ضد نقد بازی ویچر ۳ | داستان گرگ سپیدی که از نفس افتاد

توسط یاشار گروسیان در ۲۴ دی ۱۳۹۵ , ۲۲:۰۳

بازی ویچر ۳ از جمله عناوینی به شمار می‌رود که هم پیش از انتشار رسمی و هم پس از آن، به شدت مورد تحسین و تمجید مخاطبان و حتی منتقدان قرار گرفت؛ محرکی که باعث سرازیر شدن سیل عظیم تحسین‌ها و نظرات مثبت شد، به یقین چیزی نبود جز آن که محصولی با این نام جای خود را حسابی میان هواداران باز کرده و گرالت را به عنوان یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های کل تاریخ بازی‌ها در دل مخاطبان جای داد و صد البته یک عامل کاتالیزوری و آن چیزی نبود جز خیل عظیم بازی‌های یک بار مصرف و پرت و پلایی که با یک من عسل هم از گلوی مخاطب پایین نمی‌رفت که نمی‌رفت. تمامی این عوامل سبب شد تا طیف عظیمی از مخاطبان نیمه خالی لیوان بازی، یعنی ایراد و اشکلات بسیار گل درشت آن را مشاهده نکنند. در این یادداشت اما، برخلاف تمامی نوشته‌های وهم و بهم زده که احتمالا در مورد ویچر ۳ خوانده‌اید، هدف نگارنده تعریف و تمجید نیست و نخواهد بود. در این نوشته، این بار رویکرد نگارنده دیدن نیمه خالی لیوان است.

پیش از اینکه بخواهم قدم اول را بردارم، مطمئن باشید که هرچقدر شمای مخاطب از ویچر ۳ در ذهن خود شاهکاری ساخته و آن را متعصبانه می‌پرستید، نگارنده این متن چندین برابر شما روی این عنوان و این فرانچایز به سبب عقبه‌ی درخشانش تعصب داشته و دارد. بنابراین من نیز خودم را تافته‌ای جدا بافته از طرفداران این مجموعه تصور نکرده و خویش را پیش از هرچیزی، مخاطبی عامی می‌دانم. حال آن که این مخاطب دست به قلم شده و قرار است این بار تنها «نقد» می‌کند.

طریقتِ گرگ سپید

شخصیتِ «گرالت» (Geralt of Rivia) به یقین یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های دنیای بازی‌ها به شمار رود. اگر هیچ یک از رمان‌های سری ویچر را هم نخوانده باشید، حداقل کاری این شخصیت با مخاطبش می‌کند، خو گرفتنِ با وی در دنیای بازی است. علت آن احتمالا هارمونیِ میانِ چهره‌ای خاص، صورتی زخم‌خورده و صدای خش‌داری است که وی را تبدیل به یک پرتره می‌کند، یک منش و یک طریقت را می‌زاید و آن چیزی نیست جز طریقت ویچر بودن. هنگام تجربه عنوان ویچر ۱ برایِ اولین بار، به خوبی حس خواهید کرد این شخصیت حسابش با همه شخصیت‌های دیگر در بازی‌هایی با فضای گاتیک می‌شناسید، جداست. حس شکارچی هیولا بودن بیش از آن که فقط و فقط از قصه‌ای مفروض نشات بگیرد، از شیوه و فرم ارائه‌ی پرتره‌ی «گرالت» به مخاطب سرچشمه می‌گیرد. همه چیز در خدمت شناساندن یک گرگ سپید خسته است که در عین خشک و سرد نمایاندن، در ارتباط با مخاطبش اما چندان هم بی احساس نیست.

ویچر ۳ اما به عنوان یک حسن ختام بر سه‌گانه‌ی این بازی، دست به تحریک و پرورش هرچه بیشتر مقوله «حس» در گرالت می‌زند و رابطه‌ای پدر-دختری را دست‌مایه قرار می‌دهد. ویچر ۳ نوید یک قصه‌ی پر حس و پر افت و خیز را می‌دهد. نوید یک جهان بازِ عظیم و پرجزییات را می‌دهد، مملو از شخصیت‌هایی که یا پیشتر آن‌ها را می‌شناسیم و یا قرار است در نسخه سوم به دامن قصه اضافه شوند. گیم‌پلی که قرار است چالشی و دارک سولزی باشد، سیستم کرفتینگ پیچیده و قوی داشته باشد و خلاصه، کوتاه عرض کنم که همه چیز برای چپاندن این همه ایده‌ی شلوغ و پر تعداد در تنبان مخاطب آماده است. اما پرسش اصلی و هدف از نوشتن این متن توسط نگارنده این است که ویچر ۳ این همه ادعا را محقق کرده است یا عقیم در پیاده‌سازی آن‌ها، یک اثرِ با ارفاق متوسط را به مخاطب هایپ شده تحویل داده است؟

داستانک‌ها و شخصیت‌های آبکی

پرولوگ ویچر ۳ با یک فلش‌بک ساده از رابطه‌ی میان گرالت و «سیری» (Ciri) شروع می‌شود که قرار است مثلا یک رابطه‌ی «پدر-دختر»ی را نشان ولی چیزی که از این پلات ابتدایی دست‌گیرمان می‌شود، تنها یک رابطه‌ی استاد-شاگردی است. پس از آن داستان بازی، سیری را از شما جدا می‌کند و شما نیز بر اساس همین گره افکنی اصلی قرار است در بازی پیشروی کنید. ویچر ۳ برای کش دادن قصه در هشت جهت جغرافیایی فقط یک کار را بلد است؛ بستنِ زنجیروارِ داستاک‌ها به یک‌دیگر، آن هم به شکلی بی‌ربط و زورکی!

حلقه اول ماجرا پیدا کردن سیری است، برای اینکه سیری را پیدا کنید اول باید برای X فلان کار را انجام دهید و X نیز شما را به Y ارجاع می‌دهد، Y شما را به Z و این ماجراها سر دراز دارند. این‌گونه گرالت از همه‌جا بی‌خبر باید برای یک هدف اصلی، چندین هدف فرعی و بی‌ربط را دنبال کند. با گذر هر تکه از قصه، کم‌کم این شیوه‌ی بدِ بازی در کش دادن داستان برای مخاطب رو می‌شود. وقتی برای اولین بار نزد Crach an Craite در Skellige حاضر می‌شوید، خیلی سریع حدس خواهید زد که در ازای کمک به شما باید اول  به دختر و پسرش کمک کنید، در ازای کمک به دخترش باید به یکی از Yarl‌های دهکده که اسیر طلسم شده است کمک کنید و برای کمک به او نیز باید احتمالا یک معما را حل کنید!

مشکلی که از این بابت به روایت قصه وارد می‌شود این است که هیچ‌گاه حس نخواهید کرد این شما هستید که قصه را از موضعی «فعال» جلو می‌برید بلکه این بازی است که هدف مورد نظر را «عمدا و زوری» چند قدم از شما دور می‌کند و از شما می‌خواهد تا با انجام ماموریت‌های فرعی، راه رسیدن به هدف را طولانی‌تر حس کنید. حس کنید تا برای دانستن این موضوع که سیری کجا گم و گور شده است، در حال تحمل یک جریانِ دنباله‌دار و سخت هستید! ویچر ۳ این «سختی» را در رابطه با «طولانی» کردنِ قصه تعریف می‌کند. در حقیقت، ویچر ۳ یک قصه واحد دارد که چندان هم بد نیست، چندان هم بی‌ربط به گرالت نیست ولی از آن‌جایی که اگر این قصه سرراست روایت می‌شد، زمان گیم‌پلی بازی به چند ساعت کوتاه تقلیل می‌یافت. پس راه‌حل برای کش دادن قصه چیست؟ اضافه کردن ساب‌پلات‌ها و مینی پلات‌های اضافه و بی ربطی که نه بر گرالت تاثیر می‌گذارد و نه بر روایت قصه‌ی اصلی. هدف پیدا کردن سرنخ‌ها برای رسیدن به سیری است ولی ویچر ۳ با اضافه کردن این همه داستانک، هدفش تنها کش دادن قصه و بر همین اساس، هل دادن شما به نقاط مختلف نقشه از بازی و آشنایی با شخصیت‌های فرعی است. کش آمدن قصه آن هم به این شکل باعث می‌شود تا گره اصلی قصه یعنی «پیدا کردن» سیری «گم» شود.

ویچر ۳ پیش از اضافه کردن این همه داستانک بی ربط به گرالت، باید به این فکر می‌بود تا فرم روایت قصه را به گونه‌ای جهت می‌داد که در ابتدا چطور این داستانک‌ها برای گرالت (و از طریق گرالت برای مخاطب) مهم شود. شخصیت Bloody Baron مثال خوبی از این موضوع است. Bloody Baron قبل از اینکه خط و ربطش به قصه اصلی و پیدا کردن سیری روشن شود، خودِ شخصیت و پلاتِ قصه‌ی وی است که برای مخاطب مهم می‌شود. این مرد با چنین پیچیدگی‌های شخصی‌اش، به حدی سمپاتیک است که به تنهایی می‌تواند یک بازی مستقل فرض شود. علت چیست؟ علت، فرم درست در خلق شخصیت Bloody Baron، مسئله‌ی وی و روایت قصه‌اش است. Bloody Baron یک آدم خوش مشرب، خپل، قرمزپوش، خوش‌گذران، کمی خنگول و در عین حال دل‌سوز برای خانواده‌اش بوده و مسئله‌ی پیش آمده برای وی ناشی از تضاد میان همین ویژگی‌های اوست. تضادی که میان بعد خوش‌گذرانی و در عین حال بعد دل‌سوزی وی نسبت به خانواده‌اش ایجاد می‌شود، نیروی محرکه لازم برای هم‌ساز شدن با وی (از طریق گرالت) را فراهم می‌کند.

ویچر 3

اگر بهتان برنمی‌خورد باید گفت که پیچیدگی‌های این شخصیت به مراتب از گرالت بیشتر است.

پرسش نگارنده از منِ مخاطب این است؛ چنان‌چه شخصیتی با چنین فرم درستی از تعریف ظاهری و باطنیِ درستی در کار نبود آیا هم‌سازی و هم‌زادپنداری با وی بر من مسیر می‌شد؟ اهمیت این موضوع زمانی مشخص می‌شود که اصلا بگوییم گور سیری و گور پدر سیری! این شخصیت با چنین پیچیدگی‌هایی خودش یک قصه کامل و «به خود متکی» است.

این در حالی است که سایر شخصیت‌های درون قصه‌ی ویچر ۳ چون در میانه‌ی داستان، زورکی اضافه شده‌اند هیچ‌گاه برای منِ مخاطب جدی نمی‌شوند و با ارفاق زیادی به «تیپ» شدن بسنده می‌کنند. دو جادوگر زن داریم که هر دو معشوقه‌های گرالت هستند، هر دو با تکیه بر لوندی و اغواگری «زن» می‌شوند و نه «پیچش‌های شخصیتی و زنانگی». یک نوازنده مست و مدهوش داریم که بزله‌ می‌گوید و حداکثر چیزی که از وی درمی‌یابیم چیزی جز شیطنت‌های جوانی نیست! یک کوتوله حراف و قلدر داریم و بسیاری از تیپ‌هایِ دیگر بازی نیز به همین شکل در چند خط قابل تشریح‌اند. واقعا تمامی این آدم‌های کاغذی ماندگار می‌شوند؟ شخصیت Johnny با وجود حضور کمی که دارد، مغز و عمقش شرف دارد به تک بعدی و تخت بودن افرادی چون «تریس» (Triss) و «ینیفر» (Yennefer) که بود و نبودشان جز در نفله کردن دشمنان و احتمالا تلاش برای دیدن صحنه‌های بزرگسالانه، خاصیت دیگری ندارند.

ویچر ۳ به زور می‌خواهد «پر شخصیت»، «پر قصه» و «پر حرف» باشد اما از آن‌جایی که شیوه و فرم درستی را برای معرفی و سر و شکل دادن به شخصیت‌ها و قصه‌هایشان ندارد، تنها «پر از تیپ»، «پر از قصه‌های بی‌ربط» و در یک کلام «اضافه‌گو» می‌شود. همچنان می‌توان بسیاری از ساب‌پلات‌ها و داستانک‌های ویچر ۳ را از آن حذف کرد و خللی نه در بازی و نه در روند شخصیت محوری یعنی گرالت را حس کرد؛ از این بابت که منِ مخاطب فقط و فقط زمانی که گرالت سیری را پیدا می‌کند، او را دگرگون شده می‌بینم وگرنه در میانه‌ی راه، با وجود این همه قصه‌های اضافی و بی‌ربط، دقیقا چه تغییری روی گرالت رخ می‌دهد؟ می‌توانید مجددا ویچر ۳ را بازی کنید و بفهمید که جواب این سوال به یقین «هیچی» است!

دیدگاه
۶۹ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

69 Replies to “ضد نقد بازی ویچر ۳ | داستان گرگ سپیدی که از نفس افتاد”

  1. mohammad.m گفت:

    خدایی انگیزتون از این نقد عجیب بد و مزخرف چی بود؟!

    ۲۵ ۱۲
    1. The Last Son گفت:

      چون با سلیقه ی شما جور نبود شد مزخرف ؟

      ۱۱ ۱۲
  2. MOBIN.HP گفت:

    اقا یاشار چه دل و جراتی داری که همچین نقدی رو برای بازی مثل ویچر نوشتی. :22:
    فکر کنم باید منتظر سیل کامنت ها باشی. :۱۲:

    ۸ ۵
    1. biosignal گفت:

      دقیقا چه جرأتی؟!
      شما به پست مراسم tga پارسال رجوع کنید و کامنتای ملت همیشه در صحنه رو بررسی کنید…
      ۸۰ درصد در حال فحاشی و توهین به بازی؛ حتی یه بنده خدایی از واژه ی پ.و.ر.ن تعاملی هم استفاده کرد، اما هیچکس جوابشو نداد و بقیه هم کلی به به و چه چه راه انداختند. پس تو سایتی که اکثریت مخالف بازین نقد منفی اون شاهکار بزرگی محسوب نمیشه اونم بعد بیشتر از یکسال.

      ۲ ۰
  3. آقای یاشار گروسیان. دوست عزیزم.
    اول از همه بگم که واقعا لذت بردم از نگارش شما. قلمت نشون میده به معنی واقعی “نویسنده” هستی.

    نوشتن و منتشر کردن این مقاله واقعا دل و جرئت می خاد. و خوشحالم که شما چنین کاری کردی. من یادمه توی همین سایت یه مقاله نوشتم که توش این بازی رو یکم مسخره کرده بودم. یادمه در حالی که مقاله های کناری دو الی سه تا کامنت داشتن مقاله من حدود ۵۰ تا کامنت خورد و همه شون از دم فحش بودن! بعد از اون هم مقاله برای کوبیدن این بازی زیاد نوشتم ولی بخاطر این جو “ویچر پرستی” مسخره ای که حاکم شده بود جرئت نکردم جایی انتشارشون بدم.

    موقعی که این بازی به عنوان بازی سال انتخاب شد خود مراسم تی جی ای و جایزه ش ناراحتم نکرد. ولی حماقت هایی که سر این بازی از دیگران دیدم باعث شد واقعا برنجم. کسایی بودن که حتی ویچر رو بهترین بازی تاریخ می دونستن…

    چند تا نقل قول از مقاله تون میارم که بنظرم این جمله ها واقعا شاهکارن و در یک کلام چیز هایی هستن که من و امثال من یک سال و نیمه که داریم زور می زنیم به جامعه ی گیم بفهمونیم.

    “حلقه اول ماجرا پیدا کردن سیری است، برای اینکه سیری را پیدا کنید اول باید برای X فلان کار را انجام دهید و X نیز شما را به Y ارجاع می‌دهد، Y شما را به Z و این ماجراها سر دراز دارند. این‌گونه گرالت از همه‌جا بی‌خبر باید برای یک هدف اصلی، چندین هدف فرعی و بی‌ربط را دنبال کند.”
    تمام داستان بازی در این باره س که آقا بگرد دنبال سیری. برای پیدا کردن سیری باید بری دنبال بلادی برون. بعد باید دنبال زن و دخترش بگردی. بعد باید دنبال جادو گر بلادی برون بگردی. بعد باید دنبال بز جادوگر بلادی برون بگردی! بعد توی راه بزه فرار می کنه میره لای دست یه خرس!!
    آخه تا کی باید بگردی و بگردی و بگردی؟؟
    قصه تا جایی وخیم میشه که از خودت می پرسی: “یعنی ممکنه فلانی مثل آدم توی خونه ش نشسته باشه و من نخام دنبال اونم بگردم؟؟؟”
    یادمه حتی یکی از کرکتر ها به گرالت توی این رابطه متلک هم میندازه که:You are the best Tracker around here!!!!
    زالتن کجاست؟ باید بگردی پیداش کنی!
    اون بنده خدا نوازندهه (اسمشو یادم نمیاد) کجاس؟ باید اول بری یکی یکی بگردی دنبال دوست دخترای مونث و مذکرش! یکی یکی اونا رو پیدا کنی. از زیر بدهی و بدبختی و کوفت و زهرمار نجاتشون بدی و… تا بعد از کلی مصیبت اخرم به اون شخص نرسی و بفهمی تو زندانه!!

    تازه بد تر از اون اینه که توواقعا می دونی این سه تا کوئستی که توشون دنیال سیری می گردی تهش سیری رو کف دست تو نمی ذارن!!
    از همون اول می فهمی که این مرده شورا همه شون تو یه برهه زمانی با سیری بودن و سر و ته این کوئستا قراره به هم وصل شه!

    خب! پس شاید مثل من تصمیم بگیرید کوئست اخری رو زود تر از بقیه تموم کنید تا سرنخ نهایی رو بدست بیارید. اما غافل از این که ای بابا!! بعد تموم شدن اون کوئست بازی مجبورت می کنه اون دو تای دیگه رو هم تا ته بری!!
    ینی واجبه رفتن این کوئستا. آقا جان قصه ای که توی برون یا توی جادوگر میخای برای من تعریف کنی رو من تهشو می دونم!!! چه لزومی داره دیگه کوئست مسخره تو تا ته برم؟؟ گزینه فحش هم که توی بازی نداریم. که اگه داشتیم چه قیامتی میشد…
    بگذریم.

    “دو جادوگر زن داریم که هر دو معشوقه‌های گرالت هستند، هر دو با تکیه بر لوندی و اغواگری «زن» می‌شوند و نه «پیچش‌های شخصیتی و زنانگی».”
    از جملات عالی مقاله.

    “ویچر ۳ پیش از اضافه کردن این همه داستانک بی ربط به گرالت، باید به این فکر می‌بود تا فرم روایت قصه را به گونه‌ای جهت می‌داد که در ابتدا چطور این داستانک‌ها برای گرالت (و از طریق گرالت برای مخاطب) مهم شود.”

    “عده‌ای در دفاع می‌گویند تمامی این کانسپت‌ها زمانی به معنای درستش بروز می‌کنند که «درجه‌ی سختی» را بالا ببریم. خب خدمت این دوستان عرض شود که اگر ویچر ۳ در پیاده‌سازی این کانسپت‌ها محق می‌بود، نیازی به تعیین «درجه و میزان» برای مقوله سختی در بازی نداشت و با تحمیل یک سطح جامع و متقارن از میزان سختی (همچون دارک سولز) می‌توانست بخشی از این کانسپت‌ها را به عنصری مهم و موکد در گیم‌پلی تبدیل کند ولی ویچر ۳ برای تعریف و پیاده‌سازی کانسپت درجه سختی همچون دیگر بازی‌های احمق، روشی احمقانه را در پیش می‌گیرد.”

    و این جمله که هم واقعا زیباست و کاملا حرف حقه.
    “خدا خودِ Letho و پدرش را بیامرزد که در نسخه دوم، هنگام رویارویی با گرالت پشمانِ سفیدش را بر زمین ریخته و به واقع «چالش» می‌آفرید، خدا پدر Iorveth را بیامرزد که رفاقتش با گرالت هم در قصه «باور» می‌شد و هم در گیم‌پلی «دیده».”

    در آخر باید بگم طرز درجه بندی و رتبه دهی افراد مختلف خیلی متفاوته ولی من ترجیح می دم به این بازی صفت “خوب” بدم. چون علیرغم همه ی بدی هایی که داشت واقعا نقاط مثبت چشمگیری هم داشت.

    و در کل یه خسته نباشید جانانه به نگارنده می گم. از لحاظ ادبی مقاله عالی بود و از لحاظ محتوی هم حد اقل حرف دل من بود.
    ممنونم از شما و امیدوارم موفق باشید.

    ۱۳ ۱۸
  4. Barcafalcon گفت:

    جدیدا مد شده ملت یه فراستی تو سینما می بینن فکر می کنن با کوبیدن یه اثر فاخر می تونن به جایی برسن، من سر کلاس بهترین منتقد سینمایی ایران رفتم و تو صورتش گفتم منتقدی که اول خوبی های فیلم رو نگه هر چقدر تلاش کنه همه میگن یه مشکلش با این اثر شخصیه… کدوم نفهمی گفته کار منتقد دیدن نیمه خالی لیوانه؟ این کار یه بی سواد بدبینه؟ کاری با مقایسه این بازی با هر بازی دیگه تو این سبک ندارم چون بازی ای در این حد نداریم، بحث اینه که شما یا نمی فهمی یا خودت رو زدی به نفهمی… این بازی در زمینه موسیقی، طراحی دنیای بازی،شخصیت ها، داستان تو این سبک بی نظیره… طرف فاینال فانتزی بازی کرده اشک از چشماش میاد میگه عالی بود، اون وقت از ویچر خوشش نمیاد، خوب این نفهم نمی فهمه که یه ماموریت مثل the last wish به اندازه تمام ماموریت های آشغال فاینال میرزه.. شما هم مشکلت با بازی شخصیه… یا کلا با آر پی جی مشکل داری، چون اگه نداشتی به شخصیت پردازی هر بازی دیگه ای تو این سبک غیر از این می تونی ایراد بگیری… یا سنتون (بر خلاف عکس) به ابن بازی نمی خوره و خانواده نذاشتن یه جاهاییش رو بازی کنی و تو کفی… یا صرفا فکر می کنی ضد نقد راه معروف شدنه یا همون مورد اول که عرض شد “کلا نمی فهمی”… البته با خوندن نقد صرفا فکر کنم مورد آخر باشه… شاید هم از طرفدارای بازی های بی شخصیت بتسدایی و داری می سوزی… در هر صورت… ریدی عمویی… تلاش احمقانت به یاد ما خواهث ماند.ahoga… وthat’s japanese for “idiot

    ۲۳ ۱۳
    1. Blood گفت:

      با قسمت اول حرفت موافقم یه سریا فک میکنن با کوبیدن یه اثر موفق گنده میشن… البته بعضی هاشون اینطوری نیستن و نویسنده یه چیزایی بارشه… مثه همین نقد که به نکات قشنگی اشاره شده…
      بقیه حرفات تو دیواره… نویسنده رو متهم میکنی که با بازی مشکل شخصی داره در حالی که تو کامنت خودت نفرت از ساخته های ژاپنی و ساخته های بتسزدا میباره… بعد کسی رو که از فاینال فانتزی خوشش میاد و با ویچر حال نمیکنه رو نفهم خطاب میکنی…

      ۱۱ ۶
    2. Barcafalcon گفت:

      من تو لیست ده بازی خوبی که بازی کردم ۶ تاش ژاپنیه ولی فاینال فاینتزی مزخرف بود، تمام ماموریت های جانبیش به رفتن یه نقطه به نقطه دیگه و برگشتن ختم می شد، نه داستان باور پذیری داشت و نه شخصیت خوبی ، و اگه در مورد ff این طوری صحبت می کنم دلیلش اینه که قبلش ویچر رو بازی کردم، من رو به نفرت از بازی های ژاپنی نمیشه متهم کرد، نقد این دوستمون هم من رو یاد نقد last of us سایت گیم اسپات مینداره که به بازی ۸ داد و گفت شخصیت اصلیش شخص خوبی نیست!!!! چند هفته بعد هم اخراج شد. این دوستمون در مورد گرالت و احساساتش میگه و نمی دونه که ویچر ها کلا از نظر احساسات تعطیلن! این رو خود گرالت میگه به خاطر تمرینات و موادی که مصرف می کنن احساساتشون با بقیه فرق می کنه، همون طور که گیم اسپات بازی last رو به خاطر داشتن شخصیت اصلی ضد قهرمان پس زد این دوستمون هم نمی تونه گرالت رو درک کنه. در مورد درجه سختی هم اشتباه می کنه چون همون بازی last فقط در آخرین درجه سختی حس واقعی بقا رو به آدم میده، همه گیمر ها یکسان نیستن… یا به عبارتی همه گیمر نیستن، من الان با چشم بسته راه ماموریت ها رو پیدا می کنم و همه دشمن ها رو در سخت ترین حالت می کشم، اما یک هفته طول کشید تا به پسر خالم یاد بدم چطور تو درجه سختی سوم بتونه زنده بمونه… بعضی ها نمی تونن با هر سبکی کنار بیان… در ضمن اولین بازی rpg که پلات کردم skyrim بود و باهاش زندگی کردم ولی حالم از فال اوت به هم خورد… رو اکانت دومم بازی کردم…سطحش پایین بود ادامه ندادم… نویسنده این متن هم هم با این شرکت به نظر مشکل داره… من هم با oversexualize بودن بازی مشکل دارم ولی اون هم اجباری نیست که تجربه کنی… شاید در جواب نویسنده زیاده روی کرده باشم ولی در نقد خود بازی اشتباه نمی کنم… شما نمی تونی یه بازی رو این طور بکوبی قبل از این که بازی های دیگه ای تو این سبک رو بازی کرده باشی و بتونی قیاس کنی… الان ویچر تو این سبک بی رقیبه… تقریبا از هر لحاظ که بخوای مقایسه کنی… در مورد این بازی و dlc هاش و کار این شرکت همون بس که blood and wine بالاتر از dark souls 3 بهترین rpg سال شدperiod.

      ۳ ۲
    3. Barcafalcon@
      سلام دوست عزیز
      من آثار گیم یا سینما رو صرفا با عینکِ خودم میبینم و کاری هم به اشخاص دیگه ندارم، چه بسا ممکنه در بسیاری از موارد با افرادی که نام بردید مخالف هم باشم. در باب این مسئله که نقد چیست و باید چه کار کنه، توصیه من این هست که حتما فرق میان Critic، Review و Recap رو جستجو کنید چون متاسفانه از اونجایی که بسیاری از رسانه های فارسی زبان این واژه ها رو به جای همدیگه و فقط تحت عنوان «نقد» استفاده میکنن، لذا نقد و رویکرد نقد درست میان مخاطب جا نیفتاده.
      در باقیِ کامنتتون صرفا حملات شخصی به من کردید که من ناراحت نشدم ولی چون خارج از مدیوم نقد و بحثِ بازی ویچر ۳ بود، از پاسخ دادن بهشون صرف نظر میکنم به جز یک مورد که به عکس من اشاره کردید؛ یعنی انقدر تو عکس پیر نشون میدم؟ :(
      ممنون از شما که نظر مخالفت رو رک و بی پرده بیان کردی

      ۶ ۶
    4. Barcafalcon گفت:

      سلام جوابی که به پست blood دادم بخونین… من بازی رو پنج بار تموم کردم و هر چی تو بازی هست دیدم… اگه این بازی ایراد هایی که شما میگین داشته باشه… تمام بازی های دیگه این سبک فاجعه زیست محیطی محسوب میشن… من صرفا این سبک رو کامل ترین سبک می دونم ولی می دونم که گرافیک این سبک نمی تونه مثل بازی های اکشن باشه، داستانش معمولا ضعیف تر از بازی های advanture و اکشنش هم کمتر از بازی های اکشنه، ولی این بازی همه چیز رو در حالی عالی داره هر چند نقص زیادی داره ولی استاندارده جدیده این سبکه و شک نکنید که در خیلی موارد اشتباه می کنید چون کتاب ها رو هم نخوندین نمی دونین دلیل بودن بعضی ماموریت های جانبی، به نظر شما بی ربط، چیه.

      ۲ ۲
    5. Barcafalcon گفت:

      خوب حالا اگه منتقد هستین این بازی، “شخصیت های کاغذی” روابط بد، ماموریت های جانبی رو با هر بازی دیگه ای تو این سبک مقایسه کنید تا متوجه بشین این این بازی از همه بازی های دیگه این سبک بالاتره… به یکی از طرفدارای راکستار گفتم شما ها gta5 رو دارین که به شدت کم نقصه، اسم پنج تا از شخصیت های جانبی اون بازی رو بگو… نتونست بیشتر از سه تا بگه… یکی از ماموریت های جانبی بازی رو بگو که دقیق چی بود… این سوال ها رو از هر طرفداری می تونین بپرسین و فقط در مورد ویچر جواب کامل می گیرین… بیستمین شخصیت جانبی این بازی اگه اسمش vivienne باشه ماموریتی داره به اسم warbles of the smitten knight… اگر چنین ماموریتی تو بازی های این سبک پیدا کنید می تونید ویچر رو زیر سوال ببرین، کسی که فرق rpg کلاسیک، اکشن rpg رو نمی دونه یا نمی دونه بازی character driven, story driven چیه نباید دست به نقد بزنه… یه مثال جالب از حماقت خیلی از گیمرها… ده سال پیش گیم اسپات یه نظر سنجی در مورد بهترین شخصیت دنیای بازی گذاشت و gordon freeman انتخاب شد، شخصیت اصلی بازی half life 2, خوب سوال این بود چطور وقتی خود شخصیت دیده نمیشه و فقط صداش رو میشنوی و عمق شخصیت رو کلا نمی بینی چطور میگی بهترین شخصیته… جواب این بود که این شخصیت انتخاب شد چون بقیه رقبا صرفا تو بازی های انحصاری کنسول بودن و حذف اسنیک مقابل این شخصیت به دلیل رای طرفدارای اکس باکس بود. الان هم اگه ویچر کوبیده میشه دلیلش اینه که طرفدارای بازی های “مثلا شاهکار” اینجا زیادن… خدا شاهده من دو نفر که به شدت بازی ویچر رو می کوبیدن دیدم که بازی رو در حد دو ساعت بازی کرده بود و فقط به خاطر فریم ریت زمان عرضه دیگه بازی نکردن… نابود شدن فال اوت جلوی ویچر نشون داد که اسم شرکت فقط به فروش بازی کمک می کنه نه ارزش بازی… من تو پیج خودم هم نوشتم کسی که ویچر رو یه بار تموم می کنه نظرش در مورد بازی ارزش نداره چون قدرت انتخاب بازی رو ندیده یا فقط یکی witcher gear ها رو استفاده کرده و میگه آیتم های بازی بی ارزشن و “نمی فهمه” که اگه لباس ها رو عوض کنی کلا سبک مبارزه عوض میشه، یه مثال کوچیک: اگه ursine school رو انتخاب کنید کنارش alchemy tree و decoction ها به کار میان اگه cat رو انتخاب کنید دیگه نیاری به alchemy tree نیست و بی ارزش به نظر میرسه و اگه griffin setvرو انتخاب کنید sign ها انتخاب اول خواهند بود… شرط می بندم که نود و نه درصد کسایی که ویچر رو یه بار تموم کردن فقط یه school رو انتخاب کردن و فکر می کنن بقیه موارد بی ارزشن… ولی حق انتخاب رو درک نمی کنن، یه مورد خارق العاده دیگه ماموریت های انتخابی اصلی رو خیلی ها تجربه نکردن مثلا elder vampire و syanna ‘s world در dlc آخر بازی. این انتخاب ها آینده این سبک رو نشون میده و بتسدا و بقیه شرکت ها جزیی از گذشته هستند یا یاد می گیرن و کنار میان یا fallout 4 که خوب بود ولی غیر قابل مقایسه با ویچر رو میدن بیرون…تمام.

      ۱۰ ۱
    6. biosignal گفت:

      با اینکه خیلی کشته مرده ی ویچر نیستم ولی باهات موافقم
      هنوزم دلیل بی خود و بی جهت کوبیدن این بازی رو اونم بعد از یکسال نمی دونم
      یعنی بچه های دنیای بازی همه بازی های روز رو نقد کردن که الان ضد نقد ویچر نوشته بشه؟
      یعنی شاهکارهای که دوستان میگن بی عیب ساخته شدن؟
      آیا استفاده از لغاطی مثل ریختن پشم سفید توی نقد درسته؟
      آیا نویسنده دلش ضد ضد نقد میخواد؟

      ۵ ۰
    7. MOBIN.HP گفت:

      مهم ترین مشکل بازی تکراری بودن روند مراحل و داستان ساده و فکر نشده اونه که باعث خسته کننده شدن بازی میشه.
      داشتن شخصیت های جانبی خوب صرفا باعث خوب بودن بازی نیست که تازه تو این مورد هم چندان باهات موافق نیستم چون شخصیت های خوب از دل داستان خوب بیرون میان.

      ۰ ۲
    8. MANSHOR گفت:

      دوست من با این نقدتان به شعور گیمر ها توهین کردی بازی که توانست با رکورد شکنی برترین بازی سال بشه پس به شدت جای تحسین داره . کسایی که قبل از بازی کردن ویچر این نقدر را بخونن وتصمیم بگیرن که این شاهکار را انجام ندهن فقط به خاطر نقد شماست

      ۰ ۲
  5. alirezak2n گفت:

    با این که من خودم طرفدار دو آتیشه سری بازی ویتچر هستم
    اما نقد شما با تمام زیادی و کاستی هاش قابل قبول و صد البته قابل تعمیم به ۹۷% بازی های موجود است
    یک موضوع دیگر هم مسئله داستان پردازی شخصیت های بازی در گوشه کنار سرزمین آن است که هرکدام جذابیت های خود را دارند و کشیدن بازیکن در میان این همه ماجرا به منظور رسیدن به سیری مسئله مشترک بین بازی های این سبک می باشد
    فقط به نظرم یک مقدار راجع به نکات مثبت داستان سرایی بازی کم لطفی کردید مخصوصا در دو بسته الحاقی اخیر
    ولی باز هم خوب بود
    با تشکر

    ۴ ۵
  6. The Outsider گفت:

    یه حرف حساب و درست حسابی درباره این نرم افزار شنیدم بالاخره
    دست شما درد نکنه حرف دلمونو به زیبایی زدی!

    ۱۰ ۸
  7. shayan گفت:

    واقعا ضد نقد عجیبی بود و کلی وقت بود همچین نوشته سنگینی رو نخونده بودم! الانم اومدم ضد نقد شمارو -تقریبا- ضد ضد نقد کنم:

    شما گفتی که پرولوگ بازی با یه فلش بک شروع میشه در حالی که اون کاملا یک رویاس و به هیچ وجه یه فلش بک نیست. شما میگی که هیچ کدام از ساب پلات ها ربطی به هدف اصلی ندارن و این در حالیه که تقریبا تمام ساب پلات هایی که در مراحل اصلی باشون رو به رو میشین یه صورت مستقیم یا غیر مستقیم به هدف اصلی ربط دارن و بقیه ساب پلات ها (از جمله ساب پلات دختر و پسر Crach an Craite) کاملا اختیارین و هیچ اجباری در دنبال کردنشون نیست.

    شما میگی که ماموریت های فرعی باعث میشه ادم از هدفش گمراه بشه و منم تا حدودی قبول دارم که زیادی درگیر Side Questها شدن قبل از تموم کردن بازی میتونه باعث همچین چیزی بشه ولی کسی مجبورتون نکرده قبل از اتمام بازی انجامشون بدین! شما میتونین بازیو بدون انجام حتی یدونه Side Quest تموم کنین و بعد با خیال راحت انجامشون بدین (البته بعضی از Side Questها حتما باید قبل از اتمام بازی انجام بشن ولی بازم اجباری نیستن). شما Bloody Baron رو یه ادم خوش مشرب، خپل، قرمزپوش، خوش‌گذران، کمی خنگول و در عین حال دل‌سوز نامیدی در حالی که من و بیشتر مردم اونو به عنوان یه ادم دائم الخمر، پر سر و صدا و بی عرضه(کپی برابر اصل رابرت باراتیون در Game of Thrones) دیدیم.

    من نمیدونم که شما چطور شخصیت های اصلی بازی رو تک بعدی و اضافی نام بردی، شخصیت Dandelion که شما کاراشو شیطنت‌های جوانی نام بردی نزدیک ۴۰ سال سن داره و شخصیتش در کتاب ها دقیقا همینطوریه (به عنوان کسی میگم که کتابارو تا یه جایی خونده) و بقیه هم در کتابا همینطورین و تغییر دادنشون هست که کار اشتباهیه نه درست به تصویر کشیدنشون( من بیشتر همه موندم که شما چطوری Yennefer رو تک بعدی نام بردی :| ). شما انتطار داری که چند تا اتفاق نه چندان مهم در ساب پلات ها روی گرالت که نزدیک به یه قرن سن و تجربه داره و بد ترین حوادثو تجربه کرده و حتی یبارم مرده و زنده شده تاثیر بزاره؟ :۱۲: چه بگم ولله.

    در مورد گیم پلی قبول دارم که خیلی از ایتم ها چندان استفاده نمیشن ولی بازم عده ای پیدا میشن که طبق نوع بازیشون براشون استفاده ای پیدا کنن.در مورد تنوع دشمنان و نحوه کشتنشونم باید بگم که با اینکه عالی یا بی نقص نیست ولی در حدی که شما میگیم بد نیست. نوار استامینا هدف اصلیش محدود کردن تعداد دفعات استفاده از جادو هست که بازی در این زمینه خوب عمل کرده و سبک سنگینی زره ها هم تاثیر وحشتناک زیادی روی استامینا داره و اونقدرام بی تاثیر نیست.

    نباید فراموش کرد که گرالت در ۲ نسخه قبلی با فراموشی دستو پنجه نرم میکرد و در نسخه سوم خیلی وقت نیست که حافظشو بدست اورده و میشه گفت که این دوره فراموشی حتما روی گرالت تاثیر زیادی گذاشته و باعث شده طور دیگه ای همه چیزو ببینه پس اگه تصمیمی بگیره که چند سال قبل نمیگرفته چندان عجیب نیست و اینم بگم که سری بازیهای ویچر دنباله رسمی کتاب ها نیستن و به عبارتی non-canon هستن پس اگه همه چیز در اونا با کتاب هماهنگ نباشه دلیلی داره.

    “که این موضوع ابدا با دو نسخه قبل و گرالت دل‌سوز و پرحسی که بازی روی آن اصرار دارد، هم‌خوانی نداشته و از این رو، شخصیت دچار تناقض‌های رفتاری می‌شود.”، این جمله یکی از اشتباه ترین جمله هاییه که تا به حال شنیدم! در دو نسخه قبل رفتار و شخصیت گرالت کاملا در دستان بازیباز بود مخصوصا در نسخه اول که انتخاب های بد و شیطانی گرالت خیلی خیلی بیشتر از نسخه های دیگس تا جایی که گرالت بار ها حق انتخاب داره که بعضی از شخصیت های کاملا بی گناهنو بکشه!

    مکانیسم چونه زدن در این حدی که شما میگی ساده نیست و در بیشتر مواقع میشه ۳۰ تا ۱۰۰ سکه اضافه تر گرفت حتی در یکی از contract ها اگه گرالت چونه بزنه بعد از اتمام کار اون شخص میگه که پول کافی نداره و یه هفته زمان میخواد اگه گرالت قبول کنه اون شخص بعد یه هفته ۲ برابر پولی که به گرالت قول داده بود بهش میده. Crossbow هم بجز زیر اب کابرد های دیگه ای مثل زمین گیر کردن هیولاهایی که پرواز میکنن یا از دور اتیش زدن بشکه ها داره و اگه تو شاخه مهارتا تمرکز رو روی کمان گذاشت میتونه به یه سلاح قوی تبدیل بشه. در مورد درجه سختیم تا حد زیادی با شما موافقم.

    واقعا حرف شمارو درباره Imlerith, Eredin و Wild Hunt قبول دارم و همشون پتانسیل از دست رفته ان. Iorveth هم حیف شد که در بازی نیست و نکته جالب اینجاس که Iorveth قرار بود که توی بازی باشه و گرالت قرار بود اونو به همراه دارو دستش تو زیر زمین یکی از خونه ها در Novigrad پیدا کنه و بعد از اون Iorveth در حداقل ۶ کوئست نقش داشت (از جمله Battle of Kaer Morhen ) متاسفانه به یه دلیلی همه اینا از بازی حذف شدن ولی مدل Iorveth هنوزم تو فایلای بازی هست.

    ۱۵ ۶
    1. Blood گفت:

      “شما میتونین بازیو بدون انجام حتی یدونه Side Quest تموم کنین و بعد با خیال راحت انجامشون بدین”
      نه برادر همون اوایل بازی که داری گرم رفتن مراحل اصلی میشی بازی میاد میاد بهت میگه دیگه لولت کافی نیست واسه کوئست اصلی بعدی … راهش چیه؟؟ کلی ساید کوئست میذاره جلوت میگه اینا رو برو تا اکسپرینست برسه به کوئست اصلی!!!

      ۵ ۵
    2. shayan گفت:

      ساید کوئست تنها راه گرفتن xp نیست، فارم کردن هیولا ها یا از بین بردن لونه هاشون،Places of Power ،ازاد کردن روستا ها و … ؛ اینا ساید کوئست نیستن xp هم میدن.

      ۹ ۷
    3. Blood گفت:

      اکس پی اون چیز هایی که شما گفتی خیلی ناچیز هست و صرفا فقط اکس پی اضافه حساب میشه توی انجام دادن کوئست ها … اگه بخوایم فقط با free roam و انجام اون کارها اکس پی جمع کنیم میدونی چقدرررررر طول میکشه؟؟… فقط از نظر ریاضیات ممکنه ولی زمانش سر به فلک میکشه…

      ۹ ۲
  8. microman گفت:

    یکی از بهترین نقد هارو خوندم بسیار لذت بردم و کاملا باهاتون موافقم .. گیم پلی بازی زجر آور بود سیستم مبارزاتش خنده دار..شاید خیلیا بگن تو یه سبک نیستن ولی بازی هایی مثل الدر اسکورولز یا شاهکارهایی مثل بلاد بورن و دارک سولز یه نوعی هستن که وقتی مبارزه میکنی واقعا حس میکنی او شمشیر سنگین هست یا قدرت ضربه رو حس میکنی ولی این بازی فقط عذاب بود هر جوری خواستم تمومش کنم نتونستم به زور گرافیک بسیار خوبش یه مقدار رفتم تا شاید تو دنیاش غرق شم ولی متاسفانه نشد.
    تو این نسل اولین بازی هست که نتونستم تا انتهاش برم و این بازی الان داره تو کشو خاک میخوره

    ۱۰ ۱۳
    1. MANSHOR گفت:

      درسته گیم پلیش از ۱۰۰/۹۰ و به بتمن اکامر نمیرسه ولی سیستم مبارزاتی بازی کمی از سری سولز ندارده یا حتی بهتره . فقط می شه به من بگی برای چی عذاب می کشیدی

      ۰ ۰
  9. saeed گفت:

    بنظر منم بازی بیشتر از اونی که باید ازش تعریف میشه و برا خیلی تبدیل به یک بت شده که نمیخوان ایراداشو ببینن.ولی وقتی با خودم فک میکنم تو نود و نه درصد بازی ها داستان و شخصیت ها نهایتش در حد همین ویچر سه باشن و نه بیشتر.اگه فیلم بود میگفتم درست میگین ولی بازی ها هنوز در اون حد پخته نشده جنبه ی داستان گوییشون که بشه در این حد سختگیرانه نقدشون کرد

    ۷ ۶
  10. IRIS1372 گفت:

    من وقتی این نقدو خوندم به حدی عصبی شدم که خدا می دونه چون بی وجدانی هم حدی داره اما بعد به خودم گفتم بهتره منم حرفمو بزن بعضی وقتا گذشتن از این موارد باعث تکرارشون میشه پس امیدوارم این متن من نمایش داده بشه من نقد شما رو دقیقا جواب می دم

    “پرولوگ ویچر ۳ با یک فلش‌بک ساده از رابطه‌ی میان گرالت و «سیری» (Ciri) شروع می‌شود که قرار است مثلا یک رابطه‌ی «پدر-دختر»ی را نشان ولی چیزی که از این پلات ابتدایی دست‌گیرمان می‌شود، تنها یک رابطه‌ی استاد-شاگردی است. پس از آن داستان بازی، سیری را از شما جدا می‌کند و شما نیز بر اساس همین گره افکنی اصلی قرار است در بازی پیشروی کنید. ”

    خوب اولین ایراد اینه که در رویای که ما می بینیم در حقیقت گذشته سیریلا و گرالته که در همون نوشته هایی که شما بی اهمیت می دونی اورده شده که چطور همو بعد سقوط سینترا مشاهده می کنن و سیریلا رو به کیره مورن میاره و واقعا رابطه حرفه ای شاگرد و استاد بوده و رابطه دختر و پدر در پس زمینه. در ضمن اون پرولوگ همرا بیان گذشته ترکیبی از خطر که در دنیای ویچر باهاش رو در رو هستیم یعنی وایلد هانتا رو نشون می ده در و تو همون نوشته های بی اهمیت ذکر می کنه سیریلا و گرالت سالهاس بعد از حوادث ریویا از هم جدا شدن البته از نظر شما احتمالا ارزش خوندن نداشته.

    “حلقه اول ماجرا پیدا کردن سیری است، برای اینکه سیری را پیدا کنید اول باید برای X فلان کار را انجام دهید و X نیز شما را به Y ارجاع می‌دهد، Y شما را به Z و این ماجراها سر دراز دارند.”

    “مشکلی که از این بابت به روایت قصه وارد می‌شود این است که هیچ‌گاه حس نخواهید کرد این شما هستید که قصه را از موضعی «فعال» جلو می‌برید بلکه این بازی است که هدف مورد نظر را «عمدا و زوری» چند قدم از شما دور می‌کند و از شما می‌خواهد تا با انجام ماموریت‌های فرعی، راه رسیدن به هدف را طولانی‌تر حس کنید.”

    خوب یادم میاد به حرف کارگردان ویچر حرف زیبایی زد گفت گرالت یه ویچر معمولیه که در دنیای خشنی و پر از درگیری که نه شروع کنندشون بوده نه قادر به پایانشونه گیر افتاده . شما متوجه نیستید که داستان در دستان ما نیست بلکه ما در روند قرار می گیریم و تاثیر می زاریم ما مامور میشیم بر اساس یه سری داده سیریلا پیدا کنیم خوب تو این روند کمک کسانیو نیاز داریم و اونام اطلاعات رو مجانی نمی دن اما این روند ایکس به ایگرگ و زد وجود نداره از جمله اشتباهای شما درباره کراخه که اصلا کمک شما رو شرط قرار نمی ده و همین که ازش کمک می خواید اجازه دسترسی رو بهمتون می ده و چند جایی که داستان شما رو در این موقعیت قرار می ده با زیباترین داستان های فانتزی ازتون پذیرایی میشه مثل داستان بلادی بارون که اول متوجه میشیم که دخترو زنش گم شدن بعد کاشف به عمل میاد که فرار کردن دیدن ویچا تو نومنز لند و زیبایی انتخابای اونجا داستان دیا و احساسات یه پدر به فرزند کشته شدش و همچنین عضویت دختر بارون تو یه گروه مذهبی افراطی که نشون دهنده اینه که نفرتی که از پدرش داشته اونو به اینجا کشیده از هر چیزی تو ویچر انتقاد کنید از کوئیستا فرعی نمیشه انتقاد کرد

    “این در حالی است که سایر شخصیت‌های درون قصه‌ی ویچر ۳ چون در میانه‌ی داستان، زورکی اضافه شده‌اند هیچ‌گاه برای منِ مخاطب جدی نمی‌شوند و با ارفاق زیادی به «تیپ» شدن بسنده می‌کنند. دو جادوگر زن داریم که هر دو معشوقه‌های گرالت هستند، هر دو با تکیه بر لوندی و اغواگری «زن» می‌شوند و نه «پیچش‌های شخصیتی و زنانگی». یک نوازنده مست و مدهوش داریم که بزله‌ می‌گوید و حداکثر چیزی که از وی درمی‌یابیم چیزی جز شیطنت‌های جوانی نیست! یک کوتوله حراف و قلدر داریم”

    اولا هیچ کدوم از این شخصیتها در میانه داستان وارد نشدن همه این شخصیتها روند داستانی طولانی دارن که در کتاب ویچر و در دو قسمت قبل حضور داشتن و اگر شما همون نوشته های بی اهمیت رو از نظر خودتون داخل ویچر ۳ می خوندی متوجه می شدین.. اولین باره که رابطه عاطفی ویچرو و ینیفر و تریس رو بدون پیچش زنانگی کسی توصیف کرده شما رابطه و حرفایی که بین تریس و گرالت و جالب ترین نیمه این دوتا matter of life and death رو بازی کنی متوجه میشی وقتی تریس روی فواره را میره و تو بغل گرالت می افته یا زمانی که وارد اتاق ینیفر میشی دفترچه خاطراتشو می خونی که ابراز امیدواری می کنه که گرالت بهش در پیدا کردن دیجین کمک کنه بر خلاف رفتار خشکش یا زمانی که وارد نیمه آخرین آرزو میشی که سر تا سرش شناخت ینیفره و بعد از شکست دیجین این حق انتخاب و صحنه زیبا… دندلاین و زولتان شخصیتایی هستن که از رمان ویچر دقیقا کپی شدن و دندلاین هیچ وقت مست نبود اگر زن باز می گفتی شاید قبول بکردم اما متاسفانه شخصیتا رو درک اصلا نکردی

    “علت این است جزییات و دسته‌بندیِ دشمنان بازی نیز کشک است! کافی است عین جمشید هاشم‌پور به میان دشمنان رفته و آن‌ها را نفله کنید. همه‌ی دشمنان با شمشیر شما کشته می‌شوند، حال اینکه انسان‌های خنگول باشند یا یک گیریفین غول‌پیکر که خودش از آسمان به پایین آمده و داد می‌زند: «مرا بکش!». حداکثر کاری که ویچر ۳ برای تنوع‌سازیِ دشمنانش می‌کند.”

    خخخخ نمی دونم بخندم یا برات فرقشونو بگم جمشید هاشمی پور خخخ عزیز من تو درجه سختی اخر و یکی مونده به اخر نه ایزی که شما رفتی تمام ایتما استفاده دارن و شما نمی تونی با دشمنا بی دلیل وارد جنگ بشی بزار یه مثال بزنم در نیمه now or never شما در زیر زمین یه کتیکان می بینید که اگر بدون اطلاعات بهش حمله کنید خونش مرتب پر میشه اما اگر همین نوشته های بی اهمیتو بخونید متوجه میشید چه روغنی برای شمشیر یا چه معجونی باید استفاده بشه .. درباره گریفین حرفتون خیلی بچه گانه بود روش جنگ گریفین به این شکله شیرجه زدن و حمله .گریفین بیشتر وقت تو اسمونه و اتفاقا همون کمان از نظر شما بدرد نخور دقیقا برای همچین مبارزه ای بجز جنگ زیر اب که محیط بزرگی از بازیو در خودش داره استفاده میشه

    “ربان نوار استامینای بازی بروم که اصلا تمامی ندارد و هرچه‌قدر که فکرش را کنید می‌توان ضربات نامتناهی به این همه جک و جانور وارد کرد! سلاح‌های بازی هم که قرار است مثلا پرجزییات باشند، همچون موارد قبلی در زیر مجموعه‌ی کشک قرار می‌گیرند. ویچر ۳ به شما سلاحی می‌دهد که شانسی دو درصدی برای به آتش کشیدن دشمن را دارد. اوه! چه خفن”!

    اولا منتقد گرامی سلاح ها درصد سمی کردن یا اتش زدن یا یخ کردنو اضافه نمی کنن این کار rune ها هست که رو سلاح ها وصل میشه و هر سلاح از لحاظ تعداد rune ها و قدرت متفاوته تفاوته نوار استامینا کاملا اثر گذاره اما بیشتر روی ساینای ویچر تا ضربات اما روند فرار از ضربه ها و….. رو استامینا تاثیر داره

    “زره‌ها خیر سرشان قرار است «سبک» و «سنگین» باشند ولی وقتی می‌توان با سنگین‌ترین زره نیز راحت در میدان مبارزه ورجه و وورجه کرد، چه نیازی به زره سبک وجود دارد؟”

    شما رو به مطالعه ویژگی های زره ها دعوت می کنم چون تعدادشون زیاده و از بحث خارجه اطلاعات شما زیر صفره در این مورد

    “تنها مفهومی ابستره از آیتم باقی می‌مانند نه مفهومی مشهود و قابل لمس در گیم‌پلی. مادامی که فرقی میان این جانور و آن جانور در «استراتژی مبارزه» و «ضمن گیم‌پلی» وجود نداشته باشد.”

    من نمی دونم شما چطور بین یه گریفین و مبارزش یه ومپایر و یه ورولفو…. دها موجود دیگه تفاوت مبارزه ندیدی من که دارم شاخ در میارم همه با شمشیر می میرن پس قراره با چی بمیرن ایتما بدرد نمی خوره این جک ساله شما با یک noonwraith رو به رو بشی بدون مطالعه همون روش مبارزه به قول شما بدرد نخور بدون استفاده از روغن مناسب بدون استفاده از بمب مناسب بدون ساین مناسب که درجا مردی البته چون شما رو ایزی بودی احتمالا نمردی !!!!

    “گرالتی که در ویچر ۳ دیده می‌شود در رابطه با دوستانش که در دو نسخه‌ی قبلی می‌شناسیم، سمپاتیک و دوستانه ظاهر می‌شود ولی همین که دایره‌ی کنش‌هایش به افراد غیر می‌رسد، به یک شخصیت خشک و حتی در بعضی موارد بی رحم تغییر می‌کند.”

    شمایی که برای ادعای دانشت درباره ویچر اسم کتابا رو میاری حد اقل باید بدونی ویچرا جهش یافتن و احساسات درشون از بین رفته البته گرالت متفاوته اما این حرف بدون در نظر گرفتن اونم بچگانس .. هر انسانی با نزدیکانش مهربونه اما در محیط متفاوته گرالت صد سال داره و ده ها در حال مبارزه با این موجودات انسان های شیادی که قصد کشتنشو داشتن و… بوده به نظرتون رفتارش عجیبه !!!!!

    “عینا چنین تعارض‌ها و تناقض‌هایی در گیم‌پلی نیز دیده می‌شود. ویچر ۳ گزینه‌ی چانه زدن را سر پول را برای گرالت قرار می‌دهد، آن هم چانه زدن بر سر حداکثر ده بیست سکه اضافه‌تر! آخر این مقدار چانه زدن دارد؟ به دردسر این همه فک زدن با مشتریان و عصبانی کردن‌شان می‌ارزد؟ یا مثلا اضافه کردن CrossBow دیگر چه صیغه‌ای است؟”

    شما تو دنیای واقعی سر میلیون چونه می زنید من که معمولا سر ده هزار تومنم چونه می زنم خخخخ عزیز من قرار نیست چون چونه زدی ماموریت ۲۰۰ سکه ای بشه ۱۰۰۰۰ سکه نهایتش بشه ۲۵۰ سکه … حرف کراس بو رو نزن که تا دلت بخواد مفیده کسایی که بازیو رفتم منو می فهمن

    “عده‌ای در دفاع می‌گویند تمامی این کانسپت‌ها زمانی به معنای درستش بروز می‌کنند که «درجه‌ی سختی» را بالا ببریم. خب خدمت این دوستان عرض شود که اگر ویچر ۳ در پیاده‌سازی این کانسپت‌ها محق می‌بود، نیازی به تعیین «درجه و میزان» برای مقوله سختی در بازی نداشت و با تحمیل یک سطح جامع و متقارن از میزان سختی (همچون دارک سولز) می‌توانست بخشی از این کانسپت‌ها را به عنصری مهم و موکد در گیم‌پلی تبدیل کند ولی ویچر ۳ برای تعریف و پیاده‌سازی کانسپت درجه سختی همچون دیگر بازی‌های احمق، روشی احمقانه را در پیش می‌گیرد.”

