توسط رضا حاج‌محمدی در ۱۳ آذر ۱۳۹۲ , ۲۲:۲۱

دست خودم نبود. خیلی منطقی از “ماورا: دو روح” (Beyond: Two Souls) چیزهای زیادی می‌خواستم و انتظارهای بسیاری داشتم. اول به خاطر اینکه دیوید کیج, کارگردان مورد علاقه‌ام ساخت‌اش را برعهده داشت. دوم اینکه قبل از این, “باران شدید” (Heavy Rain) را به دست همین کیج بازی کرده و در اتمسفر خفه‌کننده و سیاه‌اش غرق شده بودم .و در لحظات سخت, انتخاب‌های سرد گرفته بودم. سوم اینکه, ماورا یکی از ایده‌های جذاب خودم را دنبال می‌کرد; همراهی یک روح با دختری که ماجراهای عجیب و غریبی را برای پرده برداشتن از رازهای زندگی‌اش پشت سر می‌گذارد. همه‌چیز دست به دست هم داده بود تا ماورا را قبل از اینکه حتی تجربه کنم, دوست داشته باشم. و برای اضافه کردن آن به اتفاقات خاص زندگی‌ام لحظه‌شماری کنم.

اما پس از چند ساعت دنبال کردن زندگی ماورایی جودی هلمز جوان به این نتیجه رسیدم که این یک باران شدید دیگر نیست. این مسئله به خودی خود بد نیست. کیج در ماورا از راه و روش دیگری برای روایت داستانش استفاده کرده. و این تصمیم همانند قبل یکی از منحصربه‌فردترین تجربه‌های گیمی‌تان را به همراه می‌آورد. درامی که در بستری ماورالطبیعه و با هنرنمایی جودی و آیدن شکل می‌گیرد, بدون شک یکی از بهترین داستان‌های این ژانر در حوزه‌ی سرگرمی را رقم می‌زند. بازی مشکلات اندکی دارد اما آنها جلوی شما را از لذت بردن احساسی که بین یک انسان و روح شکل می‌گیرد را نمی‌گیرند. احساسی که دغدقه‌ی هنری کیج است. احساسی که من عاشق آن هستم. و به همین دلیل از همین الان منتظر یک عنوان متفاوت دیگر از کیج و احساس ناب‌اش هستم.

من تنها تو را دارم و تو من…

ماورا یعنی قصه, قصه,‌قصه و البته جزییات سرسام‌آور گرافیکی. پس وقتم را تلف نمی‌کنم تا بگویم چقدر کنترل جودی و آیدن را بدست می‌گیرد, آیدن چگونه می‌تواند وارد جلد انسان‌ها شود, اجسام را حرکت دهد و اتفاقات گذشته را به جودی نشان دهد.

جودی هلمز از وقتی که یادش می‌آید, زندگی آرام و بدون نگرانی‌ای نداشته. طعم شیرین دوران کودکی‌اش با حضور یک موجود ماورالطبیعه به نام آیدن به تلخی تغیبر کرده; روحی که از کودکی به جودی متصل بوده و در حالی که او رشد می‌کرده, آن هم قدرتمند‌تر می‌شده. آیدن زندگی جودی را به شدت تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. و این اتفاقات و ماجراهای فراوانی را برای او رقم می‌زند. اتفاقاتی که تماما با درد و رنج یا شاید بعضی اوقات کمی شادی همراه است.

در ماورا ما نگاهی داریم به ۱۵ سال از نقاط مهم و کلیدی زندگی جودی. از شب‌های ترسناک آشنایی با آیدن گرفته تا عضویت در سازمان CIA و بی‌خانمانی در خیابان‌های برف‌گرفته‌ی شهر. کیج از قصد چنین بازه‌ی زمانی بلندی را برای جودی ترتیب داده است تا دردها و خوبی‌های بودن با یک روح را بهتر به مخاطب نشان دهد. و کاری کند تا مخاطب بهتر با جودی و هدیه‌اش ارتباط برقرار کرده و همذات‌پنداری کند.

قصه‌ی زندگی جودی با استفاده از فلش‌بک و فلش‌فورواردهای بسیاری روایت می‌شود. در یک فصل کنترل جودی را در کودکی و در روزهای برفی کریسمس بدست می‌گیرید و در فصل بعدی شاهد نوجوانی هستید که در حال فرار از دست نیروهای ویژه‌ی پلیس است. این نحوه‌ی داستان‌سرایی اگر بهترین نباشد, حداقل یکی از بهترین تصمیمات کیج برای شخصیت‌پردازی جودی بوده است. تکنیکی که در کنار نکات مثبت‌اش, یک نکته‌ی منفی هم دارد. مثبت از این جهت که اگر قرار بود از کودکی تا جوانی جودی را پشت سر هم دنبال کنیم, مطمئنا باید خیلی برای رسیدن به نقاط اوج داستانی و بخش‌های اکشن صبر می‌کردیم. همچنین این روایت پراکنده باعث شده که خیلی سریع به قصه جذب شوید. و برای پرده‌برداشتن از سرگذشت جودی بی‌خیال بازی نشوید. برای مثال وقتی جودی را در حال فرار از دست پلیس می‌بینید, خیلی کنجکاو می‌شوید تا ببینید چه چیزی آن دختر کوچولو را به این سمت و سو کشانده است! و در فصل بعد, بازی شما را به چه نقطه‌ای از زندگی او منتقل می‌کند.

و منفی از این منظر که این تکنیک داستان‌گویی باعث شده نتوانید آنطور که انتظار دارید در داستان نقش داشته باشید. چرا که با رفتن به فصل بعد هر انتخابی که کرده بودید از بین می‌رود. اما در عوض, کیج تمرکز فوق‌العاده‌ای روی شخصیت‌پردازی جودی کرده است. جودی در اختیار شماست تا هر طور که دوست دارید او را در موقعیت‌های مختلف پرورش دهید. شما می‌توانید تصمیم بگیرید جودی در مواجه با یک سوال با عصبانیت یا ملایمت برخورد کند. حقیقت یا دروغ بگوید. یا از جواب دادن طفره برود. انتخاب‌های شما روی نقاط اصلی داستان تاثیری ندارند. اما ممکن است براساس تصمیم‌هایی که برای جودی گرفته‌اید, خود را در موقعیت‌های مختلفی بیابید.

در یک کلام, اختیار جودی در هر فصل در دست بازی‌کننده است و او می‌تواند به جای او انتخاب کند و شخصیت او را شکل دهد. اما پرونده‌ی سفید یا سیاه جودی با ورود به فصل بعد پاک می‌شود. این یکی از ضعف‌های روایت پراکنده‌ی بازی است. بنابراین, اگر انتظار دارید که همانند باران شدید حسابی در پیشبرد داستان نقش داشته باشید, ماورا نا امیدتان می‌کند.

در زمینه‌ی شخصیت‌پردازی هم کیج باری دیگر هنر خود را ثابت می‌کند. امکان ندارد با جودی و احساس نگرانی و ترس‌اش ارتباط برقرار نکنید. امکان ندارد شخصیت جذاب او را با دل و جان نپذیرید و امکان ندارد اتفاقاتی که برای او در تمام طول زندگی‌اش می‌افتد را حس نکنید. کیج مثل باران شدید با طراحی صحنه‌هایی زیبا کاری کرده تا در کمترین زمان و موئثرترین راه حس و حال کاراکترها (مخصوصا جودی) را به مخاطب منتقل کند. نگاه‌های حسرت‌آمیز و ناراحت جودی از پنجره به بچه‌هایی که مشغول بازی هستند. آوارگی دختری خسته, گرسنه و بی‌کس در خیابان‌های سرد شهر و گیتار زدن برای بدست آوردن پول, از جمله صحنه‌هایی است که جودی هلمز و زندگی غریب او را برای شما به زیباترین شکل ممکن ترسیم می‌کند.

شما دنیا را از دید جودی و آیدن می‌بینید. در قالب جودی همه چیز مثل انسان‌های دیگر است. اما آیدن آزادی عمل بیشتری برای گشت زدن دارد. او می‌تواند به هر جایی پرواز کند, از دیوارها عبور کند, به صحبت‌های دیگران گوش دهد, اجسام را با عصبانیت از بین ببرد و البته می‌تواند زخم‌ها بهبود ببخشد. شما در قالب این دو خیلی بهتر از اتفاقاتی که اطراف جودی می‌افتد, با خبر می‌شوید. چرا که آیدن می‌تواند به راحتی به حرف‌های دیگران در رابطه با جودی گوش دهد.

جودی از وجود آیدن خسته و ناراحت است. زیرا او حتی نمی‌تواند همانند خیلی از هم سن و سال‌های خودش دوست داشته باشد, به مهمانی برود و به علایق‌اش بپردازد. آیدن مثل یک شیر سرکش است. او به حرف‌های جودی گوش می‌دهد اما جودی کنترل کامل او را در دست ندارد. آیدن به جز خرابی هیچ وسیله‌‌ی ارتباطی دیگری ندارد. شاید او قصد کمک به جودی یا جلب توجه او را داشته باشد, به هرحال خشونت تنها انتخاب اوست.

از طرفی دیگر جودی تصور می‌کند همراهی با آیدن, تلخ‌ترین زندگی دنیا را برایش رقم زده. ما این موضوع را به چشم می‌بینیم که درست است. اما اتفاقاتی هم پیش می‌آید که عکس این را نشان می‌دهد. این احساس عجیبی که بین یک انسان و روح جریان دارد, بده بستان‌های آنان و چالش‌هایی که با آنها روبه‌رو می‌شود, شخصیت صیقل خورده و عمیق جودی را می‌سازد. و باعث می‌شود که خیلی زیبا دلیل اشک‌های او را لمس کنید.

در ماورا با ایده‌ی فوق‌العاده‌ای طرف هستیم. ایده‌ای که پتانسیل تبدیل شدن به یک درام قوی و جذاب در آن به شدت بالاست. کیج تقریبا تا اواسط بازی به خوبی این ایده را پرورش می‌دهد. ما با درد و رنج‌ها و مزایای همراه بود با یک روح آشنا می‌شویم. جودی برایمان مهم می‌شود. و زندگی از دست رفته‌ی او را می‌بینیم. اما از وقتی که پای “اینتیتی‌”های شیطانی به بازی باز می‌شود, داستان آن حس اصالت و واقع‌گرایی خود را از دست می‌دهد. کیج سعی کرده تا موضوع “دختری با موجودی ماورالطبیعه” را بگیرد و تا آخرش برود, اما از آنجایی که فرصتی برای معرفی بهتر و پرجزییات‌تر اینتیتی‌ها نبوده, اواخر داستان کمی عجله‌ای می‌نماید و آن ریتم ملایم و پیوسته‌ی اولیل بازی را از دست می‌دهد. به طور کلی آن قصه‌ی نجات دنیا کاملا اضافی است و به ضرر هدف اصلی پلات تمام شده است.

به شخصه ترجیح می‌دادم داستان زندگی دختری را دنبال کنم که برای یافتن راز و رمز پشت روح همراهش سفری را آغاز کرده و پس از مشقت‌های فراوان به موجودیت و دلیل آن پی می‌برد. این خط اصلی داستان ماورا است اما آن داستان‌های فرعی اینتیتی‌های شیطانی و نجات دنیا, ممکن است تا حدودی اذیت‌تان کند. قصه‌ی جودی خیلی بهتر در دل مخطب جا باز می‌کرد, اگر کیج زندگی او را همانند قهرمانان باران شدید در وسعتی کوچک‌تر اما با عمقی فراتر به تصویر می‌کشید. بی‌تردید در این صورت به جز جودی با شخصیت‌های خوب بیشتری همراه می‌شدیم و خیلی بهتر با دنیای بازی ارتباط برقرار می‌کردیم.

بهترین ژانر و بستری که می‌توان در آن از فرمول “انتخاب” به موئثرترین شکل ممکن استفاده کرد, درام‌های جنایی و ماجرایی است. جایی که دیالوگ‌ها نقش مهمی را در پیشبرد داستان دارند. اما توجه‌ی فراوان ماورا به خلق صحنه‌های اکشن باعث شده تا از مقدار تعامل بازی‌کننده در پیشبرد داستان کم شود.

به جای تمام این‌ها, یکی دو ساعت پایانی بازی به شدت فوق‌العاده است. مطمئنا به دلیل شخصیت‌پردازی ضعیف کاراکترهای فرعی, از تصمیم‌هایشان شوکه می‌شوید. اما کیج آنقدر زیبا سناریوهای متفاوت و تکان‌دهنده‌ای را برای پایان‌بندی قصه نوشته است که در هنگام اتخاذ انتحاب‌های نهایی جودی, دست‌تان می‌لرزد و مرتبا انتخاب‌ها را با چشمانتان مرور می کنید. پایان داستان جودی و آیدن کاملا خوش نیست اما به شدت پر احساس است و بسته به انتخاب‌هایتان ممکن است حال‌تان را تغییر دهد.

کیج قصه‌ی جودی را به غایت خود می‌رساند. و با این کارش فوران احساسات شما را با اثرش همراه می‌کند. در آن لحظات آنقدر انتخاب‌های بزرگ جلوی‌تان قرار می گیرد که امکان ندارد ناراضی به تیتراژ پایانی خیره شوید.

کیج در داستان‌سرایی ماورا راه جدیدی را پیش گرفته. این هم خوب است هم بد. خوب از این جهت که تمرکز طولانی مدت بر زندگی جودی و دنیایش باعث شده تا او از یادتان نرود. و بد از این جهت که شاید ماورا می‌توانست در سپردن داستان به بازی‌کننده بهتر از این عمل می‌کرد.

حسودی یک روح!

اگر از طرفداران ساخته‌های کیج باشید, حتما می‌دانید که تعامل بازی‌کننده در سکانس‌های اکشن از طریق مکانیک کلیدزنی(QTE) شکل می‌گیرد. هرچند که کوانتیک‌دریم در ماورا تکنیک BulletTime‌ را جایگرین کلیدزنی‌های باران شدید کرده است. به این صورت که تمام حرکات و واکنش‌های جودی به آنالوگ سمت راست دسته سپرده شده است. در سکانس‌های اکشن, صحنه برای ثانیه‌هایی به حالت آهسته (Slow Motion) در می‌آید و شما باید با توجه به جهت حرکت بدن جودی آنالوگ را به همان سمت حرکت دهید. برای مثال اگر جودی برای جاخالی دادن, در حال قلتیدن به سمت چپ است, شما باید آنالوگ را به همان سمت تکان دهید. این یکی از تغییرات خوب ماوراست که سبب شده اکشن‌های بازی خیلی چالش‌برانگیزتر و جذاب‌تر از قبل باشند.

