توسط محمد حسین بطحایی در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ , ۲۰:۰۰

نوشتن در مورد چیزی به عظمت «کیمیاگر تمام فلزی: برادری» (FullMetal Alchemist: Brotherhood)، کمی زجرآور است. نه این که اثری بد باشد یا جایی از دیدن آن خسته شده باشم. به هیچ وجه. چون اساسا سه باری که این مجموعه را پشت هم و قطاری دیده‌ام حتی ذره‌ای خستگی درم رسوخ نکرد. با معرفی انیمه‌ی Fullmetal Alchemist: Brotherhood همراه دنیای بازی باشید.

کارگردان: یاسوهیرو ایریه

نویسنده/ خالق: هیرومو آراکاوا

استودیو سازنده: Bones

ژانر: ماجرایی, علمی تخیلی, فانتزی


رده بندی سنی: PG 16


سال انتشار: ۵ آپریل ۲۰۰۹

نگاهی بر نشان نقره‌ای بر روی گردنش می‌اندازد، ساعت جیبی است که هر کیمیاگر دولتی بر گردن دارد و نشان مخصوص‌شان محسوب می‌شود. به آرامی مهری که بر روی آن اعمال کرده است را با کیمیاگری برمی‌دارد و آن را باز می‌کند. زیر آن تاریخی است که خود او و برادرش آن را به خوبی به یاد دارند. ” ۱۱/اکتبر/۳ رو از یاد نبر” جمله‌ای که هر بار جلوی چشمان‌اش قرار می‌گیرند، مصمم‌اش می‌کند که رو به جلو قدمی مرگبارتر و دردناک‌تر بردارد. جمله‌ای که نمایانگر تاریخی است که او و برادرش خانه مادری خود را با دستان خود سوزاندند. نه برای این که بزرگترین اشتباه زندگی خود را بپوشانند. نه برای این که آن را مخفی کنند یا از آن فرار کنند. بلکه برای این که دیگر برگشتی نداشته باشند. دیگر نقطه‌ای برای عقب نگاه کردن نداشته باشند و فقط مستقیم به جلو حرکت کنند. «ادوارد» (Edward)، ساعت جیبی‌اش را می‌بندد، بار دیگر با کیمیاگری دریچه‌ی آن را با ظرافت مهر می‌کند و از زیر موهای طلایی و افتاده اش به «آلفونس» (Alphonse) نگاه می‌کند که ناچارا تمام شب را در قطار بیدار مانده و به منظره با سرعت در حال حرکت بیرون خیره مانده است. ضربه‌ای بر پیکره‌ی آهنی و تو خالی برادر زرهی‌اش می زند و می‌گوید که کم‌تر از سی دقیقه تا مقصد بعدی فاصله دارند. ممکن است سنگ فلاسفه بالاخره در دستان‌مان باشد… .

مسئله‌ی سخت انیمه‌ها

مسئله اینجا است که نوشتن در مورد همچین انیمه‌ای نیاز به فکر و زمان بسیار زیادی دارد. از کجا شروع کنیم و به کجا برسیم، چه نتیجه‌ای بگیریم و… . حقیقتا به هیچ وجه قصد نقد انیمه‌‌ی Fullmetal Alchemist: Brotherhood را ندارم. نقد کردن و نمره دادن از ده اگر در فرمت بازی‌های ویدئویی نیز تا این حد باب نبود، می‌انداختمش دور و سیستم ارزشیابی دلخواه خودم را وارد عرصه می‌کردم و بر اساس ذهنیت خودم به بازی‌ها، برچسب می‌چسباندم. حقیقتاً نمره دادن به انیمه‌ها خیلی سخت‌تر است. چون اگر مبنای ارزشی سر برخی بازی‌ها نسبت به بازی های دیگر متفاوت‌تر باشد. این موضوع سر انیمه‌ها وحشتناک شدیدتر است. دیدی که باید به یک انیمه اکشن تا یک انیمه رومنس و یک انیمه هارم و کمدی داشته باشید آن چنان متفاوت است که قابل مقایسه نیستند. من می توانم بیایم این جا و School Rumble را مورد بررسی قرار دهم و ۱۰ نیز بدهم. همین کار را نیز با «کیمیاگر تمام فلزی: برادری» کنم. طرفدارهای شونن اکشن قطعاً نمی توانند وجود نمره ۱۰ را برای انیمه ای مثل School Rumble در کنار انیمه‌ی Fullmetal Alchemist: Brotherhood درک کنند. فاصله بین سبک‌های مختلف انیمه‌ها تا حدی زیاد شده که حتی اگر پنج نفر عاشق انیمه کنار هم بنشینید، ده سال هم با هم رفیق باشید، باز هم نمی‌توانید انیمه‌های محبوب خود را به یک‌دیگر معرفی کنید و انتظار واکنش کاملاً مثبتی داشته باشید. نکته بدتر ماجرا آنجا است که حتی نمی‌توانید یک انیمه با نمره کامل را به هرکس معرفی کنید. بر خلاف بازی‌های ویدئویی که نسبت به همه‌ جوانان امروزی آغوشش باز است و شاهکارهایش برای اکثریت قابل تجربه، مخاطب انیمه، هر چند رشد سرسام‌آوری در سال‌های اخیر داشته، ولی با این حال هم‌چنان یک مدیوم و رسانه مخاطب خاص است و احتمال بالایی وجود دارد که شما «کیمیاگر تمام فلزی: برادری» را به رفیق‌تان معرفی کنید و دو هفته بعد انیمه را به روی صورت شما بکوبد و مراتب انزجارش را نشان بدهد.

به همین علت متن‌هایی که من درخصوص انیمه‌ها به رشته تحریر در می‌آورم، نقد و بررسی نیستند. البته که درمورد هرکار صحبت و نقد انجام می‌گیرد، اما نمره‌ی عددی مطمئناً داده نمیشود. در وضع فعلی بهتر است صرفاً از مطالب لذت ببرید و به این که ارزش نهایی کار “چقدر” است آن‌ چنان توجهی نداشته باشید. خیلی از اصل مطلب دور نشویم و برگردیم به دنیای کیمیاگرهای آمستریسی و ببینیم چرا این قدر آن‌ها را دوست داریم.

تبادل برابر

حقیقتاً وقتی در بزرگ‌ترین سایت رتبه بندی مختص به انیمه، رتبه اول بهترین انیمه‌ها از لحاظ امتیازات کاربران را دارید قطعاً متوجه این موضوع می‌شوید که کاری که با آن سر و کار دارید، حتی اگر در حد بهترین تجربه‌های شما در دنیای انیمه ظاهر نشود. حداقل به طور قطع اثر فاخری خواهد بود. این موضوعی است که اساس بحث ما در مورد انیمه‌ی Fullmetal Alchemist: Brotherhood است. انیمه اکشن شوننی که در سال ۲۰۰۹ آغاز شد و اقتباسی بر اساس مانگای Fullmetal Alchemist (بدون پسوند Brotherhood) اثر خانم هیرومو آراکاوا بود. انیمه با پخش بالغ بر ۶۴ اپیزود در جولای سال ۲۰۱۰ به اتمام رسید و می‌توان با اطمینان گفت هنگام پخش خود دنیا را لرزاند. سوال این نیست که چرا کیمیاگر تمام فلزی: برادری انیمه خوبی است. در حقیقت اگر شما با این اثر رابطه‌ای برقرار نکرده‌اید در یک اقلیت به شدت محدودی قرار دارید که دلایل‌تان تنها می‌تواند مختص به خودتان باشد. در واقعیت Fullmetal Alchemist: Brotherhood از آن دست انیمه‌هایی است که چه آن هایی که تازه با این رسانه آشنا شده‌اند، چه کسانی که تفریحی انیمه می‌بینند و چه آن‌هایی که حرفه‌ای و جدی این رسانه عظیم را هر هفته زیر نظر دارند، بر شاهکار بودن‌اش اتفاق نظر دارند. حقیقتاً داستان، شخصیت پردازی و طراحی‌شان، کارگردانی سکانس‌های اکشن و احساسی و صد البته موسیقی شاهکار این مجموعه، تاثیر به سزایی در رسیدن انیمه به این امر داشته. به هر حال این همه سال که انیمه دیده‌ام، می‌دانم چقدر انیمه این همه فضل و خوبی را با هم دارند و باز هم مورد اقبال این چنینی قرار نمی‌گیرند. بگذارید مستقیم بپرم به اصل موضوع. “دنیا”! دنیایی که اتفاقات انیمه‌ی Fullmetal Alchemist: Brotherhood در آن رخ می‌دهد، اسکلت اصلی ای است که اثر را نه تنها حفظ می‌کند بلکه بالا و بالاتر می‌برد. این هنر هیرومو آراکاوا است که دنیایی هر چند در ابعادی بسیار کوچکتر ولی با جزئیاتی خارق‌العاده و باورنکردنی خلق کند که در عین تناقض، به شدت فهم وقایع آن و نزدیک شدن به فضای آن آسان و دنبال کردن آن به شدت ساده است.

