توسط یاشار گروسیان در ۱۰ فروردین ۱۳۹۶ , ۱۹:۰۰

فیلم با وجود اینکه مبهم آغاز می‌شود ولی با گذشت زمان، رفته رفته روی غلطک می‌افتد و ارتباط میان مخاطب و شخصیت‌ها برقرار می‌شود. اطلاعاتی که فیلم در ابتدا از «پدر رودریگز» (Andrew Garfield) و «پدر فرانسیس» (Adam Driver) به ما می‌دهد، دو کشیش جوان است که صرفا به خاطر تعلیمات دینی که دیده‌اند، حسابی سرشان برای یک سفر داغ و پرچالش درد می‌کند؛ حتی نامه‌ای که «پدر فررا» (Liam Neeson) نوشته است، ذره‌ای از عظم آنها برای عظیمت به ژاپن کم نمی‌کند. متاسفانه فیلم خیلی سریع وارد فاز بعدی یعنی سفر به ژاپن می‌شود که اصلِ قصه را شامل می‌شود ولی مقدمه‌ای که برای این سفر باید تدارک دیده می‌شد، بسیار سطحی و کلیشه‌ای است. غیر از مواردی که گفتم، چیز زیادی از این دو کشیش جوان دستگیر مخاطب نمی‌شود درحالی که طرح و پرداختی حتی جزیی به عنوان مقدمه‌ای بر معرفی شخصیت‌ها، می‌توانست کمک زیادی به درک حالات درونی آنها در طول سفر کند. برای مثال، رودریگز بسیار تشنه‌ی کسب افتخار و جایگاه عرفانی و دینی است ولی در ابتدای فیلم به این موضوع حتی اشاره‌ای هم نمی‌شود؛ برای همین در ادامه فیلم از علت مقایسه رودریگز با پسر خدا (مسیح) توسط خودش مطلع نمی‌شویم، بلکه تنها باید مفروض بدانیم که پدر رودریگز صرفا سرسخت و تشنه‌ی عرفان است.

هنگامی که دو کشیش جوان وارد ژاپن می‌شوند، ارتباط اصلی میان مخاطب و دو شخصیت برقرار می‌شود. به لطف فضاسازی درست و کارگردانی تصویری عالی، ضمن خلق حسی رعب‌انگیز، حسِ ناشناخته بودن نیز مخاطب را (از طریق شخصیت‌ها) فرا می‌گیرد. به همان اندازه که ژاپن برای رودریگز و فرانسیس ناشناخته است، برای مخاطب نیز ناشناخته و حتی وحشتناک است. رودریگز از این تعداد ژاپنی که علی‌رغم سخت‌گیری و فشارهای فراوان، چه از بابت فقر و چه از جانب حاکمان، هم‌چنان بر ایمان خود پایدار هستند، شگفت‌زده می‌شود. این شگفتی به خوبی در ارتباط با رودریگز کار می‌کند و به همان میزان که او را در تبلیغ دین بیشتر سوق می‌دهد، مخاطب را نیز با وی همراه می‌سازد. هرچند فیلم تصویری ابلهانه و ساده‌انگارانه از ژاپنی‌های مسیحی شده ارائه می‌دهد، ولی این موضوع چیزی از وضعیتِ شگفت‌‍انگیز و حضور این همه مسیحی در ژاپن کم نمی‌کند. تا بدین جا فضای قصه آرام است و امن، ولی در ادامه فضای آرام و صلح‌آمیز فیلم به سمت خشونت کشیده می‌شود.

فیلم سکوت

تصویری که فیلم از مسیحی‌شدگان ژاپنی نشان می‌دهد، در ابتدای فیلم به شدت شگفت‌آور است و این شگفتی حسی عجیب و تا حدی ناشناخته را به شخصیت پدر رودریگز القا می‌کند.

مشکلات فیلم سکوت دقیقا از همین فاز شروع می‌شود. زمان نسبتا زیادی صرف این می‌شود که رودریگز شاهد زجر و شکنجه‌ی ژاپنی‌های مسیحی باشد. مشکل اول این است که با وجود دیدن این همه زجر و شکنجه، هرگز درنمی‌یابیم که چرا رودریگز فکر می‌کند هم‌چنان می‌تواند به کار خود ادامه دهد. فیلم سکوت در نمایش صحنه‌های منزجرکننده‌ی شکنجه و قتل‌ها، بسیار عریان و بی‌پرده عمل می‌کند و مشاهده‌ی مکرر این موضوع، مخاطب را آزار می‌دهد ولی چرا پدر رودریگز را فعالانه آزار نمی‌دهد؟ و چرا فیلم این سناریو را مدام تکرار می‌کند؟ رودریگز صرفا ناراحت می‌شود ولی چرا هم‌چنان اصرار بر تبلیغ دین و زجر بندگان دارد؟ در فیلم چیزی از این علت و به‌خصوص، حالات درونی رودریگز دیده یا شنیده نمی‌شود.

فیلم سکوت درست در همین جا اسیر یک حلقه‌ی تکراری می‌شود. مفتش ژاپنی از رودریگز می‌خواهد تا عقایدش را زیر پا بگذارد، او این خواسته را رد می‌کند، عده‌ای به خاطر این امر کشته می‌شوند، مفتش مجددا از رودریگز درخواست می‌کند و این حلقه چندین بار تکرار می‌شود. تقریبا یک ساعت از فیلم برای همین موضوع تلف می‌شود. تلف می‌شود زیرا با وجود چنین اتفاقاتی، تغییری بر شخصیت اصلی رخ نمی‌دهد. در طول این یک ساعت هرگز علت پافشاری رودریگز را متوجه نخواهیم شد. آیا علت این پافشاری و مقاومت، غرور است؟ یا واقعا ایمانی راسخ در کار است؟ رودریگز در ذهن خود از سکوت خدا شاکی است، ولی در عمل هم‌چنان بر ایمان خود پافشاری می‌کند و همین کار نیز باعث کشته شدن تعداد زیادی ژاپنی مسیحی به فجیع‌ترین شکل ممکن می‌شود. کار به جایی می‌رسد که حتی مومن‌ترین مخاطب نیز دلش به رحم می‌آید ولی رودریگز؟ او هم‌چنان به کار خود ادامه می‌دهد. مونولوگ‌های ذهنی که برای رودریگز نوشته شده است، شاید مای مخاطب را به درون وی نزدیک کند، شاید بفهمیم که او اصرار بر تبلیغ دین را دارد ولی چرا؟ مشخص نیست. آیا نشانه‌ای از جانب خدا می‌بینید که او را به این کار ترغیب می‌کند؟ باز هم خیر. فیلم علتی از این پافشاری به ما نشان نمی‌دهد.

فیلم در این یک ساعتی که وقت را تلف می‌کند، نه چیزی بر شخصیت اضافه می‌کند و نه تغییری در وی به وجود می‌آورد. حضور «کیچیجیرو» (Yōsuke Kubozuka) نیز به این قائله کمکی نمی‌کند. چرا رودریگز فکر می‌کند کیچیجیرو با وجود این همه دغل‌بازی و فریب‌کاری، هم‌چنان قابل آمرزش است؟ فیلم سکوت در این سناریوی مثالی که بی‌شباهت به رابطه یهودا و مسیح نیست، بیشتر از آن‌که پاسخی دهد یا حسی ایجاد کند، پرسش و حفره ایجاد می‌کند. تقابل رودریگز با رنجش بندگان و از طرفی، سکوتِ خدا به جایی ختم نمی‌شود و نتیجه‌ای را هم دستگیر مخاطب نمی‌کند.

فیلم سکوت

حضور «آدام درایور» به عنوان شخصیت مکمل نیز به کل فاقد ارزش و خاصیت است در حالی که فیلم می‌توانست از اختلاف میان رویکرد پدر فرانسیس و پدر رودریگز استفاده‌های زیادی بکند. فرانسیس در ابتدا نسبت به بندگان ژاپنی، بسیار خشک و کم‌احساس است و تنها چیزی که برایش اهمیت دارد، فقط و فقط تبلیغ و تدریس آیین مسیحیت است، درست برخلاف رودریگز که تا حدی نسبت به ژاپنی‌ها حس دل‌سوزی دارد. متاسفانه این تعارض در فیلم به شدت کم‌رنگ است و فیلم نیز از آن استفاده‌ای نمی‌کند. هرچند نگاه فرانسیس در پایان تغییر می‌کند ولی فیلم توضیحی در این باره ارائه نمی‌دهد.

فیلم پافشاری رودریگز را نشان می‌دهد، شکنجه شدن بندگان و سکوت خداوند را نیز نشان می‌دهد ولی این سه در ارتباط با یکدیگر چه می‌کنند؟ مشخص نیست! شاید مخاطبی هم‌چون نویسنده تصور می‌کند این پافشاری احمقانه، ناشی از غرور رودریگز است. شاید عده‌ای نیز تصور کنند که مونولوگ‌های ذهنی رودریگز در واقع همان تقابل وی با سکوت خداست ولی چیزی که می‌توان از آن اطمینان داشت این است که در واقع هیچ‌کدام از این حدس‌ها به‌طور صد در صدی قابل اطمینان نیستند. با این توصیف تنها پایان فیلم است که باید این قائله را ختم کند ولی افسوس که پایان فیلم به طرز غیرقابل باوری، فانتزی می‌شود!

نکات مثبت

– آغاز درگیرکننده
– کارگردانی
– تصویربرداری عالی
– فضاسازی

نکات منفی

– پایان‌بندی ضعیف و متناقض
– زمان فیلم بیش از اندازه و بی‌دلیل طولانی است
– شخصیت پردازی سطحی
– شخصیت‌هایِ فرعیِ بی‌خاصیت
– بازی‌های متوسط (شخصیت پدر رودریگز فرای بازی اندرو گارفیلد است)

auto
زباله
دیدگاه
۲۰ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

20 Replies to “نقد فیلم سکوت | سکوتی در برابر غرور یا عرفان؟”

  1. در کل فیلم جالبی بود اما عجیب غریب تموم شد

    ۰ ۰
  2. حالم از منتقد بهم می خوره با تشکر :13:

    ۰ ۲
    1. mehranld گفت:

      همین الان خودتم منتقدی به نقد کردن. پس حالت از خودتم بهم میخوره. ;)

      ۰ ۰
  3. Unreal engine گفت:

    اولا سلام عرض میکنم خدمت جناب یاشار فرا…نه ببخشید اشتباه شد مسعود گروسیان…چی دارم میگم..!
    من خودم به شخصه فیلم سکوت رو جزو آثار ضعیف جناب اسکورسیزی میدونم و تا حدودی گنگ و مخدو ش و عقب افتاده!اما صبر کنید ببینم اینا مال یه منتقد دیگه نبود؟! :20:
    باید خدمت منتقد گرامی عرض کنم متنی که پایین ملاحظه میکنن یه Anti Note کوچولو به یادداشت ها و ضد یادداشت هاشونه امیدوارم دلخور نشن رخصت میدین؟(از اون ته داد میزنن فرصت!)
    خب از کجا شروع کنیم؟آها از یه شخصیت با ریش بلند عینکی شکم برآمده عبوس و بد عنق اینا ویژگی تیپیک شخصیه که هر کسی برنامه هفت رو ببینه باهاش آشناست.من فکر میکنم تازگی ها به دی بازی هم یه سری میزنه مثلا نقد فیلم enemy رو ایشون نوشتن فکر کنم اوه سوتی دادم آقای گروسیان بوده…!
    آقای گروسیان به نظر من شما یک منتقد “کلاژی” و تا حدودی فاقد قلم (بر وزن صاحب قلم!)هستید یه نمونه برای اثبات ادعام میارم شما میگید فیلم Enemy خود ار ض ایی هست من یادم نمیاد کسی مثلا خدایی نکرده آقا فراستی این حرف رو به فیلم “جرم”گفته باشه!تقلید کورکورانه شما از نسبت دادن سورئال به هیچکاک(که اون هم ابدا سینمای مورد علاقه ی مسعو فراستی نیست)مشخصه
    اصولا با الفاظی مثل مدیوم و فرم و محتوا و مضمون و نماد بازی میکنید در صورتی که اینها کلمات شما نیستن لحن لحنه شما نیست اینا کلاژ هستن!
    از نظر من(من در جایگاهی نیستم که من من بکنم فقط امیدوارم تا حدودی کمک بکنم)خودتون باشید نه شخص دیگه ای اگر سخت میگیرید بگیرید اصلا صفر بدید ولی به نظر من قلمتون مال خودتون باشه خیلی بهتره
    بازم امیدوارم ناراحتتون نکرده باشم اگر احساس کردید لحنم تند بود ببخشید!

    ۰ ۱
    1. سلام
      خیر، ناراحت نشدم اما مشکل این هست که اگر میخواهید انتقاد کنید یا حتی تخریب کنید، لااقل بلد باشید چطور این کار رو بکنید.
      لحنِ شما در بیشتر متن غیرجدی هست، در این صورت من چطور باید اون رو جدی بگیریم وقتی خودتون انتقادِ خودتون رو جدی نمیگیرید؟
      واژه خودارضایی ذهنی که من استفاده کرده بودم معادل واژه mindfuck cum هست که در نقدهای غیرفارسی استفاده شده و اگر شما کمی چشماتون رو بازتر میکردید، این رو در جواب به یکی از کابران دیگه در نقد فیلم Enemy گفته بودم.
      تکلیف ماهایی که یه مقداری سینما رو میفهمیم با واژه های شناخته شده ای مثل فرم، محتوا و مدیوم مشخص هست و این مربوط به شخصِ خاصی نیست. شما اگر مدعی هستید که سینما رو بهتر میفهمید، لطف کنید واژه های جایگزین رو معرفی کنید تا ما نیز از این پس با اونها کار کنیم.
      هر کسی که نقدِ جدی، غیر احساسی و بی تعارف مینویسه لزوما فراستی نیست و فراستی هم اولینِ نفرِ این شیوه نقد و مطلب نویسی نیست دوست عزیز.

      ۰ ۰
    2. Unreal engine گفت:

      باید اعتراف کنم هیچ وقت فکر نمیکردم اگر برای انتقاد از ابزارش استفاده کنم مورد اتهام قرار بگیرم شما که خودتون بهتر میدونید طنز هجو هزل و غیره میتونن در جایگاه انتقادی ظاهر بشن(اصلا میتونن غلطه کارکرد اصلیشون همینه!) و لزومی نداره هر چیز غیر جدی ای لزوما غیر جدی و تک بعدی بهش نگاه بشه
      جوجه کشیک!!یادمه یه فراستی نامی هم به فرهادی گفته بود جوجه روشن فکر! استفاده از لفظ جوجه دیگه اونقدر ها هم مرسوم نیست! قلم شما حتی ادبیات نیش دار شما تحت تاثیره و این انکار نمیشه
      اما مسئله از دید من اینه شما (خواه یا ناخواه) فراستیزه شده هستیدبه طوری که حتی کوتاه نیومدید از دلواپسی های ایشون هم استفاده کردید(ترس از مضمون زدگی!)
      به طور مثال نمیشه از ساختار به جای فرم استفاده کرد؟حالا اینها به کنار یادمه توی نقد Enemy فرمودید کارگردان داره ادا در میاره(اینم به شدت لفظ آشناییه حداقل برای من که چند ساله ساعت یازده جمعه محاله کانال تلوزیون روی شبکه ۳ نباشه!)
      از نظر من شما هم دارید ادا در میارید!ادای یک دلواپس آنتی انتلکت که مضمون زدگی یا حالا هر چی رو دشمن سینما میدونه
      از نظر من شما لباس شخص دیگه ای رو پوشیدید

      ۰ ۰
    3. Unreal engine گفت:

      *کشیش

      ۰ ۰
    4. مواردی که گفتید رو خودم برای اولین بار هست که میشنوم!
      به نظر میرسد شما بیشتر از کسی او را متهم میکنید در دنیای فراستی غرق شده اید و این میزان غرق شدگی به حدی است که مانعِ درست دیدن و فهمیدن در شما شده است.
      به هر حال و خوشبختانه، من مسئول کج فهمی ها و بدفهمی های افراد دیگر نیستم.

      ۰ ۰
    5. Unreal engine گفت:

      بله من به شدت در دنیای ایشون غرق هستم به حدی که کتاب هاش توی کتاب خونه هست و به نظر من منتقد صاحب قلم و محترمیه…به نظرم بحث رو به حاشیه نبریم فقط من دوتا تشکر به شما بدهکارم اول اینکه حوصله کردید و جواب دادید
      دوم هم منو کج فهم خطاب کردید که برای دومی بیشتر ممنونم.
      و شاید بقیه افرادی که نظرشون باشما هم سو نیست شاید دلایلتون براشون قابل پذیرش نیست و شاید ازتون انتقادی میکنن کج فهم محسوب میشن.ای کاش به جای تغییر نوع نگارش اول بریم سراغ تغییر نوع “نگرش”(اینجا نقش ریش سفید داشتم! :D )
      در هر صورت امیدوارم دلخوری پیش نیومده باشه
      بازم ممنون!

      ۰ ۰
  4. سلام جناب گروسیان عزیز ،
    علاوه بر این جبهه منفى که با نقد بازى هاى نقش آفرینى و نقاط ضعفشون به جان خریدین ، (که البته شخص خودم با بسیارى از اونها موافق بودم و هستم ) باید بگم که بسیار قلم روان و خوبى دارین ، و همچنین کاملاً مشخص هستش که علم حداقلى براى نقد عناوین مورد نظر رو دارا هستین که نکته حائز اهمیتى هستش.

    هرچند که بسیار خوب هستش اگه کسى بتونه یک نقد محکم و پر محتوى بنویسه ، ولى گاهاً متوجه شدم که شما کمى تا قسمتى تحت تأثیر منتقدین خارجى و داخلى نه چندان محبوبى هستین که همه مورد انزجار و تنفر دست اندر کاران سینما چه در ایران و چه در خارج از ایران هستند ، و این سبب مى شه که ارزش نقدتون کمى پسرفت داشته باشه ،
    شاید بهتر باشه منتقدین صاحب سبک خود باشند هرچند که هم عقیده باشند صریح گویى یک حسن هست اگر به درستى از اون استفاده بشه.
    این نقد فیلم سکوت بسیار پر ارزش و زیبا بود
    سخن من بیشتر با نقد هاى گذشته بود.

    دوست دارم نقد هاى بیشترى ازتون ببینم ، امیدوارم سبک خودت رو پیدا کنى و موفق باشى ??

    ۰ ۰
  5. MOBIN.HP گفت:

    اقای گروسیان خسته نباشی بابت نقد ولی من نخوندمش چون فیلم رو ندیدم. فقط اومدم بگم عزیزان خواهشا بیخیال مسعود فراستی بشید.
    هر کی یه نقدی میکنه که منفیه بهش میگن فراستی و منتقد رو به تقلید متهم میکنند و منتقد هم یه جوری تکذیب میکنه انگار به کسی بگن فراستی بهش فحش دادن ؟
    بنده خدا فراستی هم نظرش رو میگه انصافا هم بعضی وقت ها راست میگه و چیز هایی رو میگه که بقیه منتقد ها نمیگن .
    من نمیخوام از کسی دفاع کنم فقط میگم هر کی میتونه نظر خودش رو داشته باشه و فراستی نباشه.

    ۰ ۰
    1. Samsara گفت:

      دوست عزیز،
      اگر درباره چیزی علم نداریم بهتره وارد بحث نشیم.
      آقای فراستی یک روزی به دنبال علم بوده و جایگاهی درمیان منتقدین،
      ولی متاسفانه بعد از آن به دنبال جلب توجه و تخریب متعصبانه، از طرفی امروز تبدیل به آدمی خودفروخته شده که در مسیری مشخص قرار گرفته و تیشه به ریشه سینمای این مملکت می زنه و در برنامه ای کاملا سفارشی و بدون قصدی خیرخواهانه و از روی عمد به دنبال تربیت شاگردان یا نوچه هایی کور و کر هست که با انرژی جوان و جهل فراوان در تسریع این روند کمک کننده باشن.
      سنگ دیگرانی رو به سینه نزنین که نه دایره فعالیتشون رو می شناسید و نه احاطه ی درستی به موضوع مورد بحثشون دارید.

      ۰ ۰
    2. MOBIN.HP گفت:

      من سنگ کسی رو به سینه نمیزنم. من دنبال حرف درست هستم و شخصا با بعضی نظرات ایشون موافق و با بعضی مخالفم و از اون افراد نیستم که فقط چون همه میگن فلانی حرفاش دروغه من هم باهاشون همراه بشم . من حرف حق رو قبول دارم.
      در ضمن اگه منظور شما از عبارت بدون خیرخواهی اینه که مثل بعضی ها بیخودی از فیلم ها تعریف نمی کنه باید بگم باهاش موافقم چون اگه همچین ادم هایی نباشن نتیجه کار میشه جشنواره فجر سال های اخیر و بخصوص امسال.
      کور و کر هم اونهایی هستن که بدون اینکه به درستی یا نادرستی حرف ها توجه کنند فقط به خاطر حواشی و چون همه با کسی مخالفند با اونها همراه بشه .
      باز هم میگم که با بعضی حرف های ایشون موافق و با بعضی مخالفم اما اینطور که شما از ایشون انتقاد میکنید خودتون هم دست کمی از فراستی مورد نظرتون ندارید.
      اینجور منتقد ها همه جای دنیا هستند و بعضی مواقع حضورشون لازمه.

      ۰ ۰
    3. Samsara گفت:

      دوست عزیز،
      – من از کسی پیروی نمی کنم کما این که ایشان و امثالشان طرفداران زیادی هم دارند. من نه در جبهه مخالفم و نه موافق به خاطر زیادت مردم.
      – منظور از خیر خواهی یعنی گام هایی در راستای حفظ فرهنگ و هنر این کشور و ارتقای آن برداشتن و نه تمجید از خزعبلات سطحی یا فاخر…!!!
      – در به گند کشیدن جشنواره فجر همگی اون ها دستشون آلودست، ساده نباش.
      – حضور چنین آدم هایی در همه جوامع مضر هست و نه مفید، گسترش تعصب و جهل و بددهنی در هیچ جای دنیا عامل فرهنگ سازی نیست دوست من.

      ۰ ۰
    4. Samsara گفت:

      کور و کر هم آن هایی هستند که برای مخالفت یا موافقتشان دلایل مشترکی دارند که بر اساس تقلید از دیگرانی به دست آوردند.
      ولی هیچ گاه قدرت استدلال یا شرکت در بحث های تحلیلی و تخصصی را ندارند.
      – راستی من به شما انتقاد نکردم دوست من بلکه گاهی باید به در گفت که دیوار بشنوه.?

      ۰ ۰
    5. MOBIN.HP گفت:

      دوست عزیز.
      اینجور که من متوجه شدم نظراتت به من نزدیکه ( به خصوص درباره خیر خواهی که اگه منظورت اینه خیلی باهات موافقم ) اما با این که میدونم بعضی مواقع بیخود اثری رو میکوبه ولی فکر میکنم باز هم وجود همچین منتقدی در تعداد بسیار محدود لازمه و باعث میشه بعضی وقت ها یک اثر متوسط رو تا حد شاهکار بالا نبریم ( البته بددهنی رو منم قبول ندارم و منظور من این مدل منتقده نه شخص ایشون ).
      در هر حال این نظر منه و شاید هم اشتباه باشه . ممنون بابت وقتی که گذاشتی.

      ۰ ۰
  6. mehranld گفت:

    پایان بندی فیلم خوب بود. واقعی بود. حالا مثلا این فیلمو مل گیبسون ساخته بود کاراکترش رو اصولش میموند و اخرم قبل مردن یه عربده میزد و با یکم هندی بازی یه پایان عامه پسند درست میکرد بهتر بود؟؟؟؟

    ۱ ۰
  7. بی نام گفت:

    ی.گروسیان مرسی که هستی، مسعود فراستی متأسّفانه بنابر اقتضای سنّش تا به حال ورود پیدا نکرده تو حوزهء بازی های ویدئویی، واسه هر فیلمی هم نقد ننوشته. البته مشخصّاً نه از ایشون و نه از آثارِ نوشتاریِ شما که بخواید-نخواید رونوشت-واره ای از افاضاتِ اون به نظر میاد خوشم نمیاد، ولی خب شما به خوبی جایِ خالیِ فراستیو تو اون موضوعاتی که راجع بهشون نمی نویسه پر کردی. همین روند و استایلتونو حفظ کنین لطفاً. من دوست دارم همه جور آدمی باشه تو این جریان، هم نقدِ به درد بخور بخونم هم یه سیاهه ای مثِ دلنوشته های شما، واسه همین ممنونم و خواهشمند، که همچنان با این سبک بنویسین باز واسه مخاطباتون. اصلا و ابدا ادیب نیستی به نظرم ولی ادب رو خیلی خوب میشه آموخت ازتون، تنوّعِ خوبی رو هم بوجود آوردین

    ۰ ۰
  8. بی نام گفت:

    (اصلاً دوس ندارم تغییر رویه ای در شما ببینم، بگم اینو همینجا) ولی
    میتونین جوری افکار و سلیقه و مَنِشِتون رو به رشتهء تحریر دربیارین که نه کسی بابتِ وجودِ یه سری الفاظِ غیرِ حرفه ای و … مطلبتونو پس نزنه و هم به اصطلاح اصالتِ فکری و قلمتون حفظ بشه که شبیهِ منتقدایی که دوس ندارین هم نشین. لحنتون مزخرفه که کسی حُسنِ توجّه شاید نشون نده به آثارتون وگرنه با رعایت این ظرافات همونا که الآن قبولتون ندارن ممکنه نظرشون تغییر کنه. خلاصه ش کرده م

    ۰ ۰
    1. بی نام گفت:

      سطر دوم “نه” نمی خواد راستی

      ۰ ۰
x