7 نظر

چه کسی پشت پرده مطلب فارس علیه تی‌جی‌سی بود؟

توسط در3 ماه پیش
 

من برای این‌که بعد از این مطلب به تشویش افکار عمومی و تهمت و افترا به یک بازی‌ساز مردمی و حق‌طلب متهم نشوم قبل از این‌که شما را وارد ماجرای اصلی بکنم، باید مقدمات شناخت مسئله و کسی را فراهم کنم که پشت پرده‌ ایستاده است و فرصت را به خبرگزاری‌هایی مثل فارس می‌دهد تا یک رویداد بزرگ مثل TGC که جامعه‌ی بازی‌سازی ایران، دولت، وزارت اطلاعات، مجلس و رسانه‌ها تمام قد از آن دفاع کرده‌اند و به قدر کافی حیثیت دارد (تنها کافی است هشتگ TGC2017 را سرچ کنید) را این‌گونه به زعم خود مورد «انتقاد» قرار دهند. بماند که این‌که هر تئوری توطئه‌ی مسخره‌ای را به یک چیزی ربط بدهیم و سر و تهش را به اتفاقات سیاسی بچسبانیم انتقاد نیست. یعنی اساسا این خانه از پای‌بست ویران است.

از آنجایی که به عنوان یک فعال رسانه‌ای قدیمی در حوزه بازی، رویداد تی‌جی‌سی برای من اهمیت بسیار زیادی داشته و کاملا می‌دانم چه منافع کوتاه مدت و بلند مدتی دارد، سعی دارم اطلاعاتی را با شما به اشتراک بگذارم تا شاید بتوان با کنار هم قرار دادن سرنخ‌ها متوجه شد چه کسی پشت پرده مطلب فارس علیه تی‌جی‌سی بوده است.

ذکر چند نکته پیش از شروع لازم است:

  • قصد ندارم در این مطلب نتیجه‌گیری کنم. نتیجه‌گیری برعهده‌ی شماست.
  • گزیده‌ای از سخنان افراد آورده شده که منبع آن‌ها هم در آخر مطلب گذاشته شده است. اگر فکر می‌کنید صحبت‌ها گزینش شده‌اند، حتما بروید اصل مطالب را بخوانید تا حسن نیت ما ثابت بشود.
  • این مطلب متعلق به سایت مستقل دنیای بازی است که تنها حامی رسانه‌ای رویداد تی جی سی بوده است.
  • نه من نه مجموعه دنیای بازی هیچ ارتباطی به مجموعه‌هایی که نام‌شان اینجا می‌آید نداریم.

 

در ادامه قسمتی از یک مصاحبه را می‌خوانیم که یک بازی‌ساز که قبلا هم ذکرشان در دنیای بازی رفته است با روزنامه‌ی جوان انجام داده بود و اخیرا فارس آن را بازنشر داده است:

با وجود موافقت کتبی ریاست‌جمهور و وزیر فرهنگ و ارشاد وقت، برای تأمین منابع مالی پروژه در بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای که آن روزها تحت سیطره باند خاندان نوری‌زاد بود و امروز همان باند در بخش خصوصی نقش اختاپوسی بر اقتصاد این صنعت نوپا را بازی می‌کند با بن‌بست رو‌به‌رو شدیم و با وجود اشتیاق تیم تولید مؤمن، متعهد و کاربلد، به ناچار کار را متوقف کردیم و از اواخر سال ۹۱ به دست فراموشی سپردیم.

این هم یک قسمت از توضیحات ایشان است در میزگردی که همین چند روز پیش با حضور کریمی قدوسی در خبرگزاری مهر برقرار شده بود:

انتصاب جناب آقای آشتیانی به دبیری رویداد تی‌جی‌سی از سوی خیلی از فعالان بازی‌سازی و به خصوص رسانه‌های مکتوب و غیرمکتوب قرار گرفت. نسبت به این انتقاد چه پاسخی دارید آیا آن را امتیاز ویژه برای یک شرکت بخش خصوصی خاص نمی‌دانید؟

حال این قسمت از مطلب فارس را بخوانید: (البته اصلا کل آن را بخوانید، ما که بخیل نیستیم، ولی فعلا همین قسمتش را کار دارم!)

مجموعه “مدریک” متعلق به شرکت یاراکیش است شرکتی که طی سالهای گذشته به دلیل فعالیت های نریمان فرامرزی داماد محمد نوری زاد و اخذ نمایندگی بازی آلمانی تراوین در کشور حاشیه های زیادی داشته است. مهدی بهفرراد که معاون حمایت بنیاد ملی بازی های رایانه ای را بر عهده داشت پس از تغییرات این سازمان در سال ۹۲ به این شرکت خصوصی رفت و مدیرعاملی آن را بر عهده گرفت.

و بعد هم این قسمت:

گرچه شرکت یارا،  معاون سابق بنیاد را بعد از خروج از این نهاد دولتی به کار گرفت اما مدیران جدید بنیاد در دولت یازدهم  همزمان با دوره مسئولیتشان، در مدریک نیز بکار گرفته  شدند. به عنوان مثال مهدی […مهرداد…] آشتیانی هم اکنون در بنیاد مسئولیت داشته و مدیر نمایشگاه Tgc است و همزمان در مجموعه خصوصی مدریک نیز حضور دارد.  نمایشگاه tgc در ظاهر توسط بنیاد ملی بازی های رایانه ای ولی در واقع توسط شرکت یاراکیش برگزار می شود. بازی دو سر بردی که پای شرکت های بازی ساز آمریکایی و اروپایی را به ایران باز میکند و البته سود دلالی این شرکت ها هم به جیب مدریک و یارا و برخی که امروز در آمریکا به سر می برند ریخته می شود.

با کمی تامل، من این نتیجه را می‌گیرم که آقای ب.ک. آب به آسیاب فارس ریخته است. که البته دلیلش را خیلی‌ها از جمله خودشان و فعالان صنعت بازی ایران که از پروژه‌هایشان خبر دارند و از پروژه‌های مدریک و آقای بهفرراد خبر دارند می‌دانند اما شاید لازم باشد تا مخاطبین گسترده‌تری از این موضوع مطلع شوند. نیاز است یک بار هم به بخشی دیگر از مصاحبه‌های این بازیساز نگاهی بیاندازیم. البته موضوع چندان پیچیده نیست و در حد یک معمای وصل کردن نقاط مرتبط به هم ساده است. چیزی که ساده‌تر و واضح‌ترش می‌کند هم این‌که شما اگر اسم ایشان را در گوگل سرچ کنید چند مصاحبه با سایت‌هایی از جمله ایکنا و تسنیم پیدا می‌شوند که سراسر همین گلایه‌ها هستند:

این پروژه بر خلاف تصورها توسط بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای آغاز نشد و مورد حمایت نیز قرار نگرفت. سال ۸۹ پس از آنکه فیلم سینمایی ملک سلیمان(ع) ساخته شد، تهیه‌کننده فیلم فراخوانی را اعلام کرد تا همه بازی‌سازان طرح‌های خود را برای تولید بازی از روی فیلم ملک سلیمان به رقابت بگذارند که در نهایت طرح ما، آقای فراورده، تهیه کننده فیلم را مجاب کرد و ما توانستیم پروانه تولید بازی را از معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (اداره بازی‌های رایانه‌ای) دریافت کنیم و سرانجام تفاهم‌نامه‌ای نیز با بنیاد فارابی منعقد شد. از آنجا که پروژه نیازمند حمایت مالی بود، آقای مینایی، مدیرعامل سابق بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای به شرط حمایت‌های بنیاد فارابی و معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، قول‌هایی به ما دادند ولیکن علی‌رغم نامه‌نگاری‌های بسیار، متأسفانه به دلایلی از جمله حسادت برخی نیروهای شاغل در بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای در آن زمان هزینه‌های مالی پروژه تأمین نشد.

احساس می‌کنم دست‌هایی هستند در کشورمان که نمی‌خواهند تا صنعت بازی سازی شکل بگیرد یا حداقل می توانم بگویم نمی‌خواهند پروژه‌های ارزشی و قرآنی مایه رونق و شکوفایی این صنعت شوند. متأسفانه اگر بازی‌سازی قصد تولید بازی اصطلاحا زرد و بی محتوا را داشته باشد، به راحتی مورد حمایت قرار می‌گیرد درحالی که بازی‌های ارزشی، مورد توجه مسئولان کشور نیست و تا جایی هم که بتوانند سر راه پروژه‌هایی که احتمال می‌دهند آینده ای داشته باشد، سنگ می‌اندازند.

من تصور می‌کنم که منظور آقای ب.ک. به صورت شفاف بیان نشده است و ایشان دم از چیزی می‌زند که برای مخاطب حرف‌هایشان تا حد زیادی مبهم است. چرا؟ چون فقط یک طرف قضیه بررسی می‌شود. این‌که چرا بازی ایشان مورد حمایت بنیاد قرار نگرفته جای سوال است. اول برای این سوال جوابی پیدا کنیم. بهترین توضیح را مدیر عامل بنیاد، حسن کریمی قدوسی داده است:

پس ای کاش این‌ها را رسما مطرح می‌کردند. وقتی سازوکار حمایتی بنیاد تغییر می‌کند آیا همه کسانی که از حمایت خاص بنیاد محروم شده‌اند معترض می‌شوند یا فقط یک عده خاص؟ اگر مدعی نارضایتی این گروه هستید آیا تا به امروز یک نامه رسمی به بنده به‌عنوان مدیرعامل بنیاد ملی زده‌اند که اعتراض خود را مطرح کنند؟ اول باید این اعتراض مطرح بشود بعد انتظار پاسخگویی داشته باشید.

جناب ب.ک. در صحبت‌های خود مدعی شده بودند که نامه‌نگاری‌های بسیاری کرده‌اند که البته مربوط می‌شود به زمان مدیریت سابق بنیاد و حالا من آن را به دوره‌ی متاخر تعمیم نمی‌دهم، گرچه بعید است که راه نامه‌نگاری به بنیاد مسدود شده باشد.

مطلب مشابه ◄  TGC 2017 | هزینه جذب مخاطب، باید از همان اول در هزینه‌های تولید دیده شود

یک حساب سرانگشتی نشان می‌دهد که [به زعم بنده] ایشان در تهیه مطلب خبرگزاری فارس دخیل بوده یا حداقل وظیفه‌ی تامین قسمتی از محتوای آن را برعهده داشته‌اند، بلکه برای این‌که بتوانند خصومت‌های خود را به دلایل واضح ادامه دهند و از در TGC هم برای مظلوم‌نمایی و شکستن دوباره و چندباره‌ی سکوت و دیگر ترفندها برای دیده شدن و در رادار قرار گرفتن؛ وارد شوند، یک موضوع که بارها توسط ایشان مطرح شده یعنی همان باند داماد نوری‌زاد و مدریک و شرکت یاراکیش و این‌ها را وارد ماجرا کرده‌اند تا موضوع را امنیتی و قضایی جلوه دهند. در حالی که مدیرعامل بنیاد به صراحت توضیح می‌دهد که انتخاب دبیر جشنواره بر اساس توانایی‌ها و مهارت‌های شخص انتخاب شده بوده و از نظر ایشان کسی بهتر برای این‌کار موجود نبوده است.

اینجا سوالی که برای من پیش می‌آید این است که اگر این مجموعه مشکل‌دار است و ایشان مدارک مستدلی دارد، چرا به قوه قضاییه مراجعه نمی‌کند و از این شرکت شکایت نمی‌کند تا بالاخره تکلیف مشخص شود و یک مجموعه فاسد کمتر شود. به نظر می‌رسد قضیه بیش‌تر یک دعوای شخصی است که یکی علیه دیگری به زیرکی از تخریب رسانه‌ای استفاده می‌کند و اصل دعوا هیچ‌وقت رسانه‌ای نشده است. اگر هم که مدرک مستدلی وجود ندارد، این همه سر و صدا و حرف‌های رسانه‌ای علیه یک شرکت برای چیست؟ چه منفعتی برای این شخص دارد که به تخریب یک شرکتی می‌پردازد که قانونی فعالیت می‌کند؟ به نظر نمی‌رسد بحث دفاع از حق و حقوق بازی‌سازان مطرح باشد بلکه مسئله چیز دیگریست.

از طرف دیگر این همه بازیساز مطرح و برجسته در کشور داریم که هر سال بازی‌های جدیدی تولید می‌کنند و هیچ‌وقت در رسانه‌ها دیده نمی‌شوند. چطور است که یک بازیساز که در ده سال گذشته تنها یک بازی ساخته، خود را مدعی صنعت و نماینده‌ی قشری از بازیسازان می‌داند و به‌صورت مداوم در حال فعالیت‌های رسانه‌ای و مطرح کردن خود است؟

ظاهرا همه‌ی تکه‌های پازل به راحتی در جای خود قرار می‌گیرند و در نهایت تصویر خوبی از آقای ب.ک. هم به دست نمی‌دهد. یعنی این چیزی که من می‌بینم، مخصوصا در ایام برگزاری همایش وسیع TGC که بزرگترین اتفاق تاریخ گیم ایران تا به الان است، تصویر قشنگی از این بازیساز ارزشی ارائه نمی‌دهد. مگر این‌که ایشان انتظار داشته‌اند که بودجه‌ای نزدیک به آن قدر که خرج برگزاری این رویداد با حضور ۶۰ سخنران خارجی و انواع و اقسام برنامه‌هایی که قطعا شما از آن‌ها و کارکردشان خبر دارید شده است به ایشان اعطا می‌شده تا بتوانند یک بازی فاخر تولید کنند و بقیه‌ی افراد و فعالان این صنعت برایشان از دور کف بزنند و هورا بکشند.

برای حسن ختام و این‌که شما هم ببینید که ایشان سراسر تناقض و کژتابی است بخشی دیگر از مطلب فارس را منتقل می‌کنم:

حضور شرکت های خارجی در قالب نمایشگاه های بین المللی در ایران در حالی صورت میگیرد که  شرکت های خارجی نشان داده اند برای حمایت از تولید داخل و انتقال فناوری به ایران نمی آیند.

این هم بخشی از صحبت‌های آقای ب.ک. در گفتگو با ایکنا:

…و همزمان هم با یک شرکت فرانسوی به منظور انتقال تکنولوژی و مشاوره قراردادی را منعقد کردیم تا در نهایت بتوانیم پروژه فاخری را تولید کنیم.

من از شما می‌پرسم یعنی مرگ برای همسایه خوب است دیگر؟

آقای ب.ک. در TGC حضور نداشتند. در حالی که برای حضور در این رویداد نیازی نبود که نامه‌ی دعوت برای کسی ارسال شود و بازی‌سازان همه خودشان ثبت‌نام کرده بودند. ما هم به عنوان رسانه‌ای‌ها برای حضور خودمان ثبت‌نام کرده بودیم. حتا به بازی‌سازان مستقل و رسانه‌ها هم غرفه‌های رایگان داده شده بود که فرصت عرض اندام و نمایش بازی‌ها و دست‌آوردهایشان را داشتند. این‌که چطور آقای ب.ک. به این مراسم نیامدند جای بحث نیست، چون به صراحت بیان شده و اصلا موضوعیت ندارد. این‌که ایشان می‌گویند جایشان در این رویداد نبوده مسئله‌ی دیگری است که باز ما را به همان کلیدواژه‌ی «تناقض» می‌رساند. این قسمت از صحبت‌های ایشان در این باره که در میزگرد خبرگزاری مهر گفته شده‌اند را بخوانید:

به‌عنوان یکی از تولیدکنندگان این دست تولیدات می‌گویم که نگاهم این بوده و هست که باتوجه به مواضعی که نسبت به آثار ما در داخل و خارج وجود دارد، گویی آثارمان به درد این بازارها نمی‌خورد. مثلا یک ناشر خارجی هیچ وقت پای کار توزیع یک بازی ایرانی که تمام اعتقادات و باورهای سیاسی او را به چالش می‌کشد نمی‌آید! پس وقتی احساس می‌کند گاردها نسبت به این آثار بسته‌ است پا هم پیش نمی‌گذاریم.

اما همین آقا قبلا در مورد بازی فاخرشان که تولید نشده گفته بودند:

قطعاً این بازی را خواهم ساخت و با کمک خدا این بازی قرآنی را در بازار بین‌المللی عرضه می‌کنم.

من تا حد زیادی به نفس ماجرا پی برده‌ام. در این مطلب سعی کردم آن‌چه خودم نتیجه‌گرفته‌ام را به مخاطب هم منتقل کنم. این‌که شما از این مطلب چه نتیجه‌ای بگیرید به خودتان مربوط است. اما به نظرم از سه حالت خارج نیست:

۱- مطلب فارس را آقای ب.ک. تنظیم و منتشر کرده است. (که بعید می‌دانم. چون بسیاری از بخش‌های مطلب فارس با ادبیات ایشان سازگار نیست).

۲- مطلب، مغرضانه‌ توسط خود فارس تنظیم شده باشد و آقای ب.ک. به تهیه‌ی آن کمک کرده باشد، با توجه به این‌که ما تشابهات زیادی می‌بینیم بین بخش‌هایی از این مطلب و حرف‌های ایشان و به طور کلی کلیدواژه‌هایی که ایشان قبلا زیاد استفاده کرده.

۳- مطلب را فارس تهیه کرده باشد و برای برخی از قسمت‌ها به صحبت‌های قبلا منتشر شده‌ی آقای ب.ک. رجوع کرده باشد. (که باز هم بعید است چون فارس اساسا نمی‌توانسته از موضوعاتی که ایشان بر آن تاکید دارند منتفع شود).

 

با این حال من تنها یک سری سرنخ را کنار یک‌دیگر قرار دادم و شاید واقعا نتیجه‌ای که از این سرنخ‌ها حاصل می‌شود تنها یک سوتفاهم باشد. نتیجه‌گیری کاملا برعهده‌ی شماست.

من در مورد مطلب منتشر شده در خبرگزاری فارس قضاوتی نمی‌کنم و موضعی نمی‌گیرم، این‌که آن مطلب به چه چیزهایی اشاره داشته و چقدر صحت دارد را اکثر فعالان حوزه‌ی بازی می‌دانند، اگر هم بنا باشد در مقابل آن بایستیم همان جوابیه‌ی روابط‌عمومی بنیاد کفایت می‌کند. معتقدم خبرگزاری‌های بزرگی همچون فارس باید بیشتر با قشر واقعی بازیسازان ارتباط بگیرند تا منعکس‌کننده‌ی نظرات واقعی آن‌ها باشند. چیزی که شخصا در تی‌جی‌سی تجربه کردم این بود که تقریبا همه‌ی شرکت‌کنندگان از  این رویداد راضی بودند.

 

برای پیگیری مطالبی که به عنوان منبع در این مطلب از آن‌ها یاد کرده‌ام این لینک‌ها را قرار می‌دهم:

فارس

تسنیم

فارس

مهر

مهر

 

شما باید ورود برای ارسال نظر