نقد بازی Resident Evil 2 Remake

جولان در تاریکی
  • چشم‌نواز روند تازه‌سازی چشم‌های پیکسل دوست‌مان! / گرافیک، جزییات بصری و هر چیز دیداری عالی
  • روح‌نواز از موسیقی و داستان گرفته تا هر چیز دیگری در بازی که روح‌مان را قلقلک دهد، نوازش کند یا به آن تلنگر بزند...
  • حیرت‌انگیز فقط بازی‌های ترسناک نمی‌توانند حیرت‌انگیز باشند، هر اثری می‌تواند با یک اتفاق، یک منظره و دو سه کلمه‌ای دیالوگ، دهان‌مان را تا مدت‌ها باز بگذارد!
  • نیکوتین چند ساعت است از پای بازی بلند نشدی! حداقل پاشو و نفسی تازه کن!! / گیم‌پلی اعتیادآور
  • کنترلر شکسته این نشان فقط به سخت‌کوش‌ها تعلق دارد، چه بازی‌های هاردکور و چه سازنده‌های تلاش‌گر با مستقل‌های ناب
توسط علی حسن‌زاده در ۱۳ بهمن ۱۳۹۷ , ۲۱:۱۲

چالش موجود در «بازسازی» (Remake) کردن عناوین محبوب قدیمی بر هیچ‌کس پوشیده نیست. اگر خود را در مقام یک سازنده قرار دهید، بدون شک سنگینی بار این وظیفه‌ی مهم را بر دوش خود احساس خواهید کرد. آیا توانایی بازسازی کردن عنوانی که حدود ۲۰ سال از عرضه آن می‌گذرد و طرفداران در تمامی دنیا برای دیدن آن ثانیه‌شماری می‌کنند را دارید؟ تا چه میزان در ایجاد تغییرات، آزادی عمل دارید؟ آیا این تغییرات در کنار جذب مخاطبین جدید، طرفداران قدیمی را نیز راضی خواهد کرد؟ سوالاتی از این قبیل مسلماً در انتخاب رویکرد مناسب جهت بازسازی عناوین قدیمی، مهم‌ترین دغدغه‌های یک سازنده را در بر می‌گیرد. به جرات می‌توان گفت که بازسازی عناوین محبوب قدیمی ریسک زیادی به دنبال دارد؛ به طوری که بیشتر سازندگان یا به «ریمستر» (Remaster) کردن آن عنوان (اگر از حداقل کیفیت لازم برای ریمستر کردن برخوردار بوده و زیاد قدیمی نباشد) بسنده کرده یا این‌که به طور کلی از انجام این کار اجتناب می‌کنند. کمپانی «کپکام» (Capcom) را می‌توان تنها موردی دانست که تجربه‌ی کافی چه در بازسازی کردن و چه در ریمستر کردن عناوین قدیمی خود دارد. پس از درخواست‌های متعدد از سوی طرفداران برای بازسازی عنوان Resident Evil 2، این کمپانی سرانجام در سال ۲۰۱۵ به درخواست آن‌ها پاسخ مثبت داد. پاسخ مثبتی که در قالب ویدئویی از جانب تهیه‌کننده این نسخه یعنی آقای «یوشیاکی هیرابایاشی» (Yoshiaki Hirabayashi) منتشر شد. در ادامه با آخرین مقالات بازی و نقد بازی Resident Evil 2 Remake همراه دنیای بازی باشید.

حال پس از گذشت تقریبی ۲ سال و نیم از زمان معرفی تا عرضه‌ی نسخه‌ی بازسازی شده عنوان RE2، آیا سازنده‌ها در کار خود موفق بوده‌اند؟ باید گفت که بله! آن هم چه موفقیتی!

این نقد بعد از حدود ۱۵ ساعت تجربه‌ی بازی RE2 روی پلتفرم PC نوشته شده است.

به راکون سیتی خوش آمدید.

مرز واقعیت و تخیل

به لطف موتور گرافیکی جدید و قدرتمند RE Engine که پیش‌تر اولین استفاده آن را در RE7 دیده بودیم، این بار نیز شاهد گرافیکی خیره کننده و بی‌نظیر هستیم. به لطف قابلیت Photorealism (اسکن کردن افراد، مدل‌ها و اشیاء واقعی برای استفاده در بازی) سازندگان قادر بوده‌اند سطحی از جزئیات را در بازی پیاده کنند که با دیدن آن‌ها هوش از سر شما خواهد پرید! جزئیات زامبی‌ها به طرز دیوانه‌واری عالی است و این موضوع  زمانی به خوبی خود را آشکار خواهد کرد که با شلیک هر گلوله به بدن زامبی‌ها، گلوله دقیقا به همان نقطه اصابت کرده و همان نقطه سوراخ می‌شود و در عین حال بر اساس قدرت سلاح مورد استفاده، شاهد تخریب متفاوت و در عین حال منحصر به فردی خواهیم بود. این مورد باعث شده تا لذت تیراندازی و دیدن سطح تخریبی که سلاح شما ایجاد می‌کند، دوچندان شود. سازندگان تنها به این مورد اکتفا نکرده و از تمام پتانسیل موتور گرافیکی RE Engine بهترین استفاده را در خلق تجربه‌ای آمیخته به خشونت، برده‌اند. گلوله‌ها به خوبی پوست و بافت ماهیچه‌ای زامبی‌ها را نابود می‌کند و اعضای درونی بدن آن‌ها را نمایان می‌کند. سطح این جزئیات چنان بالاست که اگر با شات‌گان بدنام و معروف به جان جنازه‌ی زامبی‌ها بیفتید، از میزان توجه سازندگان به کوچک‌ترین جزئیات، انگشت به دهان خواهید ماند. سازندگان با این کار به نوعی در تلاش بوده‌اند که جدیت و خشونت بازی را به بهترین حالت ممکن به تصویر بکشند.

خشونت بازی بی حد و مرز است!

قدرت موتور گرافیکی RE Engine از همان لحظات آغازین بازی به خوبی خود را نمایان می‎سازد. عنصر باران به زیبایی و واقعی بودن هر چه تمام‌تر در بازی پیاده شده است که شاید بخواهید برای مدتی از پیشبرد بازی صرف نظر کنید و خیس شدن بسیار زیبای شخصیت‌های اصلی را شاهد باشید. با این حال، انیمیشن‌های بسیار نرم و روان شخصیت‌های اصلی و زامبی‌ها نیز کمک شایانی به هر چه بهتر شدن کیفیت کار دارند. به طور مثال، زمانی که از یک محیط خارجی به یک محیط سرپوشیده می‌روید، شاهد انیمیشن‌های زیبای شخصیت اصلی برای زدودن قطرات باران از صورت و لباس خود هستید.

خیس شدن در زیر باران حس بسیار خوبی دارد.

گذشته از جزئیات‌پیاده سازی شده در مدل شخصیت‌های اصلی و دشمنان، محیط‌های بازی نیز دستخوش تغییرات بی‌شماری بوده‌اند و در عین حال،می‌توان گفت همانند بازسازی عنوان RE1، این بار نیز شاهد کامل‌تر و بزرگ‌تر شدن پیکره‌ی بازی هستیم. جزئیات به خوبی اعمال شده‌اند. ساختمان آشنای اداره پلیس به صورت کامل دگرگون شده است و با اینکه برخی از اتاق‌ها و راهروهای نسخه‌ی قدیمی عیناً بازسازی شده‌اند، اما در عین حال، اتاق‌ها و راهروها و به طور کلی، مکان‌های کاملا جدیدی نیز به بازی اضافه شده‌اند که در نسخه‌ی قدیمی وجود نداشتند. می‌توان گفت همانند بازسازی عنوان RE1، این بار نیز شاهد کامل‌تر و بزرگ‌تر شدن پیکره‌ی بازی هستیم. سازندگان با بزرگ‌تر کردن مکان‌ها و ایجاد میان‌بر‌ها، در تلاش بوده‌اند تا در کنار اهداف داستانی، با انواع و اقسام آیتم‌های جمع کردنی مخفی و فرعی که سهولت بیشتری را در پیشبرد بازی برای بازیکن فراهم می‌کنند، از یکنواختی بازی جلوگیری کرده و در کنار ایجاد تنوع در مکان‌های متفاوت، حس اکتشاف بازیکان را نیز تحریک کنند. این مورد به خوبی در بازی اجرا شده است و گشت و گذار در راهروهای تاریک و نمور و اتاق‌های خاموش، بسیار لذت‌بخش است.

به لطف موتور گرافیکی قدرتمند RE Engine، با مدل‌های بسیار با کیفیتی روبه‌رو هستیم.

استفاده از موتور قدرتمند RE Engine سبب شده که این بازسازی کیفیت خروجی بسیار مناسبی چه روی کنسول‌ها و چه روی پلتفرم PC به ارمغان آورد. نسخه‌ی مورد نقد (PC) به طرز فوق العاده‌ای بهینه بوده و به سبب داشتن تنظیمات گرافیکی فراوان، می‌توان آن را بر روی طیف وسیعی از سیستم‌ها با سخت افزار متوسط رو به بالا اجرا کرد و خروجی قابل قبولی دریافت کرد.

کیفیت بصری بازی به طرز فوق العاده‌ای بالا است

با احتیاط وارد شوید!

بر خلاف بازسازی نخستین عنوان سری RE که به سنت اجداد خود احترام گذاشته و دوربین ثابت و قدیمی را برگزیده بود، بازسازی عنوان RE2 چندان به این سنت پایبند نبوده و سازندگان با در نظر داشتن ارائه‌ی جزئیات بی‌شمار در کنار داشتن کنترل بیشتر بر روی گیم‌پلی، دوربین استاندارد جدید یعنی دوربین «از روی شانه» را انتخاب کرده‌اند. این انتخاب تمامی اهداف سازندگان را پوشش داده است. علاوه بر نشانه‌گیری بهتر در زمان رویارویی با دشمنان و کنترل بهتر و نرم‌تر شخصیت‌ها در حین حرکت و در عین حال بهتر دیده شدن محیط‌های پیش رو و جزئیات گرافیکی، به سبب داشتن نقطه‌ی کور در پشت سر شخصیت اصلی، هدف سازنده برای ایجاد ترس و اضطراب بیشتر را تأمین کرده است. چه بسیار مواقعی در طول بازی پیش می‌آید که در حال فرار از «تایرانت» (Tyrant) بدنام و مخوف هستید و به دلیل عدم تمرکز بر محیط پیرامون خود و ترس و اضطراب ناشی از حضور این دشمن سرسخت، به صورت ناگهانی در دام زامبی‌های کند و دیگر دشمنان گرفتار می‌شوید.

دوربین از روی شانه جایگزین دوربین ثابت شده است.

بر خلاف نسخه‌های ۵ و ۶ که بیشتر و بیشتر از ریشه‌های خود دور شده و به نوعی عنصر ترس را از بطن سری حذف کرده بودند، خوشبختانه در این بازسازی، سازندگان درک صحیحی از ترس موجود در نسخه‌های کلاسیک داشته‌اند و در پیاده‌سازی همان ترس با توجه به استانداردهای امروزی، کاملا موفق عمل کرده‌اند و در مواردی، حتی پا را فراتر نیز گذاشته‌اند.

در نسخه‌ی قدیمی، کشتن زامبی‌ها و دیگر دشمنان به سادگی صورت می‌گرفت و شاید تنها چالش بازی، در هویت سخت غول‌آخر‌های بازی بود. اما در نسخه‌ی بازسازی شده، اوضاع کاملا برعکس است. شاید در نگاه اول این طور به نظر برسد که مقدار مهمات زیادتر از حد نیاز است و از این بابت در پیشروی بازی هیچ نگرانی نخواهید داشت اما به محض رویارویی با اولین زامبی، متوجه اشتباه خود خواهید شد.

سطح تخریب پذیری زامبی‌ها بی‌نظیر است.

با این‌که زامبی‌ها همچنان کند و بی‌عقل هستند، اما برای کشتن هر کدام از آن‌ها باید مهمات زیادی مصرف کنید. به جرات می‌توان گفت که تهدید گاهی اوقات یک زامبی که پیش‌تر کشته‌اید و با اطمینان خاطر از کنارش رد می‌شوید، تنها تظاهر به مردن کرده است.اصلی در این عنوان، زامبی‌ها هستند. چه بسا مواقع بی‌شماری پیش می‌آید که یک خشاب کامل (بله درست خواندید، یک خشاب کامل!) توی سر یک زامبی خالی می‌کنید ولی در عین ناباوری، باز شاهد بلند شدن دوباره او هستید. نکته‌ی جالب توجه این است که پس از کشتن یک زامبی، به سختی می‌توانید بدون مصرف کردن مهمات، از کشته شدن او اطمینان حاصل کنید. گاهی اوقات یک زامبی که پیش‌تر کشته‌اید و با اطمینان خاطر از کنارش رد می‌شوید، تنها تظاهر به مردن کرده است و به محض رد شدن، پای شما را گاز می‌گیرد؛ این در حالی است که مطمئنید حداقل ۱۰ تیر به سر او شلیک کرده‌اید! این تجربه به شما نشان می‌دهد که تنها متلاشی شدن سر آن‌ها تضمین کننده مرگ خواهد بود.

این یک زامبی مرده نیست! تنها تظاهر به مردن می‌کند.

مدیریت کردن مهمات، مهم‌ترین رکن بازی را تشکیل می‌دهد. شاید در مواقعی لازم باشد بی‌خیال کشتن زامبی‌ها و «لیکرها» (Licker) شوید و فرار کردن، استراتژی مناسب‌تری باشد. البته، شایان ذکر است که بعضی از دشمنان نقاط ضعفی دارند که می‌توانید از آن‌ها به نفع خود استفاده کنید؛ به عنوان مثال وقتی به راحتی می‌توانید بدون سر و صدا کردن، از کنار یک لیکر نابینا به آرامی رد شوید، چه نیازی به مصرف کردن مهمات با ارزش است؟ گاهی اوقات نیز لازم است که تنها با شلیک یک گوله به سر زامبی‌ها و گیج کردن آن‌ها، از کنارشان بگذرید و مهمات خود را بی‌خود و بی‌جهت مصرف نکنید. مصرف بدون فکر مهمات، تاوان بسیار سنگینی در پی دارد؛ چرا که امکان دارد پس از گذر سختی‌های فراوان در طول بازی و درست در لحظات پایانی، به دلیل عدم مدیریت کافی، موفق به اتمام بازی نشوید!

بهتر است بیخیال کشتن لیکر‌ها شوید و به آرامی از کنار آن‌ها بگذرید.

ترس عزیز!

تنش و اضطراب موجود در بازی با بزرگترین و هوشمندانه‌ترین تغییری که سازندگان نسبت به نسخه‌ی قدیمی انجام داده‌اند، به نهایت حد خود می‌رسد. احتمالا در نسخه قدیمی، تایرانت سبز پوش را به خاطر دارید که تنها در نقاط خاصی از بازی با او روبه‌رو می‌شدید و شکست دادن او، چالش خاصی به همراه نداشت. در این بازسازی، سازندگان نیم نگاهی به شماره سوم و تایرانت مخوف آن یعنی «نمسیس» (Nemesis) داشته و بر اساس آن، طراحی تایرانت سبز پوش را انجام داده‌اند. در قسمتی از بازی، شاهد حضور او در بازی خواهید بود و درست در همین نقطه است که ترس و اضطراب بازی به طرز فزاینده‌ای، افزایش خواهد یافت؛ چرا که او همواره در جست و جوی بازیکن در اداره پلیس پرسه می‌زند و هیچ‌گاه از دست او در امان نخواهید بود. اتاق‌های ذخیره با آن موسیقی غم‌انگیز قدیمی و آشنا هم همانند گذشته، مکانی امن به شمار نمی‌روند و حتی سالن اصلی اداره پلیس که امن‌ترین مکان بازی به شمار می‌رود نیز در زمان حضور تایرانت، امنیت خود را مطلقاً از دست می‌دهد.

