توسط دنیای بازی در ۸ آذر ۱۳۹۴ , ۱۸:۰۰

بزرگ‌ترین عذاب دنیا در این روزها این است که قید بازی کردن جدیدترین بازی استودیوی بتزدا، فال‌آوت ۴ را بزنی و بنشینی پای کامپیوتر و فایل ورد را باز کنی و شروع کنی به نوشتن درباره‌ی بازی‌ایی که آنقدر بزرگ و تمام نشدنی است که توصیفش در یک نقد محدود دو سه هزار کلمه‌ای جمع و جور نمی‌شود. نه که نوشتن درباره‌ی بازی عذاب آور و خسته کننده باشد که نیست و می‌شود درباره‌اش نوشته‌ها نوشت و بحث‌ها کرد و خسته هم نشد. تنها ایراد کار این است که دنیای بزرگ این بازی مثل گردابی تو را درون خودش می‌کشد و این کشیده‌ شدن جزو لذت بخش‌ترین بلعیده شدن‌های زندگی گیمرهای عاشق این جور بازی‌هاست. و وقتی مجبوری بازی کردن را رها کنی و بنویسی اگر عذاب آور نیست پس چیست؟!مثل پرونده‌ای که برای متال گیر سالید ۵ کار کردیم، این بار هم یک پرونده‌ی پر و پیمان درباره‌ی این آخرین بازی بزرگ بتزدا آماده کرده‌ایم که شامل یک نقد و دو یادداشت است.

با پرونده‌ی مفصل بازی فال‌آوت ۴  همراه دنیای بازی باشید.

ادامه در صفحه بعد

نقد بازی

نکات مثبت

بزرگ
مفرح
غنی
جذاب
قصه‌گو

نکات منفی

باگ

auto
زباله
دیدگاه
۳۴ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:27: 
:D 
:40: 
:44: 
:-) 
:10: 
:41: 
:60: 
;) 
:59: 
:( 
:16: 
:162: 
:13: 
:\ 
:22: 
:42: 
:11: 
:111: 
:17: 
:20: 
:wow: 
:| 
:49: 
:54: 
:56: 
:45: 
:47: 
:46: 
:43: 
:57: 
:like: 
:dislike: 
:metal: 
:51: 
:52: 
:55: 
:58: 
:48: 
:spoiler: 
:53: 
:steam: 
:xbox: 
:PS: 
:n: 
:50: 
:discord: 
 

34 Replies to “گنج بتزدایی | پرونده‌ای برای مهم‌ترین عنوان سال: Fallout 4”

  1. PrinCe S گفت:

    بسیار ممنون از آقایون قرالو،بهرامی و فخار..
    یه مقاله ی عالی دیگه از جنس دنیای بازی!
    خیلی عالی بود واقعا ممنون..
    همونطور هم که گفتن،بازی ای میشه،و صدالبته شده!،که تا مدت ها ازش حرف زده میشه..
    ول گشتن توی اون دنیای بزرگ،به نظر من خیلی از اسکایریم جذاب تره!متاسفانه زیاد توی بازی پیش نرفتم..فرصت نشده..اما همون مقدار کمی هم که رفتم،خیلی دلچسب بوده..
    باز هم ممنون! :۱۵:

    ۱ ۰
  2. پارسا گفت:

    پرونده ی خوبی بود بسیار هم مفید
    من هنوزم منتظرم ! :۱۵:

    ۱ ۰
  3. A.F.A گفت:

    تشکر بسیار از هر سه نویسنده مقاله بخصوص اقای قرالو که مثل همیشه با یه متن زیبای دیگه شروع کردن به قلقلک دادن حس گیمریمون :۱۵:
    کل تجربه فال اوت زدن من مربوط میشه به وگاس جدید اونم فقط ۱۲ ساعت!!تجربه عجیبی بود.از طرفی از بازی واقعا خوشم اومد و از طرف دیگه رو اعصابم بود.یه دوستی و دشمنی که در اخر به جدایی منجر شد!!
    برای بازی کردن شماره چهارم هم نه کنسول نسل هشتی دارم و نه سیستم قویی.هروقت فرصتش پیش اومد،از دستش نمیدم.واقعا هم حیفه همچین نقد زیبایی رو بخونی و بعد نری سراغ بازی :-)