    درجه سختی یه موضوع معنی داره دوست منتقد من شما دارک سولزو با ویچر مقایسه کردی !!!!!!!!!! الان درست دیدم سری سولز با ویچر!!!! درجه سختی در دارک یا بلاد بورن نیست این بازیا بر اساس چیز دیگه ای برنامه ریزی شده شما اگر به درجه سختی ویچر دقت کنی می بینی اولی فقط برای تعریف داستان بدون چلنج و اخری یه چلنج واقعیه و درباره احمق بودن درجه سختی یه مثال می زنم رد میشم مثلا water hag که یه دشمن سادس در درجه اول شاید یه بار بره زیر اب و یه بارم شل پرت کنه اما درجه اخر مرتب فرار می کنه و زیر بارون شل می گیرتتون و این موضوع درباره بقیه هم هست نه فقط قدرت ضربه ..اما من هنوز تو شوک مقایسه بازی با سولزم خدایش اصلا فهمیدی چی گفتی!!!

    “واقعا Wild Hunt که ویچر ۳ مدام از آن حرف می‌زد این بود؟ که چند سگ شکاری و چند سرباز ظاهرا ترسناک ولی در واقع بی خطر را نشان دهد؟ Eredin یا Imlerith حداکثر چالشی که برای گرالت و مخاطب می‌سازند این است که در محیط نبرد در جایی غیب و از جایی دیگر ظاهر شوند. این بود آن Wild Hunt مخوف و ترسناک؟”

    وایلد هانتا مثل مشاهده جسم تو تاریکی بودن که وقتی می بینیش می ترسی و در نور ترس نداره اونا چون از دروازه دنیا ها عبور می کردن و شبانه حمله و غیب می شدن ترس درست کرده بودن و در اولین جنگ می بینیم اونام کشته میشن خون می ریزن و… درباره باس فایت کلا کلمه باس فایت و کلیتش از بازیای ژاپنی امد و بازیای غربی کمتر تو این زمینه میرن هم امیرت و اریدن هر دو چالشای مناسبی بودن و اردین که یک نبرد در دو فاز داشت که فاز دوم تنوع حمله بالا داشت و من متوجه نمیشم شما چطور در حد غیب شدن پاینشون اوردین یا وایلد هانتا رو در حد چند سرباز و سگ !!!

    تا همین جا فکر کنم کافیه اما بزار یه حرفم با شما بزنم منتقد عزیز کار منتقد دیدن نیمه خالی لیوان نیست دوست من این یه واژه روانشناسی به این شکل ” دیدن نیمه پر لیوان ” یعنی همیشه امید هست کار منتقد انجام و بررسی یک اثر بدون جبهه گیری و نفرته که شما متاسفانه شکست خوردید…. این راه معروف شدن نیست یک اثر ستایش شده رو کوبیدن نمی تونه شما رو بزرگ کنه فقط باعث خنده دیگران میشید

    ۱۴ ۹
  11. Meysam.B گفت:

    متوسطی صادقانه صدالبته از شاهکاری قلابی بهتر است.
    خیلی این جمله زیبا بود.
    از دو چیز در این متن لذت بردم یکی اینکه هر ایرادی بیان میشد دلیلشم گفته میشد حالا یا درست یا غلط گفته میشد که تو خیلی از نقدا دیده نمیشه فقط میگن گیم پلی مخرف بود ولی نمیان بگن به چه دلیل یا تعریف و تمجیدم میکنن مثل بعضی از نویسندگان عزیز تو اکثر سایتا که یه تصویر رویایی از موقعی که بازی هنوز منتشر نشده و همش در حد جذب مخاطبه میزارن بعد زیرش مینویسن به این میگن طراحیه هنری اووفففف!!!
    نکته دوم اینکه از جملات کوتاه و کاربردی و مثالهای عالی استفاده کردید مثل شخصیت منفی بازی که نیم ساعت بعد اینکه شکستش میدی خنده ت میگیره که واقعا این بود اون کسی که کل دنیای ویچر ازش میترسید؟!
    البته من نه منتقدم نه شبه منتقد باید بگم که بنظر خودم در یه نقد باید هم نکات مثبت هم نکات منفی ذکر بشه به دو دلیل اول اینکه من مخاطب پیش خودم نسبت به نقد بدبینی پیدا نکنم که شما با بازی مشکلی داری البته برای من تو متن اینطوری نبود فقط کلی عرض کردم، دوم اینکه نکات مثبت باعث میشه من جذب بازی بشم حتما که نباید تجربه ش کنم که خوشم بیاید و یه شناخت کلی نسبت به بازی از هر نظر داشته باشم.
    بحرحال اینهمه افتخار و جوایز واقعا عجیب بود، در کل ممنون زیبا بود.

    ۱۰ ۲
  12. Master chief گفت:

    این حجم از سخت گیری و بدبینی شما رو منتقد نمیکنه جناب
    کار منتقد دیدن نیمه خالی لیوان نیست. دیدن کل لیوان و محتواشه
    و به عنوان کسی که نزدیک به ۲۵۰ ساعت در دنیای این بازی گذروندم میتونم بگم که به جرات ۹۰ درصد لیوان پره !
    شما اون ۱۰ درصد رو بولت کردین که بگین نقد من متفاوته ولی این کار نه حرفه ای هست و نه درست و نه اخلاقی ! واقعا با این پست ارزش این سایت رو به شدت کاهش دادین
    برای شما و نشریه دنیای بازی متاسفم

    ۹ ۶
  13. RYU گفت:

    اگر تو گیم پلی این بازی چیزی به اسم نقش آفرینی دیدید بنده همین جا از دنیا گیم خداحافظی میکنم :۲۳:
    کلا بخش محاسباتی بازی تعطیله اسما سطح تغییر میکنه ولی در عمل هیچ فرق و حسی ایجاد نمیشه
    این است آرمان های سبک نقش آفرینی
    روند طی کردن هر بخش از داستان بشدت کند و خسته کننده است فرضا کلیه شخصیتها اصلی و فرعی
    از ریشه و بنیان قوی برخوردار باشند ولی بقدری داستان خسته کننده و کسالت بار تعریف شده که ترجیح میدی
    بری سروقت یه بازی مولتی بیخیال داستان دوزاری و شخصیت های پنج زاری بازی بشی
    گیم پلی هم مثل داستان خسته کننده و کسالت بار هستش بلا تکلیف نه نقش آفرینی نه یه هک اند اسلش
    فقط بکوپ تو سر دکمه حله همه چیز این تو سر دکمه کوبیدن هم لذت بازی های هک اند اسلش هم نداره
    خبرش نقش آفرینی بقول نویسنده پر جزییات ولی این است بخش سلاح ها تو سبک نقش آفرینی
    مثلا از دارک سولز آمده کمی تقلید کنه که همون دارک سولز هم تو بخش نقش آفرینی مشکل داره
    ——————————————
    ضد نقد تاخیری بوده

    ۱۰ ۱۰
  14. Parsaaawww گفت:

    باز هم بذله ای دیگر از دنیای بازی

    ۱۱ ۱۳
    1. پارسا گفت:

      باز هم یه اسپم بی خود و بی جهت دیگه از شما و امثالتون!

      ۱۳ ۳
    2. caner 2 گفت:

      دوست عزیز، اگه نظری ندارید ( یا نمی تونید نظری بدید ) ؛ لطفا همین الان مرورگر رو ببندید و ارزش نویسنده و سایت دنیای بازی که این مقاله رو برای امثال شما نوشتن و آماده کردن رو پایین نیارید

      ۲ ۱
  15. پارسا گفت:

    خوندم ضد نقد رو و موافقم
    بحثش هم جاهای دیگه بود ، بتل سیستم و کلا کمبت ها یکی از بزرگترین ضعف های ویچر۳ هست و بندی که براش نوشتید کاملا باهاش موافقم به علاوه اینکه ویچ ها اصلا درست استفاده نشد.
    از ریشه با ار پی جی شخصیت پردازی شده و پرداخت شده تا حدودی مخالفم
    نه اینکه بگم فن دو آتیشه ار پی جی ام یا چی ، ولی خب هر چیزی یه تعریفی داره وقتی یه کاراکتر رو شخصیت پردازی شده میزارن جلوتون یکی از پایه های ار پی جی کم میشه
    در هر حال بد هم نیست. جا داره بگم ترکیب داستان با گیمپلی بیش از حده و ضربه مستقیم به داستان میزنه ، از داستان راضی بودم ولی به طور کلی این سبک رو نمی پسندم. با باقی حرف نویسنده هم موافقم و تشکر میکنم.
    دوستان ، انقدر فراستی فراستی نکنید خواهشا! شبا کابوس میبینم سر این قضیه دیگه. التماس هرکی از راه رسید و نظرش با شما فرق داشت این وصله رو نکوبید رو سرش یکم تحمل حرف مخالف هم داشته باشید. همیشه همه چیز نمیشه به میل و نظر شما باشه خیلیا هستن که نظر و دیدگاه متفاوتی دارن یعنی هرکی نظرش با دیگران فرق داشت فراستیه!؟ هرکی جایه تعریف خواست ایراد هارو بگه اون اقاست؟ دست برداید خواهشا
    امید وارم شاهد مقاله های بیشتری باشیم

    ۱۵ ۲
  16. Ulfric گفت:

    با این که قبول دارم ویچر ٣ اصلا و ابدا در حد بهترین بازی تاریخ نیست، ولی نقد شما خیلی سخت گیرانست.
    این قضیه که باید فلان کار رو برای یه npc انجام بدی تا بخواد بهت اطلاعات بده تقریبا تو اکثر نقش آفرینی ها هست. مثال از خود ٢٠١۵ بخوام بزنم فال اوت ۴. از همون اول بازی تقریبا تنها علت انجام دادن کوئست ها اینه که طرف در ازاش بگه پسرمون کجاست! با این تفاوت که کششی که توی ویچر ٣ ایجاد میشه خیلی بیشتر از فال اوته. مثلا قسمت هایی که تو نقش سیری بازی می کنیم به شدت هنرمندانه طراحی شدن و همین باعث میشه مشتاق تر بشیم برای پیدا کردنش. از اون طرف تو فال اوت مثلا، کلا چند دقیقه بچه مون رو تو ابتدای بازی می بینیم و تمام! من شخصا تو فال اوت بچم به اونجامم نبود :۲۴: اینه که به نظرم بیشتر ارزش ویچر ٣ رو مشخص میکنه. یا انتخاب های بازی که واقعا شاید تو تاریخ آر پی جی جزو بهترین ها باشن. اصلا همون داستان بلادی برون و انتخاب ها و پیشامد هاش از داستان خیلی از بازی ها زیباتره! یا سرنوشت سیری، یا مثلث عشقی گرالت ینفر تریس، ایناست که باعث میشه حداقل فکر کنیم داریم کدوم دیالوگ رو انتخاب می کنیم. نه فقط چهار تا گزینه ی “آره، نه، طعنه آمیز، اطلاعات بیشتر” :۲۴: که همشون هم یه پیامد رو به دنبال دارن (وای که چقدر این فال اوت ۴ برای من نا امیدکننده بود.)
    درباره کامبت سیستم و کلا گیم پلی قبول دارم حرفتون رو.
    ولی بزرگترین نکته مثبت ویچر ٣ علاوه به Gwent :15: به نظرم ساید کوئست هاست که بازم بر خلاف اکثر نقش آفرینی ها به برو برام فلانی رو بکش و بیا جایزتو بگیر خلاصه نمیشه. مثلا ساید کوئست های این بازی رو با DA:I مقاسه کنید، یا اصلا ویچر ٢، جفتشون به شدت کم میارن.
    ممنون.

    ۸ ۰
  17. scratcher گفت:

    ممنون از شما.بله دقیقا با شما موافقم و خوشحالم که تو dbazi گاهی اوقات مقالاتی پیدا میشه که جاهای دیگه نمیشه پیدا کرد.
    واقعیت اینه که شخصا چندین ساعت ویچر رو بازی کردم ولی بعد نتونستم این همه به اصطلاح پیچیدگی بیجا رو تحمل کنم و این بازی رو با bloodborne تعویض کردم که واقعا بازی چالش های واقعی و لذت بخشی جلوت میذاره.

    ۷ ۲
  18. mehranld گفت:

    سوالی که مطرحه.
    اگه این بازی شاهکار نیست پس کدوم بازی شاهکاره؟؟

    ۶ ۴
    1. R.M.G.S گفت:

      با سلام فکر کنم آنچارتد۴

      ۰ ۵
    2. BenGix گفت:

      زیاده ولی ویچر توشون نیست خیالت راحت :۱۸:

      ۳ ۱۲
    3. Mahatsamin گفت:

      شاهکار که خیلی وقته نداشتیم.
      ولی توی سالهای قبل، میشه گفت اسکایریم (نسبت به زمان خودش و تحولاتی که ایجاد کرد) :-)

      ۱ ۲
    4. The Last Son گفت:

      کار ندارم کدوم بازی شاهکار هست ولی میدونم ویچر ۳ شاهکار نیست

      ۲ ۷
    5. caner 2 گفت:

      انقدر بازی های شاهکار نما توی چند سال اخیر زیاد شدن و انقدر در میان ریمستر ها و بازی های AAA غرق شدیم که معنی شاهکار رو از دست دادیم…

      ۳ ۰
  19. The Last Son گفت:

    خیلی این نقد بهم چسبید واقعا خسته نباشید
    گیمپلی ویچر ۳ خیلی افتضاح بود و وسط بازی یه جورایی واسم غیر قابل تحمل شده بود . روند داستان هم که خیلی کند بود و وسط کار خیلی واسم عذاب آور شد . با خیلی از مطالبی هم که تو مطلب بهشون اشاره شده موافقم . در کل این بازی زیاد بهم نچسبید .
    متاسفانه جوی به وجود اومده که خیلی از طرفدارا این بازیو یه بازی کامل و بی عیب می دونن و نمی خوان ایراداتشو ببین ( به قول دوستمون بازی براشون تبدیل به بت شده ) و خیلی جاها سر همین موضوع بحثای بدجوری با چند نفر کردمو بد جورم حرص خوردم

    ۶ ۱۰
  20. MOBIN.HP گفت:

    در هر حال چه دوست داشته باشید چه نداشته باشید داستان ویچر ۳ اصلا جذاب نیست و از نظر کوئست ها هم به شدت تکراری میشه ( در این مورد مثل مجموعه ی assassin’s creed میشه با اون مراحل مسخره تعقیب و گوش دادن به حرف ها که هی تکرار میشد)
    بازی های بزرگ تاریخ سه دسته هستند : یا گیم پلی اکشن ناب و جذاب دارند که خسته کننده نمیشود و این باعث میشود که به داستان نداشتن بازی توجه نشه (مثل doom :*: )و یا یک گیم پلی عادی یا ضعیف با داستان قوی دارد که گیمر را درگیر میکند و مجبور می کند حتی اگر گیم پلی بد و یا مراحل تکراری باشد ان را انجام دهد (مثل walking dead :*: که حتی میشود گفت گیم پلی نداشت اما تبدیل به شاهکار شد) و یا هر دو مورد را دارا هستند (مثل سری :*: bioshock).
    از نظر من ویچر میخواست هر دو رو داشته باشه اما هر دو رو ناقص داره.
    مبارزات جذاب گرافیک فوق العاده کرکتری عالی گیم پلی کم نقصی و شخصیت پردازی متوسط دارد و حتما ارزش بازی کردن دارد اما قطعا بازی کاملی نیست.

    ۶ ۸
  21. hamid_k98 گفت:

    نقدتون رو خوندم و خسته نباشید
    نحوه برخوردتون با بازی که همه ازش تعریف و تمجید میکنن جرعت میخواد واقعا
    من خودم شخصا طرفدار بازی fallout 4م
    دوس دارم ضد نقدشو از زبون شما بخونم :-)

    ۳ ۵
    1. The Last Son گفت:

      تعریف و تمجید همه واسه خودشونه .قرار نیست چون اکثریت تعریف و تمجید میکنن بقیه هم تابع اونا باشن . هرکس یه جور به بازی نگاه میکنه و نظرخودشو داره
      فال اوت ۴ هرچی بود از ویچر ۳ بهتر بود ( به نظر من عالی بود )

      ۵ ۹
  22. Triple_M گفت:

    چقد شما جوگیرین
    خودش گفته ضد نقد ، و حرفای بی راهی هم نزده .
    هیچ اثری کامل نیست و باید بگم این ضد نقد زیبا بود

    ۷ ۴
  23. Partisan47 گفت:

    راجع به این موردهایی که ذکر شد باید بگم که اصلا از اول هم قرار نبوده که به “این شیوه ها”یی که “مد نظر شما”ست باشه، ینی سازنده ها کاملا مطلع هستن :۲۳:
    فک کنم میگیرین که چی میگم،
    دومندش، فک نکنم بیشتر از ۸۰۰ جایزه از روی نفهمی و اشتباهی از جمله جوایز plot, narrative و اینا بهش داده شده باشه :|
    بعدش، شایدم از زاویه ی دید شما همچین باشه، همونطور که خودتون گفتین آثارو فقط و فقط از قاب عینک خودتون میبینید، طوری دیگه هم نگا کنین بد نیست. به هر حال ممنون از dbazi :11:

    ۸ ۶
    1. Partisan47 گفت:

      البته اینم یادم رفت بگم، همیشه ثابت شده هر چیزی که کارش خیلی خوب بوده، دشمن هم زیاد پیدا کرده ;)

      ۶ ۶
    2. Meysam.B گفت:

      مثل کشور عزیزمون ایران که همه دشمنش شدن :27:

      ۲ ۳
    3. The Last Son گفت:

      به من که خیلی وقته ثابت شده جایزه هایی که میدن هیچ ارزشی نداره و به درد خودشون می خوره

      ۴ ۴
  24. biosignal گفت:

    جدیدا هرچی بیشتر مقاله های سایتو می خونم، بیشتر دلم برای مجله تنگ میشه
    dbazi is dead :(

    ۶ ۲
    1. caner 2 گفت:

      اتفاقا تا قبل از این پست بود که دی بازی مرده دیده می شد، شاید اگه یه نفر از یه سایت دیگه ببینه که یه پست ۴۴ تا کامنت خورده، اون سایت رو مرده ندونه؟ نه؟

      ۴ ۳
    2. biosignal گفت:

      بله ۴۴ تا کامنت خورده اما چند هر وقت یک بار؟
      این موقتیه و حتی مقالاتی از این قبیل بیشتر باعث آزردگی و زدگی افراد میشه
      دنیای بازی مرده چرا که نقدها و مقالات اون حتی با دوره ی افت مجله هم قابل مقایسه نیست که نیست
      از هرکسی که از اولش با مجله بوده بپرسید تا متوجه بشید

      ۵ ۲
    3. caner 2 گفت:

      اگه چیزی که نمرده رو مرده بدونید، اون چیز خود به خود میمیره… #تفکر

      ۳ ۰
    4. دقیقا :11: :(

      ۱ ۰
  25. caner 2 گفت:

    :*: :*: :*:
    چون هیچکدوم از سه بازی ویچر رو بازی نکردم، ترجیح میدم در مورد این که بازی ویچر بازی خوبیه یا این ضد نقد درسته هیچ حرفی نزنم، فقط میخواستم از آقای گروسیان تشکر کنم، چون نزدیک یک سال (!) هست که بالاتر از ۲۰ تا کامنت برای هیچ پستی ندیدیم، فقط میخوام بگم که این پست چه درست باشه چه غلط، جون تازه ای به سایت داده، همین که قدیمی های سایت بر می گردن تا از ویچر با کامنت های خودشون دفاع کنن یعنی کار آقای یاشار گروسیان قابل تقدیر هست…
    :*: :*: :*:

    ۴ ۲
  26. !SenseLess گفت:

    عجیبه واقعا ، اصطلاح ضد نقد(!) با گویش و توصیف نیمه دیگر لیوان شروع میشه و به مرور به خودت میای نگاه میکنی میبینی زده کاسه کوزه هارم شکسته داره تو صورتت هارهار میخنده
    شخصا روی هیچ عنوانی تعصب ندارم که فورا شمشیر بکشم بگم این چی بود نوشتی و با چند تا کلمه قلنبه سلنبه بخوام ماسمالی کنم قضیه رو چون عنوان بی دفاعی نیست ویچر! استاندارد های کوبیده شدن ویچر با این ضد نقد! جابه جا شد
    کلا مد شده جدیدا میشینن یه طرف ترازو یه جسم سنگینو سبک میکنن طرف دیگه بالا بیاد و صدا کنه . بازی خوب بازی خوبه میخوای بگی رکوردش تو دریافت جایزه پشمه و یه بازی متوسطه ؟ قبول! میخوای بگی از منتقد های اونوری با اون نمرات حتما درپیتشون بیشتر سرت میشه قبول! هیچ عیبی نداره نظر شخصیته. اما برای به کرسی نشوندن عقیدت وقتی بخوای ناعادلانه یه بازی رو نقد یا به قول خودت ضد نقد کنی که در اصل سراسر کوبیدی و با حسب نکات مثبت نتیجه میشه یه بازی آشغالی دوزاری خوب خیلی جالب نمیشه

    تو خیلی از جهات تو نه تنها جنبه های منفی یه بازی رو داری از دید خودت توصیف میکنی بلکه داری سبک نقش آفرینی رو رسما میکشی پایین! ما دیگه نقش آفرینی عمیق تر و پیچیده تر از ساخته های بایوور نداریم و تا الانی که من دارم این متنو مینویسم هنوزم رو دست نقش آفرینی های ناب باییور نیومده یا چرا راه دور بریم همین اسکایریم خودمون که خیلیا مثل من باهاش زندگی کردن و تا جایی که من یادمه تو باهاش کنار نیومدی و کلا بتسدا و بتسداییزم رو لعنت میکنی با توجه به یه جمله با یه کلمه اینور و اونور ترگفتی : بتسدا بلد نیست بازی درست کنه! فکر میکنم تو تجربه فالوت با خاطره قبلی از اسکایریم این نتیجه رو گرفته بودی. من فکر میکنم زیاد با شاکله های نقش آفرینی حال نمیکنی گرچه از متنت مشخصه با سری سولز و بلادبورن حال میکنی. کی حال نمیکنه ؟ به دور از سنجش وسعت و زحمت ویچر با دارک سولز مبنای یه مبارزه دلچسب و سیستم فایتیگ خدا رو با هوش مصنوعی عالی دارک سولز قرار میدی در حالی که کلا دارک سولز اگه کلش سیستم مبارزه و باس فایت قوی و کمرشکن و هیجان مبارزه نباشه حداقل نصفش همینه ! نمیشه این دورو از خیلی جهات باهم مقایسه کرد یکی ویژگی های متعادل داره و یکی متمرکز به روی المنت های خاص
    مامویت های فرعی رو کوبوندی در حالی که ماموریت های فرعی ویچر در سبک خودش بهترین نباشه یکی از بهترین هاست به طوری که گاهی حواست رو از داستان آبکی (به قول تو!) تو پرت میکنن. ماموریت های فرعی عنوان های دیگه کم و بیش روی کسپ تجربه و آیتم و طراحی های سادست اما ماموریت های فرعی ویچر۳ پرداخته شده هستن ، علاوه بر ویژگی هایی که گفتم مثل طراحی یه مرحله اصلی درگیر کننده و تاثیرگذارن ، کدوم مرحله فرعی رو سراغ داری که به طور ناگهانی از آینده داستان بازی با گیمر شوخی بکنه و تاثیر خوب و بد روی داستان بذاره ؟ مراحل فرعی به جرات از مراحل اصلی بعضی عنوان ها کامل تره!
    میگی واسه پیدا کردن فلانی باید فلانی رو ببینی فلانی تورو به فلانی معرفی میکنه ! موضوع اصلی هم پیدا کردن یه شخص خاص هست و تو انتظار داری تو این حالت با وجود سایه سنگین حالت کاراگاهی و پیدا کردن سرنخ بازی شروع بشه از فلانی بپرسی فلانی کجاست مردک؟ اونم بگه رفته فلان جا بهم گفت کسی ازم سراغتو گرفت سلام برسون بگو رفتم جایی خودم برمیگردم زحمت نکش! اصلا یکی به من بگه تو کدوم نقش آفرینی به این حالت برخورد نکرده ؟ سبک نقش آفرینی اینه :| دائما با افراد مختلف مواجه میشی. حالا سیری رو کنار بذاریم خیلیا واسه یه اسلحه کاردرست خالی اینو میبینن میگه فلان کارو بکن فلانی رو میشناسم آهنگر قابلیه و اون یه شمشیر خوب واست میسازه و تو با اشتیاق خواتسشو برآورده میکنی یا کار های مختلفی از این قبیل که فراوونن! حالا سیری رو حساب کن که چقدر استادانه طرف واسه دیدارش لحظه ای تصوراتت رو از ذهنت دور نمیکنه و مدام به فکر اینی که موقع ملاقات چه اتفاقی میفته. پس اگه این خاصیتو ما تو این سبک نداشته باشیم چی داریم پس ؟
    سیستم کرفتینگ ویچرو به سخره میگیری. من فکر میکنم از بین این همه عنوان نقش آفرینی که بازی کردم کدوم از لحاظ تحمیل کردن بهش نزدیکه . حتی بزرگترین عناوینم این خاصیتو به این شکل ندارن. هر موجودی ضعف ها وقدرت خودشو داره و بار اول مواجهه با یه گولم به طور مثال متوجه ضعفش نیستی و بعد از کشتنش میفهمی کدوم معجون کدوم بمب و کدوم روغن السلحه بهش کارسازه با توجه به نکات و راهنمایی هایی که ویچر های باتجربه تر و مرده از خودشون به جا گذاشتن و یه جمله تاریخی در مورد اون موجود نوشتن ، با وجود اینکه این خاصیت میتونست بهتر از اینها باشه که از بازی حذف شد . به شخصه قبل از مواجهه با یه موجود روغن و بمب و معجون مختص به خودشوآماده میکردم و حس لذت خوبی داشت. توهم از مبارزات خوشت نیومده هم سیستم کرفتینگ رو مسخره میدونی و تموم گل و گیاه اطرافو مخصوص گاو و گوسفند محله ها تلقی میکنی هم سیستم استامینای یه فرد اموزش دیده برای اینکار رو با دارک سولز شخصیت نسبتا عادی مقایسه میکنی (من یادم نمیاد کسی گفته باشه که وقتی ویچر بیاد نوید یه استامینا بار دارک سولزی را می دهد(!)) تفاوتی بین لباس های زره سبک و سنگین و اثرشون روی طرف مقابل و مصرف استامینا برای حرکات سنگین نمیبینی چه بسا تفاوتی هم بین یه زره سنگین قوی با یه زره سبک با قابلیت افزودن طلسم نمیبینی! حالا من جا انداختم یا ذکر نکردی میتونستی به کرفتینگ شمشیر ها هم گیر بدی. با این وجود من نتیجه میگیرم اگه سیستم کرفتینگ ویچر که تحمیل آمیزی بیشتری نسبت به هم سبک های خودش داره اگه از دید تو لازم نیست و مسخرت پس تکلیف بقیه روشنه :|

