یه بویی میاد؛ پاییز؟ مهر؟ درس؟ ماه مهر

توسط شاهین رستم‌خانی در ۲۶ شهریور ۱۳۹۳ , ۲۱:۲۹

این بویی که دارد می‌آید و همه‌جا را هم پر کرده، نه بوی سوخته‌ی دماغِ دشمنان است و نه کبابِ خانه‌ی همسایه‌مان؛ بلکه بوی پاییز و مهر و مدرسه و دانشگاه است! همین جاهایی که برایش سرود می‌سازند و بی‌خودی خوشحال می‌شوند! والله ما که هر کسی را در نزدیکی‌های مهرماه دیدیم، طفلکی زانوی غم بغل گرفته بود و به انتظارِ غروب جمعه‌ای بارانی نشسته بود تا زار زار گریه کند! و آن چیزی نیست جز ماه مهر!

صبر کنید ببینم؛ اصلا مگر بوی ماهِ مدرسه گریه و زاری دارد؟ اگر از خودتان خجالت نمی‌کشید از آموزش و پرورشِ عزیزمان بکشید! اصلا سازمانی به این زحمتکشی تابحال در عمرتان دیده بودید؟ آن‌قدر همه چیزش درست است که فِرت و فِرت نخبه می‌فرستد خارج؛ بعد بعضی از دشمنان هم می‌آیند و می‌گویند فلانی‌ها فرار کردند با مغزهای‌شان! آخر تو که چیزی بارت نیست چرا نظر می‌دهی؟ فرار کجا بوده مرد حسابی؟ خب فرستادیم‌شان به دنیا خدمت کنند دیگر؛ آخر ما که همه چیزمان درست است باید به فکرِ آن بدبخت بیچاره‌هایی باشیم که در آزمایشگاه‌های لاس‌وگاس و ناسا کمک می‌خواهند؛ گناه دارند دیگر چرا درک نمی‌کنید؟ ای بابا

y9dndw75b9nl0384j16

تازه این که چیزی نیست؛ مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها به فکر سلامتیِ جسم‌تان هم هستند. باور نمی‌کنید؟ به جان خودم راست می‌گویم! یک صبحِ زود زمستانی را تصور کنید که شیشه‌های اتاق‌خواب‌تان از سرمای بیرون و گرمای بخاری، عرق کرده و خودتان هم که زیرِ پتوی گرم و نرمی دراز کشیده‌اید، چشمان‌تان سخت سنگین است؛ یعنی جان به جان‌تان هم کنند می‌خواهید یک لحظه‌ی دیگر در زیرِ آن پتوی لعنتی بخوابید؛ آن وقت یک زنگِ روی اعصاب، می‌گوید «دینگ دینگ، دینگ دینگ»! یعنی باید از آن بهشتِ گرم، به جهنمِ یخ‌زده‌ی خارج از تخت‌خواب بروید! خدایا این را از من نخواه! حالا که بیدار نمی‌شوید که؛ زنگ ساعت را روی پنج دقیقه دیگر می‌گذارید؛ خب پنج دقیقه هم پنج دقیقه هست! بعد می‌آیید و بر لبه‌ی تخت می‌نشینید؛ پتو را می‌کشید روی سرتان؛ بالش را بغل می‌کنید که ناگهان با مغز به کفِ اتاق فرود می‌آیید و دوباره صدای زنگ بلند می‌شود! آه چقدر زود پنج دقیقه گذشت. به هرحال وقتِ بیدار شدن است و حالا چشم بسته باید دست و صورت‌تان را با آبِ قندیل بسته بشویید و صبحانه هم بخورید؛ اشتها هم ندارید چون هنوز ویندوزِ بدن‌تان بالا نیامده اما خب چاره‌ای نیست!

ترول های جدید  ترول های خنده دار  تر

با این همه بالاخره از خانه هم خارج می‌شوید و زیر باران و برف و طوفان با هزار بدبختی خودتان را به محلِ آموزش (!) می‌رسانید. خیلی هم عالی! حالا چه می‌شود؟ هیچ؛ معلم یا استاد می‌آید و از خاطراتِ دوران جنگ برای‌تان صحبت می‌کند. البته در این شرایط که اصلا نمی‌شود از گرانی و رکودِ بازار حرفی نزد که! آخرش هم یک نصیحتی به همه‌ی بچه‌ها می‌کند تا کارش تکمیل شود؛ در انتها هم سرش را پایین می‌اندازد و می‌رود! دست گل‌اش هم درد نکند. ساعتِ بعد چه؟ بله معلم / استاد تشریف نیاورده‌اند! برویم دسته جمعی سماق تهیه کنیم و بمکیم تا گرم شویم! یعنی آن همه جان کندن و از روی تخت بلند شدن و زیر باران به طرزِ غیرِ عاشقانه‌ای هم  تا مکان آموزشی قدم زدن، به غزلیاتِ استاد ختم می‌شود و گپ زدن با دوستان! به جانِ خودم، هم غزل‌های بهتری در کتاب‌خانه‌ی خانه‌ی خودمان موجود است و هم ارتباطی صمیمی‌تر با دوستان!

این هم برای پشتِ کنکوری‌ها؛ آن‌وقت مثلا دبیرانِ ریاضی و فیزیک که در مدرسه فقط از کنارِ پنجره ره‌گذرهای خیابان را دید می‌زدند، حالا می‌گویند که اگر در کلاس‌های کنکوریِ ما نیایید که اصلا قبول نمی‌شوید! بعد می‌روی پیش‌شان می‌بینی همان مسئله‌ای که سه صفحه‌ی دفترتان را فقط راهِ حل‌اش پر کرده بود و اصلا یک اوضاعِ قمر در عقربی ساخته بود که مجبور بودید با هزار اشاره و علامت و فلش‌گذاری، خط‌ها را به هم پیوند دهید، ناگهان حاصل‌اش با یک خط کشیدن روی ایکس، به دست می‌آید! خب آخر مرد مومن، همین را سرِ همان کلاسِ کوفتی می‌گفتی دیگر! چرا بی‌خودی حرص‌مان را در‌می‌آوری؟ به جانِ خودم پولِ آن کلاس کنکورت را هم می‌دادیم اگر زودتر می‌گفتی ازین میان‌برها هم بلدی!

78328_410

بعد با هزار بدبختی و استرس و هزارجور کلاس‌های کنکور و فوقِ برنامه بالاخره کنکور را هم قبول می‌شوی؛ فکر کردی مثلا مردم می‌روند دانشگاه تا همسرِ دل‌خواه‌شان را پیدا کنند؟ فکر کردی می‌روند به دنبالِ نیمه‌ی گمشده‌شان در دانشگاه بگردند؟ ای بابا این دیگر چه افکاری‌ست؟ آن‌ها می‌روند درس بخوانند، علم‌اندوزی کنند؛ می‌فهمی؟ مگر دانشگاه جای این کارهاست که بروی و به خواهر و برادرِ هم‌وطن به چشمِ دیگری نگاه کنی؟ پس علم چه می‌شود؟ همان که بهتر از ثروت نیست! شما اول برو دانشگاه علم را به دست بیاور، بعد آن دختر هم خواستگارِ مایه‌دارش را رد می‌کند به خاطرِ تو! می‌گوید ثروت چیست آخر؟ فقط علم را عشق است و بس! می‌بینی؟ بعد هی از ابتدای خلقت تابحال بپرسید که علم بهتر است یا ثروت! ای بابا

اما حتا اگر در این مسابقات هم شرکت می‌کنید (منظور همان مدرسه و دانشگاه است چون کاربردِ دیگری جز مسابقه دادن ندارد) بدانید که مطالعه‌ی آزاد و موردِ علاقه‌تان یک چیزِ دیگری‌ست. درس می‌آید و می‌رود. البته بگذریم از این‌که همه‌ی شرکت‌ها منتظرند تا شما فارغ از تحصیل شوید و بیایند استخدام‌تان کنند! اوو آن‌قدر کار ریخته که نمی‌دانید بعد از تحصیل‌تان کدام یکی را انتخاب کنید! اما در کنارِ این‌ها مطالعه‌ی آزاد هم داشته باشید. بخدا از سینوسِ زاویه‌ی ۳۷ درجه کاربردِ مفیدتری در زندگی‌تان خواهد داشت و بیشتر به دردتان می‌خورد!

13883867492822

در آخر هم بازی‌های ویدیویی و فیلم‌های سینمایی و تفریح را فراموش نکنید. ذهن، پس از آن شکنجه‌هایی که خدمت‌تان عرض کردم (یعنی همان بیدار شدن و رفتن به شکنجه‌گاه؛ ببخشید آموزشگاه!)، به استراحت و تفریح هم نیاز دارد تا خستگی‌اش دربرود. مدیونید اگر فکر کنید که سیستم آموزش پرورش‌مان شما را شکنجه می‌دهد و هیچی هم به علم‌تان اضافه نمی‌کند و شما فقط بیخودی خسته می‌شوید و چیزی هم یاد نمی‌گیرید! نخیر اتفاقا خیلی هم خوب است همه چیز! اصلا بروید خدا را شکر کنید که انقدر خوبیم و همه چیز هم سر جای خودش قرار دارد. حالا فهمیدید که چه بوی خوشی می‌آید؟ بوی ماهِ مدرسه!

توجه: این مطلب قصدِ هیچ‌گونه بی‌احترامی به زیباترین، رنگارنگ‌ترین و عاشقانه‌ترین فصل‌ها، یعنی پاییز را ندارد؛ بلکه صرفا از دیدگاهِ آموزشی و درسی و به کنایه از مدارس نوشته شده است. ما قدرِ پادشاهِ فصل‌ها را می‌دانیم.

دیدگاه
۱۱۵ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:27: 
:D 
:40: 
:44: 
:-) 
:10: 
:41: 
:60: 
;) 
:59: 
:( 
:16: 
:162: 
:13: 
:\ 
:22: 
:42: 
:11: 
:111: 
:17: 
:20: 
:wow: 
:| 
:49: 
:54: 
:56: 
:45: 
:47: 
:46: 
:43: 
:57: 
:like: 
:dislike: 
:metal: 
:51: 
:52: 
:55: 
:58: 
:48: 
:spoiler: 
:53: 
:steam: 
:xbox: 
:PS: 
:n: 
:50: 
:discord: 
 

115 Replies to “یه بویی میاد؛ پاییز؟ مهر؟ درس؟ ماه مهر”

  1. daaanteee گفت:

    بوی پائیز و بازیهای جدید
    :۱۵: :۱۵: :۱۵:

    ۰ ۱
    1. daaanteee گفت:

      با تشکر از شاهین عزیز بابت مقاله
      :*: :*: :*:

      ۰ ۰
    2. Nate Drake گفت:

      آخ گفتیو کردی کبابم :11:
      همون ماهِ بوی مدرسه اویل ویثین میاد :۱۴:
      تسلیت به همه محصلان و تبریک به همه اهل دلان :۲۴:

      ۰ ۰
    3. Dark Light گفت:

      اصن لذتی که در بازی کردن موقع امتحانات ترم هست در انتقام نیست :۲۴:
      من بتل ۴ رو دقیقا شب امتحان فیزیک ترم یک پارسال تموم کردم ;)
      نمرم هم در کمال ناباوری شد ۲۰ :۲۶:
      بعدن اینا هی بیان بگن بازی کردن به درس خوندن لطمه میزنه :۱۸:

      ۰ ۰
    4. aliya گفت:

      مقاله قشنگی بود کلی خندیدیم…

      ۱ ۰
  2. saket244 گفت:

    ما که از شر مدرسه راحت شدیم

    ۰ ۰
  3. alisoltani گفت:

    :۲۶: :۲۵: :۲۴:
    ترکیدم از خنده :۲۶:
    —————————————–
    کنایه های خوبی زده بودی آورین آورین

    ۰ ۰
  4. bomberman گفت:

    ترول ها خیلی خوب بود…مخصوصا آخری… :۲۵: :۲۵:
    دانشگاه فقط به امید غیبت کردن میرم… :۲۶: :۲۶: :۲۶:

    ۰ ۰
  5. Marshal Reza گفت:

    خییلى زیاد بود. نصفشو خوندم :13:

    ۰ ۰
  6. masterezi0zzz گفت:

    :۲۶: :۲۶:
    اینقدر برین مدرسه و دانشگاه دهنتون سرویس شه :۲۵: :۲۵:
    ولی واقعا شما این مدرسه های الانو مدرسه میدونین؟یه نگاه به کتاب شیشمی ها بندازین میفهمین چی میگم :۲۳:
    اینا کجا و مدسه های دهه شصت کجا :11:
    هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی زندگی

    ۰ ۰
    1. solid snake گفت:

      مگه کتاب شیمی های جدید چشونه؟

      ۰ ۰
    2. kilzone64 گفت:

      هیچی فقط حجمشون نصف شده و مطالبش ت.می شده :۲۴: :*:

      ۰ ۰
    3. mjny1375 گفت:

      همین نوشتی گفتم الان ۹۰ سالته

      ۰ ۰
  7. Isaac clarke گفت:

    ممنون شاهین جان
    لذت بردیم از متنت!ترول هات هم قدیمی بودن ولی همه قشنگ بودن!
    در کل حس بدیه!ولی همه دوسش داریم

    ۰ ۰
  8. پارسا گفت:

    ماکه فوقو به زور گرفتیم تموم شد درسو دانشگاه :۱۵: گ* ترین دوران زندگی تو مدرسه رقم میخوره الی سال سوم دبیرستان :۱۵:

    ۰ ۰
    1. Younes Mirzaie گفت:

      ما که همین سوم دبیرستان فیزیک شهریور هم افتادیم، نمی دونم چه خاکی به سرم بریزم :۲۶:
      البته سر کلاس خیلی خوش میگذشت :۲۴:

      ۰ ۰
    2. Venom Snake گفت:

      خب پس خدا رو شکر سال خوبی در پیش دارم :۲۴: :۲۵:

      ۰ ۰
  9. knight artorias گفت:

    خدایش با این پاییز یکی از حال گیر ترین زمان هاست ولی به بازیاش می ارزه
    چقدر از بالا این ترولا خندیدیم :۲۵: :۲۵:

    ۰ ۰
  10. Venom Snake گفت:

    دمت گرم عالی بود :۲۵: :۲۶: :۱۵:

    ۰ ۰
  11. Younes Mirzaie گفت:

    عالی بود :۱۵: :۲۶:

    ۰ ۰
  12. Gish2012 گفت:

    امسال پیش هستیم و این مدرسه میخواد پدر ازمون در بیاره! گیر یه معاون آموزشی خری افتادیم که نگو! یکی در میون باید تا نه شب مدرسه باشیم! بعد شش سال هم باید لباس فرم بپوشم. :۲۳:
    انشاالله که امسال هم سریع بگذره و کنکور رو مشتی بدیم و یه رشته خوب قبول بشیم!

    ۰ ۰
    1. Venom Snake گفت:

      کجا میری مدرسه سید؟؟؟
      شرایطت خیلی شبیه منه گفتم شاید یه جا باشیم! :۲۴:

      ۰ ۰
    2. Gish2012 گفت:

      ما تهران هستیم منطقه ۱۲! شما چطور؟ :۲۴:

      ۰ ۰
    3. Venom Snake گفت:

      خب پس :۱۸:
      من پردیسم باو…منطقه ۱۸ آموزش پرورشه!

      ۰ ۰
    4. Nate Drake گفت:

      من اگه جات بودم این یه سالو دورِ بازی کردنو خط میکشیدم سید جان!
      یک سال بخور نون تره… ۲۰ سال بخور گوشت بره :۲۴:

      ۰ ۰
    5. Dark Light گفت:

      تا ساعت نه شب ؟؟؟؟ :|
      پیش های مدرسه ما کلا مدرسه نیستن :lol:
      ۳-۴ روز در هفته میان مدرسه اونم نصفه نیمه. روزی یه زنگ :lol:

      ۰ ۰
  13. MahanGM گفت:

    لعنت بر ماه مهر :۲۳:

    ۰ ۰
  14. Nima گفت:

    ممنون از متن خوبتون…
    ما که چندسالی میشه دوران سیاه مدرسه رو پشت سر گذاشتیم. با کلی خاطراتِ … ولش کن!! :۲۳:
    الان پاییز واسه من فقط یه معنی داره…
    کلی بازی جدید و درجه یک! :۱۵:

    ۰ ۰
  15. به نظر من که بوی گوه داره میاد :۲۱: :۲۱: :۲۶: :۲۶: :۲۶: :۲۶:

    ۰ ۰
  16. ****Ice Boy**** گفت:

    متن باحال و جالبی بود ممنون
    من که امسال دانشجو شدم خیلی شوغو ذوق دارم برای دانشگاه مخصوصا اینکه دانشگاهی که میخواستم قبول شدم اصن حالو هوای مهر امسال کاملا با هر سال فرق داره کلا مهر امسال دوس دارم :۱۵:
    همیچنین علاوه بر این با امدن پاییز و زمستان همونطور که دوستان گفتن بازی ها خوبی در راه که از این خشکسالی خلاص میشیم :۱۵:
    درکل برای ایام پیش رو خیلی خوشحالم و منتظر :۱۵:

    ۰ ۰
  17. RYU گفت:

    وجدانا مدرسه و دانشگاه های الان با هتل تفاوتی نداره !!!!!!!!! :11:
    دانش آموزان شلوار جین می پوشند
    مدل مو مکتاویشی
    موبایل و تبلت
    هر ساعتی دوست دارند بروند بیایند
    ——————————————————
    در گذشته دور
    صبحگاه مشترک توی مدرسه ساعت ۶:۳۰ همه سر صف ( به یک خط از جلو نظام ) پادگان و مدرسه یکی بود
    همه بلا استثنا کچل اونم یک دست ! بالای سر نمره ۸ و دور سر نمره ۴ اخراج دائم از مدرسه
    شلووار جین پوشیدی !!!! تو صبحگاه مشترک از سوی ناظم فراخوانده میشوید از بین ۴۰۰ دانش آموز
    باید رد میشدی با حداکثر انگشت نمایی :11: در نهایت با جریمه سنگین روبرو میشدی
    اخراج دائم از کلیه سطوح تحصیلی
    غیبت ! ولیت بیار یا کسر نمره انضباط
    از یک سو موشک عراقی ها بود و از سوی دیگر مدیر و ناظم و معلمان داغون که فقط از درس دادن بلد بودند
    دانش آموزان را مورد آزار بدنی قرار بدهند و درس مان این شده بود
    هر کی چوب معلم بخوره گل و هر کی هم نخوره خله !!!! :11:
    یک تجدید خرداد می آوردیم و اگر شهریور قبول نمی شدیم و نمره آن درس زیر ۷ بود
    اون سال باید دوباره تکرار میکردی و از نو کلیه درس هارو می خواندی
    ( اگر تجدید میشدی نمره ۷ بود از قانونی به نام تک ماده استفاده میکردی
    فرضا درس ریاضی اگر تک ماده میکردی و سال بعدش کارت به شهریور میکشید
    و اگر دوباره تجدید میشدی با نمره ۷ تا ۹ دیگر نمی توانستید در آن درس تک ماده کنید
    چون سال قبلش اون درس تک ماده کردید )
    آره با !
    نسل سوخته که میگن ماها هستیم دهه ۵۰ و دهه۶۰
    نه دهه ۷۰ و دهه ۸۰
    —————————————-
    یک خاطره :
    بنده عینکی شدم سال دوم راهنمایی ( ۱۳۷۰ ) !!!!! شیشه های فتوکرومیک باب شده بود
    عینک اینجانب نیز از شیشه های فتو کرومیک پشتیبانی میکرد
    مدیر ابله مان آمد
    بچه جون تشریف بیارید !!! همه به خودشون اشاره میکردند
    بچه جون مگه بهت نمیگم بیا اینجا همونی که عینک دودی زده !!!!!!!!!!!!!!!!! :11:
    همه به من خیره شدند :11: در صبح گاه مشترک
    بنده هم رفتم بالای سکو
    بله آقای مدیر
    شما چرا عینک دودی زدی
    آقای مدیر این عینک طبی هستش اتوماتیک خودش در اثر شدت نور آفتاب دودی میشه
    جناب مدیر : بچه جون برو خودت رنگ کن
    من : :11:
    مدیر: عینک بده نگه دارم
    من : آقای مدیر این عینک طبی هستش به جان خودم :'(
    مدیر : برو از ولیت همین الان بیار
    من : آقای مدیر به خدا عینک دودی هستش :'(
    مدیر : اگر یک کلمه دیگه بگی اخراج دائم
    من : خوب آقای مدیر بزن به چشمت متوجه میشی :'(
    مدیر : بعد از چند لحظه مکث عینک به چشم ابله اش میزنه
    بعد لگن خاطره اش جلوی کلیه دانش آموزان از جا کنده میشود
    برای لاپوشانی گند کار خودش از خنده ریسه میرود
    و برای لاپوشانی بیشتر گندکاریش شروع به نطق میکند
    مدیر : کلا فیثاغورس بافت نهایت این بود ( بچه های عزیز این نشون میده دنیا پیشرفت کرده )
    ————————————-
    در نهایت مهر و تیر برای من دیگه فرقی نداره
    هر روزش یه رنگ و یه بو شده است
    ——
    ولی هیچ کاری توی این دنیا ساده تر از درس خواندن نیستش

    ۰ ۰
    1. Elgar Durand گفت:

      متاسفانه معلم های ما اکثریتشون عقده ای هستند !
      چون برع کس خیلی از کشورهای پیشرفته معلم ها و مدیر ها و ناظم های ما رو قشری از جامعه تشکیل میدهند که به شغل دلخواه خودشون نرسیدند و برا همین از سر اجبار به معلمی روی آورده اند

      ۰ ۰
    2. ترکیدم
      خاطره خوبی بود سعید خان
      بله قبول داریم
      الان کلا برعکس شده :11:
      ___________________________________
      Aşkım Sana Açık Duygum, Yok Altyazı

      ۰ ۰
    3. raner گفت:

      ببخشید شما چند سالتونه! :۲۱:

      ۰ ۰
    4. Yamato گفت:

      :)))))

      ۰ ۰
    5. kamyab گفت:

      بسیار خاطره زیبایی بود. کلا افراط در هر کاری باعث ضرر است

      ۰ ۰
    6. آقای Elgar Durand واقعا باتون موافقم

      ۰ ۰
    7. این پاراگراف اول حرفهاترو اصلا قبول ندارم مدرسه ی اینطوری من ندیدم! :20:

      ۰ ۰
  18. Howard Mansell گفت:

    والا برای ما که دانشگاه رفتن و نرفتنش فرق نمی کنم در هر صورت با رفقا گیم می زنیم! درس هم شب امتحان یه خاکی تو سرمون می ریزیم دیگه ! چهار تریم شب اتحانی رفتیم به سلامتی گذشت چهار یا پنج ترم دیگه هم همین طوری می ریم! گور بابای معدل! لول

    ۰ ۰
  19. ممنون جناب رستم خانی متن بسیار عالیی بود.
    هم خندیدم هم ناراحت شدم.واقعا سیستم آموزشی کشور ما چیزی نیست که باید باشه.
    بعضی مواقع دلم برای دوران مدرسه تنگ میشه….

    ۰ ۰
  20. gta3 گفت:

    قشنگ بود.مرسی بابت زحمت و هنری که ریخت و پاش کردی رفت :)) :lol:

    ۰ ۰
  21. bijan joker گفت:

    با تشکر از شاهین عزیز ولی اینبار تا همین حد!!!…
    پاییز شیک‌ترین فصل سال است و عزیز…ماه مهر شیک‌ترین ماه سال است و عزیز… بوی پاییز ریباست، بوی مهر هم همچنین اما قبول دارم که بوی ماه مدرسه نه!!!… با شروع پاییز از فصل گرما و خستگی و پشه و خواب‌آلودگی و استراحت اجباری و روزهای تکراری خداحافظی می‌کنیم و وارد روزهای خاطره و هزار رنگ و فعالیت اجباری و جمع‌آوری تجربیان تازه میشیم. درسته که روزهای زمستون بیدار شدن از خواب سخته، اما وقتی از خواب بیدار نشیم فکر کنم با من موافق باشید که بعدتا دچار عذاب وجدان میشیم! شخصا بعد از چند دقیقه از همون صبح سردی که بیدار شدیمو در ابتدا کارمون خیلی سخت بود و از خونه بیرون زدیم همون حس اولیه شروع روز رو به صدتا از اون حس خواب‌آلودگی نمیدم. اصلا اگر دوران دانشگاه و بخصوص مدرسه این سختی‌ها رو نداشت ما میتونستیم این همه خاطره رو با رفقامون رقم بزنیم؟ یا این خوب بود که هر روز تو سرما و گرما و … بخوابیم و بخوابیم و بخوابیم؟ به قول چکیده‌ی مضمون The HOBBIT ما هم این انتخاب رو داریم تا مثل یه هابیت تمام طول زندگیمون رو توی لونه‌ی کوچیکمون باشیمو اصلا اهل خطر کردن نباشیم و همش کنار شومینه کتاب بخونیم و دست آخر هیچ چیز جز استراحت و آرامش نداشته باشیم یا اینکه مثل هابیت قصه یک ماجراجوییِ پر خطر رو انتخاب کنیم و به زندگیمون شکل و فرم جدید و جالب بدیم تا بعدتا حرف و داستانهای جالبی برای تعریف کردن داشته باشیم؟؟؟…
    بوی پاییز زیباست… بوی مهر زیباست… بوی مدرسه اما نه، ولی باید به خوبی قبولش کنیم، چون عزیز است و بس..

    ____________
    ( Interstellar )

    ۰ ۰
    1. Elgar Durand گفت:

      عالی بود کامنتت بردیا !
      من هم موافقم
      واقعا تابستان که شروع میشه ، آدم حال میکنه !
      فکر بازی های نکرده ، فیلم های ندیده ، کتاب های نخونده ، برنامه های عملی نشده
      یک ماه از تابستون که میگذره همه چی کسالت بار میشه
      آدم خسته میشه از بی برنامگی ! ( استثنا هم نداره ! هممون تو این تابستون بی برنامه ایم ! )
      آدم یک کمی هم به خودش سختی بده بد که نیست هیچ ، خوب هم هست ( گرچه ما دوران مدرسه ها هم به خودمون زحمت کاری رو نمیدهیم :۲۴: )

      ۰ ۰
    2. بردیا؛ از پاییز تعریف کردی باید بهت بگم من عاشقه پاییزم؛ عاشقه آفتابی که دیگه نمی‌سوزونه فقط گرمابخشه؛ عاشقه نم نمه بارونی که یه ذره می‌باره و بعد آفتاب میاد جاشو میگیره و رنگین کمونه توی آسمون؛ عاشقه خیس شدنه خیابونایی که بعدش آفتاب توشون می‌تابه و می‌درخشه؛ عاشقه برگای طلاییه درختایی که منتظرن دوباره برگردن به امپراطوریه سبزه درختا؛ بردیا من عاشقه پاییزم اما این متن اعتراض بود به زمانه مدرسه و کلا دانشگاه (البته اگه واحد سنگین برداری)
      حتما ماجراجویی قشنگه؛ آدم بدونه ماجراجویی، زنده نیست تا زندگی کنه؛ اما واقعا ماجراجویی با تلف کردنه وقت در مدارس فرق نمی‌کنه..؟ با روزهای پوچ و توخالی و تکراریه مدارس فرق نمی‌کنه..؟ با مرگه تدریجیه استعدادهای بچه‌هایی که وقتی مدرسه‌شون تموم میشه تازه شکوفا میشن فرق نمیکنه..؟ سیستمه آموزشی چه برای مدارس و چه دانشگاه‌ها غلطه و من اگه برگردم به عقب توی هیچ کدومشون وقتمو تلف نمی‌کنم؛ از توی این سیستمه آموزشی نه پول درمیاد نه کار نه علم و دانش؛ کارخونه‌ی تلف کردنه وقت و انرژی و استعداد هست این آموزش و پرورش…

      ۰ ۰
    3. واقعاً! منم همینطور. چه حالی میده وقتی از کلاس بر میگردی هوا بارونی بشه بعد فقط یه لباس تنت باشه. وقتی میرسی خونه خیس آب بشی… خدا بارووووون :| بارووون :| خدااااا :D

      ۰ ۰
    4. باو این Elgar Durand فقط داره حرف دل منو میزنه

      ۰ ۰
    5. bijan joker گفت:

      شاهین جان الانه حالم بهتر شد که از دیدگاه زیبا و شاعرانه و عاشقانه‌ات از پاییز مطلع شدم، واقعا یکی از ویژگیهای اصلی پاییز حس عاشقیش هست که دیگه اگر بخوایم وارد اون موضوع و سلطنت برگ و خورشید و بارون بشیم که دیگه تعداد کلمات خارج از کادر دیدگاه‌گذاری سایت میشه پس با اجازه سمت اون موضوع نمیرم…
      اما در مورد اینکه شروع پاییز همزمان شده با شروع کسب دانش در دیدگاهم اشاره کردم که کاملا موافقم که بنا به دلایلی که بهشون اشاره کردی بوی مدرسه آنچنان که باید برای ما خوشایند نیست، اما چاره چیست؟ کاملا موافقم که دوران مدرسه و دانشگاه میتونه برامون خسته کننده و تکراری باشه یا به قول سعید میرابی عزیز این فصل در دورانها و دهه‌های متفاوت نمودار سینوسی خاص خودش رو داشته، اما به نظر من در اینجا دو نکته وجود داره که راه حلش فقط و فقط در دست خودمونه. اولین نکته اینکه اگر دوران شروع علمی (مدرسه و دانشگاه و …) برامون خیلی تلخیِ تمام نشدنی‌ای داره -که برامون قابل حل نیست- باید همزمان با اون ماه و فصل مورد نظر هم تلخ بدونیم؟ آدمهای دور و اطرافمون هم تلخ بدونیم؟ غذاهای اون دوران رو تلخ بدونیم؟ و هزاران چیز دیگری که باعث میشه تا تیتر “یه بویی میاد؛ پاییز؟ مهر؟ درس؟” برای این موضوع انتخاب بشه. (هر چند که با دیدگاه الانه به تناقض حرفی رسیدم، اما شاهین جان خیالم راحت شد و به جواب نکته اول رسیدم که مشکل شما با ماه و فصل و غذا و هوا و … نیست و بحث بحثِ آموزش است). نکته دوم و اصلی اینه که همیشه یه جمله‌ای از بزرگترها که لااقل فکر می‌کنم تمامی رفقای گیمر و هم سطح خودمون قبولش داریم اینه که میگن: “شما تا دیپلم رو چه بخوای چه نخوای مجبوری بگذرونی، دانشگاه به بعدش دست خودته (که البته بازه‌ی علمی گفته شده در دهه‌های مختلف متفاوته)”، خب الانه که اجبار گذراندن این دوران به گردنمون افتاده و باید به مدرسه (با همین شرایطی که مدرسه رو برامون به زندانی تکراری تبدیل کرده) بریم این فقط ما هستیم که باید در خودمون و ذهن خلاق و شاید خاصمون ایمان داشته باشیم و هواش رو داشته باشیم و کاری کنیم که از تلخی این دوران اجباری برامون کاسته بشه نه اینکه تسلیم اون تلخی بشیم و خودمون رو غرق شده به حساب بیاریم. به هر حال باید قبول کنیم که بسیار بودند آدمهای موفق در زمینه‌های هنری، ورزشی، علمی و … که مثل ما پشت همین نیمکتها دوران مدرسشون رو گذروندن و الانه به موفقیت رسیدن، اما اگر همون افراد مثل شما فکر می‌کردند و اگر قدرت بازگشت به گذشته رو داشتند و از اول کار خودشون رو در موقعیت مدرسه قرار نمیداند الانه جاشون کجا بود؟ شاید اگر دوران مدرسه برای بچه‌ها نباشه هیچ واژه‌ای بنام استعداد شناخته شده نبود تا قرار باشه بعد از این دوران شکوفا بشه (که باز هم قبول دارم که درستش این هست که مثل بسیاری از کشورها خود مدارس مامور انجام کشف استعداد باشند). ما که نمیتونیم اتظار این رو داشته باشیم تا گندالف* بیاد و زنگ خونمون رو بزنه و ما رو به ماجراجویی با ۱۲ کوتوله‌ی دیگه دعوت کنه، ماجراجویی ما تا سن ۱۸ سالگی همین روزهای پوچ و توخالی و تکراریه مدارسه که ما خودمون باید ببینیم چطور بهش نگاه کنیم و چطوری این ماجراجویی رو به پایان برسونیم، اینکه هر روز صبح که برای رفتن به مدرسه بیدار میشیم بعد از صدای زنگ ساعت اولین چیزی که برای شروع روز بیاد بیاریم چهره‌ی منحوس معلم شیمی باشه یا اجرایی کردن نقشه‌ای که با ۲-۳ تا از همکلاسیهامون برای ناظم بدبخت در زنگ تفریح دوم برنامه‌ریزی کرده بودیم! تمام روزهای دوران مدرسه و دانشگاه پر از این انتخاب دیدن و گذاشتن ظرف مثبت یا منفیِ انتخابی توی کوله پشتی همراهمون شاهین جان. قبول کنیم که در بدترین شرایط هم میشه بهترین خاطرات رو ساخت و کیسه‌ی علمی همراهمون رو در دوران تحصیل فقط از آموزشهایی پر کنیم که احساس می‌کنیم برای خودمون و آیندمون مفیده…
      در آخر اینکه خیلی خوشنودم که بسیاری از رفقام که پایینتر هم اشاره کردند، با من در این مورد موافق هستند و هنوز دیدی مثبت به قضیه دارند. پوزش بابت طولانی شدن دیدگاه ولی در آخر با اینکه اهل شعرِ نو نیستم رفقا ولی:
      چشم‌ها را باید شست/ جور دیگر باید دید
      واژه ها را باید شست/ واژه باید خود باران باشد
      چتر ها را باید بست/ زیر باران باید رفت
      فکر را.. خاطره را… زیر باران باید برد/ با همه مردم شهر زیر باران باید رفت…

      ____________
      ( Interstellar )

      ۰ ۰
    6. Ali Hybrid گفت:

      واقعا کامنت زیبایی بود بردیای عزیز !
      “با شروع پاییز از فصل گرما و خستگی و پشه و خواب‌آلودگی و استراحت اجباری و روزهای تکراری خداحافظی می‌کنیم و وارد روزهای خاطره و هزار رنگ و فعالیت اجباری و جمع‌آوری تجربیان تازه میشیم.”
      دقیقا همین حسو دارم بشروع نیمسال دوم !
      چرا اینقدر تابستون ب درد نخوره !
      ینی اگه میوه هاش نبودن ، اصلا دوست نداشتم همچین فصلی اصن وجود داشته باشه ! :D

      ۰ ۰
    7. ای بابا بردیا اتفاقا الان که نه با مدرسه سر و کار داریم نه زیاد دانشگاه وقتمونو (خودم) میگیره فقط و فقط منتظره پاییزم هر سال پسر؛ چه فکریه راجبه من کرده بودی برادر..؟ اون تیتره «یه بویی میاد» اساسا برگردون به طنزه «باز آمد بوی ماه مدرسه» هست؛ یه جور جواب به اون تیتره؛ این از تیتر
      نکته‌ی دوم که گفتی اگه به مدرسه نمی‌رفتیم استعدادهامون شکوفا نمیشد باید بگم با این مخالفم؛ البته توی ایران! باور کن من هر کاری که کردم بعد از مدرسه و بعد از روزای فشرده‌ی دانشگاهی بوده؛ یعنی مدرسه انقدر به پوچ‌گرایی عادتت میده و درگیره کارهای بیهوده‌ات میکنه که اصلا وقت نداری خودت رو بشناسی؛ وقت نداری فلسفه بخونی، جامعه شناسی بخونی، روان‌شناسی بخونی، مطالعه کنی، وقت نداری فکر کنی که به چی علاقه داری و وقت نداری جهان بینیت رو ارتقا بدی؛ بنابراین میشه تمامه استعدادها میره سمته همون کارای عجیب غریبی که خودت گفتی؛ که چه طرحی پایه‌گذاری کنیم برای فرار از فلان ساعت؛ این زنگ قرار دارم باید از پنجره خودمو برسونم دمه در تا فلانی نبینه! سوزن بذارم توو صندلیه فلان معلم و… اما واقعا تمامه این ماجراجویی‌ها (که فقط برای تعریف کردن به دیگران جالبه) از پسه همون پوجیه میاد؛ اینکه من برات خاطره از لگد زدنم به فلان معلمه ریاضی بگم مهم‌تره یا بحث کردن راجبه یه چیزی که آدم رو به فکر فرو می‌بره و زندگیش رو در مسیره درست‌تری قرار میده..؟ مدارس توی ایران تبدیل شده به کارخونه‌ی وحشی‌سازی! خیلی سخته بعد از تموم شدنش بتونی خودت رو واکسینه کنی و به زندگیه متشخصانه‌ات برگردی!
      آخرش رو با شعر تموم کردی منم با شعر تموم میکنم از اخوان ثالت

      ×××
      باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
      داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید
      باغ بی برگی؛ خنده اش خونی است اشک آمیز؛ جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
      پادشاه فصل ها پاییز

      ۰ ۰
    8. bijan joker گفت:

      شاهین جان مشخص شد که هر دو یک حرف رو میزنیم، یکی اینکه پاییز و مهر برامون عزیز هستند و بحثشون از مدرسه و دانشگاه جداست، یکی هم اینکه وضعیت مدارس و دانشگاه‌هامون درست نیست و بجای اینکه خیلی چیزهای خوب و مفید یادمون بده، چیزهای خوب کمتری یادمون میده. ولی این چیزی که تعریف کردم (نقشه کشیدن برای شوخی و دست انداختن ناظم و …) فقط مثالی بود صرفا برای اینکه چطوری از روزهای تکراری و خسته‌کننده‌ی مدرسه خلاص بشیم نه اینکه ۱۱ سال تمام کارمون بشه آزار و اذیت کردنه این و اون و تولیدیِ کارخونه‌ی وحشی سازی! کاملا قبول دارم که شرایط آموزشی درست نیست و پر از مشکله اما حرف من اینه که من و شما نمیتونیم تغییری در این روند ایجاد کنیم اما کاری که میتونیم بکنیم اینه که بجای منفی نگری نسبت به چیزی که محکوم به قبول کردنش هستیم بیایم دیدمون رو عوض کنیم تا بهمون خوش بگذره نه اینکه ذره ذره خودمون رو خرد کنیم. قناری‌ای که تو فقس فولادی می‌ندازنش هم میتونه از حسرت پرواز دِق کنه و زود جون بده و هم میتونه خیال پرواز رو از سرش بیرون کنه و با آواز خوشش به زندگیش نور بده…
      چون شعر تو شعر شد این هم از غزل بانوی تازه از دست رفته که حسابی با بحثمون جور درمیاد:

      هر چند دخمه را خاموش و کور می‌بینم / در انتهای دانالش یک نقطه نور می‌بینم

      ____________
      ( Interstellar )

      ۰ ۰
  22. The last Son گفت:

    با تشکر از آقای رستم خانی متن حیلی خوبی

    هیچی دیگه بدبختی هامون شروع شد حالا باید ببینیم کی وقت میشه بشینیم بازی کنیم ( اگر وقت شه ) :| بازی هایی هم که تو پاییز میان که هیچی یه سریش میره برا عید نوروز یه سری هم میره برا تابستون سال بعد فقط امیدوارم مثل پارسال نباشه چون پارسال فقط درس خوندم از صبح تا شب بازی هم که شده بود برام یه رویا :|

    به قول یه نفر که می گفت باز آمد بوی گند مدرسه :|

    ۰ ۰
  23. WhoAmI! گفت:

    ایول :۲۵:

    ۰ ۰
  24. Omid Zaraki گفت:

    من که یه سال و نیمه لیسانس رو گرفتم و فرار کردم دیگه راحت شدم از دنیای درس و کتاب !!!

    برای بقیه آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم مثل من هر چه زودتر راحت شن

    من متنففففففففففففففففر بودم از درس و دانشگاه

    ۰ ۰
  25. link گفت:

    عالی
    من که از دانشگاه راحت شدم
    تو دوران کارشناسی ناپیوسته به شدت دانشگاه به من لطف داشت و تو هر یک از اون ۴ ترم یکی از مدارک من را گم کرد :16: :17: :17:
    بابت این مطلب متشکرم با عکس ها که خیلی حال کردم

    ۰ ۰
  26. من ک از تابستون متنفرم
    گرمی هوا ی طرف
    هزار تا مشکلات دارم تو تابستون
    عاشق پاییزم و هوای سرد
    درسته اواخر بچه درسخونی نبودم :11:
    پاییز ک میاد از اواخرسپتامبر دیگ بازی های AAA وارد بازار میشه با اومدن فیفا :۱۵: :۱۵:
    در کل بغیر از فراوانی گیم تو پاییز
    بقول بردیا جان پاییز شیک ترین فصل ساله
    خش خش برگ هارو نگو وای :۱۵: :۱۵: :۱۵:
    تو دانشگاه هم شب امتحان تا صب بیدار میمونیم
    با امداد غیبی ی چیزی مینویسیم دیگ :11: :D

    ۰ ۰
  27. ashkan momeni گفت:

    چه بوی بدی میاد :20: :۱۲:

    ۰ ۰
    1. daaanteee گفت:

      پیف پیففففففف
      کار کی بوده؟
      خودش بیاد جلو مثل یه مرد خودشو معرفی کنه
      :۲۶: :۲۶: :۲۶:

      ۰ ۰
  28. EZIO گفت:

    امسال مدرسه برای من اصلا مشکلی نداره یعنی پارسال خیلی راحت گذشت و احتمالا امسال راحت تر!
    اما در کل اگه مدرسه نباشه هم باز از پاییز متنفرم!حیف تابستون به این خوبی نیست با روز های طولانیش!پاییز خیلی بده که تا ساعت ۵ هوا تاریک میشه حالا سرما دیگه به کنار!

    ۰ ۰
    1. منکه از هوای گرم متنفرم
      باو حیف نیس روز های تموم نشدنی و گرمای طاقت فرسای تابستون رو ب از ظهر های سرد پاییز ترجیح بدیم
      البته نظر شخصی هس عزیز
      و نظر شخصی شما واسم محترمه ;) :-)
      _____________________________________
      Aşkım Sana Açık Duygum, Yok Altyazı

      ۰ ۰
  29. kamyab گفت:

    تشکر از آقای رستم خانی
    بله متاسفانه سیستم آموزشیمون به شدت اوضاعش خرابه و موقعی به این موضوع پی میبرید که به حساسترین سال تحصیلیتون یعنی پیش دانشگاهی میرسید….محتوای کتابای درسی با مفاد کنکور همخوانی ندارد…کلی آموزشگاه که اصن معلوم نیست ماله کیه صلاحیت تدریس داره بعدا درش تخته نشه و…وجود داره که هر کدوم ساز خودشون رو میزنن….دبیر پیش میگه فقط فرمول من درسته و حرفای معلمهای سال قبلی رو بریزید دور چون اونها تستی بلد نبودن…اون یکی میاد میگه فقط معلم پیشدانشگاهی بقیه کشک….یکی دیگه میفرماید : ببینید بچه ها یه فرمولی کشف کردم که فقط من بلدم و اگه یاد بگیرید نصف تست های فیزیک رو زدید و بعد همین آقا میاد بعد عید میگه : قبل کنکور یه سری همایش میزارم که اگه بیاید نصف دروس پایه واستون بسته میشه و بعدش فقط باید یه مروری بکنید و اینم شماره کارتم هرکس خواست یه مبلغ ناچیزی(۳۰۰ هزار تومن) به حساب ما میریزه و…خلاصه بدانید سال پیشدانشگاهی کثیفترین سال تحصیلیتون هست اگه از این دست کلاهبردارا به تیپتون بخوره….اصن قبلا از این چرت و پرت ها و قرتی بازیا نبود….اصن کتاب کمک آموزشی به این فراوانی نبود(مولف فلان کتاب خودش مدرک دارو سازی داره بعد میاد کتاب دیفرانسیل مینویسه…دیگه خودتون به عمق فاجعه پی ببرید)….در نهایت میخوام بگم فریب این چیزهارا نخورید که جز مشغول کردن ذهنتون هیچ تاثیر دیگه ای نداره . با تشکر

    ۰ ۰
  30. A.M.A گفت:

    به طور کلی با سیستم آموزش کنار اومد …
    و یه قانون دارم که همیشه بهش عمل کردم در هر شرایطی حتی چند هفته مونده به کنکور…
    Never Stop Playing

    ۰ ۰
  31. امیررضا گفت:

    به قول شاعر
    دوباره کنار اب …زیر ستاره هاییم خوشحال از اینکه تو بهترین سه ماه سالیم…تنها مشکل اینه زیر فشار خوابیم …همیچی عالیه ولی اگه بزاره پاییز
    چرا میره جلو عقربه هی ..متنفرم از ته دل … من از اول مهر

    ۰ ۰
  32. Amir.M گفت:

    چقد من از این شعر متنفرم :11: :11: آخه چرا ۲۰۱۵ امساله :11: :11:

    ۰ ۰
  33. Ulfric گفت:

    باو مهر بیاد برنامه بگیریم یکم! من که از این علافی خسته شدم! :D

    ۰ ۰
    1. ahmadpop4 گفت:

      دوستان خائن پیدا کردم. از ادمین سایت عاجزانه تقاضای بن کردن این پشت کرده به آرمانها رو دارم :۲۴:

      ۰ ۰
    2. Yamato گفت:

      ظاهرا شما به راه راست هدایت شدی!
      نتیجه ی بیعت با آرمانهای عمام همین هست :))))))

      ۰ ۰
  34. خب .ماکه امسال کنکورى هستىم و هزار بدبختى .خدا ختم به خىرش کنه :11: :( :'(

    ۰ ۰
  35. eagles گفت:

    خدایی ترول یکی مونده به آخری وضعیت منه
    دیدن تو ابتدایی یه چیزی سرم میشه فکر کردن معادله ی چند مجهولیم بلدم حل کنم :16:
    زندگی یعنی آدم از لذت ها استفاده کنه.چه معنی میده درس خوندن و کار کردن؟
    نوشته خوب (و تلخی) بود.تشکر

    ۰ ۰
  36. MilAdmz گفت:

    به به واقن زیبا بود شاهین خان.دستت مرسی…اون قسمتی که راجب خواب و پتوی گرم و نرم و به زور مدرسه رفتن بود آدم گریش میگرفت.چه قدر زجر کشیدیم ما :(
    والا من که امسال کنکوور دادم و قبول هم شدم.خدارو شکر تو شهر خودمون تو اون دانشکده ای که میخواستم قبول شدم.ورودی بهمن هم هستم پس پاییز رو کلا بیکارم و دیگه از بوی گند مدرسه و ناظم نفهم و معلم عقده ای خبری نیست.پنج تا نجدیدی داشتم اونارم قبول شدم البته دوتا شو به زور تبصره(یا به قول سعید خان تک ماده) :۲۴:
    رشته فنی حرفه ای خوبیش اینه که پیش دانشگاهی نداره :۲۴: :10:
    با آرزوی موفقیت برای همه رفقای گل :-)

    ۰ ۰
  37. ahmadpop4 گفت:

    ممنون از شما شاهین عزیز. ترولا (مخصوصا آخری) عالی بودن یعنی زبان حال ما بودن. ولی شاهین دل پری داری معلومه.
    بنده که امسال تازه دارم میرم دانشگاه الان تو با*نم عروسیه. خدارو شکر جای دورم افتادم آزادی محض! مهر من که اصلا بوی این ا* و گ*ایی که شاهین گفتو نمیده. خیلی هم عالیه و الان فقط بوی عرقمه که مشاممو پر کرده و راه نفسمو بسته :۲۴:
    _______________________________________________________________
    با بردیا در حد بنز موافقم. تو امتحانای خرداد هوس بازی و تابستون میکنم ولی اواخر تابستون شوق قهو*ای کردن معلما تمام وجودمو سرشار میکنه. شوق گیم نت با بچه های مدرسه. :۱۵:
    یاد روزای سرد پاییز بخیر. ما که اصلا هوای مه گرفته نمیدیدیم به جز یه جا. اونم گیم نت محل. دود غلیظ سیگار به قدری فضای گیم نتو پر میکرد فک میکردی هرکی یه پک دیگه بزنه بارون میاد!
    با چند تا از رفقا گیم نتو اشغال میکردیم و شروع میکردیم با گروه های دیگه کل کل. صاحب گیم نت هم گنگنم استایل میذاشت جوری که موس و کیبورد زیر دستمون مث ژله میلرزید.
    _ امیر بدو من تو سگدونیم. کورم الان دخلمو میارم.
    _ وایسا تو راه رو ام از پشت نن*ونو …
    _ نمیخواد خودم هدش کردم جا*شو.

    دلم برات تنگ خواهد شد گیم نت محل. دوستدار همیشگی تو احمد :۱۵: :'( :۲۴:
    ______________________________________________________________
    تابستونا انقد دلم برا بچه ها تنگ میشه هر دیقه قرار استخر میذارم ببینمشون دوباره.
    چرا نره جلو عقربه هی؟!
    ______________________________________________________________
    یاد دست انداختنا. کل کل کردنا. تشتک بازی کردنا. سالن رفتنا. دخ*ر بازی تو پارک کردنا! تجددددید شدنا. نمره انظباط کم شدنا. بازی های پاییزی بازی کردنا. امتحانای خرداد دادنا ( مخصوصا شب امتحان تاریخ سوم که تا صب ایج آو میثالوجی بازی کردم بلکه تاریخو عمیقا درک کنم!). زنگ چهارم پیچوندنا. کلاس کنکور رفتنا ( مخصوصا کلاس نکته تست عمارلو خیلی حال داد).نمایشگاه گیم رفتنا ( اونم بارفقا). گپ های زنگ ناهار و نماز زدنا ( که خدایی به علم آدم خیلی اضافه میکرد :۲۴: )! خوابگاه رفتنا و … همه و همه به خیر باد. شاهین جان وضع آموزشی هر چقدم گوه باشه ( گوه: نوعی ابزار مکانیکی مثلث مانند است! :۲۴: ) من تمام خاطرات خوبم مال مدرسس. میگی تابستون به جز گیم و پینت بال یاد چیز دیگه ای نمیافتم.
    حالا دیگه بعد این سالها مطمئم می آید بوی خوب مدرسه. بوی خوب پاییز.
    _____________________________________________________________
    در ضمن دوستان میدونم همه از اینکه تو روزای سرد از زیر پتوتون بیرون بیاید و به سمت کسب علم شتابان قدم بردارید سخته براتون. پس اگه میخواید از این وضع نجات پیدا کنید فقط کافیه یه کار بکنید. شب قبل خواب یه ربع وقت بذارید یه دروغ برا فرداتون پیدا کنید که به ناظم گیرتون تحویل بدید. صبم لازم نیست زود بیدار شید تا ۱۰ صب تخت بخوابید. من اینکارو امتحان کردم و هر روز با یک دروغ جدید میرفتم مدرسه ناظمم هر روز باورش میشد. از قدیم گفتن کار نشد نداره.
    ______________________________________________________________
    ببخشید زیاد حرف (زر) زدم بیشترش درد دل و دلتنگی بود نخونید اصلا!

    ۰ ۰
    1. نمی دونم چرا با خوندن پاراگراف چهارم یاد یه متن از سیجل افتادم :| شمال رفتنامون… :D

      ————————————
      Dbazi-VIP :*: :*: :*: :*: :*:

      ۰ ۰
    2. ahmadpop4 گفت:

      :۲۴: راس میگیا. ل* بازیا و دروغامون. . .
      ایول به نکته کلفتی اشاره کردی :۲۵:

      ۰ ۰
    3. kilzone64 گفت:

      منم امسال کلاسای عمارلو رو میرم. واقعن معلم شاخیه.بعضی نکته ها رو دیدی میگه باید همه حتی … هم حفظ کنن. خیلی باحاله

      ۰ ۰
    4. ahmadpop4 گفت:

      آره. :۲۵: عمارلو عشقه. زیست من قبل عید چهل بود بعد عید کنکور ۹۲ رو تو وقت ۷۲ درصد زدم به لطف عمار.
      اسپویل کلاسای عمار :۲۴: : عمار در حالی که دوتا انگشتاشو دور هم میچرخونه!: آقای دکتر شما خنگید دوره ما وقتی میگفتی از ۵۰ تا سلول پارانشیم خورش یکی میوز میکنه بچه ها میفهمیدن ۴۹ تا میمونه ولی الان شما خنگید نمیفهمید. نسل شما خنگه آقای دکتر!
      خوشا به سعادتت شاید منم آخر سال دوباره کلاسای عمارو الکی ثبت نام کردم دلک تنگ شده براش! :۲۱:
      _____________________________________________________________
      فقط یه توصیه برادرانه موسسه هدف یه معلم زمین حر*م زا*ه داره که خیلی خوشتیپه (اسمشو یادم نیس) به ما گفت من همه سوالارو دارم ما هم خر رفتیم همایشش ولی به ما کلی سوال گفت فقط یدونش اومد. منم سر جلسه کنکور زیر لب فقط فشش میدادم. پیش اون نرو.

      ۰ ۰
    5. kilzone64 گفت:

      تو کلاس ما وقتی یکی یه سوال ک.ری میپرسه میگه اقای دکتر ما اینارو میفهمیدیم نمیدونم شما چه جوری نمیفهمین.
      تو چرخه کربس دیدی میگه هر دانش اموزی حتی تو(مخاطب:خل ترین دانش اموز کلاس) باید اینو ١٠ دور بخونه

      ۰ ۰
    6. ahmadpop4 گفت:

      :۲۶: :۲۶: آره یادمه. ترکیدم. :۲۶:
      تو کلاس ما( البته کلاس که نه ما تو دانشگاه خواجه نصیر پیشش میرفتیم) یه بار یه پسره پرسید : آقا شما چرا میگید صفاتی که فقط تو یه جنس مشاهده میشه وابسته به جنسه؟
      عمار : آقای دکتر شما برای خدمت به جامعه پزشکی اگه پزشکی قبولم شدی نرو. خب آقای دکتر اگه میخوای بدونی چرا ، سر جلسه کنکور اگه این سوال اومد پاشو بیا سر میدون ولیعصر یه دید بزن. ببین اونایی که روسری سر کردن همه یه جنسن. اونایی ام که شیر فنتول! دارن همه یه جنسن! پس یاد گرفتی آقای دکتر چرا صفاتی که تو یه جنس دیده میشه وابسته به جنسه؟ :۲۴:
      من که جرئت سوال کردن نداشتم سر کلاس :11:
      خدایا این عمارو از بچه ها نگیر. :D

      ۰ ۰
  38. Very Big Daddy گفت:

    شاهین جان میم اولت مورد اخلاقی زبانی داره! :۲۴:
    این اول مهر هم هیولاییه که دیگه هرسال میاد سراغمون دیگه…کاریش نمیشه کرد! :۲۴: قزوین آماده باش آقات داره میاد! :۲۵:

    ۰ ۰
    1. kilzone64 گفت:

      چه طور جرعت کردی برا دانشگاه بری قزوین؟؟؟؟ :۱۹:
      همون مشهد چش بود؟؟؟ :۲۴:

      ۰ ۰
    2. Mondo گفت:

      از الان مراتب تسلیت من را بپذیر
      فقط یک نه بگو ۹ ماه رودل نکنی :۲۶:

      ۰ ۰
    3. علی مشهدی هستی؟؟ :!:

      ۰ ۰
    4. daaanteee گفت:

      یکی از هموطنان غیور قزوینی —> <— علی بیگ شو
      :۲۴: :۲۴: :۲۴:

      ۰ ۰
    5. Very Big Daddy گفت:

      دوستان عزیز برای بار ۲۰۱۴ ام!من فقط متولد مشهدم و کلا ۴۵ روز تو مشهد زندگی کردم تو تهران بزرگ شدم و همیشه تو تهران بودم کشتین مارو! :۲۴: قزوین هم هفته ای ۳ ۴ روز کلاس دارم بقیش رو تهرانم.
      با تشکر! :۲۴:

      ۰ ۰
  39. Milad RFM گفت:

    حس صحبت کردن نیست.
    اصلا کلمات به ذهنم نمیان.
    هیچی دیگه خرداد ماه بعد از کلی درس میگی تابستون بیاد یکم استراحت بکنیم. یه مدت که میگذره می بینی هیچ خبری نیست و هر کی رفته پی کار خودش.تو موندی و بی کاری و کسالت.
    زمستون هم که میاد کی حوصله پا شدن موقع صبح توی سرمای منفی ۱۵ درجه رو داره؟
    اصلا پارسال زمستون سر این سرما خیلی اذیت شدم.
    فشار درس یه طرف، بیدار شدن از رخت خواب توی زمستون یه طرف.

    ۰ ۰
    1. اخی :۲۵:
      سرما واس ما هم هست ها محض اطلاع :10:
      ___________________________________
      Aşkım Sana Açık Duygum, Yok Altyazı

      ۰ ۰
    2. Dark Light گفت:

      اتفاقا پارسال خیلی خوب بود زمستونش :|
      ما یه هفته تعطیل بودیم :lol:

      ۰ ۰
  40. silver گفت:

    یاد معلم های بی سواد دوران دبستان به خیر!همون خانم های خانه داری که با دیپلم اومده بودن به ماها درس یاد بدن!یادش به خیر…
    یکیشون نمیدونست عروس دریایی چیه!من مجبور شدم یه کتاب واسش بیارم تا حالیش بشه!مسئله های ریاضی کتاب رو خودش نمیتونست حل کنه!
    یاد دوران راهنمایی و فیلم نرگس۲ که خیلی مد شده بود به خیر!!یاد استرس معلم پرورشی واسه توضیح دادن بلوغ!
    یاد دوران دبیرستان که همه معلم ها بلا استثنا میگفتن شما بدترین کلاسی بودین که تو عمرم داشتم،همونایی که راه حل تست های کتاب آبی قلم چی رو از بچه درس خونها یاد میگرفتن!یاد ناظم مدرسه که با پنجه بکس کوبیدن تو سرش!یاد اون گنده لاتی که سرکوچه مدرسه چاقو خورد!
    یاد همشون به خیر…
    حالا دیگه ما با دانشگاه و استادها سروکار داریم!آخ که چه حالی میده ۶ صبح پاشی بری سوار سرویس بشی بری دانشگاه اونوقت کلاس ۴ واحدیتون تشکیل نشه!استادی هم که بعدش کلاس داره لج کنه بگه باید تا ساعت ۳ صبر کنید و بیاید سر کلاسم و گرنه حذفتون میکنم!
    یا دختر پسرای جلفی که ارزش نگاه کردن هم ندارن ولی با نام های داف،کول،بچه باحال،اون خوشتیپه و… شناخته میشن!
    بعدش هم که به امید خدا خدمت مقدس سربازی… واقعا دمت گرم زندگی!
    با تشکر از شاهین رستم خانی که با این متن جالب حالمون رو جا آورد!

    ۰ ۰
    1. box3 گفت:

      با دوران دبیرستانت کاملا موافقم معلم عربی ما به همه کلاس هایی که داشت همین حرف را زده بود و در نهایت ما ازش پرسیدم شما تا حالا کلاس خوبی هم داشتید ؟ اونم اصلا جواب نداد فقط نمره کم کرد (مردیکه نقطه چین :( )

      ۰ ۰
    2. MSG گفت:

      حرف دلم رو زدی…

      ۰ ۰
  41. The Viper گفت:

    همه اینایی که گفتی یه طرف مراسم صبحگاه یه طرف

    ۰ ۰
  42. Yamato گفت:

    من میگم این روزا چه بوی گندی میاد! :۱۲:
    تو نگو بوی باد معده ی معلم ادبیات سال سوم دبیرستانم هست!
    کلا این بو برای من خاطره شده …! هر جلسه باید استشمام میکردیم :(

    ۰ ۰
    1. daaanteee گفت:

      پس سرمنشا این بو تو بودی مهران؟
      :۲۶: :۲۶: :۲۶:

      ۰ ۰
  43. box3 گفت:

    باز این بوی مزخرف جالبه که بیش از ۹ سال تحملش می کنیم ولی دوباره وقتی می اید تحملش را نداریم !!!!!!!!!!
    بگزریم
    دوران دبستان دوران شیرینی بود و از تمام وجودم باید بگم تنها دورانی که شاید یک چیزی یاد گرفتم و تا اخر عمرم فرموشش نمی کنم همان دوران دبستان بود (از لحاظ علمی)
    دوران راهنمایی دورانی نه چندان مهم در درس بود ولی با این حال لذت های خاص خودش را داشت سال سوم راهنمایی یکی از بهترین سال های عمرم و همچنین یکی از سخت ترین و عذاب اورترینشان برای من بود
    دبیرستان و معلم های عقده ای اش ………….. سربه سر گزاشتن معلم هایش و البته بیرون شدن ها و اذیت کردن هایش
    کلا مدرسه را اگر خودمان برای خودمان غولش نکنیم می تواند جزو بهترین سال های زندگی امان تبدیل شود
    با ور کنید اگر مدرسه را غولش نکنیم نشتن روی نیمکت ها کنار دوستانتان ارزشش خیلی بیش تر از این هست که تنها روی صندلی جلوی کامپیوتر بشینی و کار های تکراری را انجام دهی درسته این کار های تکراری جذابند ولی بعد از مدتی دلت برای ان نیمکت ها تنگ می شود

    +++++++++++++

    انصافا از درس عربی نفرت دارم ( هر چند همیشه نمراتم بالا بوده ) ولی نفرت شدیدی دارم و واقعا قانع نمی شم که عربی ای که الان هیچی ازش یادم نمی اد را چرا باید یاد بگیریم (باور کنید هیچی ازش یادم نمی اد ) یا حتی خواندن جغرافی واقعا چقدر برای ما مهم و تاثیر بخش هست یا حتی تاریخ ( به من چه ربطی داره ایران ۱۰۰ سال پیش چه شکلی بوده مهم الانه که ……) از نظر من همین ها باعث افزایش نفرت شده اند (از مدارس فرض کن صبح باید بیدار بشی و بری بشینی توی کلاس عربی و البته با چشم های خمار و هوای سرد عربی بخونی و البته از ان بدتر هم اینه که بری تو کلاس و معلم بگه : امتحانی بشینید

    ۰ ۰
    1. ahmadpop4 گفت:

      تازه محتوای کتاب تاریخ دبیرستان و راهتمائی تقریبا یکیه و جفتش از مشروطه تا انقلابه! ظاهرا میخواستن پایه های انقلابمون قوی شه :۲۴:

      ۰ ۰
    2. Dark Light گفت:

      من هم هنوز نفهمیدم عربی به چه دردمون میخوره. فرانسه یا اسپانیش یا حتی آلمانی برام خیلی مفید تر بود. از معلم ها هم میپرسی میگن برای فهم قرآن و احادیث :|
      آخه مردیکه تو خودت الان یه آیه نمیتونی ترجمه کنی. خب اون الهی قمشه ای هست ترجمه میکنه ما میخونیم دیگه. عربی مزخرف ترین زبون دنیاس. من موندم با این قوائد عجیب و غریب بچه هاشون چطوری حرف زدن یاد میگیرن :|

      ۰ ۰
  44. Ali Motaei گفت:

    متن خوبی بود ولی مدرسه ای که من درس می خونم شبیه تیمارستان ارکهامه لبه هاب دیوارو با آهن تیز پرکردن یه نگهبان زبون نفهمم گذاشتن دم در تازه با این همه لباس فرم هم باید بپوشیم اونم کت و شلوار!!!!! :( :( :( :(

    ۰ ۰
    1. Dark Light گفت:

      گفتی لباس فرم و کردی کبابم :|
      آخه سوم دبیرستان لباس فرم؟ :|
      ما تو دبستان هم لباس فرم نداشتیم اما حالا باید شلوار پارچه ای بپوشیم.
      کلا با سلوار پارچه ای مشکل دارم :|

      ۰ ۰
  45. Dark Light گفت:

    اتفاقا من دلم برای پاییز تنگ شده بود.
    تابستون چیه آخه؟ حوصلم سر رفت فقط :|

    ۰ ۰
  46. Assasins Fall گفت:

    تشکر از شاهین خان بابت این مطلب زیبا :۱۵:
    تابستون دوست داشتنیه باحاله خوش میگذره ولی میگذره… به قولی تا بوده همین بوده و تا هست همین هست!
    ولی … همون طور که آقا بردیا بالاتر گفت پاییز آغاز جریانه … جریان زندگی…شروع خاطره سازی … چه بد چه خوب…
    تازه از همه اینا که بگذریم فصل جاری شدن سیل بازی های درجه یکه… اونایی که خیلی وقته منتظرشونیم :۱۵:
    پس میشه زیاد ناراحت نبود و چشم به فردا داشت … به خوشی ها… به تابستون سال دیگه…اصا اگه درس نباشه چرا از اومدن تابستون خوشحال شیم !
    پاییز یه آنتاگونیسته که پراتاگونیستشو به بهترین شکل ممکن تکمیل میکنه!

    ۰ ۰
  47. zarei گفت:

    میگم لامصب عجب بویی هم میده از بوی تخم مرغ گندیده بدتر :| :(
    ولی من از این بو خوشم میاد :10:

    ۰ ۰
  48. Snake Forever گفت:

    متن عالی بود، تشکر و سپاس فراوان.
    ما فعلاً با غول کنکور دست و پنجه نرم میکنیم.

    ۰ ۰
  49. I AM A GAMER گفت:

    تشکر فراوان از شما
    واقعا حرف دل من رو زدی
    هیچوقت درک نکردم و نخواهم کرد که چرا باید بهترین روز های زندگیمون رو برای سینوس زاویه ٣٧ درجه صرف کنیم
    روز هایی که میتونیم توش کارهایی فوقالعاده مفید تر بکنیم

    ۰ ۰
  50. Dante366 گفت:

    عالی بود بسی خاطرات زنده شد
    واقعا ایول داری شاهین خان
    کمیک ها هم فرا خنده دار بودند
    پرفکت بود بیگ لایک

    ۰ ۰
  51. only sony گفت:

    داخل مدرسه مگه درس میخونند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :11:
    مشتی ریاضی من ۲ گرفتم استاد داد ۱۴ :۲۵: :۲۵:
    برو با هم کلاسی ها خوش باش :۲۴:
    وقتی از مدرسه میای بیرون که برای بنده بهشته چهارتا مدرسه بانوان :۲۳: دورمون هست استغفرالله :۲۵:

    ۰ ۰
    1. daaanteee گفت:


      :۲۴: :۲۴: :۲۴:

      ۰ ۰
    2. only sony گفت:

      من چادری ها رو انتخاب میکنم :۲۵: :۲۵:

      ۰ ۰
  52. Mr.Death گفت:

    کلا من هروقت حال نداشته باشم نمیرم ( هنرستان غیر انتفاعیه دیگه :۲۴: )
    فکر کنم سال دوم در مجموع دو ماه غیبت داشتم .
    تو طول سال امکان نداره درس بخونم همه درس هارو میزارم شب امتحان و بشدت هم جواب میده با همین استراتژی هرسال میترکونم
    در کل عاشق مدرسه هستم چون کلا به بیخیالی میگذرونم و برام خیلی ناراحت کنندس که دیگه امسال سال آخریه که میرم مدرسه

    ۰ ۰
  53. amir s kennedy گفت:

    بهترین سه ماه سالمی که تموم شد… :( :lol:

    ۰ ۰
  54. ای گفتی ها الان باید کیفو اماده کنیم

    بازیای جدیدو بزاریم توش ببریم برا بچه های مدرسه بازی کنن :D :D :D :D

    کیف من این جدیده یه جای خیلی خوب هم داره مناسب چندین بازی با dvd های بسیار :lol: :lol: :lol: :lol:

    ولی دیگه نمیشه از صبح تا شب بازی کرد :'( :'( :'(

    ترول ها عالی بودن مخصوصا اولیه که میگفت دیوث امتحان داری :۲۵: :۲۴: :۲۵: منون شاهین خان

    دوستان با عرض تسلیت خدمت شما کامنتو به پایان میرسونم :11: :11: :11:
    بازگشت همه به سوی درس است نگران نباشید به امید خدا ۹ ماه دیگه تمامه :۲۶: :۲۶: :۲۶:

    ۰ ۰
  55. MSG گفت:

    وای جدیدا اسم کنکور و درس میاد حالم بد میشه. چند سال از زندگیم رو نابود کردم برای کنکور و آخرش هم هیچی.
    الان داغید, همه تو دبیرستان فکر میکنن کنکور و میدن و میرسن به رشته مورد علاقه شون. ولی هرچی جلو میری میبینی اینی که تو یاد میگیری یه چیزه, اونی که تو کنکور میاد یه چیز دیگس…. بدبختی اونی که تو دانشگاه هم میخونی یه چیز دیگس.در کل سیستم آموزشی دنیا غلطه.طبق فلسفه آموزشی بخواییم عمل کنیم:سیستم آموزشی افراد جامعه رو برای کار در جامعه و مشاغل مختلف آموزش میده(به جای این که هرکسی کارگراشو آموزش بده,دولت کارگر میسازه)درحالی که اصلا چیز عملی به ما یاد نمیدن. بیخیال

    برو بچ دبیرستانی هم اینو بدونن که تو بهترین دوران زندگیشون زندگی میکنن. رفاقت ها هیچ جایی مثل دبیرستان محکم نمیشه.از الان از زندگیتون لذت ببرید. ۴ سال دیگه همدیگه رو میبینید یکی کارمنده,یکی دانشجو,یکی کارگر , یکی سرباز,جالبیش اینه که اصلا معلوم نیست کی چی میشه.
    الان درسخون ترین بچه های مدرسه ما همه درس رو ول کردن رفتن کار(جز یکی که رفت شمشیر بازی!!!) ولی بچه متوسط ها رفتن دانشگاه.
    از من هم میشنوید درس هارو یاد بگیرید. الان من گیر افتادم. استاد داره شیمی درس میده,ولی من هیچی بلد نیستم و یادم نمیاد.هرچی فکر میکنم تنها چیزی که یادم میاد صدای مرتضی که صدای نهنگ :۲۳: , میلاد صدای خروس :۲۴: من هم یه صدای فرو صوتی که دلفین ها در میاوردن و گوش رو کر میکرد و بقیه بچه ها هم حیوان مورد علاقه اشون رو درمیوردن. انقدر وضع خراب بود که خودمون بعد کلاسش از داد زدن و سر صدا تا چند ساعت سر درد میگرفتیم :۲۵:

    ۰ ۰
  56. انسال اصّن حال ندارم برم مدرسه
    جلد کتاب
    خرید دفتر
    لواز االتّحریر
    .
    .
    .
    کلّاً دردسریه

    ۰ ۰
  57. alireza گفت:

    بوی گوز کسی که تخم مرغ آبپز و لوبیای گندیده خورده از بوی ماه مهر بهتره :'( :( :22:

    ۰ ۰
  58. D3AD W4LKƎR گفت:

    آقا بد بخت تر من هست ؟کنکور دارم امسال . کنکووووووووووووووور :11:
    تازه امسال از شانس ما سالیه پر بازی , موزیک , فیلم و و و ….
    کلا سرویسه دهنم
    تازه البوم امینمو بذارین تو لیست به عمق فاجعه پی ببرین :11:
    ____________________
    Shady XV – Black Friday

    ۰ ۰