129 نظر

نقد و بررسی فرقه قاتلین ۳ : پرواز شاهین جدید

توسط در6 سال پیش
 

مقدمه

از سال ۲۰۰۷ ما با دنیای “اساسینز کرید” اشنا شدیم و وقتی اولین نسخه از این سری منتشر شد همه منتقدین و بازیکنان این عنوان را ستودنی خواندند. بازی به تدریج به یک عنوان پر طرفدار تبدیل شد و افراد زیادی جذب بازی شدند و کمپانی بزرگ “یوبیسافت” که از این موضوع اگاه شده بود, بازی را به تدریج گسترش داد تا به سطحی بالا برسد.

یکی از دلایل موفقیت این سری, بازسازی رویداد های قدیمی است. نویسنده یا نویسندگان سری بازی های ” اساسینز کرید” به شکل کاملا زیرکانه ای بازی را با انواع  رویداد ها و اتفاقات بزرگ تاریخ مخلوط می کنند. در اولین شماره این سری شما در نقش الطائر قرار گرفتید و در جریان جنگ های صلیبی نقشی موثر داشتید. نویسنده سری بازی “اساسینز کرید” همیشه قصد داشته است بازیکن را در نقش فردی قرار دهد که شخصیت پردازی پیچیده ای دارد و صد البته نقشی موثر در رویدادهای بزرگ داشته است. طبق این شخصیت پردازی بازیکن از کنترل شخیصت لذت می برد.

در قسمت دوم از این سری شخصیتی جدید به بازیکن معرفی می شود به شکلی که داستان و شخصیت پردازی پیچیده کارکتر قبلی به پایان نرسیده است و پرونده اش هنوز باز است. شخصیت اصلی نسخه دوم “اتزیو” است. اتزیو ای که قرار است تا پیری به همراهش باشیم. در حین این که با این دو اساسین اشنا می شویم کارکتر دیگر که در همه نسخه ها با او همرا هستیم “دزموند مایلز” است. پس از به پایان رسیدن داستان نسخه های قبلی کارکتری جدید ظهور می کند.

 

 

بازی : Assassin’s Creed III

سازنده : Ubisoft Montreal

ناشر :Ubisoft

تاریخ انتشار: منتشر شده

پلتفرم ها : PS3,Xbox360,PC,Wii U

داستان

در سری بازی های “اساسینز کرید” داستان و گیمپلی همیشه حرف اول را می زنند و این بار هم داستان یکی از نقاط مثبت بازی است اما با این حال کمی تکراری است و چیزی نیست که مثالش را در فیلم یا بازی دیگری ندیده باشیم. شخصیت پردازی بیش از حد پیچیده است و بازیکن به اندازه سایر نسخه ها  با شخصیت های بازی ارتباط برقرار نمی کند اما با این حال کانر شخصیتی دوست داشتنی است.

داستان بازی مثل همیشه با “دزموند مایلز” اغاز می شود , او به همراه دوستان خود یعنی شان و ربکا و پدرش ویلیام به غاری در بوستون می رود تا بتواند جهان را نجات دهد. دزموند در غار صداهای عجیبی می شنود و سپس از هوش می رود وقتی به هوش می اید خود را درون  دستگاه “انیموس” می بیند و اماده  ملاقات شخصیت های جدید می شود.

 

اگر شما تریلر ها و پیش نمایش های بازی را دیده باشید در انتظار شخصیت کانر هستید تا با او بازی را اغاز کنید ; اما اینطور نیست شما در نقش “هیتم کنوی” قرار می گیرد. این شخصیت ماموریت هایی می گیرد و به امریکا سفر می کند و با فردی به نام “چارلز لی” اشنا می شود و سپس با زنی سرخپوست به نام “زیو” ملاقات می کند و شیفته او می شود. بعد از ان هیتم و زیو به غاری مرموز می روند تا دروازه ای که در ان جا است را باز کنند اما نمی توانند. بعد از این واقعه داستان چند سال جلو می رود و کودکی سرخ پوست را نشان می دهد که پسر زیو است. این کودک توسط فردی به نام “اشیل” فنون اساسینز ها را یاد می گیرد و به یک اساسین تبدیل می شود و اینجا است که شخصیت اصلی  بازی پدید می اید.در طول بازی شخصیت بازی عوض می شود یا شکل و شمایلش تغییر میابد که کمی گیمر را اذیت می کند. داستان کلی بازی انقلاب امریکا است و در بازی سعی شده است کانر را طوری جلوه دهند که در این انقلاب موثر بوده است.

 

 

گیمپلی

بهترین قسمت بازی گیمپلی ان است. در مورد گیمپلی بازی می توان گفت حالت پیشرفته ای از گیمپلی عنوان های قبلی این سری است. سازندگان بازی قبل از عرضه بازی اعلام کردند که گیمپلی بازی ۹۰ درصد تغییر کرده است اما به هیچ وجه این طور نیست و سازندگان فقط به گیمپلی همیشگی بازی بال پر داده اند اما ان را به طور کلی تغییر نداده اند. چیزهای زیادی به بازی اضافه شده است که به مهمترین بخش اضافه شده به بازی می توان به جنگ های دریایی اشاره کرد که واقعا بدون نقص و زیبا کار شده است و حس خوبی به بازیکن منتقل می کند.

 

اینبار سیستم مبارزه بازی کمی تغییر کرده است و قالب زیباتری به خود گرفته است , در مبارزه های بازی, حرکات و عکس العمل های بسیاری اضافه شده است که به هیچ وجه تکراری نمی شوند. سلاح ها در بازی تنوع خوبی دارند و می توان سلاح های زیادی را مورد استفاده قرار داد.

مطلب مشابه ◄  آخرالزمان خانم ماجراجو | پیش‌نمایش بازی Shadow of the Tomb Raider

کانر چابک تر از دو اساسین قبلی یعنی اتزیو و الطائر است و این عکس العمل سریع را در بازی به وضوح خواهید دید. کانر یک برتری نسبت به دو اساسین قبلی دارد که ان هم توانایی بالا رفتن از درختان و استتار میان شاخ و برگ ان ها است. همانند دو عنوان قبلی در بازی یارانی خواهید داشت که می توانید ان ها را در سرتاسر امریکا به ماموریت بفرستید یا برای کشتن دشمنان خود از ان ها استفاده کنید.

در بازی حیوانات زیادی نظیر خرس,گوزن,خرگوش,روباه و حتی پلنگ و ببر وجود دارد که در نوع خود جالب توجه است. ماموریت های اصلی بازی در اواخر بازی کمی تکراری و حوصله سر بر می شوند.  ماموریت ها در بازی چیزی شبیه به نسخه های پیشین است.  ماموریت هایی مانند مخفیان گوش دادن به صحبت های سوژه , کشتن شخصی خاص و یا دنبال کردن شخصی که بیشتر ان ها را در نسخه های پیشین دیده اید. بخشی که به بازی اضافه شده است و شما ان را به اینگونه در هیچ بازی ندیده اید بخش جنگ های بزرگ است. شما در بازی باید به یارانتان دستور دهید به طرف مقابل شلیک کنند و در بعضی از مراحل خودتان باید دست به کار بشوید.

 

در طول بازی می توانید حیوانات مختلفی را شکار کنید و اگر شکارچی خوبی باشید برای شما دعوتنامه ای فرستاده می شود و از شما برای شکار کردن دعوت می شود. در بازی می توانید سوار اسب بشوید و فاصله های زیاد را با این حیوان بپیمایید اما ساختار اسب همچنان مشکل دارد و در جمع  و میان مردم مشکلاتش دو چندان می شود و شما اصلا از کنترل اسب لذت نمی برید. به طور کلی گیمپلی بازی بهترین بخش در این عنوان , ولی همچنان  تکراری و خسته کننده است.

گرافیک

گرافیک بازی پیشرفت قابل توجهی داشته است. افکت های گوناگون مثل افکت اب و اتش در بازی به خوبی جلب توجه می کنند مخصوصا افکت اب. افکت اب در این عنوان بی نظیر است و شاید نظیرش را در هیچ بازی دیگری ندیده باشید. گرافیک در حالت کلی خودنمایی می کند به ویژه در مناظری که از دور نظاره می کنید اما افت فریم و بدتر از ان باگ در بخش گرافیک باعث می شود زیبایی های گرافیک بازی فراموش شود. در بازی فصل ها عوض می شوند و رنگ و بوی بازی را مداوم عوض می کنند و تغییرات باعث می شود بازیکن تا حدودی از گیمپلی و گرافیک یکنواخت خسته نشود و بتواند محیط بازی را کشف کند. خانه ها و ساختمان ها در بازی گرافیک منحصر به فردی دارند و طراحی ان ها دقیقا مطابق خانه های تاریخی در زمان انقلاب امریکا است.

چهره شخیصت ها در بازی در بهترین حالت ممکن قرار دارند و واقعی به نظر می رسند مخصوصا چهره شخصیت های کانر,هیتم و چارلز لی. کیفیت بافت ها در بازی در سطح نسبتا خوبی قرار دارند اما در جنگل و طبیعت بازی بافت ها در وضعیت انچنان خوبی قرار ندارند. به طور کلی “اساسین کرید ۳” در بخش گرافیک نکات مثبت و منفی زیادی دارد اما به هیچ وجه از گرافیک بازی زده نمی شوید.

 

 

موسیقی و صداگذاری

موسیقی بازی پیشرفت قابل توجهی داشته است و به همان اندازه صداگذاری بازی پسرفت قابل توجهی داشته. موسیقی بازی تلفیقی از موسیقی سرخ پوستی و تند است و هیجان خاصی به بازیکن می بخشد. زمانی که به ارامی در شهر قدم بر می دارید یا موسیقی ملایم می شنوید یا هیچ موسیقی نمی شنوید اما اگر در یک لحظه دشمنان متوجه حضور شما بشوند موسیقی شکل تند تری به خود می گیرد. صداگذاری کانر و سایر شخصیت های بازی  نسبت به اتزیو و شخصیت سایر نسخه های این سری پسرفت داشته است. شما در بازی ان قدر زبان سرخ پوست ها را می شنوید که واقعا اعصابتان خرد می شود. صدای محیط در بازی مثل صدای حیوانات و اب در سطح خوبی قرار دارد.

 

نتیجه گیری

بدون شک عنوان ” اساسینز کرید” یکی از عناوین موفق ۲۰۱۲ است و پیشرفت رو به جلویی داشته است. مشکلات گرافیکی و صداگذاری بازی بخاطر گیمپلی سریع و زیبایش قابل چشمپوشی است. در اخر تنها چیزی که می توانم بگویم این است که به هیچ وجه این عنوان را از دست ندهید.

پلتفرم تست : Xbox360

محمد حسین کریمی

 

شما باید ورود برای ارسال نظر