تایرانت سبزپوش؛ دلیل اصلی ترس و اضطراب دائمی در طول بازی.

به لطف صداگذاری دقیق و جذاب بازی، زمانی که او در نزدیکی شما است، می‌توانید به وضوح صدای گام‌های سنگین‌اش را بشنوید که هم‌چون زنگ خطری برای بازیکن عمل می‌کنند. این مورد به قدری به زیبایی اجرا شده است که گاهی اوقات احساس می‌کنید صدای پاهایی را می‌شونید و در نتیجه از حرکت باز می‌ایستید؛ چرا که شک می‌کنید که آیا صدای پای خودتان بوده است یا تایرانت مخوف؛ و چون صدای پاها همچنان به گوش می‌رسند، ضربان قلب شما به طرز ناگهانی افزایش یافته و به سرعت برای دور شدن از او اقدام می‌کنید. البته، می‌توانید با شلیک چندین گلوله، او را برای مدتی به زانو درآورده و تا می‌توانید، از او دور شوید اما نمی‌توانید به طور کامل از دست او خلاص شوید؛ لذا همان‌طور که پیش‌تر نیز گفته شد، بهتر است در مصرف کردن مهمات و منابع خود، دقت بسیاری به خرج دهید.

تایرانت سبزپوش همواره به دنبال پیدا کردن شما است.

همان‌طور که می‌دانید، عناوین RE همیشه با غول‌آخر‌های با ابهت و سر‌سخت همراه بوده‌اند و عنوان RE2 نیز این قاعده مستثنی نیست. اگر تایرانت سبزپوش را فاکتور بگیریم، در طول بازی چندین‌بار با باس‌های مختلفی روبرو خواهید شد که برخی نیازمند اتخاذ استراتژی‌های متفاوتی برای غلبه کردن بر آن‌ها است. دیدن موجوداتی که ۲۰ سال پیش تنها در قالب چند ضلعی‌هایی شکل گرفته بودند و اکنون به لطف موتور گرافیکی RE Engine، با مخوف‌ترین و پر جزئیات‌ترین حالت ممکن از ابتدا طراحی شده‌اند، بسیار لذت بخش بوده و در عین حال ترس و اضطراب فزاینده‌ای را با ظواهر جدید خود به بازیکن منتقل می‌کنند.

غول‌آخر سمج این نسخه

بازگشت دوباره به Raccoon City

داستان بازی نیز همانند نسخه‌ی قدیمی است اما اندکی در جزئیات و شخصیت‌هایی که با آن‌ها روبه‌رو می‌شوید، تفاوت‌هایی دارد. «لیان اس کندی»شروع بازی روند بسیار خوبی دارد و به مرور زمان، شاهد حضور دیگر شخصیت‌های قدیمی همچون «ایدا وانگ» (Ada Wong) و «شری بیرکین» (Sherry Birkin) هستیم. (Leon S. Kennedy) برای شروع اولین روز کاری خود در مقام یک افسر تازه‌کار پلیس به شهر «راکون سیتی» (Raccoon City) اعزام می‌شود، غافل از این موضوع که شروع «ویروس تی» (T-Virus)، تمامی شهر را آلوده کرده است و زامبی‌ها و دیگر موجودات آلوده به ویروس، در آن جولان می‌دهند. در همین حین او با «کلیر ردفیلد» (Clair Redfield) آشنا شده که برای ملاقات با برادر خود به شهر آمده است. پس از رویدادی، این دو از هم جدا شده و تلاش برای یافتن دیگر بازماندگان احتمالی و فرار از شهر را آغاز می‌کنند. شروع بازی روند بسیار خوبی دارد و به مرور زمان، شاهد حضور دیگر شخصیت‌های قدیمی همچون «ایدا وانگ» (Ada Wong) و «شری بیرکین» (Sherry Birkin) هستیم. هر کدام از شخصیت‌های اصلی با یکی از شخصیت‌های فرعی در تعامل است و در نقطه‌ای خاص در طول بازی و برای مدت زمان کوتاهی، کنترل شخصیت‌های فرعی را بر عهده می‌گیرید.

