توسط یاشار گروسیان در ۹ بهمن ۱۳۹۵ , ۲۲:۱۵

فیلم سینمایی «فهرست شیندلر» (Schindlers List 1993) اگر مهم‌ترین اثر «استیون اسپیلبرگ» (Steven Spielberg) نباشد، قطعا یکی از فیلم‌های بزرگ، مهم و نام آشنای وی است. یکی از دلایلی که سبب می‌شود تا فهرست شیندلر در مرکز توجهِ بیشتری قرار بگیرد به یقین چیزی جز موضوع فیلم نیست. فهرست شیندلر با الهام از شخصیت واقعی و تاریخی «اسکار شیندلر» (Oskar Schindler) در دل یک رویداد تلخ و تراژیک الهام گرفته شده است، رویدادِ نسل‌کشی یهودیان در خلل جنگ جهانی دوم که موافقان و مخالفان زیادی برای اثبات یا رد آن وجود دارد که البته بررسی این موضوع به لحاظ تاریخی، خارج از مدیوم سینما و نقد است. اما چیزی که به شدت در تویِ چشم بودن فیلم فهرست شیندلر کمک می‌کند، وجود همین بستر تاریخی و شخصیت اسکار شیندلر است.

اسکار شیندلر در دل تاریخ شخصیتی تاجر، صنعت‌گر و عضو حزب نازی معرفی شده است که به خاطر تلاش بسیار زیاد وی برای نجات بازماندگان یهودی از نسل کشی توسط نازی‌ها شناخته می‌شود. اگر صفحات گوگل را نیز زیر و رو کنیم، فهرست شیندلر معروف وی که نام این بازماندگان در آن ثبت شده است بیشتر ما را به درک موضوع و مضمون فیلم یاری می‌کند. دقت داشته باشید که تا بدین جا هنوز وارد فیلم و دنیای آن نشده‎ایم و هدف از بازگویی این اطلاعات چیزی نیست جز تشریحِ موضوع و بستر فیلم برای کسانی که شاید نه واقعه‌ی تاریخی مذکور و نه شخصیت اسکار شیندلر را بشناسند. با دانستن این اطلاعات تنها می‌دانیم که فیلم فهرست شیندلر احتمالا باید اثری با رویکرد دراماتیک از خلق یک پرتره‌ی تاریخی باشد.

به عبارت دیگر فیلم فهرست شیندلر در یک بستر تاریخی روایت می‌شود، شخصیتی محوری به نام اسکار شیندلر دارد و کنش و تقابل این شخصیت با یهودیان قربانی، احتمالا محتوایی سمپاتیک و دراماتیک تولید می‌کند. پس ستون و هسته‌ی فیلم شخصیتِ اصلیِ آن است که در مواجهه با یک رویداد تاریخی و البته دردناک، باید بتواند همسازی و همزادپنداری مخاطب را برانگیزد.

آثار سینمایی با چنین موضوعاتی برای پرداخت و تولید محتوایی در راستای موضوع خود، معمولا دو رویکرد را انتخاب می‌کنند. رویکرد اول که به نظر نگارنده نیز درست و دراماتیک هست، این است که اثر در طول روایت قصه‌ی خود، تلخی، سیاهی و تراژدیِ واقعه را در مقابل شخصیت محوری می‌گذارد، این تراژدی بر شخصیت محوری تاثیر گذاشته و مخاطب با تماشای این تاثیر بر شخصیت محوری، خود تاثیر می‌پذیرد. در حقیقت فاصله‌ی میان مخاطب و محتوای دراماتیک اثر، شخصیت و تاثیری است که روی آن اتفاق می‌افتد و این تاثیر بر شخصیت، تبدیل به تاثیر بر مخاطب می‌شود. رویکرد دوم و متاسفانه غیرهنری و غیرسینمایی این است که اثر از نمایش هرگونه صحنه‌های تلخ، سیاه، آزاردهنده و بعضا مشمئزکننده دریغ نمی‌کند و تمام زورش را می‌زند تا با نمایشی این چنینی، به جایِ شخصیت درون اثر تنها مخاطب را آزار دهد. در حقیقت شخصیت‌ها یا حذف می‌شوند و یا به شکلی منفعل و خنثی در فیلم نشان داده می‌شوند. در این حالت اثر تنها سعی دارد تا با هر روش کثیفی، مخاطب را زورکی به گریه انداخته و ادای تراژدی را درآورد. متاسفانه فیلم فهرست شیندلر در دسته‌ی دوم قرار می‌گیرد. این فیلم با نمایشی خنثی و منفعلانه از شخصیت محوری خود یعنی اسکار شیندلر، نه تنها تاثیری دراماتیک نمی‌گذارد بلکه شخصا معتقدم با چنین کاری، پرتره‌‌ای کثیف از شخصیتِ حقیقی را نشان می‌دهد و چه بسا این مواجهه با شخصیت، توهین به شخصیت حقیقی نیز هست. برای بررسیِ صحت یا عدم صحت این موضوع بد نیست روایت قصه‌ی فیلم را دقیق و موشکافانه بررسی کنیم.

