توسط علی فتح‌آبادی در ۱ آبان ۱۳۹۶ , ۱۴:۰۰

وقتی سران سگا در اوایل دهه نود میلادی برای رقابت با شخصیت محبوب شرکت «نینتندو» (Nintendo) یعنی «ماریو»، «سونیک» را خلق کردند، شاید فکرش را هم نمی‌کردند که این جوجه تیغی آبی‌رنگ دوست‌داشتنی با سرعت زیادش که بیشتر بلای جان بازیکن‌ها بود، روزی بدل به یکی از نمادهای بازی‌های رایانه‌ای در سراسر دنیا بدل شود. سونیک آبی با کفش‌های قرمز و سکوبازی‌های جذاب و سرعت بالا معجونی بود که دل بسیاری از بازیکن‌ها را در این ۲۵ سال به بند خود کشیده و با وجود کش و قوس‌های فراوانی که پشت سر نهاده، هنوز دوام آورده‌ است و تمام تلاش‌اش را برای حضوری قدرتمند و آبرومند می‌کند و به این زودی‌ها قصد ترک میدان دوندگی و حلقه‌خوری ندارد.
اولین نسخه‌ی سری با نام Sonic The Hedgehog در سال ۱۹۹۱ میلادی راهی کنسول اختصاصی آن روزهای سگا، یعنی Mega Drive افسانه‌ای شد (یا Sega Genesis که در ایران برای خطاب کردن‌اش به سگا بسنده کرده‌ بودند). کیفیت بالای بازی در تمامی اجزا باعث شد که این اثر خیلی زود مورد توجه قرار بگیرد و طی سال‌های بعدی دنباله‌هایش با نام Sonic The Hedgehog 2 ،Sonic The Hedgehog 3 ،Sonic & Knuckles و Sonic CD عرضه شوند. آثاری که تمامی از اساس اولیه قسمت نخست بهره می‌بردند، ولی نسخه به نسخه با طراحی مراحل بهتر و متنوع و موسیقی‌های به‌یادماندنی سیر پیشرفت خود را حفظ کردند و روز به روز بر سیل طرفداران‌شان افزودند. همین موضوع، سگا را به فکر استفاده از شخصیت سونیک در شکل و شمایل دیگر کرد؛ Sonic Pinball و Sonic Tetris نمونه‌هایی از این دست آثار هستند.
روزها سپری شد و پیشرفت سریع تکنولوژی و در نتیجه بازی‌های رایانه‌ای و حضور پررنگ گرافیک سه‌بعدی باعث شد تا سگا را به فکر سه‌بعدی کردن مجموعه بازی فوق محبوب‌اش بیندازد. اولین عناوین سه‌بعدی سونیک علی‌رغم تلاشی که برای‌شان صرف شده‌ بود، نتوانستند آن‌طور که می‌بایست این شخصیت محبوب را از دنیای دوبعدی‌اش وارد دنیای جدید بکنند. آن هم در حالی که رقیب قدیمی‌اش ماریو، با بازی Mario 64 یکی از بهترین نسخه‌های سری را تا آن زمان عرضه‌ کرد و در بهترین شکل کلیت دوست‌داشتنی ماریو دو بعدی را وارد بعد دیگر کرد.
دو نسخه‌ی بعدی، Sonic Adventure و Sonic Adventure 2 با وجود ایرادهایش ریز و درشت‌شان، گل سرسبد سونیک‌های مدرن و سه‌بعدی بودند که به‌طور اختصاصی برای آخرین کنسول سگا، «دریم کست» (Dream Cast) فقید (اولین کنسول بنده) عرضه‌ شدند. بالاخره تیم سونیک سگا توانست آن جوهره دوست‌داشتنی که همه به‌خاطرش عاشق این موجود آبی‌رنگ بودند را وارد سری مدرن‌اش بکند و روح و سرگرمی کافی را برایش مهیا بکند.

سالگردی رویایی

از این دو نسخه به بعد، این مجموعه مسیری پرتلاطم را پشت سر گذاشت. نسخه‌های قابل قبولی مثل Heroes و Colors مهمان‌مان بودند و از طرفی فضاحت‌هایی مثل Sonic The Hedgehog 2006 و Sonic and the Black Knight بر روی امواج مغزی‌مان رژه می‌رفتند. سال ۲۰۱۱ به مناسبت ۲۰ سالگی این شخصیت، سونیک تیم تمامی هم و غم‌اش را بر روی خلق یک یادواره لایق برای این سری گذاشت و با ترکیب تمامی ویژگی‌هایی که سونیک را به چیزی که امروز بود بدل می‌ساخت، Generations را خلق کرد. نوستالژی بازی بسیار باکیفیت با حضور افتخاری هر دو سونیک مدرن و کلاسیک. مجموعه‌ای از به‌یاد ماندنی‌ترین مراحل کل سری را با طراحی جدید گرد هم آوردند و بعد از چند سال نسخه‌ای درخور نام این شخصیت عرضه‌ کردند. بعد از نسل‌ها، دوباره مسیر موجی سونیک از سر گرفته‌ شد و نسخه‌‌ی قبلی نیز که اولین قسمت در سری بود که توسط تیمی به‌غیر از سونیک تیم ساخته می‌شد (Sonic Boom) و قرار بود کلیت این سری را وارد فاز‌هایی کاملا جدید و تازه و خلق مجموعه‌ای نوین بکند، با کیفیت بسیار پایین خودش یکی از ضعیف‌ترین نسخه‌های کل مجموعه را تحویل طرفداران داد. در این بین، امید سونیک‌بازان به سالگرد ۲۵ سالگی‌اش و تکرار موفقیت‌آمیز نسخه «نسل‌ها» بود. سگا نیز حواس‌اش را جمع کرد و پارسال به‌طور رسمی از Sonic Forces و Sonic Mania پرده برداشت. دو بازی به مناسبت سالگرد سونیک، یکی برای بعد سوم و دیگری مطلقا رترو و هدیه‌ای بسیار غافل‌گیر کننده برای طرفداران.
مدتی پیش Sonic Mania بالاخره راه‌اش را به خانه‌هایمان پیدا کرد. یک سونیک نوستالژی بسیار با کیفیت که می‌توانید نقدش را نیز از طریق این لینک مورد مطالعه قرار بدهید، حالا بعد از چندماه، نوبت به دومین پروژه دوگانه ۲۵ سالگی آقای جوجه تیغی رسیده. «سونیک: نیروها» (Sonic Forces) آمده تا ضمن دور کردن خاطرات شوم Sonic Boom و کیفیت متوسط Sonic Lost World، تجربه محشر و به‌یادماندنی Sonic Generations, Colors و Adventure را باری دیگر تکرار بکند و به علاقه‌مندان نشان دهد که می‌توان سونیک سه‌بعدی خوب هم ساخت. با پیش‌نمایش این بازی همراه دنیای بازی باشید.

بدو سونیک، بدو

از همان اولین روزهای خلقت سونیک سه‌بعدی، مشکل اصلی بازی‌هایش، دوربین بود. «سونیک تیم» به‌واقع هیچ‌وقت نتوانست برای شخصیت پرسرعت و دونده‌اش دوربینی درخور و درست، همانند ماریو‌های سه‌بعدی درست بکند. حتی نسخه‌های Adventure هم که از کیفیت واقعا قابل توجهی برخوردار بودند، در این امر مشکل داشتند و فقط کافی بود تا مقداری دوربین را به چپ و راست بچرخانید تا کلا درک‌تان از مکان سونیک و چیستی زندگی‌تان را از دست بدهید. نسخه‌های Unleashed و Colors و Generations هم که توانستند برعکس نسخه‌های پیشین و حتی بعدی، سه‌بعدی بودن و دوربین نسبتا خوبی تحویل‌مان بدهند، که البته این امر را با فدا کردن بخشی از گیم‌پلی بدست آوردند. در نسخه «رنگ‌ها» و «نسل‌ها» بخش سه‌بعدی سونیک به این‌صورت تعریف شده: هرمرحله شامل دو بخش است، بخش اول، سوم شخص که بازیکن کنترل سونیک را در مسیری کاملا خطی، ولی با طراحی جزییات و گرافیکی عالی و بسیار چشم‌نواز، به‌معنای واقعی سرعت بالای سونیک را احساس می‌کند. بازیکن در این بخش به کمترین میزان چالش و تعقل هم نیازی ندارد،‌ فقط کافیست درست بپرد و حلقه جمع کند و نوار قدرت‌اش را پر کند و سپس با فعال کردن‌اش با سرعتی چندبرابر غرق در سرعت و لذت شود. این عمل، مشکل دوربین را تا حد بسیار زیادی حل کرد. چگونه «؟» به‌این صورت که با محدود کردن حرکات سونیک در مسیری خطی و کاملا از پیش تعریف‌شده و جای‌گذاری دوربین در مکان‌هایی درست، کمترین نیازی در بازیکن برای تغییر وضیعت آن احساس نمی‌شود و درنتیجه، مشکلات همیشگی آن که تقریبا دو دهه‌ است هنوز حل نشده‌اند به چشم نمی‌آید. درصورتی که اگر اندکی گوشه‌ای بایستید و با سرعت ندوید و دوربین را تکان بدهید، مثل همیشه هستی‌تان شروع به رنگ باختن می‌کند! این تصمیم، با یک معضل روبرو بود. این مشکل که محدودسازی بیش از حد بازیکن و خلاصه‌سازی گیم‌پلی به چندبار فشردن دکمه پرش و چپ و راست کردن، عملا گیم‌پلی درخوری برای اثر باقی نگذاشته‌بود. سرعت و هیجان بالای بازی که با موسیقی‌های فوق‌العاده و طراحی‌های چشم‌گیر مانوس شده‌بود حس محشری دارد، ولی بعد از یک مدت آن کمبود گیم‌پلی و ساده بودن بیش از اندازه‌اش دل آدم را می‌زند.

و مجدد Green Hill Zone، چرا بعد از این همه شخم‌زنی هنوز سحرانگیز است!؟

سازنده‌ها برای جبران این رخداد، مراحل پلتفرمر دوبعدی را به بازی اضافه کردند. در این حالت، شما بعد از دقایقی دویدن و هیجان، وارد بخش دو بعدی می‌شدید و مشابه نسخه‌های کلاسیک، باید با دقت و آرامی می‌پریدید و از حلقه‌هایتان به‌خوبی مواظب به‌عمل می‌آوردید. با این کار، آن کمبود گیم‌پلی یاد شده تاحدودی جبران شد. در نسخه «نسل‌ها» با افزودن سونیک دو بعدی و طراحی مراحل مختص به خودش، سازنده‌ها خیال خودشان را راحت کردند و دو سری مراحل مختلف طراحی کردند. مرحله‌های دوبعدی سرسار گیم‌پلی، و مراحل سه‌بعدی سریع و پر از آدرنالین، ولی با حداقل گیم‌پلی. فرمول بازی مذکور به‌خوبی جواب داد و با طراحی بسیار خوب هر دو سری مراحل، جوجه تیغی بازی بسیار دلنشینی را برای علاقه‌مندان فراهم کرد. حالا در سالگرد مجدد این شخصیت، سازنده‌ها با همان فرمول سالگرد قبلی، مجدد دست به خلق سونیکی جدید زده‌اند که با پیروی از راه موفق «نسل‌ها» قصد دارند در کنار «سونیک مانیا»، سالی سونیکی و به‌یادماندنی را برای طرفداران شکل بدهند.
هر مرحله از بازی دو بخش دارد، یک بخش سونیک دوبعدی که با وجود طراحی تمام سه‌بعدی، از زاویه دوربینی دو و نیم بعدی و طراحی مرحله‌ای مشابه سونیک‌های کلاسیک بهره می‌برد. بخش دوم هم سونیک سه‌بعدی، با طراحی خطی، ولی سریع و دیوانه‌وار. عنصر جدیدی را نیز سازنده‌ها برای اولین‌بار به سری وارد کرده‌اند و آن شخصیت دست‌ساز شماست. گربه‌ای تازه‌کار وارد گروه قهرمانان داستان شده‌ است و شما می‌توانید از سیر تا پیازش را خودتان شخصی‌سازی کنید. از ظاهر گرفته تا انتخاب نوع سلاح و ویژگی‌هایش. به‌طور مثال گربه‌تان می‌تواند دو تا پرش بکند و با سلاح آتشین‌اش تمامی دشمنان را به خاک و خون بکشد. این عنصر تازه، ضمن تازگی‌اش، بعید می‌دانم به‌غیر از تنوعی کوچک و صرفا باحال، تغییری خاص و آن‌چنانی را سبب بشود و بیشتر برای خالی نبودن عریضه و اینکه بازی محتوای ناب و تازه هم دارد در اثر حضور دارد.
موسیقی‌ سری نیز چه در دوره دو‌بعدی و چه دوره مدرن، همیشه گل سرسبد سری بوده و مجموعه‌ای دلنشین و عالی از موسیقی‌های متن را ضمیمه سکوبازی‌ها و دویدن‌های ما می‌کردند. این نسخه نیز امیدوارم راه قسمت‌های پیشین را ادامه بدهد و مجموعه‌ای گوش‌نواز را همراه جوجه‌تیغی آبی‌رنگمان بکند.
خیالم از بابت گرافیک و طراحی‌ها نیز راحت است، تریلرها به‌خوبی از کیفیت قابل قبول آن پرده برداشته‌اند. داستانی هم آن وسط‌ها هست که طبق معمول کمترین اهمیتی ندارد و صرفا قرار است برای دویدن‌هایتان توجیهی فراهم بکند. طراحی مراحل هم اگر بتواند کیفیت «رنگ‌ها» و «نسل‌ها» را داشته‌باشد در انجام کار خویش کاملا موفق است و می‌تواند تجربه‌ای درخور را پدید بیاورد.

سونیک و دوستان، با حضور افتخاری گربه شخصی‌سازی تازه‌وارد.

Sonic Mania که تجربه‌ای بس دلنشین بود، امیدوارم که Sonic Forces نیز بتواند خوش بدرخشد و با دستی پر راهی خانه‌ها و رویاهای طرفدارانش بشود. آنها را سوار بر موج زیبایی و هیجان‌اش بکند و سالگردی درخور نام و قدمت این شخصیت دوست‌داشتنی را شکل بدهد.

دیدگاه
۰ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:27: 
:D 
:40: 
:44: 
:-) 
:10: 
:41: 
:60: 
;) 
:59: 
:( 
:16: 
:162: 
:13: 
:\ 
:22: 
:42: 
:11: 
:111: 
:17: 
:20: 
:wow: 
:| 
:49: 
:54: 
:56: 
:45: 
:47: 
:46: 
:43: 
:57: 
:like: 
:dislike: 
:metal: 
:51: 
:52: 
:55: 
:58: 
:48: 
:spoiler: 
:53: 
:steam: 
:xbox: 
:PS: 
:n: 
:50: 
:discord: