فرصتی که از دست رفت | یادداشتی بر فیلم تنگه‌ی ابوقریب

توسط علی محمودی در ۲ اسفند ۱۳۹۶ , ۱۴:۰۰

سازمان هنری رسانه‌ای اوج که با دو فیلم «بادیگارد» و «ایستاده در غبار»، در جشنواره‌ی سی و چهارم فیلم فجر حضور موفقی در جلب نظر هیئت داوران و مردم داشت؛ این‌بار با دو فیلمِ «به وقت شام» و «تنگه‌ی ابوقریب»، که محصولی متفاوت در جلوه‌های ویژه در ژانر دفاع مقدس محسوب می‌شود پا به جشنواره امسال گذاشته است. این سازمان هنری امیدوار است تنگه‌ی ابوقریب بتواند افتخارات دو فیلم گذشته را این‌بار در جشنواره‌ی سی و ششم تکرار کند. تنگه‌ی ابوقریب ساخته‌ی «بهرام توکلی»، از معدود فیلم‌سازان تحصیل کرده و با سواد سینمای ایران است که فیلم‌های به نسبت خوب و مهمی در کارنامه خود دارد. آخرین موفقیت جدی توکلی در عرصه‌ی سینما به جشنواره‌ی سی و سوم برمی‌گردد. جایی که او توانست با فیلم «من دیگو مارادونا نیستم» نامزدی در یازده رشته‌ی جشنواره را تجربه کند و دو سیمرغ نقش مکمل مرد و بهترین صدابرداری را در این دوره برنده شود. او همچنین دیپلم افتخار بهترین کارگردانی را برای این اثر دریافت کرد. نویسندگی فیلم این جشنواره را هم خود بهرام توکلی بر عهده داشته و تهیه کننده‌ی تنگه‌ی ابوقریب «سعید ملکان» است تا انگار همه چیز برای خلق یک اثر سینمایی خوب آماده باشد‌. در ادامه با یادداشتی درباره این فیلم با دنیای بازی همراه باشید.

 

تنگه‌ی ابوقریب روایت جان‌فشانی و ایثار رزمندگان دفاع مقدس در روزهای واپسین و بسیار تعیین کننده‌ی جنگ است. روزهای قبل از قطعنامه که از لحاظ سیاسی اهمیت فراوانی داشته است. داستان فیلم از یک روز قبل از عملیات در تنگه‌ی ابوقریب آغاز می‌شود و از همان ابتدای فیلم متوجه می‌شویم، فیلم‌ساز می‌خواهد ما را با چهار شخصیت اصلی اثر همراه کند و به روایت داستان از این طریق بپردازد. بازیگران اصلی فیلم «جواد عزتی»، «امیر جدیدی»، «علی سلیمانی»، «مهدی قربانی» و «قربان نجفی» هستند که در ادامه به اختصار درباره‌ی ایفای نقش چند تن از آنان بحث خواهیم کرد. اثر سعی می‌کند حال و هوای آن روزهای جنگ را به خوبی برای مخاطب تداعی کند و در این امر تا حد زیادی موفق است؛ در طراحی صحنه بسیار نزدیک به واقعیت، در طراحی لباس و گریم و چهره پردازی‌ها کم‌نظیر عمل می‌کند.
مشکل اساسی این اثر، ضعف بسیار جدی در فیلم‌نامه و روایت داستانی آن است. سینمای فیلم، سینمای قصه‌گوی مورد رضایت مخاطب نیست. بسیاری از موارد مهم در فیلم اصلا پرداخته نشده است و شاید می‌توانست این فیلم به جای فیلم بلند فیلم کوتاه باشد و همه‌ی این حرف‌ها را هم بزند! اصلا مشخص نیست دشمنی که باید تنگه‌ی ابوقریب را از چنگال او دور نگه داشت کیست! ابدا مشخص نمی‌شود که این تنگه کجاست و مختصات جغرافیایی آن چگونه است؟ چرا این تنگه از اهمیت استراتژیک برخوردار است؟ اگر عراقی‌ها از این تنگه عبور می‌کردند چه می‌شد؟ و سوالات بسیار مهمی که در فیلم بی‌پاسخ می‌ماند و باعث شکل نگرفتن فیلم می‌شود. شخصیت‌های داستان به جز چند اغراق و اشتباه کوچک در طول اثر در باقی فیلم در مجموع خوب و باور‌پذیر نقش‌های خود را ایفا می‌کنند؛ برای مثال آن صحنه هایی که امیر جدیدی کودکان را بر دوش می‌گذارد و می‌پرسد پدر و مادر این بچه کیه؟ کاملا مصنوعی جلوه می‌کند؛ البته بازی خوب امیر‌ جدیدی و شوخی‌های او و جواد عزتی در فیلم از نکات مثبت فیلم ارزیابی می‌شوند. رفاقت‌های نشان داده شده در فیلم، بسیار تاثیر گزار است. تنگه‌ی ابوقریب در مجموع فیلمی به شدت احساسی و متاثر کننده است که با همه‌ی ضعف‌هایش در بخش‌های مختلف هنری سینمایی، زیباست و در روح مخاطب خود اثر می‌گذارد.

شخصیت پردازی‌ها آنقدر عمیق نیست تا بتوان به شکلی جدی با شخصیت ارتباط برقرار کرد؛ شاید چند فلش‌بک و معرفی زوایایی از شخصیت‌ها می‌توانست بسیار به این موضوع کند که متاسفانه شکل نمی‌گیرد. موسیقی فیلم، موسیقی به نسبت خوبی‌ست و منطبق با شرایط فیلم پیش‌می‌رود. فیلم‌برداری فیلم بسیار تاثیرگذار و تکنیکی صورت گرفته، قاب‌ها کار شده هستند و از نکات مثبت فیلم به حساب می‌آیند؛ با این‌همه باز هم اثر شکل نمی‌گیرد زیرا فیلمنامه‌ی اثر فیلمنامه‌ی درست و جذابی نیست. برای مثال یکی از اشکالات دیگر فیلم این‌ست که مخاطب متوجه نمی‌شود کدام لشکر ها و نیروها در عملیات شرکت دارند، کی حرکت کرده‌اند، کی رسیده‌اند، کی و کجا تجهیز شده‌اند؟ کی شب می‌شود کی روز می‌شود؟ سوالاتی که باز هم پاسخ مشخصی در فیلم ندارند و از اشکالات اساسی فیلمنامه ریشه می‌گیرند.
تنگه ی ابوقریبِ بهرام توکلی را شاید بتوان از تکنیکی‌ترین فیلم‌های سینمای دفاع مقدس به شمار آورد و جلوه‌های ویژه‌ی این فیلم می‌تواند گام‌هایی جدی رو به جلو برای سینمای ایران محسوب شود ولی حیف است که با در اختیار داشتن امکانات متعدد؛ این اثر که می‌توانست به یکی از فیلم‌های جاودانه‌ی سینمای ایران در ژانر دفاع مقدس تبدیل شود، به دلیل پرداخت نا‌مناسب فیلمنامه و اشکالات شخصیت‌پردازی به یک اثر کاملا معمولی و دمِ دستی بدل شود!

دیدگاه
۰ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:27: 
:D 
:40: 
:44: 
:-) 
:10: 
:41: 
:60: 
;) 
:59: 
:( 
:16: 
:162: 
:13: 
:\ 
:22: 
:42: 
:11: 
:111: 
:17: 
:20: 
:wow: 
:| 
:49: 
:54: 
:56: 
:45: 
:47: 
:46: 
:43: 
:57: 
:like: 
:dislike: 
:metal: 
:51: 
:52: 
:55: 
:58: 
:48: 
:spoiler: 
:53: 
:steam: 
:xbox: 
:PS: 
:n: 
:50: 
:discord: