توسط سعید زعفرانی در ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ , ۱۹:۱۳

به فراخور انتشار بازی‌های «خوب» و استقبال درخور «عالی» منتقدان و شگفت‌زدگی «وخیم» بازی‌کنندگان از این همه تحسین و تمجید و به راه افتادن موج «تشویق» از طرف آن‌ها و افزایش شمار «طرفداران۱» و بالاخره انتشار «مدحیه‌ها» و «حمدیه‌ها» برای بازی‌های مذکور و بالارفتن «پرچم» بازی و نمایش به ظاهر قدرتمند «نشان افتخار» در پس پرده‌ی نقدهایی که بیشتر به «تحمیدیه» شبیه‌اند و اثری از انتقاد در آن‌ها نیست، و لوس شدن «ارکان» نقد در میان خیل عظیمی از شرکت کنندگان در این فستیوال غیر فنی و بدون صلاحیت و در نهایت مبرّا تلقی شدن بازی «خوب» و فقط «خوب» از هر گونه ایراد، نقصان و لغزش از آرمان‌های آرمان‌گرایان آرمان‌زده‌ی آرمان پرست، کسی در این میان جرات نمی‌کند بگوید که «خوب» فقط خوب است و شما استقبالتان «بزرگ‌نمایی شده» و یا «آرمان سازی» کرده‌اید و بازی‌کنندگان هم تحت تاثیر قرار گرفته و این بیماری واگیردار را به تیزی۲ «ادراک» کرده‌اند و الحمدلله عدد طرفداران و «خواهان» بازی مذکور در سربالایی فزونت قرار گرفته است و مجموع نمرات، که این ایّام از اهّم مواردی به شمار می‌رود که تعیین کننده‌ی «سرنوشت» بازی‌سازان است، در رقمی بس «والا» تثبیت گشته و همچون پتکی بر سر متعرضان فرود می‌آید و در چشم به هم زدنی «مجنون» بهترین لقبی است که برای ایشان یافت می‌شود. حال این مجنون گردن شکسته با اندک سابقه‌ی بازی‌کنندگی و سابقه‌ای قلیل‌تر در نویسندگی معترضم به عدم اعتراض بزرگان و اهل فن و دانشمندانی که با مدرک هسته‌ای و غیر هسته‌ای، درس بازی‌سازی می‌دهند به جوانان مرید این صنعت.

 

قضیه‌ی «زیست‌لرزِ نامتناهی۳» از آن‌جایی مسئله‌دار می‌شود که همه در اندیشه‌ی یک بازی بی‌نقص و کامل‌اند. عده‌ای به همین سبب از این نام «قدیسی۴» ساخته‌اند که آن سرش ناپیدا و آزرده خاطر گشتن ما و اندکی از دیگر دوستان به همین علت است. و البته زبانمان لال شود اگر بگوییم این بازی خدای ناکرده «بد» است و یا «پر ایراد» است و نباید بدان این همه القاب و انساب چسباند و یا حتی این‌که از انجام دادن آن لذتی حلال عایدمان نشده و یا این‌که از نفس آن متنفر شده‌ایم و می‌خواهیم در این‌جا بازی مذکور را به باد فحش و ناسزا گرفته و هزار انگ ناروا بر پیکره‌ی تراشیده‌ و صیقل‌خورده‌‌اش بزنیم. عزیزان «تنفرگرا۵» بدانند که در این مکتب از این خبرها نیست و نهایت کاری که می‌خواهیم صورت دهیم بازگویی خرده ایراداتی است که در بازی یافت می‌شود ولی کو گوش شنوا.

 ریزنقص‌های بازی نشاید که در این نوشتار گنجند فلذا در بازگویی اشکالات گیم‌پلی۶ -لعنت به لغات اجنبی- سخن موجز می‌داریم و «تیتروار» اشاره‌ای به آن‌ها می‌کنیم. این‌که در بازی «نوش۷» آن قدر زیاد بود که نتوانستیم مزه‌ی همه را بچشیم و کارایی همه را درک کنیم. باشد که دفعه‌ی بعدی وقتی بر روی دشواری «اعلی» به بازی می‌نشینیم به کارمان بیایند. و بعد این‌که در چندین و چند جای بازی محیط آن‌قدرها که باید و شاید به رفع نیازهای بازی و بازی‌کننده نمی‌پرداخت و با شلوغی بیش از حد و ازدحام کلافه‌کننده‌ی «عدوان۸»، چیزی جز سردرگمی عایدمان نگشته و با توسل به امدادهای غیبی و کلک‌های خودمانی سفره‌ی مرحله را برچیدیم و حال خواسته یا ناخواسته از «مهلکه» گریخته و جان سالم به در بردیم که خود کنایه‌ از آن است که حداقل دو سه بار «مُردیم» و دوباره آغاز کردیم، به مدد نوش‌داروی «لیز بانو» پس از مرگ «پدرسالار». شلوغی و شلختگی مرحله و اوضاع در طول بازی بیشتر از یکی دو مرتبه به سراغتان نمی‌آید و نمی‌شود اسمش را ایراد گذاشت و به سبب وجودش -که شاید باشند کسانی که به کتمان آن برخیزند، ولی ما به چشم دیده‌ایم و الباقی ماجرا …- یکی دو نمره از ارزش بازی کاست! فقط گفتیم که گفته باشیم که فردا نگویید کسی نبود که بگوید که این طور اگر نبود بهتر بود.

 

و مسئله‌ی «زیست‌لرزِ نامتناهی» از آن‌جا پیچ‌دار۹ می‌شود که همه می‌دانیم با یک داستان خارق‌العاده طرفیم. و بر منکرش لعنت که بگوید داستان بازی آن‌قدرها که می‌گویید خوب نیست و این همه آب و تاب دادن شایسته‌ی این چنین داستانی نیست. خلق داستانی به این ظرافت و زیبایی تنها از شیخ ما «کن لوین۱۰» بر می‌آید و بس؛ و باقی بازی‌سازان و بازی‌بازان باید همچنان سر در گریبان فرو برده و به این همه خلاقیت و ابتکار و هنرمندی رشک برند و داستان‌سرایی را از شیخ ما بیاموزند و ما چه قدر خوش‌بختیم که در عصری زندگی می‌کنیم که این چنین بازی خوبی عرضه گشته و ما سعادت مزه کردن آن را داشته‌ و از نعمت وجودش مستفاد گردیده‌ایم و تا خون در رگ داریم از لذت وصف ناشدنی آن برای همگان تعریف می‌کنیم و اما … و اما ایرادی بر سر راهمان است که در هضم و فیصله‌اش مانده‌ایم.

 

بازی مذکور از ابتدا تا دقایق پایانی به حُسن، از عهده‌ی روایت این چنین قصه‌ی بی‌مانندی در «فرم۱۱» بازی‌ بر می‌آید اما در جمع بندی وا می‌ماند. و دلیل این واماندن اصلا ناهنجار بودن پایان و یا افت داشتن داستان نیست و اصلا نیست که اگر چنین بود خودمان را بعد از هشت – نه ساعت بازی‌کردن بی‌شک حلق آویز می‌کردیم و بدانید که این چنین پایان‌بندی ارجمندی سابقه‌ نداشته‌است و خود کولاکی است برای خودش لیکن مشکلی وجود دارد و مشکل از جای دیگری است. پیچ مسئله این‌جا است که پایان بازی در فرم و «مدیوم۱۲» بازی روایت نمی‌شود. حتی شیوه‌ی روایت انتهای بازی، «سینمایی» هم نیست و اینقدر از خود بازی و روایتی که در خلال بازی شاهدش بودیم فاصله دارد که نمی‌دانیم کجای دلمان بگذاریم. این که بازی مذکور از ابتدا ما را اینقدر در خود غرق کرد و با انواع و اقسام روش‌ها و ترفند‌ها داستان خود را با پیچ و تاب ممتد و موازی به شقیقه‌هامان متصل نمود، ولی در پایان از فرم خود خارج گشته و به شیوه‌ای «خبری» در فرم «اخبار» -ترجیحا ۲۰:۳۰- قصه را ته‌بندی کرد، خاطر همایونی را می‌آزُرد و به همین سبب به دنبال چاره‌ای می‌گشتیم که در نهایت توسل جستیم به لسان‌الغیب و آن شاخ نباتش که شیخ فرمود:

شد آنکه اهل نظر بر کناره می‌رفتند *** هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش

به صوت چنگ بگوییم آن حکایت‌ها  *** که از نهفتن آن دیگ سینه می‌زد جوش

 

اینک که پیچمان در مسئله‌ی قضیه‌ی «زیست‌لرزِ نامتناهی» را بیان نمودیم، سهل است باز کردن مسئله به تمثیل برای خردمندان و راهکار آن این است که ابتدا به تشریح مسئله‌ی «فرم داستانی» و «شیوه‌ی روایت» در بازی بپردازیم که اولا کار این حقیر محقر نیست و ثانیا در این نبشته نگنجد. علی‌ایّ‌حال عنایت فرموده به چند مورد از موارد درخشان داستان‌سرایی در فرم و قالب بازی توجه کنید که از آن است «اثر جرمی۱۳» که به شیوه‌ی ماموریت‌مداری۱۴ قصه‌ی بسیار خوبش را روایت نمود. به این شکل که در خلال ماموریتی که بازی‌کننده مشغول انجام آن است قصه‌ای روایت می‌شود که عمدتا به سبب رخدادها۱۵ و اتفاقاتی است که در این بین می‌افتند. نوع دیگر، آغشته به «سینما» است و عمده‌ی داستان بازی در میان‌پرده‌هایی۱۶ کاملا سینمایی و کارگردانی شده روایت می‌شود. از این دست بازی‌ها بسیار است که یکی از تمثیل‌های خوب در این‌جا «قلمرو ناشناخته۱۷» است که به حق روایتی سنگین وزن دارد. گاهی هم این میان‌پرده‌ها این‌قدر به بازی نزدیک می‌شوند که تفکیک آن‌ها ممکن نیست و از این‌گونه بازی‌ها کم داریم و چه روایت جذابی بدین گونه شکل می‌گیرد که مثال بارزش «درد قلابی۱۸» است و صد حیف که داستان پرمایه‌ای نداشته. معدود بازی‌هایی هم هستند که روایت را در خود گیم‌پلی -دو صد لعنت به لغت اجنبی- آن‌چنان حل می‌کنند که بازی‌کننده محسور می‌شود و از آن دست می‌شود به «نوین جنگاوری۱۹» اشاره داشت که قسمت دومش به جد مثال مناسبی است. نمی‌خواهیم و نباید شیوه‌ی روایت قصه را حتی در فرم بازی‌های رایانه‌ای محدود به عددی متناهی کنیم، بلکه می‌خواهیم و باید حد و مرزی برای آن تعیین کنیم وگرنه میان هنرهای داستانی و زیبا تفاوتی نخواهد ماند و دیگر نمی‌شود گفت آن اثر بازی است و دیگری سینما است و دیگری تلویزیون است و دیگری ادبیات. که آفت بزرگ بازی‌های امروز، همان آفتی که به پایان بازی مذکور هم سرایت کرده، همین است و نه چیز دیگر و ما هم حرفمان همین بود و بس.

 

واژگان:

  1. Fan – هوادار
  2. به سرعت – سریعاً
  3. Bioshock Infinite
  4. Saint – آن‌که گناهی ندارد
  5. Hater
  6. Gameplay – روند بازی را گویند
  7. Vigor
  8. دشمنان
  9. Twisted
  10. Ken Levine
  11. Shape
  12. Medium
  13. Mass Effect
  14. Quest
  15. Events
  16. Cut-Scene
  17. Uncharted 2
  18. Max Payne 3
  19. Modern Warfare 2

نوشته‌ای که خواندید، چنان‌چه مشخص است، قالبی طنزگونه دارد اما در نهایت، به ایرادی نهفته در دل بازی بسیار با ارزش «بایوشاک: بی‌کران» اشاره می‌کند.

امید است مورد قبول و پسند قرار گرفته باشد و لیکن نیازمند تکمیل و اجماع است در قسمت نظرات …

و من الله توفیق
سعید زعفرانی – سنه ۱۳۹۲

نکات مثبت
نکات منفی
شاهکار
دیدگاه
۷۶ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

:27: 
:D 
:40: 
:44: 
:-) 
:10: 
:41: 
:60: 
;) 
:59: 
:( 
:16: 
:162: 
:13: 
:\ 
:22: 
:42: 
:11: 
:111: 
:17: 
:20: 
:wow: 
:| 
:49: 
:54: 
:56: 
:45: 
:47: 
:46: 
:43: 
:57: 
:like: 
:dislike: 
:metal: 
:51: 
:52: 
:55: 
:58: 
:48: 
:spoiler: 
:53: 
:steam: 
:xbox: 
:PS: 
:n: 
:50: 
:discord: 
 

76 Replies to “ضد نقد: «بایوشاک بی‌کران» و یک بازی غلوّ شده‌‌ی دیگر”

  1. Gish2012 گفت:

    جد شما احیانا نصرالله منشی یا بایزید بسطامی نبوده؟ :D
    __________
    من این مورد رو ایراد حساب نمی‌کنم. اگر هم ایراد در نظر بگیریم این ایراد به خاطر شوکی که آخر قصه به مخاطب وارد میشه فراموش میشه.
    به شخصه اصلا موافق نیستم که پایان بازی با فرم متفاوتی گفته شده.
    __________
    تشکر بابت نگارش این متن

    ۰ ۰
    1. Very Big Daddy گفت:

      الا سید کنون واجب گشت تا قشونی از تهمتن پدران و غنامرغان گرد آورده و چرخ را بر سر این سعید منسوب به زعفران ویران کنیم تادگربار هوای مزاح با “زیست لرز” در سر سبزش نیفتد و افساری بر زبان سرخش برنهد! :D :D
      من به نظرات نویسنده احترام میذارم و حرفش رو درمورد مشکل گیم پلی بازی تا حد زیادی قبول دارم(البته نه اینکه ۲ نمره ازش کم شه!) البته با نظرش درمورد داستان مخالفم.متن طنز و جالب و لذت بخشی هم بود و معلوم بود روش کار شده بود و امیدوارم درمورد بازی های دیگه هم شاهد ضدنقد باشیم و فقط زورشون به بیکران نرسیده باشه!
      ولی در هر صورت هیچ تاثیری رو من نداشت چون من فن بازیم! :D
      البته خوشم اومد جایی هم برای ترول کنندگان عزیز که خودشون میدونن کین نذاشت! :D

      ۰ ۰
    2. hessam گفت:

      علی تو هم تو نوشتن دست کمی از سعید نداری ها :D

      ۰ ۰
    3. Very Big Daddy گفت:

      من کلا ادبیات دوست دارم! :D

      ۰ ۰
  2. ممنون از نوشتتون ولی من به شخصه از این بازی و پایانش لذت بردم.
    البته این نظر منه ;)

    ۰ ۰
    1. DEAD MAN گفت:

      خیلی ها از این بازی لذت بردن فقط شما نیستید .
      این بازی محشر بود .
      ;)

      ۰ ۰
  3. silver گفت:

    تیتر زیبایی نگاشته شده:ضد نقد!
    و متن کنایه هایی بس شک برانگیز را در خود جا داده و زنهار که اینجانب نیز موافقت خود را با اهم موارد ذکر شده اعلام مینمایم!
    در باب داستان و آن لغت منحوس اجنبی بهتر است خانقاه نشینان و دلشدگان این اثر مباحث بیان کنند تا بنده که هیچ رابطه عاطفی یا غیر عاطفی با کتابخوان(بوکر!)و لیز بانو(الیزابت) نداشته و نخواهم داشت!
    ————————————–
    نکته ای سخت مرا اشفته کرده!
    “معترضم به عدم اعتراض بزرگان و اهل فن و دانشمندانی که با مدرک هسته‌ای و…”
    آیا منظور شما همان شیخ درستکار و زرین پندار(ط.ر)می باشد؟!

    ۰ ۰
    1. ای جان به این «لیزبانو» که خیلی به دلم نشست. با اجازت تو متن عوضش کردم :دی
      ———–
      سوال آخر هم … شاید …

      ۰ ۰
    2. Mithrandir گفت:

      والله سختگیرترین منتقد ایران” متین ایزدی” داستان و شیوه روایت و پایان بندی اش رو ستود! کسی که در این زمینه فعالیت دار( بازی نامه نویسی) و برای همینمیشه به نظرش راجب به داستان بایوشاک اطمینان کامل کرد چون خودش داره تو این زمینه کار می کنه و به جرات می تونم بگم باسوادترین فرد در زمینه بازی نامه نویسی در ایرانه

      ۰ ۰
    3. PlayHard گفت:

      خو که چی ربطی به بحث و مناظره مون داشت :-|

      ۰ ۰
    4. victor hogo گفت:

      البته مجتبی جان این دیدگاه اشتباه هست که چون مثلا فلان شخصی که سختگیر هست از فلان چیز ایراد نگرفت پس اون چیز درسته !!
      هر منتقدی دیگاه خودش رو داره و قرار نیست که همه ی منتقدین با یک دیدگاه به یک بازی بنگرند!!
      الان سر سختترین سایتها چون اج و یورو به آخرین ما ۱۰ دادن حالا همه باید بیایند بگن که مثلا گیم اینفورمر که ۹.۵ داده هیچی حالیش نیست! نمیشه که

      ۱ ۰
    5. Mahdi Lj گفت:

      قبول دارم و شما باید نقدهای محشر ایشون رو توی قسمت سینمای همشهری جوان بخونی تا بفهمید واقعا ایشون چقدر فیلم ها و بازیهارو خوب درک میکنه و چقدر علمشون تو این زمینه بالاست

      ۰ ۰
    6. silver گفت:

      سعید زعفرانی
      اختیار دارید…
      ——————-
      شاید؟
      فقط شاید؟

      ۰ ۰
  4. bioevil گفت:

    من که برام اشکالات مهم نیست. :-| بهترین بازی عمرم بود. :X

    ۰ ۰
  5. victor hogo گفت:

    :D
    واقعا متفاوتترین و خاص ترین نوشته ای بود که تو دیبازی خودنم و معلوم هست حسابی براش وقت گذاشته شده و تک تک جملات و افعال با وسواس کنار هم چیده شدن :D
    از متن خوشمان آمد و در واقع ایراد اصلی در این متن همون تغییر سبک و شیوه ی قصه گویی در اواخر بازی هست که البته از اون سختگیری هایی بود که خیلی از منمتقدین یا متوجه نمیشن و یا نادیده میگیرن و خرده نمی گیرن….
    ریز بینیت تو حلقم!
    در کل ایراد هر چند سختگیرانه هست ولی خب وارد و منطقی هست!!
    البته تنها ایراد بازی نیست ولی خب قصد نوشته در واقع این ایراد بوده و بخش های دیگه رو از جمله ضعف طراحی ان پی سی ها رو در نظر نداشته!!
    ———–
    باز هم تشکر میکنم والبته این سختگیری کمی من رو نگران کرده… :D

