2 نظر

داستانِ نخست | یادداشتی بر انیمیشن سینمایی آخرین داستان

توسط در 2 ماه پیش
 

بالاخره آن روز فرا رسید، روزی که شاید من و تمامی هم‌نسل‌های من در خواب و رویا آن را می‌دیدیم، روزی که من به‌همراه دوستان و خانواده‌ام بتوانیم سینما برویم و انیمیشنی فاخر و اقتباسی از شاهنامه را تماشا کنیم، انیمیشنی سینمایی که ثانیه به ثانیه‌اش تمام وجودمان را توام از لذت، غرور و عزت می‌کند، اشک‌‌هایمان را مدام سرازیر می‌کند و تا آخرین لحظه مو به تن‌مان سیخ می‌کند. به جرات می‌توانم بگویم تماشای آخرین داستان، بهترین تجربه سینما رفتن من بود؛ در ادامه با یادداشتی بر انیمیشن سینمایی آخرین داستان همراه دنیای بازی باشید.

فریدونِ فرخ فرشته نبود/ ز مُشک و ز عَنبر سرشته نبود/ به داد و دَهِش یافت آن نیکویی/ تو داد و دهش کن فریدون تویی

جدال اورمزد و اهرِمن

پیش از این‌که سی‌ویکمین جشنواره بین‌المللی کودک در اصفهان آغاز کار کند، با استودیو هورخش و آخرین داستان، اثر فاخری که سال‌ها برای تولید آن زحمت کشیده‌اند، آشنا شده بودم و برای تماشای آن لحظه‌شماری می‌کردم. جشنواره کودک کار خود را از سر گرفت و من نیز سر از پا نشناختم و در اولین فرصت ممکن به تماشای آخرین داستان نشستم؛ از بدو تاریک شدن سینما تا شروع تیتراژ پایانی کار، فریم به فریمی که تماشا کردم فراتر از انتظاراتم بود؛ لحظاتی بودند که نمی‌توانستم جلوی سرازیر شدن اشک شوقم را بگیرم و سعی می‌کردم با درآوردن عینکم و مالیدن چشم‌هایم مثلا برای رفع خستگی، دیدم را شفاف سازم و حتی یک ثانیه از آخرین داستان را از دست ندهم.

آخرین داستان، روایت‌گر قصه‌ای آشنا با رویکردی نو است؛ قصه‌ی آفریدون که به نبرد با ضحاک و اهریمن می‌رود. با توجه به این‌که آخرین داستان برداشتی آزاد از این قصه و از شاهنامه است، شخصیت‌های مطرح متعددی از اساطیر شاهنامه را در این انیمیشن به‌تماشا می‌نشینیم؛ شخصیت‌هایی که چه از نظر پرداخت ظاهری و چه از نظر شخصیت‌پردازی، هیچ چیز کم ندارند. داستان از جایی شروع می‌شود که جمشید پس از شکست اهریمن و راندن سپاه وی از جَمکرد، شهری باستانی و مقر حکومت پادشاه‌ها براساس شاهنامه، بر تخت پادشاهی جمکرد می‌نشیند، اما دیری نمی‌پاید که او در قدرت، غرور و نیمه‌ی سیاه خود غرق می‌شود و از دیدگان محو. پس از او مَرداس بر تخت می‌نشیند که ایام به کام او نیست و دار فانی را وداع می‌گوید و پس از او ضحاک شاه جمکرد می‌شود.

روایت داستان ضحاک، فریدون، قیام کاوه آهنگر و همراهی مردم با او در آخرین داستان به بهترین شکل ممکن صورت می‌گیرد. آخرین داستان شما را در قصه‌گویی خود غرق می‌کند و ناخودآگاه با جریان قصه خود همراه. در آخرین داستان، لحظه‌ای وجود ندارد که شما حس کنید، دارید کلیشه‌ها را تماشا می‌کنید یا بعد از تماشای اثر با خود بگویید که فلان قسمت از داستان به‌خوبی که می‌بایست روایت نشده نبود. آخرین داستان از المان‌های حماسه، اسطوره، واقع‌گرایی (Realism)، المان‌های برگرفته از بازی‌های ویدیویی، آثار فاخر سینمای انیمیشن و فیلم‌ها و سریال‌های محبوب، در روایت داستان خود و شخصیت‌پردازی اساطیر نام‌آشنا و کمتر شناخته‌شده بهره برده و درنهایت اثری را به شما ارایه می‌دهد که بتوانید با شخصیت‌هایش هم‌زادپنداری کنید، خودتان را جای آفریدون و ضحاک بگذارید و بیش از پیش دل‌باخته‌ی شاهنامه، فردوسی و ایران شوید.

مطلب مشابه ◄  خاطره‌ بازی (قسمت اول) | یک خودمانی‌ به بهانه‌ی دوستان!

اگر از جنبه فنی هم بخواهیم آخرین داستان را زیر ذره‌بین قرار دهیم، این اثر در لیست قوی‌ترین آثار انیمیشن جهان قرار می‌گیرد. در این انیمیشن سکانس‌های اول شخص را مشاهده می‌کنید، سپاهیان اهریمن در حجمی وسیع را تماشا می‌کنید، جزییات بسیار بالا و تحسین‌برانگیز در تغییرات خطوط چهره و حرکات اجزای آن را می‌بینید و موسیقی گوش‌نواز، صداپیشگی‌های حرفه‌ای و صداگذاری کاملا پیشرفته و هماهنگ با استانداردهای جهانی را گوش می‌کنید. طبق گفتگویی که با کارگردان اثر، اشکان رهگذر داشتیم، ساخت چند دقیقه اول کار که در دید اول شخص است، یک سال و نیم به‌طول انجامیده. نزدیک سه قسمت در انیمیشن، در قالبی انتزاعی و کامیک‌بوک محور به‌نمایش در می‌آیند و این سه قسمت روی نمایش تعامل شخصیت‌های مهم داستان با اهورامزدا و اهریمن متمرکز هستند. باید بدانید که برای ساخت این نوع تصویرگری‌ها نیاز به طراحی و نقاشی فریم به فریم است، نکته‌ای که با در نظر گرفتن آن، بیش از پیش تماشای آن لحظات را برای‌تان لذت‌بخش‌تر و افتخارآفرین‌تر می‌کند.

خرد گر سخن برگزیند همی/ همان را گزیند که بیند همی

سخن پایانی

آخرین داستان، سرآغاز کتاب سینمای انیمیشن ایران، اقتباس‌های درست و تماشایی از شاهنامه و درس عبرتی‌ست برای تمامی جوانان و کسانی که می‌خواهند در چنین عرصه‌ای کار خود را از سر بگیرند. آخرین داستان به هویت‌مان زندگی دوباره می‌بخشد و بخشایش زندگانی دوباره و احیای یک هویت، یک مفهوم و یک ایده، کار ساده‌ای نیست، همت بلند می‌خواهد و ایستادگی علیه اهریمن. استودیو هورخش طی ۹ سال همت کرد و هم‌اکنون در حال دریافت دست‌رنج خود است. امیدوارم هر چه زودتر آخرین داستان را در تمامی سینماهای کشور به‌تماشا بنشینیم و قدردان زحمات آفریدون‌ها باشیم.

مصاحبه دنیای بازی با کارگردان این اثر را از طریق این لینک مطالعه می‌کنید.

 

شما باید ورود برای ارسال نظر