ایدا وانگ، مرموز‌ترین چهره سری RE

با پیشرفت در طول بازی، با دلایل شیوع ویروس و افراد پشت پرده و دخالت دیگر عناصر در این ملغمه آشنا خواهید شد که به خوبی با روایت دقیقا و مناسب و پیوستگی مکان‌ها و نحوه‌ی ارتباط آن‌ها در هم آمیخته شده است. پس از اتمام بازی، گذری به دیگر بازماندگان این شهر زده و داستان از دید آن‌ها دنبال می‌شود. علاوه بر این، با انتشار یک محتوای مجانی که در طی چند روز آینده عرضه خواهد شد، بخش کاملا جدیدی را از دید بازماندگانی که تا به حال دیده نشده‌اند، شاهد خواهیم بود که در تکمیل پازل داستانی و نقاط مبهم، نقش به‌سزایی خواهد داشت.

همچون گذشته، این بار نیز شاهد دو سناریوی متفاوت هستیم. بسته به اینکه با کدام شخصیت، بازی را شروع کنید، در شروع دفعه دوم، اوضاع برای شخصیت دیگر کمی متفاوت است. به‌طور مثال، اگر بازی را با لیان شروع کنید و بازی را به اتمام برسانید، قسمتی تحت عنوان ۲nd Run به بازی اضافه خواهد شد که در آن می‌توانید داستان را از نگاه کلیر دنبال کنید. قسمت اعظم بازی و مکان‌هایی که با آن‌ها روبرو می‌شوید، در هر دو سناریو یکسان است و روایت همانند گذشته صورت گرفته است اما در برخی قسمت‌ها اندک تفاوتی با یکدیگر دارند. درهایی که در سناریو لیان باز کرده‌اید، در سناریو کلیر نیازی به باز شدن ندارند و اتاق‌هایی که در سناریو لیان موفق به ورود به آن‌ها نشده‌اید، در سناریو کلیر قابل دسترسی هستند. علاوه بر این، جای برخی از آیتم‌ها و سلاح‌ها در دو سناریو، عوض شده و شخصیت‌هایی که با آن‌ها روبرو می‌شوید نیز کاملا متفاوت هستند. همچنین در سناریو کلیر، مکان کاملا جدیدی به بازی اضافه شده است که در نسخه قدیمی وجود نداشت و اضافه کردن این مکان، در کامل‌تر کردن روایت داستانی و جواب دادن به برخی از سوالات و ابهامات، بسیار مثبت بوده است.

یک وعده‌ی درست و حسابی!

ترس و اضطراب فوق‌العاده؟ گیم‌پلی نرم و روان؟ داستان جذاب؟ شخصیت‌های متنوع؟ گرافیک و جزئیات بی‌نظیر؟ موسیقی زیبا؟ محتوای زیاد؟ ارزش تکرار بالا؟ هر آن چه که از یک Resident Evil واقعی انتظار دارید، در یک پکیج عالی برای شما فراهم شده است.

 

Resolution

Platform: PC – Score: 10 out of 10
Outstanding horror and anxiety? Smooth and fluid gameplay? Engaging story? A large cast of characters? Magnificent graphics and details? A large amount of content? high replayability value? Everything that you expect from a Resident Evil title has been packaged in one great game.

(نقدی که مطالعه کردید، نسخه‌ی منتقدین بازی Resident Evil 2 Remake بود که توسط ناشر آن یعنی Capcom برای دنیای بازی ارسال شده است.)

نکات مثبت

گرافیک عالی به همراه جزئیات بی‌نظیر

گیم‌پلی واقع‌گرایانه و لذت بخش و در عین حال اعتیاد آور و با ارزش تکرار بالابه همراه موسیقی زیبا و صداگذاری دقیق

پیاده سازی بسیار مناسب عناصر ترس و بقا در عین وفادار بودن به نسخه قدیمی و داستان بسیار خوب و در عین حال مکمل نسخه قدیمی

نکات منفی

ندارد!

10
شاهکار
دیدگاه
۱۲ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

12 Replies to “نقد بازی Resident Evil 2 Remake”

  1. سلام
    مرسی علی جان
    منم سناریو لیون رو تموم کردم و تا اینجا کاملا با نظرت هم عقیده هستم.
    الان هم در اواسط سناریو کلیر هستم.

    ۲۰ ۲
  2. The End Of Ps گفت:

    مرسی , خسته نباشید
    نقد خیلی عالی بود

    ۳ ۰
    1. خواهش میکنم.
      خوشحالم که خوشتون اومده ;)

      ۰ ۰
  3. scratcher گفت:

    به نظرم کامل‌ترین نقد و بررسی رو نوشتین.

    ۳ ۱
    1. سپاس‌گزارم. امیدوارم به مرور بهتر و کامل‌تر از قبل عمل کنم.

      ۰ ۰
  4. سلام بر همه دوستان و آقای حسن زاده و ممنون بابت نقد بسیار خوبتون
    دیشب ساعت ۲ شب موفق شدم بازی رو نصب کنم و با وقت کمی که داشتم تونستم تنضیمات گرافیکی و بررسی و کانفیگ کنم.
    شاید فقط اینجا بتونم بگم و فقط هم اینجا من رو درک کنند که بگم اینقدر به خاطر تنظیمات خوب بازی و اجرای روانش هیجان زده شدم که نگو.
    متاسفانه برای بازی کردنش باید تا آخر هفنه صبر کنم.
    خوشحالم که کپ کام بعد از سالهای سال عنوانی در خور خودش و هوادارهای قدیمیش منتشر کرد.

    ۳ ۰
    1. سلام بر همه دوستان و آقای حسن زاده و ممنون بابت نقد بسیار خوبتون
      دیشب ساعت ۲ شب موفق شدم بازی رو نصب کنم و با وقت کمی که داشتم تونستم تنضیمات گرافیکی و بررسی و کانفیگ کنم.
      شاید فقط اینجا بتونم بگم و فقط هم اینجا من رو درک کنند که بگم اینقدر به خاطر تنظیمات خوب بازی و اجرای روانش هیجان زده شدم که نگو.
      متاسفانه برای بازی کردنش باید تا آخر هفنه صبر کنم.
      خوشحالم که کپ کام بعد از سالهای سال عنوانی در خور خودش و هوادارهای قدیمیش منتشر کرد.

      ۰ ۰
    2. خوشبختانه بازی روی پلتفرم PC بسیار بهینه هست و تنظیمات بی‌شماری برای داشتن یه خروجی مناسب، تعبیه شده.

      ۰ ۰
  5. بازی بسیار خوبیه، درست مثل نقد شما! من همیشه برای آثاری که در عین وفاداری به ریشه ها، نوآوری هایی مناسب هم در دلشون گنجانده میشه، احترام زیادی قائل هستم. این کچل سبز پوش هم واقعا کابوسه! بعد از خالی کردن دو خشاب مگنوم تو کله کچلش فهمیدم باید باهم به تفاهم برسیم!

    ۵ ۰
    1. ممنون علی جان!
      بازی با اومدن تایرانت وارد فاز تازه‌ای از ترس و اضطراب میشه و به خوبی تونستن این ترس رو تا آخر بازی حفظ کنن.

      ۱ ۰
  6. manohame گفت:

    خیلی از نقد و بررسی هاتون هنوز مشکل دارن مثل اپایی ک بررسی کردین و از ۵ نمره ۵ یا چمیدونم مثلا ۴ دادین تو قالب جدید از ۱۰ حساب کرده و مثلا زدین اپو ۴ از ۱۰ ناخوشایند درستش کنید… :۱۲:

    ۰ ۰
  7. Leon S.K گفت:

    بازی خیلی کوتاه بود، میتونست خیلی بهتر و گسترده تر باشه
    راضی ام ولی در حد انتظاراتم نبود
    در مجموع بعد از عناوین مسخره و توهین آمیز سال های اخیر(چه بسا یک دهه گذشته) یک بازی خوب از این سری دیدم!

    ۰ ۰