نکات مثبت

– کارگردانی خوب تصویری
– بازی و نقش بن کینگزلی قطعا از لیام نیسون بهتر است!

نکات منفی

– فیلمنامه بسیار ضعیف
– نبود نقطه دید معین در طول فیلم
– نگاه مضمونی و پروپاگاندایی فیلمساز
– شخصیت محوری بی‌خاصیت
– شخصیت منفی بی‌خاصیت‌تر

auto
زباله
دیدگاه
۲۴ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:27: 
:D 
:40: 
:44: 
:-) 
:10: 
:41: 
:60: 
;) 
:59: 
:( 
:16: 
:162: 
:13: 
:\ 
:22: 
:42: 
:11: 
:111: 
:17: 
:20: 
:wow: 
:| 
:49: 
:54: 
:56: 
:45: 
:47: 
:46: 
:43: 
:57: 
:like: 
:dislike: 
:metal: 
:51: 
:52: 
:55: 
:58: 
:48: 
:spoiler: 
:53: 
:steam: 
:xbox: 
:PS: 
:n: 
:50: 
:discord: 
 

24 Replies to “پرتره‌ی کاغذی و کثیف | نقد فیلم فهرست شیندلر”

  1. SleepyMan گفت:

    درود
    من از اساس با این مجموعه ضد نقد مشکلی ندارم و در واقع نقد نظر شخصی نویسنده در مورد مسئله ای تلقی میشه و همیشه هم از این موضوع دفاع کردم چرا که نظر هر شخص محترم هست چه بسا منتقدی که در زمینه ای تبحر داشته باشه و به نقد موضوع بپردازه این ضد نقد یا نقد هم خارج از این برداشت نیست

    اما به طور کلی ای کاش شما در همان ابتدا مشخص می کردید که در کدام تیم بازی می کنید من به عنوان مخاطب چنین برداشت کردم که شما هلوکاست رو مثل اغلب فاشیست های داخل کشور خودمان یک سیاه نمایی تلقی می کنید و همین برداشت شما از این واقعه روی نقد تاثیر بسزا داشته ( یا الااقل بنده چنین به نظرم رسیده ) چون به هر حال اسپیلبرگ روی واقعه تاریخی مهمی دست گذاشته و فی الواقع این اثر سیاه نمایی نبوده شما به آثاری مثل پیانیست هم نگاه کنید از منظر دیگه چنین مسائلی رو مطرح کرده اما من اینطور فکر می کنم که رنگ بندی به کار رفته در این اثر تماما سیاه و سفید که واقعا اسپیلبرگ رو به خاطر همین کار ساده ستایش می کنم موجبات این رو فراهم کرده که حسی که انتقال پیدا می کنه دو چندان بشه و در جایی که اون دخترک سرخ پوش که در حال عبور هست رو نشان میده ( که اگر با دید ایدئولوژیک هم نگاه کنیم یه معنای خاصی در پی داره حالا جاای عنوان کردنش اینجا نیست! ) اشک من ور به شخصه در سکانس بعدی که حضور داشت جاری کرد

    مشکل اصلی من با نقد شما این هست که چطور به خودتون اجازه دادید به موسیقی فیلم اشاره نکنید و من در نکات مثبت نمیبینمش!؟!؟!؟!

    به هر حال این هم دیدگاه شما بود سپاس که به چنین اثر ارزشمندی در سینما و بهترین درلیست فیلم ها من پرداختید که ارزشش رو برای من دو چندان کرد :*: :*:

    پ.ن: در این استیکر ها تجدید نظر کنید لطفا استیکر نقش اساسی در انتقال احساس مخاطب داره!

    ۸ ۱
    1. SleepyMan گفت:

      “Your comment is awaiting moderation.”
      why?

      ۰ ۰
    2. برای بار صد و بیست و چهار هزارم، این‌که کامنتی منتظر تایید مدیریت می‌مونه به خاطر وجود کلمات حساسیه که قبلا ثبت شده‌ند. دست کسی نیست، برای جلوگیری از خطرات احتمالیه.
      سه ساله همین برنامه‌ست دیگه بفهمید ما نه می‌خوایم کامنت کسی رو سانسور کنیم نه به نفع خودمون تغییر بدیم نه جلوی انتشارش رو بگیریم. فقط محض احتیاطه.

      ۰ ۰
    3. سلام و ممنون از نظرتون
      اگر مطلب رو کمی با دقت بیشتری مطالعه میکردید متوجه میشدید که در پاراگراف اول ذکر کردم؛ رد یا اثبات این واقعه به لحاظ تاریخی خارج از مدیوم سینما و نقد هست و در طول متن هم اگر جایی دیدید که دارم واقعه رو از نظر تاریخی بررسی میکنم، بهش اشاره کنید تا خودمم بدونم!
      بنابراین خیر، من عضو هیچ تیمی نیستم، نه چپ و نه راست.
      در رابطه با موسیقی فیلم به نکته خوبی اشاره کردید، موسیقی فیلم اونطوری که باید تاثیر دراماتیک در فیلم نداره و بیشتر جنبه ای زیبا جدای از فیلم هست. من شخصا جز در سکانس دختربچه، هیچ کارکرد دراماتیکی از موسیقی در طول فیلم ندیدم چون شخصیت رو باور نکردم ولی موسیقی در این فیلم به طور منفک و جدا از دنیای فیلم خوب و زیباست.

      ۱ ۳
    4. MR.DANTE گفت:

      با نهایت احترام.نقد بی اساسی بود.از هر طرف به فیلم نگاه گنی.موزیک فیلم خودش ۵نمره ست بعد شما اومدی به فیلم سه دادی

      ۷ ۲
  2. MOBIN.HP گفت:

    همون اول میگم که طرفدار اسپیلبرگ نیستم اما به نظرم فهرست شیندلر در کنار لینکلن و نجات سرباز رایان از بهترین کار های اسپیلبرگه و در بیشتر موارد با شما مخالفم.
    این فیلم در مورد تحول یک نفره که اتفاقا یک قهرمان کلاسیک نیست که از ابتدا یک فرشته باشه بلکه از یک ادم عیاش بی رحم که به ادم بهتری تبدیل میشه و در واقع یک قهرمان تقلبی . در یک سکانس بن کینگزلی میگه “جنگ همیشه صفات بد آدم ها رو بیدار میکنه” ولی میبینیم که این در مورد شیندلر دقیقا بر عکسه و این هسته اصلی داستانه.
    قبول دارم که فیلم دقیقا دلیلی برای تحول شیندلر نمیاره ولی این اصلا باعث نمیشه که این اتفاق باور پذیر نباشه.
    در مورد نقطه دید هم بگم که این فیلم چیزی بین فیلم و مستنده و بعضی صحنه هایش هم واقعیه و این تغییر نقطه دید کاملا در خدمت فیلمه به پیشرفت داستان کمک می کنه.
    در اخر هم بگم که ساختن این جور فیلم ها در اون زمان چندان راحت نبود و اسپیلبرگ هم با کلی انتقاد این فیلم روساخت و زمینه رو هموار کرد برای فیلم های بعدی مثل پیانیست.

    ۲ ۲
    1. در بسیاری از موارد اگر تنها «موضوع» رو در نظر داشته باشیم حق با شماست ولی در مدیوم سینمایی خیر.
      اگر فیلم به قول شما در مورد تحول شخصیت محوری باشه، باید این تحول در فیلم نشون داده میشد. خودتون شخصا این موضوع رو در کامنت یک بار مطرح و سپس رد کردید! از متن خودتون میگم:
      «این فیلم در مورد تحول یک نفره که اتفاقا یک قهرمان کلاسیک نیست که از ابتدا یک فرشته باشه» از طرفی گفتید، «قبول دارم که فیلم دقیقا دلیلی برای تحول شیندلر نمیاره» پس وقتی گذار و تبدیلی وجود نداره چرا باید شخصیت درون فیلم باورپذیر باشه؟
      توجه داشته باشید که نقد من به باورپذیری شخصیت درون فیلم هست و نه شخصیتِ حقیقیِ تاریخ. اینکه چنین چیزی در تاریخی حقیقت داشته باشه یا نداشته باشه، کمکی به باورپذیری فیلم نمیکنه. فیلم باید مستقل دنیا و شخصیت خودش رو بسازه. چه بسا اگر چنین چیزی در واقعیت وجود نداشت ولی فیلم فرم درستی رو برای شکل دادن به شخصیت انتخاب میکرد، من شخصیت درون فیلم رو باور میکردم.
      در رابطه با انتهای کامننتون باید بگم که انتخاب موضوع فیلم در یک دروه زمانی چه دشوار باشه و چه سخت، باز هم کمکی به فیلم نمیکنه. ما همچنان با خودِ فیلم سروکار داریم و نه حواشیِ اطرافش.
      در ضمن، طرفدار یک کارگردان بودن اصلا ایرادی نداره :)

      ۲ ۳
  3. بسه ! دیگه این روند نباید ادامه پیدا کنه!

    ۶ ۴
  4. بازی و نقش بن کینگزلی قطعا از لیام نیسون بهتر است!

    لیام رو چرا اذیت می‌کنید؟ :(

    ۲ ۱
    1. احتمالا لیام نیسون با خوندن این متن با خودش میگه:
      «من نمیدونم کی هستی و کجا هستی، ولی پیدات میکنم و میکشمت»
      :27:

      ۰ ۰
  5. SHODAN گفت:

    حالا اینو ول کن.
    آبلیویون همان اسکایریم بود! بله!

    ۱ ۲
  6. mehrad گفت:

    شما رو از سایت قبلی که بودید میشناسم. به یاد ندارم حتی یک بار از اثری رضایت داشته باشید. می تونم بپرسم چرا هر چی متن نوشتید درباره آثاری بوده که اونارو بد میدونید؟

    ۰ ۱
    1. فرمایش شما صحیح است.
      به شخصه بررسی، تحلیل و خصوصا نقد رو مناسب آثاری میدونم که ناکافی یا بد هستند. به طور دقیقتر، آثاری که بی جهت و بی دلیل مورد ستایش و تشویق قرار گرفتند. به نظرم این آثار باید بیشتر و دقیقتر مورد بررسی و نقد قرار بگیرند.
      این رو هم در نظر داشته باشید که نقد به معرفی اثر نمیپردازه (برخلاف چیزی که در سایتهای دیگه اتفاق میفته) بلکه اثر رو بررسی و موشکافی میکنه.

      ۰ ۰
  7. Samsara گفت:

    دوست عزیز،
    آقای گروسیان به نظر من شما مطالعه دارید و اطلاعاتی جمع آوری کرده اید اما در شیوه استفاده از اطلاعاتتون دچار خطاهایی اساسی هستید.
    ببینید وارد شدن به سایتی و مطالبی رو منتشر کردن از این جهت که:
    ۱- تا کنون کسی در مقابل اشتباهات شما با قدرت در نیومده و شیوه نقدتون رو زیر سوال نبرده، به حرف شما سندیت نمیده و به شیوه شما مهر تایید نمیزنه.
    ۲- منتقدی در فلان نشریه ای، مشابه فلان حرفی که شما زده اید رو زده هم دلیل بر درستی حرف شما و آن منتقد با سابقه نیست. چرا که خیلی اوقات نظرات و احساسات و سلیقه و چهارچوب های ذهنی منتقد از نقد درست اثر جلوگیری میکند چیزی که متاسفانه از شیوه نقد سنتی به جا مانده است.
    بله قطعا که بالای چشم شما هم ابروئه! دوست عزیز.
    و در مورد فهرست شیندلر،
    ۱- قطعا که فیلم های اسپیلبرگ و دیگر کارگردانانی که تعصب خاصی روی ریشه و ملیت خود دارن به خاطر همه چیزهایی که می دانیم از اغراق زیاد در شرح وقایع استفاده می کنند تا هر چه بیشتر احساسات تماشاگر را همراه کنند.
    ۲- اما زمانی که بحث فیلم نامه و کارگردانی و به کل مسایل تکنیکی را مطرح می کنید مواظب باشید که خطا نروید. ایرادی در نگاه شما هست.
    آیا اسپیلبرگ قصد داشت به روایتی تاریخی به شیوه ای ترکیبی از مستند و داستانی بپردازد؟ بله.
    آیا برای نزدیک شدن به فضای مستند باید از اغراق زیاد در بازی بازیگران پرهیز کرد؟ بله.
    آیا شما حق دارید بازی بازیگران را در این فیلم با بازی بازیگران مثلا در اقتباسی از رومئو و ژولیت مقایسه کنید؟ خیر.
    میشه لطفا در مورد ضعف فیلمنامه یا کارگردانی چنین اثری واضح صحبت کنید. چرا که کل بحث شما این بود که لیام نیسن رو درک نکردید و فلانی و فلانی….
    به من چه ارتباطی داره که شما نقد یک فیلم رو فقط صحبت در رابطه با این موضوع می دونید.
    کارگردانی هوشمندانه بود و فوق العاده حساب شده بود استفاده از رنگ و حرکت دوربین در فضا و کات ها و زوایای دوربین و صداها و …..
    فیلمنامه قدرتمند بود.
    ۳- در این فیلم بحث تیپ و شخصیت نیست بحث روایت هست.
    سوژه اصلی فیلم جنگ و اسارت و بردگی هست ( شما به اشتباه یقه لیام نیسون رو گرفتید)، دلیل ساخته شدن فیلم تحول شخصیتی چون اسکارشیندلر به دلیل حضور در این فضا بوده، همه وقایع و اتفاقات و شخصیت های فیلم اتفاقا به نوعی از نگاه شیندلر هست. چرا که در رو به رو شدن با کابوس هایمان دلیل اتفاقات رو درک نمی کنیم…. دلیل رفتار شخصیت ها رو درک نمی کنیم و همه چیز جنون آمیز به نظر میرسد. قرار نیست مدام چهره شخصیت را ببینیم و عکس العمل هایش را وقتی که تنها در کابوس های او شناوریم.( ما در کابوس ها و خود آگاه روزمره مان گاه به شدت منزجر کننده هستیم ولی در ناخودآگاهمان، وجدانمان مدام خودی نشان میدهد و این کشمکش در فیلم وجود دارد) اتفاقا بر خلاف شما معتقدم قسمت دختر بچه که از لحاظ کارکرد و پرداخت سینمایی فوق العادست شیطنت آشکار اسپیلبرگ با تغییر ساختار کلی فیلم برای دقایقی هست که شدت تاثیر گذاری فیلم رو فراتر از ساختارش ببره. ( این یک نظر دیگر هست ولی می تونم برای شما از نقطه نظرهای دیگری هم نگاه کنم )

    ۳ ۱
    1. دوستِ عزیزتر :)
      ۱.همین که شما آمدید و در بحث شرکت کردید تا به قول خودتون مقابل اشتباهات من با قدرت دراومده باشید خود قدمِ خوبی هست!
      ۲. من بارها گفتم و باز هم باید گویا تکرار کنم که منتقدهای دیگر و نقدهایشان ربطی به من ندارند.
      و در مورد فهرست شیندلر:
      ۱. اغراق لزوما چیزِ بدی نیست به شرطی که در خدمت اثری باورپذیر باشد.
      ۲. اینکه اسپیلبرگ چه قصدی داشته کاملا واضح هست، ولی از نظر من در این موضوع از نظر سینمایی به شدت شکست خورده.
      یک فیلمنامه زمانی موفق و کامل هست که خرده پیرنگها در خدمت پیرنگ اصلی باشد. با توجه به مثالهایی که از مینی پلاتهای درون فیلم آوردم مشخص هست که چنین چیزی در فیلم وجود ندارد یعنی خرده پیرنگها، پیرنگ اصلی را خلق نمیکنند چون دارای تناقض هستند (رجوع شود به متن نقد). به عبارتی، خرده پیرنگها و جزییات که باید کلیت رو (قهرمان شدن اسکار شیندلر) بسازند، نمیسازند. پس پیرنگ اصلی نیز محقق نمیشود. بنابراین فیلمنامه قوی نیست.
      در رابطه با این سوال که فرمودید:
      «آیا اسپیلبرگ قصد داشت به روایتی تاریخی به شیوه ای ترکیبی از مستند و داستانی بپردازد؟» باید بگم سوال اشتباهی رو پرسیدید، آیا ما چیزی به نام «مستند» و «داستانی» داریم؟ یا «مستندِ داستانی»؟ این فیلم در بخشهایی مستند و در بخشهایی داستانی هست در آن صورت به شکل یک عبارت جبری، یک مستند یا داستانی میشود اما به هیچ عنوان یک فیلم مستندِ داستانی نیست.
      ۳. اتفاقا به نظرم شما فیلم رو اشتباهی میبینید، این فیلم ابدا حادثه و واقعه محور نیست بلکه کاملا شخصیت محور است. عنوانِ فیلم، پیرنگ اصلی و پایان فیلم، همه در مورد شخص اسکار شیندلر هست، پس اینکه فیلم شخصیت محور نباشد و روایت محور به نظرم کاملا اشتباه هست.
      باقیِ توضیحات شما در مورد کابوس، جنون و وجدان نیز بسیار کلی و خارج از سینما بود، به طوری که ندیدم ضمن بیانِ اونها، به درون فیلم هم اشاره کنید.

      ۱ ۱
    2. Samsara گفت:

      دوست من،
      ۱- نخست این که من هنوز با قدرت جلوی شما نایستادم. چرا که احتیاج به وقت و اعصاب قوی دارد چون با منطق آدم هایی چون شما بارها رو به رو شده ام. انرژی بر هستید ولی برخلاف تصوارتتون به شدت منطق آسیب پذیری دارید ولی غرور شما باعث کش دار شدن بحث میشود.
      این تیکه سبکسرانه رو ندید می گیریم که بحث شکل بی ادبانه ای نگیره.
      ۲- بی ارتباط هم نیستند. این مشخص هست. زمانی که در جایی مقابل دوستی از این جمله استفاده کنید که فلان منتقد یا منتقدان دیگری هم همین ایراد رو به فیلم گرفتند و من تنها نیستم از ترس شنیدن توهین، برای من نشان دهنده یک ارتباطی هست.
      ۳- کسی نگفت اغراق بد هست گفتم عمدا از آن در شکل بازی بازیگر استفاده نشده و در راستای فرمی هست که مد نظر اسپیلبرگ هست.
      و در کل این توضیح شما به حرف من ارتباطی نداشت.
      اثر باور پذیر یعنی چی؟ اغراق در خدمت باور پذیری؟!!!!
      ۴- نظر شخصی شما برای این که بگیم اسپیلبرگ شکست خورده یک دلیل قاطع نیست.
      ۵- خرده پیرنگ ها در خدمت پیرنگ اصلی باشند. باشه با منطق شما شیندلر پیرنگ اصلی هست. خوب خرده روایت ها در خدمت فیلم هستند دیگه چرا که شیندلر در طول این اتفاقات خرد میشود ولی در جایگاه یک آلمانی که کشورش درگیر جنگ هست و یک تاجر.
      شما عکس العمل های فضایی در چهره و رفتار بازیگر انتظار دارید؟!!! باید در چارچوب نقش دچار تحول شود.
      ۶- Docudrama از ابتدای سینما وجود داشت؟
      ژانر بندی بر چه اساسی انجام میشود؟
      محدودیتی وجود دارد یا با گسترش دانش سینمایی گسترش میابد؟
      ۷- عنوان فیلم یعنی فهرست شیندلر پیرنگ اصلی و پایان فیلم هم بحث فهرست شیندلر هست یعنی بازمانده ها و فرزندان نسلی که جزو فهرست بودند.
      نه اسکار شیندلر… فیلم رو درست ببینید لطفا.
      ۸- خارج از سینما تشخیص شخص شماست و قابل احترام.
      در نهایت باشه هر زمان فرصت و حوصله داشته باشم جلوی این جریان های بی پایه و اساس می ایستم.
      متشکرم از متن شما ( نه نقد شما چرا که هنوز تا یک نقد فاصله ی زیادی هست ) و وقت گذاشتن شما در پاسخ به اعضای سایت.
      قدم های بهتری در آینده بر خواهم داشت.

      ۰ ۰
  8. Champ21ons گفت:

    اقای گروسیان!لطف کنید به هیچ عنوان سمت عناوین کریستوفر نولان نیاید به اندازه کافی از فراستی ها و افخمی ها کشیدیم لطفا شما دیگه لهش نکنید یا اینکه اون بیچاره رو اصلا در حد نقد نمیدونید؟

    ۰ ۱
    1. MOBIN.HP گفت:

      اتفاقا سمت اثار نولان بروید . سمت اثار اسکورسیزی و تارانتینو هم همینطور . حتی سمت اثار فینچر که عاشقش هستم هم بروید .
      من هم درباره این فیلم با اقای گروسیان موافق نیستم اما دوست دارم نظرات همه رو ( چه منتقد و چه کاربر – چه موافق و چه مخالف ) در باره یک فیلم بشنوم .

      ۰ ۰
    2. Champ21ons گفت:

      نه چرا نمیدونم چرا یه جوی بین منتقدای ایرانی به وجود اومده که هرکی بیشتر بکوبه اون بیشتر حالیشه.

      ۰ ۱
    3. Champ21ons گفت:

      اینم بگم من مشکلی با نقد شدن اسکورسیزی تارانتینو نولان و فینچر ندارم ولی جوی که فراستی و افخمی راه انداختن خطرناکه ایشون فصل ۴ شرلوک رو کوبیدن در حالی که افت فصل ۴ شرلوک نسبت به دو فصل اول مثل افت قسمت سوم سه گانه بتمن نولان نسبت به قسمت دوم بود یعنی فصل یک ودو شرلوک مثل شوالیه تاریکی انقدر بی نقص بودن که فصل ۴ شرلوک و قسمت سوم سه گانه بتمن نولان اون نقص های کوچیکشون بیشتر به نظر میومد به خاطر مقایسه با قسمت های بی نقص قبلی.اما ایشون بهش لقب افتضاح دادن.

      ۱ ۲
  9. MOBIN.HP گفت:

    حرفت رو قبول دارم و در مورد مثال ها هم باهات موافقم اما خوب بعضی وقت ها وجود منتقد هایی مثل مسعود فراستی لازمه. البته نه این که همه بخوان اینجوری باشن و با ادا در اوردن بگن ما هم یه چیزی سرمون میشه.

    ۱ ۰
  10. Triple_M گفت:

    یه نقدم بزار نمره بالا بده تنوعی شه :۲۴:
    بدونیم چی دوست دارین لااقل :۱۴:

    ۰ ۱
  11. kian گفت:

    خاک بر سر منتقد که مسلما هیچ آگاهی در مورد تاریخ جنگ جهانی دوم, نازی ها و هولوکاست نداره, حتما اراجیف حکومت ایران رو خونده و بر مبنای همون اراجیف نقدش رو نوشته….

    ۰ ۰