شکافتن این موضوع بسیار لذت‌بخش است. در سه قسمت اول اطلاعاتی که از ساختار دنیایی Fullmetal Alchemist: Brotherhood و مخصوصاً آمستریس از طریق پس‌زمینه‌ها و تصاویر و… بدون هیچ اشاره مستقیمی به دست می‌آوریم به شدت مفید و مختصر هستند. در این دوره‌ی زمانی تکنولوژی آمستریسی‌ها دقیقاً به اندازه‌ی تکنولوژی اروپا هنگام جنگ جهانی اول است. وجود قطارهای بخار، ماشین‌های مکانیکی، رادیو و… سریعاً به ما تکنولوژی رایج را نشان می‌دهد. در کنار این موارد. اضافه شدن تکنولوژی جالبی مثل اتومیل های مکانیکی و فلزی که جایگزین دست و پاهای موجودات زنده هستند نیز حسابی به این دنیا تازگی خاصی داده است. در ادامه باز هم در میان دیالوگ‌های وینری و ماجراجویی‌های وی، این بخش از ساختار تشکیل دهنده دنیای داستان، بیش‌تر باز می‌شود و انواع مختلف روش‌های ساخت اتومیل در داستان بیش‌تر مورد تمرکز قرار می‌گیرد و تقریباً در یکی از آرک‌های داستانی به یکی از نقاط کلیدی برای ادامه مسیر شخصیت اصلی تبدیل می شود. انیمه‌ی Fullmetal Alchemist: Brotherhood طبیعتا در مورد کیمیاگری است و عنصر حرکت دهنده‌ی کل داستان نیز همین کیمیاگری است. اما جزئیات در ابتدا بی اهمیتی اتومبیل‌های مکانیکی که در ظاهر تنها دست‌های خفن‌تری به ادوارد الریک داده‌اند را نشان داده اما در انتها همه چیز را پویاتر می کند. موردی که گفتم تنها بخشی از دنیای کیمیاگر تمام فلزی: برادری بود. اصول کیمیاگری، تاریخ تشکیل و تاسیس آن، حکومت ژینگ، مذهب های مختلف کشور، راز سرزمین باستانی، اهمیت هوهنهایم در دنیای داستان، ساختار دولت و منصب دارهای حریص آن، تاریخچه و فرهنگ ایشیبالی‌ها و جنگ‌های رخ داده شده در کل تاریخ آمستریس و غیره و… . تک به تک در نهایت علاوه بر گره گشایی داستانی، دنیای انیمه‌ی Fullmetal Alchemist: Brotherhood را به طرز بی نظیری به تصویر می کشند.

برای ادامه بحث در مورد امتیازات مثبت دنیاپردازی انیمه‌ی Fullmetal Alchemist: Brotherhood بد نیست کمی قیاسی عمل کنیم. از آن جا که نقد ما حالت موضوعی دارد. کاملاً قابل درک است که در مقام مقایسه بعضی موارد بهتر خود را نشان می‌دهند.
مجموعه انیمه Magi در مورد دنیایی است که از چندین فرهنگ و کشور تشکیل شده است. در کنار این موارد، جادو نیز نقش مهمی در ساختار شکل گیری دنیای داستان دارد. به صورت مستقل دنیای ماگی به شدت دنیای مستحکم و حساب شده‌ای است. هر چند اگر بخواهیم وارد بحث دقیق این سری شویم بیشتر نقدهای‌مان روانه خود داستان و وقایع آن می‌شود. ولی خب حداقل می توان یک مورد بین ماگی و Fullmetal Alchemist: Brotherhood در زمینه‌ی دنیاپردازی پیدا کرد که آن هم همان جزئیات است. ماگی بر خلاف کیمیاگر تمام فلزی: برادری روایت خود را چندین کشور ساختگی مختلف جلو می برد. بر خلاف وان پیس این جا، مدت زمان هر آرک و وقایع داستانی مربوط به یک کشور بسیار کم‌تر است. در نتیجه اکثر جزئیات پشت پرده باقی می‌مانند و بخش کوچکی از کلیات مربوط به فرهنگ و تاریخ هر کشور را به دست می‌آوریم. نتیجه کار باعث می شود باورپذیری دنیای ماگی کمتر از Fullmetal Alchemist: Brotherhood باشد. حتی با تنوع بیشتر و بزرگتر بودن آن، در نهایت می‌توانید به دنیای ماگی به عنوان ترکیب خورشتی چند فرهنگ متعارف در تاریخ باستان نگاه کنید. نه بیشتر، نه کمتر. آراکاوا در کیمیاگر تمام فلزی: برادری تمام تلاش خود را کرده همچین مشکلی به وجود نیاید. اولین تلاش او به طور قطع در مورد جزئیات فرهنگی است که پیش‌تر اشاره کردیم. مواردی که ریز به ریز آمستریس را تبدیل آمستریس می‌کند. نه ورژن فانتزی شده‌ی یک آداب و رسوم دیگر(که حتی اگر این طور باشد این قدر این برداشت دقیق و مو به مو است که به شدت واقعی جلوه می‌کند). مورد دیگر تاریخ نگاری دقیق برای دنیای داستان است. به طور مثال هر چند داستان، ما را هیچ وقت به کشور ژینگ نمی‌برد اما کاملاً از دیالوگ‌ها و رفتار شخصیت ها می‌توان وضعیت آن جا را درک کرد و این نکته‌ی مهم ماجراست. وقتی رازهای تاریخی داستان برملا می شود کاملاً همه چیز به هم متصل می‌شوند و یکپارچه سطح روایی داستان را بالا می‌آورند.

در نهایت داستان انیمه‌ی Fullmetal Alchemist: Brotherhood به هر صورت شاهکاری است که از ابتدا تا انتها بهترین روند ممکن را دارد. هر چند اگر بخواهم سخت‌گیری کنم باید بگویم در مورد توضیح برخی قوانین به مخاطبان جدید خود بسیار سخت‌گیرانه عمل می‌کند و آن ها را به حال خود رها می‌کند تا از سیستم کیمیاگری و ساز و کارش با مشاهده عملکرد حرفه‌ای‌ها، به گونه ای سر در بیاورند. با این حال از پرده‌ی آغازین داستان تا پرده‌ی انتهایی داستان بدون بیش از حد بزرگ کردن فضای داستان، قطعاً دید شخصیت‌ها و دنیای پیرامون‌شان گسترده‌تر شده است. من فکر می کنم مشکل اکثر انیمه‌های شونن اکشن مانند ناروتو، ماگی، بلیچ و حتی وان پیس، بیش از حد بزرگ شدن دنیای داستان و ابعاد آن است. این روند در اکثر انیمه‌های شونن به گونه ای پیش می روند که شما با بخشی از دنیا آشنا می‌شوید و وقتی داستان ابعاد عظیم‌تر و مهیب‌تری می‌گیرد انگار نقاط ابتدایی داستان محو می‌شوند. انگار دیگر با رشد شخصیت‌ها، این بخش از دنیای داستان لیاقت و گنجایش آن‌ها را ندارد و نمی‌توانند با بزرگی‌ای که در این مرحله ای داستان دارند برابری کنند. وان پیس احتمالاً باید اپیتوم و اوج همچین روند عذاب آوری باشد. سیستم پیش روی جزیره به جزیره تا به انتها هر چند با هر جزیره بسیاری چیز جدید به مخاطب معرفی می‌کند. ولی در عین بسیاری از چیزهایی که در جزایر پیشین به مخاطب معرفی کرده بود را نیز دور می‌ریزد. و اگر نخواهد دور بریزد، نویسنده با دنیای بزرگ و عظیمی روبرو می‌شود که کنترل و پوشش هر جای آن از عهده‌اش خارج می‌شود. وان پیس از پس این کار به سختی بر‌آمده هر چند بعضاً مجبور شده با سرعت غیرمنطقی‌ای پتانسیل کامل نقطه‌ای از دنیا را به گونه‌ای پیش روی خدمه کلاه حصیری‌ها بیرون بکشد که وقتی آن ها جزیره را ترک کردند و به آن بازگشتی نداشتند، مخاطب چیزی را از دست ندهد که به سبب آن روند پیشروی داستان دچار بی‌نظمی‌های متعدد می‌شود و داستان یک آرک گاهاً از چیزی که باید و شاید طولانی‌تر می‌شود.

انیمه‌ی Fullmetal Alchemist: Brotherhood از این لحاظ کاملاً توانسته خود را مدیریت کند. ساختار غیر مبتنی بر ارتقا و پیشرفت‌های عظیم از لحاظ قدرتی باعث شده داستان فرمی که از ابتدا داشته را تا انتها حفظ کند و مراتب مبارزاتش دچار تغییرات شدیدی نشود. در نتیجه دنیایی که قسمت به قسمت خودش را به روی مخاطب باز می‌کند زمین بزرگ‌تری برای مبارزه‌های عظیم‌تر نیست. شما زمین مبارزه‌ی نهایی و اکثر تکنیک های استفاده شده در آن را اتفاقا در همان یک سوم ابتدایی داستان خواهید دید. گسترده شدن داستان صرفاً خود همان داستان را باز می‌کند و آن را روشن‌تر می‌سازد. به همین دلیل نقاط ابتدایی داستان چون که تحت فشار ارتقا و پاورآپ‌های شخصیت‌های اصلی نیستند بر جای خود به همان اهمیت سابق باقی می‌مانند و اتفاقا چندبار نیز داستان به آن‌ها کامل و با جزئیات بازمی‌گردد و داستان را دوباره در آن جا دنبال می‌کند. این کار باعث می‌شود بر خلاف دنیای وان پیس که کاملاً بر روی یک ریل عظیم جلو می‌رود و تقریباً نصف المان های معرفی شده‌اش را پشت سر خود جا می‌گذارد تا به زمینی بزرگ‌تر و لایق‌تر برای شخصیت های قدرتمندتر از گذشته‌اش برسد؛ انیمه‌ی Fullmetal Alchemist: Brotherhood شبیه یک نقطه باشد که مدام گسترده می‌شود و حول محور خود دایره ای عظیم را پدید می‌آورد. به طبع دایره‌ی پدید آمده از ریل طویل وان پیس باید کوچک‌تر و کم تنوع‌تر باشد. ولی ساختار به شدت مستحکم و به هم پیوسته‌تری دارد و این نکته‌ای است که انیمه‌ی Fullmetal Alchemist: Brotherhood را به اثری تبدیل می‌کند که بی‌شک از سردمداران هنر دنیاپردازی است.

می‌دانم دل‌تان می خواست بیشتر در مورد ادوارد الریک و برادر زرهی‌اش بنویسم. در مورد پدر و ۷ گناه کبیره‌ای که هر کدام به تنهایی از بهترین شخصیت‌های منفی‌ای هستند که هر داستانی می‌تواند در خود داشته باشد. در مورد پلات و داستان که یکی از پر پیچ و خم ترین و در عین حال قابل فهم‌ترین داستان‌های حماسی‌ایست که آن بیرون موجود است، یا در مورد موسیقی محشر انیمه و کارگردانی فوق العاده مبارزات. اما نمی خواهم بیشتر از این، مطلب فعلی رو طولانی‌تر کنم. انیمه‌ی Fullmetal Alchemist: Brotherhood بدون آن که من بخواهم برایش طومار بنویسم هم مشخص است انیمه‌ی فوق‌العاده‌ای است. اما اگر میخواستم مطلبی بنویسم همیشه دوست داشتم در مورد دنیاپردازی قوی‌اش بنویسم و این که چطور داستان‌اش پایه‌هایی به این محکمی دارد و معتقدم حرف‌هایم را تا حدود زیادی در این متن نسبتاً بلند به مخاطبم رسانده‌ام. نظری، انتقادی و یا پیشنهادی اگر مد نظرتان هست، حتماً آن در قالب کامنت زیر مطلب ارسال کنید و منتظر پاسخ بمانید.

دیدگاه
۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

One Reply to “معرفی انیمه Fullmetal Alchemist: Brotherhood”

  1. xbox1rising گفت:

    تیتر رو که خوندم با خودم گفتم این انیمه مگه نیاز به معرفی داره
    بعد اینکه مطلب رو خوندم فهمیدم بیش تر از اینکه معرفی باشه دل نوشته و شکر گزاری نویسنده ای است از وجود چنین سری بینظیری تنها نیستی …
    تا زمانی که این انیمه رو ببینم سری انیمه های زیادی رو دیده بودم سری انیمه های بلند مثل دراگون بال، وان پیس ناروتو. بین انیمه های کوتاه زیر ۱۰۰ قسمت مثل hellsing , hellsing ultimateو ۷سامورائی و سامورائی x… ولی Cowboy Bebop
    یه چیز دیگه بود (البته تو سری، انیمه فیلم بحثش جداس) دقیقا این حرف رو برا fullmetal brotherhood هم گفتم واقعا کیمیاگر زندگی بود…
    شما حسابشو بکن که به attack on titan این حرفو نمیگم با این که تمام استاندارد های یه اثر شاهکار رو داره…
    خیلی خوشحالم میبینم برا انیمه توجه بیشتری میکنید خسته نباشید
    :xbox:

    ۵ ۰
x