توسط کامیاب قربان‌پور در ۲۲ اسفند ۱۳۹۷ , ۱۷:۰۵

یک گرگ سیاه و غول‌پیکر در جنگل‌های اطراف قلعه زندگی می‌کرد که برخلاف ظاهر ترسناک‌اش صاحب صدایی بسیار دلنشین و جذاب بود و هر شب روی تپه‌ای می‌نشست و آواز می‌خواند. شاهزاده‌ی سرزمین که شیفته‌ی صدای گرگ شده بود، پایین تپه به ترانه‌های دل‌نواز خواننده‌ی ناشناس گوش فرا می‌داد. چیزی نگذشت که گرگ به شاهزاده‌ی قصه علاقمند شد اما می‌دانست که هرگز نباید واقعیت وجودی‌اش را به‌عنوان یک گرگ انسان‌خوار به او نشان دهد. یکی از روزها، شاهزاده تصمیم گرفت تا با خواننده‌ی ناشناس ملاقات کند؛ اما قبل از اینکه بتواند به بالای تپه برسد، گرگ از شدت ترس و اضطراب ضربه‌ای شدید به صورت شاهزاده وارد کرد و برای همیشه او را از نعمت بینایی محروم کرد. گرگ سیاه که می‌دانست چه بلایی سر تنها طرفدارش آورده، مصمم شد تا شاهزاده‌ی نابینا را پیش جادوگر جنگل ببرد اما از آن‌جایی که همچنان صاحب هیبت یک گرگ غول‌آسا بود، تصمیم گرفت تا تبدیل به یک شاهدخت زیبارو شود. (که هم بتواند دست شاهزاده را بگیرد و هم بعد از بازگشت سلامت‌اش قادر باشند به دوستی‌شان ادامه دهند.) جادوگر جنگل نیز با گرگ معامله‌ای کرد که در ازای صدای زیبای‌اش، به او قدرت تبدیل شدن به یک شاهدخت زیبارو را اعطا کند. در ادامه با آخرین مقالات بازی و نقد بازی The Liar Princess and the Blind Prince همراه دنیای بازی باشید.

متن بالا تلاش دست و پا شکسته‌ی من به منظور توصیف بخش آغازین داستانِ «شاهدخت دروغگو و شاهزاده‌ی نابنیا/The Liar Princess and the Blind Prince» بود که به‌نظرم شیرین‌تر و به‌یادماندنی‌تر از هر بخش دیگری است.
بازی شاهدخت دروغگو و شاهزاده‌ی نابینا، توسط یک کمپانی مطرح ژاپنی (Nippon ich Software) که بازی‌هایی مثل «Labyrinth of Refrain» و «Disgaea» را در کارنامه‌ی خود دارد، تولید و منتشر شده. برخلاف دیگر عناوینِ کمپانی، شاهدخت دروغگو نوعی پازل‌گیم دو بعدی با المان‌های ساده‌ی سکوبازی محسوب می‌شود و شباهت زیادی به کتاب‌های قصه‌ی کودکان دارد. تمام شخصیت‌ها و محیط‌های بازی با دست طراحی شده‌اند و به‌واسطه‌ی نحوه‌ی روایت، حس می‌کنید که درحال مطالعه‌ی یک کتاب مصور متحرک هستید.

شاید اگر نیل گیمن (طرفداران ادبیات ژانری با او آشنا هستند) متولد ژاپن بود، کتابی مانند شاهدخت دروغگو می‌نوشت. شاید هم اگر دکتر زوس با هاروکی موراکامی ترکیب می‌شد و حاصل این ترکیب را یک مانگاکای کاربلد به تصویر می‌کشید، در نهایت به شاهدخت دروغگو می‌رسیدیم. لب مطلب اینکه شاهدخت دروغگو به‌عنوان یک کتاب قصه بسیار عالی پیاده شده است، صحنه‌های میان‌پرده چشم‌نواز و احساسی هستند و مطمئنم که اگر ده-دوازده سال سنم کمتر بود قطعاً بارها تماشای‌شان می‌کردم – مثل زمانی که صدبار کات‌سین‌های اولیه‌ی «Ōkami» را تماشا کردم.

با تمام این اوصاف، شاهدخت دروغگو «بازی» خیلی خوبی نیست! شما در نقش گرگ سیاه یا همان شاهدخت دروغگو بازی می‌کنید و مسئولیت راهنمایی و حفاظت از شاهزاده‌ی نابینا را برعهده دارید. مجموعه‌ای از مکانیک‌های مختلف اما محدود در اختیارتان قرار دارد؛ برای مثال در قالب گرگ می‌توانید حیوانات خطرناک را از راه بردارید اما برای عبور از نقاط باریک و گرفتن دستان شاهزاده باید به شاهدخت تغییر شکل بدهید.
با استفاده از این مکانیک‌ها موظف هستید تا معماهایی که مانند مانع در طول مسیر قرار گرفته‌اند را حل کنید که عموماً بسیار ساده و سطحی هستند. شاید به‌خاطر سن و سالم باشد اما بعد از گذشت چهل دقیقه، شاهدخت دروغگو به سرعت تبدیل به یک عنوان ملال‌آور و خسته کننده شد که ترجیح می‌دادم هرچه زودتر تمام شود. بازی پس از گذشت زمانی کوتاه شما را وارد یک حلقه‌ی عذاب‌آور می‌کند که هر ثانیه باید پازل‌های ساده‌ای که کمی پیش‌تر حل کرده‌اید را با کوچک‌ترین تغییر مجدد حل کنید. از آنجایی که نه فرزندی دارم و نه با کودکان در ارتباط هستم، نمی‌دانم که چنین متدی برای یک فرد خردسال می‌تواند جذاب باشد یا نه اما با قاطعیت می‌توانم بگویم که برای گیمرهای باتجربه به هیچ‌وجه راضی کننده نیست. به هرحال جذابیت بازی‌های معمایی مثل «Portal» یا «Limbo» در حس رضایتی ا‌ست که هنگام پشت سر گذاشتن پازل‌ها حس می‌کنید و متأسفانه، شاهدخت دروغگو چنین حسی را منتقل نمی‌کند.

شاهدخت دروغگو زیبا و دل‌نواز است اما وجود معماهای تکراری و گیم‎پلی خسته کننده اجازه نمی‌دهد تا به‌عنوان یک بازی ویدئویی بدرخشد. مطمئن نیستم که دنیای ویدئوگیم فرمت مناسبی برای این عنوان باشد.

 

Resolution

Platform: PS4 – Score: 6 out of 10

The Liar Princess and the Blind Prince is very lovely and amazingly beautiful as an animated fairy tale, but it is not as amazing as a video game. Repetitive puzzles and monotonous gameplay do not allow this title to become a perfect video game.

 

(نقدی که مطالعه کردید، نسخه‌ی منتقدین بازی The Liar Princess and the Blind Prince بود که توسط ناشر آن یعنی Nippon Ichi Software برای دنیای بازی ارسال شده است.)

نکات مثبت

به‌عنوان یک کتاب قصه‌ متحرک عالی است.

نکات منفی

به‌عنوان یک بازی ویدئویی ملال‌آور است.

6
نسبتا خوب
دیدگاه
۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

One Reply to “نقد بازی The Liar Princess and the Blind Prince”

  1. Mahdi_mm گفت:

    مثل همیشه عالی بود .

    ۰ ۰