توسط علی فتح‌آبادی در ۲۸ فروردین ۱۳۹۷ , ۱۲:۳۹

جدیدترین اثر استودیو مستقل و دوست‌داشتنی «آمانیتا دیزاین» (Amanita Design) که دنباله‌رو راه هنری خاص و دلنشین همیشگی و خصوصا اثر مینیمال و خاصشان، «بوتانیکولا» (Botanicula) است. ماجرایی با موسیقی‌ها و طراحی‌هایی بس سرخوش و کلیتی دیوانه‌وار که تنها هدفش خوش‌گذرانی و لذت ناب است. نه خبری از معماهای چالش برانگیز «ماشیناریوم» (Machinarium) است و نه از گشت و گذارهای محیطی سگانه «ساموروست» (Samorost). «چوچل» (Chuchel)‌ مثل یک «طنز موقعیت» (Sitcom) یا استند آپی سرشار از لذت و شور عمل می‌کند. هر مرحله مثل یک بخش از اجرا یا اپیزود است و می‌خنداند و می‌گرداند و شما را راهی مرحله دیوانه‌وار و عاری از منطق بعدی می‌کند. اثری که اعجاب و غریبی از همان نامش شروع می‌شود و لحظه‌ای شما را در طول گیم‌پلی چند ساعته‌اش راحت نمی‌گذارد. اگر فکر کردید که ساخته‌های پیشین بازیسازان اهل چک این استودیو زیادی عجیبند، بهتر است در نتیجه‌ گیریتان کمی تجدید نظر بفرمایید. با نقد و بررسی بازی Chuchel، اثری جمع و جور و دوست‌داشتنی، همراه با دنیای بازی باشید.

مرحله آغازین بازی که به خوبی بیانگر کلیت بازی و طنز شیرین نهفته درش است.

نمی‌دانم چه توقعی از یک بازی ویدئویی دارید، محصولی را لایق ارزش و توجه می‌دانید که گیم‌پلی عمیق و پرمحتوایی را در خود جای دهد و یا داستان و مفهوم کلی قابل بحثی را مطرح بکند. ذهن و هوشیاری بازیباز را در اختیار بگیرد و در معجونی سحرانگیز مرکب از لذت و تفکر غرق بکند. خوب Chuchel هیچ‌کدام را انجام نمی‌دهد. نه گیم‌پلی درست و حسابی دارد و نه مضمون و محتوای داستانی خاصی؛ ولی در عین حال به‌قدری بازی‌کردنش می‌چسبد و کیف می‌دهد که تمامی آن ارزش‌های وجودی و کیفی را در سطل آشغال می‌ریزید و در جدیدترین دیوانه بازی «جارومر پلیکی» (Jaromír Plachý) معلق می‌شوید. همراه شخصیت‌های خل‌وضعش می‌شوید و می‌گذارید جریان سیال لذت و شور همانند ریتم و بیتی موسیقی شما را دوره کنند و آرام آرام شما را در خود حل کنند. بخشی از آن سرور مستمر می‌شوید و به جمع مجنونان رنگین بازی اضافه می‌شوید. بدون هیچگونه دیالوگ یا نوشته‌ای به تمامی این خلان عزیز دل می‌بندید، جالب است واقعا، هیچ کنش و واکنشی و یا پرسوناژی شکل نمی‌گیرد، ولی با این حال به لطف کلیت شیرین، به‌مثابه دل‌بستن معصومانه کودکی به عروسک‌هایش، همان‌قدر کودکانه عاشق می‌شوید و در بند Chuchel فرو می‌روید.
خود «جارومر پلیکی» طراح که کار بر روی این بازی را بعد از عرضه بوتانیکولا در سال ۲۰۱۲ آغاز کرده‌بود در مصاحبه‌ای ذکر کرد که علاقه داشت انیمیشنی قابل تعامل با طراحی‌هایی خنده‌دار و جالب بسازد. تفکر و میلی که در نهایت در سر و شکلی بسیار نزدیک به رویای سازنده‌اش شکل گرفت و امروزه آن را با نام چوچل می‌شناسیم. خود کلمه چوچل نیز در زبان چکی اشاره به چیزی پشمالو دارد و از این حیث دقیقا بازتاب دهنده شخصیت ملبس به مو و سیاه‌رنگ اصلی بازی‌ست.

مشابه دیگر ساخته‌های این استودیو، استفاده بسیار هوشمندانه‌ای از اصوات صوتی صورت گرفته. بعضی وقت‌ها انگار خود بازی دهان باز می‌کند و برایتان یه دل سیر با زبان عجیبش می‌خواند و می‌خواند.

همین الان که در حال نگارش این نقد هستم دارم به موسیقی‌های متن محشر بازی گوش می‌دهم. واقعا سحرانگیز است که بند دو نفره DVA چطور توانسته این‌چنین بی‌نظیر و ستایش‌آمیز اتمسفر و کلیت حاکم بر بازی را درک کند و موسیقی‌هایی کاملا همسو با آن خلق بکند. کیفیت موسیقی‌های بازی و طلاقی حسی‌شان با جو Chuchel ۤبه‌قدری بالاست که خودش به تنهایی می‌تواند به‌عنوان نماینده‌ای از بازی عمل بکند. حس و حال‌وهوایش را تبلیغ کند و گوشه‌ای از دیوانگی و سرخوشی اثر را نشان بدهد. موسیقی در این بازی دقیقا کاری را کرده که موسیقی متن برای انجامش وجود دارد. ارتقا کیفی و احساسی صحنه‌ها و رخدادهای گوناگون و رساندنشان به سطحی عمیق و تاثیرگذارتر؛ مهمی که این بند در شکلی اعلا موفق به انجامش شده.
DVA پیشتر در بوتانیکولا نیز با آمانیتا دیزاین همکاری داشته و خیلی خوب از چم و خم‌های فکری خاص و شنگول‌شان آگاهی دارد. آنها حتی زبان و اصوات عجیبی که از زبان شخصیت‌های بازی خارج می‌شود را نیز خلق کرده‌اند. شما با وجود اینکه کمترین درکی از این صوت‌های بی‌معنی که می‌شنوید ندارید، ولی همچنان لذت می‌برید و متوجه تعامل جاری بین شخصیت‌ها می‌شوید. آرام آرام دنیای بازی برایتان تصویر می‌شود، قطعات مختلفش کنار هم جای می‌گیرد و کلی یک‌دست و عالی را به‌وجود می‌آورد.

نمونه‌ای از مینی‌گیم‌های بازی.

واقعا نیازی است از هنر بالای بازیسازان این استودیو در خلق محیط‌ها و مناظری بی‌نهایت هنرمندانه و جادویی سخن بگویم؟ دنیاهای سورئال و زیبای ماشیناریوم، ساموروست و بوتانیکولا گواه این سخن هستند و هرگونه نیاز به تبلیغ و ستایش فردی دیگر را از خود مبرا می‌کنند. فقط باید به چشم‌ها لطف کرد و بهشان اجازه داد تا در هنر والای آمانیتایی‌ها فرو روند و محسور و شیفته‌اش بگردند. ذهن و آگاهی را به‌سوی وادی‌هایی سراسر لذت و رویا راهی کنند و بلایی سرتان بیاورند که فقط هنر توانایی انجامش را دارد. جادو می‌شوید، سحر می‌شوید و به‌مثابه تکه سنگی مدهوش و غرق در لذت.
Chuchel نیز به اندازه برادران بزرگش در انجام این مهم موفق عمل می‌کند. رنگ‌زنی‌ها و طراحی‌ها عالی‌ست، گرافیک مینیمال و بیس رنگی سفید قالب بر کل کار حالتی جالب و خاص را به آن بخشیده که همسوست با حالت تئاتری و اجرایی بازی. گویا هر مرحله در استیجی به وقوع می‌پیوندد و شما در حال نظاره‌کردن تعاتری مفهومی از جنس کارهای «ساموئل بکت» و «در انتظار گودو»اش هستید. فقط با این تفاوت که هیچ خبری از مضمون و مفهوم نیست، دیوانگی و خوش‌گذرانی مطلق است که از این سوی استیج به آن سوی استیج در حرکت است.
به گیم‌پلی Chuchel اندکی می‌شود خرده گرفت. محتوای خاصی ندارد و سعی می‌کند با توصل به مینی‌گیم‌هایی ساده تنوع و تازگی به خود ببخشد. لحظه‌ای اشاره و کلیکی کلاسیک می‌شود، لحظه‌ای پک‌من و لحظه‌ای دیگر فلپی برد و تتریس. به‌شخصه بعد از درک چیستی بازی و هدف سازنده‌ها از خلقش و اینکه قصدشان با این بازی انتقال چه نوع احساسی بود، توقعم از گیم‌پلی به‌کل برداشته‌شد و به همان دید سرخوشانه و کودکانه نگاهش کردم. که البته دلیل بر کمبود محتوایی‌اش نمی‌شود. جای داشت که کارهای بیشتری در گیم‌پلی انجام داد و مراحل بعضا خلاقانه‌تر و پرمحتواتری را به‌وجود آورد. هرچند که حالت کنونی نیز به خودی خود به قدر کافی دیوانه‌وار و مجنون هست.

همین صحنه همراه با موسیقی فوق‌العاده‌اش چنان بلایی سرتان می‌آورد که بارها و بارها مرحله را فقط برای رسیدن به این لحظه جادویی تکرار می‌کنید.

Chuchel را حتما بازی کنید. نه وقتی می‌گیرد و نه درگیری ذهنی خاصی. اتفاقا تمامی استرس‌، درگیری‌های روزمره و خستگی‌ را به‌کلی از وجودتان می‌مکد و راهی عدم و فراموشی می‌کند. غرق لذت و شور می‌کندتان و با تفنگی پرشده از پشمک‌های گردلی صورتی‌رنگ، شما را زیر رگبار گلوله‌های خوشمزه و شیرینش می‌گیرد و در انتها طعمی عالی و بسیار دوست‌داشتنی را برایتان به یادگار می‌گذارد.

 

Resolution

Platform: PC – Score: 8.5 out of 10

Chuchel is yet another funny and entertaining game from the creators of Machinarium, Botanicula, and Samorost Trilogy. Chuchel is a surreal and lovely game about having fun to its utmost, chasing a cherry in the craziest way possible and watching stuff that makes absolutely no sense at all, but all of them magically fit together here with a very wild music from the alternative band, DVA.

 

(نقدی که مطالعه کردید، نسخه‌ی منتقدین بازی Chuchel بود که توسط ناشر آن یعنی Amanita Design برای دنیای بازی ارسال شده است.)

نکات مثبت

بسیار خلاقانه
سرخوش و دوست‌داشتنی
موسیقی و صداگذاری فوق‌العاده
طراحی هنری و گرافیک دلنشین

نکات منفی

کمبود محتوای گیم‌پلی
بازی بیشتر شبیه به مجموعه‌ای از مینی‌گیم‌های فلش است تا اثری یک‌دست

8.5
شگفت‌انگیز
دیدگاه
۰ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید