6 نظر

چشیدن طعم ترسی متفاوت | معرفی بازی Doki Doki Literature Club

توسط در 10 ماه پیش
 

مواظب باشید! گول ظاهرِ دلنشین و بامزه‌ی Doki Doki Literature Club (به اختصار DDLC) را نخورید. اگر فکر می‌کنید Resident Evil 7 و قسمت دوم The Evil Within بازی‌های ترسناکی هستند، پس هنوز دست روی DDLC نگذاشته‌اید؛ نه، باور کنید قصد شوخی ندارم. حتی اگر جزو آن بچه‌های بازیگوشی بودید که از همان عنفوان کودکی فیلم‌های «جن‌گیر» و «طالع نحس» تماشا می‌کردند -و به‌قولی فکر می‌کنید به هر چیز ترسناکی عادت دارید- هم قول می‌دهم که DDLC مانند خوره به جان‌تان بیفتد. در ادامه با معرفی بازی Doki Doki Literature Club همراه دنیای بازی باشید.

قبل از هرچیز باید بگویم که شرط لذت بردن از این بازی، این است که بدون هیچ توقع و اطلاعات قبلی آن را تجربه کنید؛ یعنی همین حالا دست از خواندن بردارید و از گوگل و هر منبع اطلاعاتی دیگر فاصله بگیرید. DDLC یک بازی رایگان کم‌حجم (حدود دویست مگابایت) است که به راحتی می‌توانید آن را از «استیم» تهیه کنید؛ البته بعد از خواندن این مقاله نیز در انتها لینک دانلود مستقیم آن برای شما قرار گرفته است تا اگر از بازی خوش‌تان آمده، لحظه‌ای صبر نکنید و دانلودش کنید.

بازم هم تاکید می‌کنم که اگر بازی را تمام نکردید ادامه‌ی متن را نخوانید!

به کانون ادبیات خوش آمدید

DDLC درواقع یک Romance Visual Novel ژاپنی است که شما بیشتر وقت درحال خواندن دیالوگ هستید و هرازگاهی مجبور می‌شوید تا فعالیتی انجام دهید یا انتخابی کنید. این انتخاب‌ها هم به‌طبع در روند بازی و پایانِ ماجرا تاثیر دارند.
لازم به ذکر است که در این مورد هم بازی فریب‌تان می‌دهد و قوانین خود را زیرپا می‌گذارد که در ادامه بیشتر درباره‌اش صحبت می‌کنیم.

داستان درباره‌ی یک انجمن ادبیات دبیرستانی است که گیمر به تازگی عضو آن شده‌ است. در این گروه شما با چهار دخترخانمِ نوجوان آشنا می‌شوید که هرکدام ویژگی‌های شخصیتیِ متفاوتی دارند: «سائوری/Sayori» دوست دوران کودکی‌تان است که دختر شیرین و شادابی محسوب می‌شود و همیشه به شکل اغراق‌آمیزی خیرتان را می‌خواهد. «مونیکا/Monika» مدیر گروه ادبیات است و بقیه‌ی دخترها مدام به زیبایی و متانت‌اش حسودی می‌کنند. «یوری/Yuri» از آن کتابخوان‌های قهار است که وقتی صحبت می‌کند همه خشک‌شان می‌زند. «ناتسوکی/Natsuki» هم یک دختر قد کوتاهِ غرغرو است که تمام‌وقت از همه ایراد می‌گیرد.

دو الی سه ساعت اول بازی صرفِ خاله‌زنک بازی و تعامل با این چهار شخصیت دوست داشتنی (؟!) می‌شود. هر شب شما باید با انتخاب کلمات مناسب -که هرکدام موجب شاد شدن یکی از شخصیت‌ها می‌شود- شعری بنویسید که بعداً در کلاس ارائه دهید. تا این‌جای کار هیچ عنصر وحشتی وجود ندارد و حتی تا بازی حدی کسالت‌آور به‌نظر می‌رسد؛ اما صبر داشته باشید چراکه بازی به شکل حیرت‌انگیزی تغییر مسیر می‌دهد.

سائوری اعتراف می‌کند که مدت‌هاست از علاقه شدیدش به شما رنج می‌برد و مبتلا به افسردگی شده است. فردای روزِ اعتراف دست به خودکشی می‌زند و بازی هم تمام می‌شود. بار دیگر که وارد بازی می‌شوید تمام فایل‌های Saveتان پاک شده و این‌جاست که باید به DDLC تبریک گفت؛ چراکه کاری می‌کند تا برای مدت قابل توجهی از هرچه باگ و گلیچ است بترسید!

 

باگهای ترسناک

برخلاف اکثریت بازی‌های ژانر وحشت که از Jump scare و تصاویر دل‌خراش و خونین برای ایجاد دلهره در دل مخاطب خود استفاده می‌کنند، DDLC راه بیمارگونه‌تر، آزاردهنده‌تر و خلاقانه‌تری را انتخاب کرده است. وقتی برای بار دوم وارد بازی می‌شوید؛ درمی‌یابید که شخصیت سائوری (که خودکشی کرده بود) به‌طور کامل از بازی حذف شده! داستان بدون وجود او پیش می‌رود و قسمت‌های مرتبط به سائوری جای خود را به باگ‌های آزاردهنده‌ و عجیبی داده‌اند. تو گویی بازی به نحو ناشیانه‌ای از نو کدنویسی شده و این حاصل تلاش ناکام برنامه‌نویس‌ها برای حذف یکی از شخصیت‌های اصلی بوده!

در این حین، متوجه رفتار عجیب و غریب بقیه شخصیت‌ها می‌شویم. اتفاقات و دیالوگ‌هایی که دفعه‌ی اول لذت‌بخش و جذاب بودند، این بار آزاردهنده و پریشان‌کننده به‌نظر می‌رسند. توصیفِ چگونگیِ القای ترس در DDLC غیرممکن است و فقط با تجربه‌ی خود بازی قادر هستید تا عمق مریض و آشفته‌ی باگ‌هایی که وسط صحنه‌های دل‌فریب ظاهر می‌شوند را درک کنید.

 

تقلب نکن، میترسم!

همان‌طور که اشاره کردم، بازی قوانین خود را زیر پا می‌گذارد. وقتی شما سه ساعت با روش و کارکرد DDLC -که وابسته به تصاویر و کادرهای دیالوگ است- آشنا شدید، قاعدتاً انتظارِ تغییر و تحول ناگهانی ندارید؛ اما بازی با پخش کردنِ تصاویر متحرک (توجه کنید که تا قبل ازان همه چیز فقط تصویر بوده) و گرفتنِ آزادی و اختیار از دست شما به‌عنوان کسی که حق کنترل دیالوگ‌ها و Save و Load کردن را دارد؛ ناگهان شوکِ هراس‌انگیزی به گیمر منتقل می‌کند.

به‌طور خلاصه، می‌توان گفت که بازی تقلب می‌کند و دقیقاً لحظه‌ای که انتظارش را ندارید، از پشت به شما خنجر می‌زند! در حدی که مجبور شدم DDLC را از حالت Full Screen درآورم و هرموقع احساس کردم ترسناک شده پنجره را ببندم؛ اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود و بازی پای‌ خود را فراتر از این حرف‌ها می‌گذارد و دیوار چهارم را می‌شکند.

 

مونیکا ولاغیر

فقط مونیکا، فقط مونیکا و فقط مونیکا. به اسم‌اش عادت کنید؛ چون در ادامه قرار است بارها تکرار شود.

مونیکا از همان ابتدای بازی در لفافه قصد دارد تا به گیمر بفهماند که از وجود او باخبر است. بله، مونیکا کاملاً از ماهیت‌اش به‌عنوان شخصیتی فیکشن در یک بازی رایانه‌ای کوتاه مطلع است. تمام بلاهایی که سر بازی می‌آید هم تقصیر مونیکاست که در کُد منبع بازی دست می‌برد و با تغییر برنامه و پاک کردنِ فایل شخصیت‌ها قصد دارد تا به شما (شخص شما نه شخصیتی که در بازی ساخته‌اید!) برسد و رابطه‌ای عاشقانه را شروع کند.

با وجود این‌که شما می‌دانید مونیکا شخصیتی تخیلی است اما به حدی سازندگان بازی در به‌کار بردنِ متافیکشن خلاقیت و ظرافت به خرج داده‌اند که همین دختر نوجوانِ بی‌آزار در گوشه‌ی تاریک ذهن‌تان لانه می‌کند و احتمالاً نمی‌گذارد شب را راحت بخوابید (حداقل من که نتوانستم). یکی از نمونه‌ها برای اثبات این ادعا زمانی است که مونیکا به نام کاربری ویندوز و یا اکانت استیم‌تان دسترسی پیدا می‌کند و صراحتاً شما را به اسم واقعی‌تان صدا می‌کند.

بعد از این‌که حقیقت برای‌تان آشکار می‌شود، مونیکای مستاصل و تنها شروع می‌کند به درد و دل کردن درمورد مسائلی که حتی فکرش را هم نمی‌کنید؛ چون قد خودکشی‌اش. نمی‌دانم این صحبت‌ها تا کجا ادامه پیدا می‌کند، چون قبل از این‌که قضیه بیشتر ازین طول بکشد، فایل مونیکا را از فولدر نصب DDLC پاک کردم و در کمال تعجب بازی نسبت به این حرکت واکنش نشان داد! مونیکا که می‌فهمد شما دست به چنین اغدامی زدید، خودش را به‌ظاهر حذف می‌کند و می‌گذارد تا بدون حضور او بازی را آغاز کنید.

هنوز نمی‌دانم باید درمورد مونیکا چه فکری کنم. دلم برایش می‌سوزد، حتی یک جورهایی دوست‌اش دارم و از طرفی حتی گذرِ کوچک‌ترین تفکری که شامل‌اش شود هم برایم بیم‌ناک است. در هر صورت، می‌توانم به شما اطمینان دهم که سازندگان بازی هم اندازه‌ی خود مونیکا روان‌پریش هستند؛ اما چرا؟

 

کمبرندها را ببندید که تازه اول راه هستیم

وقتی DDLC تمام شد، رفتم سراغ اسکریپت‌های موجود در فولدر بازی تا ببینم واقعاً ردی از مونیکا وجود دارد و تا چه حد سازندگان وسواس به‌خرج داده‌اند. با کمال تعجب دیدم که بله؛ دست خط‌ مونیکا در حین انجام بازی به اسکریپت‌ها اضافه شده و راست‌اش را بخواهید، فکر کردم که شاخ غول شکاندم و کمتر کسی این موضوع را کشف کرده است؛ اما وقتی سری به گوگل زدم، تازه متوجه شدم که DDLC مانند یک غار بی‌انتها عمل می‌کند و من تازه بخش ورودی‌‌اش را کشف کرده‌ام.

خالقین بازی با قرار دادنِ Easter Eggهای عجیب و غریب در اسکریپت‌ها و فایل‌های DDLC ندا از بازی ترسناک جدیدی می‌دهند که احتمالاً سال جاری قرار است از آن رونمایی شود. برای پیدا کردنِ این پیام‌های مخفی در سوراخ سمبه‌ها باید کدهای باینری را دیکود کنید و متوسل به انواع روش‌های رمزگشایی شوید. توصیه من به شما این است که چند ویدیو در این مورد از یوتیوب تماشا کنید. در آخر نیز لازم است بگویم که یک سری از اسرار DDLC هنوز که هنوز است کشف نشده و همین رعب و وحشت Doki Doki Literature Club را بیشتر می‌کند.

در ادامه می‌توانید نسخه ویندوز این بازی را دانلود کنید و اوقات ترسناک و رازآلودی را بگذرانید:

 
  • ★★★
    1396/12/07 در زمان 21:37:54

    بنده بعد از تموم کردن این بازی هیچ حسی جز نفرت نسبت بهش نداشتم. برای یک بازی فری تو پلی بازی بدی نیست. ولی بازی رو در حدی بالا بردن که انتظار یک شاهکار یا نواوری خفن رو داشتم.
    تمام چیزایی که راجع به بازی میگن مثه ایستر اگ تو فایلای بازی شکستن دیوار چهارم قبلا تو شصت تا ایندیه دیگه دیدم بشخصه اندرتیل و پونی ایلند نمونه های شاخصش. فقط بر عکس اونا شخصیت پردازی و پلات لاین درست درمون نداره صرفا با چن تا کرکتر خل وضع سرو کله میزنی.
    حالا بر چه اساسی این بازی تو ژانر وحشت قرار میگیره با اویل ویثین مقایسه میشه خدا داند.
    در کل موفقیت هایی که این بازی کسب کرد1- بخاطر فری تو پلی بودنش هر کسی تونست بازی تعداد رایاش تو نظر سنجی ای جی ان و نقدای مثبتش تو استیم بالا رفت و ترند شد. یوتیوبرای شل مغز واسه ویو موج سواری کردن.
    ارت استایل انیمه ای کلا ترنده چن وقته و ارتشی از ویبا و اوتاکو ها رو بخودش جذب میکنه.
    دوستانی که از این عنوان و ایده های بکار رفته توش خوششون اومده برن سراغ بازی ای مثه پونی ایلند اگر هم یه ناول انیمه با شخصیت های مریض و ترسناک میخواید عنوان کاملی مثه دنگنرونپا رو سراغش برید. الکی تایمتونو تو کامیونیتی سرطانی این عنوان تلف نکنید.

    01

  • 1396/12/08 در زمان 00:22:17

    به به... شروع بسیار زیبا...
    البته نخوندم، چون خواستم اول بازی کنم، ولی این چنین معرفی ها و این چنین بازی های اسرار آمیزیم آرزوست...

    10

  • 1396/12/08 در زمان 00:26:31

    جالبم اینجاست که نشنیده بودم اسمشو... و همینه که ارزشمنده.
    چون مثلا بیای ویچر و معرفی کنی که همچین کار نویی نکردی، اما معرفی چیزایی که ممکنه خیلیا جاهای دیگه حتی اسمشم نشنَوَن، واقعا راهگشا و مفیده. مثل معرفی همین بازی، یا مثلا امثال Gemini rue...
    خصوصا اینکه فایلشم قرار دادین. :15: :15: :15:

    10

  • 1396/12/12 در زمان 23:43:14

    واقعا بازی عالی بود و در نوع خودش بی نظیر .
    به شخصه به عنوان کسی که داستان براش خیلی مهمه از بازی خیلی لذت بردم اما همه میدونیم که داستان دلیل خاص بودن این بازی نیست بلکه شاهکار سازنده ها در ساخت نکات غیر منتظره در بازیه ( یا بهتره بگیم ساخت مونیکاست )
    واقعا اخر بازی از بعضی اتفاقات ( چون اسپویل نشه نمیگم ) خیلی شگفت زده شدم
    من به شخصه چند ماه پیش وقتی اسم بازی رو تو یکی از رشته های جایزه های استیم :steam: دیدم بازی رو دانلود کردم و الان که دیدم یه نقد از این بازی در دی بازی چاپ شده واقعا خوشحال شدم .
    امیدوارم به نقد بازی های خوب کمتر دیده شده ادامه بدید :*: .

    00

شما باید ورود برای ارسال نظر