در زمینه‌ی طراحی صحنه‌های اکشن کیج قبلا توانایی‌هایش را نشان داده و در ماورا هم می‌توانید در دو جین سکانس سینمایی نفس‌گیر غرق شوید. در کنار صحنه‌های اکشن, در ماورا می‌توانید باری دیگر شاهد استعداد کیج در مهم کردن ساده‌ترین موقعیت‌ها باشید; هیجان پختن شام برای اولین قرار ملاقات یا تنش و ترس ناشی از ارتباط برقرار کردن با دیگران در یک مهمانی جش تولد.‌ این‌ها از جمله صحنه‌هایی است که نقطه‌ی قوت و کلاس کاری دیوید کیج را به نمایش می‌گذارد. اما متاسفانه صحنه‌های اکشن بخش بیشتری از سناریوی ماورا را به خود اختصاص داده‌اند و مطمئنا اگر کیج بیشتر به خلق چنین لحظاتی تمرکز می‌کرد, با عنوانی بسیار بهتری رو‌به‌رو می‌شدیم.

سفر به ورای واقعیت

کوانتیک دریم همواره در زمینه‌ی تکنولوژی ساخت از استودیوهای پیشروی صنعت بوده است و این موضوع به شدت در مورد ماورا هم صدق می‌کند. آنها با باران شدید, بهترین گرافیک آن زمان را عرضه کردند و حالا ماورا باری دیگر نام این استودیو را به عنوان تولیدکننده بهترین گرافیک تکنیکی نسل هفتم بر سر زبان‌ها انداخته است.

در توصیف بخش دیداری بازی در یک جمله می‌توان گفت, ماورا واقع‌گرایانه‌ترین و زیباترین عنوان گرافیکی نسل هفتم است. و حتی در خیلی از جهات می‌تواند با عناوین نسل بعد هم رقابت کند. جزییات به کار رفته در طراحی صورت کاراکترها نمونه‌ای ندارند و به واقع شگفت‌انگیز هستند. مدل صورت کاراکترها به واقعی‌ترین شکل ممکن رندر می‌شوند و در هر صحنه سازندگان به طرز دیوانه‌واری به کوچکترین جزییات و حرکات صورت و بدن کاراکترها توجه داشته‌اند. نوپردازی بازی ترسناک است! از نورپردازی داخل چشم مدل‌ها گرفته تا بازتاب پویا و متفاوت نور از روی سطوح مختلف.

انیمیشن حرکت شخصیت‌ها به لطف تکنولوژی Performance Capture آنقدر بی‌نقص, متنوع و زیبا هستند که همواره محو تماشای حرکات آنها شوید. برای مثال می‌توانم به صحنه‌ای اشاره کنم که جودی در حال حمل یک سطل آب است. در این صحنه احساس می‌کردم که با یک بازیگر واقعی طرف هستم. امکان ندارد خطوط روی بازوی جودی و نحوه‌ی راه رفتن او را ببینید و سنگینی سطل آب را حس نکنید. سازندگان برای هر موقعیتی یک سری انیمیشن طراحی کرده‌اند. و تمام این‌ها حس و حال موجود در هر فضا را به خوبی به بازی‌کننده منتقل می‌کند.

این در حالی است که “اِلِن پیج” هم بازی درخشانی را در قالب جودی برجای گذاشته است. جودی سختی‌های بسیاری را پشت سر می‌گذارد. و الن پیج در نمایش و انتقال احساسات متفاوت او فوق‌العاده عمل کرده است. از خوشحالی و ترس گرفته تا عصبانیت و تحمل درد, تمام این‌ها به واسطه‌ی هنرنمایی و صداپیشگی بی‌نقص پیج ممکن است حتی در بعضی صحنه‌ها اشک‌هایتان را هم سرازیر کند!

با اینکه به خاطر مرگ نابهگام “نورمن کوربیل” در حسرت گوش سپردن به موسیقی‌های او برای ماورا ماندیم, اما در عوض “لورن بالف” و “هنس زیمر” بزرگ به شایستگی توانسته‌اند کاری کنند که غیبت آهنگساز باران شدید را حس نکنیم. قطعاتی که توسط این دو  برای بازی نوشته شده است, به زیبایی در تکامل احساس نهفته‌ی داستان و شخصیت‌ها قدم برمی‌دارند. تنها کافی است به قطعه‌ی Beyond گوش دهید تا حس مرموز و حماسی بازی را درک کنید یا با شنیدن قطعه‌ی Jodie’s Suite تمام دردها,‌ روشنایی‌ها و مشقت‌های جودی جلوی چشمانتان صف بکشند.

ماورا بیش از ۱۰ ساعت به طول می‌انجامد که این زمان در مقایسه با خیلی از بازی‌های تک‌نفره‌ی دیگر زمان بسیار خوبی است. با اینکه می‌توان با تکرار فصل نهایی بازی, تقریبا تمام پایان‌های بازی را دید. اما مطمئنا برای تجربه‌ی بخش‌های از دست‌رفته‌ی داستان, چندباری دیگر هم بازی را شروع خواهید کرد.

ماورا: دو روح انحصاری زیبا و با کیفیت دیگری برای کنسول پلی‌استیشن ۳ است. و این پشتیبانی بزرگ سونی در روزهای پایانی نسل هفتم از کنسول پیر خود را نشان می‌دهد. بازی جدید دیوید کیج داستان بی‌نظیری دارد, جزییات گرافیکی آن فک‌‌تان را می‌اندازد, صداپیشگی و موسیقی آن عالی است و گیم‌پلی‌اش هم برای دوست‌داران صحنه‌های کلیدزنی و سینمایی کم و کسری ندارد. اما ماورا قبل از عرضه‌اش سوالی را مطرح کرد; اینکه آیا کیج بعد از باران شدید گونه‌ی داستان‌سرایی خود را در این بازی پیشرفت می‌دهد؟ جواب دادن به این سوال سخت است. چرا که ماورا از روایت متفاوتی نسبت به باران شدید بهره می‌برد. اما می‌توان گفت کیج در ارائه‌ی اثر دیگری درباره‌ی “احساس” عالی عمل کرده است. ماورا شاید در حد و اندازه‌ی باران شدید افسار پیشبرد داستان را به دست بازی‌کننده ندهد, اما در شخصیت‌پردازی و روایت سفری دور و دراز و غافلگیرکننده کاری می‌کند که از شدت هیجان کیج را تحسین کنید.

دیوید کیج با ماورا باری دیگر مرز بین هنر بازی و سینما را می‌شکند و ما را به ورای یک زندگی, یک شخصیت و یک دوست خیالی می‌برد که تجربه‌ی آن بر هرکسی واجب است. ماورا تلاش دیگری است از مرد متفاوت صنعت بازی تا چیز خاصی را به شما هدیه دهد که در این آشفته‌بازار بازی‌های تکراری حال‌تان را حسابی جا می‌آورد!

نمره نهایی: ۹/۱۰

نویسنده: رضا حاج‌محمدی

نکات مثبت
نکات منفی
شاهکار
دیدگاه
۸۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:27: 
:D 
:40: 
:44: 
:-) 
:10: 
:41: 
:60: 
;) 
:59: 
:( 
:16: 
:162: 
:13: 
:\ 
:22: 
:42: 
:11: 
:111: 
:17: 
:20: 
:wow: 
:| 
:49: 
:54: 
:56: 
:45: 
:47: 
:46: 
:43: 
:57: 
:like: 
:dislike: 
:metal: 
:51: 
:52: 
:55: 
:58: 
:48: 
:spoiler: 
:53: 
:steam: 
:xbox: 
:PS: 
:n: 
:50: 
:discord: 
 

81 Replies to “نقد “ماورا: دو روح”; دوست خیالی من!”

  1. MOHSEN f گفت:

    رضا جان واقعا دستت درد نکنه یکی کامل ترین نقد هایی بود که از این بازی خوندم!
    درباره بازی هم فقط یه جمله می تونم بگم و اونم اینکه ماورا از نظر نمره و متا مظلوم ترین بازیی بود که از ابتدای این صنعت تا به الان ساخته شده!
    فکر نکنم هیچ وقت این ظلمی که در حق این بازی شد رو فراموش کنم!

    ۲ ۰
  2. نقدت رو خوندم.. خوب بود
    چون “ماورا” یکی از بازی‌هایی هست که روش بحث دارم.. اینکه بعضی سایت‌ها و منتقدا موضع می‌گیرن راجع به سبک‌اش و این حرف‌ها، کاملا برای من عجیبه.. “ماورا” در سبک و سیاقه خودش در حال و هوای خودش در مسیره هدفه خودش عالی عمل کرد..
    من هنوزم که هنوزه وقتی چشمام رو میبندم اون شب‌های سرده برفی میاد جلوی چشمم.. شب‌هایی که با آتیشه درونه یک بشکه‌ی حلبی گرم شدیم.. با فقرا نشستیم.. بچه به دنیا آوردیم.. عاشقه اون آدما شدم.. بهترین پایانه بازی هم ×××اسپویل××× از دیده من همون پایانی بود که با دوستای فقیر و بی‌خانمان‌مون ملاقات می‌کنیم×××آخره اسپویل×××

    ۰ ۰
    1. Survivor گفت:

      ممنون…
      واقعا فرعی‌ترین کاراکترهای داستان هم به دلی میشینن… من هم دفعه‌ی اول بدون معطلی رفتم سراغ همین پایان…

      ۰ ۰
    2. Milad RFM گفت:

      یعنی تو دنیا یه بازی باشه که بخوام بازی کنم همینه چرا؟ چون داستانش عالیه. خدا رو چه دیدی شاید اخرالزمان شد ما هم تونستیم بازیش کنیم.منتقدا هم گاهی خیلی نامردی میکنن.

      ۰ ۰
    3. Saberwolf گفت:

      playstationofficial magazine australia که ۶ از ۱۰ داده فازش چی بوده؟ :D

      ۰ ۰
    4. محسن گفت:

      دوست من شما اصلا به نمرات کاری نداشته باش.اگه PS3 نداری از جایی بصورت موقتی هم که شده تهیه کن و این بازیو برو.اون موقع متوجه میشی که نمره این بازی کمتر از ۹ نباید باشه.من وقتی متای این بازیو دیدم اتفاقا مصمم تر شدم این بازیو انجام بدم که اتفاقا خوب شد همچین تصمیمی گرفتم.این بازی بدون شک از نظر من جزء ۱۰ بازی برتر PS3یه.من کلا خیلی وقته که دیگه برای نمرات و متاها ارزشی قائل نیستم و عقلمو دست کسی نمیدم تا بجای من درباره یه بازی نظر بده و بهم بگه این بازیو برو و اون یکیو نرو

      بهت پیشنهاد میکنم حتما”بازم میگم حتما اگه این بازیو نرفتی این بازیو بری تا متوجه بشی که متاها کلا چیز چرت و نامفهومین

      ۰ ۰
    5. Very Big Daddy گفت:

      اما از این احساسات شاهین رستم خانی!چنان جو میده مرگ یک سـوسـک زیر دمـپایی رو هم واسه آدم گریه آور و تراژدیک میکنه! :mrgreen:

      ۰ ۰
    6. hessam گفت:

      شاهین یا یه بازی رو شاهکار میدونه یا درپیت ! یعنی حد وسط براش وجود نداره :دی

      ۰ ۰
  3. واقعا عنوان بی نظیری بود… یکی از بهترین بازی های عمرم
    گرافیک در بازی بیداد میکرد… انیمیشن صورت،تکسچرهای محیط و حال و هوای برفی واقعا حس واقعی بودن رو به مخاطب میرسوند…ممنون از نقد خوبتون

    ۰ ۰
  4. شعیب گفت:

    تشکر.نقد های بازی شما در حقیقت نقد نیست بلکه روایت حرفه ای از تاروپود یک بازی ست.فقط کاش بازی های مولتی پلتفرم را هم نقد کنید.
    ———
    اما اینکه نسبت به این بازی ظلم شده درست نیست.اتفاقا منتقد ها تلنگر خوبی به کیج زدند که اگر میخوای بازی بسازی گیم پلی یادت نرود.مطمئنا ساخته بعدی اش بازی کامل تری خواهد بود.

    ۰ ۰
    1. به این توجه کنیم که بازی فقط گیم پلی نیست… البته که یکی از ارکان مهمه
      ولی بعضا باید شاهد نو آوری هم باشیم… به نظر من بازی به اندازه ی کافی گیم پلی داشت البته تو سبک خودش… واقعا حق بازی متای ۷۲ نبود

      ۰ ۰
    2. Survivor گفت:

      ممنون از شما….

      کلاس کاری کیج برای من یکی (والبته خیلی‌های دیگه) حل شده است… هر کی هم به این راه و روش ایراد بگیره یا چشمشو روی حقیقت بسته یا با این ژانر حال نمی‌کنه اما سعی می‌کنه که حال کنه اما هر کاری می‌کنه نمی‌تونه برای همین ایراد می‌گیره…. . بعدش هم اکثر منتقدها امسال بیشتر ماورا رو نه به خاطر موضوع گیم‌پلی بلکه به خاطر کمرنگ بودن مکانیک “انتخاب” و دست بردن در داستان کوبوندن.. نه چیز دیگه‌ای.

      ۰ ۰
  5. mehran tajmiri گفت:

    خیلی عالی بود
    =D =D =D

    ۰ ۰
  6. remember me گفت:

    اقا من با این که فن مایکرو ام ارزومه بشینم اینو بازی کنم
    منتقدا خیلی بد سلیقه ان

    ۰ ۰
    1. محسن گفت:

      امیدوارم هر چه زودتر این بازیو تجربه کنی تا عینا ببینی که چه حق خوریی در مورد این بازی شده و تو هم مثل من به این نتیجه میرسی که متاها جاشون فقط توی سطل آشغاله

      ۰ ۰
  7. yamato گفت:

    خیلی عالی بود مخصوصا توضیحاتی درباره ی نقش تاثیر گذاری و تاثیر پذیری کاراکتر ها رو واقعا خوب نوشتین.
    خداییش اعتراف میکنم یه چیزایی رو که اصلا توی بازی متوجه نشدم اینجا از فهمیدنش شاخ درآوردم :oops:
    ——————————————————
    yamato is the blade of vergil

    ۰ ۰
  8. psycho mantis گفت:

    با تشکر از رضا جان

    ۰ ۰
  9. Mr.Death گفت:

    مورا دو روح از دو نظر منو نا امید کرد :
    ۱- تصمیماتی که در طول بازی میگیرین تقریبا در روند بازی هیچ تاثیری ندارند
    ۲- اکشن بازی افتضاح است و من واقعا گیج میشدم که انالوگ رو به کدوم سمت حرکت بدم
    بهترین و تاثیر گذارترین قسمت بازی هم مربوط به قسمت بی خانمانی می شد

    ۰ ۰
  10. Sirius گفت:

    ممنون و خسته نباشی
    نقد های شما واقعا خواندنی هستند
    متاسفانه هنوز نتونستم این بازی رو تجربه کنم و هیچ نظری هم نمی تونم در موردش بدم.

    ۰ ۰
  11. Leon S.K گفت:

    نقد به شدت غلو شدست و فن بازی در همه جای اون موج میزنه !
    من دلیلی نمی بینم که باران شدید رو از نقد حذف کنیم ! وقتی یه سازنده برای بار چندم داره بازی میسازه یکی از معیار های نقد باید بازی قبلیش باشه ! این عنوان کاملا یک پسرفت نسبت به باران شدید بود ! بخاطر همین میگم غلو شده ! نمره ۹ برای این بازی به شدت زیاده ! خیلی خیلی هم زیاده ! اگر این ۹ هست پس باران شدید رو باید ۱۰ داد !
    تو نقد شما پایان بندی بازی رو فوق العاده میدونی ! در صورتی که حتی تا ثانیه آخر بازی هم حس اینکه یه چیزی کمه و همه چی داره یهو سر هم بندی میشه بهت دست میده ‍! این یعنی انتخاب ها کشک تمام ! وقتی شما باران شدید رو بازی میکنی و اون پایان بندی وسیع رو میبینی و ۹۰% انتخاب هات تاثیر بسزایی رو پایان دارن، دیدن اینکه یهو آخر بازی برای تموم کردنش بهت انتخاب بده کاملا شوکه کنندس ! یعنی همه انتخاب های شما در طول بازی کشک ! یعنی اینکه شما هر کاری بکنی، آخرش همین دو انتخاب بیاند و زندگی بهت داده میشه ! برای همچین بازیی که همیشه روی انتخابات مانور میداده بدترین چیز ممکنه ! همینجوریش باید ۲ نمره ای کم بشه از بازی !
    دوم دکمه زنی های بازیه که در کمال تعجب شما اونو چالش بر انگیز میدونی ! شاید بخاطر حسی بودنش کمی جالب باشه اما دکمه زنی ها در باران شدید بزرگ ترین نقطه قوت بازی بود، از تک تک مکانیزم های گیم پد کمک گرفته شده بود، اما در بیاند کل این مجموعه به آنالوگ راست منتقل شده ! یه جور از سر باز کردن برای من به نظر میاد و اون هیجان و آدرنالینی که هنگام باران شدید گالن گالن به خون منتقل میشد رو کلهم از بین میبره !
    قسمت دیگر غلو شده نقد موسیقی هاست ! درسته که هنس زیمر و لورن بالف به شدت موفق و عالی هستن، اما موزیک ها سه چهار قدمی پسرفت حساب میشدن نسبت به باران شدید ! اون حس و حالی که شما در نقد ازش یاد میکنی به هیچ وجه به بازیکن منتقل نمیشه ! برای مثال در باران شدید وقتی شما توی پارک داری با شان بازی میکنی و میچرخونیش، اون لبخندی که میزنه و شادی که تو چهرش بوجود میاد میتونم بگم ۱۰۰ درصد اگر موسیقی های اون صحنه نبود به هیچ وجه شما هم لبخند نمیزدی، شما هم احساس شادی و پدر بودن نمیکردی ! اون موزیک های غمگین و شاهکار باران شدید چندین پله بالاتر و بیادماندنی تر هستن از بیاند !
    حتی از نظر روند داستانی هم این تیکه تیکه کردن بخش ها یجور سرپوش بر ضعف داستانی اونه ! شاید شخصیت پردازی ها و صحنه سازی ها زیبا و درگیر کننده باشه، اما روند داستانی به شدت ساده و بدون هیجانه ! دیگه خبری از اون هیجان و معمایی بودن باران شدید نیست ! یه داستان سر راست و تقریبا بدون هیجان که فقط میخواد صحنه سازی کنه ! در حقیقت مث داستان های ایرانی میمونه ! سعی میکنه با صحنه سازی اون ضعف محتوایی و فرمی داستانی رو از پوشش بده !

    ۰ ۱
    1. محمدرضای عزیزه من آیا اسمه بازی رو اشتباهی جایی Heavy Rain 2 خوندی برادر..؟ اگه خوندی که بذار بهت بگم اشتباه شده چون این یک آی‌پیه جدیده؛ وگرنه هم که سه نقطه..!!

      ۰ ۰
    2. Leon S.K گفت:

      نه شاهین جان ! ولی سبک دو بازی یکیه ! و به نظر من باران شدید در حال حاضر بهترین بازی ممکن در این سبک هست ( هرچند که فقط خود کیج تو این سبک بازی میسازه :D )
      بخاطر همین میگم باید یکی از معیار های نقد بازی های قبلی باشه ! از هر جهت مقایسه کنیم هم این بازی در رده پایین تر قرار میگیره نسبت به هوی رین !

      ۰ ۰
    3. یه نکته‌ی مهمی وجود داره اینجا.. اینکه اثره قبلی تاثیری روی تو (یا هرکسی) گذاشته که خیلی عمیق و فراموش نشدنیه، و به عنوانه یک شاهکار ازش یاد میشه؛ دلیل نمیشه که حالا بیایم بگیم پس این خوب نیست! چرا؟ چون اون خوب هست!! وات د فاک..
      اگه فقط توی بحثت، “بیاند” رو با خودش مقایسه می‌کردی بحثی نبودا؛ اما بیشتر از “بیاند” من “بارانِ شدید” دیدم توی حرفات :دی
      کیج خیلی خوبه.. اصلا دوست نداره کلیشه بسازه درحالی که خودش همین سبک رو داره جا میندازه و دستش زیاد باز نیست و تنهاست.. وگرنه چرا اسمه بازی رو “بارانِ شدید ۲” نذاشت..؟ خیلی هم طرفدار جمع کرده بود؛ مرض نداشت که یک آی‌پیِ پرطرفدار خلق کنه، حالا بذاره کنار بره سراغه چیزه دیگه
      بیاند رو با حسی که خوده بیاند داره و کاری که خودش تنهایی باهات میکنه باید بررسی کنی؛ نه چیزه دیگه

      ۰ ۱
    4. Mr.Death گفت:

      دقیقا. کاملا باهات موافقم

      ۰ ۰
    5. Project Siren گفت:

      من شخصا با بیشتر صحبت های محمد رضا موافقم…
      قطعا Heavy Rain عنوان شایسته تری بود نسبت به ماورا…
      بنظر من “بین اثار دیوید کیج” ماورا در پایین ترین مکان قرار میگیره…
      ولی خوب این صحبت ها قطعا چیزی از ارزش بازی های دیوید کیج کم نمیکنه…
      و نباید بی خود و بی جهت در مقابلش جبه گرفت…

      ________________________
      MGS V” and ”The Evil Within” are the next GOTY and Greatest Hits one after another”
      … Please wait

      ۰ ۰
    6. Leon S.K گفت:

      نه من جبهه نگرفتم ! فقط گفتم خواستم بگم بازی انقدر که گفته میشه شاهکار نیست ! وگرنه:
      گرافیک بازی یکی از بهترین های این نسل و بهترین توی کنسول هاست.
      شخصیت پردازی جودی به شدت عالیه !
      صدا گذاری ها به بهترین شکل ممکن انجام شده.
      صحنه سازی ها کارگردانی هنرمندانه ای داره.
      بخش های اکشن بازی نسبت به هوی رین پیشرفت کرده.

      ۰ ۰
    7. Project Siren گفت:

      محمد رضا من که گفتم با صحبت هات موافقم… :D
      منظورم شاهین و و و بود که جبهه نگیرند…

      ۰ ۰
    8. ps3 with ps4 گفت:

      نمره ۹ برای این بازی به شدت زیاده ! خیلی خیلی هم زیاده ! اگر این ۹ هست پس باران شدید رو باید ۱۰ داد
      محمدرضا متاسفانه منتظرم تا قیمت اریج این بازی بیاد پایین تا برم سراغش و تا الان متاسفانه تجربش نکردم ولی با کلمه اخرت که باران شدید باید ۱۰ باشه شک نکن ۱۰ هم کمه براش هوی رین برای من وخیلی ها فراتر از نمره هست و اصلا نمیشه با نمرات این بازی رو سنجید

      ۰ ۰
    9. Very Big Daddy گفت:

      رضا جان راست میگن ایشون…منی که باران شدید رو بعد بیاند بازی کردم بعدش نظرم ددر مورد بیاند مقدار زیادی برگشت چه برسه به کسایی که هوی رین رو اون موقع ها بازی کردن!

      ۰ ۰
    10. ps3 with ps4 گفت:

      خوب علی من هم گفتم که بازی رو هنوز انجام ندادم و فقط در مورد سوالش که اگه این بازی ۹ باشه باید هوی رین هم ۱۰ باشه ! که منم گفتم شک نکن برای خیلی ها این بازی ۱۰ هم کمه براش

      ۰ ۰
    11. Very Big Daddy گفت:

      پس آخر هفته منتظر نمره من باش! :D

      ۰ ۰
    12. ps3 with ps4 گفت:

      جرات داری تو این قضیه هم مخالفت کنی با من دیگه ادرس میگیرم میام سراغت :D

      ۰ ۰
    13. Very Big Daddy گفت:

      نه عزیز!موافقته شدید!

      ۰ ۰
    14. Leon S.K گفت:

      نه دیگه باران شدید از نظر من ۹.۵ یا ۹ هست :D

      ۰ ۰
    15. I AM ALONE گفت:

      فقط در مورد موسیقی :
      تم داستانی ماوراء با باران شدید کلا فرق میکنه
      شما انتظار نداری که موقع مبارزه با یه غول وسط بیابون آهنگ غمگین و نوای پیانو گوش کنی!؟
      یا مثلا موقعی که همه ی ارواح و اینتتی ها دارن از در و دیوار میریزن داخل موسیقی محزون گوش کنی؟
      تم داستانی ماوراء با تم نیمه حماسی نیمه غمگین موسیقی کاملا همخوانی داره.
      بر خلاف باران شدید که تم محزونش شاهکار بود.اما مواقعی که باید ریتم تند می شد موسیقی اصلا دلچسب نبود!
      تنها ایرادی که به موسیقی ماوراء میشه گرفت اینه که تعداد ترک هاش کمه برای یه بازی ۱۱ ساعته…

      ۰ ۰
    16. Leon S.K گفت:

      منم میدونم فرق میکنه، در ضمن این بازی صحنه های غمگین کم نداره ! من دارم میگم موسیقی ها نه اون تم مرموز مورد نظر رو میتونه بده، نه اون تم غمگین، و نه حتی تم هیجانی ! در صورتی که بر خلاف صحبت شما هوی رین توی صحنه های هیجانی هم به شدت عالی و دلچسب بود !

      ۰ ۰
    17. I AM ALONE گفت:

      انصافا من از تم باران شدید توی صحنه های هیجانی رو اصلا دوست نداشتم…
      ولی به نظر قسمت های هیجانی این بازی خیلی خوب بود.
      البته خب موسیقی یه چیز سلیقه ای هست و زیاد نمیشه در موردش بحث کرد…

      ۰ ۰
    18. Very Big Daddy گفت:

      موافقم مخصوصا درمورد پایان،بی تاثیری انتخاب ها و نبود آلترنیت!

      ۰ ۰
  12. the director گفت:

    واقعا عالی بود….آقا رضا واقعا دستت درد نکنه :(( :((
    حرف دلمو زدی..این بازی واقعا عالی بود و یه احساس خاص بود..یه ماورای داستان و شخصیت پردازی.. واقعا عالی بود
    به جرات میشه گفت Beyond Two Souls از بعد داستانی چیزی فراتر از هر بازیدیگه ایه. داستان در واقع یک نمودار صعودیه که از ابتدا اوج می گیره و در آخر به بالاترین سطح خودش می رسه.
    گرافیک مثال زدنی و بی رقیب بازی که نیازی به تعریف نداره..
    موسیقی های بازی هم که توسط دو نفر از بهترین ها یعنی Lorne Balfe و Normand Corbeil ساخته شده. البته Normand Corbeil ( Heavy Rain) -روحش شاد-نتونست ثمره کارشو ببینه و فوت کرد :sad:

    در اخر فقط میشه گفت که Beyond Two Souls فقط یک بازی نیست و باید با دید عمیق تری بهش نگاه کرد. هر چند که نمیشه تنها در یک جمله خلاصه کردش. ولی تنها چیزیکه باید درباره این شاهکار گفت اینه که Beyond Two Souls فراتر از اون چیزی بود که انتظار داشتیم. بازی که با بیان احساسات و آزاد گذاشتن مخاطب در نحوه بازی کردن تمام کلیشه های این صنعت را شکست :X

    ۰ ۰
  13. Saberwolf گفت:

    یکی خواهشا من رو روشن کنه این ماورا از باران شدید تجربه بهتری هست یا نیست؟!

    متا ۷۰ از ۹۵ نقد POMA هم ۶۰ . از اون ور متین ایزدی ۴ از ۵ با کلی تعریف. و فن های سونی تو سایت هم هر کی یه حرف میزنه یکی ۶.۵-۷ میده یکی ۸.۵ . :roll:
    ____________________
    Everyone put your hands up and get your drinks up

    ۰ ۰
    1. the director گفت:

      شاید به باران شدید نرسه،ولی یه تجربه خاصی به شمار میره و ارزش زیادی داره

      ۰ ۰
    2. Saberwolf گفت:

      باران شدید رو فقط وقت شد ۱بار تموم کنم. (پایان خوش) ولی تو همون یکبار مواردی که چشمم رو گرفت : داستان و فضای بازی و موسیقیش بود. و واقعا لذت بردم ازش :>

      ۰ ۰
    3. the director گفت:

      پس ختما از ماورا لذت میبری..هم از موسیقیش که نمیدونم چرا دوستان میگن بد بود :-?
      ار فضاسازیه عالیش و داستان منحصر به فردش..
      از شخصیت پردازی جودی تا صحنه های بینظیرش
      به نظرم تنها مشکلش(که خودم مشکلی ندارم باهاش) گیمپلی بازی بود :X

      ۰ ۰
    4. Saberwolf گفت:

      تو کلوپ یکی از آشنایان تو مرحله اول بازی رو رفتم. آزمایش و سفارت.
      یعنی ارزش داره کمی از وقتم رو بگذارم برم تا کلوپ این آشنا و تموم کنم بازی رو؟ :-?

      ۰ ۰
    5. ps3 with ps4 گفت:

      سید از من به تو نصیحت بازی های دیوید کیج رو چشم بسته برو سراغشون چون امکان نداره مخصوصا تو یکی از بازیهای این بشر دوست داشتنی بدت بیاد

      ۰ ۰
    6. Saberwolf گفت:

      ps3 with ps4@

      رضا پس برم سراغش دیگه؟ :-?
      نظر من رو هم که در مورد باران شدید :X میدونی.
      پس تایید شد . بریم تو کار الن پیج

      ۰ ۰
    7. Very Big Daddy گفت:

      صددرصد برو سید!شک نکن!

      ۰ ۰
  14. king ps3 گفت:

    اقا نقدت عالی بود .ممنون .

    ولی با اون قسمت موسیقی مخالفم :D

    به نظرم موسیقی میتونست خیلی بهتر از این باشه :| جای خالی Normand Corbeil برا من که خیلی احساس میشد :(

    ۰ ۰
  15. the director گفت:

    بستگی به خودت داره صابر جان…اگه از دید دیوید کیج به بازی نگاه کنی مطمئنا لذت میبری..
    اگه گیمپلی واست خیلی مهمه ممکنه به مشکل بربخوری ;)

    ۰ ۰
  16. I AM ALONE گفت:

    با تشکر از نقد خوبتون
    ——–کامنت حاوی اسپویل——–
    کیج یه بار دیگه منو پای TV میخکوب کرد.انصافا دمش گرم.هنوز وقتی یاد بعضی از صحنه های بازی می افتم…
    کارگردانی تمام سکانس های بازی در حد بهترین فیلم های هالیوودیه(هر چند اعتقادم اینه که صحنه های اکشن و زد و خورد بازی در حد فیلم های معمولیه.ظاهرا کیج توی این زمینه لنگ می زنه)
    نحوه ی روایت فلش بک و فلش فرواردی درنگاه اول ایراداتی داره.(که واقعا هم داره.تمرکز فوق العاده بالای مخاطب روی داستان رو می طلبه)اما وقتی یه بار بازی تموم شد و خودمون از اول به ترتیب زمانی مراحل رو پشت سر هم رد کنیم متوجه میشیم که کیج به غیر از این نحوه ی روایت انتخاب دیگه ای نداشته.وقتی داستان پشت سر هم تعریف میشه لذت ی که مخاطب می بره نصف میشه.البته تغییراتی رو می شد توی ترتیب اپیزود ها اعمال کرد(در حد خیلی جزئی)که باز هم جذاب تر از این باشه.البته یکی دو ابتکار عمل هم می تونسته استفاده کنه که نیاز مند وقت خیلی بیشتر بوده.با توجه به زمانی که کیج برای ساخت بازی گذاشته همین نحوه ی روایت بهترینه.
    روایت داستان در ابتدا تا فصل های نهایی فقط و فقط متکی بر زندگی جودی و رابطه اش با آیدن و بقیه است.برای همین شخصیت بقیه زیاد پرداخته نمیشه و مخاطب هم نیازی به شناخت پیدا کردن از افرادی مثل نیتن پیدا نمی کنه.اما در فصول نهایی که داستان از محوریت جودی خارج میشه و به جهان ماوراء می پردازه نیاز مند زمان بیشتری بوده.داستان خیلی سریع تغییر فاز میده و اشخاصی رو در داستان دخیل می کنه که تا اون موقع نیازی به شناختشون نداشتیم اما حالا تمام زندگی و گذشته و انتخاباتشون برامون باید مهم بشه.
    پایان های بازی رو دیدیم.همه خوب بودن.اما دوباره بر گشته بودن به فاز جودی و سرنوشت بقیه نسبتا ناقص می مونه.
    دیوید کیج از اول هم گفته بود که توی پروژه جدید قصد داره به جهان ماوراء بپردازه.اما قصه ای که انتخاب کرده واقعا سنگینه و نمیشه با ۱۰ ساعت روایت خالص (اونم از نوع کوانتیک دریمی!) سر و ته قضیه رو هم آورد.
    این که داستان رو از یه شخص شروع کنی و اونو تا حدی بپردازی که مخاطب واقعا عاشقش بشه و بعد بقیه رو وارد داستان کنی و گذشته ی اونها رو هم به مخاطب نشون بدی و بعد راز های داستان کم کم برملا بشن نیاز مند یه قسمت دیگه بود.کاش کیج بازی رو دو قسمت می کرد.الان به طور کل زندگی پدر و مادر جودی و دلیل قدرت هایی که داشتن و این که چرا به بچه هاشون هم به ارث می رسید و این که برادر دو قلوی جودی چه جوری مرد ولی روحش توی این دنیا موند و به جسم جودی وصل شد و خیلی چیز های دیگه اصلا روشن نشدن
    این که بالاخره کارگردان برداشتی که از جهان دیگه داشت چی بود رو متوجه نشدیم
    این که ما از این بازی باید در مورد جهان دیگه چه تصمیمی بگیریم هم معلوم نمیشه
    و درنهایت با اون سکانس پایانی و Zoey بزرگ شده حسابی ما رو گذاشت تو خماری!
    در نهایت هم این که به نظر من روی بدبختی های جودی خیلی زیاد مانور دادن.
    جودی در نهایت تبدیل میشه به دختری که تمام بدبختی های دنیا رو به دوش می کشه
    (از ترور یه رئیس جمهور بگیر تا مشکلات بی پولی و پیدا نکردن دوست و مشکلات ناشی از حضور آیدن و و و و … واقعا دامنه ی بدبختی های جودی گسترده است!)
    شاید اگه از این قسمت ها کم می کرد و به قسمت های دیگه اضافه می کرد توازن داستان رعایت می شد…
    شاید…
    باز هم تشکر…

    ۰ ۰
    1. I AM ALONE گفت:

      تایید لطفا…

      ۰ ۰
  17. MilAd.M.Z گفت:

    تشکر از آقا رضا.
    نقد بسیار عالی و بی‌عیبی بود.برای منی که این بازی رو حتی از نزدیک هم ندده بودم.حالا انگار بازی رو یک‌بار تجربه کردم.واقن عالی بود. :)

    ۰ ۰
  18. MR.DANTE گفت:

    این بازی رو نمیدونم اما خیلی از Heavy rain تعریف شنیدم!در کل با وجود اینکه هنوز سعادت بازی کردن بازی های دیوید کیج رو نداشتم(کنسول ندارم :|) اما اون رو بهترین کارگردان بازی ویدیویی می دونم چون به مهم ترین عنصر یعنی داستان بها میده

    ۰ ۰
  19. ps3 with ps4 گفت:

    تشکر از رضا حاج محمدی عزیز که همیشه نقدهاش برام جالب بوده این رو هم تا تهش خوندم و با اونکه هنوز بازی رو تجربه نکردم ولی بدجور مشتاقم کردی که فردا برم سراغش
    تشکر فراوان ازت

    ۰ ۰
  20. Very Big Daddy گفت:

    بازی عالی بود اما حقیقتش الان که باران شدید رو بازی کردم کمی نمرم پایین تر اومده واسش.همین ۹ خوبه فکر کنم.

    ۰ ۰
    1. ps3 with ps4 گفت:

      علی فقط فدای اواتارت :X

      ۰ ۰
    2. Very Big Daddy گفت:

      چقدر با این بشر حال کردم!من کلا در بهترین و بهترین حالت ممکن بازی رو پیش بردم و تموم کردم.قبل از بازی میگفتم این قیافش چقدر شبیه عقب مونده هاست ولی واقعا تحت تاثیر شجاعت و فداکاری و عشقش قرار گرفتم!تک بود این ایتن مارس! :X :X

      ۰ ۰
    3. ps3 with ps4 گفت:

      اخ این سکانس رو تو ندیدی من این رو دیدم اولین بار که بازی رو تموم کردم :D
      upload7.ir/images/62801120622256532576.jpg

      بهترین قسمت این اتان هم اونجایی بود که اون شربت رو میخوره بعد اون اهنگ فوق العاده رو میزنه :X

      ۰ ۰
    4. Very Big Daddy گفت:

      ای وای!این دیگه چیه؟! :sad:
      ناگفته نماند برای اینکه همه چی عالی پیش بره دهنم هم صاف شد بس که سر بعضی کلید زنی ها ریست کردم! :D

      ۰ ۰
  21. DeadSpace گفت:

    نقد خوب بود
    بازیش قشنگ بود انصافآ

    ۰ ۰
  22. KAZ Miller گفت:

    ممنون از شما …
    کاملاً از بیاند راضی هستم.
    گیم پلی بازی پایین تر از هوی رین قرار میگیره و با اینکه در ظاهر پیشرفت کرده ولی به طرفه سراشیب رفته.
    در مورد داستان هم که به نظرم هر ۲ تا در یه سطح ان , بیاند یک داستان سرایی بسیار خوبی و نشون میده در حالی که هیجانه هوی رین بیشتره و هر ۲ی این ها با یک داستانی زیبا و حساب شده همراه میشه.

    ۰ ۰
  23. AloneSoN گفت:

    بازیش خیلی هم عالی بود دوستانی هم که میگند بد بود فلان بودو این … حذف به علت مقایرت با قوانین سایت :lol:

    ۰ ۰
  24. shazam گفت:

    من نمیدونم فاز کیج چی بوده ولی حیف. حیف باران شدید که بخوای با این مقایسه کنی :cry:

    ۰ ۰
  25. general amin گفت:

    متشکر از شما …
    این بازی به نظرم یک پسرفت تقریبا بزرگ نسبت به هوی رین بود . اصلا در آن سطحی که توقع داشتم نبود . اگر بخواهم مواردی که با نقد شما مخالفم را بگویم خود به خود تبدیل به یک نقد طولانی می شود !
    اما نمره ۹ !!! خودم به شخصه بخواهم نمره بدهم فراتر از ۶ نمی رود…
    در هر حال کیج نا امید کننده ظاهر شد . امیدوارم برای پروژه بعدیش حسابی درس گرفته باشد …

    ۰ ۰
  26. daaanteee گفت:

    با تشکر از متن زیبای دوستمون

    به تنهائی بازی خیلی عالیه
    ولی
    اگه بخواد با باران شدید مقایسه بشه یه چیزائی کم داره

    باران شدید ۱۰
    ماورا ۸.۵

    ۰ ۰
  27. MANI گفت:

    ممنون ولی منم با دوستام حرف میزدم از باران شدید خیلی بیشتر از دو روح تعریف میکردن

    ۰ ۰
  28. dante9md گفت:

    نمره رو دیدم نقدو نخوندم چون دیگه ارزش واسه خوندن نداره . ولی باز ممنون بابت زحمت که کشیدی

    ۰ ۰
  29. tarik گفت:

    ۹ دادی برو بابا

    ۰ ۰
  30. tarik گفت:

    این بازی فقط یه تجربه خاصه . همین . در حدواندازه هایه بارانه شدیدم نیست .
    نمره دیگه با فن بازی و با توجه به گرافیکش و صحنه زایمان نهایتن ۷

    ۰ ۰
  31. sheamus گفت:

    عالی بود رضا جان.

    ۰ ۰
  32. Mr. EZIO گفت:

    یه همچنین بازی ساز های مثل استاد کیج آدمو مجبور می کنن تا سنت شکنی کنه!من که اصلا به این قضیه فکر نمی کردم تا یه روز کنسول بخرم و بذارمش کنار PC دارم فکرامو می کنم تا یه PS3 بخرم چون تجربه نکردن این چنین شاهکار ها زندگی آدمو نیمه تموم میذاره!
    آقا رضا هم که مثل همیشه خوب نوشته بود و نمرش هم منصفانه بود ممنون ;)

    ۰ ۰
  33. esafa93 گفت:

    نمره ۷ مناسب است به هر حال ممنون ازنقدتون

    ۰ ۰
  34. sepehr pc گفت:

    یکی از بهترین بازی های عمرم بود……
    هیچوقت اون سکانس پایانیش یادم نمیره………………….. :(( :((
    واقعا نمی دونم چی بگم :|

    ۰ ۰
  35. silver گفت:

    ۹ از ۱۰؟ :-?
    نقد خوبی بود!
    ممنون…

    ۰ ۰
  36. ****Ice Boy**** گفت:

    من که بازی رو انجام ندادم ولی یه نکته ای که باعث شد کامنت بدم طراحی چهره ی فوق العاده ی توی عکس هاست واقعا هم از نظر گرافیک (( اخه چطوری با سخت افزار ps3 یه همچین گرافیکی در اوردن ؟؟!! ۸-O )) هم از نظر احساسات چهره ها عالیه .

    ۰ ۰
  37. bijan joker گفت:

    با سپاس فراوان از رضای عزیز و گرامی، خیلی خیلی منتظر این “نقد” بخصوص بودم چرا که میدونستم در مورد این عنوان به خصوص از آن نقدهایی خواهد شد که چون از دل آید به دل نشیند…
    این جمله رو نمیدوم با چه رویی باید بگم، اما از آنجایی که تمامی رفقا از خودمون هستند میگم که من BEYOND:t.s رو خیلی وقته که تهیه کردم و جلوی چشمام هست اما تا الانه به غیر از موارد دانلودی و تم و … وقت نکردم که سر فرصت بشینم و وارد دنیای ماوراییش بشم! (و از این بابت بسیار شرمندم!)، اما یادم میاد که چندی از رفقا گفته بودند که تجربه این بازی در روزهایی برفی خیلی میچسبه،اما الانه که وقت تجربه خود بازی رو ندارم، نمی‌دونید که خوندن این نقد ویژه‌ی منتقد خاص سایت در اولین روز برفی سال چقدر بهم چسبید و مزه داد…
    در آخر یک سپاس ویژه دیگر هم داشته باشم از بابت نمره مناسب به این بازی که با وجود اینکه هنوز امتحانش نکردم، اما خوشحال میشم وقتی که امتیاز بالا رو روبه‌روی نام این عنوان میبینم…
    باز هم ممنون…

    _________________________________
    ( The HOBBIT: The Desolation of Smaug )

    ۰ ۰
  38. victor hogo گفت:

    بازی با توجه به نام سازنده ها و تصوراتی که از اون داشتیم به هیچ وجه راضی کننده نیست ولی نکته ی مهم این هست که یک تجربه ی متفاوت هست که ارزش وقت گذاشتن رو داره!
    البته بازی تو بعد فنی از قبیل گرافیک و صداگذاری و ….عالی عمل کرده و جزو بهترین های کنسولی نسل هست ولی خب ایرادات قابل توجهی تو گیم پلی و داستان داره
    نمره ی من به این بازی ۸ هست!
    تشکر از نقد خوبتون!

    ۰ ۰
  39. REZA-PC-GAMER گفت:

    یکم ۹ برا این باری زیاده فکر کنم ۷.۵ کافیش باشه ولی تشکر از نقد خوبت! :-D

    ۰ ۰
  40. به جرعت میتونم بگم یکی از بهترین بازی های عمرم بود کاری به نمرات بازی ندارم (بااینکه نمرات هم در سطح متوسطی بودن ولی در حد دست پرورده ی کیج بزرگ نبود )… ;)
    واقعا بازی احساس کرکترو با تمام محدودیت ها و محیط های فراوان به بازیکن القا میکرد :roll:
    و این بازی با ip قبلیه دیوید کیج یعنی شاهکاره باران شدید فرقی نداشت و بلکه نسبت به باران شدید گیم پلی بازی بازتر و دست بازیکن رو باز میذاشت وداستان فوق العاده که کمتر به ان برمیخوریم …… :oops:

    ممنون بابت نقد زیبا =D

    ۰ ۰
  41. بعضی از دوستان اصلا بازی رو ندیده و تجربه نکرده دارن در موردش نظر میدن…یکی میگه ۷ یکی میگه ۷.۵ هست ارزش بازی…دوستای عزیز بازی یه چیز سلیقه ای هست اکثر اوقات…شاید واسه بعضیا ارزش این بازی ۱۰ باشه و برای بعضیا پایینتر از ۵ اما خواهشا تا بازی رو تجربه نکرده نظر ندیم…بازی بسیار زیبا بود از نظر من و کاملا نمره منصفانه ای هست…ارزش این بازی ورای تصورات و سلایق هست و حس و حال کاملا متفاوتی داره

    ۰ ۰
  42. پارسا گفت:

    با این بازی نسل به رستگاری رسید :۱۵: :۱۵: :۱۵: بازی عالی بود ۹ دقیقا شایستشه

    ۰ ۰