    لزوما هر کس از سیستم کرفتینگ استفاده نمیکنه ، یکی دیگه استفاده میکنه و ازش لذت میبره و این دلیل نمیشه که اگه از دسته اولی هستی بزنی به تیپ و تار قضیه بالا پایینش کنی چه بسا اگه سیستم کرفتیگنگ نداشت و گل و گیاه واسه گاو گوسفند بود از اولین کسانی بودی که نقد کوبنده ای راجع به این کمبود بزرگ داشتی.
    از کجا بگم آخه! شخصیت به فرد خنثی و بدعنقی مثل گرالت رو نقد میکنی و میخوای به زور ازش پیچیدگی و شکوه بیرون بکشی ، این بدبخت بیچاره به اصطلاح تو دوره کودکی معجون سگی به خوردش دادن و بیشتر عواطف و حالات روحی خودشو تو این دوره از دست داده . نه واست میخنده نه گریه میکنه نه قر میده نه میرقصه یا مثل کریتوس فریاد میزنه ! همه اینها فدای حسی شد که یه ویچر نباید داشته باشه و محو شدن حس ترسه ، اگه یه ویچر از دشمن رو به رو بترسه و عقب بکشه که ویچر نیست عزیز من .
    از این موجود فلک زده چه انتظاری داری ؟ با وجود همین شخصیت خاص جز محبوب ترین شخصیت ها حساب میشه حالا مقایسش با بلادی برن شخصی که به مرور سوبر میشه و از مستی در میاد و قضیه دستش میاد دیگه بماند! واقعن هم که الکل با یه آدم چه کارا نمیکنه! چه بلایی که به سر یه شخصیت نمیاره. در طرف دیگر قضیه شخصیتی پیچیده ای مثل ینفر رو هیچ میدونی و دلیل علاقه شدید گرالت به ینفر و تریس رو ناز و عشوه میدونی. فقط میتونم بگم تو دیگه کی هستی! تو این یه قلم از این جلوتر دیگه نمیشه رفت!!
    وجود صحنه های رومنس و وجود یه سری جنس زن رو مختص به این صحنه ها تلقی کردی . ویچر ها با معجونی که وارد بدنشون میشه درکودکی خاصیت باروری رو از دست میدن اما دلیل نمیشه قدرت جنسی رو از دست بدن به علاوه متابولیسم بدنشون شدیدا بالا میره و نیاز جنسیشونم چند برابر یه انسان معمولی میشه ، دلیل بودن تریس و ینفر خوش آب و هوا کردن این صحنه ها نیست. فقط پرداختن به یه حقیقت موجود تو کتاب هاست. و چه گرالت چه اسکِل بارها این واقعیت رو نشون میدن.
    از گیر دادن های الکی مثل کراسبو یا مثل چونه زنی والا من تو عمرم چونه بالا تر از بیست تومن نتونستم بزنم ، چونه چونست اگه شما چونه صد تومنی میزنی مشخصه کارت درسته . انتظارات خیلی بالایی داری . میتونی چونه بزنی و نهایت بیست یا سی تا بیشتر بگیری با نزنی! خیلی انتخاب ها به عهده خودته و این تو هستی که گاهی به گرالت شخصیت میدی. خیلی مواقع واسه کاری که کردی میتونی پول بگیری و خیلی مواقع نگیری نمونه سادشم همون اوایل بازیه . در مورد کراسبو شما هم موجودات زیر آبو میتونی از بین ببری هم پر های گیرفین رو آتیش بزنی هم موجودات طبقه پروازی رو در صورت خسته شدن از پرواز زیادی به زمین بزنی. در کل تو یه بازی سبک نقش افرینی خیلی آیتم ها استفاده کمتری دارن! بودنشون میشه نقد تو نبودش میشه واویلا! اینم یه نمونه دیگه :
    کافی است عین جمشید هاشم‌پور به میان دشمنان رفته و آن‌ها را نفله کنید. همه‌ی دشمنان با شمشیر شما کشته می‌شوند.
    تکلیف مشخص نیست واقعا ، کشته بشن یا کشته نشن! اسلحه اصلی یه ویچر شمشیرشه و کنار شمشیرش میخوابه اگه قرار بود دشمنان با شمشیر کشته نشن میشد یه میج که شمشیر دستش میگیره و با جادوهای پنج گانش دشمنانو از بین میبره . این بدبخت چیکارباید بکنه . ضعف های هوش مصنوعی رو که نمیشه به همه چیز تعمیم داد و زیر و رو کرده که آخه! اونقدر زوایای بازی رو بهم گره زدی جوری کج و کوله کردی که اگه بروبکس پراجکت رد متوجهش بشن دو روزه تخته میکنن درارو میرن خودشونو یه جا میبدن دوهفته ای ساقه طلایی خالی میخورن .

    با خوندن جسته و گریخته کتاب های سابکوسکی چیزای خوبی دستت میاد مثل شناخته شدن شخصیت ها که با بازی تفاوتی ندارن و اینکه با توجه به نقدت اینها یهو وارد داستان نمیشن! اگه میخواستن شروع کنن همه شخصیت هارو به قول تو یهو وارد داستان نکنن بازی نمیساختن فکر این بودن تو چند فصل سریالو تموم کنن!

    ۷ ۰
    1. BenGix گفت:

      “سبک نقش آفرینی رو رسما میکشی پایین” ویچر اصولا نقش افرینی محصوب نمیشه. یه اکشن ادونچر اپن ورده. :۱۸:
      “دریافت جایزه پشمه” تو ۵ ۶ سال اخیر جوایز به داغون ترین شکل ممکن داده شدن اصولا بازیای پر سرصدا با ساپورت بیشتر جایزه گرفتن تا بازی بهتر.
      “ما دیگه نقش آفرینی عمیق تر و پیچیده تر از ساخته های بایوور نداریم” انقده زیاد داریم. فت فراوون مشکل دوستان اینکه اصولا سالانه چن تا رول پلینگه AAA دوهزاری هیچی دیگه بازی نمیکنن. بعدش بایوور بعد از ریشه به یه فرم اکشن با کمی نقش افرینی روی اورده و وحشتناک ساده سازی شدن بازیاش.
      ماموریت فرعی های ویچر خوبه ولی اور ریت شدس. نود درصد ملت فک میکنن ماموریت های فرعی ایتم جمع کردن و به یکی دادنشون یا فلانجا رفتن و یکیو کشتن نه عزیز من تو بین بازی های رول پلینگ درست حسابی کلی ساید کوئست درست حسابی هست. گفتن اینکه ساید کوئست های ویچر یکی از بهترین تو سبک پاینن اوردنه این سبکه. نکته دوم این ساید کوئست های خفن بازی که میگید اکثر تو جریان داستان اصلی معرفی میشن پلیر مجبور میشه واسه سر دراوردن از جزئیات بره سمتشون یه استوری مستقل ندارن. جریان گیم پلی شونم کاملا اساسین کریدی و بتمنی هست( حتی مونولوگاشم مثه بتمن شده). بشینید همین ترینی که اخیرا اومده رو بازی کنید ساید کوئست هاش بسی بهتر و پر محتوا تر از ویچره. همین اسکایریم کلی کوئست با لور و بک استوری فوق العاده داره.
      سیستم کرفتینگ بازی کاملا بی استفادس برادر من دفاع الکی نکن.
      شخصیت پردازی ها رابطه های عشقیم بازیم اور ریت AF با بد ترین نسخه دراگون ایج و مس افکتم قابل مقایسه نیست.
      بقیه حرفای دوستمون هم به ابکی بودن و ساده بودن سیستم مبارزات برمیگرده اصولا مبارزات بازی کاملا اساسین کریدین فقط کلی ایتم بی استفاده و یه اسکیل تری بی استفاده تر بهش اضافه شده.
      ویچر بهترین بازی تاریخ نیست اورریت ترینشونه. اصلا ار پی جی نیست سیستم مبارزاتش ابکیه. فضا سازی خوبی داره و دیگر هیچ . با تشکر

      ۴ ۴
    2. !SenseLess گفت:

      ویچر۳ تو نگاه اول میتونه شبیه به یه اکشن ادونچر جهان باز برسه چرا چون برخی از المنت های مشترک این سبک و نقش آفرینی درش وجود داره. درسته! کسب XP و اسکیل تری و لول آپ و پیشرفت کرکتر ، اینونتوری و مسائل کوچکتر میتونه غلط انداز باشه اما اینی که شما میگی چیزی میشه تو مایه های بتمن ، اسسین کرید یا حتی آنچارتد و GTA با یه داستان خطی یا نسبتا خطی ! هر گیمی که این ویژگی هارو داشته باشه که نمیشه گفت اصولا نقش آفرینی حساب نمیشه! این ویژگی ها مشترکه. ویچر۳ رو میشه سوم شخص اکشن ادونچر نقش آفرینی دونست اما چه لزومی داره اینارو درکنار هم قرار بدیم ؟ هیچ لزومی نداره. المنت های یه نقش آفرینی در ویچر۳ بیشتر از بقیه به چشم میخوره. یه اکشن ادونچر اغلب داستان خطی داره آیا ویچر۳ داستان خطی داره یا منشعب ؟ تصمیمات و وعواقب رو بیشتر با کدوم سبک میشناسی ؟ شخصی سازی های عمیق تر و وابستگی بیشتر و شدید تر به کسب XP و متعاقبا سخت تر شدن مبارزات با توجه به بالا رفتنش.؟ جمع آوری اطلاعات ، کرفتینگ ، سیستم لوتینگ . سیستم دیالوگ شاخه ای و و و … اینا شاکله های اصلی یه نقش آفرینی به حساب میان و ویچر۳ جز دسته نقش آفرینی ها قرار میگیره اما نه یه نقش آفرینی خالص و یک دست. حالا دیگه این نظر تو هست که میگی فلان گیم اصولا فلان سبک نیست. منم از خودم نمیگم این بازی فلان سبکو داره . این نظر اجماعه و کلیه.
      اما موضوع اصلا سبک شناسی نبود عزیز من . من توضیح دادم که مراحل فرعی ویچر سه اگه بهترین نباشه جز بهترین هاست. شما زدی تو بهترین ها واسه من مثال میاری! وقتی ویچر۳ با اون همه مراحل فرعی که اتفاقا بسیاریشون از داستان مستقلن باید اینطور مورد حمله قرار بگیره! در مورد سیستم کرفتینگ یه بار گفتم بازم میگم اما واسه شخص تو آبکیه نظر شخصیته چه بسا نبودش میشد یه چیز دیگه . اگه سیستم کرفتینگ ویچر۳ آبکیه تکلیف بقیه هم مشخصه. موضوع سلیقه ای هستش . بعضی به مشکل محدودیت لول تو کرفتینگ شکایت میکنن که چیز غیر عادی نیست یا بر اساس لول اجازه کرفت یه چیز خاصو داری یا کرفت میکنی و با توجه به لول اجازه استفاده داری ، یکی ویچر گیر رو فقط باعث رفتنش تو بخش کرفتینگ میشه یکی بیشتر با این بخش سر و کله میزنه! اگه کمتر استفاده میکنی و میگی آبکیه اوکی! مشکلی نیست
      نظرت در مورد پشم بودن جوایز هم محترم ، جوایز TLOU پشم ، DAI پشم ، جوایز ویچر پشم کلا چیزی که ما دوست و نداریم و جایزه نگرفته میشه پشم ! من رو ویچر۳ نظر میدم . این بازی بازی نبود که با سر و صدا بخواد جایزه درو کنه! یه نگاهی بندازی میبینی حریفای دست و پا بسته ای نداشته
      بلادبورنو داشتیم ، متال گیرو داشتیم ، فالوت۴ و داشتیم . هر کدوم از اینا خودش یه دنیاس عزیز دل برادر اما بازم نظرت محترم :-)

      ۱ ۰
    3. MANSHOR گفت:

      دوست من نمی خواهم توهین کنم ولی شما با این حرف هایتان کم مونده بگید سری سولز هم نقش آفرینی نیست.
      دوست من یا شم درمورد نقش آفرینی چیزی نمی دونید یا مثل بعضی ها فقط روی یک بازی پیله کرده اید.
      خواهشن بازی هایی که انجام می دهید را پر عمق برسی کنید

      ۰ ۰
    4. @!SenseLess
      سلام و ممنون ازت بابت وقتی که گذاشتی و نظری که دادی.
      اصطلاحِ «ضد نقد» در واقع سکویی برای انتشار نظری خلاف جریان کلی و عامه است. مادامی که جریان عامه اثری رو به طرق مختلف ستایش میکنه، راه برای بیان نظرِ مخالف بسته میشه، چه بسا نوشته هایی که تحت عنوان نقد هم منتشر میشن، همسو با جریان عام اثر رو ستایش میکنند. از این رو مطالب ضد نقد این فرصت رو به مخالفان یک اثر میده تا با پررنگ کردن نیمه خالی لیوان، جریان عام رو بکشنند. بنابراین طبیعی هست که در یک «ضد نقد» حرفی از ویژگی های مثبت یک اثر زده نمیشه.
      این رو هم مدنظر داشته باشید که نقد و ضدنقد صرفا بازتاب دهنده نگاه شخصیِ نگارنده ولی به شکلی دقیق و مفصل هست، بنابراین دلیلی برای تحمیل یا به کرسی نشاندن حرفهای نویسنده وجود نداره. در هیچ کجای این نوشته عنوان نکردم که قصد بنده به کرسی نشاندن نظرات شخصی هست. چه بسا اگر مقاله رو با دقت بیشتری مطالعه میکردید، در مقدمه روی علاقه شخصیم به این بازی تاکید کردم.
      در کامنت اشاره کردید که من با ژانر نقش آفرینی به اصطلاح حال نمیکنم در صورتی که چنین نیست و بسیاری از بازی ها از جمله همین ویچر ۳ با ارفاق و اغماض نقش آفرینی های قابل قبولی هستند ولی این اصلا بدین معنا نیست که این بازی بی ایراد و نقص باشه. یکی از دلایلی که باعثِ پیشرفت یک بازی در نسخه های بعدی میشه، همین «نقدِ جدی» هست، عینا برعکس عناوین بتسدا که به علت جدی نگرفتن نقدها، چند دهه هست که داره درجا میزنه و جلو نمیره.
      در ضمن، نگران روبکس پراجکت رد نباشید، خارجی ها برخلاف ما نقد جدی رو متوجه میشن و ازش استقبال هم میکنن، چه نقدهای به مراتب تندتری هم بهشون وارد بشه. :-)

      ۲ ۲
    5. !SenseLess گفت:

      خواهش میکنم . ببین من منظورتو از اینی که میگی چه بسا نوشته هایی که تحت عنوان نقد منتشر میشن نهایتا به ستایش اون اثر میپردازن. یه اثر بد بده و نقد سفت و سخت حقشه و نوش جونش اما دلیل نمیشه هیچ خوبی و نکته مثبتی هم نداشته باشه. در مقابل یه اثر خوبم اثر خوبیه . نه اینکه از روی علاقه بگیم من بر خلاف بقیه از این عنوان خوشم میاد!
      یه نقد خوب و مفید به دو طرف قضیه توجه میکنه و نکات مثبت و منفی رو بدون بزرگنمایی توضیح میده ، نمیشه گفت یه منتقد سلایق شخصیشو تو نقد خودش پیاده نمیکنه چون اگه این خاصیت نباشه که هر نقدی میشه نقد خشک و یکسان با دیگری . هر چیزی باید حد خودشو داشته باشه . بارها شده از یه نقدی اونقدر لذت ببرم که بارها بشینم دورش کنم چرا چون همه چیز رعایت شده و بازتاب دهنده واقعیت هاست . حالا بازتاب منفی میخواد باشه یا مثبت.
      متنی که من از تو خوندم اولا شروع کار به قولی حرف تو دهن اثر میذاره و این یه نمونشه :
      گیم‌پلی که قرار است چالشی و دارک سولزی باشد، سیستم کرفتینگ پیچیده و قوی داشته باشد و خلاصه، کوتاه عرض کنم که همه چیز برای چپاندن این همه ایده‌ی شلوغ و پر تعداد در تنبان مخاطب آماده است.

      بیشتر این مواردی که گفتی انتظارات شخصیه ، برای مثال من یادم نمیاد حتی یکی از دولوپر های ویچر۳ حرفی از مبارزات دارک سولزی زده باشه. اگه چیزی در این مورد شنیدی ممنونت میشم لحاظ کنی و با مدرک نشون بدی.
      اما در کل با خوندن متن متوجه میشی که بیشتر زوایای اصلی بازی از داستان بگیر تا شخصیت پردازی ، گیم پلی و مبارزات ، سیستم کرفتینگ و جمع اوری متریال ، کوبوندن شاکله های اصلی نقش آفرینی و ذکر انواع تناقض ها و رنگ و سبغه شخصی و سلیقه ای و … همه با خاک یکسان شده . اگر من نوعی ویچر۳ رو بازی نکرده باشم و این متنو بخونم میگم پس با این حساب بازی از ۱۰ واسه من ۴ میگیره چون هیچی نداره!
      جریان مثبتی که دنبال ویچر۳ یا هر بازی خوب دیگه ای راه میفته جریان کوری نیست و خلاف این جهت ایستادن و با شک و تردید برچسب متعصب زدن به این جریان جالب هم نیست. هیچ عنوانی کامل نیست و نبوده . همه عیب و ایراد های خاص خودشونو دارن اما باید به همه جوانب دقت کرد و ذکرشون کرد . اینکه بگیم همه دارن ویچر۳ رو ستایش میکنن حرف درستی نیست چرا چون هم خوبیاشو دیدیم هم ضعفاشو . یه طرفه به قاضی رفتن و کوبوندن یه عنوان چه حقش باشه چه نباشه از دید من جالب نیست

      ۳ ۰
    6. IRIS1372 گفت:

      اره در خارج معمولا نقد ها مورد توجه قرار می گیره اما نه نفرت پراکنی شما به قسمت زیر نوشتتون توجه کنید

      آخر چقدر بی‌خیال شوم؟! تناقض و تعارض دیگر بس است! آخر این همه گاف را در یک بازی پر ابهت و با اسم و رسم دار کجای دلم بگذارم؟ مدیون هستید اگر فکر کنید نگارنده ذره‌ای قصد شوخی با بازی را داشته باشد، بلکه این خود بازی است که با چنین کارهایی سر شوخی را با مخاطب باز می‌کند.

      عزیز من ما همه گیمریم جمله های ادبی نیاز نیست تا من به عنوان یه گیمر شما رو هیتر تشخیص بدم شما یا فن دارک بودی یا بلاد چون کاملا مشخصه داری زیر پوستی از این بازیا حمایت می کنی من جواب شما رو تو پست قبل دادم اما جوابی دریافت نکردم همون شکل که گفتم شما بازیو بازی نکردی .. دوستمون درباره کرافتینگ نظر داد من نیاز نیست چیزی بگم اما عزیز من جریان کلی از چیزی بی دلیل حمایت نمی کنه اما این شما هستی که زیر نقاب منطقی گرایی داری نفرت پراکنی می کنی

      ۰ ۰
  27. من دیبازی رو میپرستیدم ولی واقعا زشته بخواد با این نقدا آمار نظراتو افزایش بده.واقعا زشته

    ۳ ۳
    1. پارسا گفت:

      زشت کسایی بودن که سایتو ول کردن و رفتن برادر
      و الانم کارشون اینه چند وقت یه بار بیان و بگن سایت مثل قدیمش نمیشه و هیچ قدمیم براش بر نمیدارن و دوبارع محو میشن
      تعریف من از زشتی و انزجار اینه

      ۳ ۱
    2. تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها

      ۴ ۱
  28. MANSHOR گفت:

    نظر شما قابل احترامه ولی این حرفایی که زدی نشون می ده یا تا حالا بازی نکردی یا با بازی لجی.
    من ۴ بار بازی کردم هر بار تجربه ی جدیدی برای من داشت بعد شما با این حرف های مسخرتون دارین بازی را خراب می کنید. این که npc های بازی بد کار شدن از همه ی حرفاتون مسخره تر بود. این بازی عمیق ترین npc ها را داره به جوری که کمتر کسی آنها را یادش می ره. درمورد داستان بازی به حالتون تاسف می خورم که چنین داستان زیبا و احساسی را مسخره می نامید . درسته مدت بازی نسب به اسکایریم و فالوت کمتره ولی با ماموریت های فرعی قرار داد های ویچر و بسته های الحاقی حدود ۳۰۰ ساعت گیم پلی داره. مشکل شما اینکه حتی یکم هم درمورد خوبی های بزی با اون طراحی خیره کننده سیستم مبارزه ای عالی صحبت نکردین . من واقعا به حال شما متاسفم که چنین بازی شاهکاری را متوسط می نامید . اگر شما اسکایریم دوست ندارید ( منم حالم ازش به هم می خوره با اون سیستم مبارزاتی مسخره اش ) دلیل بر این نیست که این بازی شاهکار را مسخره کنید. در این که شما رابطه ی گرالت وسیری را رابطه ی شاگرد و استاد می نامید واقعا مسخره است به چند دلیل:
    ۱-گرالت احساساتش را خیلی بروز نمی ده حتی توی کتاب های ویچر هم من خواندم همینطور بود
    ۲-از اون گریه های گرالت وقتی سیری را پیدا کرد معلوم بود چقدر سیری را دوست داره
    ۳-اون صحنه ای که گرالت و سیری داشتند با هم می خندیدند اصلا ماندد رابطه ی شاگرد و استاد نیست

    شما یکم به خوبی های بازی اشره نکرده اید که واقعا مسخره است و معلوم است که تنها می خواهید بازی را بکوبید.
    پادشاهی اسکایریم وفالوت به اتمام رسیده و اکنون پادشاه ویچر است. بازی با قرار داد های ویچر و مراحل فرعی اش خواسته به ریشه ی اصلی اش یعنی کتاب ویچر برسه. باس های مختلف و هیولا های مختلف واقعا قابل تحسین است. درمورد گرگینه هایی که گفتید حتی در کتاب ویچر آمده که بعضی از موجودات نژاد های مختلفی داردند (که گرگینه ها هم نژاد مختلفی دارند) اما روش کشتنشان یا نقطه ضعفشان یکی است.
    داستانک‌ها و شخصیت‌های آبکی این موضوعتا واقعا مسخره است و باید به حال سایت تاسف خورد که چنین مقاله ی چرتی را درون خود جای داده است.
    از شما خواهش می کنم که این بازی را یک بار دیگر انجام دهید و درست و پر عمق انجام دهید مثلش مانند بتمن آرکام نایت است که همه می گفتند چه داستان مسخره و پیش پا افتاده ای دارد ولی اگر با عمق به داستان توجه کنید می فهمدید راکستادی بهترین داستان ممکن را برای بتمن نوشته است. دوست من بنده و دوستانم یک نرم افزار درمورد بازی های رایانه ای ساخته ایم ( به اسم game که می توانی بری از پارسهاب دانلود کنی که بفهمی ما هم اینکاره هستیم) باور کنید با این حرفها سایت را زیر سوال برده اید واقعا حرف هایتان دور از یک گیمر واقعی است. خواهش می کنم یک بار دیگر بازی کن و تلاش کن در همان فصلی که هستی تمام ماموریت ها را انجام بده. برای نوشتن یک مقاله یکم فکر کن برادر.
    از مدیران سایت می خواهم که این مقاله را که ارزش سایت را پایین اورده است پاکنید

    ۲ ۰
  29. CapitanMor گفت:

    ۳ بار این بازی و دی ال سی های شاهکارش رو بازی کردم و به جرأت میتونم بگم بهترین بازی تمام عمر بوده، البته ابتدای نوشته شما رو خوندم که گفتید از هواداران ویچر هستید و این نقد فقط قرار هست به بدیهای بازی اشاره بشه، با این حال به نظرم اومد که مطلب شما در عین حالی که پرسشگری خوبی داره اما جوابهایی که به اونها داده شده نشان دهنده این هست که متاسفانه خیلی ارتباطی با بازی برقرار نکردید.
    مثلا در بخش انتقاد به خط داستانی بازی، اتفاقا مهمترین قسمت این بازی جدا از همه مباحث فنی؛ داشتن یه داستان فوق العاده قوی فانتزی به همراه موسیقی متن شاهکار (۲بار تا حالا کنسرت مخصوص بازی در آمریکا برگزار شده و فایلهاش روی اینترنت موجود) هست. حتی من تمام کات سین های بازی و دی ال سی هاش رو که مجموعا ۴۰ ساعت میشه رو از یوتوب دانلود کردم! و البته که اگه این داستان قوی نمی بود، قرار نمی شد که سریالی با عنوان ویچر توسط نت فلیکس ساخته بشه.
    از طرفی تمام اتفاقات داستان آنقدر مهم هستند که با انجام متفاوت اونها پایان بندی های متفاوتی رو چه در بازی اصلی و چه در دی ال سی ها (خون و شراب) می بینیم (من برای هر کدوم به ۳ پایان متفاوت رسیدم) در حقیقت اگه جزو علاقمندان به داستانهای جادوگری باشید آنقدر در داستان این بازی غرق خواهید شد که وقتی مثل من به پایان بازی با مرگ سیری برسید، شاید تا یک هفته از خواب و خوراک بیفتید و بعد با خودتون بگید بهتره بازی رو به روش دیگه ای انجام بدم شاید سیری زنده موند! و بعد یواشکی در مهمان خانه ای باهاش ملاقت کنید و البته که در خانه خودتان در سرزمین توسان (بسته الحاقی خون و شراب) می تونید سیری رو ملاقات کنید یا حتی ینیفر یا تریس رو.
    درباره اینکه گفتید درجه سختی بازی یه حقه قدیمی رو انجام میده، خب توقع داشتید که چه طور بشه؟ یهو در دنیای جادوگری شاهد این باشیم که هیولامون میتونه موشک بهمون بزنه؟! اتفاقا در درجه سختی آخر هوش مصنوعی به معنی واقعی شما رو به چالش میکشه و اونوقت مهارت بازیکن و اسلحه و روغن و بمب و… است که مشخص میشه وگرنه رو درجات پایین با این که بازم کاربرد دارند این مسایل بسته به نوع توانایی گیمر، اما خیلی شاید به کار نیاد. تازه پیشنهاد میکنم داستان ۳۰ ساعته “خون و شراب” رو انجام بدید تا ببینید که ومپایر آخر داستان رو درجه سختی متوسط چقدر خفنه چه برسه به درجه نهایی.
    البته تنها ایرادی که خودم به شخصیت ها دارم، فقط و فقط صدای جناب گرالت هست که متاسفانه برخلاف سایر عزیزان اصلا اون هیجان رو از نظر من نداره (مثلا صدای چارلز دنس رو به جای بابای سیری! ببینید که چقدر جذابه یا وسیمر و خود سیری و…)
    توصیه ام به خوانندگان مطلب این هست که این بازی رو با روشهای مختلف در انتخاب دیالوگها در داستان اصلی چند مرتبه به پایان برسونند تا شاهد پایان بندی های جذاب و مختلف اون باشند

    ۰ ۱
  30. farhad357 گفت:

    مشکل این بازی به نظر من این هست که بازی میخواد همه چیز رو با هم داشته باشه . میخواد ایتم و کرفتینگ مفصل داشته باشه . میخواد داستان عالی و کات سین فراوون داشته باشه . میخواد ماجراجویی و گشت و گذار و مراحل جانبی بسیار داشته باشه . میخواد مبارزه عالی هم داشته باشه . اما متاسفانه همه این موارد هیچوقت در یک بازی در حد اعلا کنار هم جمع نمیشه و ویچر هم همه رو با هم در حد متوسط داره .

    ۰ ۰
  31. farhad357 گفت:

    بازی توی حرکت کاراکتر و زوایای پرسپکتیو بدن گرالت مخصوصا در فضای بسته و فاصله نزدیک مشکل اساسی داره . مبارزات بد نیستن ولی خیلی یکنواخت و تکراری به همراه مراحل جانبی تکرار شونده که گیم پلی رو بسیار یکنواخت و خسته کننده میکنه .

    ۰ ۰