قاتلین در سایه | با قهرمان‌های فرعی Assassin’s Creed بیشتر آشنا شویم

توسط فرنود محبوبی در ۸ شهریور ۱۳۹۶ , ۱۷:۳۰

کاوش در دنیای Assassin’s Creed می‌تواند طاقت‌فرسا باشد اما برای اینکه بخواهید با تاریخچه این قاتلین آشنا شوید، مطمئنا این تلاش لازم و ضروری است. برای کسانی که وقت این را ندارند تا این کار را خودشان انجام دهند، ما در اینجا به معرفی جذاب‌ترین اساسین‌های این دنیای فانتزی می‌پردازیم؛ در ادامه با دنیای بازی همراه باشید.

توجه کنید که این متن حاوی مطالب اسپویل از کامیک بوک‌ها است.

Aguilar de Nerha

حضور در: فیلم Assassin’s Creed 2016

اگر از انتظاراتی که از فیلم داشتیم و برآورده نشد بگذریم، Aguilar یک گردن کلفت واقعی در فیلم بود. پدر و مادر Aguilar توسط فرقه مذهبی اسپانیا کشته می‌شوند و او را در سنین کودکی در Order قرار می‌دهند. سرانجام او به Master Assassin و استاد Brotherhood اسپانیا تبدیل می‌شود. Aguilar در پنهان کردن Apple of Eden از دست انسان‌ها که برای قرن‌ها طول کشید، نقش به‌سزایی داشته است. Aguilar که با Ezio Auditore در یک دوره زندگی می‌کرد، از آخرین قاتلینی بوده که در سنت Levantine با قطع انگشت به Order پیوسته است. نکته جالب اینجاست که Aguilar در ۱۴۹۲ به گروه پیوست و Ezio در ۱۴۸۸، که در هر دو این زمان‌ها قطع کردن انگشت الزامی نبود. خواسته Aguilar برای شرکت در قطع عضوی که ضروری نبود مطمئنا نشان‌دهنده وفاداری بالای او به فرقه است.

Giovanni Auditore da Firenze

حضور در: AC II، سری فیلم‌های Lineage 

Ezio را می‌توان در لیست بهترین قهرمان‌های Assassin’s Creed در رتبه اول قرار داد و اکنون نگاهی به این ‌می‌اندازیم که او این برتری را از چه شخصی به ارث برده است. در مقدمه فیلم Lineage می‌بینیم که Giovanni یک نامه‌ را می‌دزدد و به گیرنده تعیین شده می‌رساند. البته، همین رساندن نامه‌ را Giovanni با روش‌های غیرمعمول انجام می‌دهد؛ به علاوه اینکه او یک قاتل ماهر بود. Giovanni نقش پدری را نیز به‌خوبی برای Ezio ایفا کرد.

Aquilus

حضور در: کامیک  AC 1: Desmond ٬ کامیک AC 2: Aquilus٬ ٬‌ کامیک AC 3: Accipiter

Aquilus به طور کامل نمایان‌گر روایت یک انتقام است. بعد از اینکه پدرش توسط یک سناتور رومی کشته می‌شود و کمی که از عزاداری‌اش می‌گذرد؛ با کله‌شقی به طرف خانه پر از نگهبان آن سناتور می‌رود. وقتی نگهبانان رومی برای دستگیری Aquilus به جرم قتل سناتور به خانه وی می‌‌روند، می‌گوید «اگر می‌خواهید مرا بگیرید، اول باید پیدایم کنید.» البته قبل از اینکه بتواند فرار کند با یک ضربه بی‌هوش می‌شود. خب تا اینجا ثابت کرده است که بیشتر اهل حرف است تا عمل. او به‌طور خاص به‌خاطر مرگش تا زنده بودنش بسیار توسط یکی از نوادگانش یعنی Desmond مورد تحسین قرار گرفت. «او به دور از افتخار٬، در گوشه‌ای از جاده با دست‌های بسته، کشته شد. آن‌ها حق او را برای دفاع از زندگی‌اش و مرگ با ارزشش را نادیده‌ می‌گیرند.» اگر  Assassin’s Creed چیزی به ما تا الان یاد داده باشد این است که اکثر اساسین‌ها کم و بیش به همین روش مرده‌اند. همانند Ezio و ٬Altair «آکیلوس» نیز به‌معنای عقاب است. 

Jonathan Hawk

حضور در: کامیک AC 3: Accipiter ٬ کامیک  AC 4: Hawk ٬ کامیک AC 5: El Cakr  ٬ کامیک  AC 6: Leila

بعد از خیانتی که توسط معشوقه تمپلارش رخ می‌دهد، «جاناتان» را گروهی از تمپلرها به یک مکان امن می‌برند و او زیر شکنجه، یکی از چشمان‌اش را از دست می‌دهد. بعد از این اتفاق اون یک چشم الکتریکی به‌دست می‌آورد ولی همچنان از عینک دودی‌اش استفاده می‌کند؛ حتی در انیموس. Jonathan یک ماشین کروکی مدل بالا می‌راند و شباهت بسیاری هم به Tony Stark دارد.

El Cakr (Numa) Al’Khamsin

حضور در: کامیک  AC 4: Hawk ٬ کامیک AC 5: El Cakr  ٬ کامیک  AC 6: Leila

El Cakr، معروف به Numa Al’Khamsin، بیشتر به خاطر یکی از پیروانش، کودکی به نام علی، شناخته شده است. این دونفر پتانسیل بتمن/ رابین شدن در مصر را داشتند اما El Cakr همیشه Ali را نادیده می‌گرفت و به او توهین می‌کرد و حتی یک‌بار به خاطر اینکه Ali سرنخی برای احیا Scepter of Aset (همان Apple of Eden) پیدا می‌کند، او را به رود نیل پرت می‌کند. علی بعدها به El Cakr خیانت می‌کند و به خاطر شکنجه‌هایی که شده بود، علی خود را از درون خرد شده می‌دانست. فکر کنم هنوز از آب‌تنی درون نیل دل‌گیر بود.

در نهایت El Cakr توسط یکی از رهبران تمپلرها، که زنی به نام لیا و از معشوقان اون بود، کشته می‌شود . El Cakr توانست انتقامش را بعد از مرگ خود با مردن لیلا هنگام به دنیا آمدن فرزندش بگیرد. با اینکه خیانت Ali پایانی برای El Cakr به‌حساب می‌آمد، ولی همچنان او به Brotherhood وفادار بود و تا قبل از اینکه با خوردن غذای سمی کشته شود، به‌خوبی Scepter of Aset را پنهان کرد.

Nikolai Andreievich “Kolya” Orelov

حضور در: کامیک The Fall ٬ کامیک The Chain ٬ Project Legacy, Chronicles: Russia

«نیکولای» از زمان نوجوانی به Brotherhood روسیه پیوست و در آنجا با Aleksandr Ulyanov و برادر او Vladimir، که بعدها به‌عنوان Vladimir Lenin دست به انقلاب کمونیستی زد، دوست شد. Nikolai از حادثه قطار Borki که در آن قطار از ریل خارج می‌شود و او با Tsar Alexander III دوئل می‌کند، جان خود را از دست می‌دهد و همچنین از حادثه Tunguska که در آن برخورد شهاب سنگ یک دروغ بود و آن انفجار توسط انفجار الکتریکی فناوری Tesla رخ داده بود، سالم بیرون آمد. همین‌طور Nikolai مسئول نجات شاهزاده آناستازیا بوده و از او درمقابل  Templars و Assassins  محافظت کرده است. در کل نیکولای در تمام اتفاقات بزرگی که از زمان پادشاهی تزار در ۱۸۸۰ تا انقلاب شوروی ۱۹۲۲ رخ داده است، نقش داشته است.

Shao Jun

حضور در: فیلم کوتاه Embers ٬ Chronicles: China, Chronicles: Russia

Shao Jun در Forbidden City به‌دنیا آمد و بعد از اینکه توسط گروهی از اساسین‌ها از قصر پادشاهی نجات پیدا می‌کند به Brotherhood می‌پیوندد. امپراطور جیاجینگ دستور به کشتن اساسین‌های چینی داد و به همین خاطر Jun مجبور شد فرار کند و به ایتالیا برود تا از استاد بازنشسته، Ezio کمک بگیرد که باعث شکل گرفتن اتفاقات Assassin’s Creed: Embers می‌شود. بعدها Jun به چین برمی‌گردد تا Eight Tigers را که در راس تمپلرها قرار داشت، از بین ببرد. در طول این انتقام، استاد Jun کشته می‌شود و او تبدیل به آخرین اساسین زنده چین می‌شود.

Arbaaz Mir

حضور در: کامیک Brahman ٬ کامیک Underworld ٬ Chronicles: India

Arbaaz در یک خانواده مسلمان در هندوستان به‌دنیا آمد اما بعد از اینکه فرمان‌روا Sikh کنترل منطقه زندگی او را به‌دست می‌گیرد، شروع به قتل عام مسلمین از جمله خانواده Arbaaz می‌کند. Arbaaz به خاطر استفاده از یک سلاح پرتابی هندی به نام chakram شناخته شده است. از جهاتی سلاح وی برای از بین بردن تمپلرها و Singh کافی نبود. پس همچون برخی دیگر از اعضای Brotherhood نوه Singh یعنی Pyara Kaur را عاشق خود می‌کند و از این عشق برای اهداف خودش استفاده می‌کند.

Charlotte de la Cruz

حضور در: کامیک Assassins ٬ کامیک Uprising 

Charlotte در Bronx بزرگ شد. شهری که حکم مهد کودک را برای اساسین‌های امروزی دارد. او با مسائل امروزی اساسین‌ها درگیر است؛ مثل زورگیری‌های اینترنتی و قتل‌های سریالی. Charlotte هیچ‌وقت نمی‌گذارد که وظایف اساسین بودنش، خدشه‌ای به رابطه با مادرش وارد کند. او همیشه به مادرش با تلفن خبر می‌دهد که کجاست و قول می‌دهد که حتما قبل از تاریکی خانه باشد، با اینکه در همان لحظه از دست تمپلرها فرار می‌کند. او به خوبی می‌تواند با روش‌های اساسینی قتل‌هایش را به‌صورت مرگ طبیعی جلوه دهد؛ مثلا یک بار دست‌های یکی از کارمندان Abstergo را که به تنگی نفس دچار بود بست تا نتواند از اسپری تنفس خود استفاده کند و پس از مدتی مرد.

Joseph Laurier

حضور در: کامیک Assassins

او در مسیر انتقام مرگ دختری که عاشقش بود و توسط تمپلرها کشته شد، بیش از ۶۰ نفر را می‌کشد و از این نظر جزو رکورد داران است. او را می‌توان ترکیبی از «کراتوس» و Paul Bunyan دانست و فکر کنم لقب «چوب‌بر اسپارتا» برایش مناسب باشد.

Galina Voronina

حضور در: کامیک Assassins ٬‌ Syndicate

Galina به خاطر Bleeding Effect کارش به دیوانگی کشیده شد و مادر، خواهر دوقلو و برخی از اساسین‌ها را کشت. در کنار موفقیت‌هایش به عنوان یک اساسین امروزی، او تنها کسی است که در زمان مدرن از دو هیدن بلید استفاده می‌کند. البته، باید گفت که او هیچ‌وقت نتوانست با مرگ خانواده‌اش که توسط خودش اتفاق افتاد کنار بیاید. Galina بسیار با خودش حرف می‌زند و به خاطر حوادثی که رخ داده است می‌توان حدس زد که در واقع با خواهر مرحوم‌اش صحبت می‌کند.

(Jayadeep Mir (Sir Henry Green

حضور در: Syndicate ٬ کامیک Underworld ٬ کامیک Locus 

Jayadeep پسر Arbaaz، از سنین جوانی استعداد فوق‌العاده‌ای برای تبدیل شدن به یک اساسین اسطوره داشت. این استعداد زود کشف شد ولی Jayadeep غریزه قاتل شدن را نداشت. او فرقه و خودش را برای اینکه نتوانست یک تمپلار در حال خواب را بکشد، بسیار ناامید و خجالت‌زده کرد. با اینکه این اتفاق یک اشتباه قابل جبران به‌نظر می‌آید، اما Arbaaz بسیار خشمگین بود و او را به The Darkness، زندان مخوف اساسین‌ها، فرستاد تا در آنجا منتظر اعدامش باشد. Ethan Frye، پدر Jacob و Evie و همچنین استاد Jayadeep، آزادی وی را فراهم کرد و همچنین Arbaaz را قانع کرد تا اجازه دهد Jayadeep در انگلستان پناهنده شود. دلیل نام‌گذاری Henry Green نیز به خاطر رنگ کلاهی است که در آن زمان می‌پوشید.

Eddie Gorm

حضور در: کامیک Conspirations 

در سری Assassin’s Creed قسمت زیادی از تاریخ و شخصیت‌های برجسته تاریخی نشان داده شده است. Eddie Gorm از اعضای Brotherhood بریتانیا در طول جنگ جهانی دوم، باعث پیوند با یکی از رهبران کمتر شناخته شده تاریخ شد. Gorm قهرمان سری کامیک‌های Assassin’s Creed: Conspirations، با شخصیت‌های برجسته WWII مثل Josef Mengele و Werner Heisenberg درگیر بود. در ماموریت‌های وی مشخص شد که Uranprojekt نازی‌ها (پروژه ساخت بمب اتمی آلمان) درواقع پوششی برای پروژه «Die Glocke» بود، که در آن درواقع تلاش می‌کردند با استفاده از Apple of Eden و فناوری Tesla اولین Animus را بسازند.

به نظر شما کدام یک از این شخصیت‌ها جذاب‌تر هستند؟ چه اساسین فرعی دیگری باید در این لیست باشد؟

دیدگاه
۰ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:27: 
:D 
:40: 
:44: 
:-) 
:10: 
:41: 
:60: 
;) 
:59: 
:( 
:16: 
:162: 
:13: 
:\ 
:22: 
:42: 
:11: 
:111: 
:17: 
:20: 
:wow: 
:| 
:49: 
:54: 
:56: 
:45: 
:47: 
:46: 
:43: 
:57: 
:like: 
:dislike: 
:metal: 
:51: 
:52: 
:55: 
:58: 
:48: 
:spoiler: 
:53: 
:steam: 
:xbox: 
:PS: 
:n: 
:50: 
:discord: