0 نظر

شکار هیولا به سبک کابوی‌ها | (Hands-On) پیش‌نمایش بازی Hunt: Showdown

توسط در4 ماه پیش
 

اگر فکر می‌کنید که قرار است در اینجا به معرفی یک Battle Royal کپی شده دیگر از PUBG و Fortnite بپردازیم٬ باید بگویم که این‌بار در اشتباهید. Crytech حس ترس و اضطراب را در عنوانی آورده است که در آن باید به شکار هیولاها در زمان وسترن بپردازید ولی نکته اینجاست که این هیولاها تنها موجودات وحشتناک و عجیب و غریب بازی نیستند٬ بلکه بازیکنان دیگر نیز می‌توانند به کابوسی ماندگان برای‌تان تبدیل شوند. حسی که در عنوانی مثل DayZ هم وجود داشت، ولی این‌بار در محیطی کاملا متفاوت . در ادامه به شرح کامل یکی از تجربیاتی که در Hunt: Showdown داشتم٬ می‌پردازم؛ با (Hands-On) پیش‌نمایش بازی Hunt: Showdown همراه دنیای بازی باشید.

در همان ابتدا که وارد منو می‌شوید٬ کرایتک به صورت مشخص به شما یاد‌آوری می‌کند که بازی در حالت Early Access قرار دارد؛ پس انتظارات خود را پایین بیاورید چون Hunt: Showdown تازه در اول مسیر است. برای اینکه به شکار بروید٬ نیاز به یک شکارچی دارید. از بین چهار شکارچی که بازی با توجه به لول و پول‌تان در اختیارتان می‌گذارد٬ می‌توانید یکی از آن‌ها را با توجه به ویژگی‌ها و اسلحه‌های متفاوتی که دارند٬ انتخاب کنید. اگر از یکی از سلاح‌هایی که شخصیت‌تان دارد خوش‌تان نمی‌آید یا می‌خواهید کوکتل مولوتوی با خود به همراه ببرید٬ فروشگاه بازی دست‌تان را با آیتم‌های متفاوتی که دارد٬ باز گذاشته است. با اینکه در زمان غرب وحشی اکثرا انتظار چند عدد شاتگان و هفت‌تیر دارند٬ اما در بازی ما با تنوع خوبی در سلاح‌ها رو به رو هستیم که نیاز بازیکن را مطمئنا رفع خواهد کرد. پیشنهاد می‌کنم اوایل بازی چون که پول زیاد و تجربه آنچنانی ندارید آیتمی نخرید و به همان وسایلی که شکارچی دارد بسنده کنید.

حال باید انتخاب کنم که دوست دارم به شکار Spider بروم یا Butcher یا اصلا هر دو! فعلا در Hunt: Showdown تنها این دو هیولا در زمان‌های شب و روز ارائه می‌شود. Spider که بسیار سریع است٬ بر روی دیوار و سقف مدام راه می‌رود و سم پرتاب می‌کند ولی خودش نسبت به زهر ایمن است. آتش می‌تواند بلای جانش شود پس اگر به فکر شکار او هستید٬ وسایل آتش‌زا فراموش نشود؛ اما Butcher کند‌تر با ضرباتی سنگین‌تر است که در فاز دوم حمله‌اش شروع به پرتاب آتش می‌کند. شاتگان‌های قوی سلاح‌های خوبی هستند برای اینکه بخواهید به جدال با این قصاب با شاخ و دم بروید (دم را مطمئن نیستم که دارد یا ندارد!). از آنجایی که دوستانم تا قبل از اینکه Hunt را تهیه کنم٬ هر شب در این بازی جولان می‌دادند ولی به محض اینکه این بازی به دستم رسید٬ به عناوین دیگر یا حتی قدیمی‌تر کوچ کردند مجبور به بازی با یک بازیکن رندوم شدم.

در حالی که امکان بازی تک‌نفره هم وجود دارد، ولی اگر یک نفر دیگر هم همراه‌تان باشد٬ در میان جنگل‌‌ها و خانه‌های بازی احساس راحت‌تری دارید و استراتژی بهتری می‌توانید بچینید٬ به خصوص اگر در لول‌های پایین هستید. یادتان نرود که اگر برای اولین بار می‌خواهید بازی را شروع کنید٬ مطمئن شوید که آموزش بازی را دیده‌اید تا تجربه تلخی که من داشتم را شما تکرار نکنید! البته، جای تعجب است که چرا سازندگان به جای اینکه این آموزش را درون روند بازی یا در بخشی از منو قرار دهند٬ به شما لینکی در یوتیوب معرفی می‌کنند.

بعد از سال‌ها لودینگ! وارد بازی می‌شوم و در همان ثانیه‌های اول٬ زمانی که نور خورشید از لابه لای درختان به چشم می‌خورد٬ پیش خودتان می‌گویید که این گرافیک خوب فقط از دست CryEngine بر می‌آید. نورپردازی چشم‌نواز٬ طراحی جنگل‌های انبوه و پر‌جزییات٬ افکت آب و خیلی چیز‌های دیگر باعث شده است که این بازی به یکی از عناوین گرافیکی خیره‌کننده در میان PVP‌های بازار کنونی تبدیل شود. اگر چه در طول بازی به مواردی بر می‌خورید که فکر می‌کنید که شاید برای اینکه CryEngine خودش را تمام و کمال نشان دهد٬ جا دارد. شکی نیست که در آینده با توجه به پتانسیلی که این موتور و تیم Crytech دارند٬ این مسائل بر طرف خواهد شد. این بهبودی هم که اکنون در بازی شاهد هستیم٬ به دلیل به‌روز رسانی است که یک ماه پیش عرضه کردند٬ وگرنه ایراداتی مثل عدم بهینه بودن و بالانس نبودن در اجرا شدیدا در اوایل گریبان گیر شکارچیان هیولا شده بود.

در ماموریتی که انتخاب کردم٬ هدف پیدا کردن Spider و کشتن‌اش است. در همان ابتدا دکمه E را می‌زنم٬ تا در حالت دارک ویژن (دید تاریک) مسیر اولین ردپا (Clue) را پیدا کنم. در مجموع سه ردپا برای هر نفر یا تیم وجود دارد که با پیدا کردن آن‌ها نقشه کو‌چک‌تر می‌شود و با پیدا کردن سومی محل دقیق هیولا مشخص می‌شود. از جنگل مسیر خود را شروع می‌کنیم، سعی می‌کنیم با دقت تمام  و نشسته حرکت کنیم. در بازی بسیار مهم است که الکی راش ندهید و بی‌کله بازی درنیاورید چون ممکن است در اطراف‌تان بازیکنان دیگری باشند و بدون اینکه بفهمید چه شد با مرگی سریع روبه‌رو شوید.

اولین ردپا داخل کلبه‌ای در یک مزرعه است. تمام اطراف کلبه را زامبی‌های مختلف احاطه کرده‌اند. خیلی سعی نمی‌کنیم با زامبی‌های بزرگ و به خصوص سگ‌هایی که در کنار حصار هستند درگیر شویم. به کشتن همان دو زامبی که دم در هستند به وسیله ضربه با انتهای اسلحه اکتفا می‌کنیم و اولین ردپا را در داخل کلبه پیدا ‌‌می‌کنیم. باید به این نکته اشاره کنم که کشتن زامبی‌ها بدون جایزه نیستند و به میزان سختی که هر یک دارند مقداری XP به شما تعلق می‌گیرد.

مطلب مشابه ◄  پایان باز آقای سونی | سونی با یک انفجار نسل هشتم را به پایان می‌رساند!

در هنگام دور شدن از حصار‌های مزرعه صدای چند تیر را در دور دست می‌شنویم. سریع در میان درختان پنهان می‌شویم و محیط را بررسی ‌می‌کنیم. دقت به صداهای دور و برتان یکی از مهمترین ویژگی‌ها برای زنده‌ ماندن است. این نکته برای دیگران هم صدق می‌کند پس حواس‌تان باشد که موقع راه‌ رفتن کلاغ‌ها و مرغ‌ها را نترسانید و با شلیک‌کردن‌های بی مورد برای چند زامبی لاغرمردنی نه تیرتان را هدر دهید و نه مکان خود را برای شکارچیان دیگر لو بدهید.

بعد از پیدا کردن دومین ردپا٬ برای یافتن آخرین مورد که بسیار هم دور است٬ به راه می‌افتیم. بعد از گذشتن از مزرعه بلال و درگیر شدن با یک Hive ( یک نوع از زامبی که به سمت‌تان حشرات سمی می‌فرستد)٬ با یک رود عریض مواجهه می‌شویم. در ابتدا شریکم با بررسی محیط اطراف از وسط رود رد می‌شود و آن طرف در میان علف‌زار کمین می‌کند و منتظر من می‌ماند. من هم نگاهی به چپ و راست می‌کنم و به راه می‌افتم ولی در میان راه تیری به سمتم شلیک می‌شود و بر زمین می‌افتم. اگر چنین اتفاقی برای شما یا دوستتان افتاد اصلا هول نکنید چون شمارش معکوسی در کار نیست و تا زمانی که شکارچیان دیگر  جنازه‌ را آتش نزده‌اند٬ می‌توان هم‌تیمی را نجات داد (البته اگر بار اول باشد٬ چون برای بار دوم مستقیم به منو بازی هدایت می‌شوید!). داشتن هم‌تیمی باهوش در این شرایط خیلی به درد می‌خورد. او در میان علف‌زار باقی‌ ماند و سعی می‌‌کرد محیط اطرافش را بررسی کند و موقعیت شکارچی دیگر را پیدا کند. من هم در حالی که آسمان را نگاه می‌کردم در غم این بودم که با مرگم تمام سلاح‌ها و Perkهایی که به دست آورده‌ام از بین می‌رود و دوباره از اول باید برای‌شان پول بدهم.

پس از چند دقیقه آب‌ها که از آسیاب افتاد٬ هم تیمی تصمیم گرفت که فورا به وسط رودخانه بیاید و مرا نجات دهد.  بعد از اینکه دوباره زنده شدم به سرعت هر کدام به سمتی از رود رفتیم و پناه گرفتیم. دوباره سکوت و استرس بود که حکم‌فرما شد. متوجه شدم که شکارچی دیگر به سمت یارم می‌رود و به او تیراندازی می‌کند. بعد از اینکه شریکم تیر خورد و به زمین افتاد٬ فهمیدم که حریف متوجه حضور من نشده و توانستم به‌طور مخفیانه خودم را به پشت‌اش برسانم ولی هنگامی که خواستم به او تیر بزنم٬ برگشت و متوجه حضور من شد. مثل یک دوئل رو به روی هم قرار گرفتیم و به سمت هم تیر روانه می‌کردیم که در آخر برنده این دوئل من بودم. با عجله یار خود را احیا کردم و با تمام سرعت از آن منطقه دور شدیم چون اصلا دوست نداشتیم که با این خط سلامتی کم و سر و صدایی که به پا کردیم  یک مهمانی تیر دیگر همراه با مهمانان جدید برپا کنیم.

در این گیر و دار بود که Banishing آغاز شد. زمانی که شکارچیان هیولا را می‌کشند٬ چند دقیقه‌ای طول می‌کشد که روح هیولا به جهنم تبعید شود و به اصطلاح زمان Banishing شروع می‌شود. دو جایزه اصلی بازی که Bounty نام دارد؛ بعد از پایان Banishing در محل کشته شدن هیولا پدیدار می‌شود (هر یک از افراد تیم می‌توانند یک Bounty را بردارند). نکته هیجان انگیز ماجرا این‌جاست٬ زمانی که Banishing شروع می‌شود تمام شکارچیان از محل کشته شدن هیولا در نقشه با خبر می‌شوند و به آن هجوم می‌برند. به خاطر نفرینی که همراه این Bounty‌ها است٬ زمانی که شکارچیان آن را بر‌می‌دارند و به سمت‌ مسیر‌های خروجی نقشه می‌روند٬ موقعیت‌شان برای شکارچیان دیگر مشخص است و دیگر نمی‌توانند پنهان شوند.

این‌که چگونه بازی را انجام دهید٬ بستگی به استراتژی خودتان دارد. می‌توانید خودتان به سمت هیولا بروید و شکارش کنید یا اینکه منتظر تیم دیگری باشید و بعد از اینکه تمام زحمات درگیری و کشتن را کشیدند٬ سر وقت‌شان بروید و Bountyها را بدزدید. این‌بار ما استراتژی دوم را پیش گرفتیم٬ چون چاره دیگری نداشتیم. ما هم به سمت محل هیولا رفتیم و در اطراف محل بار‌ها صدای تیراندازی شنیدیم. صبر کردیم که Banishing تمام شود و دو شکارچی هیولا به سمت مسیر خروج فرار کنند تا تعقیب‌شان کنیم. متاسفانه در میان راه با چند شکارچی دیگر درگیر شدیم و آن دو توانستند فرار کنند و ماموریت را به اتمام برسانند. اگر خوش‌بینانه به قضیه نگاه کنیم حداقل توانستیم زنده بمانیم و با امتیازات و پول‌هایی که به‌دست آوردیم برای نبرد بعدی آماده شویم.

Hunt: Showdown تازه شکار خود را آغاز کرده است و از کمبود‌هایی رنج می‌برد. تعداد کم هیولاها و ماموریت‌ها٬ عدم امکان اتصال دوباره به جریان بازی به دلیل قطع شدن اینترنت٬ نبود بخشی برای بررسی تجربیات هم‌تیمی و اضافه کردنش به بخش دوستان٬ از جمله این موارد هستند. Hunt: Showdown برای افراد هاردکوری است که بعد از چند بار مردن و از دست دادن همه چیز سریعا عقب‌نشینی نکنند؛ بلکه برایشان انگیزه‌ای شود که دوباره ولی با دقت بیشتر راهی شکار شوند. با وجود این حرف‌ها نباید یادمان برو که بازی در مرحله Early Access است و زمان زیادی طول خواهد کشید که با عنوانی کامل روبه‌رو شویم. شاید اگر قیمت این بازی جذاب در این مرحله کمی پایین‌تر تعیین می‌شد٬ ما با نقد‌های Mixed از طرف گیمر‌ها در استیم روبه‌رو نمی‌شدیم.

 

(همان‌طور که گفته شد، پیش‌نمایشی که مطالعه کردید، براساس تجربه‌ی نویسنده از نسخه‌ی اولیه بازی Hunt: Showdown نوشته شده که توسط ناشر آن یعنی Crytek برای دنیای بازی ارسال شده است.)

اولین نظر را شما بدهید!
 
ارسال دیدگاه »

 

    شما باید ورود برای ارسال نظر