    ۰ ۰
  6. dead of war123 گفت:

    gish جان راست میگن
    این شوک اخر بازی اونقدر هست که بخواد این قضیه رو فراموشکنه هر چقدر هم با بقیه ی کات سین ها تفاوت داشته باشه
    به هر حال ممنون بابت مقاله

    ۰ ۰
  7. Mithrandir گفت:

    از هر چیزه بایوشاک اینفینیت ایراد بگیرید از داستان و روایت و پایان بندی اش نمیشه ایراد گرفت! متاسفانه ما عادت کردیم به شیوه روایت سینمایی بازی های چون مس ایفکت و اگه یه بازی بیاد واز شیوه روایت تکه تکه استفاده کنه بهش ایراد می گیریم. چرا؟ چون گیمر های امروزی زیاد حال حوصله گوش دادن به پیام های صوتی( در بایوشاک همون نوار های صوتی و در کنارش اون ویدیو های کوتاه) رو نداره و دوست داره سریعتر بازی رو به اتمام برسونه! بعد یه چیزه دیگه بایوشاک از معدود بازی هایی هستش که به یک نوع روایت وابسته نیست در کنار اروایت تکه تکه روایت بوسیله بار همیشه حاظر (ساید کیک) رو هم داره! و باید به کن لوین و تیم اش که تونستن این دو رو کنار همدیگه قرار بدن تبریک گفت!
    در خصوص پایان بندی بازی : اتفاقا پایان بندی اگه این طور نبود انگ کلیشه ای بهش می زدید! پایان بندی بایوشاک یه پایان بندی ناب و مدرن هستش! پایان بندی ای که همه ساختار ها رو می شکنه و باعث میشه گیمر بعد از تجربه بازی بره و راجب داستان تحقیق کنه! کدوم باز همچنین چیزی رو داشت؟ همه سایت ها برای پایان بندی این بازی مقاله نوشتن و اون رو شرح دادن تا کسانی که با اون پایان بندی تا چندین وقت گیج شده بودن از این گیجی رهایی پیدا کنن! چرا حالا گیج شده بودن؟ چون اکثرا به موارد ریز بازی دقت نکرده بودن( یکیش خودم) چون خیلی ها نوار ها رو گوش نمی دادن و دیالوگ های استثنایی این بازی رو نایده می گرفتند! پایان بندی بایوشاک بیکران به قدری خوب هست و بقدری به یاد ماندنی و به قدری تکان دهنده که در زمره بهترین پایان های تاریخ قرار می گیره!
    البته این رو هم بگم که شما گفتی به صورت اخباری صورت می گیره خب درسته به صورت اخباری اما بهتر نیست منتقد فقط به جای ایراد گرفتن بیاد و بگه اگه در چه صورت بهتر بود؟ از نظر من همین روایت اخباری در ۲۰ دقیقه پایانی انتخابی عاقلانه بودش! کن لوین در طول ۱۰ ساعت ابتدایی بازی یک سری اماده سازی هایی انجام داده بود و در نهایت در ۲۰ دقیقه پایانی (که همین ۲۰ دقیقه در حقیقت کلایمکس داستان هستش) اهسته اهسته شروع به روایت داستان می کنه اون هم از زبان الی! ه کسی بهتر از او که با ماهیت جهان های موازی اشنایی داشته!
    در کل گفتم از گرافیک و گیم پلی این بازی ایراد میشه گرفت اما از داستان خیر! مخصوصا پایان بندی و روایتش!

    ۰ ۰
    1. “از هر چیزه بایوشاک اینفینیت ایراد بگیرید از داستان و روایت و پایان بندی اش نمیشه ایراد گرفت!”
      خیر، از همه چیز بایوشاک ایراد گرفته بودند به جز این مورد که … خواندید. و البته هیچ کسی از روایت مجموع بازی ایراد نگرفته،‌ بلکه از روایت پایان‌بندی بازی ایراد گرفتم که دلایلش واضح و مبرهنه و به نظرم صدمه‌ی اصلی به کلیت بازی‌ها وارد میاد نه بایوشاک، چرا که همون طور که دوستان گفتند پایان اینقدر خوب و تحسین برانگیز هست و اینقدر ایمپالس داره که روایت و نوع اخباریش رو از یاد ببریم و به خود بازی صدمه‌ای وارد نشه، اما در آینده چی؟

      ۰ ۰
    2. ضمنا، شما باز هم گفتی ” اتفاقا پایان بندی اگه این طور نبود انگ کلیشه ای بهش می زدید! پایان بندی بایوشاک یه پایان بندی ناب و مدرن هستش!” این حرف نشون میده که متن من رو متوجه نشدی و کلا نکته اش رو برعکس گرفتی. باز هم میگم، اصلا هیچ ایرادی به خود پایان بندی و این جمع شدن قصه وارد نیست و بهترین چیزی رو دیدیم که میشد و باید هزاران مرتبه به سازنده احسنت گفت، اما این فاصله‌ی روایت از فرم بازی اون هم به این حد ناگهانی و ناگوار، اگر درست فکر کنیم، غیر قابل اغماض است.

      ۰ ۰
    3. Gish2012 گفت:

      سعید جان با توجه به حرفت خودت این ایراد نیست. چون که هیچ صدمه ای نمیزنه.
      این ایرادی که گرفتی مثل این می‌مونه که از صحنه ای از Inception ایراد بگیری که آرتور تو هتل با اون مرد سیاه پوسته درگیر شده و آخرش هم یه گلوله می‌زنه به طرف. ولی هیچ خونی پاشیده نمیشه! واقعا وسط اون صحنه به لذتی که داشتی از فیلم می‌بردی صدمه زد؟

      ۰ ۰
    4. سید مثالت اینقدر پرت و پلا بود که ترجیح میدم چیزی نگم! آخه نپاشیدن خون خارج از فرمه؟! پس فیلمای هیچکاک هیچ کدوم سینمایی نیستند! دار و دسته‌ی نیویورکی اسکورسیزی هم توی اون دعوای محله‌ای اولش، هیچ خونی موقع ضربه زدن نمی‌پاشه ولی روی زمین میریزه! این شد خارج از فرم؟! سید تو رو خدا … باز هم بخون متنو … به اضافه‌ی کامنتام … با دقت بیشتر … :D

      ۰ ۰
    5. Gish2012 گفت:

      من نگفتم این خارج از فرمه. گفتم تو روند فیلم صدمه ای نمیزنه.

      ۰ ۰
    6. Gish2012 گفت:

      کاملا موافقم.
      این پایان بندی حتی اگه با فرم و مدیوم متفاوتی هم گفته شده باشه به خاطر روند و اتفاقاتی که داشت شخص از پایانش زده نمی‌شه هیچ کف هم می‌کرد و این چیزی که ایراد عنوانش کردی فراموش می‌کرد.
      اول یه صحنه دراماتیک و تاثیرگذار(مرگ سانگ برد) بعد هم گره گشایی‌ و شوک و در آخر باز هم صحنه دراماتیک.

      ۰ ۰
    7. ” حتی اگه با فرم و مدیوم متفاوتی هم گفته شده باشه”
      سید این دیدگاه یعنی نهایت «سهل انگاری» و جفا در حق بازی‌های رایانه‌ای. قضیه وقتی دردناک‌تر میشه که با بازی معمولی طرف نیستیم و داریم حرف از یه شاهکار میزنیم … وقتی شاهکارهای صنعت بازی، پایان بندی خارج از فرم دارند، وای به حال بقیه‌شون!
      —–
      ضد نقده ها … به دل بگیرید :))

      ۰ ۰
    8. Gish2012 گفت:

      چرا نباید قواعد شکسته بشن به نظرت؟ چرا نباید شیوه روایت ناگهانی عوض بشه؟
      دلیل واسم بیار.

      ۰ ۰
    9. اینم گفتم توی متن:
      “”نمی‌خواهیم و نباید شیوه‌ی روایت قصه را حتی در فرم بازی‌های رایانه‌ای محدود به عددی متناهی کنیم، بلکه می‌خواهیم و باید حد و مرزی برای آن تعیین کنیم وگرنه میان هنرهای داستانی و زیبا تفاوتی نخواهد ماند و دیگر نمی‌شود گفت آن اثر بازی است و دیگری سینما است و دیگری تلویزیون است و دیگری ادبیات.””
      بحث ساختار شکنی مطرح نیست، بحث اینه که از مرز فرم خارج نشیم …

      ۰ ۰
  8. لطفا ضد نقد «اخرین ما» نیز نوشته شود! :D

    ۰ ۰
    1. Gish2012 گفت:

      وایسا بازیش کنم خودم مینویسم! :D

      ۰ ۰
  9. Mr.game گفت:

    احسنت. ممنون بابت نوشته ی بسیار عالیت.
    متاسفانه هنوز سعادت نشده بایوشاک رو بازی کنم ولی حتما باید این کار را انجام دهم.
    ولی خدایی این و من الله توفیق رو خوب اومدی. :D

    ۰ ۰
  10. Fun. گفت:

    هنوزم بیکران رو بازی نکردم :-|
    از شیوه ی نگارش متن بسیار خرکیف شدم ، تا باشد از این ضد نقد ها ;;)
    با دیدگاه نفر بالایی ( محک ) هم بسیار موافقم :D
    _________________________
    time is the fire in which we burn
    ____________________
    Nintendo Together.Better

    ۰ ۰
    1. Gish2012 گفت:

      پس کامنت ها رو نخون!
      زود برو بازیش کن! نصف عمرت بر فناست.

      ۰ ۰
  11. mohammad.m گفت:

    و من الله توفیق (اگه اون چیزیه که من دارم فکر می کنم باشه پس خخخخخخخخخخخ :D )

    ۰ ۰
  12. ama-pc360 گفت:

    و شما را سپاس سعید خان……
    منگدو یار خوندم تا بفهمم!!!! خیلی باحال بود ایول!

    ۰ ۰
  13. hessam گفت:

    خداییش کم لطفی کردید در حق این بازی !!!
    ولی متن باحالی بود ….
    شیخ کن لوین :D

    ۰ ۰
  14. The End Of Ps گفت:

    دستت درد نکنه با این ضد نقد زیبا و کار شده :D

    ۰ ۰
  15. Nate drake گفت:

    ها این خوب بود :D ومن الله توفیق :mrgreen: خیلی کیف کردم… مرسی کلی!

    ۰ ۰
  16. Mahdi Lj گفت:

    متن نو آوریه خوبی داشت ولی اجراش بد بود
    شاید تحت تاثیر پیش نقد آقای نمازیان در مورد عیار بود ولی فرقش اینجاست که متن ایشون کاملا خوانا بود و از کلمات سنگین یا منسوخ شده با وسواس و برای طنز استفاده کردن ولی شما به معنای کلمه گندش رو در آوردین :D و باعث شدین نه تنها نشه نکات طنزش رو گرفت بلکه خیلی از دوستان هم با اصل و پیام متن مشکل داشتن و یا متوجه نشدن یا کاملا متوجه نشدن
    منم موقع خوندنش یاد نامه های اداری افتادم که فکر میکنن با نوشتن کلمات سنگین و منسوخ شده دارن احترام میذارن و شما هم با استفاده زیاد و بعضی مواقع بد همین کار رو دقیقا کردین و باعث شدین نکات مثبت ضد نقدتون زیر این نکات منفی خاک بشه

    ۰ ۱
    1. Nate drake گفت:

      اون جمله اولت منو یاد “جنس صداتو دوست دارم اما تحریرات به موقع نیست” میندازه :D

      ۰ ۰
    2. Mahdi Lj گفت:

      خیلی باحال گفتی!هی میخونم هی میخندم! :D :D :D

      ۰ ۰
    3. متاسفانه بنده متن آقای نمازیان رو نخوندم که ببینم چطور نوشته شده، ولی در مجموع شما بهتر بود نفهمیدن خودتون رو پای نوشته نمیذاشتید.

      ۰ ۰
    4. Mahdi Lj گفت:

      آقای زعفرانی من کامنت هارو نگاه کردم و نگفتم که همه ی دوستان و خودم من کاملا متوجه شدم و برای همین که متوجه شدم دیدم که پتانسیل و ایده زیبایی متن شما زیر سایه این مشکلات کوچیک اما زیاد داره رفته گفتم کمکی کرده باشم
      بعدم من انتقاد های دیگه هم وارد کردم و احساس میکنم خیلی از انتقاد من خوشتون نیومد…..درسته؟

      ۰ ۰
    5. شما گفتی “گندش رو در آوردین” دیگه من کامنتتون رو انتقاد حساب نکردم، وگرنه انتقاد ناراحتی نداره.

      ۰ ۰
    6. Mahdi Lj گفت:

      من به شوخی گفتم و حرف بدی هم نیست که شما میفرمایید انتقاد حساب نکردم

      ۰ ۰
  17. ****Ice Boy**** گفت:

    جالب بود … :lol: :lol:

    ۰ ۰
  18. general amin گفت:

    مطلب بسیار جالبی بود. مشخصه خیلی روش کار شده و برایش زحمت کشیده است چون عجیب بر دل نشست …
    هدفی که متن داشته به نظرم در راه رسیدن به آن موفق عمل کرده است

    ۰ ۰
  19. Lennox گفت:

    آقا سعید زحمت کشیدید ، ولی این نحوه نگارش باعث میشه که پیام اصلی متن گم بشه.
    من منظورتون رو از مدیوم نفهمیدم؟
    ولی در مورد پایان بازی باید بگم که پایان بندی بیکاران شاید کمی پیچیده به نظر برسه ولی این پیچیدگی به خاطر ضعف سازنده بازی در روایت این بخش نیست. در طول بازی سازنده ها با دادن یک سری پیش زمینه های اطلاعاتی ذهن شما رو برای دریافت موضوع جهان های موازی و رابطه ی بوکر ، الیزابت و کامستاک آماده میکنه ، اگر شما در دریافت این پیش زمینه اطلاعاتی به مشکل بخورید در پایان هم دچار یک سردرگمی خواهید شد.
    پایان بندی بیکران هم دارای یک خط داستانی زیبایه که بسیار هوشمندانه پازلهای گمشده داستان رو که در طول بازی از چشم شما مخفی مونده در اختیارتون میزاره و در نهایت مثل یک بمب در ذهنتون منفجر میشه و ساعتی شما رو بهت زده میکنه ، واقعاً تصور چینین پایان بندی رو نمی کردید.
    در کل پایان بندی بایوشاک: بیکران بسیار زیبا و کار شده و متفاوت از کار در اومده و به دوستان قول میدم که تا سالها چنین پایان بندی رو نخواهید دید. Kevin Vanord منتقد معروف گیم اسپات این دو جمله رو در مورد پایان بندی بایوشاک گفته ” پایان بندی بایوشاک بیکران به نحو شگفت انگیزی ذهن شما رو Refresh میکنه ” ، “پایان بندی ای اعجاب آور که به این زودیها فراموشش نمیکنید”.

    ۰ ۰
    1. A.F.A گفت:

      دقیقا با حرفاتون موافقم lennox جان…
      پایان بازیرو میشه از دو دیدگاه مورده بررسی قرار داد.
      یکیش اینه که در پایان واقعا فرم روایی بازی عوض میشه و انگار با یه چیزه دیگه طرفیم.
      از نوع روایت تا سرعت انتقال داده ها به گیمر.همه چی عوض میشه.
      دیدگاه دوم که همون دیدگاه مورده پسند منه,تغییر فرم روایی برایه و شکستن اون روایت چند ساعته برایه یه جمع بندی کلی.که به هبترین نحو هم اجام گرفته.
      بازی اومد تو ۹ ساعت به شما یه سری اطلاعات داد و این رو به عهده ی شما گذاشت که چجوری این اطلاعات رو جمع بندی بندی کنید و از رازه اصلیشون سر در بیارید.
      و در پایان اومد خودش جوابشون رو داد.ولی در یه فرمه روایی دیگه.چون بهترین راه هم برایه شوکه کردن بود و هم بهترین راه برایه روایت و پاسخ به سوالات و همچنین یه پله ارتباطی با نسخه هایه پیشین.
      ولی نکته ای که وجود داره اینه که به این دلیل ما از پایان بازی جا خوردیم که هیچکس به اون جمع بنیده نهایی نرسیده بود.هیچکس جز نویسنده بازی از رازه اصلیه اینا خبر نداشت.
      حتی اگه از این اطلاعات به بهترین نحو استفاده میکردید,بازم به اون جمع بندی مورد نظر نمیرسیدی.چون وقتی بازی تموم شدو تقریبا جواب همه ی سوالارو داد,ما بازم خیلی چیزارو نمیدونستیم.
      ولی واقعا حیفه که از اقایه زعفرانی بابت این مطلب زیبا تشکر نکنیم که قشنگ پیدا بود روش کار کرده اند.
      جملم با جمله ی دوست بالایی, lennox که در پایانه متنش گفت به اتمام میرسونم.
      Kevin Vanord منتقد معروف گیم اسپات این دو جمله رو در مورد پایان بندی بایوشاک گفته ” پایان بندی بایوشاک بیکران به نحو شگفت انگیزی ذهن شما رو Refresh میکنه ” ، “پایان بندی ای اعجاب آور که به این زودیها فراموشش نمیکنید”.

      ۰ ۰
    2. Lennox گفت:

      آقا دمت گرم! خوب متوجه شدید ، در پایان بازی داستان دوباره از اول روایت میشه و میاد سوالاتی که در ذهن گیمر هست رو جواب میده و نکته مهم اینجاست که این سوالات اینقدر استادانه و زیبا در ذهن گیمر در طول بازی نقش بستن که در پایان با گرفتن جواب هر کدوم از اونها ذهن شما یک سکته کوچیک رو میزنه و در پایان سکته اصلی و تمام.
      (نظر شخصی) یک نکته دیگه هم در مورد این پایان بندی وجود داره که یکی از ویژگیهای برجسته بازیهای اول شخص رو گیمر میتونه لمس کنه. موقعی که بوکر با الیزابت در برابر اون فانوسهای دریایی سرگردان بود ، منه گیمر هم احساس میکردم که همراه با اونها در اون فضا معلقم و حس تعلیقه بسیار جالبی بهم دست داده بود ، میخواستم تمامی درها رو باز کنم و به همه ی اسرار موجود پی ببرم ، دقیقاً این زمانی که بیکران ساخته لوین ، از قالب مونیتور فراتر میره و خودش رو به گیمر حقیقی میرسونه ، به راستی این پایان بندی آدم رو شگفت زده میکنه.

      ۰ ۰
    3. A.F.A گفت:

      واقعا…
      خوشحالم که اون حسه معلقیرو شما هم احساس کردید ;)
      یکی از دلایلی که من خیلی به سبکه اول شخص علاقه دارم همین حسیه که خودتو جایه شخص میببنی.
      که خوشبختانه در پایان بیکران به بهترین نحو اجرا شده بود و نتیجش هم فوق العاده بود.
      یعنی قشنگ وقتی بوکر فهمید که الی همون اناس,دقیقا همون حسه بوکرو ما هم داشتیم.دهنا باز و ذهنا بهم ریخته و مقشوش با کلی سوال بی جواب…
      واقعا پایان بازی خیلی عالی بود.خیلی :X :X

      ۰ ۰
  20. avion گفت:

    تا حدی با پایان بندی خارج از فرم موافقم.اگه بخواهم یه مثال از دنیای سینما بزنم که تا حدی با مورد بایوشاک مطابقت داره فیلم ماشینیسته.با این تفاوت که پایان و تویست پایانی ماشینیست کاملا در راستای فرم فیلمه.کسی چیزی رو توضیح نمیده.فیلم لحنش عوض نمیشه.دقیقا برعکس بایوشاک.

    ۰ ۰
  21. mefistofles گفت:

    واقعا لذت بردم . افسوس میخورم که چرا از این نویسنده در نشریه استفاده نمی شود تا امثال من هم که بیشتر از نقدهای مجله استفاده میکنیم بی نصیب نمانیم. شجاعت نویسنده در بیان نقصهایی که دیده و با سبک و متد خاص نقدش بیان کرده قابل توجه است

    ۰ ۰
  22. slayer گفت:

    مرسی جالب بود

    ۰ ۰
  23. آرویــن گفت:

    تشکر سعید عزیز … خدا قوت !
    از نوع نوشتن متن کاملا مشخص است زحمت زیادی کشیده اید …
    به راستی بررسی متفاوت ، گیرا و جذاب و جالب بود …
    برای بنده که بسیار خواندنی و مفید بود …
    تشکر مجدد آقا ، چسبید …
    ________________
    SONY make.believe

    ۰ ۰
  24. snkinect گفت:

    واقعا هم همه قبول داریم که بایوشاک بیکران خیلی هم عالی نبود و دارای اشکالاتی هم بود.
    من وقتی بازی شروع شد فکر می کردم که قراره با بهترین بازی رو به رو شم ولی اینطور نبود.
    بعضی اوقات توی بازی آدم دلش می خواست با اسنایپر یدونه بزنه تو کله ی الیزابت . :D

    ۰ ۰
  25. alireza fa گفت:

    از بازی بیکران برداشت های زیادی میتوان کرد که در یکیش شما یک چیزی رو نقص میبینید، ولی ممکن است برای دیگری نقطه ی قوت باشد…
    درباره ی سرهم بندی هم بسیار واضح است، بازی همیشه یک مسئله را مطرح میکند و بدون آنکه به آن جوابی بدهد میرود سراغ مسئله بعدی؛ایجاد یک سری سوال که تا ابد ذهن اون گیمر رو درگیر خودش کنه.(البته نمیتونیم اسمش رو سرهم بندی بذاریم…شما در بازی وقت خود را به بیهودگی نمیگذرانید که یک نقطه ی قوت خیلی عالی است…)سوالاتی مانند:الیزابت آخری ـه هم رفت؟، (بعد از credits) آنا در گهواره بود؟، وقتی بوکر غرق شد،همه چی درست شد؟ او…
    نحوه ی داستان سرایی هم بسیار عالی است.(البته من همیشه عالی بودن رو با یک سوال بررسی میکنم: اگه من بودم (داستان رو) چطوری مینوشتم؟؟)عملاً نمیتوان نحوه ی داستان پردازی را جوری تغییر داد که به خود بازی لطمه ای وارد نشود.بازی باید کمی حواس مارا (از داستان) پرت کند تا به یکباره مارا شوکه کرده و یکی از بهترین پایان بندی های تاریخ بازیها رو بسازه.
    البته قصد ایراد گیری نداشتم،صرفاً برای تکمیل و اجماع بود.
    خسته نباشید

    ۰ ۰
  26. Play گفت:

    اگه یه دروازه به گذشته باز کنید و این متن رو به ابوالفضل بیهقی هم بدید باز هم نمیتونه بخونه!!
    تلفیق کلمات ابجنبی(به قول نویسنده) و همچنین موضوع مدرن (ویدیو گیم) با ادبیات نامدرن دست به دست هم دادند که من نتونم بفهمن که سر یا پای متن کدومه و نهایتا در اخر متن همان حسی بهم دست داد که اخر بیکران بهم دست داد!
    به هرحال از زحمتی که کشیدید سپاس گزارم.

    ۰ ۰
  27. MilAd.gH گفت:

    عالی بود سعید آقا.خیلی حال داد.”خاطر همایونی مان بسی شاد گردید.” :D
    من همین هفته قبل بازی رو تموم کردم و معتقدم بهترین داستان رو داشت و بازی ه شاهکار بود. :X

    ۰ ۰
  28. شعیب گفت:

    تعجبی نداره. تو قرن چهارم هجری بازیهارو همینطوری نقد میکردن دیگه! خخخخخ

    ۰ ۰
  29. adel_97 گفت:

    سلام. خوبین؟ بقیه خوبن؟ چه خبرا؟ آقا ما از شما قبلن طنز های خیلی بهتری خونده بودیم ، افت کردید برادر! یخده از صغیلی متن کم می کردید شوخی هاشو درست می گرفتیم و حال می کردیم! حالا بگذریم از سبک متن. بریم رو خودش!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    آقا ایرداتونو عین عسل قبول دارم! بالا تر از این؟ هرچند از اون یکی دوتا مرحله شلخته علیرغم مردن های پیاپی لذت بردیم! از روند بازی خارج میشد ولی راضیم ازش. یک خروج قدرتمند از روند بود!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    چقدر دل انگیز که من هم کاملاً این نا توازنی فرمی رو در آخرین دقایق بازی لمس کردم اما گمان کردم که ایراد از لامسه ی اینجانب هست. اما ایراد بزرگتری که وارد بر داستان و کلاً ساعت های آغازین “ویبره ی زیستی ولنگ و واز” بسیار ولنگ و واز و شلخته بود به مانند اتاق های بسیاری از گیمران! شروع کاملاً نامفهوم و حتی غیر جذاب و نا مرموز هست. تنها گیج کنندگی و سردگمی به همره داره. حقا که اگر عنوان دیگری چنین ایراداتی داشت، از آن ها چشم می پوشیدیم اما چنین عنوانی را اغماض روا نیست.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    نصرومن الله و فتح و القریب (حالا که چی این وسط! :-| )

    ۰ ۰
  30. lich king گفت:

    یکم ساده تر مینوشتید که عوام مردم متوجه بشن ، تاریخ سیستان که نمینویسی برادر مثلا نقده ( ضد نقد :-| ) ها . اتفاقا پایان بازی هم فوق العاده بود . همین متفاوت بودن و خارج از فرم بودنش بود که پایانش رو با باقی بازی ها متفاوت می کرد . همین که بازی جواب درستی به خیلی از سولات ذهن گیمر ها نمیده و نتیجه گیری رو به خودشون واگذار میکنه تا طبق سلیقه خود برای اتفاقات داستان توجیهی پیدا کنن ایده نویی بود که به قول شما شیخ کن لویین اون رو در صنعت هنر هشتم به اوج خودش رسوند .

    ۰ ۰
  31. /:)
    به اینجور بازی ها، مثل اسکاریم، اینفینیت و… باید اسمبلی ۱۰ داد برای قدم هایی که برای اولین بار در صنعت گیم برداشتن و یا به مسائلی که کسی بهش اشاره نکرده اشاره کردن و از این جور چیزا…
    همه میدونن که واکین دد یا بتمن یا رد دد خیلی ۱۰ از ۱۰ تر از ایناس…
    ———————
    لا اله الا الله العلى العظیم سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضین السبع و…

    ۰ ۰
  32. sephiroth گفت:

    ای ول آقای زعفرانی.خداییش فوق العاده بود.بسیار به قلم آقای هدایت نزدیک نوشتین.مواردی هم که اشاره کردید کاملا قابل قبول بود

    ۰ ۰
    1. sephiroth گفت:

      ببخشید منظورم جمال زاده بود.اشتباهی نوشتم هدایت

      ۰ ۰
  33. Marshal Reza گفت:

    خسته نباشی.
    فرهنگستان ادب پارسی رو سرافراز فرمودید. ۸)

    ۰ ۰
  34. RANDYORTON گفت:

    نمیدونم باید از چه شکلکی استفاده کنم …این :lol: این :| این /:) یا این :-?
    یه چیزی که اذیت میکرد در این نقد اصرار بر استفاده از لغات پارسی بود :| (صد لعنت به لغت اجنوی :| :lol: )
    مشکل دیگر این که بالاخره ماهیت متن رو درک نکردم به شکل ساده این جا موشکافی کنید :arrow:
    این هم ایراد دیگر”هر گونه ایراد، نقصان و لغزش از آرمان‌های آرمان‌گرایان آرمان‌زده‌ی آرمان پرست، کسی در این میان جرات نمی‌کند بگوید که «خوب» فقط خوب است” :-? /:) :|

    ۰ ۰
  35. DeadSpace گفت:

    سعید آقا ممنون بابت مطلب

    ۰ ۰
  36. Dead Walker گفت:

    متن قشنگی بود. :mrgreen:
    در مورد پایان بندی هم بگم که قرار نیست هیچ شاهکاری بدون اشکال باشه.
    البته من اشکال نمیدونمش چون هر گونه روایت از نوع دیگه ای در به وجود اوردن همچین حسی در گیمر ناتوانه.

    ۰ ۰
  37. mr.zombie گفت:

    ضد نقد :-? ….کلا جالب بود و متفاوت….امیدوارم ادامه داشته باشه… :wink:
    __________________________________
    Copyright © ۲۰۰۹-۲۰۱۳ MEA Co. All rights reserved :arrow:
    انجمن حقوق بگیران مایکروسافت

    ۰ ۰
  38. Glee گفت:

    نویسنده بجای نوشتن همون بره سراغ ادبیات غنی بهتره…

    ۰ ۰
  39. HTD_no1 گفت:

    اینو قبول دارید در صورت عدم تغییر فرم آخر بازی به جای ۲۰ مین میشد ۵ ساعت و خاصیت “اویزونی از صخره”* خودشو از دست میداد؟

    ۰ ۰
    1. قبول داریم
      ولی به من چه
      مشکل سازنده است
      من منتقدم

      ۰ ۰
    2. HTD_no1 گفت:

      هر چی‌ هم فکر می‌کنم به هیچ جوابی‌ برا این مشکل نمی‌رسم. مگه اینکه بی‌خیال انفجار ذهن ۲۰ دقیقه آخر بشی‌.
      (البته همون طور که خودت گفتی‌ اون‌قدر تش ایمپالس داره که در رفتن مدیوم رو ببره تو حاشیه)

      ۰ ۰
  40. FATALITY گفت:

    شاید سازنده فکر میکرده اگه بخواد نوع دیگری روایت رو انجام بده مخاطب نتونه منظورشو اونطور که می خواد به مخاطب انتقال بده .

    ۰ ۰
  41. kain گفت:

    دوست عزیز با تشکر از تلاشتون اما اگه نصف زمانی رو که صرف خاص! نوشتن این مقاله و استفاده از لغات خاص کردی رو صرف خود مقاله و بررسی بازی میکردی بسیار مقاله بهتر و موشکافافنه تر میشد …متاسفانه این مشکل رو تو خیلی از مقاله های دیگم دارم میبینم!

    ۰ ۰
  42. sheamus گفت:

    خیلی زیبا و عالی. :))
    ______________
    Sony make.believe

    ۰ ۰
  43. پارسا گفت:

    خوب بود :))))
    بازی یه شاهکار بود واقعا یه شاهکار کامل :۱۵:

    ۰ ۰