توسط سید آراد طباطبایی حسینی در ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ , ۱۱:۴۱

اگر از آن دسته افرادی هستید که دوران طلایی سبک اشاره و کلیک را به خاطر می‌آورید، ممکن است با خواندن این مقاله احساس پیری کنید؛ زیرا سال‌ها از آن زمان گذشته است و دیگر خبری از این سبک عناوین نیست. تنها بازمانده‌ی این سبک، سری بازی‌های «تل‌تیل» (Telltale Games) هستند که با فرمولی جدید سعی در جذب مخاطبان دارند. عناوینی که بیشتر روی انتخاب بازیکن و نمایش صحنه‌های مختلف تمرکز دارند و گیم‌پلی آن‌ها نیز به زدن چند دکمه و حل معماهای نسبتا ساده خلاصه می‌شود؛ اما «رون گیلبرت» و «گری وینیک» که با عناوینی مانند ‌Maniac Mansion و  Monkey Island شناخته می‌شوند باری دیگر بازگشته‌اند تا به تمام دنیا یادآوری کنند سبک اشاره و کلیک هنوز زنده است. در ادامه با نقد و بررسی بازی Thimbleweed Park همراه دنیای بازی باشید.

در سال ۲۰۱۴ میلادی، بازی Thimbleweed Park معرفی شد و سازندگان آن قول یک ماجراجویی فوق‌العاده با طعم ماجراجویی‌های گذشته را دادند. سرانجام با جمع‌آوری کمک های مردمی در «کیک استارتر» (Kickstarter)، سه سال بعد یعنی در سال ۲۰۱۷ بازی خود را روانه بازار کردند. همان‌طور که انتظار می‌رفت، سازندگان حرف‌های خود را عملی کرده و عنوانی کلاسیک و فوق‌العاده ساختند که درکنار برآورده کردن آرزوی طرفداران قدیمی این سبک، به بازی‌بازان جدید نیز طعم یک عنوان اشاره و کلیک کلاسیک را نشان دادند.

عنوانی کلاسیک در شهری عجیب

داستان بازی در شهری کوچک به نام Thimbleweed Park روایت می‌شود، شهری که ساکنین آن تنها ۸۱ نفر هستند و حالا با وقوع یک قتل به ۸۰ نفر کاهش یافته‌اند. پیرو این قتل مرموز دو مامور فدرال به محل حادثه اعظام می‌شوند که شما کنترل آن‌ها را در دست دارید و باید با کنار هم گذاشتن سرنخ‌هایی مانند اثر انگشت، گروه خونی و صحبت کردن با افراد مختلف قاتل را پیدا کنید. داستان بازی در یک قتل ساده خلاصه نمی‌شود، هرکدام از شخصیت‌های بازی داستان و گذشته خودشان را دارند که در طول بازی با گذشته آن‌ها بیشتر آشنا می‌شوید. به‌طور کلی داستان بازی از پیچیدگی و عمق زیادی برخوردار است و به بهترین شکل روایت می‌شود، با پیش‌روی در بازی اطلاعات بیشتری درمورد گذشته شهر به‌دست می‌آورید و متوجه می‌شوید چرا Thimbleweed Park تبدیل به شهری متروکه شده و به چنین روزی افتاده؛ اما چیزی که این شهر عجیب را عجیب‌تر می‌کند، مردم آن است. شخصیت‌پردازی شخصیت‌ها به نحو احسن انجام شده، از دو خواهر در لباس کبوتر به نام برادران کبوتر (!) گرفته تا کلانتری که شغل‌های مختلفی دارد و از کلماتی مانند «اِ بوو» و یا «اِ رینو» در انتهای جملات‌اش استفاده می‌کند. هرکدام از شخصیت‌های بازی رفتار عجیب و غیرمنطقی خودشان را دارند، همچنین در طول بازی با سه شخصیت اصلی دیگر روبه‌رو خواهید شد و در نهایت می‌توانید کنترل هر پنج شخصیت را به‌دست بگیرید. آشنایی با هرکدام از این شصخیت‌های جدید به شکل جالبی صورت می‌گیرد. بازی با فلش‌بک شما را در نقش آن شخصیت قرار می‌دهد و گذشته‌ی وی را برای‌تان روایت می‌کند. این سه شخصیت شامل یک دختر که آرزویش برنامه‌نویسی برای یک شرکت بازی‌سازی است، مردی که به دنبال تحقق رویاهایش به قتل می‌رسد و شما کنترل روح وی را در اختیار دارید و یک دلقک بی‌اعصاب که به عقیده من یکی از بهترین شخصیت‌های بازی است، می‌شود؛ ناگفته نماند که تقریبا نیمی از حرف‌های این دلقک با بوق سانسور شده‌اند و زمانی که عصبانی می‌شود فقط صدای بوق می‌شنوید.

از بحث داستان که بگذریم، می‌رسیم به گیم‌پلی بازی. همان‌طور که گفتیم، یکی از اهداف سازندگان ساخت عنوانی کلاسیک برای طرفداران قدیمی بوده و در این مورد هم موفق عمل کرده‌اند. این‌کار تنها به گرافیک پیکسلی بازی خلاصه نمی‌شود، منوی بازی مثل عنوان Maniac Mansion شامل فعل‌هایی مانند باز کردن، بستن، بلند کردن، صحبت کردن و… می‌شود و در سمت راست آن کوله‌پشتی شما قرار دارد که آیتم‌ها در آن قرار می‌گیرند. بازیکنان باید با استفاده از افعال و امتحان کردن آن‌ها روی محیط، اشیاء و یا افراد در بازی پیش‌روی کنند.

معماهای بازی نیز متنوع و سرگرم‌کننده هستند و برخی از آن‌ها به طرز خلاقانه‌ای طراحی شده‌اند؛ همچنین در مقایسه با عناوین قدیمی سازندگان بازی، معماها بسیار منطقی‌تر هستند. در این میان برخی از معماهای بازی گاه به‌شدت سخت می‌شوند و مانند همان عناوین قدیمی باید ساعت‌ها برای حل کردن‌شان وقت بگذارید. مشکل جایی بدتر می‌شود که درکنار نبود راهنمایی، جهان بازی نیز به شکلی طراحی شده است که می‌توانید آزادانه در میان مناطق مختلف جابه‌جا شده و هنگامی که کنترل پنج شخصیت مختلف را در دست دارید، حل یک معمای سخت می‌تواند گیج‌کننده و آزاردهنده باشد. البته، اگر از معماهای سخت بدتان می‌آید، سازندگان دو نوع درجه سختی Hard Mode و Casual Mode در بازی قرار داده‌اند اما انتخاب درجه سختی تنها در ابتدای بازی قابل انجام است و به عنوان یک نکته باید به شما گوش‌زد کنیم که درجه سختی «هارد» در واقع آن‌طور که فکرش را می‌کنید سخت نیست و حتی اگر در حل برخی معماهای بازی گیر کردید، می‌توانید از اینترنت کمک بگیرید. در Casual Mode تعداد زیادی از پازل‌ها، مکان‌ها و حتی دیالوگ‌های بازی وجود ندارد و به نوعی یک شبیه‌ساز راه رفتن با تعدادی آیتم است که کنایه‌ای به برخی عناوین امروزی و گیمرهایی است که ترجیه می‌دهند هیچ چالشی را در بازی‌ها تجربه نکنند و فقط با زدن چند دکمه و گذراندن وقت بازی را به اتمام برسانند.

پیکسل‌های گوش‌نواز

صداگذاری شخصیت‌های بازی نیز فوق‌العاده کار شده؛ در واقع، اگر به دیالوگ‌های بازی کمی دقت کنید، متوجه می‌شوید سازندگان با حساسیت بسیار بالایی کلمات را انتخاب کرده‌اند و صرفا برای وجود صدا در بازی دیالوگ‌ها را ننوشته‌اند. حتی نوع صحبت کردن افراد، بیان‌گر احساسات و شخصیت آن‌هاست؛ برای مثال، یکی از ماموران فردی کارکشته و حرفه‌ای است، پس در نتیجه صدایی خسته و بی‌حال دارد، درحالی که مامور دیگر فردی تازه‌کار است که انرژی وی از صحبت کردن‌اش پیداست. همچنین طنز‌های جالبی در بازی وجود دارد، از کنایه‌های مختلف به صنعت بازی‌سازی گرفته تا دیگر صنایع و همچنین شکستن بعد چهارم. البته، تمامی موارد بالا یک طرف و دلقکی که به همه چیز و همه کس فحش می‌دهد و دست از مسخره کردن برنمی‌دارد یک طرف.

در کنار صداگذاری بسیار عالی، موسیقی بازی هم به خوبی کار شده و گرچه تعداد قطعات موسیقی موجود در بازی زیاد نیست، اما همان تعداد محدود نیز به بهترین شکل با اتمسفر بازی ترکیب شده‌اند. خصوصا زمانی که برای حل یک معما باید مدت زمان زیادی وقت بگذارید، موسیقی بازی باعث می‌شود گشت و گذار در محیط‌های مختلف و پیدا کردن راه حل برای‌تان خسته‌کننده نشود.

گرافیک بازی همان‌طور که از نگاه اول پیداست، به‌صورت پیکسل آرت است. در واقع سازندگان برای ایجاد حسی نوستالژیک، این سبک گرافیکی را برگزیده‌اند. گرچه گرافیک پیکسل آرت بازی می‌توانست بهتر باشد، اما به‌طور کلی با کمک صداگذاری، موسیقی و همچنین داستان جنایی بازی، توانسته‌اند به خوبی از گرافیک پیکسلی بازی کمک بگیرند و محیطی مناسب ایجاد کنند.

سخن آخر

Thimbleweed Park عنوان بسیار ارزشمندی از رون گیلبرت و گری وینیک است و آمده تا بگوید یک بازی اشاره و کلیک واقعی‌ است. بنابراین، اگر طرفدار سبک اشاره و کلیک هستید، قبل از دیدن نمره نهایی بازی، آن را تهیه کنید و اگر با این سبک آشنایی ندارید، و یا تاکنون علاقه‌ای به آن نداشته‌اید، باز هم همین‌کار را انجام دهید و مطمئن باشید که تجربه‌ای فراموش‌نشدنی انتظارتان را می‌کشد.

Resolution

Platform: Nintendo Switch – Score: 9 out of 10

Thimbleweed Park is a true classic as a Point & Click game. Whether you are a fan of these kinds of Adventure games or not, do not hesitate in buying this game because an unforgettable experience awaits you in Thimbleweed Park.

(نقدی که مطالعه کردید، نسخه‌ی منتقدین بازی Thimbleweed Park بود که توسط ناشر آن یعنی Terrible Toybox برای دنیای بازی ارسال شده است.)

نکات مثبت

دیالوگ و موسیقی عالی
داستان و شخصیت‌پردازی فوق‌العاده

نکات منفی

گاهی اوقات، بازی زیادی به مخاطبان قدیمی اهمیت می‌دهد
شکستن بعد چهارم گاها آزاردهنده می‌شود

auto
زباله
دیدگاه
۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:27: 
:D 
:40: 
:44: 
:-) 
:10: 
:41: 
:60: 
;) 
:59: 
:( 
:16: 
:162: 
:13: 
:\ 
:22: 
:42: 
:11: 
:111: 
:17: 
:20: 
:wow: 
:| 
:49: 
:54: 
:56: 
:45: 
:47: 
:46: 
:43: 
:57: 
:like: 
:dislike: 
:metal: 
:51: 
:52: 
:55: 
:58: 
:48: 
:spoiler: 
:53: 
:steam: 
:xbox: 
:PS: 
:n: 
:50: 
:discord: 
 

One Reply to “ماجراجویی پیکسلی | نقد و بررسی بازی Thimbleweed Park”

  1. demntorhp گفت:

    اگر دنبال داستان قوی هستید حتما این بازی رو انجام دهید.مطمعن باشید شما رو میخکوب میکند.
    یک بازی فوق العاده جنایی و کارآگاهی که از همان ابتدا شما را در گیر خود میکند.یادتان نرود که حتما کاغذ و خودکار با خود داشته باشید چون هرانچه که دیدید را باید بنویسید چون به دردتان خواهد خورد. مطمعن باشید اینقدر داستان جنایی و پیچیده است که نمیتوانید تمام ماجرا را در ذهنتان نگه دارید. خودتان را امتحان کنید.آیا میتوانید معمای قتل این شهر تماما مرموز را حل کنید؟!!
    ممنون از نقدتون :58:

    ۰ ۰