14 نظر

بحث شب یلدایی دنیای بازی | خاطره بازی با «بازی»!

توسط در2 سال پیش
 

آقا جان، خانم جان، امشب شب یلداست! قراره امشب به دور از هر غم و غصه و سختی‌ای فقط به خودمون خوش بگذرونیم؛ تو این دوره و زمونه این بهونه‌های دوست‌داشتنی برای این‌که یه کوچولو شادی کنیم خیلی غنیمته، قدرش رو بدونید. به خصوص این عیدهایی که ریشه‌ی ایرانی و تاریخی داره کیفش چند برابره، نمی‌دونم چه حکمتی توشون هست. حالا تو این شب چی‌کار باید کنیم؟ از قدیم سنت این بوده که خانواده‌ها تو خونه‌ی بزرگ‌تر فامیل جمع می‌شدند و این یه دقیقه طولانی‌تر بودن شب رو (شما حد جوگیری رو ببین که به خاطر یه دقیقه جشن می‌گیریم!) با ترکاندن شیکم و جیب میزبان و خوندن فال حافط و جوک و خاطره گفتن می‌گذروندن ولی ما که اهل این کارا نیستیم که! ما باید تو غار تنهاییمون بمونیم و بازی کنیم!

حالا بیاین یه امشب رو دو ساعت کم‌تر بازی کنید و با خانواده‌ی دومتون تو دنیای بازی وقت بگذرونید؛ چجوری؟ این‌جوری که برید شلوار راحتی‌تون رو بپوشید، کلی خوراکی بزنید زیر بغلتون و بیاید جلوی رایانه ولو شید و برامون خاطره بگید و خاطره‌ی دوستاتون رو بخونید. چه خاطره‌ای؟ خاطره‌ی خرید اولین کنسول یا رایانه‌ی مخصوص بازی، خاطره به پایان رسوندن اولین بازیتون، خاطره‌ی اولین شماره‌ای که از مجله دنیای بازی مرحوم خوندید؛ کلا هر خاطره‌ای که مربوط به بازی و دنیای بازی می‌شه رو بگید. ما هم این‌جا تا دوازده شب باهاتونیم تا یه وقت احساس تنهایی نکنید، کلی هم سورپرایز براتون داریم تا یک شب یلدای خاطره‌انگیز رو با هم بگذرونیم.

بالاخره شب یلداست و مجبوریم که یه سری هم به حضرت حافظ بزنیم، بذارید ببینیم حافظ برای دنیای بازی‌ها چی گفته:

مطلب مشابه ◄  مصاحبه با سازندگان سری بازی Stronghold، استودیو Firefly

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
شب تـار است و ره وادی ایمـــن در پیش
آتش طــور کـــجا موعــــد دیــدار کــــجاست
هــر کــــه آمـــد به جهان نقش خرابـــــی دارد
در خـــرابات بگــــویید کــــه هشیـــار کـــجاست
آن کــــس است اهـــل بشارت کــــــه اشارت داند
نکــــته‌ها هست بســـی محـــرم اســـرار کــجاست
هـــــر ســــر مـــوی مــــرا بـا تـــو هـــزاران کــــار است
مـــا کـــجاییـــم و مـــلامـــت گـــر بـــی‌کـــار کـــجاست…

بریم به سوی یک شب یلدای به یاد موندنی با همراهی شما عزیزان؛ خاطره گفتن از یادتون نره!

 
  • ۱۳۹۵/۰۹/۲۹ در زمان ۱۸:۰۱:۱۱

    سلام
    یلدای همگی مبارک
    من که کلی خاطره دارم حتی از همین شب یلدا و بازی
    یادمه که متال گیر ۳ بازی می کردم درست عهد سر سکانس حساس مهمونا ریختن خونه مجبور شدم خاموش کنم
    هنوزم وقتی به این روزا و این ساعات میرسیم یاد اون لحظه و اون روز میوفتم.
    این انارها رو بخورم میام بازم خاطره میگم! :دی

    ۲۰

  • ۱۳۹۵/۰۹/۲۹ در زمان ۱۸:۲۵:۰۶

    سلام؛ مبارک باشه.
    شب یلدا رو من علاوه بر فیلم «یلدا» که هرسال از شبکه سه پخش می‌شه، یه چیزو ازش خیلی خوب یادمه...
    یه سال اون اواخر شب که دیگه به‌قول پسرخاله یلدا رو انجام داده بودیم(!)، ساعت ۱ شب بود تقریباً... به‌قول آقا جواد دیگه درحقیقت یلدا نبود، بلکه روز بعدش بود.
    رفتم تو اتاق... از همون ۱ شروع کردم تا ۹ و ۱۰ خود صبح گیرز ۳ رو نشستم بازی کردم و ترکوندمش خلاصه... ینی یه طوری بودش که وقتی بلند شدم برم آب بخورم،
    تازه فهمیدم خورشید درومده... حالا روز بعدشم جمعه بود، گیمو تموم کردمو تا اواسط اون روز خوابیدم... به‌شدت حال داد!
    ایشالا که شاد باشید و همچین حال کنید با زندگی D:

    ۲۰

  • ★★★
    ۱۳۹۵/۰۹/۲۹ در زمان ۱۸:۲۸:۵۴

    سلام
    شب یلدام حدود ۸ سالی هست که مثل شب های دیگست و رنگ خاصی نمیده...
    کلا یادم رفته دور هم جمع شدن به چه دردی می خوره و برای چیه ولی خب به دوستان تبریک می گم این سنت ها ، هرچند پدرمون رو دراورد و از زندگی دورمون کرد ولی یه سری قشنگی داره ، یه سری منظورم نوروز و یلداست.
    اولین بازیی که تموم کردم رو درست یادم نیست ولی اولین کنسولی که داشتم میکرو بود :lol: بعدش سگا
    و بعدش پی اس ۱ کبیر و دیگه همینطور اومد جلو :23: خاطره ی گیمی از شب یلدا یادمه که خونه ی یکی از فامیل ها رفتیم که گیم کیوب داشت و گذاشت چند دقیقه بهش دست بزنم و روشنشم نکرد :23: خاطره ی خوبی هم از یلدا ندارم :lol:
    کلا شب های ما همینطوریش طولانی و بی درو پیکر هست ، اینکه طولانی تر بشه معنی خاصی برام نداره و بنظرم مسخرس کسی که تو کل سال سری به حافظ و سعدی نمی زنه و اصلا جزو زندگیش نیست برداره و با اون صدای نکره و ناقصش که شبیهه بچه های ۱۳ ساله ی خروسیه اون اشعارو با هزار غلط بخونه!
    ولی خب بنظر خیلی ها جذابه
    امید وارم شب خوبی داشته باشید و کنار خانواده هاتون سپری شه

    ۶۲

  • ۱۳۹۵/۰۹/۲۹ در زمان ۱۸:۳۸:۲۳

    من وقتی ۴ ساله بودم یه روز رفتم تو اتاق عموم دیدم داره بازی می کنه و روی صحفه ی تلویزیون یه آدمکی قاچ می خوره بزرگ می شه و بعد اگه برگ قهوه ای بگیره راکون می شه (ماریو براس ۳ ) منم رو سر عموم خراب شدم و گفتم بهترین بازی عمرت رو بده من که بازی کنم. عموم پی اس ۱ رو روشن کرد و یهو یه زیر دریایی شروع به حرکت کرد و بعد عموم حرفاشون رو برام ترجمه کرد بعد یه نفر از زیر دریاییه پرید بیرون و از چند تا لیزر رد شد. رسید به یه زیر زمینی و بعد بازی شروع شد. آقا اون قسمت کشتن سرباز ها تا آسانسور بیاد منو به یاد سختی به دنیا اومدن انداخت هر چی فحش از دهنم میومد به سازنده های بازی می دادم که یهو آسانسور اومد ما هم پریدیم داخل آسانسور و در دفتیم :24: (متال گیر۱) چند ماه بعد عموم یه پی اس ۲ خرید از او شیک ها :24: و یه متال گیر سالید ۲ هم با یه ۱۰۰۰ تا بازی دیگه همراش خرید اولین بازی که شروع کردیم تا بازی شروع شد دهن من و عموم از ابهت گرافیک باز موند عموم بیشتر بازی کی کرد و یه قسمت هایی از بازی رو به من می داد دیگه داستان رو می دونستیم که یهو آسلات اومد مثل همیشه گند زد به همه چی و یهو بازی از یه آدم موسفیدی شروع شد ما هم گفتیم این واقعا اسنیکه و داخل آسانسور رفتیم که کلونل گفت اسنیک مرده!!! این جمله اینقد برا عموم سنگین بود که من و عموم تا ۳ روز با pa2 بازی نکردیم.و بعد اون ۳ روز دل به دریا زدیم و با رایدن(بچه قرتی) رسیدیم به vamp . خدا رو شکر اسنیک رو دیدیم که خودشو به نام پلیسکین معرفی کرد.بعد از چند روز ما موفق شدیم بازی رو تمام کنیم ولی متاسفانه بعد از تموم کردن بازی فهمیدم عموم باید بره سر بازی ولی یه پسر عموی شیطونی داشتم که جای عموم رو پر کرد. من متال گیر ۲ رو دوست داشتم ولی اگه رایدن و پایان بازی نبود, پتانسیل بهترین بازی عمرم رو داشت. چند ماه بعد تولدم بود و یکی از هدیه های تولدم mgs3 اریجینال بود که بهترین بازی عمرم شد و PS2 عموم مال من شد :24:

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۵/۰۹/۲۹ در زمان ۱۹:۳۳:۱۹

    سلام شب یلداتون مبارک.
    اولین کنسولم SNES (تو ایران میکرو) بود و اولین بازی هاش هم یک نسخه TMNT، کانترا و Duck Hunt بود. بعد هم که رایانه و روش آرکانوید و شاهزاده و پارسی، بعد DSi بعدی هم به امید خدا سوییچ
    قبل از دنیای بازی، بازی نما می خوندم؛ اما از شماره ۱۴ اومدم رو مجله دنیای بازی و فکر کنم یک نسخه از هیتمن (احتمالا بلودمانی) روش نقد شده بود. خدا بیامرزتش مجله را
    کلی از بازی های نینتندو و DSi خاطره دارم که نمی دونم کدومش را تعریف کنم، یکی از یکی قشنگ تر مثلا لحظه ی پیدا کردن جزیره ها و ایستگاه های مخفی توی زلدا. تو نسخه ی فانتوم هارگلسس یک جزیره بود که ظاهری کاملا مشابه Ds Lite داشت. تو این جزیره می شد با پرداخت کمی پول در زمان معینی تا میشه زمین را کَند و به صورت شانسی آیتم های مختلف پیدا کرد. اگر بیرون از زمان تعیین شده زمین را تو جزیره می کندیم شخص برگزار کننده جریمه می کرد و اجازه نمی داد دیگه تو بازی شرکت کنید مگر اینکه احساس ندامت کرده و تمام پول را به او می داید. تو همین بازی برای به دست آوردن یک آیتم خاص باید با تمام قوا توی میکروفون جیغ می کشیدید که خوب صدای خانواده در میاد معمولا ممکنه بگن زده به سرش :lol:
    تو بازی اسکایریم من با انجام یک ماموریت خون آشام شدم و حواسم نبود نباید تو روز حرکت کنم. کار به جایی کشید که همه ی شهرها و مناطق اصلی شروع به حمله بهم کردن و منم از روی شیرین کاری دو شهر اصلی را تا کشتن پادشاه پیش رفتم و عملا بازی دیگه قابل پیشرفت نبود. منم بعد ۱۱۰ یا ۱۲۰ ساعت بازی را بوسیدم گذاشتم کنار (نکته: اون موقع نمی دونستم میشه با انجام یک ماموریت خاص از خون آشامی درش آورد) :lol:
    شب یلدا هم که خوش می گذره به خصوص که ای دو سه روزه اخبار جالبی از سوییچ منتشر شده البته تایید نشده. مثلا قدرت کنسول در حالت قابل حمل ۴۰ درصد از خانگی کمتره. تو حالت خانگی تصویر پیش فرض ۱۰۸۰ و قابل حمل ۷۲۰ هست. همچنین این کنسول می تونه تصویر ۱۰۸۰ را با ۸۰ فریم و ۴k را با ۳۰ فریم نشون بده و واقعیت مجازی را هم پشتیبانی می کنه. دیگه چی بهتر از این :n:

    ۱۰

  • ۱۳۹۵/۰۹/۲۹ در زمان ۲۱:۴۹:۲۹

    تا جایی که یادم میاد کلا من ۱ دی هر سال با امتحان مواجه شدم (تک‌و توک شاید چند شب یلدا درس حسابی داشتیم)، فردا هم باید برم ..... بدم. ۲ تا امتحان که یکیش پایان ترمه یکیش میانترم.آقا من بخونم نیوفتیم امتحانو. شب یلداتون مبارک :15: :15:

    ۰۰

  • ★★★
    ۱۳۹۵/۰۹/۳۰ در زمان ۰۱:۱۸:۱۵

    وقت و حال نیست، برای همین خیلی خلاصه و جمع‌وجور
    اولین کنسول: دریم‌کست
    اولین بازی‌ها : Sonic Adventure , Sonic Adventure 2 . Crazy Taxi , SNK VS Capcom , Garou MArk of the Wolves , NBA Jam , Soul Calibure چقدر من بچه بودم مبارزه‌ای بازی می‌کردم :D
    هنوز هم جایگاه و خاطره‌ی خوش این کنسول و اندک بازی‌هایی که روش تجربه کردم بسیار بسیار ارجمند و گرانبها هستند :15: همسایه روبروییمون هم پلی‌استیشن۱ داشت. یه روز من خونه اون بودم پای اون کنسول، یه روز اون خونه من بود پای این کنسول :27:
    یاد دیسک‌هایی که به سی‌دی بوت نیاز داشتند بخیر. اول باید سی‌دی بوت رو میزاشتی، بعد یه عکس گوزن! میومد، بعد دیسک رو درمیاوردی و دیسک بازی رو میزاشتی! هیچوقت هم یه مموری کارد نگرفتم براش!! همیشه از اول :D
    اولین شماره دنیای بازی هم یادش بخیر... پرونده خدای‌جنگ سوم بود. اخ که چقدر من از این سری بدم میاد :11: .شماره بعدی هم که خریدم یه نقد عالی از اقای نمازیان داشت باری شاهزاده‌پارسی پنجم و یه پرونده فوق‌العاده برای الن‌ویک رمدی. اخ که من چقدر این دوتا بازی رو دوست دارم :15:
    از یلدا هم بغیر از امسال اخرین بازی که برامون خاص برگزار شد مربوط میشه به شاید ۵ سال قبل! شایدم بیشتر...ولی امسال باز یه حرکتی زدیم و کمکی با دمیدن چیز‌میز هایی از باقی روز‌ها اندک مقداری خاص‌ترش کردیم.

    ۰۰

  • ۱۳۹۵/۰۹/۳۰ در زمان ۰۱:۳۱:۳۶

    یلدای همگی مبارک .
    وقتی صحبت خاطرات بازی های شب یلدا میشه من یاد سال های سروری ps1 میفتم و بازی های چند نفره خاطره انگیزی مثل metal slug و کراش (بخصوص crash team racing ) که با بچه های فامیل بازی میکردیم و تا زمان خداحافظی دسته رو زمین نمی گذاشتیم . یلدا شب کنار هم بودنه . کار هم باشید حتی سر کنسول . شب خوش. ;) ;) ;)

    ۰۰

  • ۱۳۹۵/۰۹/۳۰ در زمان ۰۲:۵۳:۳۷

    اول شب یلدارو به همه تبریک میگم :15: :15: :15:
    دوم بریم سراغ اولین بازیها...راستشو بخواید به شخصه دقیق یادم نمیاد اولین بازی کردم که چی بود، ولی خب یکی از اولین بازی‌هایی که اون موقع انجام دادم، اولین نسخه تومب ریدر بود که ما بهش میگفتیم دختر کماندو (بقیه رو نمیدونم چی صداش میزدن :24: )، یادمه تو همون اولین مرحله که داخل غار هستش بعد از کشتن ببرها! (فک کنم) دیگه نتونستم جلوتر برم. البته یه حالت دیگه ام داشت که فک کنم توی امارت لارا میتونستیم آزادانه دور بزنیمو و تمرین کنیم. بازی Virtua Cop هم اصن دیوانش بودیم...هیچ وقت این بازی رو یادم نمیره، به خصوص دو نفرش که فوق العاده بود برای ما.
    بازی داینو کرایسیس هم بود که همین تازگیااا اسمش رو فهمیدم، دهن خودمو اسفالت کردم بتونم بازیش کنم رو سیستم خودم آخر نتونستم، هی عکسای جلدشو میدیدم هی حرص میخوردم (البته یخرده شو تونستم خونه ی یکی از اقوام بازی کنم که دیوونه ترم کرد)
    کلا اون موقع یه لذت خاصی تو بازی کردن بود، ولی الان اصلا حس و حالش نیست، نمیدونم چرا :( :( :(

    ۰۰

  • ۱۳۹۵/۰۹/۳۰ در زمان ۱۱:۰۷:۲۶

    یلداتون با تاخیر مبارک.
    والا از دی بازی و دو هفته نامه ی دی بازی من چیزی نگم بهتره چون همش خاطرس.دلمونم برای سید طه رسولی تنگ شده.
    بهترین خاطره از دوران گیمری من اینه که میکروی من خراب شده بود خیلی گریه میکردم تا اینکه بابام یه شب صدام زد دیدم یه چیزی پشت پرده قایم کرده...حالا حدس بزنید چی بود؟ خخخ
    پرده روز کنار از ۷ عدد کنسول میکروی خوشکل رونمایی کرد برام.
    هرچند هر ۷ تاشونو خراب کردم بعدا خخخ.

    ۰۰

شما باید ورود برای ارسال نظر