    ۲ ۰
  4. RYU گفت:

    گرافیک فرا ما قبل نسلی این عنوان هرگز باعث آزار گیمر نمیشود و گیمر حتی در طول زندگی کردن با فال اوت ۴ به آن فکر نمیکند .
    پر از ماموریت ها و ساخت و ساز های اختیاری که نمیدونم چرا برای گیمر کاملا اجباری میشود شما می تونید انجام ندید اون ماموریت ولی یک حس بسیار لعنتی شما رو ترغیب به انجام اون ماموریت میکند اگر انجام ندهید احساس گناه سراسر وجودتان را فرا میگیرد .

    ۰ ۰
    1. Mr.Ambitious گفت:

      در ضمن حق اش رو هم توی متا خوردن…
      این رو یادت رفتی بگی سعید خان :۲۴:

      ۰ ۰
  5. عالی بودممنون

    ۰ ۰
  6. عالی بودممنون :۱۵:

    ۰ ۰
  7. PSYCHO MANTIS گفت:

    تشکر
    همونطور که قبلا گفتم بازی سال بنده چیزی نیست جز Fallout 4!
    و ۱۰ کامل برازنده اش هست. :۱۵:

    ۰ ۰
  8. Sirius گفت:

    خسته نباشید
    من نمی دونم چه اتفاقی افتاده ! احتمالا یه حسی در درون من تغییر کرده! ۴ سال پیش که اسکایریم اومد واقعا ازش بدم اومد و با خودم گفتم دیگه با با بازی های بتسدا کاری ندارم!
    اما نمی دونم فال اوت ۴ با من چی کار کرده که حتی همین ۱۳ ساعت هم برای من واقعا لذت بخش بوده!
    واقعا بازی عالیه!
    با جز نکات منفی که گفتم و البته گان پلی نه چندان خوبش ایراد دیگه ای نمیشه بهش گرفت!

    ۰ ۰
  9. SleepyMan گفت:

    قصد تهیه بازی رو نداشتم اصولا RPG باز نیستم ولی نقد آقای قرالو رو خواندم ۱۰۰% مطمئن شدم بازی رو تهیه کنم مرسی!

    ۰ ۰
  10. eagles گفت:

    هیچوقت طرفدار بازی های بتسدا نبودم ولی این انصافا فوق العاده س. البته داستانش ضعیفه اصلا هم کشش نداره تا حالا هم اصلا درگیر مرحله های اصلیش نشدم ولی گشتن تو محیط بازی لذت فوق العاده ای داره
    در ضمن بهترین ایستگاه رادیویی هم ایستگاه diamond city هست. ایستگاه کلاسیک به درد عمه آهنگ ساز میخوره :۲۴:

    ۰ ۰
  11. تشکر فراوان از دوستان عزیز بابت پرونده
    چقدر با متن یونس موافق بودم و چقدر جای متین ایزدی در این پرونده خالیه! که حداقل به شوخی که باهاش کردین جواب بده…
    کاش بازی به همین اندازه که ازش تعریف شد خوب بود.

    ۰ ۰
  12. Green گفت:

    این پرونده دوباره منو برد به روز های خوب دیبازی .
    دست همه درد نکه ، خیلی عالی بود.

    ۰ ۰
  13. Vic Boss گفت:

    مطلب واقعا عالی ای بود! دستتون واقعا درد نکنه
    یه تشکر ویژه از آقای قرالو عزیز
    هنوزم تو قلب ما جا دارین!
    یه خسته نباشید هم به یونس بهرامی عزیز و آقای فخار میگیم که حسابی گل کاشتن…

    ۰ ۰
  14. MGS SNAKE گفت:

    واقعا یکی از قوی و پر محتوا ترین مقاله های اخیر بود که خوندم، تشکر از نویسندگان
    قدم گذاشتن در دنیای ویست لند و پی بردن به جزییات بازی مثل عناوین قبلی بتزدا خودش به همه چی می ارزه

    ۰ ۰
  15. daaanteee گفت:

    یکی از بهترین پرونده ، متن ، نقد هایی که تو این چند سال خوندم
    هرچند ابزار انجام بازی رو الان ندارم
    سپاس از رضای عزیز و یونس عزیز و آقای فخار

    ۰ ۰
  16. The Last Son گفت:

    من از خودم تعجب می کنم که چرا تا حالا نگرفتمش

    ۰ ۰
  17. به بازی ایرادات زیادی وارده. دیالوگ ها و داستان بازی خیلی یک جانبه هستن و تقریبا هیچ کنترلی روی این که شخصیتتون چه کسی هست ندارید. مخصوصا این که backstory انتخاب شده خیلی از جنبه های “نقش آفرینی” رو عملا از بین می بره. شما در هر صورت یک پدر یا مادر هستید و “باید” نگران بچه تون باشید.
    اما به جز مشکلا ت بازی و موتور به درد نخورش، مهم اینه که بازی حال میده! Fallout 4 از انتظارات من پایین تر بود، ولی بازی خوبیه. با این حال مطمئنم Game of the Year نخواهد شد.

    ۰ ۰
  18. mhs گفت:

    من موندم چطور به متال گیر با اون عظمت دادین ۹.۳ و کلی ایراد مسخره گرفتین اونقت به این بازی دادین ۹.۵
    یه عده جوگیر بازی نقد میکنن

    ۰ ۰
    1. Meysam.B گفت:

      برای اینکه منتقداش یکی نبودن!

      ۰ ۰
  19. سلام علیکم!
    با تشکر از این پرونده.
    جای طه رسولی خالیه. نکنه بخاطر کم لطفی های بعضی از دوستان قهر کرده با سایت؟؟

    فال اوت بازی محشریه. نمیدونم چرا اینقدر بهش کم لطفی کردن ولی واقعا نامردیه که بخاطر گرافیک اینقد دری وری بارش کنن. البته باگ زیاده ولی بازم همیتی نداره. اینقد تو دنیای بازی فرو رفتن آسونه که باگ ها رو به هیچ جات نمی گیری!

    با وجود این که سرم این همه شلوغه بازم این بازی رو از دست ندادم. تا این ثانیه ش هم یک لحظه از وقت گذاشتنم پشیمون نشدم.

    منتقدان گرافیکی ،
    خجالت بکشید.

    یا این بازی باید یازی سال بشه یا متال گیر. یا هم(جهنم!) بلاد بورن.
    ولی اگه ویچر بشه…
    رسما دست مادران داور های TGA را رو می کنم!

    ۰ ۱
  20. Farbod گفت:

    دست هر سه نویسنده درد نکنه که پرونده عالی رو نوشتن مخصوصا آقای قرالو که عالی نوشته بودن
    بازی واقعا عالی هست توی این ۳۰ ساعتی که من بازی کردم واقعا لذت بردم واقعا برای بازی زحمت کشیدن
    برای موفق بودن توی فال اوت ۴ فقط و فقط باید ولگردی یاد داشته باشی تا توی بازی پیشرفت کنی

    ۰ ۰
  21. biosignal گفت:

    صدای تیراندازی حواس پیرمرد را به جلب کرده بود.پیرمرد سعی کرد خود را به معرکه برساند تا شاید چیزی هم آن میان نصیبش شود. بعد از چند متری دویدن نفسهایش به شماره افتاده در سالهای دور بین دوستانش به نامه برقی معروف بود و حالا جز پوست و استخوانی از او نمانده بود. پس از مدت کوتاهی به دالانی رسید که سابقا جزو شبکه فاضلاب شهر به حساب می آمد. به نظر میرسید صدای دویدن پاهای ناتوانی در آن طنین انداز است هنوز برای وارد شدن مطمئن نبود که زنی سراپا خونین و وحشت زده از آن بیرون آمد . زن دست خود را محکم به بازویش می فشرد تا از ریختن خون بیشتر از محلی که سابقا بازویش در آنجا قرار داشت جلو گیری کند زن بدون توجه به پیرمرد نفس زنان به راه خود ادامه داد تا بالاخره محل مناسبی برای جان کندنش انتخاب کند.
    پیرمرد عزمش را برای وارد شدن جزمتر و به سمت دالان تاریک حرکت کرد. با این که به زندگی در سیاهچالها عادت داشت و دیگر هیولایی نبود که وی را بترساند ولی ترجیح داد چراق قوه ی زنگ زده اش را که به تازگی پیدا کرده و نامش را فرزند روشنایی گذاشته بود روشن کند. رد خونی را که از شانه ی زن بخت برگشته ریخته بود گرفت و به جسد دو مرد که با شاتگان مثله شده بودند رسید. جسدها کاملا تازه بودند و خونی که از بدنشان بیرون ریخته بود هنوز لخته نشده بود با دیدن اجساد پیرمرد چراغ قوه اش را خاموش کرد وشش لول بزرگی را از کمرش درآورد.به آرامی به کنار درگاهی که کنار اجساد قرار داشت خزید. نفسش را در سینه حبس کرد و بدون تولید صدایی سعی کرد نگاهی به داخل اتاق بیاندازد. چشمش را که در اتاق چرخاند متوجه مردی شد که پشت یک میزه کهنه نشسته و با تشتکهایی که روی میز ریخته بود به شدت مشغول شده است به طوری که متوجه اطرافش نیست . او حتی فراموش کرده بود در را پشت سرش قفل کند. پیرمرد سرش را کمی بیشتر بیشتر به داخل آورد تا بهتر ببیند که ناگهان چشمش به جسم آشنایی روی دیوار افتاد
    «همون لگن لعنتی» این تنها جمله بود که از ذهن پیرمرد میگذشت . پیرمرد قسمت قابل توجهی از عمرش را صرف لگن کرده بود اما خودش هم چرای آن را نمی دانست. چه کسانی را در راه آن نکشته و چه راههایی را در پی آن نپیموده بود. ولی چه فایده؟ تنها چیزی که او لمسش میکرد تنهایی بود و دنیای مخوفی که هرلحظه در اطرافش فرومی ریختلگن دیر زمانی با زرق و برقش همه توجه پیر مرد بیچاره را از آن خود کرده بود اما حالا دلش از آن چرکین بود . درعین حال که قدرت مخوف لگن را می ستود از آن کراهت داشت .مرد پشت میز همچنان در حال ور رفتن با تشتک هایش در دنیای افکارش فرو رفته بود و متوجه حضورش نشده بود. پیرمرد سری تکان داد و از اتاق دور شد و تصمیم گرفت آن مرد را با لگنش تنها بگذارد . وقتی از دالان خارج شد تنها یک جمله را زیر لب زمزه میکرد
    خون بیشتری خواهد ریخت!
    ____________________
    بعد از مدتها یک مقاله ی عالی و پر از شور و شوق توی سایت دیدیم از هر سه نویسنده ممنون

    ۰ ۰
  22. biosignal گفت:

    نمره گرافیک چرا ثبت نشد؟! :۲۱:

    ۰ ۰
  23. Edward kenway گفت:

    بازی خوبیه ولی گرافیکش ضعیفه :(

    ۰ ۰
  24. nobody گفت:

    پرونده ی بامزه و هیجان انگیزی بود
    خیلی ممنون از هر ۳ عزیز(خصوصن آقا رضا) که برای تهیه این مقاله حسابی وقت گذاشتن

    “لگن اسطوره‌ای” :۲۴:

    ۰ ۰
  25. Very Big Daddy گفت:

    تشکر بابت نقد
    من که ۶ ساعت بیشتر بازی نکردم پس نظر خاصی نمیدم اما تشکر بابت زحمتتون.

    ۰ ۰
  26. caner 2 گفت:

    باز هم بگید متال گیر گوتی میشه :lol: :lol: :lol: (دوستان منظور خاصی ندارم لطفا حمله ور نشید :۲۳: )
    متاسفانه توی بازار ایران به شدت بازی رو گرون میفروشن و فکر نکنم تا دو سال آینده هم فروشنده های عزیز قیمت را پایین بیارن :۱۲: بازی رو هم که حتما باید خرید و با یه هفته و دو هفته دردی درمان نمیشه.مخصوصا با این بازی های در حال ریزشی که همه شون رو هم باید تجربه کرد :!:

    ۰ ۰
  27. Peyman A گفت:

    پرونده فوق العاده اى تدارک دیدین،من یکى رو بردین به ۵ سال قبل،پرونده هاى مجله…
    بازى وسعت رو در تمامى ابعاد تعریف کرده.دیده شده که وقتى از وسیع بودن یه عنوان صحبت میشه صرفا ذهن و فکر گیمر میره به سمت وسعت و پهناور بودن محیط بازى ولى این بازى به بهترین شکل کلمه وسعت رو در فرهنگ نامه بازیهاى ویدیویی بازتعریف میکنه و به عنوان بهترین مثال میشه به وسیله اون معناى وسعت رو به مخاطب نشون داد،وسعت سرزمین،گیم پلى،کرفتینگ و ساخت و ساز،مکان هایی با بیشترین تعداد جزئیات براى جستجو،مراحل فرعى بسىار پر محتوا که باعث میشه تکیه بازى رو بر مراحل اصلى تا حد زیادى کم کنه،تصمیم گیرىبراى سرنوشت بوستون با توجه به متر و معیار شخصى خودتون(انتخاب بین کدوم گروه براى پاکسازى شهر) و …
    امیدوارم زودتر یه آپدیت کنسولى بده.بدجور خوردم به گلیچ،ساختمون ماشین سازى کوروِگا پدرمو در آورده،نه تونستم کوئستش رو کامل کنم نه لوتش کنم.به محض ورود به ساختمون یا گیر یه لودینگ طولانى و بعد کرش به داشبورد کنسول میو افتم یا بازى درگیر فریم صفر میشه و در جا فریز میکنه و بعد از چند دقیقه به قول یکى از رفقا همه چى ذوب میشه و یهو سر از زمین و آسمون در میارى مثه روح از دیوار رد میشه خلاصه بازگشت به سیو قبلى…
    در کل بعد از متال گفتم حالا حالا ها گیر نمى افتم که گیر صد برابر بدترش افتادم،خوش بگذرونید در وست لند…

    پ.ن:به نظرم اگه گرافیک تاریخ مصرف گذشته و باگ هاى مسخره وجود نداشت بازى بى شک نمرش بالاى ٩٠ بود.البته این کم شدن نمره فقط باعث شد جمعیت جدیدى(گیمرهاى نسل جدیدو نوجوان) که قرار بود جذب بازى بشن خیلى محدودتر شه فقط.

    ۰ ۰
  28. همه چیز شد گشت و گذار؟
    پس کو اون تاثیر نقش افرینی و انتخاب های مهم در طول قسمت های اول و دوم این سری که برای رد کردن هر ماموریت میشد چندین و چند راه رو امتحان کرد.
    فال اوت۴ پر شده از این تعریف که چه دنیای بزرگی، به به عجب زرهی چه رایدری عجب باس فایتی
    همه اینا قبلا هم بودن ولی چیزی که نیست و هیچ وقت هم محقق نخواهد شد روح فال اوتی است.

    ۰ ۰
    1. Peyman A گفت:

      نمیشه بگى به کل این روح رو از دست داده ولى به غیر از چند جا آنچنان محسوس نیست،انتخابها تاثیر گذاریشون صرفا بر روى آینده مشارکتت با یکى از ٣ گروه مختلف بازى هست.

      ۰ ۰
  29. C.J گفت:

    نمره ی کلی ۸.۷

    ۰ ۰