‌کند. در این حین یک شیطان‌کش از اعماق جنگل ظاهر شده و فرشته نجات تانجیرو می‌شود، اما چون کار او کشتن شیطان است، تصمیم دارد تا نزوکو را به قتل برساند. تانجیرو که تنها عضو باقی مانده از خانواده‌اش را در خطر مرگ می‌بیند، به شیطان‌کش حمله می‌کند اما قبل از اینکه بتواند نبرد خود را آغاز کند، زخمی به زمین می‌افتد. در کمال ناباوری نزوکو که هنوز احساسات انسان‌ها در وجودش باقی مانده است، در مقابل شیطان‌کش از برادرش دفاع می‌کند و این همان اتفاقی‌ست که تا به حال در میان شیاطین نیفتاده، چیزی که باعث می‌شود شیطان‌کش را از هدفش منصرف کند.

نور می تواند شیطان ها را بکشد

شیطان‌کش تنها راه ممکن را پیش روی تانجیرو می‌گذارد. تانجیرو باید به دیدن مردی به نام اوروداکی برود، کسی که می‌تواند تانجیرو را برای شیطان کش شدن آماده کند.این تنها راهی‌ست که می‌تواند به تانجیرو کمک کند تا انتقام خانواده‌اش را بگیرد و راهی برای تبدیل دوباره‌ی خواهرش به یک انسان پیدا کند… داستان انیمه حول این هدف ها دنبال می‌شود.

اوج خستگی و درماندگی

داستان کلی انیمه شاید کلیشه‌ای به نظر برسد اما چیزی که آن را از دیگر کلیشه هایی که دیده و شنیده ایم متمایز میکند این است که ژاپنی ها آن را برای ما بازگو می‌کنند، پس تقریبا از خوب بودن داستان خیالمان راحت است،  البته سوال‌های بی‌شماری در ذهن شکل می‌گیرد که ممکن است برای بعضی ها خوشایند و برای بعضی نیز تلخ باشد. سوال‌هایی که پس از تماشای هر قسمت بدون جواب باقی می ماند برای مثال نزوکو که از تانجیرو در مقابل شیطان‌کش محافظت کرد چرا اول به برادرش حمله کرد و قصد جان او را داشت؟ اگر بگوییم غریزه اش باعث این حمله شده این سوال پیش می آید که بار دوم چرا توانست جلو این غریزه را بگیرد. تقریبا در تمام قسمت های پخش شده این سری از این نوع سوالات در ذهن‌مان به وجود می آید که ما را تشویق می‌کند تا منتظر باشیم و در ادامه‌ی ماجرا جواب خود را بگیریم.

آخر هر قسمت تانجیرو از مانگا بیرون می آید و معما طرح می کند

شخصیت پردازی تانجیرو بسیار خوب انجام شده است به طوری که به راحتی می‎توانیم خودمان را جای او بگذاریم. خانواده دوستی و محبتش به تک تک اعضای خانوداه حتی در دقیقه‌های محدودی که به نمایش کشیده شد، بسیار دلنشین و بارز است همین باعث می‌شود هنگامی که با صحنه‌ی قتل خانواده تانجیرو رو به رو می‌شویم، غم و اندوه تانجیرو را احساس کنیم.

 هم‌چنین با اینکه حتی یه کلمه از نزوکو نمی‌شنویم ولی حسی که در بدن بی روحش نسبت به برادرش وجود دارد به راحتی قابل درک کردن است.

طراحی شخصیت‌های منفی و شیاطین بسیار خوب کار شده اند و همراهی بعضی از آن‌ها با شوخی‌هایی که از شیاطین ترسناک و خون‌خوار انتظار نداریم. مقداری بار کمدی را هم القا می‌کند که به جذاب شدن انیمه کمک می‌کند. البته درست زمانی که به حس نفرت برای نابودی شیاطین نیاز داریم با یک دیالوگ یا داستانی از گذشته همه چیز تغییر می‌کند. شاید فراموش کردن نام کاراکتر‌ها برایمان راحت باشد اما به این راحتی نمی‌توان چهره و خصوصیات اخلاقی آنها را از ذهن‌تان پاک کنید.

تصویر زیبای شهر

از لحاظ بصری و هنری ترکیب رنگ عالی در این انیمه وجود دارد، زیبایی در طراحی محیط و نورپردازی به طرز فوق‌العاده‌ای ما را به وجد می‌آورد. با اینکه در انیمه‌ها معمولا کاراکتر‌های اصلی برای ما اهمیت دارند و زیاد به محیط توجه خاصی نمی‌کنیم اما این انیمه خلاف این موضوع را ثابت کرده است. محیط کوهستان، درخت‌ها، شالیزار‌های برنج و فضاپردازی شهرها به طرز خارق‌العاده ای زیبا کار شده اند. فضاها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که شبیه به تابلوهای نقاشی هستند.

حالت چهره ها یکی دیگر از نکات مثبت طراحی این انیمه است. حالت فانتزی که در انیمه های ژاپنی سراغ داریم به خوبی رعایت شده است. حس در‌ماندگی، ترس، لذت و ترحم به راحتی از چهره‎ی شخصیت‌های انیمه قابل درک است. این موضوع مخصوصا در مورد نزوکو بسیار جالب است چون نزوکو قادر به حرف زدن نیست اما تمام احساساتش چه به عنوان یک شیطان و چه به عنوان یک خواهر از حالت چشم‌ها و ابروهایش منتقل می‌شود. تنها ایرادی که می‌توان به این چهره پردازی‌ها گرفت. تغییر نکردن تانجیرو پس از سپری شدن دو سال از عمرش است، چون تانجیرو در سن نوجوانی قرار دارد و اگر کمی سخت گیری کنیم، انتظار داریم که نسبت به دوسال قبلش تغییراتی را در بدن و چهره‌اش ببینیم.

 شیطان‌ها که تعداد نسبتا زیادی از کاراکترهای این انیمه را تشکیل می‌دهند نیز به خوبی طراحی شده‌اند. حس نفرت و ترس در هنگام مواجه با این شخصیت‌ها به بیننده القا می‌شود و هر چه شیطان خطرناک‌تر باشد این ویژگی از توانایی‌ها و هیبت شیطان مشخص است و در هنگام رویارویی با این شخصیت‌ها خیلی راحت می‌توانیم متوجه شویم که دردسر در کمین است. شیطان های بالا‌رده که نقش‌های کلیدی در داستان دارند تقریبا همانند انسان‌ها هستند فقط از حالت مردمک و رنگ عنبیه چشم‌شان می‌توان آن ها را شناخت .

اوروداکی همیشه ماسک شیطان را بر چهره دارد

قسمت آخر و بسیار مهم بعدی، موسیقی و صداگذاری این انیمه است. جزیی جدایی ناپذیر و تاثیرگذار که در هر انیمه‌ای توجه ما را به خود جلب می‌کند. صداپیشگی تانجیرو بر عهده ناتسوکی هانائه است که توانایی خود را با جان بخشیدن به تانجیروی نوجوان و احساستش به تصویر می‌کشد. لمس احساسات تانجیرو، مهربانی، بخشش و اندوه این کاراکتر با دوبله‌ی بسیار قوی‌اش کامل و بی نقص شده است. از دیگر صداپیشگان می‌توان آکاری کیتو در نقش نزوکو، آیی کاکوما در نقش ماکومو و یوکی کاجی در نقش سابیتو را نام برد. در کل صداگذاری بسیار خوب کار شده و نمی‌توان‌ ایرادی از آن گرفت.

  اما از بهترین قسمت‌های این اثر می‌توان به موسیقی متن آن اشاره کرد. آن‌قدر موسیقی عالی کار شده که هر چه از آن تعریف کنیم کم است در واقع کاری که یوکی کاجیورا و گو شیینا انجام داده‌اند باعث شده که احساسات در فیلم موج بزنند و تاثیر عمیق‌شان را در روح و جان‌مان بگذارند. انتخاب آهنگ کاملا متناسب با صحنه‌ای است که نمایش داده می‌شود. اگر با طراحی شخصیت‌ها، فضا پردازی و داستان مایل شوید تا داستان را دنبال کنید قطعا موسیقی متن این انیمه همان چیزی‌ست که باعث شده لحظات مختلف انیمه تبدیل به یک صحنه‌ی حماسی و یا تراژدی بی نقص شود.

 موسیقی آغازین هر قسمت توسط که LiSA کار شده است یکی دیگر از نقاط قوت انیمه Demon Slayer است. حداقل برای من این اتفاق نیوفتاده که یک‌بار هم آن را رد کنم چون گوش دادن به آن خالی از لطف نیست.

انیمه شیطان کش (Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba) سریالی زیبا و احساسی است که مبارزات و اکشن در آن به زیبایی کار شده، کارگردانی بسیار خوب بوده و داستان آن راضی کننده است. اگر برای اولین بار می خواهید پا به دنیای انیمه بگذارید این اثر برای شما توصیه می شود هم چنین برای کسانی که خوره‌ی انیمه هستند این انیمه خوراکی‌ست که می تواند حس تشنگی روح‌شان را سیراب کند.

دیدگاه
۰ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید